فرهنگ مصادیق:خیرخواهی و نصیحت

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
خیرخواهی و نصیحت

۱ـ خیر خواهی برای دیگران یکی از جلوه‌های خیر است . درلغت عرب واژه نصیحت به معنای خیرخواهی آمده است . البته اصل نصیحت در لغت به معنای خلوص است ، چنان که قرآن کریم می‌فرماید:
(تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا)[۱] یعنی خَالصاً.
ولی این نیز به نحوی به همان معنای خیرخواهی بازگشت می‌کند.
۲ـ در قرآن کریم خیرخواهی ونصیحت ازصفات انبیا: معرّفی شده است ، لذا همه مصلحان واقعی با الگوگیری از انبیای الهی انسان‌هایی ناصح و خیر خواه بودند وهستند، امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «اَمحض اخاک بالنّصیحه ؛ نصیحت و خیرخواهی رابرای برادر دینی ات خالص کن».
درجای دیگرمی فرماید؛ «المؤمن غریزتُهُ النُصْح ؛ سرشت و فطرتِ مؤمن خیرخواهی و نصیحت است».
و رسول اکرم (ص) درکلامی رسا فرمود: «الدّین النّصیحه»؛ یعنی حقیقت و گوهر و جوهره دین ، همان نصیحت و اخلاص و خیرخواهی است.
۳ـ نصیحت و خیرخواهی گاهی برای اشخاص است و گاهی برای اجتماع ، گاه بازبان و با قلم است و گاهی به دل و گاهی باعمل و گاهی باسکوت وگاهی باخروش . در روایت معصومین: می‌خوانیم: هرکس پنج خصلت را برای من ضمانت کند بهشت را برایش ضمانت می‌کنم ؛ نصحیت و خیر خواهی برای خدا و برای پیامبر (ص) و برای قرآن و برای دین خدا و برای همه مسلمین. شیخ طُریحی در مجمع البحرین در توضیح این روایت می‌نویسد: نصیحت برای خدا همان اعتقاد در وحدانیت او و اخلاص در نیّت عبادت ویاری حق در راه خداست و نصیحت برای قرآن همان تصدیق به آن و عمل به رهنمودهای قرآن ودفاع از آن در برابر تأویل جاهلان و تحریف غالیان و حملات دشمنان است ونصیحت برای رسول خدا (ص) تصدیق به نبوت و رسالت او و انقیاد و فرمانبرداری از امر و نواهی اوست .
از این جا روشن می‌شود که معنای «النصیحَهُ لاِئمَّه المُسلمین» آن است که مؤمن نباید از آنچه که شرط خیرخواهی است ، در مقام مشاور برای ائمه فروگذار کند و در مرحله آخر، آنچه شرط اخلاص و فرمانبری است به جا آورد و مطیع اوامر و نواهی باشد،چنان که گفته‌اند:
«النَّصیحَه لائمه المسلمین هی شدَّهُ الْمَحَبَّهِ لَهُم وعدم الشَّک ِّ فیهم و شدَّهُ متابعتهم فی قبول قولهم و فعلهم وبذل جهدهم و مَجْهورهم فی ذلک».
۴ـ از بعضی از روایات استفاده می‌شود که حتی آتش جهنم که به ظاهر عذاب برای جهنمیان است به نوعی خیرخواهی است ، هم برای دیگران و هم برای خود آنها، زیرا موجب می‌شود گناهانشان پاک شود و از سنگینی گناه آسوده شوند و بتوانند به سوی بهشت حق پرواز کنند.
۵ـ نکته‌ای که در خیرخواهی باید همواره مورد توجه قرار گیرد آن است که خیرخواه باید غیور باشد؛ یعنی در ابتدا سعی کند خودش اصل خیر باشد تا عملش از مجازیت در آید و با حقیقت پیوند پیداکند. پس شایسته است که شخص خیرخواه ، خود، در وادی خیر باشد و پیشتاز عرصه خوبی‌ها. شاید جمله شیخ الرئیس بوعلی در اشارات که فرمود:«عارف غیور ست» تنبیه بر همین معنا باشد، زیرا عارف همواره در صدد آن است که گامی از دیگران به محبوب نزدیک تر باشد و این مقتضای غیرت است ، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ؛[۲] خودتان و اهلتان را از آتش دور نگه دارید».
۶ـ باید توجه داشت که در اسلام نصیحت کننده و نصحیت شنونده هریک شرایط و آداب و احکامی دارند که باید آنها را مراعات نمود.
۷ـ نکته آخر این که نصیحت هیچ گاه زشت نیست ، گرچه بسا شنونده آن را به جهتی زشت بشمارد و بساناصح و خیرخواه که قدرش را ندانند و در حقش جفا و بی مهری کنند و به جای سپاسگذاری با او دشمنی و عداوت نمایند. متأسفانه آن طور که تاریخ نشان می‌دهد غالباً خیر خواهان مورد بی لطفی و جسارت یا حتی آزار و اذیت و بلکه تهدید و شهادت قرار گرفته‌اند و البته این نبود مگر به تلبیس شیطان و ائمه کفر و جهالت عوام ، چنان که قرآن کریم در حکایت از گفتگوی حضرت صالح (ع) با قومش می‌فرماید:
«وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ؛[۳] و گفت : ای قوم ، به درستی که رسالت خدایم را به شما رساندم و برای شما خیر خواهی کردم ،ولی شما خیر خواهان را دوست نمی‌دارید.»
و در جای دیگری می‌فرماید: «أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ؛[۴] آیا هرگاه که رسولی برای شما آمد که نفْستان نپسندید، گروهی را سرکشی کردید و گروهی را کشتید.»
چنان که در تاریخ آمده است هنگامی که امام (ع) برای نصیحت و خیر خواهی سپاه کوفه در مقابل آنهابه خطابه ایستاد کوفیان هلهله می‌کردند تا صدای امام به آنها نرسد و آخر کار سنگی به پیشانی امام زدند و عمامه امام خون آلودشد و با بی مهری کوفیان مواجه شد و بازگشت .

پا نویس

  1. سوره تحریم؛ آیه 8
  2. سوره تحریم؛ آیه 6
  3. سوره اعراف؛ آیه 79
  4. سوره بقره؛ آیه 87
منبع: سایت ولی عصر(عج) - تاریخ برداشت : ۹۵/۴/۱۳