فرهنگ مصادیق:بررسی سیاست رسول خدا(ص) در قبال غیرمسلمانان

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
بررسی سیاست رسول خدا(ص) در قبال غیرمسلمانان

چکیده

پس از تشکیل حکومت توسط رسول‌الله(ص) مسائل جدیدی مطرح شد که ازجمله آنها نحوه مواجهه و برخورد حکومت اسلامی با غیرمسلمانان بود. در این زمینه سه دیدگاه وجود دارد که اولی بر اصالت جنگ و دومی بر اصالت صلح و آخرین دیدگاه هم جنگ و هم صلح را در شرایطی می‌پذیرد.
طبق این دیدگاه، هم جنگ‌طلبی افراطی و هم صلح به‌معنای سازش و استسلام محکوم است و تنها صلحی پذیرفته شده است که با رعایت حقوق متقابل طرفین و شرافتمندانه باشد. این دیدگاه جنگ را برای رفع موانعی مانند فتنه و ظلم تجویز می‌کند. سیره نبوی هم به‌خوبی نشانگر آن است که جنگ‌های آن حضرت جنبه دفاعی داشته و همچنین پیمان‌های متعدد پیامبر(ص) با غیرمسلمانان (مانند یهودیان مدینه، یهود فدک، حدیبیه) و پیشنهاد صلح به مشرکان در غزوه بدر توسط آن حضرت مؤید این دیدگاه است.
واژگان کلیدی: خدا، رسول، حکومت اسلامی، غیرمسلمان، اصالت جنگ، اصالت صلح.

مقدمه

پس از آنکه عرصه بر رسول‌الله(ص) در مکه تنگ شد آن حضرت لاجرم در پی پایگاهی جدیدی برآمد تا از حصار تنگ و تاریک شرک و جهات ام‌القری رهایی یافته و دعوت آسمانی خود را جامه‌ای جهانی بپوشاند. بنابراین دعوت اهالی یثرب را پذیرفته و به آن دیار وارد شدند. در حقیقت با هجرت رسول‌الله و مسلمانان به یثرب بود که مقدمات تشکیل حکومت اسلامی فراهم آمد. با بسط ید حضرت رسول و تشکیل حکومت اسلامی طبیعتاً مسائل جدیدی پدید آمد که یکی از مهم‌ترین آنها نحوه تعامل و برخورد حکومت اسلامی با افراد غیرمسلمان و اجتماعات غیراسلامی بود. بی‌تردید توجه به سیره مبارک حضرت رسول(ص) در تمامی ابعاد به‌عنوان اسوه حسنه، می‌تواند برای تمام مسلمانان و حکومت‌های اسلامی در تمامی اعصار و قرون راهگشا باشد.
سؤال اصلی در این پژوهش این مطلب می‌باشد که نحوه مواجهه حضرت محمد(ص) پس از تشکیل حکومت اسلامی در مدینه با افراد غیرمسلمان و اجتماعات غیراسلامی به چه طریقی بوده است؟ قطعاً پاسخ به این سؤال هدف اصلی این پژوهش است که با استفاده از روش تحلیلی و توصیفی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای، کار شده است، یعنی تحلیل موضوع بر اساس اطلاعات گردآوری شده از منابع مختلف و سپس طبقه‌بندی این اطلاعات بر اساس فصل‌ها و بخش‌های مورد نظر است.

فرضیه تحقیق

شیوه پیامبر اکرم در ارتباط با غیرمسلمانان همواره بر مبنای تقدم دعوت مسالمت‌آمیز بر جنگ و ستیز بوده است و اگر همه غزوات آن حضرت را به‌طور دقیق مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم این نتیجه حاصل می‌شود که همه جنگ‌های آن حضرت به نوعی ماهیت دفاعی داشته و با اصل صلح شرافتمندانه و همزیستی مسالمت‌آمیز بر اساس رعایت حقوق متقابل طرفین کاملاً سازگار است و وجود پیمان‌های آن حضرت با غیرمسلمان (اهل کتاب و کفار) هم این دیدگاه را تأیید می‌کند.

نظریات مربوط به جنگ و صلح در اسلام

نظریاتی که در اینجا می‌تواند مطرح می‌شود به‌طور منطقی بر سه دیدگاه محدود می‌گردد که نخست به آرای صاحب‌نظران دیدگاه‌ها اشاره شده و سپس به بررسی و تجزیه و تحلیل آن پرداخته می‌شود.

نظریه اصالت جنگ در اسلام

طبق این نظریه اصل رابطه مسلمانان با غیرمسلمانان بر اساس جنگ است و صلح عارضه‌ای بیش نیست. این نظریه طرف‌دارانی در میان علمای گذشته و متفکران معاصر مسلمان دارد و عده‌ای از مستشرقان هم به این نظریه دامن می‌زنند. امام شافعی از ائمه اربعه اهل‌سنت، جنگ با مشرکان را واجب می‌داند تا اینکه ایمان بیاورند یا جزیه بپردازند.
شیخ طوسی از علمای بزرگ شیعی: هرکس از کفار که مخالف اسلام است واجب است که با آنان جهاد و کارزار شود ولی آنان دو قسم‌اند: قسمی که تنها از آنان داخل شدن در اسلام پذیرفته می‌شود و گرنه خود کشته شده و زنان و فرزندانشان اسیر و اموال آنان نیز مصادره می‌گردد که اینان همه کفار هستند ولی قسم دوم یهود و نصارا و مجوس هستند که در صورت بقا بر دینشان پرداخت جزیه نیز در آنان پذیرفته می‌شود.
محقق حلی نیز چنین دیدگاهی دارد: بر مسلمانان حرکت به‌سوی کفار حربی برای جهاد واجب است و اگر شروع جنگ از طرف آنان بود جنگ با ایشان واجب می‌شود و اگر آنان متعرض به جنگ نشوند باز واجب است حرکت به‌سوی ایشان از برای جهاد ... و اقل آن در سال یک‌بار است.
علامه حلّی: اهل الکتاب ... یطلب منهم الاسلام او الجزیه فان لم یسلموا و بذلوا حرم قتالهم اجماعا.
از اهل کتاب خواسته می‌شود اسلام بیاورند یا جزیه بپردازند پس اگر اسلام بیاورند ولی جزیه پرداختند جنگ با آنها بنابر اجماع فقیهان حرام است.
شهید ثانی نیز دو موقعیت برای سپاه اسلام تصور می‌کند که بسته به موضع قدرت آن دو گونه عمل می‌کند: ۱. سپاه اسلام در موضع ضعف قرار دارد که در این مرحله هدف بازداری دشمن از تهاجم است. ۲. مسمانان در موضع قدرت قرار دارند که در این صورت وظیفه دارند کفار را به‌سوی اسلام برگردانند و یا اینکه آنان را ملتزم به عقد ذمّه و پرداخت جزیه کنند.
محمدجواد عاملی صاحب کتاب مفتاح الکرامه هم اصالت را به لزوم جنگ و مبارزه می‌دهد. در میان نویسندگان و متفکران مسلمان اعم از مسلمان و غیرمسلمان نیز چنین دیدگاهی وجود دارد ازجمله مجید خدوری متفکر معاصر عراقی معتقد است که اساس روابط مسلمانان با غیرمسلمانان عدم سازگاری است اما عوامل بیرونی سبب شده که مسلمانان دست از جهاد بردارند و تسلیم وضع موجود باشند.
نظریه اساسی اسلام از روابط بین‌الملل و سیاست خارجی این است که فقط جامعه مسلمین، موضوع روابط و حقوق اسلامی بوده و داخل در سیستم اخلاقی و سیاسی می‌باشد و جوامع دیگر در جهت مخالف این سیستم خواهند بود. مقصود نهایی اسلام از جهت روابط بین‌الملل از یک‌طرف، ایجاد صلح و آرامش در سرزمین‌هایی است که تحت قانون شریعت اسلام درآمده‌اند و ازسوی‌دیگر بر این تلاش است که نظام حقوق اسلام را به‌طور فعال به سایر نقاط جهان غیراسلامی گسترش داده و آنان را مسلمان گرداند. از دیدگاه عبدالکریم زیدان نیز دولت‌های غیراسلامی استحقاق باقی ماندن را ندارند چرا که باطل‌اند، یا باید جزیه بدهند تا داخل «دارالاسلام» شوند یا در صورت عدم‌پرداخت جزیه باید با آنان جنگید.
در میان متشرقان نیز، افرادی همچون برنارد لوئیس، اسلام را جنگ‌طلب معرفی می‌کنند: ... اساس وجوب جهاد، جهانی بودن آیین اسلام است. کسانی که آن را پذیرفته‌اند موظفند که بدون درنگ برای مسلمان کردن یا حداقل تسلیم دیگر افراد مجاهده کنند. چنین تکلیفی به زمان یا مکان خاصی محدود نیست و باید تا زمانی که همه عالم مسلمان نشده و یا تسلیم قدرت دولت اسلامی شوند ادامه یابد.

دلایل این دیدگاه

طبق این نظریه اصل رابطه با غیرمسلمانان جنگ است و صلح دائمی را با مشرکان نمی‌پذیرند و تنها در مواردی ترک مخاصمه موقت (هدنه) را جایز می‌شمارند. این عده برای تأیید نظریه خود به اطلاق آیات جهاد در قرآن کریم توسل جسته‌اند از جمله: آیه معروف به «آیه سیف»: «فَإِذَا انْسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ...». بر اساس این آیه استدلال می‌کنند تا زمانی که مشرکان اسلام را اختیار نکرده‌اند باید با آنان جنگید و همچنین آیه معروف به «آیه جزیه»: «و قاتلوا الذین لایومنون بالله و لابالیوم الاخر و لا یحرمون ماحرمّ الله ...».
بر اساس این آیه تا زمانی که تمامی اهل کتاب اسلام نیاورده یا تن به جزیه ندهند باید با آنان جنگید و آیه دیگر«یَا أَیُّهَا النَّبیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبئْسَ الْمَصِیرُ»؛ که این آیه بر قتال با کفار و منافقان اطلاق دارد. حتی طبق این دیدگاه در مورد جنگ داخلی میان دو گروه مسلمان نیز از طرف «شرع» اجازه کارزار با گروه متجاوزان داده شده است: وَإِنْ طَائِفَتَان‌ِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَی الأُخْرَی فَقَاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتَّی تَفِیءَ إِلَیٰ أَمْرِ اللَّهِ.
معتقدین به این نظریه به روایاتی از پیامبر اکرم هم تمسک جسته‌اند ازجمله این روایت که فریقین آن را نقل نموده‌اند: «فانما امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا: لا اله الا الله فاذا قالوها عصموا منی دماوهم و اموالهم الی یوم یلقون ربهم فیحاسبهم».

نقد این دیدگاه

در مورد استدلال طرف‌داران این نظریه می‌توان دو نوع پاسخ داد: ۱. استدلال به آیات و روایاتی که به‌طور مستقیم به «صلح» تأکید دارند که در گفتمان مربوط به آن، بحث خواهد شد. ۲. استدلال به‌وجود آیات مقید جهاد است، به این معنا که آیات مطق جهاد که تعداد آنها کم می‌باشد با آیات زیاد مقید، محدود می‌گردد و بدین‌وسیله این آیات با هم قابل جمعند و در تعارض با هم نیستند.
شهید مطهری در جمع بین آیات مطلق و مقید جهاد چنین آورده است: میان مطلق و مقید تعارضی وجود ندارد تا بگوییم آیا این آیات را بگیریم یا این آن آیات را، بلکه اگر ما باشیم و یک مطلق و یک مقید، بایستی آن مقید را قرینه توضیحی برای آن مطلق بگیریم. پس بنابراین طبق این بیان ما باید مفهوم جهاد را همان بدانیم که آیات مقیده بیان کرده است، یعنی آیات قرآن، جهاد را بدون قیدوشرط واجب نمی‌داند و در یک شرایط خاصی واجب می‌داند.
یکی از نویسندگان معاصر طرف‌دار «اصالت صلح» هم یکی از این سه پاسخ را دربارهٔ آیات جهاد می‌دهد: ۱. ادله جهاد به جهاد دفاعی اختصاص دارد. ۲. با توجه به قیود فراوان جهاد ابتدایی این موضوع بسیار محدود و دارای مصادیق کمی است. ۳. جهاد ابتدایی اختصاص به عصر حضور و یا اختصاص به دوران تأسیس دولت اسلامی دارد و در این زمان اصل بر صلح است نه بر جهاد.
در مورد آن روایت از پیامبر اکرم که تا زمانی که مردم کلمه توحید را بر زبان نرانده‌اند باید با آن جنگید چنین پاسخ داده شده که مراد از «الناس» در روایت تنها مشرکان عرب است که به دشمنی با اسلام برخاسته بوده‌اند چنان‌که در آیه «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنعْمَ الْوَکِیلُ»، منظور از «الناس» همه مردم نیستند، بلکه گروهی از معاندان بودند که به دشمنی اسلام بسیج شده بودند، ضمناً در این روایت واژه «اقاتل» به‌کار رفته است که از باب مفاعله است و نشانگر آن است که وقوع قتال از جانب هر دو طرف می‌باشد.

نظریه و گفتمان اصالت صلح

از دیدگاه طرف‌داران این نظریه، مقتضای فطرت انسان در مناسبات و روابط خود با همنوعانش حالت همزیستی و مسالمت است و صلح قاعده و اصل همیشگی و جاودانی است و جنگ و ستیز یک عارضه است که در اثر انحراف از فطرت انسانی ناشی می‌شود. از دیدگاه معتقدین این نظریه، بنای روابط مسلمانان با کفار به صلح و همزیستی بوده و جنگ با آنها در صورت تجاوز صحیح است. البته صلح به‌معنای سلاح بر زمین گذاشتن و غفلت از دشمن نیست و مسلمانان باید در آمادگی کامل نظامی بسر ببرند و در صورت ضرورت به دفاع از خود بپردازند.
عده‌ای از علما و متفکران در گذشته و حال به این دیدگاه اعتقاد دارند ازجمله دانشمند معاصر، محمدمهدی شمس‌الدین رابطه مسلمانان را با غیرمسلمانان سه گونه ترسیم می‌کند: ۱. کسانی که حالت بی‌طرفی (اعتزال) دارند و با مسلمانان نیز معاهده‌ای منعقد نکرده‌اند که باید رابطه دولت اسلامی بر اساس آیه «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَن‌ِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فی الدِّین‌ِ ...» با آنان بر اساس صلح و همکاری باشد.
۲. کسانی که با مسلمانان معاهده‌ای دارند که بر اساس آیه «وَأَوْفُوا بعَهْدِ الله‌ِ إِذَا عَاهَدْتُمْ» باید به عهد و پیمان با آنان وفادار ماند. ۳. کسانی که در حال جنگ با مسلمانان هستند که باید تجاوز آنها را دفع نمود و به ستیز با آنها پرداخت. از نظر ایشان جهاد با کفار به‌خاطر کفرشان نیست بلکه در صورت تجاوز به کیان اسلامی و فتنه انگیزی در بین مسلمانان صورت می‌گیرد.
شیخ محمود شلتوت از علمای اهل‌سنت نیز صلح را مبنای طبیعی اسلام دانسته و چنین می‌نویسد: اسلام به این جهت سیاست صلح‌جویانه را به مسلمانان توصیه کرده تا هم به روابط خودشان با یکدیگر حاکم باشند و هم به روابطشان با سایر ملل. بدین لحاظ صلح به‌عنوان حالت اصلی میان انسانها، زمینه همکاری و آشنایی شان را فراهم می‌آورد و موجب گسترش نیکی میان همگان می‌شود ... .
برخی از مستشرقان هم دین اسلام را دین صلح معرفی کرده‌اند نه دین شمشیر: ما وقتی که فتوحات مسلمانان صدر اسلام را به‌دقت ملاحظه نماییم و اسباب و علل کامیابی آنها را در نظر بگیریم می‌بینیم که آنها در خصوص گسترش‌دادن مذهب از شمشیر استفاده نکرده‌اند زیرا آنها همیشه اقوام شکست خورده را در قبول اسلام آزاد می‌گذاشتند.

بررسی دلایل و نقد این دیدگاه

دلایل این دیدگاه هم جنبه سلبی دارد و هم جنبه اثباتی. در جنبه سلبی آیاتی از جهاد که به ظاهر نشانگر خشونت و تجاوز است به جنبه دفاعی تحویل می‌شود. علامه طباطبایی دربارهٔ ماهیت جنگ در راه خدا چنین برداشتی دارد: قتال در راه خدا چه دفاعی و چه ابتدایی، در حقیقت دفاع از انسانیت است و آن حق همان حق حیات است زیرا شرک به خدای سبحان ملاک انسانیت و مرگ فطرت و خاموشی چراغ در درون دل‌هاست و قتال که همان دفاع از حقوق انسانیت است این حیات را برمی گرداند ... .
بیشتر فقهای شیعی ازجمله امام خمینی(ره) در مورد جهاد ابتدایی هم که به‌نظر می‌رسد در تعارض با نظریه اصالت صلح باشد آن را منوط به شرایط و محدودیت‌هایی می‌داند که در تعارض با اصل صلح و همزیستی نباشد. حتی برخی از فقهای معاصر منکر جهاد ابتدایی هستند و از نظر آنان جهاد فقط به‌صورت دفاعی است.
اما از جنبه اثباتی دیدگاه این گروه مستند به آیات و روایاتی است از جمله: ـ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فی السِّلْمِ کَافَّةً. و همچنین رویکرد اساسی قرآن نیکی با همنوعان است مشروط به آن که بر علیه مسلمانان وارد عمل نشوند: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَن‌ِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فی الدِّین‌ِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ». ـ إِلَّا الَّذِینَ یَصِلُونَ ... فَإِن‌ِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهمْ سَبیلاً.
این آیه استثنا از حکم در آیه قبل است که وجوب جهاد را مطرح می‌کند: «فخذوهم و اقتلوا حیث و جدتموهم» بنابراین، حکم جهاد استثنا می‌شود و آیه بیانگر پذیرش صلح از کسانی است که درصدد دشمنی با اسلام نیستند و همچنین آیه ۶۱ سوره انفال به‌صورت کاملاً واضح موضع صلح‌جویانه اسلام را مشخص می‌کند: ـ وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلِیمُ.
امام علی(ع) نیز در نامه خویش به مالک‌اشتر می‌فرماید: و لا تدفعن صلحا دعاک الیه عدوک و لله فیه رضی فان فی الصلح دعه لجنودک و راحه من همومک و امنا لبلادک. و دفع مکن صلحی را که دشمنت تو را به آن فرا می‌خواند و رضایت خدا در آن است، زیرا در صلح، آسایش سربازانت و راحتی از مشکلات و امنیت سرزمینت است.

نقد این دیدگاه

اگر این دیدگاه صلح را به‌معنای صلح و همزیستی شرافتمندانه و با احترام و رعایت حقوق متقابل افراد و گروه‌ها تفسیر کند از نظر عقلی و آموزه‌های دینی قابل پذیرش است طبق این برداشت مسلمانان، باید در آمادگی کامل نظامی بسر ببرند و در صورت ضرورت به جنگ با دشمنان اسلام بپردازند.
اما صلحی که به‌معنای پذیرش ذلت از طرف دشمنان اسلام است از نظر اسلام محکوم است: فَلَا تَهنُوا وَتَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَترَکُمْ أَعْمَالَکُمْ. پس هرگز سست نشوید و دشمنان را به صلح دعوت نکنید درحالی‌که شما برترید و خداوند با شماست و چیزی از ثواب اعمالتان را کم نمی‌کند.

نظریه و گفتمان اصالت دعوت

این نظریه، هم نظریه جنگ افراطی را رد می‌کند و هم نظریه صلح‌خواهی تفریطی را که به نوعی ذلت منجر گردد. طبق این دیدگاه، جنگ و صلح ابزارهایی برای رسیدن به اهداف عالیه است، هرچند صلح در مقایسه با جنگ بهتر است: «الصلح خیر» اما برای مواردی هم جنگ ضرورت پیدا می‌کند.
این نظریه در مقایسه با دو دیدگاه اصالت جنگ و اصالت صلحی عنوان مشخص و صریحی در آثار علما و متفکران مسلمان پیدا نکرده است اما با تأمل در متون دینی شاید عنوان اصالت دعوت، برای این دیدگاه عنوان مناسبی باشد. شاید نظر شهید مطهری را بتوان با این دیدگاه تطبیق داد هرچند که ایشان عنوانی برای دیدگاه خود ارائه نداده‌اند جایی که می‌گوید: «قرآن می‌گوید: والصلح خیر، اما بایستی طرف‌دار جنگ هم باشد. اسلام می‌گوید صلح در صورتی که طرف آماده و موافق با صلح باشد اما جنگ، در صورتی که طرف می‌خواهد بجنگد».
آیات و روایات فراوانی در مورد اصل دعوت، در قرآن و روایات آمده است ازجمله خداوند متعال در آیه‌ای علاوه بر طرح اصل دعوت، به چگونگی آن هم اشاره می‌کند: ادْعُ إِلَیٰ سَبیل‌ِ رَ بِّکَ بالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَ بَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بالْمُهْتَدِینَ.
این اصل دعوت در سیره و سنت پیامبر اکرم چه در دوره مکی و چه در مدینه به‌صورت‌های مختلفی قابل پیگری است: به‌صورت پنهانی، به‌صورت آشکار، و به‌صورت گسترده دعوت قبایل جزیرةالعرب و دعوت سران و زمامداران کشورهای مجاور. آن چیزی که مسلم است پیامبر اکرم(ص) هیچ جنگی را قبل از دعوت آغاز نکرد و در روایتی از امام علی(ع) می‌خوانیم: و پیامبر(ص) ما را روانه یمن کرد و فرمود: یا علی! تا کسی را به اسلام دعوت نکرده‌ای با او نجنگ، به خدا سوگند! اگر خدا یک نفر را به دست تو هدایت کند بهتر از هر چیزی است که در این جهان وجود دارد. وظیفه تو دوست داشتن مردم و سرپرستی آنهاست.

نقد و بررسی این دیدگاه

این دیدگاه از اشکالات و شبهات مربوط به دو دیدگاه فوق بر کنار است و به‌نظر می‌رسد طرح مستقل آن در کنار دو دیدگاه فوق ضروری می‌باشد.

نگاهی به آیات قرآن کریم در رابطه با مواجهه با غیرمسلمانان

با بررسی قرآن کریم در این رابطه به‌نظر می‌رسد همزیستی مسالمت‌آمیز با غیرمسلمان در آیات متعددی به مسلمانان سفارش شده است و به شیوه‌های گوناگون مسلمانان را به صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز با غیرمسلمانان دعوت می‌کند. در آیه ۶۴ سوره آل‌عمران به مبانی و اصول مشترک دین اسلام و سایر ادیان آسمانی اشاره می‌کند تا بدین‌وسیله پیوندی میان پیروان دین آسمانی ایجاد کند، علاوه بر صلح و سازش، با غیرمسلمانان، مسلمانان را به نوعی نیکی و احساس نسبت به آنان سفارش می‌کند: لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَن‌ِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فی الدِّین‌ِ وَلَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَیْهمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.
با تأمل در آیات مربوط به صلح در قرآن به‌نظر می‌رسد که آیات صلح بدون دلیل بیان شده و اطلاق دارد اما آیات مربوط به قتال و جنگ همراه با ذکر دلیل و انگیزه است مثل وجود فتنه، ظلم، اخراج پیامبر اکرم و مسمانان از دیارشان: ـ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّیٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ. ـ وَقَاتِلُوا فِی سَبیل‌ِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ.
دین اسلام منادی صلح است و جنگ برای رفع موانع در نظر گرفته شده است و از نظر فقه سیاسی هم قراردادهایی همچون «امان»، «هدنه» (صلح دعوت)، «تحکیم»، «صلح» برای پایان دادن به جنگ در نظر گرفته است و نخستین آیه‌ای که در باب قتال با دشمنان دین داده شد به‌خوبی گویای این مطلب است که یکی از اهداف جنگ در اسلام برای رفع ظلم و ستم است: یکی از معاصرین نگاه قرآن به صلح را چنین بیان می‌کند: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ.
از دیدگاه قرآن، صلح خود ارزش و هدف است و کافی است که تبعات خطرناک و فریبی به‌دنبال نداشته باشد. هدف از صلح، مصلحت‌گرایی نیست. خود صلح مصلحت است زیرا با زندگی فطری انسان‌ها سازگارتر است و در شرایط صلح، رشد و تعالی انسان و تفاهم برای رسیدن به توافق‌ها و سرانجام به یگانگی آیین بشری و گرایش انسان‌ها به حق امکان‌پذیرتر است. قرآن وصول به اهداف خود را از طریق صلح نزدیک‌تر، آسان‌تر و معقول‌تر می‌داند و از این راه بدان تأکید می‌ورزد.
البته این تأکید به صلح در اسلام بدین‌معنا نیست که مسلمانان سلاح بر زمین گذارند و در خواب غفلت فرو روند. از نظر اسلام جنگ فی‌نفسه یک ارزش نیست ولی برای دفاع از ارزش‌های انسانی و الهی آن را امری ضروری و مطلوب می‌داند لذا از مسلمانان می‌خواهد تا در آمادگی کامل نظامی بسر برند: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاط‌ِ الْخَیْل‌ِ ...».
و این بدان‌معناست که اسلام ذلت و استسلام در مقابل دشمن را نمی‌پذیرد ولی در عین حال سفارش می‌کند که اگر دشمنان تمایل به صلح نشان دادند آنان هم به صلح بگرایند: وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ * وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بنَصْرِه‌ِ وَبالْمُؤْمِنینَ.
و حتی اگر غیرمسلمانان نسبت به آنان حالت بی‌طرفی (اعتزال) را حفظ کنند مسلمانان باز وظیفه دارند با آنان در صلح و مسالمت باشند: ... فَإِن‌ِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَأَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهمْ سَبیلاً. پس اگراز شما کناره‌گیری کردند وبا شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند دیگر خدا برای شما راهی برای تعدی به آنان قرار نداده است.
و در آیه دیگری نیکی کردن به غیرمسلمانان را مجاز می‌شمارد: عَسَی اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عَادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِیرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ. امید است که میان شما و میان کسانی از آنان که ایشان را دشمن داشتید دوستی برقرار کند و خدا توانا، آمرزنده و مهربان است.
صادق آینه‌وند/ استاد دانشگاه تربیت مدرس تهران

منبع

فصلنامه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی شماره 3

منبع: فارس نیوز - تاریخ برداشت:95/06/22
بازگشت به صلح با کفار