فرهنگ مصادیق:انواع حوائج و آثار کوتاهی در رفع آن
حضرت آیتالله مظاهری در گفتاری انواع حوائج مسلمین و آثار کوتاهی در رفع آن را تشریح کرده است.
یکی از گناهان در اسلام کوتاهی در رفع حوائج مسلمین است، و از قرآن و روایات استفاده میشود که هر کس باید به اندازه وسعش در رفع حوائج مسلمانها کوشا باشد،
« لِیُنْفِقْ ذُوسَعَةٍ مِنْ سَعَتِهٍ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیهِ رِزْقُهُ فَلْینْفِقْ مِمَّا ءاتاهُ اللَّه».
بر توانگر است که از دارایی خود هزینه کند، و هر که روزی او تنگ باشد باید از آن چه خدا به او داده بخشش کند.
اقسام حوائج
الف) حوائج ضروری نظیر خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج که اگر رفع حاجت او نشود در خطر واقع میشود. این قسم از حوائج را هر کس که قدرت دارد باید رفع کند، و قدر متیقن از آیات و روایات همین است، و کوتاهی برای کسی که قدرت دارد حرام است.
ب) اگر آبروی کسی در خطر باشد بر همه واجب است که برای حفظ آبروی او کوشا باشند و قطعاً آیات و روایات شامل این قسم نیز میشود، و کوتاهی در این امر نیز از گناهان بزرگ در اسلام است.
ج) حوائج لازم، ولی غیر ضرور، نظیر آن چه از خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج که اگر رفع حاجت او نشود گرچه در خطر واقع نمیشود، ولی در مشکل و مضیقه است، و این قسم را نیز هر کس میتواند باید در رفع آن بکوشد، و آیات و روایات شامل این قسم نیز میشود، و از این قسم است ادای دیونی که وقت آن رسیده باشد و طلبکار مطالبه کند، اداره جبهه نیز از این قبیل حوائج است، اگر جنگی برای مسلمانها پیش بیاید مسلمانان باید از کیان اسلام دفاع کند.
د) حوائج غیر لازم و غیر ضروری که به آن حوائج رفاهی نیز میگویند، نظیر گوشت و میوه و مانند آن، لباس که حافظ آبرو و کرامت اوست در پوشاک، و خانهای که موجب آسایش اوست در مسکن، و همسری که موجب آسایش اوست در ازدواج، و این قسم از اقسامی است که میتواند از بابت خمس یا زکات تهیه شود، و رفع اینگونه حوائج گرچه واجب نیست، ولی از مستحبات مؤکّد است، و ثواب آن از هر عمل مستحبی بیشتر است، حتّی در بعضی از روایات آمده است که رفع اینگونه حوائج ثوابش از بیست حج و عمره و دو ماه اعتکاف در مسجد الحرام بالاتر است.
کوتاهی در رفع حوائجی که واجب است، گرچه گناهش بزرگ است، ولی ضمان آور نیست، بر خلاف خمس و زکاة که اگر کوتاهی در ادای آن کند، علاوه بر این که گناهش بزرگ است ضمان آور نیز میباشد، حتّی اگر بمیرد باید اول از مال او برداشته شود و بعد ورثه مال را بین خود تقسیم کنند.
توبه از این گناه بزرگ، پشیمانی از گذشته و کوشابودن در رفع حوائج کسانی است که کمک به آنها لازم بوده، ولی تحصیل رضایت آنها لازم نیست.







