فرهنگ مصادیق:تعاون امت در عمل اجتماعی و اقتصادی
محتویات
مقدمه
تعاون به معنای همکاری و یاری از اصطلاحات قرآنی است. اسلام همکاری را مبتنی بر دو اصل برّ و نیکی و تقوا دانسته و از هر گونه تعاونی و همکاری در انجام گناه و عدوان بازداشته است. از این اصل میتوان دریافت که حوزه معاونت در کارها همه زندگی انسان را در بر میگیرد. با این همه نویسنده با توجه به مناسبت سال به تعاون در امور اجتماعی و اقتصادی توجه داده و مباحث قرآنی را در این حوزه مطرح کرده است. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
تعاون، نشانهای از همدلی و هم فکری
تعاون مصدر تفاعل از مادّه «عون» به معنای یاری و پشتیبانی کردن یکدیگر آمده است.[۱] البته در آموزههای قرآنی غیر از واژه عون و تعاون واژگانی دیگر چون «ظهیر» و «انتصار» در برخی موارد با قراینی در معنای یاد شده به کار رفته است.
تعاون بر اساس آموزههای قرآنی میتواند در همه امور اتفاق افتد. بنابراین نمیتوان آن را امری ارزشی دانست؛ زیرا همیاری کردن میتواند در کارهای خوب و بد انجام گیرد. پس آن چه تعاون را به یک امر ارزشی تبدیل میکند، تعاون در کارهای خیر و نیک است.
خداوند در آیه ۲ سوره مائده میفرماید: و تعاونوا علی البرّ و التقوی و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان؛ و شما باید در نیکوکاری و پرهیزکاری به یکدیگر کمک کنید نه بر گناه و ستم کاری.
از این آیه و آیات دیگر به دست میآید که تعاون یکی از نشانههای مهم در شناسایی افکار و اندیشههای افراد نیز است؛ زیرا کسانی که هم فکری و همدلی دارند، به یاری یک دیگر میشتابند و به یک دیگر در کارها کمک میرسانند و در انجام امور پشتیبانی میکنند. این گونه است که امت کافر و شیاطین نیز در کارهای زشت و نابهنجار دست به دست هم داده و به یک دیگر یاری میرسانند. واژه امت نیز بیانگر همین معناست؛ زیرا امت به گروههای انسانی و غیر انسانی گفته میشود که به هدفی واحد گرد هم میآیند و جامعهای را شکل میدهند. در امت آن چه اصالت مییابد همان هم فکری و هم یاری در رسیدن به هدف مشترک است. این گونه است که از همه افراد جامعه انسانی از خرد و بزرگ، زن و مرد، قوم و قبیله ، رنگ و نژادی دور هم گرد میآیند و برای رسیدن به هدف مشترک اقدام مشترک داشته وهمکاری و همیاری میکنند. این گونه است که امتهایی چون امت کافران در برابر امت مومنان شکل میگیرد و رهبری آنان را امامان کفر به عهده میگیرند تا همه منابع و توانمندیها را در یک جهت سامان دهی کرده و همسو نماید.(توبه،آیه ۱۲؛ قصص، آیه ۴۱ و آیات دیگر)
پس میتوان گفت که تعاون و معاونت در امور و کارها بیانگر همدلی، هم فکری و انسجام و وحدت است. به این معنا که اگر بخواهیم جلوهای از وحدت فکری و عملی را در میان افراد بیابیم میبایست به تعاون به عنوان یک نشانه مهم و اساسی توجه کنیم. این گونه است که مومنان بر تقوا و نیکی و کافران بر گناه و دشمنی متحد شده و با یک دیگر همکاری و همیاری میکنند.
پس اتحاد در جامعه اسلامی نشانهای از انسجام فکری و روحی و همدلی امت اسلام است و از این راه میتوان میزان انسجام و وحدت امت را سنجید و ارزیابی کرد. هر چه تعاون بیش تر باشد نشان میدهد که میزان اتحاد و وحدت و انسجام اجتماعی جامعه بیش تر است و کاهش تعاون و معاونت به معنای بحران در وحدت و انسجام اجتماعی و همدلی و همفکری است.
تعاون در چارچوب مقررات
آموزههای اسلامی بر تعاون به عنوان یک امر اجتماعی تاکید دارد؛ زیرا انسانها برای تأمین سعادت خود در زندگی و وصول به کمال نیازهایی دارند که به تنهایی نمیتوانند آنها را بر آورده سازند، ازینرو باید جامعه تشکیل دهند و به یکدیگر یاری کنند؛ بنابراین ، اساس اجتماع مدنی تعاون و همکاری و مبادله منافع و بهره گیری از ظرفیتها و توانمندیهای یک دیگر و جبران نواقص یک دیگر است .
به سخن دیگر علت ایجاد جامعه همان تعاون و همکاری است؛ از این رو گفته میشود که تشکیل دادن جامعه و تعاون برای انسانها جنبه فطری دارد [۲]؛زیرا تفاوتهای افراد جامعه از نظر تواناییهای جسمی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و مانند آنها اقتضا دارد که انسانها در ابعاد گوناگون زندگی یاور یکدیگر باشند تا بتوانند نیازهای خود را برآورده سازند و به شکل یک بده و بستان دایمی سود دوسویه برند.
از آن جایی که هر یک از انسانها در جست و جو سود بیش تر و بهره مندی بهتر است، ممکن است در تعاون و همکاری در راستای سوددهی و سودبری، به نوع تضاد منافع گرفتار شوند؛ این جاست که مقررات و قوانین برای تنظیم و ساماندهی تعاون و همکاریها مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
خداوند در آیات ۱ و ۲ سوره مائده نیز ساماندهی تعاون اجتماعی را علّت برقراری مقررات در جامعه دانسته است؛ زیرا فرمان خداوند به تعاون در انجام دادن کارهای نیک پس از بیان مقرّرات اجتماعی و الهی که فرموده است: أوفوا بالعقود… لاتحلّوا… در حقیقت رهنمودی برای پیاده کردن آن مقرّرات پیشین است. به این معنا که نیاز طبیعی انسان به تعاون موجب شده تا به عنوان جامعه گرد هم آیند و تضاد منافع و لزوم ساماندهی و برقراری عدالت در تعامل و بده و بستانها موجب شده تا مقررات و قوانین اجتماعی وضع شود.
تعاون و همکاری میان افراد یک جامعه و یا با جوامع دیگر امری طبیعی است و میتواند مفید و مطلوب باشد به شرط آن که تابع قوانین و مقرراتی باشد که تعادل و عدالت را برقرار سازد و منافع و سود مشترک و دو سویه را به همراه آورد.
البته از آیات قرآنی به دست میآید که این تعاون میتواند بین انسان و جنیان نیز برقرار گردد؛ چنان که حضرت سلیمان نبی(ع) از قدرت جنیان برای امور گوناگون مانند ساخت ابزارها و جابه جایی اشیا و مانند آن به کار گرفته است.[۳]
از آیه ۸۸ سوره اسراء و آیه ۶ سوره جن به دست میآید که این تعاون میان انسان و جن اختصاص به یک دوره و یا یک شخص نداشته است، بلکه انسان و جن در هر دورهای میتوانند به این تعاون و همکاری ادامه دهند؛ هر چند که در برخی از امور این تعاون و همکاری ثمراتی نخواهد داشت، مانند تعاون در تحدی به قرآن و همانند آوری نسبت به آن.
در آیاتی از قرآن این معنا به دست میآید که میان انسان و فرشتگان نیز تعاون شدنی است؛ چنان که این تعاون میان جبرئیل (ع) و محمد(ص) در آیه ۴ سوره تحریم گزارش شده است.
تعاون بر تقوا و نیکی
از آن جایی که تعاون نوعی گرایش فطری و طبیعی در انسانها برای برآورد نیازهای یک دیگر است، لزوما تعاون نیک و خوبی و خیری نیست، بلکه میتواند تعاون برای تجاوزگری باشد؛ چنان که دیروز و امروز قدرتهای استکباری با بهره گیری از توان یک دیگر، به ظلم و ستم میپرداختند و میپردازند.
خداوند از مومنان میخواهد تا در تقوا و نیکی به یک دیگر تعاون برسانند.(مائده، آیه ۲) یک جامعه اسلامی که مقصد خویش را تعالی روح و روان انسانها قرار داده و بر آن است تا شرایط مناسبی برای همگان فراهم آید؛ زیرا تفاوت روحی و جسمی بشر میطلبد که هر یک جبران ضعف دیگری بوده و به عنوان تکمیل کننده یک دیگر عمل کنند. تعاون این شرایط را فراهم میآورد که چنین تعامل و بده و بستانی رخ دهد.
البته مفهوم قرآنی تقوا اختصاص به پرهیزگاری از زشتیها ندارد، بلکه به معنای وقایه و پرهیز از آتش دوزخ و غضب خشم الهی و جلال و جبروت اوست. شکی نیست که این وقایه و پرهیز باید با پرهیز و اجتناب از گناه و انجام واجبات الهی همراه شود؛ زیرا این دو است که خشم و غضب الهی را از بنده دور میکند و محبت و مهرش را موجب میشود.
پس مراد از تقوا در آیه به معنای اجتناب از زشتی و گناه نیست، بلکه مراد اعم از ترک منهیات و فعل واجبات است. پس مومنان در جامعه اسلامی تلاش میکنند تا هر یک بتواند از زشتیها پرهیز کرده و به واجباتش بپردازد و این گونه خود را به کمال رضایت الهی برساند.
اما این که خداوند بر واژه «برّ» تاکید میکند، از آن روست که بر به معنای نیکی خاص است که بدون منت و از روی ایثار و گذشت باشد؛چنان که در سوره انسان دربارهٔ احسان و ایثار اهل بیت عصمت و طهارت(ع) آنان را به عنوان ابرار ستوده است. این بدان معنا خواهد بود که تعاون انسان تنها در محدوده محرمات و واجبات نخواهد بود، بلکه فراتر از آن میبایست از روی نیکوکاری و احسان خاص و گذشت و ایثار باشد.
به سخن دیگر، تعاون در حوزه امور اجتماعی باید تعاونی فراتر از دایره عدالت باشد که نوعی بده و بستان متعادل و هم سطح است، بلکه گاه مومن میبایست از خود گذشت کرده و بی هیچ منتی پیش از آن که دیگری طلبی نماید از حق خود به او بدهد. نه این که پس از طلبیدن به او نیکی کند و یا حقش را بدهد و یا او را عفو نماید. چنین امری به معنای تعالی روح و دست یابی به مقام مکارم اخلاقی است که نه تنها به حسن و احسان بلکه به فراتر از آن به احسن احسان و برترین برترینها توجه دارد و به کرامت میبخشد و میدهد.
از نظر قرآن تعاون با کافران و دشمنان حرام است؛ زیرا دشمنان جز به قصد بستن راه مومنان و تلاشهای جامعه اسلامی هدف و قصدی ندارند. از این روست که تعاون با هر کسی که قصد دارد که به گناه و عدوان رو آورد و این کار را انجام دهد حرام است؛ چه این عامل مومنی باشد[۴] یا کافری باشد که دشمنی میورزد.[۵]
آثار تعاون اجتماعی
چنان که گفته شد خداوند در آیه ۲ سوره مائده بر تعاون در محور تقوا و بر تاکید کرده است. این مساله خود نشان میدهد که محور تعاون امور مرتبط با جامعه و ارتباطات اجتماعی است که شامل امور گوناگون فرهنگی، اقتصادی، فکری، تولیدی، توزیعی، مصرفی، سیاسی، اخلاقی، تربیتی و مانند آن میشود.
از جمله امور اجتماعی، مساله هنجارها و رفتارهای اجتماعی نیک و خوب است. این که هماره یک نظارت ولایی دایمی در جامعه برقرار باشد و هر کسی در حد و اندازه خود مسئولیت و نقش اجتماعی را به عهده گیرد و به درستی انجام دهد. این گونه است که جامعه در مسیر تعالی حرکت کرده و از هر گونه رفتارهای زشت و نابهنجاریها فاصله میگیرد.
از مهمترین دستورهایی که اسلام در حوزه تعاون اجتماعی صادر کرده است، نظارت دایمی بر رفتارها یک دیگر به قصد تربیت و تشویق و تنبیه گفتاری و طردی افراد نابهنجار و زشتکار از جامعه است. از آن جایی که تقوا شامل حوزه فعل و ترک میشود، در نظارت اجتماعی نیز میبایست این مطلب مراعات شود و افراد به معروف دعوت شده و از منکر نهی گردند. این گونه است که جامعه در مسیر رشد و تعالی و سعادت جمعی حرکت خواهد کرد. پیامبر صلی الله علیه وآله دربیان تاثیر این حرکت اجتماعی و تعاون اجتماعی و فرهنگی میفرماید :لایَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما أمَرُوا بِالمَعرُوفِ و نَهَوا عَنِ المُنکَرِ و تَعاوَنُوا عَلَی البِرِّ وَالتَّقوی؛ مردم همیشه در خیر خواهند بود تا وقتی که امر به معروف و نهی از منکر میکنند ، و در نیکی و پرهیزکاری یکدیگر را یاری میرسانند.[۶]
از نظر اسلام هر کسی برای اقامه و برپایی حق باید تلاش کند و دیگران را نیز به یاری گیرد. وقتی در جامعه حقی ضایع میشود نشانه آن است که جامعه به بلوغ نرسیده است؛ زیرا باید افراد جامعه حق طلب باشند و از حق خوری اجتناب کنند. اگر حقی ضایع شد دیگران را برای آن بخوانند و دیگران نیز به حق طلب پاسخ مثبت دهند نه آن که کناره گیری کنند. از نظر اسلام معاونت در حق گیری امری بسیار پسندیده است؛ زیرا این امکان را به جامعه میدهد که هر کسی حق خود را به راحتی بطلبد و در صورت نیاز مشکلی در معاونت نداشته باشد. امیرمومنان امام علی علیه السلام میفرماید:طَلَبُ التَّعاوُنِ عَلی إقامَهِ الحَقِّ دِیانَهٌ و أمانَهٌ؛ درخواست همکاری برای برپا کردن حق ، نشانه دیانت و امانت [داری ]است.[۷]
در حقیقت جامعه با پاسخ گویی به طلب تعاون در حق، نشان میدهد که اهل دیانت و اصول اخلاقی ابتدایی چون امانت داری است؛ زیرا حق امانتی در نزد انسان هاست چنان که دین داری این گونه است(احزاب، آیه ۷۲) پس اگر این طلب شدنی باشد و تعاون نیز در پی داشته باشد گویی انسان بر فطرت اخلاقی و دینی خود است و در غیر این صورت نشان میدهد که فطرت خود را از دست داده یا دسیسه و دفن کرده است.[۸]
آن حضرت در جایی دیگر همین مطلب را این گونه مورد تاکید قرار میدهد و میفرماید: مِن واجِبِ حُقُوقِ اللَّهِ عَلَی العِبادِ النَّصیحَهُ بِمَبلَغِ جُهدِهِم وَ التَّعاوُنُ عَلی إقامَهِ الحَقِّ بَینَهُم؛ از حقوق واجب خدا بر بندگان ، خیرخواهی به اندازه توان ، و یاری کردن یکدیگر برای برپایی حق در میان خود است.[۹]
اصولا مومنان باید در کارها به یک دیگر کمک کنند و بر انجام نیازهای یک دیگر بپردازند؛ زیرا این یک اصل ابتدایی برای تحقق جامعه و امت است و امت اسلام میبایست گامهای ایثاری و احسانی و ابراری بردارد؛ پس یک امر طبیعی است که به کمک و تعاون یک دیگر اقدام کنند.
البته از نظر آموزههای اسلامی، پیش از آن که دیگران از تعاون شما بهره برند خودت بهره بردهای؛ چرا که در روایت است: المؤمنون اخوه یقضی بعضهم حوایج بعض فیقضی اللّه لهم حاجتهم؛ مؤمنان با یکدیگر برادرند و نیازهای یکدیگر را برآورده میکنند. خداوند نیز نیاز آنان را برآورده میسازد.
همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: من اعان مؤمنا نفس اللّه عزوجل عنه ثلاثا و سبعین کربه واحده فی الدنیا واثنتین و سبعین کربه عند کربه العظمی، قال حیث یتشاغل الناس بانفسهم؛ کسی که با مؤمنان، همکاری و تعاون کند، خداوند متعال هفتاد و سه ناراحتی را از او رفع میکند، که یکی از آنها در دنیاست و بقیه در اندوه بزرگ (روز قیامت) او است؛ زمانی که همهٔ مردم به خودشان مشغول هستند.[۱۰]
پس همان طوری که امام صادق علیه السلام میفرمایند باید به گونهای عمل کرد که همگان از یک دیگر بهره مند شوند و موجبات بهره مندی از مواهب الهی را بیش از پیش فراهم آورند؛ چنان که امام میفرماید: المسلم اخو المسلم لایظلمه و لایخذله و لا یحرمه فیحقّ علی المسلمین الاجتهاد فیه و التواصل و التعاون علیه و المواساه لاهل الحاجه و العطف منکم تکونون علی ما امراللّه فیهم رحماء بینکم متراحمین؛ مسلمانان با هم برادرند، نباید به یکدیگر ستم کنند یا همدیگر را خوار دارند. نباید به محرومیت هم رضا دهند. مسلمانان باید در این راه بکوشند و مواسات و تعاون کنند و به نیازمندان مدد رسانند. همانا خداوند به رحمت و عطوفت میانشان فرمان داده است.[۱۱]
اصولا یک جامعه اسلامی، امت متحد ومنسجمی است و باید این گونه باشد که پیامبر(ص) فرموده است: مثل المؤمنین فی توادّهم و تعاطفهم و تراحمهم مثل الجسد اذا اشتکی منه شی ء تداعی له سایرالجسد بالسّهر و الحمّی؛ مَثَل مومنان در پیوند و دوستی و محبت و رحمت به هم (و اهمیت دادن به سرنوشت یکدیگر) مثل یک پیکر زنده است که اگر چیزی از آن به درد آید، دیگر اجزای پیکر نیز با آن هم دردی میکنند.[۱۲]
پس هر کسی باید بکوشد تا گامهای محکم و استواری برای دیگری بردارد تا در آخرت گامهایش محکم باشد؛ چنان که امام باقر علیه السلام میفرمایند: من مشی فی حاجه لاخیه المسلم حتی یتمها اثبت اللّه قدمیه یوم تزل الاقدام؛ کسی که برای برآوردن نیاز برادر مسلمانش حرکت کند و بکوشد تا آن را به پایان برساند، خداوند متعال، گامهای او را در روزی که قدمها میلرزد، ثابت و استوار خواهد کرد.[۱۳]
اما اگر این طور نباشد نباید خود را انسان بداند چه رسد که خودش را مسلمان نامد. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: من اصبح ولایتهم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلاً ینای یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ کسی که صبح کند و اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد، از مسلمانان نیست. هر کسی که بشنود مردی با ندای خود، طلب یاری میکند و او را پاسخ نگوید، مسمان نیست.[۱۴]
در روایات است که امامان (ع)در همه امور اجتماعی به فریاد دیگران میرسیدند و به وظیفه انسانی و اسلامی خود عمل میکردند. از جمله امام سجاد(ع) به طور ناشناس در کاروانها شرکت میکرد و نیازمندیهای کاروانیان را برآورده میساخت.[۱۵]
این همکاری اجتماعی در اجتماع کوچک باید نخست نهادینه شود و همسران و فرزندان آن را در عمل بیاموزند و تعلیم دهند و بدان تربیت شوند. چنان که اسوههای کامل این گونه عمل میکردند. روزی رسول اکرم(ص) وارد منزل امیر مؤمنان(ع) شد. او و حضرت زهرا(س) مشغول آسیاب کردن غله هستند، پرسید: کدام یک از شما خسته است؟ حضرت علی(ع) پاسخ داد: ای پیامبر! فاطمه خسته است. حضرت به او فرمود: دخترم! برخیز. او برخاست و پیامبر(ص) به جای او به آسیاب کردن پرداخت.[۱۶]
آثار تعاون در عمل اقتصادی
شاید مهمترین جلوه تعاون را میبایست در حوزه عمل اقتصادی دید؛ زیرا نیازهای ابتدایی بشر به خوراک و پوشاک و امور آسایشی و رفاهی باز میگردد. تامین این نیاز یک ضرورت اساسی است؛ زیرا جامعه بدون اقتصاد سالم و شکوفا نمیتواند پایه دار باشد به ویژه که در نظر آموزههای قرآنی اقتصاد عامل قوام بخش جامعه است.[۱۷])
اگر تعاون و همکاری در حوزه عمل اقتصادی تقویت شود به همان میزان نیز جامعه شرایط مناسب تری مییابد تا در حوزههای دیگر موفق شود.
ائمه معصومین(ع) همواره خواهان رفاه و آسایش مردم بودند. به همین دلیل بخش مهمی از همکاری معصومین(ع) با آنها در امور اقتصادی صورت میگرفت. امام صادق(ع) میفرماید: مومنی که بمیرد و بدهکار باشد، ما وامش را میپردازیم و خانوادهاش را اداره میکنیم.[۱۸]
در شرایط کنونی کشور و جامعه تعاون یک اصل است. بر این اساس میبایست با همان عزم ملی و مدیریت جهادی جامعه را به سمت و سویی کشاند که همه توانمندیهای اقتصادی خود را آشکار کرده و به ظهور رساند. تعاون در قالب عزم ملی میبایست یک فرهنگ در آید ؛ زیرا حجم عظیم توان اقتصادی نهان است و استعدادها تنها در زمان یک مدیریت جهادی است که میتواند شکوفا شود. سخن در این باره بسیار است ولی بیرون از حوصله این مقال و باید در مطلبی دیگر بدان پرداخته شود. پس به همین میزان بسنده میشود.
پانویس
- ↑ ( مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۵۹۸، «عون»).
- ↑ (بقره ، آیات ۲۱۳ و ۲۵۱؛ انبیاء، آیات ۱۸ و ۱۹).
- ↑ (نمل ، ایه ۳۹؛ سباء آیه ۱۳).
- ↑ (مائده، آیه ۲).
- ↑ (ممتحنه ،آیه ۹).
- ↑ (تهذیب الأحکام ، ج ۶ ، ص ۱۸۱ ).
- ↑ ( عیون الحکم والمواعظ ، ح ۵۵۶۳).
- ↑ (شمس، آیات ۷ تا ۱۰).
- ↑ (نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۶ ).
- ↑ ( الوسایل، ج ۱۶، باب ۲۹، ص ۳۷۲).
- ↑ ( بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۵۶).
- ↑ ( مستدرک الوسایل، ج ۱۲، باب ۳۲، ص ۴۲۴).
- ↑ ( بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۳۲).
- ↑ ( الکافی، ج ۲، ص ۱۶۳).
- ↑ (بحارالانوار، ج۴۶، ص ۶۹).
- ↑ (بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۰).
- ↑ (نساء، آیه ۵.
- ↑ ( اصول کافی، ج۷، ص۱۶۸).







