فرهنگ مصادیق:درمان تنبلی در نماز خواندن
محتویات
مقدمه
برای اینکه در خواندن نماز تنبلی نکنیم،ذکری هست که کمک کننده باشه؟
پاسخ:
در پاسخ به مطالب زیر توجه کنید:
۱. دغدغه و نگرانی و ناراحتی شما در مورد سستی و کوتاهی در امر نماز بیانگر احساس تعهد و وجود روح تدین در شما است و این امری مثبت و مطلوب و قابل تقدیر است.
۲. باید ریشه یابی کنید و ببینید چه عاملی باعث شده نسبت به نماز سستی کنید و بعد در صدد جبران بر آیید. عوامل مختلفی باعث میشود که یک جوان نسبت به عبادت خدا بی توجه شود. نماز رابطه انسان با خداوند است و انسان بدون خداوند احساس تنهایی میکند و هیچ قدرت و آرامشی در زندگی ندارد.
عوامل سستی در نماز
سستی
نسبت به نماز عوامل متعدد و فراونی دارد که به مهمترین آنها اشاره میشود :
۱- عدم معرفت نسبت به خالق یکتا و حقیقت نماز باعث میشود توجّه به نماز در ما کمتر شود. مهمترین مشکل ما با نماز اینست که خود را نیازمند به نماز خواندن، نمیدانیم بلکه تنها به چشم یک تکلیف به آن نگاه میکنیم؛ تکلیف هم همانطور که از لفظ آن معلوم است یعنی کاری که با مشقت و سختی انجام پذیرد. همهٔ اینها به این خاطر است که نسبت به خالق خویش، معرفت صحیحی نداشته و از اسرار نماز آگاه نیستیم. اگر پی به عظمت خدای یکتا ببریم و بدانیم که او معشوق هستی است و نماز عشق بازی با این معشوق است و او با همه عظمت خود به ما اجازه داده که به دیدارش برویم، آیا در انجام آن کوتاهی خواهیم کرد؟
انبیاء الهی و اولیاء خدا چون عظمت حق تعالی را درک کرده بودند نماز را نور چشم خود میدانستند
در محجه البیضاء آمده است که خداوند فرمود: «یا داود: اگر آنان که روی از من گردانیدهاند میدانستند انتظار و شوق مرا به ترک معصیتشان و مدارایم را با ایشان، هر آینه از شوق، جان میباختند و در اثر محبت و عشق، بند بندشان از هم میگسست.»
ندهی اگر به او دل، به چه آرمیده باشی ؟
نگزینی ار غم او چه غمی گزیده باشی؟
نظری نهان بیفکن، مگرش عیان ببینی
گرش از جهان نبینی زجهان چه دیده باشی؟
سوی او چو نیست چشمت، چه در آیدت به دیده؟
سوی او چو نیست گوشت چه سخن شنیده باشی؟ (فیض کاشانی )
۲- از مهمترین عوامل بی توجهی به نماز و سستی در آن گناه است. حضرت حق (جل و علا) دستور فرمودند که با شیطان طرح دوستی نریزید و از دستورات او پیروی نکنید؛ چرا که مطیع شیطان، از خدا اطاعت نمیکند. وقتی انسان، آلودهٔ به گناه میشود یا اصلا به سمت نماز و نیایش با خدا نمیرود و یا از نماز و عبادت خویش حظ و بهرهای نخواهد برد. بطور طبیعی هر فردی به چیزی گرایش دارد که از آن لذت میبرد! بنابراین چون فرد گناهکار از نمازش لذت نمیبرد ممکن است کم کم نماز را ترک کند و شیطان را به هدفش برساند.
۳- گرایش به سمت دنیا درست در مقابل گرایش به سمت خدا است. به هر مقدار که انسان به سمت دنیا میرود از خدا دور میگردد و برعکس. بنابراین باید توجه کرد که حب افسار گسیخته به دنیا و علاقهٔ قلبی به تمایلات نفسانی، ریشهٔ همهٔ خطاها و گناهان است و در اثر این محبت است که انواع گناهان از انسان سر خواهد زد و حتی در نماز هم، تمام توجه کسی که محب دنیا است، به سمت دنیا و منابع آن خواهد بود و در نتیجه لذتی از نماز نمیبرد و کم کم کاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترک کند و به خسران ابدی گرفتار شود.
عدم آگاهی از آثار نماز
- نماز موجب پوشش گناهان: «و در دو طرف روز (اول و آخر آن) و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار، زیرا خوبیها بدیها را از میان میبرد. این برای پندگیرندگان، پندی است» (هود: 114)
- نماز آرامش دل: «آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند، و دل هایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد!» (الرعد: 28)
پزسشگر عزیز، آرامش از نعمتهای عظیم الهی است. حتما در زندگی تجربه کردهاید؛ انسان وقتی آرامش ندارد از هیچ چیزی لذت نمیبرد. همواره روحی مشوش دارد. انسان زمانی میتواند، فرد موفقی در عرصههای مختلف باشد، که دارای روح و روانی آرام باشد و این حاصل نمیشود مگر در اثر ارتباط با خالق مقتدر.
- از زشتی به دور میشوی: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ؛[۱] آنچه را از کتاب (آسمانی) به تو وحی شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمی دارد».
- نماز بهترین کمک کار انسان در برابر مشکلات: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ؛[۲] ای افرادی که ایمان آوردهاید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است»
عدم توجه به پیامدهای ترک نماز
- ورود به جهنم: در سوره مدثر در آیات ۴۰ تا ۴۳ خداوند از این حقیقت پرده بر میدارد:
بهشتیان سؤال میکنند... از مجرمان: چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! میگویند: ما از نمازگزاران نبودیم». میدانید چرا انسان با ترک نماز چنین روزی پیدا میکند؟ چون کسی که با خدا در ارتباط نبود به ناچار با شیطان در ارتباط خواهد شد. از این رو جایگاه او جای جزء آتش نیست.
- بی دینی: «بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْکُفْرِ تَرْکُ الصَّلَاهِ؛ فاصله بین بنده و کفر ترک نماز است» (جامع الأخبار، ص: 74)
- محروم از یاری: کسیکه نماز میخواند در هر نمازی با گفتن «ایاک نعبد و ایاک نستعین؛ پروردگارا فقط تو را میپرستیم و فقط از تو یاری میجوییم» از خداوند طلب یاری میجوید اما بی نماز خود را از این یاری محروم مینماید. یاری کسی که دارای قدرت و رحمت، علم و حکمت است.
- محرومیت از شفاعت: «ابوبصیر میگوید:پس از شهادت امام صادق (علیه السلام) نزد اُمِّ حمیده (کنیز امام صادق علیه السلام) برای عرض تسلیت رفتیم، گریه کرد و ما نیز از گریه ی او، گریه کردیم، سپس گفت :ای ابا محمد (لقب دیگر ابو بصیر) اگر امام صادق (علیه السلام) را هنگام مرگ میدیدی، چیز عجیبی مشاهده مینمودی؛ چشمهای خود را گشود و فرمود: بستگانم را حاضر کنید، ما همه ی آنها را حاضر کردیم، به آنها نگاه کرد و فرمود: «اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ؛ همانا شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمرد، نرسد» (طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، متن ج ۲، ص: ۴۵۱)
- باطل شدن اعمال: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:« مَنْ تَرَکَ صَلَاتَهُ حَتَّی تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ؛ کسی که بدون دلیل نمازش را رها کند تا اینکه قضا شود بدرستیکه اعمالش را باطل کرده است.» (جامع الأخبار، ص: 73)
- اولین چیزی که در قیامت بر آن محاسبه میشود نماز است. پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: بهترین واجبات پس از شناخت (خدا) نماز است. نماز نخستین چیزی است که بنده را برای آن مورد حساب قرار میدهند، اگر پذیرفته شد سایر اعمال نیز پذیرفته میشود و اگر پذیرفته نشد بقیّه اعمال نیز پذیرفته نمیشود. (الکافی ج ۳ ص 268 )
- تارک الصلاه با قارون و فرعون و هامان محشور شده و با منافقین روانه جهنم میشود: رسول خدا (صل الله علی وآله) فرمودند: «لَا تُضَیِّعُوا صَلَاتَکُمْ فَإِنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلَاتَهُ حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَ قَارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هَامَانَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ أَخْزَاهُمْ- وَ کَانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ النَّارَ مَعَ الْمُنَافِقِینَ فَالْوَیْلُ لِمَنْ لَمْ یُحَافِظْ عَلَی صَلَاتِهِ؛ نمازتان را ضایع نکنید؛ بدرستیکه هر کس که نمازش را ضایع کند خداوند او را با قارون و فرعون وهامان (که لعنت و ننگ الهی بر آنها باد ) محشور نماید و واجب است بر خداوند که داخل کند او را با منافقین پس وای بر کسیکه بر نمازش محاظت ننماید .» (جامع الأخبار، ص: 74)
- شیطان بر تارک الصلاه مسلط شده و او را دچار گرفتاریهای بزرگ میکند: رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «لَا یَزَالُ الشَّیْطَانُ یَرْعَبُ مِنْ بَنِی آدَمَ مَا حَافَظَ عَلَی الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ- فَإِذَا ضَیَّعَهُنَّ یَجْتَرِئُ عَلَیْهِ وَ أَوْقَعَهُ فِی الْعَظَائِمِ؛ همواره شیطان از بنی آدم گریزان است مادامی که بر نمازهای پنج گانه محافظت مینماید اما هنگامیکه آنها را ضایع نمایع بر او جرأت پیدا کرده و او را دچار گرفتاریهای بزرگ میکند.» (جامع الأخبار، ص: 74)
- مصیبتهای پانزده گانه در دنیا، مرگ، قبر و قیامت شامل سبک شمارنده نماز میشود
در روایت آمده، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از پدر بزرگوارش حضرت محمّد (صلّی اللَّه علیه و آله) پرسیدند: ای پدر جان! سزای مردان و زنانی که نماز را سبک بشمارند، چیست؟ فرمود: ای فاطمه، هر کس چه مرد باشد و چه زن، نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده مصیبت گرفتار مینماید: شش چیز در سرای دنیا، و سه چیز هنگام مرگ، و سه چیز در قبرش، و سه چیز در قیامت هنگام بیرون آمدن از قبر.
مصیبتهایی که در دار دنیا بدان مبتلا میگردد عبارتند از:
۱- خداوند، خیر و برکت را از عمر او برمی دارد.
۲- خداوند، خیر و برکت را از روزی اش برمی دارد.
۳- خداوند- عزّ و جلّ- نشانه صالحان را از چهره او محو میفرماید.
۴- در برابر اعمالی که انجام داده پاداش داده نمیشود.
۵- دعای او به سوی آسمان بالا نمیرود و مستجاب نمیگردد.
۶ - هیچ بهرهای در دعای بندگان شایسته خدا نداشته و مشمول دعای آنان نخواهد بود.
و مصائبی که هنگام مرگ به او میرسد بدین ترتیب است:
۱- با حالت خواری و زبونی جان میدهد.
۲- گرسنه میمیرد.
۳- تشنه جان میسپارد، به گونهای که اگر آب تمام رودخانههای دنیا را به او بدهند، سیراب نگشته و تشنگی اش برطرف نخواهد شد.
و مصیبتهایی که در قبرش بدان گرفتار میگردد بدین قرار میباشد:
۱- خداوند فرشتهای را بر او میگمارد تا او را در قبر نگران و پریشان نموده و از جایش برکند.
۲- خداوند گور را بر او تنگ میگرداند.
۳- قبرش تاریک میشود.
و مصائبی که در روز قیامت، هنگام بیرون آمدن از قبر، بدان مبتلا میشود، عبارت است از:
۱- خداوند فرشتهای را بر او میگمارد تا در حالی که مردم به او مینگرند، او را به رو بر زمین بکشد.
۲- سخت از او حساب میکشند.
۳- خداوند هرگز نظر رحمت به او ننموده و از بدیها پاکیزه اش نمیگرداند، و برای او عذاب دردناکی خواهد بود. (فلاح السائل و نجاح المسائل ص ۲۲، ادب حضور ص 62 )
4- یکی از عوامل سستی، بی حوصلگی و کم صبری است. انجام هر تکلیفی در آغاز راه، صبوری و استقامت میخواهد. امام خمینی (رحمه الله علیه) در توضیح صبر در اطاعت فرمودهاند: [ یعنی ] انسان در فرمانبرداری حق تعالی، خود دار باشد و نفس اماره عنان از دست انسان نگیرد، و افسار گسیخته نکند. در حدیثی از امام علی (علیه السلام ) آمده است که فرمودند: «کسی که بر اطاعت صبر کند خداوند برای او ششصد درجه بنویسد که فاصلهٔ هر درجه از پایان زمین تا عرش میباشد»
5- از مهمترین عواملی که باعث سستی در نماز میشود ضعف اراده میباشد. انسان برای انجام هر کاری به صورت مستمر، نیاز به ارادهای قوی دارد.
برای تقویت اراده ابتدا باید مبادی آن را تقویت کرد و سپس اموری که مانع عملکرد انسان میشود را برطرف نمود. بنابراین تقویت اراده از دو راه ممکن میشود:
۱. تقویت مبادی اراده: مبادی اراده، همانگونه که در آثار فلسفی بدان اشاره شده است عبارت است از: علم و آگاهی، تصدیق فایده، شوق، شوق تشدید شده، عزم و تصمیم قاطع. این مبادی در نهایت منتهی به اقدام عملی و اراده میشود.
انسان وقتی چیزی را میشناسد و به منافع آن و تاثیری که در جهت خوشبختی و سعادت او دارد، پی میبرد، اشتیاق و علاقه پیدا میکند که آن را بدست آورد. این شوق با شناخت بیشتر نسبت به آن چیز، افزون تر میشود تا جایی که عاشق آن میشود و تصمیم میگیرد برای رسیدن به آن عملا حرکت کند و تلاش و سرمایه گذاری نماید.
۲. رفع موانع و کسب آزادی معنوی: اقدام عملی برای رسیدن به خودساختگی و کمال، در صورتی موفقیت آمیز خواهد بود که طالب کمال، با کسب آزادی معنوی، موانع راه را از سر راه خود برطرف و قدرت رسیدن به آن را در خویش ایجاد نموده باشد. موانع راه همان اسارتهای انسان هستند که در فرازهای قبلی بدان اشاره شد.
گامهایی برای تقویت اراده
برای تقویت اراده باید دانست که: فرد با اراده کسی است که دارای هدفی معقول بوده و تا موقعی که به آن نرسیده است، از تعقیب آن باز نمیایستد. مشکلات و موانع روانی یا مادی، به اراده و عزم او لطمه نزده و از پیشرفتش جلوگیری نمیکند. بنابراین در اولین گام، برای رفع اضطراب و کسب روحیه قوی باید هدف و یا اهداف دقیق و مشخص خود را از زندگی یا کاری که میخواهد انجام دهد، برای خویش ترسیم نماید.
دومین گام، شناخت تواناییها و استعدادهای نهفته در وجود خویش است. همه ما در وجود خود از استعدادهایی برخورداریم، کافی است این نیروها را بشناسیم و برای رسیدن به هدف، آنها را به کار گیریم.
سومین گام، برنامه ریزی است. باید برای تمام کارها و فعالیتهای شبانه روزی، برنامهای مدوّن و منظم داشته باشید. بدین منظور از جدولی استفاده کنید که در ستون افقی آن، ساعات شبانه روز و در ستون عمودی، ایام هفته را یادداشت کرده و تمام کارهای روزانه را در آن درج کنید (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و...). هر فعالیتی را در زمان خاص خود در جدول بنویسید و هیچ زمانی را بدون کار خالی نگذارید.
هر روز صبح با نگاهی به آن برنامه، به اجرای دقیق آن بپردازید و شبها قبل از خوابیدن، آن را محاسبه و ارزیابی کنید؛ شایسته است همچون یک محاسبه گر جدی و قاطع، فعالیتهای روزانه و میزان موفقیت خود در انجام دادن کارها را بررسی کنید. در صورت موفقیت خود را تشویق کنید و در صورت تخلّف از برنامه و سهل انگاری در اجرا، خود را تنبیه نمایید.
چهارمین گام، تلقین است. تلقین به خود در تقویت اراده اثر قابل ملاحظهای دارد. بنابراین هر روز جملاتی را به خود تلقین کنید؛ مانند: «من اراده لازم برای انجام کارهایم را دارم» «هیچ چیزی نمیتواند ارادهام را متزلزل کند»، «اراده من هر روز محکم تر میشود»،«من میتوانم نمازهایم را بخوانم»
پنجمین گام، توجه به تدریجی بودن تقویت اراده است. برای به دست آوردن ارادهای قوی و محکم، تدریجی بودن آن و نیاز به تمرین و ممارست امری لازم و ضروری است. گمان نکنید میتوانید به طور دفعی و بدون هیچ تلاشی، به آن دست یابید.
بنابراین باید عزمتان را جزم کنید و با ارادهای قوی در خواندن نمازهای روزانه، کوشا باشید.
دوست عزیز، توصیه میشود به راهکارهای ذیل توجه نمایید.
- آشنایی با اسرارو فلسفه نماز؛ در ظاهر نماز باطنی نهفته است. با انجام این ظاهر باید به حقیقت آن دست یافت. به طور نمونه هر گاه به سجده میخواهی بروی بیاد بیاور که خدا ما را از خاک ایجاد کرد. هنگامی که سر از سجده بر داشتی در دل بگذران که خدا ما را از خاک به این هستی آورد. در هنگام رفتن به سجدهٔ دوم به خود یاد آوری کن بازگشت ما دوباره به این خاک خواهد بود. هنگامی که سر از سجدهٔ دوم برداشتی با خود بگو: ما دوباره از خاک زنده میشویم. (اسرار نماز/ آیت الله جوادی آملی).
این توجهات و تأملات عشق، هدف و خدا را در زندگی ما خواهد آورد. کافی است برای مدتی نماز خود را این گونه بجا بیاورید. آن وقت خواهید دید که دیگر نماز را نمیشود رها کرد.
- ابتدا این کار با زحمت و ریاضت انجام میشود، ولی بعد از مدتی آسان خواهد شد و رضایت الهی را در آغوش خواهید کشید. برای مدتی خود را به نماز وادارید و آن را بجا بیاورید. حتماً شما توانایی این را دارید که نماز را برای مدتی ادامه دهید و به آن بپردازید. این کار شما باعث میشود که سَدی که بین شما و نماز پیدا شده است شکسته شود. هنگامی که این حالت اتفاق افتاد دیگر نماز خواندن برایتان به آن دشواری که تصور میکردید، نخواهد بود.
- سعی کنید با مسجد و دوستان مومن ارتباط داشته باشید. مدتی این رویه را در پیش بگیرید. خواهید دید موثر است.
- ببینید غرق محبت و لطف خدا هستیم یا نه؟ «هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ؛[۳] مگر پاداش احسان جز احسان است» از ویژگیهای فطری هر انسانی این است که در مقابل نعمتی که دیگران به وی عطا میکنند سپاسگذار بوده و تشکر مینماید. فطرت انسان خواهان تشکر از ولی نعمت است. و از آنجا که در اصل خدای سبحان خالق و هستی بخش ماست و از سویی همه نعمتها و برکاتی که در زندگی ما وجود دارد از آن اوست؛ بنابر این لازم است به اقتضای تکلیف فطری خودمان از قادر منّان تشکر کنیم. امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه ) میفرمایند: «انسان لااقل هر شب و روزی مقداری، ولو کم هم باشد فکر کند در اینکه آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده، و بدن سالم و قوی صحیحه ..... به او عنایت کرده ....و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده و کتابها نازل کرده و راهنماییها نموده و دعوتها کرده، آیا وظیفهٔ ما با این مولای مالک الملوک چیست ؟ آیا تمام این بساط، فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است که با تمام حیوانات شریک هستیم یا مقصود دیگری در کار است ؟ .....اگر انسان عاقل لحظهای فکر کند میفهمد که مقصود از این بساط، چیز دیگری است! و منظور از این خلقت، عالم بالا وبزرگتری است؛ و این حیات حیوانی مقصود به لذات نیست. و انسان عاقل باید در فکر خودش باشد و به حال بیچارگی خودش رحم کند و با خود خطاب کند! ای نفس شقی که سالهای دراز در پی شهوت عمر خود را صرف کردی و چیزی جز حسرت نصیبت نشد، خوب است قدری به حال خود رحم کنی؛ از مالک الملوک حیا کنی، و قدری در راه مقصود اصلی قدم زنی. .....و سعادت همیشگی را مفروش، به شهوات چند روزه ی فانی.... (چهل حدیث حضرت امام (رضوان الله تعالی ) / ص ۶ و 7)
حال این تشکر باید به چه شکل و کیفیتی باشد؟ انبیای الهی روشنگر این حقیقت بودهاند و نبیّ مکرّم اسلام نیز به نوبه خویش نماز را با این شکل و هیئت خاص به ما معرفی فرمودهاند. بنابر این همان گونه که پروردگار مهربان هر شب و روز، ما را رهین الطاف و برکات خویش گردانیده است، ما بندگان نیز موظّفیم هر چند ساعت یک بار در برابر محبوب قلب و عزیز دلمان بایستیم و از او نهایت سپاسگزاری و تشکر را بنماییم.
- دوری از موانعی که باعث سستی نسبت به نماز میگردد..
- مطالعه تأثیرات منفی ترک نماز با استفاده از روایات اهل بیت (علیهم السلام)
- مطالعه پیرامون آثار مثبت فردی، اجتماعی، روحی و جسمی نماز
میتوانید به کتاب ۴۰ نکته پزشکی پیرامون نماز، نوشته دکتر مجید ملک مهری مراجعه نمائید.
- یاد مرگ و سرنوشت تمامی انسانها یعنی قبر و قیامت؛ لذا حداقل هفتهای یک بار به زیارت اهل قبور مؤمنین و شهدای عزیز بروید و باتأمل، به گذرا بودن دنیا پی میبرید. به خودتان متذکر شوید که مرگ معلوم نیست چه موقع به سراغ ما بیاید و چه بسا فرصت جبران گذشته را به ما ندهد و اگر ما دست خالی به ان دنیا برویم سرنوشت بسیار بدی پیدا خواهیم کرد؛ پس چه خوب است تا زندهایم فرصت را غنیمت شمرده و برای خود ره توشهای ذخیره نمائیم.
- بهره گیری از قرآن کریم و انس و آشنایی با معارف آن (هرکسی در حد خودش حتی در حد ترجمه) موجب رشد روحی میباشد. زیرا معارف قرآن و آیاتش نسخههایی است برای درمان دردها و مشکلات. گرچه در برداشت از آیات متشابه باید جانب احتیاط را پیشه کرد و آن را به اهلش واگذار نمود و گرنه ممکن است خود آن موجب گرفتاری گردد.
- با نگاهی به سیرهٔ اهل بیت (علیهم السلام) و سیرهٔ بزرگان، اهمیت نماز به خوبی روشن است. مثلا: شهید چمران که علاوه بر جایگاه علمی بسیار والایی که در ایران و آمریکا داشتند اما همچنان اهل نماز و مقید و پیایبند به اصول دینی بودند و جان خود را فدای دین و نماز نمودند. شهید رجایی که با وجود جایگاه والای سیاسی که داشتند همواره به نماز اهمیت می دادن و جمله معروفی از ایشان به یادگار مانده که: «به نماز نگو کار دارم؛ به کار بگو که نماز دارم» (مضمون جمله) شهید خلبان بابایی که به هنگام امضای مدرک خلبانی خود در زمان شاه و در کشور امریکا در اتاق فرمانده به هنگام وقت نماز شروع به خواندن نماز میکند و یا اینکه در دوران نوجوانی حاضر میشود از مدال ورزشی چمش پوشی کند ولی نمازش را رها نکند .
- سفرهای زیارتی و درک فضاهای معنوی میتواند درعلاقه به نماز نقش مؤثری داشته باشد.
- میتوانید آیات یا احادیثی که در مورد اهمیت نماز است در معرض دید، نصب کنید.
- برای دستیابی به توفیق نمازخواندن، به ائمه اطهار (علیهم السلام) متوسل شوید و آنها را در پیشگاه خداوند واسطه کنید که خداوند توفیق چنین عملی را به شما عطا فرماید.
- مراقب دوستیهای خود باشید؛ نقش بسیار مهم دوستان در شکل دهی شخصیت خودتان را نادیده نگیرید. دوستان شایسته و خوب در سوق دادن انسان به سوی سعادت و کمال موثرند و دوستان ناشایست درانحراف آدمی به سمت ناهنجاریهای اخلا قی. چه بسا جوانانی که در مسائل دینی علاقمند و به دینداری خود راغبند و لیکن در محیطهای مختلف از قبیل محلهایی که در آن زندگی میکنند یا محیط کار و تحصیل که در آن ساعاتی را سپری میسازند با افرادی آشنا شوند که کارهای نادرست انجام میدهند یا حرفهای لغو و بیهوده میزنند به مرور زمان موجب میگردد که حالات و رفتار آنها در روح انسان تأثیر بگذارد و حال دعا و مناجات از انسان سلب شود و به تدریج او را در دام بی دینی و لا ابالی گری گرفتار میکنند.
- از سیستم مراقبه استفاده کنید، یعنی در طول روز مراقب نفس خویش باشید و شب هنگام محاسبه کنید تا ببینید به وظایف و برنامه خویش عمل کردهاید یا نه و در صورتی که عمل نکرده باشید خویش را مورد عتاب و تنبیه قرار دهید. انسان باید مواظب جلسات، خواندنیها، شنیدنیها، دیدنیها، خوردنیها و پوشیدنیهای خود باشد، مواظب باشد چه سخنی را میشنود و چه میگوید، دقت کند که در کنار سفره غذای حلال مینشیند یا حرام؟ چه صحنه و منظرهای را نگاه میکند!. اگر انسان مواظب خود باشد به تدریج به یاد خدا دل میبندد وقتی به یاد خدا دل بست،نه تنها نمازهای واجب را با عشق میخواند بلکه از نوافل نیز غافل نمیشود.
- رضایت خداوند را ملاک هر رفتار و گفتار قرار دهید و از تسلیم شدن در برابر تمایلات پوچ و هواهای نفسانی بپرهیزید. این تسلیم شدنها اراده را ضعیف و متزلزل میسازد. تقوا و رعایت حرمت دستورهای پروردگار برای آرامش روانی و تقویت نفس و اراده بسیار سودمند است.
- از خواب زیاد، پرخوری و دیگر اسباب تنبلی و سستی اراده بپرهیزید.
- با کسانی که روحیه و اراده قوی دارند، دوست شوید تا اراده شما نیز قوی گردد.
- ما معتقدیم که اغلب جوانان ما دین باورند و مشکل آنان بیشتر از ناحیه غفلت است. مردم ما مشکل ایمانی ندارند، ولی متاسفانه در جامعه و فرهنگ ما عوامل غفلت فراوان است، مانند برنامههایی که تا نیمه شب ادامه دارد و باعث میشود شخص نماز صبح مثلا خواب بماند و یا توجه روزافزون به لذت طلبیهای افراطی و گرایش به دنیا است که زمینه اصلی غفلت انسان از حرکت به سوی کمال و خدای متعال را فراهم کرده است. در این راستا باید توجه کرد که حب افسار گسیخته به دنیا و علاقهٔ قلبی به تمایلات نفسانی، قویترین عاملی است که انسان را دچار غفلت نموده و نیز ریشهٔ بسیاری از خطاها و گناهان میشود. مومن واقعی کسی است که فکر و ذکرش خدا است و خدا محور تمام زندگی او است. اگر کسی فکر و ذکرش دنیا شد، از نظر معنوی ضعیف خواهد شد و نمیتواند به سمت قرب الهی حرکت کند.
انگیزه اهمیت دادن به نماز یکی احساس وظیفه است و دیگری احساس لذت و عشق به خداوند. در اثر غفلت انسان احساس وظیفه اش را نسبت به خود و خداوند از دست میدهد. کسی که محب دنیا است، حتی در نماز هم، توجه اش به سمت دنیا و منافع آن خواهد بود، در نتیجه لذتی از نماز و ارتباط با خداوند نمیبرد و کم کم کاهل نماز شده و چه بسا نماز را ترک کند و به خسران ابدی گرفتار شود. گام اول در رهایی ازغفلت، شناخت عواملی است که انسان را به این سمت و سو میکشاند تا با این شناخت بتواند هر چه بهتر نسبت به رفع اینگونه موانع قدم بردارد. مهمترین عامل غفلت خداناشناسی است که باعث خدافراموشی میشود. زیرا غافل کسی است که چون معرفت ندارد، خدا را فراموش کرده است، اما عوامل دیگری نیز دارد که بیان میشود.
مهمترین عوامل ایجاد کننده غفلت که در آیات و روایات بدان تصریح شده به شرح ذیل میباشد.
۱- هوا پرستی: روح آدمی را یا خدا پر میکند، و یا هوای نفس، چرا که جمع میان این دو ممکن نیست. هوا پرستی انسان را در خویشتن فرو میبرد. و از همه حقایق جهان دور میسازد! یک انسان هوا پرست جز به اشباع شهوت و دنیا طلبی خویش نمیاندیشد. آگاهی، گذشت، ایثار، فداکاری و معنویت برای او مفهومی ندارد.
۲- سطحی نگری: در قرآن کریم سطحی نگری نسبت به زندگی دنیا بدون در نظر داشتن واقعیت پس از آن، یکی دیگر از سببهای غفلت نام برده شده :«يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ؛[۴] آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را میدانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند!»
۳- آرزوهای دراز عامل بزرگ غفلت از خدا
بدون شک امید و آرزو عامل حرکت چرخهای زندگی انسانها است، که حتی اگر یک روز از دلهای مردم جهان برداشته شود، نظام زندگی به هم میریزد، و کمتر کسی دلیلی بر فعالیت و تلاش و جنب و جوش خود پیدا میکند.
ولی همین عامل حیات و حرکت اگر از حد بگذرد و به صورت آرزوی دور و دراز در آید بدترین عامل انحراف و بدبختی است، و درست همانند آب باران است که مایه حیات است اما این آب اگر از حد گذشت مایه غرق شدن و نابودی خواهد شد.
خلاصه کلام اینکه
دوست گرامی؛ ایمان تنها عامل نجات انسان و نماز مهمترین علامت صدق ایمان است. بعد از گفتن شهادت، اولین و مهمترین حرکت عملی نجات بخش مومن، نماز است. کسی که نماز نمیخواند، ایمانش تنها در حد ادعا است و دلیلی برایش نمیتواند اقامه کند. نماز دلیل اثبات ادعای ایمان است. نماز رکن دین و عامل اصلی نجات انسان از هلاکت و دنیا است، نقش نماز در دنیا و آخرت بسیار تعیین کننده و سرنوشت ساز خواهد بود. در این زمینه به سایت مراجعه کنید و مطالب فراوانی هست که لازم است مطالعه نمایید، تا احساس ضرورت نسبت به آن در شما احیا گردد.
موفق و رستگار باشد.
برای آگاهی بیشتردر این زمینه کتابهای فراوانی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میشود.
۱- پرتوی از اسرار نماز، قرائتی
۲- اسرار الصلاه، ملکی تبریزی
۳- آداب الصلاه، امام خمینی
۴- صلاه الخاشعین، دستغیب
۵- اسرارالصلاه، جوادی آملی
۶- راز نماز محسن قرائتی
۷- راز نماز بی آزار شیرازی
۸- پرواز در ملکوت امام خمینی
۹- از ژرفای نماز آیت الله خامنهای
۱۰- این است نقش عبادات محمد باقر صدر
۱۱- حکمت عبادات، آیت اللّه جوادی آملی.







