فرهنگ مصادیق:حق الله و حق الناس – آیت الله مظاهری

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
حق الله و حق الناس – آیت الله مظاهری

گناهان دو نوع است: یکی گناهانی که مربوط به حق الله است ودیگری مرتبط با حق الناس. گناهان مربوط به حق الله نیز دو گونه است: یکی آن‌ها که جبران پذیر وقضا کردنی نیست مگر با توبه کردن؛ مثل دروغ گفتن، که گناه بسیار بزرگی است، به اندازه‌ای که قرآن می‌فرماید:
«إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ»؛[۱]
تنها کسانی دروغ پردازی می‌کنند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنان خود، دروغگویانند.
در روایات می‌خوانیم که اگر یک دروغ بگوید بوی گند و تعفن از دهانش به آسمان‌ها می‌رود و ملائکه از آن بو اذیت می‌شوند. او را لعن می‌کنند. از این قسم است گناهی مثل شراب خواری، قمار،نگاه به نامحرم،زنا و .. این گناه‌ها هم بزرگ و کبیره هستند.
در روایت داریم: عورتین زن و مرد زنا دهنده و زنا کننده به حدی بوی گند می‌دهد که جهنمیان را به شدت می‌آزارد وهمچنین در روایت آمده که اگر کسی نگاه شهوت آمیز به نامحرم کند،روز قیامت ابتدا با سیخ‌های آتش جهنم کورش کرده و سپس روانه جهنم می‌کنند. اما همین گناهان- با این بزرگی- اگر انسان متحول شود و از گذشته اش شرمنده و پشیمان گردد به ثواب و خوبی تبدیل می‌شود:«يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»[۲]
با گوش کردن و رواج موسیقی‌های حرام و مطب، در صدر اسلام کفار تلاش می‌کردند با ساز و آوار و ترانه، مسلمانان و مردم را از اطراف پیامبر پراکنده سازند.
قرآن کریم می‌فرماید:
«وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»؛[۳]
و برخی از مردم کسانی اند که سخن بیهوده را خریدارند تا مردم را بی هیچ دانشی از راه خدا گمراه کنند.
در آیه دیگر بت پرستی با مجالس ترانه و ساز و آواز کنار هم آمده است.
«فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»؛[۴]
از پلیدی بت‌ها دوری کنید و از گفتار باطل اجتناب ورزید.
پس معلوم می‌شود گناه استماع وگوش دادن به موسیقی مطرب و متناسب با مجلس گناه و لهو لعب بسیار بزرگ است،اما با همه بزرگی اش با توبه پاک می‌شود.
قسمت دیگر از گناهان نیز حق الله است؛ منتهی با این تفاوت که جبران پذیر است و می‌توان قضای آن را به جا آورد؛ مثلاً اگر کسی نمازش را نخواند گناه بزرگی کرده است و شاید گناهی بالاتر و بزرگ تر از آن نباشد.
زراره یا پسر زراره می‌گوید: رفتم خدمت امام صادق (علیه السلام) و عرض کردم: یابن رسول الله! گناهان کبیره را برایم بشمارید، فرمودند گناهان کبیره هفت تا است که از این گناهان بزرگتر نداریم:
۱- کفر به خدا.
۲- قتل نفس.
۳- عاق والدین.
۴- خوردن ربا.
۵- خوردن مال یتیم.
۶- تعرب بعد الحجره (یعنی انسان برود به جایی که نتوانددینش را حفظ کند).
۷- فرار از جنگ.
عبدالله بن زراره تعجب کرد و دید که امام (علیه السلام) تارک صلاه را جزء اینها نمشرد، لذا پرسید یا رسول الله، اگر کسی نماز نخواند گناهش بزرگ است یا که مال یتیم بخورد؟ حضرت فرمودند:کسی که نماز نخواند گناهش بزرگتر است . گفت : یابن رسول الله اگر چنین است، پس چرا نماز را نشمردی؟ امام (علیه السلام) فرمود: اول چیزی که شمردم چه بود؟ گفت کفر به خدا، فرمود:کسی که نماز نخواند همان اولی است،یعنی کافر است«من ترک الصلاه متعمداً فقد کفر»[۵]
که معنای کفر در اینجا این است که در دنیا می‌شود چیزی به او فروخت و چیزی از او خرید و می‌شود به او زن داد و از او زن گرفت(البته زن دادن نهی شده است)اما در آخرت تارک الصله در زمره یهودیانست و با غیر مسلمانهاست.
امام صادق (علیه السلام) در حال احتضار بود که دستور داد تمام قوم وخویشان دورش جمع شوند، آخرین جمله‌ای که فرمود: این بود که:
لا تنال شفاعتنا من استخف بالصلاه؛[۶]
شفاعت ما نمی‌رسد به کسی که نماز را سبک بشمرد.
سبک شمردن نماز،به معنای نخواندن آن نیست بلکه خواندن با عجله و بدون تأنی و یا به تاخیر انداختن و اول وقت نخواندن است. نمازی که در فرد نماز گزار تاثیر نگذارد و او را از فحشا و منکرات باز ندارد،نماز سبک و بی وزن و مقدار است.
قرآن می‌فرماید:
«فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ، الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ»؛[۷]
پس وای بر نمازگزاران که از نمازشان غافلند.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:
«ویل» چاهی است در جهنم، آن که نماز را سبک می‌شمارند جایگاهشان در آن چاه است. بنابراین گناه بسیار بزرگ است اما اگر توبه کند،گویی گناهی را مرتکب نشده است،تنها فرقی که با قسم اول دارد این است که توبه در این جا مثل توبه دروغ گرفتن، شراب خوردن، قمار بازی کردن و ساز و آوزا شنیدن نیست بلکه در این جا باید تمام نمازهایش را قضا کند.
اگر کسی عمداً روزه ماه مبارک رمضان را بخورد گناه بسیار بزرگی را مرتکب شده است،به حدی که اگر حاکم شرع ببیند واجب است در روز اول بر او ۲۵ تازیانه بزند،روز دوم باز اگر دید باید ۲۵ تازیانه به او بزنند و روز سوم اگر روزه اش را علنی بخورد باید او را اعدام کنند. روزه خواری با این همه اهمیتش با توبه آمرزیده می‌شود.(البته به شرط این که قضایش را بگیرد).
قسم دوم گناهان هم مرتبط با حق الناس است که این هم دو قسم است:یکی مربوط به مال مردم است که گناهش بسیار بزرگ است به حدی که باید به خداوند پناه ببریم. در روایت آمده است که در روز قیامت چهل نماز مقبول را به کسی می‌دهند که یک درهم از کسی طلب دارد و خداوند قسم خورده است که:«به عزت و جلالم سوگند از مال مردم نخواهم گذشت».
دیگری هم مربوط به شخصیت و آبروی افراداست؛ یعنی گناهی است که با آن آبروی یک فرد محترمی از بین رفته است؛در این صورت توبه هنگامی پذیرفته می‌شود که حلالیت بطلبیم و به هر صورت ممکن، آبرو و شخصیت او را اعاده نماییم. کارکنان ادارات باید نیک بدانند که با هر دو حق،به ویژه حق الناس، سرو کار دارند.
قرآن می‌فرماید:
«إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ...»؛[۸]
توبه نزد خداوند، تنها برای کسانی که از روی نادانی مرتکب گناه می‌شود سپس به زودی توبه می‌کنند.
پس اگر کسی از روی عمد مرتکب گناه شود توبه اش پذیرفته نیست و اگر کسی بخواهد توبه اش پذیرفته شود باید فوراً توبه کند(و امروز و فردا نکند تا دم مرگ) در غیر این صورت توبه اش قبول نیست.
«... قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ»؛[۹]
توبه کسانی که گناه می‌کنند تا وقتی که مرگ یکی از ایشان در رسد می‌گوید:«اکنون توبه کردم»، قبول نیست و نیز توبه کسانی که در حال کفر می‌میرند.
خداوند در دو مورد توبه را قبول نمی‌کند: یکی توبه‌ای که دم مرگ باشد ودیگری مردم در حالت کفر.
در این جا سوالی پیش می‌آید و آن این که آیا این مطالب با سخنان گذشته منافات ندارد که گفتید گناه انسان هر چه بزرگ باشد، هر وقت توبه کند، توبه اش قبول است.
برای فهم مطلب توضیحی لازم است:
افرادی که در ال کفر بمیرند و معاند باشند بهشت نخواهند رفت و اگر معاند نباشند نه به بهشت می‌روند و نه به جهنم، زیرا جهنم برای معاند و لجوج است،کافرانی که در جهل مرکب باشند و بمیرند نه به بهشت می‌روند و نه به جهنم، ولی چیزی که هست این که توبه آنان نیز قبول نمی‌شود، در روز قیامت عفو و رحمت و شفاعت برای غیر کافر وغیر مشرک است، زیرا آنان استعداد شفاعت و مورد عفو قرار گرفتن را ندارند.
«وَلَا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ»؛[۱۰]
کافران و متکبران به بهشت نمی‌رود مگر آن که شتر در سوراخ سوزن داخل شود.

پانویس

  1. نحل(16) آیه105
  2. فرقان؛ آیه 70
  3. لقمان؛ آیه6
  4. حج(22) آیه30
  5. بحارالانوار، ج30،ص673
  6. همان،ج47،ص7
  7. ماعون(107)آیه40
  8. نساء(4)آیه17
  9. همان،آیه18
  10. اعراف(7)آیه40