فرهنگ مصادیق:امامان وجهادفرهنگی وسیاسی
محتویات
مقدمه
از فرازهای زیارت جامعه کبیره در معرفی امامان اینست که و جاهدتم فی اللّه حق جهاده همه توان خود را در راه خدا آنگونه که شایسته است به کار گرفتید.
واژه جهاد
این فراز برگرفته از آیه شریفه وجاهدوا فی اللّه حق جهاده است و قبل از آنکه به تفسیر آیه بپردازیم ابتدا باید واژه جهاد را مورد بحث قرار دهیم.
جهاد از ریشه جهد، و جهد به معنای به کار بردن نهایت توان است گفته شده جُهد به ضم جیم جُهد به معنای توان و به فتح جیم جَهد بمعنای مشقت و رنج است.[۱]
راغب در مفردات میگوید: جَهد و جُهد بمعنی طاقت و توانایی و مشقت و سختی است و نیز گفتهاند که جَهد بمعنای مشقت و سختی است و جُهد بمعنای کوشش گسترده و وسیع و توانایی است.[۲]
بنابراین واژه جهاد مرادف با قتال نیست بلکه قتال از مصادیق بارز کوشش در راه خداست باین ترتیب واژه جهاد علاوه بر نبرد رزمی شامل مبارزات علمی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی نیز میشود.
تفسیر آیه شریفه
این آیه در سوره حج آیه ۷۸ است وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ ... در راه خدا جهاد کنید و حق جهاد را اداء کنید. سؤال اینست که حق جهاد چیست؟ مرحوم طبرسی میگوید: اکثر المفسرین حملوا الجهاد هاهنا علی جمیع اعمال الطاعه و قالوا حق الجهاد ان یکون بنیّه صادقه خالصه لله تعالی[۳] اکثر مفسران گفتهاند جهاد در اینجا مراد تمامی چیزهایی است که طاعت خداوند محسوب میشود و گفتند حق جهاد اینست که با نیّت صادق و خالص برای خداوند اتیان شود.
مفسر دیگری گفته است: معناه جاهدوا بالسیف من کفر بالله و ان کانو الآباء و الابناء[۴]
معنای آن اینست که با شمشیر با کافران نبرد کنید هرچند پدران و برادران باشند.
مفسر دیگری گفته است: هو مجاهده الهوی و النفس.[۵] معنای حق جهاد جهاد با هوای نفس است.
به نظر میرسد که آنچه این مفسران گفتهاند هر کدام بخشی از مصادیق حق جهاد است ولی میتوان حق جهاد را در حوزهای وسیع معنا کرد که هم کمیّت افعال را هم کیفیت آنها را هم از جهت زمان هم از جهت مکان و هم از جهت انگیزهها دید.
امامان و حق جهاد
اینک جای این سؤال است که مراد از اینکه امامان را با این وصف می ستائیم که آنان در راه خدا حق جهاد را صورت دادند چیست؟
نمیتوان تفسیر این جمله را منهای عبارات بعدی دید عبارت بعدی اینست که حتی اعلنتم دعوته و بیّنتم فرائضه و نشرتم شرایع احکامه و سننتم سنته و صرتم فی ذلک منه الی الرضا و سلمتم له القضاء... تا آنجا که دعوت خداوند را آشکار و واجباتش را تبیین و مقررات و حدودش را اجرا و احکام او را منتشر نمودید و سنت او را پایه گذاری کردید و به سبب آنچه انجام دادید به مقام رضا دست یافتید و برای حکم الهی سر فرو آوردید.
با توجّه به این جملات حوزه جهاد امامان را باید در عرصه اجتماع تبیین کرده حق جهاد را در این راستا معنا کنیم.
یعنی با تلاش امامان بود که دین خداوند علنی شد و حدود و ابعاد دین بیان گردید.
با این نگاه باید به بررسی جهاد امامان در عرصه دین بپردازیم و ببینیم که در این حوزه چه تلاشهایی صورت دادند.
جهاد امامان در عرصه تبیین دین
بدون هیچگونه تردید اگر تلاش گسترده امامان در حوزه تبیین دین نبود امروز از دین چیزی جز خرافه و موهومات باقی نمانده بود. آنها بودند که حتی در سختترین شرائط تمام همّت خود را در این جهت مصروف نمودند. آنها از هر فرصتی برای این کار استفاده میکردند در تاریخ زندگی مولی علی(ع) آمده است: روی انّه کان اذا یفرغ من الجهاد یتفرغ لتعلیم الناس و القضاء بینهم[۶] روایت شده است که هرگاه مولی علی(ع) از نبرد فراغت پیدا میکرد به آموزش مردم و داوری بین آنان میپرداخت.
نیز حضرت امام باقر(ع) در تبیین سیره مولی علی(ع) میفرماید: کكَانَ عَلِيٌّ ع إِذَا صَلَّى الْفَجْرَ لَمْ يَزَلْ مُعَقِّباً إِلَى أَنْ تَطْلُعَ الشَّمْسُ فَإِذَا طَلَعَتْ اجْتَمَعَ إِلَيْهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاكِينُ وَ غَيْرُهُمْ مِنَ النَّاسِ فَيُعَلِّمُهُمُ الْفِقْهَ وَ الْقُرْآنَ وَ كَانَ لَهُ وَقْتٌ يَقُومُ فِيهِ مِنْ مَجْلِسِهِ ذَلِكَ [۷] روش حضرت مولی علی(ع) این بود که وقتی نماز صبح را به جا میآورد در حال تعقیب نماز بود تا خورشید طلوع میکرد. هنگام طلوع خورشید، تهی دستان و مستمندان و دیگر قشرهای مردم نزد او جمع میشدند او به آنان دین شناسی و قرآن میآموخت و در ساعتی خاص از این جلسه برمی خاست.
این منش مولی علی(ع) بود. همانگونه که در جبهه رزم نظامی اهتمام داشت همانگونه در جبهه فرهنگی تلاش وافر داشت و اصولاً حضور در این جبهه را وظیفه حکومت میدانست، میفرمود از جمله وظیفه حکومت اسلامی آن است که: ...و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تأدیبکم کیما تعلموا...[۸] شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید.
نیز به استاندارش قثم بن عباس مینویسد:...و َ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَيْنِ فَأَفْتِ الْمُسْتَفْتِيَ وَ عَلِّمِ الْجَاهِلَ وَ ذَاكِرِ الْعَالِم...[۹] ...بامداد و شامگاه برای آنان مجلس ساز آنرا که خواهد فتوا ده و نادان را بیاموز و با دانا به گفتگو بپرداز...
امام حسن(ع) و جهاد فرهنگی
حضرت امام حسن(ع) پس از نرمش قهرمانانه خویش به مدینه هجرت کرد. و در مدینه به کار گسترده فرهنگی پرداخت و با تربیت شاگردانی برجسته دین خود را به مکتب اداء کرد. برخی از آنان همانها بودند که از چشمه فروزان علوم نبوی(ص) و علوی(ع) نیز بهره مند شده بودند همانند احنف بن قیس، اصبغ بن نباته، جابربن عبداللّه انصاری، حبیب بن مظاهر، حجربن عدی، رفاعه بن شداد، سلیمان بن صرد خزاعی، سلیم بن قیس هلالی، عمروبن حمق خزاعی، کمیل بن زیاد نخعی، میثم بن یحیی معروف به میثم تمارو...و... پرداخت. شاگردانی که هر کدام اعلام هدایت و سفیر نور بودند.
امام حسن(ع) پس از ماجرای صلح در سنگر مبارزه با تهاجم فرهنگی قرار گرفت که عمده باند معاویه در سنگر تهاجم بودند و امام حسن(ع) در سنگر مبارزه با تهاجم. از حضرت امام حسن(ع) روایات فراوانی در ابعاد مختلف معارفی رسیده است.
امام حسین(ع) و جهاد فرهنگی
سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) نیز در دوره ده ساله امامت خود پس از شهادت امام حسن(ع) در سنگر برادر قرار داشت.
برخی از برگزیدگانی که از مکتب امام حسن(ع) بهره مند شدند، از مکتب سالار شهیدان هم بهره گرفتند و کسانی دیگر همچون ابو سعید خدری، انس بن حارث، جابربن یزید جعفی، جعده بن هبیره، طاوس یمانی، عبداللّه بن عباس، و... اینها علاوه بر یاران فداکاری بودند که همچون خورشید در بین یاران امام میدرخشیدند.
حضرت در ابواب مختلف دین، عرصه فقهی، تفسیری، اخلاقی، کلامی و... و... رهنمودهای فراوانی دارند.[۱۰]
گرچه قیام خونین حضرت را باید به نحوی قیام فرهنگی بنامیم. قیامی که فرهنگ دفاع از دین، استقامت در راه حق، ایثار در راه حق و... و... را به انسانها تا روز قیامت آموخت.
تلاش فرهنگی امام سجاد(ع)
حضرت امام سجاد(ع) نیز با اینکه در خفقانیترین دورهها زندگی میکرد دورهای که خلفای جبّار دیکتاتورانه روش را علیه امامان و علیه مردم داشتند. خلفای جباری که میگفتند: یأمرنی احد بتقوی اللّه الّاضربت عنقه[۱۱] هر کس مرا دعوت به تقوا کند گردنش را میزنم!
پرواضح است در چنین شرائط، کار فرهنگی کار آسانی نیست اما میبینیم، حضرت با دعای بلندش عالیترین مفاهیم دین را در حوزههای مختلف تبیین نموده است و در همین شرائط به وظیفه مرزبانی به احسن وجه انجام وظیفه نموده است.
امام باقر(ع) و امام صادق(ع)
دوره این دو امام بزرگوار را باید دوره شکوفایی فرهنگ دینی بنامیم این دو امام بزرگوار از فرصت درگیری بنی امیه و بنی عباس استفاده کردند، تلاش فرهنگی را به اوج رساندند. کاری که دشمنان ائمه در دوره مولی علی(ع) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) نگذاشته بودند در این وسعت صورت پذیرد صورت دادند و در حقیقت استقلال فرهنگی دین را در تمامی ابعاد دینی جهت دادند. این دو امام در عرصه تلاش فرهنگی از شیوههای مختلفی بهره میگرفتند:
الف: جلسات درس عمومی در مسجد رسول خدا داشتند که همه در آن شرکت میکردند هم شیعیان و هم اهل سنت. بزرگان اهل سنّت از حضرت امام صادق(ع) در این جلسات بهرهها گرفتهاند، همانند ابوحنیفه، مالک بن انس، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، یحیی بن سعید انصاری، یحیی قطان، ایوب سجستانی، ابوعمروبن علاء، عبدالعزیز الداوردی، سلیمان بن بلال، ابن جریح ابن اسحق، روح بن قاسم، وهب بن خالدو...و...[۱۲]
ب: تشکیل مجالس خصوصی که اغلب در منزل آن حضرت انجام میگرفت و فقط اشخاص خاصی در آن شرکت میکردند.
ج: تربیت شاگردان متخصص در حوزههای علوم قرآنی، مسائل اعتقادی و بویژه در عرصه مناظرات و بحثهای آزاد همانند هشام بن حکم، مؤمن الطاق و...
د: جلسات مناظرات علمی که در حقیقت تریبون نشر اندیشه در عصر حضرت امام باقر(ع) و حضرت امام صادق(ع) بوده است. در این جلسات فردی که از پاسخ دادن به سؤال طرف مقابل عاجز میشد در حقیقت اعتراف به عجز خود نموده و تسلیم شده است.
امام صادق(ع) ضمن انجام مناظرات فراوان با منحرفان فکری و اعتقادی اعم از مادیها و زنادقه، خوارج یا علماء معتزله و دیگر علماء اهل سنت از شرائط زمان و مکان برگزاری این محافل برای تبلیغ رسالت الهی سود جستند.
امام بسیاری از مناظرات خود را در موسم حج در مسجد الحرام، تشکیل میدادند که این خود یکی از ظرافتهای این رسالت مهم الهی است که مبلّغ باید از زمان و مکان بهترین استفاده را بنماید. موسم حج زمان جمع شدن دانشمندان فرق مختلف اسلامی و حتی غیر اسلامی در مکّه بود و با یک مناظره که به شکست خصم منجر میشد هزاران بیننده تحت تأثیر قرار میگرفتند. از سوی دیگر در زمان برگزاری مراسم حج، امام و یاران ایشان از امنیّت خاص زمان برگزاری مراسم و منطقه حرم برخوردار بودند و این امر به گستردگی کار کمک میکرد.
ه: تشویق یاران به نوشتن احادیث که این خود گام بلندی در راستای ماندگاری فرهنگ اهل بیت علیه السلام بود. ابوبصیر میگوید از حضرت امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: ...اکتبوا فانکم لاتحفظون حتی تکتبو[۱۳] بنویسید که شما (معارف اسلامی را) حفظ نخواهید کرد مگر آنکه بنویسید.
در روایت دیگر به یکی از یاران خویش فرمود: اکتب وبث علمک فی اخوانک فان متّ فورث کتبک بنیک فانه یأتی علم الناس زمان هرج لایأنسون فیه الا بکتبهم[۱۴] بنویس و علمت را بین برادرانت منتشر ساز اگر از دنیا رفتی فرزندانت کتابهایت را به ارث میبرند همانا زمانی بر مردم میرسد که هرج و مرج خواهد بود که در این دوره جز به کتابهای خود مأنوس نخواهند بود.
این توصیه و تشویق خود عامل مهمی بود که بسیاری از یاران امام صادق(ع) دست به قلم شده و اصول اربعمأته که مصدر کتابهای اصلی شیعه است شکل بگیرد.
مرحوم محقق حلّی در مقدمه معتبر میگوید از جوابها و گفتههای امام صادق(ع) چهارصد کتاب نوشته شد که آنها را اصول نامیدند.[۱۵]
مرحوم طبرسی در اعلام الوری گوید: فان اصحاب الحدیث قد جمعوا اسامی الرواه عنه من الثقات علی اختلافهم فی المقالات و الدیانات فکانوا اربعه آلاف رجل[۱۶]
همانا اصحاب حدیث نام راویان وثوق را با اختلافی که در نظر و مذهب دارند جمع کردهاند تعداد آنها چهار هزار مرد شده است.
ناگفته نماند شاگردان امام صادق(ع) تنها اصول چهارصد گانه را ننوشتهاند بلکه آنها کتابهای دیگری نیز نوشتند مثلاً:
۱ ابان بن تغلب غیر از اصلی که گفته شد کتاب معانی القرآن، کتاب القراءات و کتاب الشیعه را نوشت.[۱۷]
۲ ابوحمزه ثمالی(ثابت بن دینار) متوفای ۱۵۰ از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) که کتاب تفسیر القرآن و کتاب نوادر را نوشته است.[۱۸]
۳ مفضل بن عمر کوفی که کتابهایی نوشته از جمله ما افترض اللّه علی الجوارح من الایمان و کتاب یوم و لیله و کتاب فکر و...و....[۱۹]
۴ هشام بن حکم از اصحاب امام صادق(ع) که رجال نجاشی کتابهای متعددی برای او نقل کرده است.[۲۰]
۵ ابوجعفر احول مؤمن الطاق از اصحاب امام صادق(ع) که کتاب امامت، کتاب معرفت، کتاب ردّ بر معتزله، کتابی در امر طلحه و زبیر نوشته است.[۲۱]
نهضت نگارش و قلم نقش ارزشمندی در ماندگاری فرهنگ اهلبیت علیهم السلام داشته است.
تبیین نقش فرهنگی دیگر امامان از عهده یک مقاله بیرون است و خود موضوع یک کتاب مستقل است.
جهاد سیاسی امامان
حق جهاد امامان علیهم السلام را نباید منحصر در جهاد فرهنگی نمود. بلکه باید آنرا در حوزه جهاد سیاسی نیز دید. که اگر این جهاد سیاسی نیز نبود راهی برای علنی کردن دعوت مکتب نبود. در این رابطه نکاتی گفتنی است:
۱ در نگاه امامان سیاست به معنای صحیح آن در متن دین است و از آن جدا نیست. دلیلش آن است که در همین زیارت جامعه کبیره امامان را ساسه العباد میخوانیم در این باره در ذیل فراز فوق به مبسوط سخن گفتهایم.
۲ میتوان در یک تحلیل جهاد فرهنگی امامان را هم جهادی سیاسی نامید زیرا که بردگی فرهنگی مبنای بردگی سیاسی است به همین ترتیب استقلال فرهنگی هم زیربنای استقلال سیاسی است و همه امامان و عمده حضرت امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در حقیقت رزمنده فرهنگی مکتب بودند.
۳ در عرصه سیاسی ما شاهد دو نوع تحرّک سیاسی در سیره امامان علیهم السلام هستیم یکی تحرّک علنی سیاسی و دیگری تحرّک مخفی.
تحرّک علنی سیاسی به معنای عامش را در سیره مولی علی(ع)، سیره امام حسن(ع) و سیره امام حسین(ع) میبینیم. گفتنی است تحرّک سیاسی اعم از قیام است. قیام بخشی از تحرّک سیاسی است ولی محدود به آن نیست سکوت هدفمند هم تحرّک سیاسی است. بدست گرفتن حکومت هم تحرّک سیاسی است، نرمش قهرمانانه هم تحرّک سیاسی است. قیام خونین هم تحرّک سیاسی است. و نیز نمونهای دیگر در حوزه سیره سیاسی امامان ولی بخش دیگر تحرّک سیاسی همان تحرک سیاسی مخفی است که تحت عنوان تقیه در معارف اسلامی ما مطرح است.
مرحوم شیخ مفید تقیه را چنین تعریف میکند:
التقیه سرّ الاعتقاد و مکاتمه المخالفین و ترک مظاهرتهم بما یعقب ضرراً فی الدین و الدنی[۲۲]
تقیه مستور دانستن اعتقاد باطنی و کتمان در برابر مخالفان بخاطر اجتناب از زیانهای دینی و دنیوی است.
درست که تقیه در حوزه امور شخصی نیز مطرح است، لیکن از تشبیهی که امامان علیهم السلام از تقیه کردهاند میتوان تقیه را سپری برای مبارزه عمیق تر[۲۳] تفسیر کرد.
تعابیری همچون جنّه و ترس که به معنای سپر است، حرز که به معنای وسیله حفظ است. این تعابیر گویای اینست تقیه به مفهوم واقعی کار مجاهدان است نه گوشه گیران فاقد تعهد و مسؤولیت و نه عافیت طلبان ترسو.
امام باقر(ع) فرمود: ...إِنَّ التَّقِيَّةَ جُنَّةُ الْمُؤْمِن[۲۴] همانا تقیه سپر مؤمن است.
امام صادق(ع) فرمود: التَّقِيَّةُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَ التَّقِيَّةُ حِرْزُ الْمُؤْمِن[۲۵] یعنی تقیه سپر مؤمن است و وسیله حفظ و نگهداری او.
در حدیثی از امام صادق(ع) میخوانیم که فرمود: عَلَيْكَ بِالتَّقِيَّةِ فَإِنَّهَا سُنَّةُ إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيل[۲۶] بر تو باد که تقیه را فراموش نکنی زیرا آن روش ابراهیم خلیل آن قهرمان بت شکن است. ابراهیم کسی بود که یک تنه با نمرود جبار مبارزه کرد نه تنها با او بلکه با متعصبان لجوج که در برابر انواع بتها سجده میکردند نیز درگیر شد و همه را با منطق کوبنده و شجاعت بی نظیر خود به زانو درآورد. لیکن او از تقیه به عنوان سپری برای مبارزات خویش بهره گرفت.
مبارزات سرّی امامان(ع) یا تأیید قیامهای مخلصانه را به صورت مخفی، میتوان مصداقی از مصادیق تقیه نامید.
تأیید قیام مخلصانه شهید زید بن علی بن الحسین که در مقابل دستگاه خلافت جبار هشام بن عبدالملک قیام کرد از این نمونه قیامهاست با اینکه حضرت به صورت علنی در این قیام دخالت نداشت اما مؤید آن بود. امام صادق(ع) فرمود: مَضَى وَ اللَّهِ زَيْدٌ عَمِّي وَ أَصْحَابُهُ شُهَدَاءُ- مِثْلَ مَا مَضَى عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ أَصْحَابُه[۲۷] بخدا قسم عمویم زید و اصحابش شهیدند بر همان راهی بودند که حضرت علی بن ابی طالب و اصحابش بودند.
امامان تشکلهای مخفی را سامان داده بودند و در رأس هر تشکل یک مسؤول بوده است و نامش داعی بوده است.[۲۸]
این تشکلها توانستند تفکر اسلام ناب محمّدی(ص) که تجلّی آن در فرهنگ شیعی است گسترش دهند. هر کدام از این تشکلها پروندههایی برای افراد وفادار داشتند. محمد بن عبداللّه بن الحسن ملقب به نفس زکیه این پروندهها را در اختیار داشت و وقتی احساس کرد در آستانه دستگیری است آنها را سوزاند تا دشمن به آنها دسترسی پیدا نکند.[۲۹]
راز قتل معلی بن خنیس از یاران وفادار حضرت امام صادق(ع) همین بود که با همه تهدیدها حاضر نشده بود اسامی شیعه را لو دهد و راز زندان ۱۷ ساله محمد بن ابی عمیر آنهم در زندانهای سیاهچال هارونی همین بود که حاضر به افشای این اسامی نشده بود اینها همه گویای آن است که امامان از تحرکهای سیاسی بدور نبودند.
از جمله جلوههای مبارزات سیاسی غیر علنی ائمه مبارزه منفی با دستگاه خلافت و ممنوع نمودن هرگونه همکاری با آنان بود. حتی میفرمودند که لاتعنهم علی بناء مسجد[۳۰] در ساختن مسجد نیز آنان را کمک نکنید.
در روایتی آمده است: مَنْ سَوَّدَ اسْمَهُ فِي دِيوَانِ وُلْدِ سابع حَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ خِنْزِيراً [۳۱] آنکس که نامش را در دفتر آنان بنویسد خداوند روز قیامت او را به صورت خوک محشور میکند.
و امثال این روایات فراوان است.
سلام بر امامان که مجاهد فی سبیل اللّه بودند، هم در جبهه فرهنگی، هم در جبهه حاد سیاسی مثل سالار شهیدان و هم در جبهه غیر حادّ و حق جهاد را ادا کردند.
پانویس
- ↑ صحاح اللغه، ج 2، ص 460.
- ↑ مفردات راغب، ص 101.
- ↑ مجمع البیان، ج 7، ص 263.
- ↑ مجمع البیان، ج 7، ص 263.
- ↑ مجمع البیان، ج 7، ص 263.
- ↑ ارشاد القلوب، ص 218؛عده اسلامی، ص 101؛ بحارالانوار، ج 103، ص 16؛ موسوعه الامام علی بن ابی طالب، ج 3، ص 420.
- ↑ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی، ج 4، ص 109؛ بحارالانوار، ج 41، ص 133.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 34.
- ↑ همان، نامه 67.
- ↑ به کتاب مسند الامام المجتبی(ع) تألیف عزیز اللّه عطاردی مراجعه فرمائید.
- ↑ به کتاب مسند الامام حسین(ع) در 3 جلد تألیف عزیزاللّه عطاردی مراجعه فرمایید نیز کتاب موسوعه کلمات الامام حسین(ع) تدوین پژوهشکده باقرالعلوم.
- ↑ به مقاله ارزشمند و نفیس الامام السجاد باعث الاسلام من جدید.
- ↑ سیراعلام النبلاء، ج 6، ص 439 ؛ حلیه الاولیاء، ص 231.
- ↑ کشف المحجه، ص 173؛ بحارالانوار، ج 2، ص 152، ح 38؛ عوالم العلوم و المعارف کتاب العلم، ص 455.
- ↑ کشف المحجه، ص 35؛ بحارالانوار، ج 2، ص 150، ح 27.
- ↑ المعتبر، ج 1، ص 26 چاپ جدید.
- ↑ اعلام الوری، ج 1، ص 535.
- ↑ فهرست ابن ندیم، ص 308.
- ↑ رجال نجاشی، ص 115، شماره 296.
- ↑ همان، ص 416، شماره 1112.
- ↑ رجال نجاشی، ص 433، شماره 1164.
- ↑ همان، ص 325، شماره 886.
- ↑ تصحیح الاعتقاد، ص 66.
- ↑ نام کتابی پیرامون تقیه از آیه الله العظمی مکارم شیرازی.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 16، ص 211، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ابواب الامر و النهی باب 24، حدیث 25.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 16، ص 205 و ص 208، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ابواب الامر و النهی باب 24، حدیث 7، و حدیث 17.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 16، ص 205 و ص 208، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ابواب الامر و النهی باب 24، حدیث 7، و حدیث 17.
- ↑ امالی شیخ صدوق، ص 349.
- ↑ الکنی و الالقاب، ج 2، ص 417.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 17، ص 180، کتاب التجاره ابواب ما یکتسب به باب 42، حدیث 8 و 9.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 17، ص 180، کتاب التجاره ابواب ما یکتسب به باب 42، حدیث 8 و 9.







