فرهنگ مصادیق:جایگاه بیت المال از دیدگاه امیرالمومنین حضرت علی (ع)
محتویات
مقدمه
بیت المال، در نظام اقتصادی اسلام، بیشترین مباحث را به خود اختصاص داده و از جایگاهی ویژه برخوردار است. هدف از بیت المال، تأمین اهدافی بلند در حرکت تکاملی انسان به سوی سعادت و معنویّت و قرب الهی است. برخی از آن هدفها چنین است:
۱ـ هدایت مردم به سمت اخلاق کریمه و ارزشهای معنوی.
۲ـ استقرار عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه.۳ـ رشد استعدادها و شکوفایی ابتکار و خلاقیّت انسانها.۴ـ ریشه کن کردن فقر از جامعه.۵ـ رسیدگی به مصالح و منافع محرومان و مستضعفان و ... .
امام علی علیه السلام خطاب به عبدالله بن زمعه (از پیروان و یاران آن حضرت) آن هنگام که از او، درخواست کمک میکند، ماهیّت بیت المال را برای او روشن میکند. او، بیت المال را نه مال شخصی امام میداند و نه مالِ فردی از مسلمانان، بلکه بیت المال، از آنِ مسلمانان است که در اختیار امامِ مسلمانان گذاشته میشود تا به عدل، به مصرف مسلمانان برسد. حضرت میگوید:
؛این اموال، نه مال من و نه از آنِ توست، بلکه غنیمتی گِردآمده از مسلمانان است که با شمشیرهای خود به دست آوردهاند. اگر تو، در جهاد، همراهشان میبودی، سهمی چونان سهم آنان میداشتی و گرنه، دسترنج آنان، خوراک دیگران نخواهد بود.
آثار بیت المال
علی علیه السلام به بخشی از آثار و نقش بیت المال در زندگی مسلمانان، اشاره کرده است. این آثار، چنین است:
اصلاح امور
؛خراج (بیت المال) را به گونهای که وضع مالیّات دهندگان را سامان دهد، وارسی کن! زیرا، بهبودی وضع مالیّات و مالیّات دهندگان، سبب بهبودی امور دیگر اقشار جامعه است و تا امور مالیّات دهندگان اصلاح نشود، کار دیگران نیز سامان نخواهد گرفت؛ زیرا، همه مردم، نانْ خورِ مالیّات و مالیّات دهندگانند.امام علی علیه السلام در این فراز، برای بیت المال، نقش محوری قائل شده و اصلاح تمامی امور را، بسته به اصلاح وضع مالیات و مالیات دهندگان دانسته است و این، نشانه جایگاه بلند بیت المال از نظر اسلام است. اگر دقت شود، حقیقت مطلب، همین است که امام علی علیه السلام گفته است. بنابراین، هرچند، اقتصاد، از نگاه امام علی علیه السلام آن گونه که مکاتب مادی گرا میگویند، اصل نیست، اما تأثیر محوری و اساسی آن در اصلاح امور و رفع نابسامانیها مورد تأکید قرار گرفته است.
رفع نیاز مردم به بیت المال
کلّهم عَیالٌ علی الخراج و أهله؛تمام مردم، نانْ خورِ مالیات و مالیات دهندگانند.روشن است که هیچ انسانی، به تنهایی، نمیتواند نیازمندیهایش را برآورده کند، از این رو، نیاز به همیاری بیت المال وجود دارد.
دوام حکومت
و لمْ یستقم أمْرُهُ الاَّ قلیلاً؛حکومت، با نابودی مالیات (بیت المال)، جز اندکی، دوام نمیآورد.این مطلب نیز، از بدیهات است که اداره و دوام حکومت، نیازمند بودجه است و یکی از راه حلهای تأمین هزینههای دولت، گرفتن مالیات است. جای شگفتی از کسانی است که در زمان حاضر، بحث از لزوم گرفتن مالیات برای اداره حکومت را مطرح میکنند، در صورتی که امام علی علیه السلام حدود هزار و چهارصد سال پیش، بر ضرورت مالیات برای استمرار حکومت تأکید کرده است.یادآوری این نکته لازم است که همان گونه که گرفتن همه مالیات از عواملِ بقای حکومت است، به ناحق گرفتن آن و یا ظالمانه مصرف شدن اش، سبب سقوط حکومت خواهد شد.
اصلاح و تقویتِ نیروهای مسلّح
؛سپس سپاهیان اسلام، جز به خراج و مالیّات رعیّت (بیت المال) که با آن، برای جهادِ با دشمن، تقویت گردند و برای اصلاح امور خویش، به آن تکیه کنند و نیازمندیهای خود را بر طرف سازند، پا نمیگیرند.از جمله آثار بسیار مهم بیت المال، افزون بر استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی است؛ زیرا، تا بودجه و سرمایه، در اختیار دولت نباشد، نمیتواند نیروهای مسلح را، جذب و تأمین و مجهز به سلاحهای پیشرفته کند و با نبود نیروی مسلَّحِ مجهز، استقلال سیاسی، تأمین نمیشود.آیت الله حسن زاده، در تفسیر این فراز، مینویسد:اگر بیت المال نباشد، نیروهای مسلَّح برای تأمین زندگی، باید در پی شغل و کار باشند، در نتیجه، آمادگی برای جهاد با دشمن، از بین میرود.
راههای جلب مالیات
یکی از مباحث مهم در دانش اقتصاد، مبحث مالیات است. در این مبحث، مطالب فراوانی مانند تعریف مالیات، ضرورت وجود مالیات، سیر تحول مالیات، و راههای جلب مالیات، ... مورد بحث و تحقیق قرار میگیرد.این مطالب، از چشم مولا علی علیه السلام در مدت کوتاه حکومت، مورد غفلت نبود. و در لابه لای خطبهها و نامهها و دیگر گفتارها، به آنها اشاره کرده است. از جمله، در نامه پنجاه و سه، راههای جلب بهتر مالیات را نشان داده و در آن، بر اصول اسلامی ـ انسانی، مانند «اصل عمران و آباد کردن زمینها» و «اصل رسیدگی به مشکلات و شکایات مالیات دهندگان» و «اصل رعایت و تخفیف مالیات»، تأکید ورزیده است.
هر یک از این اصول، آثار و ثمرات فراوانی در مسایل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در پی دارد و رعایت آنها، نقش بسزایی در تحول و بهبودی سیستم مالیاتی دارد.
آباد کردن زمین
باید تلاش تو در آباد کردن زمین، بیشتر از جمع آوری خراج (مالیات) باشد؛ زیرا، خراج، جز با آبادانی، فراهم نمیشود و هر کسی، بخواهد خراج را بدون آبادانی زمین به دست آورد، شهرها را خراب، و بندگان خدا را نابود، و حکومتش جز اندک مدتی، دوام نخواهد آورد.آیت الله حسن زاده، در پی شرح این فراز از نهج البلاغه مینویسد:امام علی، در این بخش، اشاره کرده است که کم درآمدی صاحبان زمین، ناشی از والیان بدی است که تمام همّ و غمّ آنان، جمع آوری مالیات است، بدون رعایت حال رعیّت و کشاورزان.
رسیدگی به شکایت مالیات دهندگان
پس اگر مردم، از سنگینی مالیات یا آفت زدگی یا خشک شدن آب چشمهها یا کمی باران یا خراب شدن زمینی در سیلابها یا خشکسالی، شکایت کردند، در گرفتن مالیات، تا آن اندازهای که بفهمی امورشان سامان مییابد، تخفیف بده.دهقانان، از همه طبقات، زحمتکش تر و پرتلاش ترند و از سویی، زندگی آنان، اسیر عوامل طبیعی و پدیدههای جهان طبیعت، همانند خشک سالی، سیل، سرما، گرما است. از این رو، آنان، نیاز بیشتری به توجه و همراهی حکومت دارند.
عفو از مالیات
؛هرگز، تخفیف دادن در مالیات، تو را نگران نسازد؛ زیرا، آن، اندوختهای است که در آبادانی شهرهای تو و آراستن ولایتهای تو، نقش دارد و رعیت، تو را می ستایند، و تو، از گسترش عدالت میان مردم، خشنود خواهی شد و به افزایش قوّت آنان، تکیه خواهی کرد.
منزلت ممیّزان مالیات
امام علی علیه السلام در نامه پنجاه و یکم، در شأن و جایگاه ممیّزان مالیاتی، اوصافی را بیان کرده است که افزون بر شأن، ارزش و شرافت کارگزاران بیت المال، نشانه جایگاه و منزلت بیت المال نیز هست؛ زیرا، تا بیت المال، اهمیت و منزلت نداشته باشد، کارگزارانش، ارزش پیدا نخواهند کرد.این اوصاف چنین است:
۱ـ خزینه داران مردم
فإنَّکم خزّانٌ الرعیه؛ پس همانا، شما (مأموران مالیات) خزینه داران مردم هستید.
۲ـ نماینده امت
فإنَّکم ... وکلاءُ الأُمه؛ پس همانا شما، نمایندگان امت مسلمان هستید.
۳ـ سفیران پیشوایان
فإنَّکم ... سفراءُ الأئَمه؛ پس همانا، شما، ... سفیران پیشوایان هستید.
صفات و وظایف ممیّزان مالیات
یکی از اهداف اساسی دین مقدس اسلام، برقراری عدالت اجتماعی و قسط قرآنی در جامعه اسلامی است. بی گمان، تحقق چنین هدف و آرمان مقدسی، به عوامل فراوانی، بستگی دارد.از جمله مهمترین عوامل نقش آفرین، کارگزارانِ شایسته از نظر ایمان و اخلاق و رفتار است. از این رو، امام علی علیه السلام در موارد بسیاری، به کارگزاران خویش، تأکید و سفارش میکند که بهترین افراد را به عنوان همکار گزینش کنند. این مطلب، در برخی از موارد، مانند گرفتن مالیات، از اهمیت دوچندانی برخوردار است؛ زیرا مأمور مالیاتی، میخواهد دسترنج و مایه حیات او را بگیرد و این، کارِ بسیار دشواری است. از این رو، چنین شخصی، از جهات عدیده، باید شایستگیهای لازم را داشته باشد.علی علیه السلام صفات و وظایف ممیّزان مالیاتی را، چنین برشمرده است:
اصل انصاف
فأنْصِفوا الناسَ من أنفسکم؛در روابط با مردم (گرفتن مالیات) انصاف و مدارا را پیشه کنید.تأثیر رعایت عدل و انصاف در راحت گرفتن و راضی بودن مالیات دهنده، بر کسی پوشیده نیست.تاریخ نگارانی که در باب فلسفه تاریخ، قلم فرسایی کردهاند، یکی از عوامل پیشرفت سریع اسلام را، رفتار صحیح و عادلانه و مشفقانه رسول خدا صلی الله علیه و آله به هنگام مالیات گرفتن، دانستهاند. در اینجا، شایسته است، مطالبی را که منتسکیو نقل کرده، گزارش کنیم.وجود این باجهای گزاف (که دولتهای کشورهای غیر اسلامی، در آن دورانها، به زور میگرفتند) بود که سهولت عجیبی را به مسلمین، در فتوحات خود، اعطا نمود؛ زیرا، ملتهای تسخیر شده از طرف اعراب، میدیدند به جای یک سلسله تعدّیاتی که در اثر لئامت امپراتوران، به آنها میشد، با یک مالیات ساده که به سهولت میدهند و به سهولت گرفته میشود، مواجه و تابع شدهاند. این بود که فتوحات مسلمین، با کمال سهولت، پیش رفت و ملتها، خوشبخت بودند و ترجیح میدادند به یک ملت صحرانشین، مطیع بشوند تا به یک حکومت فاسد ... در مورد اخذ باجهای گزاف، افراطِ نزدیک به جنون را، در تاریخ مشاهده کنید: آناستاز، مالیاتی برای استنشاق هوا وضع کرده بود!
۲ـ نگرفتن لوازم ضروری
؛برای گرفتن مالیات، لباسهای تابستانی و زمستانی و مَرکب سواری و بردههای کاری کسی را، نفروشید.
۳ـ پرهیز از خشونت
برای گرفتن درهمی (مالیات) کسی را با شلاق (از باب مثال) نزنید.در این فراز، هر چند کلمه «درهم» و «سوط» آمده، ولی روشن است که «شلاق»، خصوصیتی ندارد و فرمان علی علیه السلام پرهیز از هر گونه خشونت برای گرفتن هر گونه مالیاتی است.
۴ـ احترام اموال مردم
دست اندازی به مال کسی نکنید، [آن کس، چه نمازگزار باشد و یا معاهَد (کافر در پناه اسلام) مگر اسب یا اسلحهای که برای تجاوز به مسلمانها به کار گرفته میشود؛ زیرا، برای مسلمان، جایز نیست آنها را در اختیار دشمنان اسلام قرار دهد تا نیرومندتر از سپاه اسلام گردند.
۵ـ کمک گرفتن از مردم
و از کمک گرفتن از مردم (در اخذ مالیات)، هیچ گونه کوتاهی مکنید.ممکن است این فراز، به گونه دیگری نیز، ترجمه شود که مفهوم آن، کوتاهی نکردن از کمک به مردم باشد.
۶ـ خداترسی
با ترس از خدای یکتایی که همتای ندارد (به قصد جمع آوری صدقات) حرکت کن!
۷ـ نترساندن مردم
هیچ مسلمانی را نباید بترسانی!
۸ـ اجازه گرفتن به هنگام وارد شدن
با زور و بدون رضایت، از ملک شخصی، عبور مکن!
۹ـ به اندازه گرفتن
بیشتر از حقوق الهی، از کسی (مالیات) مگیر!
۱۰ـ سوء استفاده نکردن از قدرت
هرگاه به آبادی ای رسیدی، در کنار آب فرود آی! وارد خانههای آنان مشو! سپس با آرامش و وقار، به سوی آنان حرکت کن تا در میان آنان قرارگیری! آنگاه، به آنان سلام کن! در سلام و تعارف و مهربانی، کوتاهی مکن!
۱۱ـ معرفی خود
سپس میگویی: «ای بندگان خدا! ولّی و جانشین خدا، مرا به سوی شما فرستاد، تا حقِّ خدا را که در اموال شما هست، از شما تحویل گیرم.»
۱۲ـ پذیرفتن اظهارات مالک
سپس میپرسی: ... «آیا در اموال شما، حقی که به نماینده او بپردازید، هست؟»، اگر کسی گفت: «نه»، دیگر، به او مراجعه مکن و اگر کسی پاسخ داد: «آری»، همراهش برو، بدون آنکه او را بترسانی یا تهدید کنی و یا به کار مشکلی، وادار سازی. هرچه از طلا و نقره، به تو پرداخت، بردار.
۱۳ـ وارد نشدن در محدوده اموال
؛پس اگر دارای گوسفند یا شتر بود، بدون اجازه اش، داخل مشو؛ زیرا، بیشتر اموال، از آنِ اوست.
۱۴ـ رعایت حال حیوانات
؛هرگاه داخل شدی، مانند اشخاص سلطه گر و سختگیر، رفتار مکن! حیوانی را رم مده و هراسان مکن و دامدار را مرنجان!
۱۵ـ اجازه تقسیم زکات به مالک
؛سپس، مالها را، دو دسته کن و صاحبش را اجازه ده که خود، انتخاب کند و بر انتخاب او، خُرده مگیر. به همین گونه رفتار کن تا باقیمانده، حقِّ خداوند باشد. و اگر دامدار، از این تقسیم، پشیمان شد و از تو درخواست گزینش دوباره دارد، بپذیر.
نظارت و بازخواست
یکی از مطالبی که مورد اهتمام و تأکید فراوان علی علیه السلام بوده، بازرسی مستقیم و حسابرسی امور بیت المال است. این مهم، در مدت کوتاه حکومت علوی، دوچندان بوده است و بارها در نهج البلاغه، بویژه در نامههای آن حضرت به والیان مناطق، این حساسیت، به چشم میخورد.علی علیه السلام نظارت بر بیت المال را، از وظایف اصلی و اساسی حاکم اسلامی میداند. از این رو، دخل و خرج بیت المال را، مستقیماً، تحت نظارت خویش قرار داد و با متخلِّفان از احکام اسلامی، برخورد شدید کرد و از آنان، در باره نحوه جمع آوری و چگونگی خرج و هزینه بیت المال، پرسید و از کوچکترین تخلّفشان چشم نپوشید و در مواردی متخلَّف را عزل میکرد.در این بخش، به پارهای از مطالب نهج البلاغه در این باره، اشاره میشود.
حسابرسی از کارگزاران
۱/۱ـ در نامه چهلم، خطاب به برخی از کارگزاران مینویسد: ؛ به من خبر رسیده که کشت زمینها را، برداشته و آنچه را که میتوانستی، گرفته و آنچه در اختیار داشتی، به خیانت خوردهای! پس هرچه زودتر، حساب اموالت را برای من بفرست! و بدان که حسابرسی خداوند، از حسابرسی مردم، سخت تر است.
۲/۱ـ توبیخ پسر اشعث علی علیه السلام در نامه پنجم، خطاب به اشعث پسر قیس، ضمن بیان پارهای از مباحث حکومتی و اهمیت و جایگاه و مسؤولیت در برخورد با بیت المال، مینویسد: ؛پیش تو، مالهایی از ثروتهای خدا بزرگ، هست و تو، خزانه دار آنها هستی، تا به من بسپاری. امیدوارم برای تو، بدترین زمامدار نباشم.ابن ابی الحدید، مینویسد، پس از اینکه نامه، به دست اشعث میرسد، ناراحت میشود و در میان مردم سخنرانی میکند و میگوید: «مرا، عثمان، فرماندار آذربایجان کرده و از علی، همان گونه که از عثمان پیروی میکردم، پیروی خواهم کرد ...».دست آخر، اشعث، به کوفه آمد و خود را تسلیم مولا علی علیه السلام کرد.
توبیخ مصقله
آیت الله حسن زاده، در ذیل این خطبه مینویسد:مصقله بن هبیره، از بزرگان «نجد» و از قبیله «بنی شیبان» بوده است. علت توبیخ و سرزنش مولا علی علیه السلام عبارت است از اینکه مصقله، بخشی از بیت المال را، میان اقوام خویش تقسیم کرده، بی آنکه از امام علی علیه السلام اجازه بگیرد به این نیّت که این تقسیم، از سهمیه آنان از بیت المال، به شمار میآید.
افزون بر این، مصقله، عدهای از جنگجویان علیه مسلمانان را ـ که در منطقه اهواز، اسیر شده بودند ـ با هزار درهم، از بیت المال، میخرد و آنان را آزاد میکند، ولی پول بیت المال را، نمیپردازد. امام علی علیه السلام به محض خبردار شدن، او را احضار میکند و ضمن قسط بندی بدهی، او را مجبور میکند بر پرداخت ...
نظارت بر بیت المال
در خطبه صد و نوزده در باره وظایف و مسؤولیتهای حاکم اسلای، مطالبی بیان شده، از جمله اینکه نباید جمع آوری بیت المال مسلمانان را، به دیگران واگذار کرد، به گونهای که حاکم، اطلاع و نظارتی بر آن نداشته باشد؛ [۴۵]؛و برای من، سزاوار نیست که لشکر و شهر و بیت المال و جمع آوری خراج و قضاوت میان مسلمانان و گرفتن حقوق درخواست کنندگان را، رها سازم، آنگاه با دستهای، بیرون روم و به دنبال دستهای، به راه افتم و چونان تیر نتراشیده، در جعبهای خالی، به این سو و آن سو سرگردان شوم.
نظارت بر مخارج امیر الحاج
آن حضرت، در نامه شصت و هفتم، ضمن تبیین وظایف امیر الحاج در مکه (قثم بن عباس)، مطالبی را بیان میکند. از جمله میگوید: ؛در مصرف بیت المال ـ که در دست توست ـ بنگر! و آن را به عیالمندان و گرسنگان پیرامونت، بخش! و به مستمندان و نیازمندانی که به کمک مالی تو، سخت نیاز دارند، برسان! مازاد را، نزد ما بفرست، تا در میان مردم نیازمندی که در این سامان هست، تقسیم کنیم.
=نظارت بر میهمانیهای کارگزاران
امام علی علیه السلام در امر نظارت بر حرکات و رفتار کارگزاران، حتی مسایل معمولی و پیش پا افتاده را، نادیده نمیگرفت و از آنان، بازخواست میکرد. از این رو، در نامه به عثمان بن حنیف ـ که پس از این، تحت عنوان «الگو بودن حاکم اسلامی»، به تفصیل خواهد آمد ـ وی را به جهت شرکت در میهمانی بعضی اشراف بصره، مورد توبیخ و سرزنش قرار میدهد و میگوید:
گمان نمیکردم، میهمانی شخصی را بپذیری که نیازمندانشان، با ستم، محروم شده، و ثروتمندان آنان، بر سر سفره و دعوت شدهاند! بنگر در کجایی و بر سر کدام سفره میخوری! پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی، دور بیفکن و آنچه را به پاکیزگی و حلال بودنش یقین داری، مصرف کن.
الگو بودن حاکم اسلامی
در اسلام، مسأله حفظ بیت المال و دقت و احتیاط در مصرف آن، اهمیت ویژهای دارد. دقت و احتیاط رهبرانِ مکتبِ انسان سازِ اسلام در هزینه کردن بیت المال، از عبرت انگیزترین امور در زندگی آنان به شمار میآید و موجبات تعجب و شگفتی هر خوانندهای را فراهم میکند.
در میان ائمه علیهم السلام امام علی علیه السلام به جهت شرایط زمانی و مکانی ویژهای که در عصر حکومتش وجود داشته؛ در این امر، سرآمد و زبانزد است. تاریخ، نمونههای زیادی از این سان رویدادهای شگفت انگیز را در زندگی مولا علی علیه السلام در سینه خود حفظ کرده است. در این بخش، به چند نمونه از گفتار و کردار آن حضرت در باره اینکه حاکم اسلامی، در مصرف کردن بیت المال، باید الگو و اسوه باشد، اشاره میشود.
هماهنگی با زندگی طبقه ضعیف
علی علیه السلام دوستی در بصره، به نام علاء بن زیاد دارد. او، مریض میشود و علی علیه السلام به عیادت او میرود. مولا علی علیه السلام هنگامی که خانه عریض و طویل او را میبیند، خطاب به او میگوید:با این خانه وسیع در دنیا، چه میکنی در حالی که در آخرت، به آن نیازمندتری؟علاء، سپس، شکایت برادرش، عاصم، را که گوشه گیری را انتخاب کرده و لباسهای مندرس پوشیده، به علی علیه السلام میکند. مولا، فرمان میدهد که او را احضار کنند. وقتی او را میآورند، خطاب به او میگوید:ای دشمنک جان خویش! شیطان، بر تو راه یافته و تو را صید کرده، آیا به خانواده ات رحم نمیکنی؟ ...عاصم بن زیاد، عرض کرد: «یا علی! من، از تو پیروی میکنم.» امام علی علیه السلام در جواب گفت: خداوند متعال، بر پیشوایان عدل و حق، واجب کرده است که بر خود سخت گیرند و شیوه زندگی را، هماهنگ با وضع زندگی طبقه ضعیف مردم قرار دهند تا ناداری و فقر، فقیر را از جا به در نبرد.محقق خوئی، در ذیل این خطبه، روایاتی را گزارش کرده که بر لزوم هماهنگی زندگی رهبران دینی با طبقه ضعیف و کم درآمد، دلالت دارد.ایشان، به دنبال خطاب مولا علی علیه السلام به عاصم، برادر علاء، بحث مفصلی را در باره رفتار و افکار و عقاید و مطاعن و کرامات صوفیه، تحت هفت مقام، در سیصد و هشتاد صفحه مطرح کرده است.
۲ـ احتیاط امام علی علیه السلام در بیت المال
عثمان بن حنیف، از دودمان اوس، با برادرش، سهل بن حنیف، در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله اسلام را پذیرفتند و همیشه از یاران علی علیه السلام به شمار میآمد. علی علیه السلام او را به جای عبدالله بن عامر، پسرخاله عثمان بن عفان، به استانداری بصره منصوب کرد. روزی، او، دعوت فرد پولداری را پذیرفت و سر سفره رنگین وی نشست. این کارِ عثمان بن حنیف، به امام علی علیه السلام گزارش شد. آن حضرت، ناراحت شد و ضمن نامه اعتراض آمیزی[۵۲]، مطالب بسیار مهمی را گوشزد کرد. در آغاز یادآوری میکند:پسر حنیف! به من گزارش دادهاند که مردی از سرمایه داران بصره، تو را به میهمانی خویش فراخوانده و تو، به سرعت، به سوی آن شتافتهای، خوردنیهای رنگارنگ، برای تو آوردهاند و کاسههای پر از غذا، پی در پی، جلوی تو مینهادند! گمان نمیکردم میهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان: با ستم، محروم شده و ثروتمندان آنان، بر سر سفره، دعوت شدهاند. بنگر در کجایی و بر سر کدام سفره میخوری! پس آن غذایی که حلال و حرام بودنش را نمی دانی، دور بیفکن و آن چه را به پاکیزگی و حلال بودنش، یقین داری، مصرف کن!آگاه باش! هر پیروی را، امامی است که از او پیروی میکند و از نور دانشش، روشنی میگیرد.
آگاه باش! امام شما، از دنیای خود، به دو جامه فرسوده و دو قرص نان، رضایت داده است ... .پس سوگند به خدا! من از دنیای شما، طلا و نقرهای، نیاندوخته و از غنیمتهای آن، چیزی، ذخیره نکردهام! بر دو جامه کهنهام، جامهای نیفزودم و از زمین دنیا، حتی یک وجب، در اختیار نگرفتم! ... دنیای شما، در چشم من، از دانه تلخ درخت بلوط، ناچیزتر است ... ؛من، اگر میخواستم، میتوانستم از عسل پاک و از مغز گندم و بافتههای ابریشم، برای خود، غذا و لباس فراهم آورم، اما هیهات که هوای نفس، بر من چیره گردد و حرص و طمع، مرا وا دارد که طعامهای لذیذ برگزینم در حالی که در حجاز یا یمامه، کسی باشد که به قرص نانی نرسد و یا هرگز، شکمی، سیر نخورد، یا من سیر بخوابم و پیرامونم، شکمهایی که از گرسنگی به پشت چسبیده و جگرهای سوخته، وجود داشته باشد!آیت الله حسن زاده، در باره عثمان بن حنیف، مینویسد:وی، تربیت شده دست مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله بود و به درجات عالیه از کمال، رسیده بود. و عمر نیز به او عقیده داشت و جمع آوری خراج منطقه وسیعی از حکومت را، به او واگذار کرده بود. پس از او، امام علی علیه السلام وی را، به عنوان والی بصره، منصوب کرد.... و اینکه امام علی علیه السلام به مجرد خطای کوچکی (حضور بر سر سفره اشرافی) او را توبیخ کرده، دلیل بر مقام و منزلت اوست.
۳ـ سوء استفاده نکردن از مقام
اشعث بن قیس ـ که از سردمداران منافقان و از دشمنان سرسخت حضرت علی علیه السلام بود ـ به خیال اینکه با دادن چشم روشنی، تحت عنوان هدیه، میتواند به علی علیه السلام نزدیک شود، حلوایی را، شب هنگام، به درب منزل علی علیه السلام میرساند. حضرت از او میپرسد: «آیا بخشش است یا زکات و یا صدقه؟ زکات و صدقه، بر ما اهل بیت، حرام است.» او، در پاسخ میگوید: «هدیه است.» علی علیه السلام در پاسخ میگوید: «زنان بچه مرده، بر تو بگریند! آیا از راه دین، وارد شدی که مرا بفریبی یا عقلت آشفته شده و یا جن زده شدی آیا هذیان میگویی؟». سوگند به خدا! اگر هفت اقلیم را، با آنچه در زیر آسمانهاست، به من دهند، تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچهای، ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد! و همانا دنیای آلوده شما، نزد من، از برگ جویده شده دهان ملخ، پست تر است! علی را با نعمتهای فناپذیر و لذتهای ناپایدار چه کار؟
۴ـ نگرانی امام علی نسبت به بیت المال به هنگام مرگ
علی(ع) به اهالی مصر، در باره اهتمام و نگرانی نسبت به بیت المال، مینویسد: ؛همانا، من، برای ملاقات پروردگار، مشتاق و به پاداش او، امیدوارم، لکن از این اندوهناکم که بی خردان و تبهکارانِ این امت، حکومت را به دست آورند، آنگاه، مال خدا را دست به دست بگردانند.سیره و روش امام علی علیه السلام حساسیت و نگرانی نسبت به بیت المال است. این حساسیت و اهتمام، در حدی است که آن حضرت را رنج میدهد و هیچ گاه، حتی دم مرگ، وی را رها نمیکند.در باره دقت و احتیاط امام علی علیه السلام در هزینه کردن بیت المال، مطالب و رویدادهای فراوانی، در کتابهای تاریخ و حدیث، رسیده است که سبب تعجب و شگفتی خواننده را فراهم میکند و جز از مولا علی علیه السلام چنین گفتار و کرداری قابل قبول نیست. جهت رعایت اختصار، از گزارش آنها، خودداری میشود.
عدالت در استفاده از بیت المال
اگر گفته شود: «نهج البلاغه، کتاب عدالت و علی علیه السلام مجری و شهید راه عدالت است»، کلامی دور از حقیقت نیست.
بی گمان، اگر نهج البلاغه، عدالت را تفسیر و معنا نمیکرد، آیات قسط و عدل قرآنی، بدون تفسیر میماند و علی علیه السلام در مدت کوتاه حکومتش، عدالت را اجرا نمیکرد، عدالت پس از پیامبر(ص)، اجراکنندهای را به خود نمیدید.اجرای عدالت، کار بسیار دشواری است و جز از افرادی همانند علی علیه السلام امکان پذیر نیست؛ زیرا، اجرای عدالت و عدالت خواهی، همراه با مشکلاتِ طاقت فرسایی است که برای هر کسی، قابل تحمل نیست.بی گمان، قسط و عدالت، از مهمترین اهداف بعثت انبیای الهی بوده و جامعه اسلامی، بدون عدالت، معنا ندارد. از این رو، امام علی علیه السلام نهایت تلاش را در اجرای عدالت اسلامی، در تمامی ابعادش، بویژه در استفاده از بیت المال کرده است تا آنجا که در باره اش گفته شده: قُتِلَ علیٌّ لشدَّهِ عدالته.
آنچه ملاحظه میشود، برخی از فرمایشهای آن حضرت، در باره رعایت عدالت در هزینه کردن بیت المال است.
۱ـ رعایت عدالت با خویشان
در خطبه دویست و بیست و چهارم، در مقام تبیین قبح ظلم و دوری از آن و اهتمام به رعایت حقوق مردم در بیت المال، میگوید:
؛سوگند به خدا! اگر بر روی خارهای سعدان، به سر ببرم و یا با غل و زنجیر، به این سو و آن سو کشیده شوم، خوشتر دارم تا خدا و پیامبرش را، در روز قیامت، در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان، ستم، و چیزی از اموال را غصب کرده باشم!
به خدا سوگند! برادرم، عقیل، را دیدم که به شدت، تهیدست شده و از من، درخواست داشت تا یک مَنْ از گندمهای بیت المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگی، دارای موهای ژولیده و رنگشان تیره شده بود، گویا با نیل، رنگ شده بودند. پی در پی، مرا دیدار و درخواست خود را تکرار میکرد. چون گفتههای او را گوش فرا دادم، پنداشت که دین خود را به او واگذار میکنم و به دلخواه او، رفتار، و از راه و رسم عادلانه خود، دست برمی دارم. روزی، آهنی را در آتش گداخته به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم. پس چونانِ بیمار، از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: «ای عقیل! گریه کنندگان بر تو بگریند! از حرارت آهنی، مینالی که انسانی، به بازیچه، آن را گرم ساخته، اما مرا، به آتش دوزخی میخوانی که خدای جبارش، با خشم خود، آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیز، مینالی و من از حرارت آتش الهی ننالم؟».
۲ـ تقسیم عادلانه بیت المال
ابن ابی الحدید، در شرح خطبه نود ـ که معروف به اشباح شده و پس از مرگ عثمان، ایراد شده است ـ مینویسد:
علی علیه السلام پس از تعریف و تمجید برخی از یاران، بر منبر رفت. ضمن بیان مطالبی از گذشته، گفت:
«مبادا، گروهی از شما که دنیا، آنان را در بر گرفته و برای خود، زمین و املاک فراوانی فراهم ساخته، و بر اسبهای راهوار، سوار، و کنیزکان زیبا و خوشرو را، به خدمت گرفتهاند، اگر آنان را، به حقوق خودشان، بازگردانم (کنایه از گرفتن بیت المال) ناراحت و ناخشنود گردند!».
سپس حضرت خطاب به مردم میگوید:
چون فردا، فرا رسد، صبح زود، پیش من آیید که نزد من، اموالی است، باید میان شما تقسیم کنم و باید همه مسلمانان، چه عرب و چه عجم و چه کسانی که مقرّری میگیرند و چه کسانی که مقرّری نمیگیرند، پیش من بیایند. برای شما و خودم، از خدا، آمرزش میخواهم.
۳ـ نادیده گرفتن خویشان، در مجازات
سوگند به خدا! اگر حسن و حسین، چنان میکردند که تو انجام دادی، از من، روی خوش نمیدیدند و به آرزو نمیرسیدند، تا آنکه حق را، از آنان بازپس ستانم و باطلی را که به ستم پدید آمده، نابود سازم.آیت الله حسن زاده، در شرح این نامه مینویسد:
آنچه مایه تأسف شدید است، اینکه نامه، خطاب به یکی از خویشاوندان امام علی است. بیشتر، بر این باورند که او، عبدالله بن عباس است که پس از کشته شدن محمد بن ابی بکر، نوشته شده؛ زیرا، او فکر کرد که حکومت، از دست آنان خارج میشود و آنان، از حقوق شرعی، محروم میشوند. از این رو، از بیت المال بصره، برای آینده اش ذخیره کرده.
پس از آن، حضرت، نامه دیگری خطاب به او مینویسد.در هر صورت، امام علی علیه السلام، در این نامه، خطاب به ابن عباس، سوگند یاد میکند که اگر امام حسن و امام حسین علیهماالسلام این کار را میکردند، حضرت، با آنان، نیز چنین برخوردی میکرد و نزدیکی آن دو به حضرت، سبب نمیشود که از مجازات آن دو، چشم پوشی کند.
۴ـ اجرای عدالت هرچند بر ضرر خود باشد
علی علیه السلام در پاسخ اعتراض طلحه و زبیر، مبنی بر اینکه «چرا در تقسیم بیت المال، به گونه یکسان عمل کرده و سهم آنان را، بیشتر نکرده است؟» میگوید:و اما اعتراض شما که «چرا با همه، به تساوی رفتار کردم؟»، این، روشی نبود که به رأی خود و یا با خواسته دل خود، انجام داده باشم، بلکه من و شما، این گونه رفتار را، از دستورالعملهای پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلّم، آموختیم که چه حکمی آورد و چگونه آن را اجرا کرده است. پی در تقسیمی که خدا به آن فرمان داد، به شما نیازی نداشتم.
امام علی علیه السلام میداند که اگر طلحه و زبیر را راضی نگه ندارد و با آنان، همان گونه رفتار کند که با دیگران رفتار میکند، آنان، تحمل نمیکنند و از درِ خانه علی رفته و بیعت، شکسته و در پی آن، توطئه خواهند کرد و در نتیجه، حکومت را در معرض نابودی قرار میدهند، با این وصف، امام علی علیه السلام نسبت به بیت المال و حق مردم، مصلحت سنجی نمیکند و حاضر نمیشود که بیت المال، عادلانه تقسیم نشود.
۵ـ رعایت عدالت، حتی با حدخوردگان
آن حضرت، در خطبه صد و بیست و هفت، خطاب به خوارج، پارهای از آنچه را که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بدان عمل کرده، برمی شمارد، از جمله: ؛شما میدانید همانا، رسول خدا صلی الله علیه و آله دست دزد را برید و زناکاری را که همسر نداشت، تازیانه زد و سپس آنان را از غنائم (بیت المال)، بهره داده است.علی علیه السلام بر این باور است که باید حقیقت و مُرِّ اسلام، عملی شود. اگر کسی گناه کرده، باید به همان مقدار، مجازات شود، ولی این گناه و مجازات، سبب محروم شدن از حقوق شهروندی و سهمیه اش از بیت المال نمیشود، همان گونه که خویشاوندی و یا موقعیت اجتماعی، سبب افزایش سهمیه از بیت المال نمیشود.
۶ـ برابری حقِ تمام مسلمانان در بیت المال
آن حضرت، در نامه چهل و سوم، به مصقله پسر هبیره شیبانی، پس از بازخواست و توبیخ وی به جهت رعایت نکردن اصل عدل و انصاف در بیت المال، مینویسد: آگاه باش! حقِ مسلمانانی که نزد من یا پیش تو هستند، در تقسیم بیت المال، مساوی است! همه باید به نزد من آیند و سهم خود را از من بگیرند.
۷ـ اجرای عدالت، از وظایف حاکم است
از جمله مطالبی که در فرمایشهای علی علیه السلام در باره بیت المال به چشم میخورد و بر آن تأکید شده، عبارت است از اینکه اجرای عدالت، از وظایف اصلی و اساسی حاکم اسلامی است و در هیچ شرایطی، نباید از آن چشم پوشی کند. ؛ای مردم! مرا بر شما و شما را بر من، حقی واجب شده است: حقِ شما بر من، آن است که از خیرخواهی شما، دریغ نورزم، و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم.
استرداد بیت المال
از جمله روشهای امام علی علیه السلام نسبت به بیت المال، برگرداندن چیزهایی است که از بیت المال، به غارت رفته است. در خطبه پانزدهم، در باره بیت المال تاراج شده میگوید: به خدا سوگند! بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم، به صاحبان اصلی آن باز میگردانم، گرچه با آن، ازدواج کرده و یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا، در عدالت، برای عموم گشایش است و آن کسی که عدالت، بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است.ابن ابی الحدید، در شرح این خطبه مینویسد:عمر و عثمان، خلیفه دوم و سوم، قطایع فراوانی را از زمینهای بیت المال، به اقوام و خویشان بخشیده بودند. علی، این خطبه را بر اساس گزارش کلبی، از ابی صالح، از ابن عباس، در روز دوم خلافتش، ایراد کرد ابن ابی الحدید، سپس مینویسد:
بر اساس گزارش کلبی، علی، فرمان داد تا ابزار جنگی و شترانی که به عنوان زکات، در خانه عثمان بود، به بیت المال برگردانند و اما ابزار جنگی که علیه مسلمانان به کار نرفته بود و اموال شخصی عثمان را مورد تعرض قرار نداند.وقتی این خبر به گوش عمروعاص، در شهر ایله، در منطقه فلسطین رسید، نامهای برای معاویه فرستاد و در آن نوشت: «هر کاری که ممکن است انجام بده که پسر ابی طالب، همه اموالی را که تو جمع آوری کردهای خواهد گرفت.»
آثار خیانت در بیت المال
روشن است که هر گناه، یک اثر وضعی و یک اثر تکلیفی دارد. خیانت و غارت بیت المال نیز، افزون بر حرمت تکلیفی و عذاب قیامت، آثار وضعی ویژهای در همین دنیا دارد.آنچه در این بخش، ملاحظه میشود، برخی از آثار وضعی خیانت به بیت المال از نگاه امام علی علیه السلام است.
۱ـ رسوایی در دنیا
امام علی علیه السلام در نامه بیست و ششم، ضمن بیان برخی از توصیهها و سفارشها برای مأموران مالیاتی، در باره خیانت به بیت المال، مطالبی را گوشزد کرده است. آن حضرت، خیانت به بیت المال را، مساوی با خیانت به امت اسلامی دانسته و گفته است:
همانا، بزرگترین خیانت، خیانت به ملت، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با امامان است.سپس در ارتباط با آثار و پیامدهای خیانت به بیت المال گفته است: ؛کسی که امانت (بیت المال) الهی را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند و خود و دین خویش را پاک نسازد، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود.
۲ـ ذلت در پیشگاه الهی و پستی در آخرت
علی علیه السلام در خطبه صد و بیست و ششم ـ که در باره عدالت و دادگری صادر شده ـ میگوید:اگر اموال (بیت المال) از خودم بود، به گونهای مساوی، در میان مردم تقسیم میکردم، تا چه رسد که جزء اموال خداست! آگاه باشید! بخشیدن مال به آنان که استحقاق ندارند، زیاده روی و اسراف است، [هرچند] ممکن است در دنیا، ارزش دهنده آن را بالا برد، اما در آخرت، پست خواهد کرد! و [هرچند] ممکن است که در میان مردم، گرامیش دارند، اما در پیشگاه خدا، خوار و ذلیل است.همان گونه که ملاحظه میشود، امام علی علیه السلام از جمله آثار و پیامدهای خیانت در بیت المال را خواری در محضرِ مقامِ ربوبی و پستی در عالم آخرت، دانسته است.
۳ـ بی اعتمادی
امام علی علیه السلام منذَر، پسر جارود عبدی، را که از قبیله عبدالقیس بود، به بخشداری منطقهای از کشور اسلامی، منصوب کرد و لکن او، به بیت المال خیانت کرد و با بذل و بخششهای بی حساب و کتاب به دوستان و خویشان، بیت المال را غارت کرد. این خبر به امام علی علیه السلام میرسد. آن حضرت در نامهای تند، ضمن توبیخ و عزل، او را احضار میکند. اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه ات و بند کفش تو، از تو، باارزش تر است. و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه میتواند کاری را به انجام رساند، یا ارزش او، بالا رود، یا شریک در امانت باشد و یا از خیانتی دور ماند. پس چون این نامه به دست تو رسد، نزد من بیا. ان شاء الله.
۴ـ بی بهره شدن در دنیا
در نامه بیستم ـ که خطاب به زیاد بن ابیه، جانشین عبدالله بن عباس، والی بصره، نوشته شده ـ او را از خیانت بر بیت المال برحذر میدارد و مینویسد: همانا من، براستی به خدا سوگند میخورم که اگر به من گزارش کنند که در بیت المال، خیانت کردی، کم و یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه عیال، در مانی و خوار و سرگردان شوی.
۵ـ کشته شدن با شمشیر
علی علیه السلام در نامه چهل و یکم ـ که در مقام توبیخ و نکوهش شدید از خیانتکاران به بیت المال، صادر شده ـ پس از بیزاری و نفرین بر خیانتکاران بیت المال، ضمن دعوت آنان به خداترسی و برگرداندن اموال به غارت رفته، فرد خیانتکار را تهدید به کشتن با شمشیر میکند: ؛از خدا بترس و اموال بیت المال را ـ که از این مردم بوده ـ به آنان بازگردان.سپس آن حضرت در مقام تهدید و مجازات خیانتکار میفرماید: ؛اگر اموال به غارت رفته بیت المال را برنگردانی و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست یابم، تو را کیفری خواهم کرد که نزد خدا، عذرخواه من باشد و با شمشیری تو را میزنم که به هر کس زدم، وارد دوزخ گشت.







