فرهنگ مصادیق:تحریف اسلام
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
تحریف اسلام - ویکی پرسش
پرسش: ما معتقدیم که اسلام از تحریف دور مانده است و از طرفی هم اعتقاد داریم که عترت پیامبر (ص) مفسّر قرآن هستند، بنابراین آیا میتوان نتیجه گرفت که اسلام غیر شیعی تحریف شده است؟
نمایه: تحریف اسلام، تحریف قرآن، تحریف، تمسک
پاسخ:
مقدمه
یقینا "قرآن کریم" که از اساسیترین منابع اسلام است از تحریف لفظی (جابجای الفاظ و عبارات یا حذف و زیادت بر آن) مصون مانده ، و به صراحت برخی آیات قرآن و ضرورت بین مسلمین و روایات منصوصه از زیادت و نقصان به اعجاز اله، در امان مانده است. البته این بدان معنا نیست که تحریف و انحرافی در مسلمین از مسیر اصلی خویش؛ یعنی مسیری که قرآن و رسول (ص) پیش روی او گشودند، صورت نگرفته است.
قرآن و پیامبر (ص)، امت اسلامی را به معصومین(ع) ارجاع دادهاند و عترت معادل قرآن قرار گرفته است. از این رو صحیحترین و دقیقترین تفاسیر و تبیینها برای قرآن و سیرهٔ نبوی (ص) را باید نزد ایشان جویا شد نه دیگران. پس هر چه با قرآن و سنت؛ یعنی سیرهٔ متواتر نبی اکرم (ص) و نصوص ائمه (ع) مطابقت داشته باشد صحیح و قابل تبعیت و اطاعت است.
پس از میان آراء مختلف و نحلهها و ملل مختلف تنها یکی حق است و آن همان مکتب اهل بیت است.
اتفاق مسلمین بر عدم تحریف قرآن و اختلاف در فهم قرآن و روایات
همهٔ مسلمین بر عدم تحریف آیات قرآن - یعنی عدم زیادت بر قرآن یا کاستی از آن - و نیز بر حدیث ثقلین از نبی اکرم (ص) اتفاق نظر دارند. چنانچه بر اختلافات مذاهب و تفاوت ملل و نحل با یکدیگر، متفقاند. پس شکی نیست که در دنبال کردن سیرهٔ نبوی (ص) و حتی تمسک به سیره و روایات اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و برداشت و فهم از قرآن، اختلاف روی داده و هر فرقه راهی و پیشهای را دنبال کرده است! و این یعنی تحریف و انحراف مسلمین از مسیر اصلی خویش؛ یعنی مسیری که قرآن و رسول (ص) پیش روی او گشودند.
قرآن و سنت حاکم قطعی
لذا باید دید ملاک تشخیص حق از باطل و اصیل از محرّف چیست؟ این راه گرچه در ابتدا مشکل و لاینحل مینماید، اما محال نیست؛ زیرا "قرآن" بین همهٔ فرق به عنوان منبع اصیل وحی و غیر محرف، قابل تصدیق و مراجعه است و در میان احادیث موجود بین شیعه و سنی احادیثی متفق علیه یافت میشود که ما را به منبعی اصیل دگر رهنمون میشود که اهم اینها حدیث انذار (یوم الدار)، حدیث غدیر و حدیث ثقلین و احادیث تفسیری آیات ۳ و ۶۷ مائده و احادیث تفسیری آیه تطهیر [۱] و احادیث تفسیری آیه ولایت [۲] و است. احادیثی که بین تمامی فرق شیعه و سنی متفق علیه میباشند و هیچ دیدهٔ حق بینی توان انصراف آنها از ظواهرشان و کتمان اسانید تاریخی آنها را ندارد. پس باید بین مذاهب مختلف اسلامی، قرآن و سنت قطعیه را حاکم نمود.
کلام امام صادق
امام صادق (ع) میفرماید: "در هیچ امری دو نفر اختلاف نکردند، مگر این که برای آن مطلب در کتاب خداوند عزوجل اصلی است در حالی که عقول اینها به آن نرسیده است (پس دچار اختلاف شدهاند)". [۳] نیز میفرمایند: "پیامبر (ص) در منا (در حجه الوداع) خطبه خوانده، پس فرمودند: "ای مردم! هر آنچه را از جانب من برای شما آوردند (از حدیث یا سیره)، به کتاب خدا عرضه کنید، پس اگر موافق کتاب خدا بود، پس من آن را گفتهام و آنچه که با کتاب خدا مخالف بود من آن را نگفتهام". [۴]
کلام امام باقر
امام باقر (ع) میفرماید: "وقتی من نظری دادم به چیزی، از کتاب خدا در مورد آن از من سؤال کنید (تا برای شما توضیح دهم که آن حکم را از کجای قرآن برداشت نمودهام)". [۵] پس موارد عدیدهای در سیرهٔ ائمه(ع) وجود دارد که برای صحابه روش برداشت خود از قرآن را توضیح دادهاند". [۶]
رحمت بودن اختلاف امت
برخی برای توجیه این اختلافات به این حدیث نبوی تمسک کردهاند که: "اختلاف امت من رحمت است".
عبدالمؤمن انصاری (ره) میگوید: به امام صادق (ع) گفتم: برخی از رسول اللَّه (ص) روایت کنند که فرمود: "اختلاف امت من رحمت است" امام (ع) فرمود: "راست گویند". پس گفتم: اگر اختلاف آنها رحمت است پس اجتماعشان و اتفاق نظرشان عذاب است؟! فرمود: نه چنین است که تو برداشت کردهای و آنها پنداشتهاند! همانا رسول (ص) اراده نموده قول خداوند را که فرمود: "چرا از هر گروهی، برخی مهاجرت نمیکنند تا در دین متفقه شوند...". [۷] پس خداوند امر نموده که مردم به سوی رسول خدا (ص) مهاجرت کنند، پس بیاموزند، سپس به سوی قومشان بازگشته آنها را تعلیم دهند. هر آینه پیامبر (ص) اراده نموده اختلاف امت از بلاد و نژادهای مختلف را نه اختلافشان در مذهب. هر آینه دین یکی است. هر آینه دین یکی است". [۸]
نظر شیعه دربارهٔ امامت
از این رو شیعه، امامت علی و حسنین(ع) را از راه نبی (ص) و امامت سایرین را از طریق امام قبلی شناسایی کرده و گردن نهاده است و نصوص نبوی نیز اسامی ایشان را یکایک تا دوازده نفر تعیین کرده است. از باب نمونه: جابربن عبداللَّه انصاری رحمه الله میگوید: "هنگامی که آیهٔ اطیعوااللَّه واطیعوا الرسول و اولی الامرمنکم" [۹]نازل شد، به رسول خدا (ص) گفتم: ما خدا و رسولش را شناختهایم! اما اولی الامر که اطاعت آنها بر ما واجب شده چه کسانیاند؟! فرمود: آنان جانشینان من و امامان پس از من هستند: نخستین آنان علی (ع) است و سپس به ترتیب: حسن بن علی (ع)، حسین بن علی (ع)، علی بن الحسین (ع)، محمد بن علی (ع)، که در تورات به باقر معروف است و تو زمان او را درک خواهی کرد. هر وقت او را دیدی سلام مرا به او برسان، و پس از او به ترتیب: جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از او فرزندش که نام و کنیهٔ او با نام و کنیه من یکی است. خداوند او را بر همهٔ جهان حاکم میسازد و او است که از نظرها پنهان میشود و غیبتش طولانی خواهد شد. تا آن جا که تنها کسانی که ایمانشان استوار و آزموده و عمیق است بر عقیدهٔ خود به امامت او باقی میمانند". [۱۰]
البته مسلمین به ذکر این نصوص و این اسامی اکتفا نمیکردند، بلکه اول عصمت و علم و غیب و اعجاز او را امتحان میکردند. پس اگر این شرایط را در مدعیان امامت شیعه مییافتند به فرمانش و ولایتش گردن مینهادند و إلاّ جستجو میکردند تا مراد خود را بیابند و مطیع او شوند! [۱۱] ایشان نیز از پدر مهربانتر، مسلمانان را زیر بال و پر گرفته و به تغذیه معنوی و علمی ایشان همت میگماشتند، تا این که سینه و سینه معارف الاهی و قرآنی و نبوی (ص) به نسل کنونی شیعه اثنی عشر منتقل گردید و در منابع حدیثی و تفسیری ثبت و ضبط و حفظ شد. تا بالاخره مصلح موعود (عج) از پردهٔ غیب به درآید و اسلام را از غربت به درآورده و تفرقهها را برداشته و کل جهان را در زیر پرچم اسلام ناب محمدی (ص) در آورد.
علت تاکید پیامبر بر ولایت علی(ع) و تمسک به قرآن و عترت
شکی نیست که تأکیدات و سفارشات پیامبر(ص) به ولایت علی (ع) و تمسک به عترت و قرآن در کنار یکدیگر به جهت وحدت مسلمین از یکسو و پیشگیری از انحراف و تحریف در تفسیر و تبیین دین بوده است، که نفع آن یعنی نیل به هدایت و سعادت واقعی و فیوضات اخروی عاید خود مسلمین است و إلا رویگردانی کل عالم از اهل بیت(ع) ، ضرری را متوجه مقام و منزلت ایشان نزد خداوند نمیکند، [۱۲][۱۳][۱۴] چنانکه رویگردانی کل انسانها و شرک و کفر همه آنها هم ضرری را متوجه خداوند نمینماید، بلکه خود دچار خسران و زیان میشوند. [۱۵][۱۶] [۱۷][۱۸] نه روی آوری مسلمین چیزی بر ثواب ایشان میافزاید و نه رویگردانی آنها چیزی از ثواب آنها میکاهد زیرا ایشان بندگان مخلص خداوند بودند که تمام تلاش خود را در راه هدایت مردم نموده و بالاخره راحت و آسایش زندگی و جان شیرین خود را در این راه نثار و ایثار نمودند و در راه هدایت و نجات خلق از تحریفات و انحرافات از هیچ کوششی دریغ ننموده و از کمترین فرصتها بیشترین استفاده را برای حفظ دین نمودند. پس خونبها و اجر آنها با خدا است: "انّ هذالکم جزاءً وکان سعیکم مشکورا".
فهرست منابع
۱. خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، ص ۲۱۲ - ۱۶۱.
۲. سبحانی، جعفر، آیین وهابیت.
۳. سبحانی، جعفر، شیعه پاسخ میدهد.
۴. شهرستانی، عبدالکریم، ملل و نحل، ج ۱، ص ۱۸۸ - ۲۷.
۵. شیرازی، سلطان الواعظین، شبهای پیشاور.
۶. صافی، لطف اللَّه، منتخب الاثر.
۷. عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه.
۸. علامه عسکری، نقش عاشیه در اسلام.
۹. قرآن کریم و تفاسیر شیعه و سنی ذیل آیات مذکور در پاورقیها.
۱۰. قمی، شیخ عباس، تتمه المنتهی.
۱۱. قمی مشهدی، محمدبن محمد رضا، کنزالدقایق، ج ۳، ص ۳۱ - ۳۶ ، ۵۸ ؛ ج ۴، ص ۱۶۶ - ۱۹۶.
۱۲. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار.
۱۳. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ج ۱ و ۲، درس ۳۸ - ۴۰.
پانویس
- ↑ احزاب(۳۳) آیه ۳۳
- ↑ مائده (۵) آیه ۵۵ و ۶۵
- ↑ کافی، ج ۱، کتاب فضل العلم، ح ۶، ص ۷۸
- ↑ کافی، ج ۱، کتاب فضل العلم، ح ۵، ص ۸۹
- ↑ کافی، ج ۱، کتاب فضل العلم، ح ۵، ص۷۷
- ↑ جوادی آملی، عبداللَّه، تفسیر تسنیم، ج ۱، ص ۶۹ - ۷۳ ؛ وسائل، ج ۵، ص ۵۳۸
- ↑ توبه(۹) آیه ۱۲۲
- ↑ وسائل، ج ۱۸، باب صفات القاضی، باب، ۱۱، ح ۱۰، ص ۱۰۲ - ۱۰۱
- ↑ نساء(۴) آیه ۵۹
- ↑ منتخب الاثر، ص ۱۰۱ ؛ غایه المرام، ج ۱۰، ص ۲۶۷ ؛ اثباه الهداه، ج ۳، ص ۱۲۳؛ ینابیع الموده، ص ۴۹۴
- ↑ امامت درسن طفولیت، سؤال ۲۸۵
- ↑ سبأ(۳۴)آیه ۴۷
- ↑ شوری(۴۲)آیه۲۳.
- ↑ هود(۱۱) آیه۵۱
- ↑ آل عمران(۳) ۱۷۶ – ۱۷۹
- ↑ آل عمران(۳) آیه ۱۴۴
- ↑ محمد(۴۷) ۳۲ – ۳۴
- ↑ نساء(۴) ۱۳۱ - ۱۳۳







