فرهنگ مصادیق:ترویج مصرف گرایی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانه ای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطه ای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاه های اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده:سیدفریدقهستانی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/2/12
محتویات
- ۱ مصرف گرایی [۱] در اصطلاح
- ۲ مصرف در تاریخ بشری
- ۳ مصرف گرایی، مثبت یا منفی
- ۴ مصرف گرایی از دیدگاه قرآن
- ۵ مصرف گرایی در روایات
- ۶ مصرف گرایی از دیدگاه فقه
- ۷ مصرف گرایی در دیدگاه عقل
- ۸ آسیبهای مصرف گرایی
- ۹ پیامدهای سیاسی مصرف گرایی
- ۱۰ راه کارهای مبارزه با مصرف گرایی
- ۱۰.۱ توجه به اعتقادات اسلامی در زندگی فردی
- ۱۰.۲ توجه به معنویات در زندگی فردی
- ۱۰.۳ تقویت روحیه قناعت
- ۱۰.۴ آموزش روش مصرف
- ۱۰.۵ احیای سبک زندگی اسلامی
- ۱۰.۶ تبیین مضرات مصرف گرایی در رسانه ها
- ۱۰.۷ برخوردهای قانونی با مصرف گرایی در سطح جامعه
- ۱۰.۸ اصلاح الگوی مصرف در نظام آموزشی
- ۱۰.۹ تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری
- ۱۰.۱۰ اجرای عدالت اقتصادی
- ۱۰.۱۱ نظارت بر اجرای قوانین
- ۱۱ کتاب و مقاله
- ۱۲ تارنما
- ۱۳ فهرست منابع
- ۱۴ پانویس
مصرف گرایی [۱] در اصطلاح
مصرف که از آن به واژه "استهلاک" نیز تعبیر شده، «فرآیندی است که در آن ارزش استفاده چه به صورت تبدیل آن در فرایند تولید (مصرف تولیدی) و چه به صورت استفاده ناب و ساده آن در هنگام مالکیت برای ارضاء نیازها (مصرف مصرفی یا مصرف نهایی)، از بین میرود [۲]. از آن جایی که این فرایند، در واقع همان عمل افراد برای استفاده از کالا یا تولید آن است؛ علاوه بر محسوب شدن به عنوان یک فعالیّت اقتصادی، یک مقوله اجتماعی و فرهنگی قلمداد شده و یک مرام و خواست فرهنگی و اجتماعی به شمار میرود که حوزههای فرهنگی و اجتماعی را نیز در برمی گیرد. در واقع باید مصرف گرایی یا مصرف زدگی را «از بین بردن یا صرف کردن از طریق به کار بردن و هزینه کردن بیهوده دانست» [۳]. عنصر مصرف گرایی، به نوعی وجهه اجتماعی و نه به یک نیاز ضروری تبدیل میشود؛ بلکه گاه به عنوان «تمایز یک گروه از گروه دیگر یا به عنوان بیان یک منزلت اجتماعی» خواهد بود. [۴]
مصرف گرایی بعد از گذر از دورانهای مختلف حیات خویش یعنی دوران مصرف برای تفاخر و کسب منزلت، دوران مصرف برای هم خوانی با طبقه اجتماعی خاص، دوران مصرف برای تمایز از طبقات اجتماعی دیگر و دوران مصرف برای ساخت هویت، نهایتاً اکنون به دوران مصرف به عنوان سبک زندگی رسیده است. یعنی دقیقاً تنها و تنها آنچه که سبک زندگی یک فرد را در جامعه شکل میدهد، مصرف آن فرد است.
البته این نوع از مصرف تنها شامل مصرف کالاهای مادی نمیشود بلکه مصرف نشانهها و نمادها، مصرف کالاهای فرهنگی نظیر کتاب، موسیقی، انواع تفریحات و سرگرمیها، حضور در نمایشگاهها و سینماها و مانند آن را نیز دربرمی گیرد. در طول تاریخ، با پیشرفت مصرف گرایی تولید کالای داخلی در کشور سرکوب شد. ایران که در ابتدای دهه ۳۰ شمسی تولید کننده و صادرکننده مواد غذایی بود، در دهه ۵۰ تبدیل به بزرگترین وارد کننده مواد غذایی غرب قاره آسیا شد و این یعنی تلاش حکومت پهلوی در نابود کردند تولید ایرانی به نتیجه رسیده بود. اما بعد از پیروزی انقلاب روند مصرف افراطی برای مدتی متوقف شد و عملا مصرف گرایی جای خود را به ساده زیستی انقلابی داد. روندی که اگر بعد از دوران جنگ ادامه مییافت آثار مثبت بسیار زیادی در جامعه برجای میگذاشت.
در مقابل مصرف گرایی، صرفه جویی و به عبارت دیگر مدیریت مصرف منابع مبتنی بر آینده نگری ، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است ؛ چرا که امروزه حجم جمعیت در سطح جهان گسترش پیدا کرده است . محدودیت منابع در دسترس بشر از یک سو و عدم توزیع متوازن منابع محدود موجود از سوی دیگر ( که بخشی از آن ، بنابر عوامل طبیعی و جغرافیایی و تقسیمات کشورها در سطوح مختلف زمین بوده و بخشی دیگر منبعث از عدم توازن قدرت کشورها در تسلط و بهره برداری از این منابع است )؛ بر مشکل فوق افزوده است . البته باید در نظر داشت که این امر به هیچ وجه به معنای ناکافی بودن منابع موجود در کره زمین برای ساکنان آن نبوده و نیست: " أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً أَحْیاءً وَ أَمْواتاً"( المرسلات: ۲۶) (آیا ما زمین را جامع مردگان و زندگان و تامین کننده برای همگان قرار ندادیم؟)
آنچه بشر را از نظر تامین منابع ، با چالش روبرو کرده ، اسراف کاری و هدر رفتن بسیاری از منابع جهان توسط برخی از ساکنان زمین است .
عنوان مصرف گرایی و معادل عربی آن در زبان قرآن و روایات وجود ندارد. عناوینی چون اسراف، تبذیر و اتراف بیان گر هویت مصرف گرایی هستند. این که انسان بیش از اندازه مورد نیاز خود استفاده نماید که معمولا با انگیزههای واهی صورت میپذیرد.
اسلام دینی است که برای همه زوایای زندگی بشر برنامه دارد و تعادل در همه امور را حتی در زمینه استفاده از نعمتهای الهی به پیروان خود توصیه مینماید. از طرفی استفاده و بهره مشروع از نعمتهای الاهی و زیباییهای زندگی را جایز دانسته، و از سویی دیگر اسراف و زیاده روی و ضایع نمودن نعمتها را حرام و ناروا میداند؛ این مسئله بدان دلیل است که هر مسلمانی به تناسب امکانات، توانایی و کارآیی خود، در برابر جامعه مسئولیت دارد و این مسئولیت پذیری او را دارای صفات نیک اخلاقی میگرداند، در غیر این صورت فرد اسراف کار و مصرف گرا خواهد بود و از اجرای مسئولیت و تعهدات اجتماعی خود بازمیماند و دچار عادتهای سوء اخلاقی میشود که از این رهگذر بر پیکر جامعه ضربه میزند.
اسراف یعنی زیاده روی و تجاوز که معنای مقابل آن قصد و میانه روی است. راغب اصفهانی در معنای اسراف میگوید: «هر کار و عملی را که انسان انجام میدهد و از حد و اندازه خود تجاوز و زیاده روی کند آن اسراف است» [۵].
تبذیر پراکندن مال از روی اسراف است و ریشه آن پاشیدن بذر است با این فرق که تبذیر پراکندن یا فاسد و ضایع کردن است ولی اگر این خرج کردن (هرچند زیاد هم نباشد) در راه اصلاح چیزی باشد، آن تبذیر نیست. [۶]
مصرف در تاریخ بشری
مصرف گرایی با تغییر اندیشه مردم درباره مصرف پدید میآید. در سالیان نه چندان دور این نیاز مردم بود که مصرف و کالاهای مصرفی را تعیین مینمود. تهیه کالاهای ضروری و مایحتاج زندگی، اقلام اصلی مصرف را تشکیل میداد. از این رو عنصر منفی ای به نام مصرف گرایی کمتر در زندگی ساده ایشان به چشم میخورد.
اما برای گسترش مصرف گرایی لازم بود این دیدگاه و سبک زندگی تغییر پیدا کند. راه کار و ابزار بسیار موثر این امر، هجوم تبلیغات مصرف کالاهای غیر ضرور از طریق وسایل ارتباط جمعی بود که به تدریج در نوع نگرش مردم تغییر ایجاد نمود. در این حال بود که مردم در پی هر چه بیشتر مصرف کردن رفتند. در این تغییر اساس این بود که مصرف تبدیل به یک ارزش و هنجار شود و مصرف گرایی دیگر نکوهیده نباشد. سیستم سرمایه داری و سرمایه داران، از رسانه به عنوان ابزاری برای آماده سازی بسترهای فرهنگی و فکری مصرف گرایی استفاده مینمودند جامعه هدف نیز، عموما قشرهای متوسط بود. مصرف گرایی در ادبیات دینی معادل دقیق و مشخصی ندارد اما با مفاهیمی مانند: اسراف، تبذیر و اتلاف مرتبط میباشد.
مصرف گرایی، مثبت یا منفی
بعد از تحولات اجتماعی در تمدن غربی، و تاثیر آن در حوزههای مختلف زندگی و تولید سبک زندگی غربی، مصرف تبدیل به جز لاینفک زندگی بشر شد. این به دین معنا ست که در جوامع پیشین نیز اگر چه مصرف وجود داشته ولی هدف آن، رفع نیاز بوده است.
از دید انسان کنونی مصرف گرایی با خوشبختی معادل شناخته میشود . مصرف گرایی به شکل افراطی یک آسیب اجتماعی محسوب میگردد که بعد از شناخت علمی باید با برنامه ریزی، درمان اساسی شود. مصرف گرایی بی حدوحساب، پدیدهای جهانی است و درمان آن باید در دو بعد فرد و جامعه صورت گیرد. در تحلیل مصرف گرایی باید آن را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت به این علت که در عصر ما، تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر نموده و به سیستم توزیع جهانی و نظام سرمایه داران جهانی متصل شده است .برای این مصرف گرایی مقدار قابل توجهی وقت ، انرژی ، پول، خلاقیت تکنولوژیکی مصرف میشود .
مصرف گرایی تمایل به داشتن کالاها و خدماتی است که فرد حتی ممکن است توانایی داشتن آن را نداشته باشد اما در جامعه او این خدمات و کالاها، نشان دهنده منزلت و ارزش فردی هستند.
متاسفانه هویت بشر در عصر معاصر، با میزان مصرفش مشخص میگردد و بخش اعظمی از تجارب او در همین زمینه است. در واقع ابعاد هویتی و کلیت زندگی روزمره، به گونهای بر اساس روابطمان با اشیاء و لوازم اطرافمان معین میشوند . مصرف مارک و برندهای لوازم خانگی، ورزشی، پوشاک ، خوراکیها و ...، تعیین کننده و جهت دهنده هویت ما در جوامع صنعتی شده است . در این فضا میتوان گفت گویا ستون فقرات زندگی مدرن، مصرف گرایی است.
به هر صورت فرهنگ مصرف گرایی عواقب روانی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی دارد. مصرف گرایی از نظر روانی ممکن است محرومیت از مصرف کالایی یا خدماتی در فرد احساس عزت نفس پایین و یا محرومیت ایجاد کند . از نظر اقتصادی باعث فلج شدن تولیدات داخلی و واردات کالاهای غیر ضروری به جامعه میشود. از نظر اجتماعی ممکن است به ترویج مدگرایی و آسیبهای ناشی از آن ختم شود. و از نظر سیاسی نیز ممکن است سیاست بسیاری از کشورها و رهبران آنها را زیر سوال ببرد.
مصرف گرایی از دیدگاه قرآن
قرآن کریم میفرماید: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً، إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَ کانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً» [۷]«و حق نزدیکان را بپرداز و (همچنین) مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذیر مکن؛ چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطینند، و شیطان کفران (نعمتهای) پروردگارش کرد».در این آیات اسراف کاران برادر و همراه شیطان شناخته شدهاند. بنابر این، در این جا میتوان گفت هرکسی که مال و دارایی را در غیر مورد آن مصرف کند، کاری شیطانی و نوعی ناسپاسی مرتکب شده است. در روایت امام صادق (ع) به خوبی این مساله تبیین شده است، آن جا که امام (ع) فرمود: «لقمان به فرزندش گفت: سه علامت برای شخص اسرافگر وجود دارد: می خرد آنچه برای او نیست. (در شأن او نیست)، می پوشد آنچه برای او نیست (برازنده او نیست.)، می خورد آنچه برای او نیست (فراخور حال او نیست)». [۸]
قرآن مجید وقتی در آیاتی از سوره شریفه فرقان ویژگیهای مؤمنان و بندگان واقعی را برمی شمارد یکی از آن ویژگیها را این گونه معرفی میفرماید: «اذَا انفقُوا لم یُسرِفُوا وَلم یَقتَرُوا وَ کانَ بَینَ ذلکَ قَوَاما» [۹] « کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند نه اسراف میکنند و نه سختگیری، بلکه در میان این دو اعتدالی دارند» . و نیز قرآن، خطاب به حضرت پیامبر(ص) میفرماید: «و لا تجعل یدک مغلوله الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا » [۱۰] «هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرومانی».
مصرف گرایی در روایات
امام صادق علیه السلام فرمود: قصد (یعنی میانه روی درهمه امور حلال وترک کارهای حرام) چیزی است که خـداوند عزوجل، آن را دوست دارد و اسراف و زیاده روی، کاری است که خداوند آن را دوست ندارد، حتی هسته خرما را اگر فایدهای داشته باشد نباید دور انداخت و باقیمانده آبی را که مینوشیم نباید دور بریزیم. [۱۱]
بنابراین از دیدگاه اسلامی، نه اسراف و تبذیر(که در مورد امور مادی تقریبا همان مصرف گرایی است) مطلوب است و نه سخت گیری و بخل ممدوح است. بلکه توصیه اسلام به نگاه داشتن حد اعتدال است: امام صادق علیه السلام میفرمایند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً أَلْهَمَهُ الِاقْتِصَادَ و َحُسْنَ التَّدْبِیرِ وَ جَنَّبَهُ سُوءَ التَّدْبِیرِ وَ الْإِسْرَافَ» «زمانی که خداوند بخواهد به بندهای خیر برساند به او الهام میکند، میانه روی وانتخاب راه و روش خوب و درست درزندگی را و به او دوری و پرهیز ازاسراف و برگزیدن روشهای بد و غلط در زندگی را الهام میکند». [۱۲]
مصرف گرایی از دیدگاه فقه
فقها در مسائل متعددی به مبحث اسراف پرداختهاند. اگر چه خود عنوان مصرف گرایی، حضور پررنگی در فقه و استفتائات و فتاوی آن ندارد.
۱- در برابر مصرف گرایی منفی یا همان اسراف، وظیفه امر به معروف و نهی از منکر است. [۱۳]
۲- اگر مصرف بی رویه موجب ایجاد کمبودهایی در سطح جامعه گردد موجب ضمان نیز میگردد. [۱۴]
۳- مصرف بی رویه و اسراف، جا و مکان نمیشناسد. در استفتائی از امام خمینی ره سوال شده است که با توجه به شرایط جنگ، اسراف در مصرف مهمات جنگی و یا مواد غذایی چگونه است. در پاسخ آمده است: «: اسراف و تبذیر حرام است، و از أهمّ واجبات حفظ و نگهداری مهمّات و أشیاء مورد نیاز در جبههها است، و تحمّل هر زحمت و مشکلی در راه انقلاب اسلامی و پیشرفت آن برای کسانی که از هر فداکاری و جانبازی در این راه مضایقه ندارند آسان است، البتّه هر کاری که موجب آسیب و ضربه خوردن از ناحیۀ دشمن شود و لو جمع آوری مهمّات و غنائم باشد حرام است.» [۱۵]. این بیان نشان از اهمیت مبارزه با این منکر، حتی در شرایط بسیار سخت جنگ است.
۴- به کسی که مخارج خود را ندارد میتوان زکات پرداخت کرد به شرط این که « بدهکاران؛ و آنها کسانی هستند که بدون اسراف و معصیت بدهکار شدهاند و توان پرداخت آن را ندارند اگر چه مخارج سالشان را داشته باشند.» [۱۶]
۵- ولی صغیر یا مجنون باید شان او را در خوراک و پوشاک و ... رعایت کند و نباید سختگیری کند همان گونه که نباید اسراف و تبذیر در این امرنماید. در صورت اسراف و زیاده روی در مورد صغیر، وی میتواند در بزرگسالی علیه ولی خود اقامه دعوا و شکایت نماید. [۱۷]
۶- در یکی از احکام جاودانه اسلام این گونه آمده است: « همان طور که استعمال ظرف طلا و نقره و ساختن و خریدن و فروختن و نگاه داشتن و هر گونه استفاده از آن و اجرت برای ساختن و اصلاح آن حرام است، ساختن اشیائی از قبیل تخت و زین اسب و لوح و امثال آن از طلا و نقره، هر چند که ظرف نیست، نیز حرام است و راکد نگه داشتن این قبیل منابع ثروت جایز نیست و اسراف است » [۱۸].
۷- دور انداختن وسائل و لوازمی که امکان بازیافت دارند خالی از شبهه اسراف نمیباشد. [۱۹]
۸- برخی از مراجع عظام تقلید در زمینه اسراف در مصرف میوه فتوا دادهاند:« انداختن میوه پیش از آن که کاملًا آن را بخورد[مکروه است]، البتّه اگر مقدار قابل توجهی از میوه باقی مانده باشد، اسراف است و حرام» [۲۰].
و صدها فتوای فقهی که در زمینههای مختلف همگی بر روی این نکته تاکید دارد که زیاده روی در مصرف تمامی چیزها اسراف و تبذیر محسوب میگردد که در برخی موارد موجب ضمان میگردد. از این رو همان گونه که گذشت اگر چه واژه «مصرف گرایی» در قرآن، روایات و سنت فقهی ما به چشم نمیخورد اما از مفاهیم مشابه آن، از جمله اسراف و تبذیر، میتوان به دیدگاه فقهی در مورد آن پی برد.
مصرف گرایی در دیدگاه عقل
اما از دیدگاه عقل، با توجه به بخش آینده، آسیبهای مصرف گرایی، کاملا مشخص است که نمیتوان هیچ گونه نگاه مثبتی به این پدیده داشت، پدیدهای تاریخی که البته در دوران معاصر و تحت نفوذ فرهنگ غربی، به اوج رسیده است. البته هیچ شکی نیست که حکم عقل در مورد مصرف به معنای لغوی آن (استفاده کردن انسان) در دایره نیازهای طبیعی او، امری پسندیده و عقلائی است.
آسیبهای مصرف گرایی
برخی در صدد توجیه مصرف گرایی هستند و برای این کار توجیهات عجیب و غریبی میآورند! در سخن برخی از کارشناسان این چنین آمده است:« در تحقیقات کیفی که در حوزه زنان صورت گرفت مصرف گرایی زنان به شاخصی مهم برای نشاط اجتماعی تبدیل شده است. مصرف گرایی زنان در ابعاد مختلف که بیشتر محققان از آن به عنوان تجمل پرستی و تجمل گرایی یا جامعه مصرف گرا یاد میکنند در حالی که در نتایج تحقیق مصرف گرایی به عنوان شاخصی مهم و تأثیرگذار بر نشاط اجتماعی زنان تبدیل شده است. مصرف گرایی در شرایط کنونی جامعه ما به بهترین تفریح برای زنان تبدیل شده است، زنان بازار را برای اوقات فراغت و تفریح انتخاب میکنند و طبیعی است که هر چه بیشتر به بازار روی آورند مصرف گرایی افزایش پیدا خواهد کرد. حال به سرپرستان خانوارها پیشنهاد میشود مصرف گرایی زنان را به رسمیت بشناسند تا در این زمان گذار جامعه خانواده و خصوصاً زنان آسیب جدی نبینند»!! [۲۱]
اینها همه در صورتی است که به جای راه حل پیدا نمودن، این چنین نظریات شبه کارشناسی! صرفا فاجعه دیگری را رقم میزند [۲۲]. از این رو لازم است که به آسیب شناسی مصرف گرایی در ابعاد فردی و اجتماعی بپردازیم:
بازگشایی عقدههای فردی
از جمله عوامل درون فردی، که میتواند در حدوث مصرف گرایی در میان افراد یک جامعه نقش داشته باشد، وجود برخی عقدههای روانی در افراد است. یکی از این عقدههای روانی، عقدهای است که بر اثر تنگ دستیها و محرومیّتهایی که فرد در طول زندگی با آن دست به گریبان بوده، به وجود میآید و در شخصیت فرد، ایجاد اختلال میکند. در این صورت، شخص سرخورده، برای حفظ شخصیت خود، به ابزارهایی متوسل میشود که در روان شناسی از آن به "مکانیسمهای روانی" یا "واکنشهای دفاعی" یاد میشود. از جمله آنها "تصعید" و "جبران" است. در این واکنش روانی، فردِ دچار اختلال، سعی میکند برای سرپوش گذاردن بر ناکامیها و عقدههای متراکم خود، به عملی دست بزند که او را در اجتماع مطرح نماید. یکی از این اعمال، اسراف کاری و زیاده روی در مصرف است.
آزمندی و طمع
"ادوارد فلاتاو" نویسنده و صاحب نظر آمریکایی، اذعان میدارد که بنابر نتیجه پژوهشهای اخیر، ولخرجیهای مصرف کنندگان در خریدهایشان، میتواند روحیه مادّی گرایی را در آنان تحریک کند. این مطالعه، نشان میدهد که هرچه مصرف کنندگان، خرید بیشتری انجام دهند، فکر میکنند که به خریدهای بیشتر و مصرف افزون تری نیاز دارند. بدین ترتیب یک دور باطل پرهزینه، در آزمندی و طمع ورزی به وجود میآید. [۲۳]
دور از معنویت و حقایق ایمانی
براساس تئوریهای پذیرفته شده اقتصادی، هزینه کردن بیشتر، موجب افزایش رضایت و خوشحالی فرد میشود. این در حالی است که بشر در پنجاه سال گذشته، با وجود آنکه بیش از کل تاریخ بشر مصرف کرده، اما هنوز به رضایت کافی دست نیافته، روز به روز افسرده تر شده و بر شمار افسردگان عالم افزوده شده است. [۲۴]
گفتنی است، انسان تجمّل گرا و مصرفی، در جریان تغییر مد و تکاپو برای تغییر دادن وسایل زندگی، همواره در تنش و اضطراب روحی به سر میبرد؛ همچنان که سیری ناپذیری و حرص دست یابی به امور تجمّلی، او را گرفتار اندوه و افسردگی میکند.
آثار مصرف گرایی در زندگی خانوادگی
در جامعه که فرهنگ مصرف گرایی حاکم شود، طبقه نو کیسههای بی هویت و یا همان مُترفِین به تعبیر قرآنی آن، حتی همسران شان نیز به مثابه یک کالای اعتبارساز و مصرفی تلقی میشوند؛ این زنان باید کمتر کار کردن شان را با نحوه رفتار، لباس و ... را برای دیگران به نمایش بگذارند، نمود ارزشهای هنری و زیبایی چنین زنانی، نمادی برای تجمل مردان تلقی میشود؛ از این رو، این گونه افراد، در هنگام ازدواج به معیارهای فراتر از نیازهای یک زوج عادی برای زندگی فکر میکنند. امروزه با توجه به وارد شدن برخی زنان به طبقۀ بالای اقتصادی، شوهران نیز باید چنین نقشی را ایفا کنند، البته نه هنری که تعالی روح را موجب میشود بلکه بیشتر هنر، زیبایی و دانایی ای که صد البته کاربردی در زندگی مشترک ندارد؛ از باب نمونه، در میان این خانوادهها، دانستن نقاشی، زبان خارجی، موسیقی و... افتخار است و برای نیل به این منظور اقدام برای حضور در کلاسهای آموزشی نیز ارزشی جداگانه تلقی میشود. [۲۵].
در چنین محیطی، کارکرد خانواده که بستر آرامش روحی و جسمی افراد است، از دست میرود و تبدیل به محیط و بستری برای اختلافات بین زوجین و یا والدین و فرزند میشود و با بر هم خوردن معیارهای خانواده، زمینه آشفتگی روحی و روانی در حد اعلای آن فراهم میشود و در نتیجه دعوا و اختلافات خانوادگی ، به عنوان یک پدیده همه گیر اجتماعی ظهور مینماید.
عوامل و ریشههای مصرف گرایی
سرمایه داری کنونی غرب که مشوق اصلی مصرف گرایی امروز است، با توجه به تولیدات انبوهی که در پرتو پیشرفت صنعتی به دست آورده ، اکنون نیازمند بازار مصرف بوده و حیات خود را در گرو مصرف انبوه میبیند و همواره میکوشد برای رسیدن به مقاصد خود ، الگوی مصرف انبوه را در سطح جهان پیاده نماید .امپریالیسم غرب برای نهادینه کردن این الگو و کشانیدن جوامع مختلف به سمت و سوی مصرف زدگی ، خود را نیازمند ایجاد احساس نیاز و ضرورت در جوامع مختلف نسبت به مصرف بیشتر و مصرف کالاهای تجمّلی و بی فایده میبیند ؛ از این رو ، سعی میکند با دگرگون کردن و از میان بردن ارزشهای مخالف مصرف گرایی و جایگزین کردن ارزشهای مصرف گرایانه ، این احساس نیاز را به وجود آورد . غرب سعی میکند با تضعیف و تخریب ارزشهای اسلامی ای نظیر قناعت ، زهد و ساده زیستی ، ترجیح آخرت بر دنیا و ... ، ارزشهای مورد نظر خود ، مانند دنیا طلبی ، تکاثر و تفاخر ، لذت طلبی ، ظاهر گرایی و ... که همگی تامین کننده اهداف اویند ، را نهادینه کند . نظام مغرب زمین ، برای نهادینه کردن این ارزشها از شیوههای مختلفی مانند : تبلیغ و اشاعه مد گرایی ، بزرگ و موفق جلوه دادن اشراف و ثروتمندان و ... ، بهره میگیرد . البته گاهی خود جوامع هدف نیز در این مسیر ، امپریالیسم جهانی را همراهی کرده و این شیوهها و تخریب ارزشهای حقیقی را آگاهانه و نا آگاهانه ، دنبال میکند .از این رو، مصرف به سرعت منجر به طغیان و سرکشی همه جانبه یک جامعه مصرف گرا میگردد.
وابستگی به بیگانگان
مصرف زدگی، جامعه را به سمت گسترش الگوی مصرف برون زا یا وارداتی سوق میدهد. این امر، موجب وابستگی یک جامعه خواهد شد. وقتی در جامعهای لایههای گسترده اجتماعی، به سمت مصرف فراوان، بی توجه به امکانات تولید داخلی، گام بردارند و به لحاظ کمّی یا تنوع کالایی، مصرفی را طلب کنند که هیچ گونه عینیّت مادی در داخل آن کشور ندارد، ناگزیر به واردات کالا خواهد شد؛ که این امر، مورّث وابستگی بیشتر آن کشور خواهد شد. این وابستگی، زمینه ساز سلطه فرهنگی بیگانگان بر چنین جامعهای خواهد شد؛ چراکه بخشی از فرهنگ بیگانه، از طریق واردات کالا به کشور منتقل میشود.
اختلاف طبقاتی
افراد ثروتمند همیشه دنبال اشیای لوکس و گران هستند و همیشه تنوع طلبی هم دارند . به همین دلیل مصرف گرایی بیشتری در آنان دیده میشود .طبقه متوسط اغلب سعی دارند تا آنجا که ممکن است خود را با آنان مشابه سازی کنند . جنسیت هم میتواند با مصرف گرایی ارتباط داشته باشد ، مثلا زنان گرایش بیشتری به مصرف دارند . مدهایی که برای زنان ارایه میشود متنوع تر و جذاب ترند . خود پدیده مد نیز نوعی ترویج مصرف گرایی است زیرا در دوره زمانی جلوه میکند و بسیاری از افراد را به سمت خود میکشاند . افرادی که تابع مد روز هستند ، قطعا نمیتوانند کالاهایی که کمی قدیمی شدهاند مصرف کنند و برای مصرف آنان احساس عقب ماندگی از جامعه میکنند ، لذا به هر مشقتی هست خواستار تغییر و نو شدن هستند. [۲۶]
در نهایت قشر ثروتمند و مولد مُد و مصرف گرایی هستند که با این شیوهها، از اندوخته ثروت قشر متوسط و فقیر جامعه روز به روز بهره مندتر میگردند. لذا مصرف گرایی و تشویق به آن، در حقیقت منجر به فاصله هرچه بیشتر طبقاتی خواهد گشت.
رونق گرفتن تبلیغات کاذب تجاری
روند گرایش جامعه ایرانی به مصرف گرایی پس از پایان جنگ تحمیلی شکلی جدی به خود گرفت. ضرورتها و الزامات دوره جنگ موجب میشد تا بیشتر ایرانیان با فرهنگ قناعت خو گرفته و در چارچوب رفع نیازهای اساسی روزانه، زندگی مقتصدانهای داشته باشند. نهادهای اجتماعی مختلف هم با شرایط جنگ همراه بودند و زمینههای فرهنگی و نظام ارزشی متناسب با شرایط جنگ بود. پس از جنگ و با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی جدید به ویژه سیاست درهای باز، تولید محصولات مصرفی افزایش یافت.
از منظر جامعه شناختی، توقف فرهنگی جامعه ایرانی در چارچوب زندگی مقتصدانه نمیتوانست زمینه مناسبی برای فروش این محصولات باشد. به ویژه آنکه این محصولات دارای چندان کیفیتی هم نبودند که امکان صادرات آنها وجود داشته باشد. جامعه ایرانی باید پوست اندازی میکرد و از نظر روانی و فرهنگی پذیرا و مشتاق سبکهای جدید زندگی میشد؛ سبکهای جدیدی که فرهنگ مصرفی ویژگی اساسی آن به شمار میرفت. در وضعیت جدید به تدریج « بودن در داشتن» تعریف شد. رسانههای جمعی و بعدها شبکههای اجتماعی و سایتهای اینترنتی –که نقش تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم صدا و سیمااز همه پررنگ تر بود- تلاش کردند تا با استفاده از شگردهای بازاریابی در این زمینه نقش آفرین باشند. پخش آگهیهای بازرگانی که تا آن زمان ممنوع بود آغاز شد. تبلیغات تجاری رسانهای تلاش داشت تا ایدئولوژی جدیدی را عرضه کند و آن مصرف گرایی بود. [۲۷]
با گذشت زمان تلویزیون و سایر ابزار تبلیغاتی رسمی و غیر رسمی کشور دیگر ابایی ندارد که در آن انواع محصولات مصرف گرایانه و غیر ضروری برای زندگی، تبلیغ شود و در راه تبلیغ آن از هیچ مبالغه و حتی دروغی بهره گرفته نشود؛ دروغهایی که از شکل قدیمی آن به اشکال بسیار حرفهای و همراه با پشتوانههای به ظاهر علمی تحول یافتهاند.
ورود شبکههای فارسی زبان ماهوارهای بر گسترش فرهنگ مصرفی تأثیر عمیق تری نهاد. یکی از کارکردهای شبکههای ماهوارهای تزریق حس زیبایی شناختی به مخاطب و گسترش بینش زیبایی شناسانه به خانه و زندگی بود. همچنین باید از« مشروع ساختن لذت گرایی»گفت که به دلیل شرایط جنگ، تا آن زمان امکان بروز و ظهور نیافته و امری سرزنش آمیز مینمود.
به تدریج « لذت بردن از زندگی» تبدیل به یک حق گشت و نکته درخور توجه آنکه چنین لذتی بدون برخورداری از وسایل و اسباب مصرفی تقریبا غیر ممکن جلوه داده شد. در نتیجه این تغییرات، صنعت تبلیغات، عکاسی تجاری و صنعت طراحی رشد یافت. برای مثال طراحی داخلی خانه که تا آن زمان صرفا امری مربوط به طبقه مرفه تلقی میشد با انتشار مجلات مرتبط، جای خود را در بین خانوادهها یافت. مجلات مختلفی با موضوع آشپزی، مد، آرایش، سفر و سلامتی منتشر شدند. رشد تحصیلات، گسترش رسانههای ارتباطی، مسافرت به کشورهای خارجی زمینه بیشتری برای تسریع این روند به وجود آورد. زندگی شهری زمینه را برای مصرف و فردگرایی فراهم میآورد.
عطش موفقیت و کسب سریع شاخصهای منزلت- که عمدتا در برخورداریهای مادی تعریف شده است- آنقدر جدی میشود که کتابهای «چند دقیقه » ای بازار را به تصرف خود درمی آورند. این کتابها به خواننده یاد میدهند که تنها در چند دقیقه میتواند به موفقیت دست یابد!
از این رو یکی از لوازم مصرف گرایی ترویج روح دروغ و کذب به معنای حرفهای آن در سطوح مختلف جامعه است.
مدگرایی
در دنیای جدید، کالاها و اشیاء از شکل سنّتی خود (که به عنوان ابزاری برای رفع نیازها به کار میرفتند)، خارج شدهاند و مصرف کالا و خدمات، دیگر تنها ارضای یک دسته از نیازهای زیستی نیستند؛ بلکه کالاها و مصرف آنها به عنوان نماد و نشانهای بر منزلت و شخصیت اجتماعی و به مثابه ابزاری جهت نشان دادن منزلت اجتماعی مورد توجه مصرف کننده قرار میگیرند. در جهان امروز، مصرف، به عنوان یک وسیله هویت ساز معرفی شده و مصرف کننده با مصرف و نمایش دادن کالاهای تحت تملکش، در صدد خلق و حفظ هویت خویش است. او در واقع به سمت الگوی مصرف هویت بخش و مصرف متظاهرانه روی آورده است. این فرهنگ دنیای جدید، که مصرف را معیار و ملاک شخصیت و کالا را وسیله هویت بخشی در نظر گرفته، خود، موجب افزایش مصرف و پدید آمدن نوعی مسابقه مصرف در میان افراد جوامع شده است.
پیامدهای سیاسی مصرف گرایی
مصرف گرایی بی رویه گریبان گیر اکثر کشورها شده است. شرکتهای چند ملیتی و جهانی، مناطق آزاد، فضای مجازی اینترنت و تبلیغات ماهوارهای مرزها را در هم شکسته و مخاطبان خود را پیدا میکند. این وسایل، سلیقهها و فرهنگ مصرف را تغییر میدهند. افراد جامعه هر روز دنبال مدهایی هستند که شب از ماهواره دیدهاند. خرید اینترنتی نیز خیلی از محدودیتها را برداشته است. گاهی در این فضاها کالاهایی خرید و فروش میشود که بدون آن امکانش نیست یا به سختی صورت میگیرد و در برخی موارد، ناهنجاریهای اجتماعی شمرده میشود مانند خرید و فروش اعضای بدن.
مصرف گرایی نوین در پی زیاد کردن مصرف با هدف حداکثر کردن سود است. رویکرد اقتصاددانان نیز تغییر کرده و در پی رسیدن به مصرف انبوه هستند زیرا مصرف انبوه، تولید انبوه و سود بیشتر را به دنبال دارد. برای مصرف انبوه باید افراد بیشتری مصرف کننده و نمیتوان به مصرف طبقه مرفه و ثروتمند بسنده کرد. برای همین با یاری جستن از وسایل تبلیغات جهانی، تمام مردم جهان، در اقصی نقاط آن به مصرف گرایی کشیده شدند. برای اینکه مصرف انبوه محدود نشود، تولید از کالاهای ضروری به کالاهای غیر ضروری و لوکس کشیده شد و برای دوام مصرف انبوه، نیازهای کاذب تبلیغ شد. سیاست دیگر، تولید کالاهای یکبار مصرف، بی دوام و غیرقابل تعمیر بود تا مصرف کننده به جای تعمیر و استفاده دوباره، خود کالا را مجدداً خریداری کند. ابزارهای مهم مصرف گرایی نوین هستند:
۱. تأسیس فروشگاههای بزرگ؛
۲. تأسیس شرکتهای چند ملیتی و جهانی؛
۳. تبدیل خرید و مصرف به هنجار و ارزش؛
۴. ظهور مدگرایی و اشاعه نیازهای کاذب؛
۵. تبلیغات گسترده به وسیله وسایل ارتباط جمعی؛
۶. حراجهای پی در پی؛
۷. استفاده از کارتهای اعتباری.
همان گونه که ملاحظه میشود، برآیند این حرکت بزرگ جهانی، در جهت تحریک ذائقه عمومی و حتی ذائقه سازی و تشویق دائمی برای مصرف بیشتر، آن هم در مورد نیازهای کاذب، موجب میشود که نقش دولتها و ارکان تصمیم گیرنده بومی آن کشورها روز به روز کم رنگ تر، و نقش شرکتهای چند ملیتی و غولهای اقتصادی در مدیریت افکار عمومی افزایش یابد. امری که در دراز مدت، موجب برهم خوردن قوای سیاسی و نیروهای موثر درکارزار آن است.
راه کارهای مبارزه با مصرف گرایی
توجه به اعتقادات اسلامی در زندگی فردی
توجه به هدف خلقت انسان از راهکارهایی است که میتوان بر اساس آیات و روایات، جهت پیشگیری از مصرف گرایی به آن توجه داشت ؛ است. از دیدگاه اسلام ،انسان بیهوده و بی هدف پا به عرصه هستی ننهاده است « أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُون» (مومنون ، ۱۱) «آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما باز گردانده نمیشوید؟ »
اما این که این هدف در بینش اسلامی چیست؟ میتوان این گونه پاسخ داد ،با توجه به این که انسان ِ موجودی کمال طلب است و در همه کمالات هم به سوی بی نهایت گرایش دارد و وجود بی نهایت کامل، خداوند متعال است: «وأَن ِإلی َ رّبک الْمنتَهَی»(نجم: ۴۲) «سرانجام تمامی امور به پروردگار توست (ای پیامبر (ص))» بنابراین هدف نهایی وکمال حقیقی انسان، همان مقام قرب پروردگار میباشد « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الانسَ الاَّ لیَعْبُدون» ( ذاریات :۵۶ ) جن و انس را جز برایاینکه مرا بپرستند، نیافریدیم».
امام کاظم علیه السلام میفرمایند: « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ لِیَعْبُدُوهُ وَ لَمْ یَخْلُقْهُمْ لِیَعْصُوه» [۲۸] : خدای متعال، بندگان را جز برای اینکه او را بشناسند نیافرید. هدف دار بودن انسان در این جهان، مستلزم مسئول بودن انسان میباشد، انسان در برابر مواهب و نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته است مسئول میباشد و در واقع آسیب شناسی فرهنگی مصرف گرایی در رفتار فردی و راهکارهای قرآنی و روایی پیشگیری از آن مسئولیت او این است که از نعمتها برای رسیدن به کمال و سعادت اخروی استفاده کند. قرآن در این باره میفرماید: ُ « ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ (تکاثر: ۸)» : آن گاه شما در آن روز از نعمتها بازپرسی خواهید شد». [۲۹]
با توجه به این تعبیرها اگر استفاده از نعمتهای الهی ،در جهت رسیدن به کمال و رسیدن به سعادت اخروی باشد مطلوب، و چنانچه برای استفاده از آنها برای تجمل گرایی و خوش گذرانی باشد، آثار نامطلوبی را به دنبال دارد پس باور مندی به هدف نهایی (نزدیکی به خدا ) باعث میشود، انسان به رفتارهای اقتصادی خود جهت خاصی ببخشد، و لذت معنوی و اخروی را برگزیند. لذا توجه و تفکر در هدف آفرینش انسان، راهکار مناسبی جهت نیفتادن در ورطه مصرف گرایی میباشد.
توجه به معنویات در زندگی فردی
مصرف گرایی در حقیقت ناشی از مساله عمیق تری به نام فقدان معنویت است، راه و درمانی جز بازیابی معنوی فرد ندارد.
مـاهیت فتنه و ابتلاء این جهان و پایدار نبودن تمتّعات زمینه بـدبـیـنی و نا امیدی نسبت به زندگی را در انسان فراهم میآورد. بسیار اندک اند انسان هـایـی کـه هـیـچ گـونـه مـشـکـلی نـداشته باشند. خدای متعال با زبان توحیدی که در سراسر قرآن به تبیین مطالب میپردازد، ضمن اشاره به این که هیچ مصیبتی به شما روی نمیآورد مگر با اذن او، بشارت میدهد که خداوند قلب کسی را که به او ایمان بیاورد هدایت میکند: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»(تغابن /۱۱) هـدایـت خـدای مـتـعـال روحـیـهای بـه انـسان میدهد که از آن چه در این عالم به دست میآورد بیش از حد شادمان نمیشود و از ابتلاء به مصیبت نیز تأ سف نمیخورد: «...لِکَیْ لَا تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آَتَاکُمْ (حدید/۲۲-۲۳) تابر از دست دادن تاسف نخورید و با به دست آوردن خوشحال نشوید».
امـیـرالمـومـنـیـن عـلی عـلیـه السـلام در توصیف متقین میفرماید: «حـقـیـقـت عـلم از روی بـصیرت به آنها روی آورده و با روح یقین همراه میباشند. آنچه را عـیـاشـان از آن گـریـزانـنـد آسـان یـافـتـه انـد و به آنچه نادانان از آن وحشت دارند انس گـرفـتـه انـد و بـا دنـیـا بـا بـدن هـایـی هـم نـشـیـنـی مـی کـنـنـد کـه روح هـای آن بـه محل اعلی آویختهاند. اینها جانشینان خدا روی زمین و دعوت کنندگان به سوی دین خدایند، آه آه ! چه شوقی به دیدن آنها دارم» ! [۳۰]
زهد و بی اعتنایی به دنیا و هدف گیری برتر بر اثر برخورداری از عناصر معنوی ، بـه خـصـوص عـلم حـقـیـقـی تـوأ م بـا بـصـیـرت و یـقـیـن ، قـابـل تـوجـه اسـت . تـعـلق روح هـا بـه مـحـل اعـلی و انـس بـا مـعـنـویـات ، دل بـریـدن از دنـیـا و تـوجه به زندگی آخرت نتیجه این فرایند است. انسان در این حالت است که از دنیا ، به معنای مثبت آن روی گردان میشود و رو به آخرت میآورد.
تقویت روحیه قناعت
قناعت، اکتفا کردن به اندک و ضداسراف کاری و تجمل گرایی است. قناعت بار منفی ندارد، زیرا در تقابل با حرص و آزمندی و اسراف است. قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای ریاضت کشیدن نیست، بلکه مفهوم آن صحیح مصرف کردن است که در ادبیات اقتصادی امروز با کلماتی نظیر بهره وری، کارآیی، بهینه سازی مصرف و مانند آن بیان شده و به عنوان یک رفتار هنجاری و درست، مورد ستایش و تشویق میباشد. [۳۱]
این صفت و فضیلت اخلاقی با تکرار تمرین در انسان به صورت ملکهای درمی آید که باعث راضی شدن به چیز اندک و نگه داشتن نفس از زیاده خواهیهایش میشود. همان اصلی که در تقابل با مصرف گرایی و تجمل است. شریعت مقدس اسلام برای هر چیزی حکمی قرار داده است که به افعال مکلفین تعلق میگیرد. همچنین در ارتباط با حوزه رفتار اقتصادی و مصرف نعمتها خواستار اجتناب از افراط و تفریط و نیز اسراف و تبذیر میباشد. این گونه است که شریعت اسلام، حد و حدود هر چیزی را در مصرف شخص معین کرده است. پس بر تمامی مکلفین لازم است تا بیشتر از آن حدی که معین شده و نیز بیشتر از حد لزوم هزینه و خرج کردی نداشته باشند. به بیان دیگر، قناعت، رضایت به کم در مصرف و حسن تدبیر معاش بدون دوست داشتن زیاده از حد زندگانی است. در مدح قناعت همین بس که امیر المومنین علیه السلام میفرمایند: «کفی بِالقَناعَهِ مُلکاً و بِحُسنِ الخلقِ نعیما» [۳۲]. «پادشاهی در قناعت است و حسن خلق برای انسان کفایت میکند».
قناعت نه فقط جنبه فردی بلکه اجتماعی نیز پیدا میکند. امیر المومنین در دستوری برای سران حکومتی خویش به چنین نکات قناعت مدارانه ریزی تاکید مینماید: « أَدِقُّوا أَقْلَامَکُمْ وَ قَارِبُوا بَیْنَ سُطُورِکُمْ وَ احْذِفُوا عَنِّی فُضُولَکُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِی وَ إِیَّاکُمْ وَ الْإِکْثَارَ فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِینَ لَا تَحْتَمِلُ الْإِضْرَار» [۳۳] (نوک قلمها را باریک و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده روی در هزینه نمودن بیت المال بپرهیزید زیرا که اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود)
وجود عنصر قناعت بدین معنا نیست که منابع موجود در زمین برای ما ناکافی است بلکه آنچه بشر را از نظر تأمین منابع، با مشکل روبرو کرده، اسراف کاری و هدر رفتن بسیاری از منابع جهان است. "ژزوئه دو کاسترو" در این باره مینویسد: «نیک میدانیم که نعمتهای موجود در کره زمین، برای ساکنان آن کافی است. با این حال میبینم، گرسنگی پدیدهای جهانی به شمار میرود و بیشتر ساکنان روی زمین از گرسنگی رنج میکشند. گرسنگی را طبیعت به ما تحمیل نکرده است؛ بلکه خاستگاه این فاجعه، شرایط فرهنگی جامعههای انسانی است». [۳۴]
آموزش روش مصرف
اصلاح الگوی مصرف ، بدین معناست که منابع و کالاها ، به جا و به اندازه لازم به کار گرفته شوند و به صورت بهینه و با بیشترین بازدهی مورد استفاده قرار گیرند . این، به معنای مصرف نکردن و حتی لزوماً به مفهوم کم مصرف کردن نیست و هیچ گونه منافاتی با تامین نیازهای فرد و جامعه در ابعاد گوناگون ندارد . برخی گامها و راهکارهایی که برای کنترل و اصلاح الگوی مصرف آحاد جامعه، بایستی مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان و متصدیان امر قرار گیرند :
ایجاد زمینه مناسب جهت فعالیتهای اقتصادی ؛
تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری ؛
افزایش آگاهیهای عمومی در زمینه مصرف و مصرف گرایی ؛
تقویت باورهای دینی و تثبیت ارزشهای اخلاقی ؛
اجرای عدالت اقتصادی و جلوگیری از انباشت ثروت ، در دست عدهای خاص ؛
پرهیز خواص از تجمل گرایی ؛
منحصر کردن تبلیغات در امر معرفی کالاها و خدمات [۳۵]؛
احیای سبک زندگی اسلامی
مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکهای بودن عوامل متعددی که در شیوههای زندگی یا اقلیمهای زیستن انسان تأثیر میگذارند، به وجود آمده است.
سبک زندگی غربی خصوصا در زمینه مصرف و مصرف گرایی، ظاهر و پوسته جهان متجدد و مدرن و اروپایی است. با تغییر ظاهر و پوسته این تمدن، بی توجه به باطن و هسته آن، آیا حقیقتا سبک زندگی مطلوب حاصل نمیگردد. چنین گمان برده میشود که با تغییر ظاهر، آن هم سطحیترین تغییرها، میتوان به جنگ باطن رفت و بر آن غلبه پیدا کرد! در حالی که این گونه نیست. تجمل ستیزی و ساده زیستی که در عالم دینی و در اخلاق اسلامی و در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام جایگاه رفیع و ممتاز دارد، در شهری که قوانین مکانیک و تکنیک و الکترونیک به معنای غربی آن بر تمام شئون حاکم است عملی نمیشود. در این وضع میتوان گفت که چه فایده دارد که آدم لباس ساده بپوشد و غذای ساده بخورد اما ناگزیر و به ضرورت، آخرین دستاوردهای تکنولوژی را مصرف کند؟! وقتی از ساده زیستی میگوییم باید بیندیشیم که چرا ساده زیستی از یاد رفته است و موانع آن چیست و چگونه میتوانیم به آن بازگردیم بدون این تذکر ضروری اگر در مورد هر رفتار ممدوح و پسندیدهای غلو شود چه بسا که کار به اشتباههای بزرگ بیانجامد. همانطور که توسعه و سازندگی بعد از جنگ با شعار رفاه برای همه به نفی ارزشهای جهادی و انقلابی و ساده زیستی انجامید. از این رو تغییر سبک زندگی مدرن غربی، مبتنی بر مصرف گرایی به سبک زندگی ایرانی- اسلامی مبتنی بر ارزشهای اصیل دینی- بومی، یکی از مهمترین ابزارهای مبارزه با مصرف گرایی لجام گسیخته است.
تبیین مضرات مصرف گرایی در رسانه ها
رسانهها در دوران کنونی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مخاطبان شدهاند. این مخاطبان در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز، بخش عظیم فرهنگ، ارزشها و هنجارهای جامعه خود و دیگر جوامع را از رسانهها دریافت میکند. به عبارتی در دوران معاصر که به عصر اطلاعات و جامعه اطلاعاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعه پذیری مخاطبان از طریق رسانهها انجام میشود و نفوذ و تأثیر رسانهها تا جایی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانهها اولویت ذهنی و حتی رفتاری ما را تعیین میکنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما میآموزند . برهمین اساس رسانهها با توجه به انتقال محتوای فرهنگی و انتقال ارزشها و هنجارها، ۱- با نهادینه کردن فرهنگ صحیح الگوی مصرف در زمینههای مختلف، ۲- ارایه و معرفی روشهای مناسب استفاده از منابع مختلف (آب، گاز، برق، محیط زیست و ...) در قالبهای مختلف همچون نماآهنگ، انیمیشن ، فیلم کوتاه ، ۳- ارتقای آگاهی عمومی و آموزش مصرفکنندگان در خصوص الگوه ا و سبکهای زندگی مناسب و ۴- سیاستگذاری بهینه میان خود (رسانه) و دولت در جهت نیل به الگوی مصرف، ۵ - جایگزین ساختن ارزشهای اصیل انسانی و دینی، بجای ارزشهای مادی رایج در زندگی امروزی ، مانند : مصرف گرایی ،تجملگرایی و ۶- تبین نقش اصلاح الگوی مطرف در تسریع بخشیدن به اهداف سند چشم انداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی ایران، میتوانند درشکل گیری و یا عدم شکل گیری الگوهای مطلوب در نگرشها و هنجارهای رفتاری مخاطبان تاثیر بسزایی داشته باشند [۳۶].
یکی از کارشناسان، رسانهها از جمله صدا و سیما را عامل اصلی وقوع پدیده مصرف گرایی میداند و بیان میدارد: «یکی از عواملی که من فکر میکنم مهمترین عامل مصرف گرایی شده صدا و سیماست. شما اگر نگاهی به برنامههای صدا و سیما بیندازید با توجه به اینکه رسانه ملی است و مردم بخشی از ساعات شبانه روزشان را به صدا و سیما اختصاص میدهند میبینید آنچه این رسانه به عنوان فضیلت نشان میدهد ظاهر و مادیات افراد است. یکی از وظایف صدا و سیما فرهنگسازی و تقویت ارزشهای اصلی است. در سریالهایی که از صدا و سیما پخش میشود آنچه که ارزشها و فضلیتهای اصلی بازیگران را شکل میدهد فضائل دنیوی و مادی گرایی هاست. سریالی پخش میشود که نقشهای اصلی بر عهده ۱۰-۱۲ نفر است و در خانههایی زندگی میکنند که ۸۰ درصد مخاطبهای آنها چنین خانههایی ندارند. ماشینهایی سوار میشوند و لباسهایی را برتن میکنند که عموم مردم ما قدرت تهیه آنها را ندارند. طبیعتا انسان وقتی اینها را نگاه میکند به مرور زمان باورش میشود فضلیتهای واقعی همین هاست. وقتی به این نتیجه کاذب رسیدند خودشان را به آب و آتش میزند به آنجا برسند و وقتی با توجه به شرایطی که دارند نمیتواند خودشان را به آن ایده آلی که در ذهن دارند برساند اتفاقات بعدی نامطلوب دیگر را رقم میزند. به عنوان مثال تخلفهای مالی از همین جا نشات میگیرد» [۳۷].
برخوردهای قانونی با مصرف گرایی در سطح جامعه
زمینههای دولتی برای مقابله با مصرف گرایی فراوان است. از این رو تنها به بخشی از اقدامات و الزامات دولتی اشاره میگردد:
بدون تردید ارزان بودن قیمت حاملهای انرژی (نفت، گاز، بنزین، گازوئیل، برق، آب) در سالیان گذشته باعث اسراف و رشد بی رویه مصرف شده و به هدر رفتن منابع ملی و نیز تشدید تخریب محیط زیست را در پی داشته است. اگر چه با عمومی شدن فرهنگ صرفه جویی و آموزش شیوههای درست مصرف کردن میتوان امیدوار به کاهش هزینههای مصرف انرژی در کشور بود، اما فراموش نکنیم که با توجه به مصرف بسیار بالای حاملهای انرژی در کشور، حتی در خوش بینانهترین حالت (۱۰ الی ۱۵)، میزان صرفه جویی مردم قابل توجه نخواهد بود؛ چرا که در حال حاضر مصرف انرژی در کشورمان به شدّت بالاتر از میانگین جهانی است و این آثار بسیار نامطلوب و مخربی بر اقتصاد کشور دارد، به طوری که مصرف انرژی در ایران، ۵/۳ برابر کشور چین با جمعیتی بالغ بر ۳/۱ میلیارد نفر میباشد! بدیهی است تورم ناشی از اجرای اصلاح قیمت حامل انرژی با گذشته زمان و با اقدامات حمایتی دولت، قابل تعدیل است، لکن تورم ناشی از انتشار اسکناس جدید و بدون پشتوانه (به دلیل حذف بند هدفمند کردن یارانهها ) تأثیر عمیق تری داشته و فشار بسیاری به دهکهای پایین جامعه وارد میآورد. همچنین کاهش مصرف سوختهای فسیلی موجب صیانت از منابع نفتی کشور خواهد شد و نسلهای آینده ذخایر بیشتری از این موهبت الهی را در اختیار خواهند داشت. در مورد آب و برق مورد استفاده در صنایع و بخش کشاورزی نیز، مجلس شورای اسلامی میتواند با وضع قوانین مدون و با درنظر گرفتن اعتبارات لازم، دولت را در اصلاح شبکههای آب رسانی و بهبود شیوههای آبیاری و صیانت از ذخایر آبهای سطحی و زیرزمینی کشور یاری کند و نوسازی شبکه ی انتقال برق و جلوگیری از اتلاف انرژی الکتریکی در مسیر بین نیروگاهها تا محل مصرف را در اولویت کاری وزارت نیرو قرار دهد. همچنین وکلای ملت میتوانند استفاده از لامپهای کم مصرف و شیرهای هوشمند را در نهادهای حکومتی به تکلیفی قانونی مبدل سازند و با برنامه ریزی و نظارت دقیق، تمرکز دولت را بر افزایش راندمان انرژی مصرفی و ارتقای بهره وری و بهبود فناوری تولید در صنایع کشور، به خصوص صنایع خودروسازی معطوف نمایند. به علاوه، مجلس محترم میتواند با دقت در تخصیص بودجه جاری دستگاهها و نهادهای دولتی و غیردولتی، ضمن جلوگیری از افزایش غیرمنطقی بودجه برخی از دستگاههای خاص، و با کسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، نظارت دقیق بر استفاده صحیح از منابع و امکانات این دستگاهها داشته باشد. در بحث مسکن نیز، قوه ی مقننه میتواند با وضع قوانین لازم، شهرداریها و سازمان نظام مهندسی کشور و مردم را مکلف به رعایت اصول مطروحه در مبحث ۱۹ نماید تا با استفاده از مصالح مناسب، استاندارد و دستگاهها و سیستمهای مناسب گرمایشی و سرمایشی، میزان مصرف انرژی در ساختمانها و منازل مسکونی را به حد معقول آن نزدیک کند. همه ی آنچه گفته شد تنها با هماهنگی و همدلی مسؤولان در سه قوه و مردم میسّر خواهد بود و در نهایت منجر به تسریع در روند توسعه ی اقتصادی کشور و «حرکت پرشتاب و بزرگ به سمت تحقق پیشرفت و عدالت» و نیل به اهداف سند چشم انداز خواهد شد [۳۸].
اصلاح الگوی مصرف در نظام آموزشی
یکی از عوامل بسیار موثر در کنترل مصرف گرایی، اصلاح الگوی مصرف در خانواده است. والدین در شیوههای تربیت فرزند چگونه مصرف کردن را به فرزندان خود میآموزند. کودک خردسالی که دارای اسباب بازیهای متنوع است و یا کودکی که در مدرسه از گرانترین و پرزرقترین کالاها استفاده میکند ، در واقع مصرف بی جا را نا خود آگاه میآموزد . و همین روش را در زمینههای دیگر زندگی پیش خواهد گرفت .این گفته به این معنا نیست که اصلا مصرف نکنیم ، چون شدنی نیست ، بلکه باید یاد بگیریم که درست مصرف کنیم .
یکی از راههای اصلاح رویه این است که از مدارس شروع کنیم و طی آموزشهای دقیق در مدارس ، دانش آموزان را با نحوه مصرف درست آشنا بکنیم . برای دیگر اقشار جامعه میتوان از تبلیغات درست وصحیح مصرف استفاده کرد . تبلیغات در رسانهها باید تعدیل شوند . و به جای آنها باید اطلاع رسانی درستی در اختیار مردم قرار بگیرد .
در سطوح دانشگاهی باید سمینارها و کارگاههای آموزشی ترتیب داده شود تا کاملا همه ابعاد این پدیده بررسی و تجزیه و تحلیل گردد . اطلاعات مذکور نیز باید در اختیار متخصصان رشتههای دیگر نیز قرار گرفته شود تا همه ابعاد این مساله خطیر بررسی شود .
در نگاهی عمیق تر میتوان این گونه تحلیل نمود که مصرف گرایی، ریشه در ساختار اجتماعی دارد و نمیتوان صرفاً یکی از نهادهای اجتماعی نظیر خانواده، سیاست، اقتصاد و یا فرهنگ را مسئول چنین وضعیتی تلقی کرد. بنابراین اگر خانواده در ابداع الگوی مصرف جمع در جامعه باز میماند به معنی آن است که نظام تولیدی مناسبی وجود ندارد که خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه پذیری نقشهای مصرفی در بین اعضای خود بپردازد.
از طرفی اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگیری الگوهای مصرف، توفیقی نداشتند چگونه میتوان انتظار داشت که بتوانند نسل آینده را از این فرآیند مطلع کنند و به شکل منطقی موجبات اصلاح الگوهای مصرف را فراهم آورند. بنابراین نقطه ی عزیمت در اصلاح رفتارهای مصرفی، هیچ یک از نهادها به طور مستقل نیستند، بلکه نتیجه ی همگامی ساختار و کارکردهای اجتماعی است که به شرط تمایل به سمت عقلانیت، خواهند توانست گره از معضل مصرف گرایی باز کنند. [۳۹]
تشویق مردم به پس انداز و سرمایه گذاری
در اسلام حفظ مال و تباه نکردن و سرمایه گذاری با آن امری لازم و مورد تأکید است. از این رو اسلام حفـظ مـال و قـدر دانـستن آن را باعـث بقـای اسـلام و مسلمانان میداند. در کلمات پیشوایان دینی ما، از جمله علل بقای مسلمانان و اسلام این نکته بیان شده است که اموال در دست افرادی قرار گیرد که قـدر آن را میدانند و آن را به صورت پسندیده مصرف میکنند. از اموری کـه بـه نـابودی اسـلام و مسلمانان میانجامد ایـن اسـت کـه امـوال در دسـت افـرادی قـرار گیـرد کـه قـدر آن را نمیشناسند و به صورت پسندیده مصرف نمیکنند. حضرت در روایت دیگری میفرماید: «باید از مال، نیکو نگهداری کنی؛ زیرا انسان بخشنده، با آن قدرت مـی یابـد و از فرومایـه، بی نیاز میشود» [۴۰]. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله نیز در این باره میفرماید: «مِن المُروّه استِصلاحُ المَالِ» [۴۱] «از نشانههای مردانگی، نگهداری درست از مال است». واضح است که مصرف بی رویه و به جا خرج نکردن یکی از مصادیق استفاده نادرسـت و هدر دادن اموال است که از دید آموزههای اسلامی صحیح نیست.
بهترین راه برای سرمایه گذاری و پس انداز، قرض الحسنه است که با وجود فقدان سود پرداختی، اما تمامی کسانی که به سنت حسنه قرض نیازمندند به راحتی از آن میتوانند بهره مند گردد، و هر چه این سنت عمومی تر باشد، بهره مندی آحاد جامعه از آن بیشتر است.
اجرای عدالت اقتصادی
انباشت ثروت یکی از مهمترین عوامل دامان زدن به مصرف گرایی است. مفاهیم سه گانه قرآنی اسراف [۴۲]، تبذیر [۴۳]، اتراف [۴۴] معمولا در حاشیه ثروتهای کلان معنا مییابد. از این رو مبارزه با انباشت ثروت و توزیع عادلانه آن ، یکی از راههای مهم مبارزه با مصرف گرایی است.
دولت اسلامی با توجه به اختیاراتی که دارد میتواند از ابزارهای جدید اقتصاد متعارف نظیر درآمدهای مالیاتی، عوارض گمرکی، درآمدهای نفتی و گاز، درآمدهای ناشی از فعالیتهای ارتباطی و حمل و نقل و پرداخت یارانه به طبقات پایین جامعه منابع ثروت و درآمد را از طبقات بالا به طبقات پایین منتقل نموده و شرایط اجرای عدالت اقتصادی اسلامی را فراهم نماید. به این منظور دولت با استفاده از یافتههای علم اقتصاد و برتری شرایط رقابت بر شرایط انحصار میتواند در بسیاری از فعالیتهای اقتصادی رقابت سالم را جایگزین فعالیتهای انحصاری و شبه انحصاری نماید.
پیشنهادات سیاستی در این زمینه وجود دارد که راهگشا است:
۱. فراهم کردن شرایط رقابت در فعالیتهای اقتصادی و جلوگیری از شرایط انحصاری و تسلط اقلیتی از فعالان اقتصادی بر منابع اقتصادی.
۲. استفاده از تمام ظرفیتهای در دسترس نظیر ابزارهای قانونگذاری، اجرایی، نظارتی و احکام حکومتی و استفاده از ابزارهای جدید اقتصاد متعارف.
۳. ایجاد شرایط یکسان تحصیل را در تمام مقاطع آموزشی برای تمام مردم.
۴. توزیع عادلانه امکانات آموزشی در تمام نقاط کشور و رسیدگی بیشتر به مناطق محروم تر
۵. نظارت مسمتر و صحیح برنحوه تدریس معلمان دربخش دولتی درجهت بالابردن کیفیت آموزش دراین بخش.
نظارت بر اجرای قوانین
برای اعمال نظارت بر کاهش هزینههای غیر ضروری و جلوگیری از تجمل گرایی و مصرف گرایی، قانون گذار موارد زیر را باید مورد توجه قرار دهد:
۱ - به منظور کنترل هزینههای غیر ضروری و مبارزه با مصرف گرایی در وزارتخانهها، نیروهای نظامی و انتظامی، شهرداریها، سازمانها، بانکها، شرکتها و واحدهای مختلف وابسته به قوه مجریه، مقننه و قضائیه و کلیه نهادهای انقلاب اسلامی و تمامی دستگاههایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است، شورای عالی بررسی و تعیین الگوی مصرف موضوع تبصره ۳۰ قانون برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران موظف است علاوه بر انجام وظایف مذکور در تبصره فوق الذکر آیین نامه نحوه استفاده از امکانات عمومی از قبیل: اتومبیل، هواپیما، هلیکوپتر، مسافرتهای خارجی، پذیراییها و دیگر هزینههای اداری، خدماتی، و رفاهی را حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب این قانون تهیه و به تصویب هیأت وزیران برساند.
۱ - وزیر دادگستری به عنوان عضو ثابت در شورای مذکور شرکت مینماید.
۲ - شورا حداقل هر دو هفته یک بار باید تشکیل جلسه دهد.
۳ - برگزاری سمینارها، کنگرهها، بزرگداشتها، گردهم آییهای بین المللی توسط دستگاههای اجرایی تنها با تصویب هیأت وزیران و در مورد قوای مقننه و قضائیه با تأیید رئیس هر قوه امکان پذیر است.
۴ - سازمان برنامه و بودجه و دیوان محاسبات کشور و سازمان بازرسی کل کشور موظفند گزارش چگونگی اجراء و موارد تخلف از این قانون را هر سه ماه یک بار به رؤسای سه قوه و دبیرخانه شورای عالی بررسی و تعیین الگوی مصرف ارائه نمایند.
۵- شورای امنیت کشور موظف است حداکثر تا یک ماه رده بندی حفاظتی، نحوه حفاظت و اتومبیل مورد استفاده و تشریفات سان و رژه کلیه مسئولین و شخصیتهای کشور و لشکری را تهیه و جهت اجراء ابلاغ نماید. وزیر کشور مسئول پیگیری و نظارت بر اجرای این مصوبه میباشد و موظف است هر سه ماه یک بار گزارش عملکرد و تخلفات را به مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و قوه قضائیه ارائه نماید.
۶- کلیه دستگاههای مذکور در ماده یک موظف به اجراء دقیق مفاد این قانون بوده و تخلف از آن در حکم تصرف غیر قانونی در اموال عمومی محسوب و طبق قوانین و مقررات مربوط رسیدگی خواهد شد.
۷- صدا و سیما و سایر وسایل ارتباط جمعی موظفند برنامههای خود را به نحوی تهیه و تنظیم نمایند که منجر به تبلیغ فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی نشود.
کتاب و مقاله
۱- وبلن، تورستین (۱۳۸۶)، نظریه ی طبقه ی تن آسا، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران: نشر نی.
۲- هاکلی، کریس(۱۳۸۷) "نظریه پردازی در تبلیغات و آگهی". ترجمه لیدا کاووسی. فصلنامه رسانه.سال نوزدهم شماره ۳.شماره پیاپی 75
۳- علیخواه، فردین.(۱۳۸۳). "مصرف گرایی منبع پنهان آسیبهای آینده جامعه ایران". مقالهای در گزارش پژوهشی وضعیت فرهنگی ایران. جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.تهران
تارنما
Farhangemruz.ir (مجموعه مقالات مصرف گرایی)
Wikifegheh.ir (مصرف گرایی)
Digaran.con (مصرف و مصرف گرایی از منظر اسلام و جامعه شناسی اقتصادی)
فهرست منابع
1 اصول کافی(ط - الإسلامیه) ، کلینى، محمد بن یعقوب، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
2 بایدها و نبایدهای مصرف، اسحاقی، حسین؛ قم، دفتر عقل، چاپ اول، 1388.
3 بحارالانوار(ط - بیروت) ، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق.
4 الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، رزّاقی، ابراهیم، تهران، چاپخش، چاپ اول، 1374.
5 خصال شیخ صدوق، ، ج 1، انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1362ش.
6 لسان العرب،ابن منظور، محمد بن مکرم ، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع، بیروت. دار صادر.
7 7-مطالعات فرهنگی، بهار، مهری،: اصول و مبانی، تهران، سمت، چاپ اول، 1386.
8 الفاظ القرآن راغب اصفهانی، ، دارلعلم، بیروت، 1412 ه.
9 مجمع البیان، طبرسی، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش.
10 مستدرک الوسائل، نورى، محدث، میرزا حسین، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، بیروت - لبنان، اول، 1408 11- الگوی مصرف در آموزه های اسلامی، ه قایروانی جواد، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، چاپ اول، 1388.
11 12- مونبیوت، جورج؛ مقاله آیا مصرف بیشتر رضایتمندی بیشتری را به ارمغان می آورد؟، در برگزیده مقالات نشریه سیاحت غرب با موضوع مصرف،
12 13-فرهنگ تلویزیون، فیسک، جان.(1380)..ترجمه مژگان برومند. فصلنامه ارغنون. شماره 19.
13 14- المیزان ، علامه طباطبایی، سید محمد حسین20: 354، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه، 1417 ه .ق
14 17-کاسترو، ژوزئه دو؛ انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی، تهران، جاویدنیا، 1379.
15 18- نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، پاینده، قم.
16 19-نهج البلاغه( للصبحی صالح)، شریف الرضى، محمد بن حسین، هجرت، قم ، 1414ه ق.
17 mehrnews.com/news
18 <http://farhangemrooz.com/news> (کالای لوکس و توهم ارزش)
19 Tebyan.ir (مقاله: عواقب تلخ مصرف گرایی)
20 http://socialsciences.ir/ (مقاله مصرف گرایی، پنجشنبه، 26 مرداد 1391)
21 <http://www.farsnews.com> (رسانه و تاثیرگذاری بر الگوی فرهنگ مصرفی مخاطبان)
22 Tasnimnews.ir (مقاله : چرا کمپینی با عنوان «نه به مصرف گرایی» راه نمی افتد؟)
23 <http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View> (مقاله: مصرف گرایی و هویت سوزی)
24 nasirboushehr.com (مصرف گرایی و آسیب های آن)
پانویس
- ↑ واژه«صَرف» به معنای تغییر یک شئ از آن حالتی که هست، آمده است. از این رو واژه انصراف، به معنای برگشتن از مکان و یا جایگاه اولیه است. واژه مصرف نیز، به معنای تصرف کردن در چیزی است که انسان تغییر در آن را میخواهد. واژه مصرف گرایی، که ترکیبی از عربی و واژه فارسی است به معنای گرایش به استفاده از اشیاء و میل به تغییر آن هاست. :لسان العرب، ج 9، ص: 189.
- ↑ رزّاقی، ابراهیم، الگوی مصرف و تهاجم فرهنگی، ص 35
- ↑ اسحاقی، حسین؛ بایدها و نبایدهای مصرف، ص 23.
- ↑ بهار، مهری، مطالعات فرهنگی: اصول و مبانی، ص 45.
- ↑ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ذیل واژه "سرف".، مفردات راغب اصفهانی.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج 6، ص 633، ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372ش.
- ↑ (إسرا:26-27)؛
- ↑ ِ وَ لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَشْتَرِی مَا لَیْسَ لَهُ وَ یَلْبَسُ مَا لَیْسَ لَهُ وَ یَأْکُلُ مَا لَیْسَ لَه. شیخ صدوق، خصال، ج 1، ص121.
- ↑ (فرقان /67)
- ↑ (اسراء /29)
- ↑ الکافی، ج4، ص52 : عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ یُحِبُّهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ و َإِنَّ السَّرَفَ أَمْرٌ یُبْغِضُهُ اللَّهُ حَتَّی طَرْحَکَ النَّوَاهَ فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِلشَّیْءِ وَ حَتَّی صَبَّکَ فَضْلَ شَرَابِکَ.
- ↑ مستدرک الوسائل، ج15، ص266
- ↑ استفتاءات (امام خمینی)، ج 1، ص: 485
- ↑ استفتاءات (امام خمینی)، ج 2، ص: 622
- ↑ استفتاءات (امام خمینی)، ج 3، ص: 50
- ↑ تحریر الوسیله - ترجمه، ج 2، ص: 53
- ↑ تحریر الوسیله - ترجمه، ج 3، ص: 25
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 139
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 1، ص: 207
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)، ج 2، ص: 607
- ↑ Isna.ir (مقاله: مصرف گرایی و نشاط اجتماعی)
- ↑ میلر که معروفترین نمایش نامه اش، مرگ فروشنده بوده در سال ۲۰۰۵ چشم از جهان فروبست از جمله ادیبانی بوده که پیرامون عواقب مصرف گرایی از سالیان گذشته، پیش گویی کرده بود. آرتور میلر میگوید: سالها پیش اگر کسی حالش خوب نبود و نمیدانست با خود چه کند به کلیسا میرفت یا انقلاب میکرد اما امروز تو حالت بد است؟ نمیتوانی سر در بیاوری رستگاری چیست؟ برو خرید!. خرید جای سیاست و دین را گرفته است! (mehrnews.com/news/3757299/)
- ↑ ایروانی جواد، الگوی مصرف در آموزههای اسلامی، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، چاپ اول، 1388. ص 11.
- ↑ مونبیوت، جورج؛ مقاله آیا مصرف بیشتر رضایتمندی بیشتری را به ارمغان میآورد؟، در برگزیده مقالات نشریه سیاحت غرب با موضوع مصرف، ص141.
- ↑ http://farhangemrooz.com/news (کالای لوکس و توهم ارزش)
- ↑ Tebyan.ir (مقاله: عواقب تلخ مصرف گرایی)
- ↑ فیسک، جان.(1380)." فرهنگ تلویزیون".ترجمه مژگان برومند. فصلنامه ارغنون. شماره 19.
- ↑ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج5، ص: 157
- ↑ علامه طباطبایی، سید محمد حسین: المیزان ، 20: 354، قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه، 1417 ه .ق
- ↑ نهج البلاغه ، قصار 147. «بَلَی لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّهٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ کَمْ ذَا وَ أَیْنَ أُولَئِکَ أُولَئِکَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَیِّنَاتِهِ حَتَّی یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ یَزْرَعُوهَا فِی قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَی حَقِیقَهِ الْبَصِیرَهِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْیَقِینِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَهٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَی أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الدُّعَاهُ إِلَی دِینِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَی رُؤْیَتِهِم»
- ↑ http://www.yjc.ir (آثار قناعت در زندگی)
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام. حکمت ۲۲۰.
- ↑ بحارالانوار. ج۴۱. ص ۱۰۵.
- ↑ کاسترو، ژوزئه دو؛ انسان گرسنه، ترجمه منیر جزنی، تهران، جاویدنیا، 1379. ص 65
- ↑ وبسایت تخصّصی علوم اجتماعی، مقاله مصرف گرایی، پنجشنبه، 26 مرداد 1391
- ↑ http://www.farsnews.com (رسانه و تاثیرگذاری بر الگوی فرهنگ مصرفی مخاطبان)
- ↑ Tasnimnews.ir (مقاله : چرا کمپینی با عنوان «نه به مصرف گرایی» راه نمیافتد؟)
- ↑ http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View (مقاله: مصرف گرایی و هویت سوزی)
- ↑ nasirboushehr.com (مصرف گرایی و آسیبهای آن)
- ↑ َ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَلَیْکَ بِإِصْلَاحِ الْمَالِ فَإِنَّ فِیهِ مَنْبَهَهً لِلْکَرِیمِ «1» وَ اسْتِغْنَاءً عَنِ اللَّئِیمِ. الکافی (ط - الإسلامیه)، ج5، ص: 88
- ↑ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج100، ص: 4
- ↑ کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین. اعراف/ 31 . بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.
- ↑ إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً (27 اسراء) (همانااسرافکاران برادران شیطان هایند و شیطان پروردگار خود را کفران کرد)
- ↑ «وَ مَا أَرْسَلْنَا فیِ قَرْیَهٍ مِّن نَّذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُترْفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَفِرُونَ وَ قَالُواْ نحَنُ أَکْثرَ أَمْوَالًا وَ أَوْلَادًا وَ مَا نحَنُ بِمُعَذَّبِین» سبا 34-35:ما به سوی هیچ قریهای بیمرسان نفرستادیم، مگر آنکه عیاشهای آن قریه گفتند: ما به آنچه شما به تبلیغش مامور شدهاید کافریم. و نیز گفتند: ما اموال و اولاد بیشتری داریم، و هرگز عذاب نمیشویم.







