فرهنگ مصادیق:بی تفاوتی آفت جامعه
نیوزآبادان : حرف از مهربانی، نوع دوستی، همدلی و مشارکت جمعی که به میان میآید، مردم ما خود را پیشگام و داوطلب میدانند اما به گفته جامعه شناسان، در زیر پوست جامعه اتفاقات دیگری در حال رخ دادن است؛ جامعهای با مشکلات گوناگون و رفتارهای پیچیده. اساس هر نظم اجتماعی را عاطفه تشکیل میدهد که ریشه در وابستگی، ارتباط عاطفی با جمع و احساس عضویت دارد اما پدیدهای مانند بی تفاوتی اجتماعی، بیانگر بی احساسی، بدبینی، بی میلی و به عبارت بهتر نوعی افسردگی اجتماعی است.
کارشناسان بیتفاوتی و نبود احساس مسئولیت در بخشی از جامعه نسبت به ناهنجاریها و قانونگریزیها را آفت بزرگی میدانند که باید فکری به حال آن کرد. در آموزههای دینی ما هم امر به معروف و نهی از منکر، افراد را در واکنش نشان دادن نسبت به اعمال دیگران موظف کرده است ولی به نظر میرسد نگرانی از عواقب کار و واکنش مخاطبان موجب کمرنگ شدن این رفتار اجتماعی شده است.
در منظری آسیب شناختی، بی تفاوتی در جامعه نوعی بیماری اجتماعی شناخته میشود همان گونه که در نقطه مقابل آن، هرگونه اعتنای اجتماعی و نوع دوستی در حیات فردی و اجتماعی، نشانه پویایی و سلامت اجتماعی است.
جامعه ایران مصداق بارزی از جامعهای در حال عبور از مظاهر سنتی به اشکال مدرن است. در پژوهشی با عنوان «بررسی بی تفاوتی و نوع دوستی در جامعه شهری ایران و عوامل موثر بر آن» که در سال ۱۳۸۶ انجام شد، پژوهشگران دریافتند که حدود ۷۵ درصد از شهروندان نوع دوست (دارای همدلی بیشتر، مسئولیت پذیری بیشتر و تحلیل هزینه- پاداش کمتر) و ۲۵ درصد بی تفاوت اند.
نظریه پردازان حوزه اجتماعی بر این باورند که بی هنجاری، اعتماد اجتماعی، رضایت اجتماعی، اثربخشی اجتماعی، محرومیت نسبی، فردگرایی، تحلیل هزینه- پاداش، و تعهد مدنی، از عوامل اثرگذار بر بی تفاوتی اجتماعی به صورت مثبت و منفی هستند.
آیا بی تفاوتی نتیجه زندگی مدرن است؟
با گسترش زندگی در شهرها، خانواده، جامعه، حریم شخصی و ارتباطات جمعی معنای دیگری یافتهاند. کارشناسان اجتماعی پیدایش «انبوه تنها» را نتیجه رشد جمعیت و شهرنشینی دانستهاند؛ آن چنان که افرادی که در یک شهر و در کنار هم زندگی میکنند، توانایی شناخت یکدیگر را ندارند و در عین زندگی در جمع احساس تنهایی میکنند.
در جامعه امروز بیشتر افراد میخواهند به دور از دخالت و مزاحمت دیگران زندگی کنند. بر اساس اصول پذیرفته شده رفتار در مکانهای عمومی باید تلاش کرد تا وارد حریم شخصی افراد نشویم اما به راستی تشخیص حد ورود به حریم شخصی با کیست؟ آیا حمله یک فرد به یکی از اعضای خانواده اش با اسلحه سرد در مکان عمومی، جزو آن دسته مشاهداتی است که باید نادیده گرفته شود چون بخشی از حریم شخصی افراد است؟ بسیاری از ما شاهد ویدئوهای وحشت آوری از حمله به افراد در مکانهای عمومی هستیم که نشان میدهد فردی بی توجه به آنچه در حال وقوع است، مشغول فیلمبرداری بوده است تا آن را در سایتهای اجتماعی با دوستانش به اشتراک بگذارد یا رکورد بالاترین بازدید را از آن خود کند. یا شاید چون فکر میکرده کاری از دستش برنمی آید، ترجیح داده تا با ضبط آن صحنه، دیگران را از وقوع چنین اتفاقاتی آگاه کند.
بر اساس یک نظرسنجی تلفنی و تصادفی که از ۶۰۰ نفر صورت گرفته است، ۵۹ درصد از شرکت کنندگان علت اصلی کمک نکردن به مصدومان سوانح رانندگی را ترس از گرفتاریهای بعدی آن میدانند و معتقدند از آنجا که قانون مدونی درخصوص حمایت از ناجیان مردمی وجود ندارد، لذا درگیر شدن در کاری که معلوم نیست چه عاقبتی برایشان رقم خواهد زد، ریسکی بزرگ و غیرعقلانی است، لذا این گونه میشود که جمعی در این قبیل مسائل به قول خودشان برای اینکه شرش آنان را نگیرد، نادیده گرفتن را بر نیکی به همنوعان ترجیح میدهند و از کنار آن عبور میکنند یا در کسوت تماشاچی به نظاره مینشینند.
بی تفاوتی اجتماعی
بی تفاوتی به معنای کمی یا نبود علاقه نسبت به انجام رفتار یا اقدامی است. بی تفاوتی نسبت به خود یا سایر افراد و سرنوشت جامعه که نقطه مقابل آن «همدلی» است.
بی میلی نسبت به مشارکت اجتماعی یکی از وجوه بی تفاوتی محسوب میشود. اهمیت بیتفاوتی اجتماعی به حدی است که گاه میزان سلامت اجتماعی از طریق سنجش بی تفاوتی و عدم تمایل به درگیری با مسایل جامعه سنجیده میشود. همچنین ناظران اجتماعی معتقدند احساس تنهایی و انزوا، بی معنایی و پوچی، بی هنجاری و بدبینی از نشانههای بیگانگی از جامعه است که شاید در رفتار اجتماعی برخی شهروندان دیده شود.
بی تفاوتی اجتماعی و سیاسی به صورت عدم درگیری فعال و مشارکت نکردن در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی تعریف شده است. به گفته کارشناسان بخشی از دلایل جامعه شناختی این پدیده را میتوان در قشربندی اجتماعی، پایگاه اجتماعی- سیاسی گروهها و قومیتها دانست و از بعد روان شناختی میتوان به عواملی مانند عزت نفس، میزان کارایی و اثرگذاری، اعتماد و بی قدرتی اشاره کرد.
چندی پیش یکی از نمایندگان سابق مجلس دربارهٔ دلایل بی توجهی مردم نسبت به مشکل آلودگی هوا اعلام کرده بود: مردم ما متاسفانه به مشکلات مربوط به زندگی معمولی خود به تدریج عادت میکنند و واکنش خاصی نشان نمیدهند. اگر شرایط خفه کننده زیستی که در تهران وجود دارد در هر جامعه دیگری وجود داشت منجر به این میشد که هر روز مسئولان مختلف در پیشگاه افکار عمومی پاسخگو باشند.
دکتر سعید مُعیدفر استاد دانشگاه و جامعه شناس هم در گفتگو با فرارو میگوید: در جامعه شناسی گفته میشود باید برای هر تغییر و اقدام عاجل نوعی اجماع ایجاد شود. باید توجه عمومی ایجاد شود و اگر این اتفاق روی ندهد هر کس به صورت جداگانه دربارهٔ آن موضوع خاص صحبت میکند و اهمیتی بدان مشکل داده نمیشود. اما وقتی مجموعه این افراد کنار هم قرار گرفتند مشکلات برای آنها حائز اهمیت میشود.
این استاد دانشگاه با بیان این که امروز در دنیا چیزهایی مورد توجه قرار میگیرد که بخشی از جمعیت نسبت به آن حساس میشود و یک کار جمعی در ارتباط با آن انجام میگیرد، میافزاید: متاسفانه در جامعه ما در ارتباط با مشکلاتی همچون اعتیاد، آلودگی هوا، فساد، طلاق، خشونت و … امکان تعامل میان افراد وجود ندارد.
وی ادامه میدهد: مثلاً توصیه برای استفاده نکردن از وسیله نقلیه شخصی وقتی به صورت فردی دیده شود هیچ نتیجهای در بر نخواهد داشت. چون مثلا اگر فردا من بخواهم از اتومبیل خودم استفاده نکنم میبینم باقی مردم استفاده میکنند، پس میگویم چرا من استفاده نکنم و لذا من هم از اتومبیلم استفاده میکنم. بنابراین این اقدام به جایی نخواهد رسید اما اگر فردا همسایههای محل با هم صحبت کنند و قرار بگذارند که هیچ کس اتومبیل خود را بیرون نیاورد این اقدام به نتیجه خواهد رسید.
این جامعه شناس با تأکید بر این که هرچه امکان در کنار هم قرار گرفتن افراد بیشتر باشد، امکان اقدام جمعی و به همان میزان امکان تغییر رفتار وجود خواهد داشت، میگوید: متاسفانه در جامعه ما برخی دور هم جمع شدن افراد را یــک تهدید به حساب میآورند. در حالی که به لحاظ فرهنگی اتفاقا مردم ایران خیلی دوست دارند دور هم جمع شوند، مهمانی بدهند یا مهمانی بروند و با دیگران تعامل داشته باشند و در روزهای خاصی مانند عاشورا کارهای جمعی کنند.
وی میافزاید: وقتی هر فرصتی برای با هم بودن افراد در جامعه، همچون تجمعهایی که برای حمایت از محیط زیست برگزار میشود (مثلا در دریاچه ارومیه)، امنیتی تلقی شود و تهدید محسوب شود، مردم احساس میکنند هر کجا بخواهند دور هم جمع شوند ممکن است برای آنها گرفتاری درست شود، لذا عطای آن را به لقایش میبخشند. عرصه عمومی ما کم کم به عرصهای از افراد پراکنده و عرصه بیگانگی تبدیل شده است که تعاملی میان افراد در آن وجود ندارد.
بی تفاوتی در جامعه به ویژه در عرصه سیاسی موجب میشود تا افراد جامعه تعصب لازم برای دفاع از حقوق شهروندی خود را در داخل و خارج از کشور از دست بدهند؛ موضوعی که در بیتمایلی شهروندان برای اعتراض در خصوص پایمال شدن حقوق ملی شان در موضوع مختلف به چشم میخورد.







