فرهنگ مصادیق:خطر ارتجاع از انقلاب اسلامی
مقدمه
هر انقلابی بر پایه تحول عقیدتی، اخلاقی گروهی پرشمار از مردم شکل میگیرد. ارتباط و سازماندهی نیروهای تحول یافته و مبارزات آنان با اندیشهها، مبانی، چهرهها و الگوهای نطام حاکم و قوانین و اخلاقیات برخاسته از آن، عامل پیدایش انقلاب و نظام نوین میشود. هدایت و هماهنگی نیروهای همفکر انقلاب، مسؤولیت اصلی رهبران فکری و سیاسی است.
در انقلاب اسلامی، این مراحل در سایه رهنمودهای رهایی بخش امام خمینی(قدس سره) و یاران نزدیک ایشان پایان یافت و نظامی برخاسته از اندیشههای قرآنی، در جستجوی آرمانهای اسلامی و متعهد به معیارهای مکتبی بر پایه قرآن و عترت، شکل گرفت. برای بنیانگذار انقلاب اسلامی و انبوه تودههای مقلد او چیزی جز آزادی از سلطه استبداد داخلی، استقلال از کفر جهانی در همه ابعاد زندگی و حاکمیت اسلام در کلیه بخشها مطرح نبود.
روزی که سیل خروشان انسانهای به خشم آمده از شدت بیداد و تحقیر، میادین و خیابانهای شهر و روستای ایران را فرا گرفت، کفر و استکبار و دموکراسی غربی و نطام کمونیستی آن روز شوروی منفورترین تفکر و نظام در چشم و اندیشه مردم کشور ما بود. هر سخن و رفتاری که بوی دوستی با شرق و غرب داشت، کافی بود که گوینده و نویسنده و عامل آن را به زباله دان تاریخ پرت کند. و اروپا و آمریکا، آن روزها، «زباله دان تاریخ » بود. امام خمینی، شاگردان برجسته امام، عالمان متعهد و بیدار، دانشگاهیان متعهد و مؤمن، بازاریان و کسبه آگاه و متعهد، کارگران و کارمندان، فرهنگیان فرهیخته و آزاده که انقلاب بزرگ اسلامی را با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی » بنیان نهادند، به چیزی کمتر از اجرای فرمان قرآن و رهنمودهای معصومین(ع) نمیاندیشیدند. آرمانهای انقلاب اسلامی در سطر، سطر صحیفه نور در نوشتهها و گفتارهای امام خمینی(قدس سره) و یاران نزدیک ایشان در سالهای قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر دیدگان ماست. و آخرین فریادهای آسمانی خورشید جماران هنوز با آوای گیرا و غم آلود رهبر انقلاب اسلامی در گوشها، طنین افکن است.
حضور امام خمینی، سدی استوار و بلند در پاسداری از اهداف و آرمانها و مشعلی پرنور در نگاه تودهها و مانعی بزرگ در برابر هر گونه ارتداد سیاسی و ارتجاع فرهنگی و حضور و حاکمیت عناصر وابسته و فریب خورده در سطوح عالی و ردههای میانی نظام اسلامی محسوب میشد. با غروب خورشید فجرآفرین انقلاب اسلامی، امید به ارتجاع فرهنگی و ارتداد سیاسی، در دل سردمداران حرکت کفر جهانی زنده شد و برنامه ریزی و سیاست گذاری در ابعاد گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای محو همه دستاوردهای انقلاب اسلامی و سلطه دوباره غرب آغاز گردید.
اقدامات شیطان
در پرتو انقلاب اسلامی استکبار جهانی از پا درآمد، تور صیادی کفر از هم گسیخت و کبوتر ایران از قفس آمریکا آزاد شد و نه تنها شبکه استعماری را برهم ریخت و کبوتر «ایران » از دام شیطان گریخت، بلکه دیگر کبوتران آگاه هم به فکر آزادی و گریز و ستیز با صیاد کشورها افتادند. نغمه استقلال و آزادی و فریاد اسلام خواهی در پنج قاره برخاست و صدای الله اکبر سیاهیان رؤیاهای شیرین لمیدگان کاخ سفید را آشفته ساخت. شیطان زخم خورده که در آغاز واقعیت شکستن قفس و آزادی ایران را باور نمیکرد، با فتح لانه جاسوسی از خواب خرگوشی بیدار شد و به برنامه ریزی و تلاش برای گرفتن کبوتر آزادی پرداخت و نیروهای پیاده و سواره خویش را مامور جنگ تحمیلی، فشار اقتصادی، تحریک قومیتها، تقویت و هدایت گروهکها، کودتای نوژه، حمله به طبس و ... همه و همه حلقههای زنجیر شیطان برای دستگیری دوباره آهوی گریخته از دام بود که با الطاف الهی و دعای امام عصر(عج) و رهنمودهای ولایت فقیه، حلقهها گسسته و تمام نقشهها خنثی شد و ایران اسلامی، آزاد و سرافراز راه خود را ادامه داد.
سرانجام شیطان بزرگ از هجوم نیابتی صدام و محاصره اقتصادی خود و همفکران اروپایی اش، بهرهای نبرد و به جستجوی راهکارهای دیگر پرداخت، او گرچه در بیرون مرزهای ایران اسلامی از طریق حضور در خلیج فارس، همکاری ترکیه و رژیم صهیونیستی و حضور صهیونیستها در کشورهای شمالی ایران، تولید و تجهیز گروهک طالبان، هنوز هم چنگ و دندان نشان میدهد. ولی حقیقت این است که او از درگیری نظامی مستقیم با ایران اسلامی به شدت میهراسد.
آمریکا، هم اکنون امید فراوان به ضعفها و تقصیر و قصور نیروهای خودی و فرزندان انقلاب اسلامی بسته است تا از داخل، یاران امام را سرگرم جنگ و جدال مطبوعاتی و رسانهای سازد و با تشدید اختلافات خانوادگی، خود را داور مرضی الطرفین و پناهگاه مظلوم و مقبول عموم جلوه دهد.
پذیرش داوری نهایی کفار و افتخار کردن و بالیدن به استانداردها و مقبولیت آنان در میادین اقتصادی، هنری، ورزشی آفت بزرگی است که برخی دست اندرکاران نهادهای صنعتی، هنری، ورزشی را تهدید میکنند و گرایش به زرق و برقهای غرب میرود. خوش بینی و اطمینان به نهادهای وابسته به کفر جهانی، به ویژه آنها که صهیونیسم بر آن سلطه آشکار دارد، دوری از فرهنگ انسان ساز قرآن و ناآگاهی از مبانی فکری تشیع در زمینه حد و مرز ارتباط با کفر جهانی است.
تقلید از کفار، تشبه به آنان، پذیرش ولایت و سرپرستی کفار، برقرار کردن طرح دوستی با آنان و انتخاب مشاور و معاون و همراز از آنان و تجلیل و بزرگداشت آنان گرچه به اصطلاح قهرمان، میدانهای علمی، هنری و ورزشی باشند، با مبانی مکتبی و تعهد قرآنی سازگار نیست.
مدح فاجر، لرزش عرش الهی را در پی دارد تا چه رسد به ستایش و مداحی کفار و مشرکین به ویژه اگر این ستایشها و بزرگداشت توسط مسلمین و با امکانات بیت المال از رسانهها و بلندگوهای منتسب به نظام اسلامی صورت گیرد.
در همه قرآن یکبار از ستایش و مدح کفار و مشرکین حربی سخن به میان نیامده است، در عوض بارها، آنان را در حد فروتر از جنبندگان و حیوانات و انسانهای فاقد چشم و گوش و عقل و ادراک گاه به عنوان اموات، شمرده است.
تجلیل از کفار به هر بهانه علمی، صنعتی، هنری، سیاسی، اخلاقی چه تجلیل عملی و چه تبلیغ گفتاری و دیدار و شنیداری، انحراف از مبانی امام و حرکتی ارتجاعی از انقلاب اسلامی بشمار میرود، همچنانکه رویکرد سیاسی به دولتهای کفر به جای هماهنگی با ملتها از نمونههای دیگر ارتجاع از انقلاب اسلامی است.
این ارتجاع مولود چهار عامل است که در دوران پس از انقلاب اسلامی به تدریج در صحنه سیاسی و اجتماعی ایرانی اسلامی پدید آمده است.
۱ - غفلت از تغذیه فرهنگی نسل جوان با معارف قرآن و اهل بیت(ع)
۲ - غفلت از جهاد اکبر در دوران سازندگی و مسابقه در تجمل و تشریفات توسط برخی از دست اندرکاران نظام اسلامی.
۳ - سکوت عالمان دین در برابر انحرافات به دلیل ترس از تضعیف نظام و علل و عوامل دیگر اجتماعی.
۴ - تشدید اختلافات فکری درونی به تحریک دشمنان خارجی و منافقان سودجوی داخلی.
برای تداوم انقلاب اسلامی در خط اصیل قرآن و عترت(ع) راهی جز راه امام خمینی و نزدیک شدن به ملتها، جهاد با سردمداران کفر، عدم اعتماد به سیستمهای بین المللی، آمادگی کامل نظامی و هجوم فرهنگی به مبانی، قوانین، و روشهای کفر جهانی وجود ندارد.ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم







