فرهنگ مصادیق:استهزاء انبیاء

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
استهزاء انبیاء

مقدمه

اگر به تاریخ انبیاء الهی بنگریم همیشه دشمنانی داشتند و برای اینکه پیامبران الهی را شکست بدهند، آنها و پیروان انبیاء را مورد استهزاء قرار می‌دادند؛ که در ذیل برخی از این موارد ذکر می‌شود.

استهزاء انبیاء توسط مشرکان

مشرکان و صاحبان قدرت و مال چون دعوت انبیای الهی را در برابر خواسته‌ها و تمایلات مادی و شهوانی خود می‌دیدند، پیوسته با آنان دشمنی می‌ورزیدند و یکی از ابزارهایی که همواره برای شکستن اُبَّهت انبیا و رویارویی با رسالت الهی آنان به‌کار می‌بردند، استهزا بود، به‌طوری که خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد جز اینکه با سلاح استهزا به مقابله با او برخاستند: «ما یأتیهِم مِن رسول اِلاّ کانوابِهِ یستَهزِءون». [۱] [۲][۳]

موارد استهزاء انبیاء

آنان در این جهت آیات الهی و عذاب قیامت را به تمسخر می‌گرفتند: «واتَّخَذوا ءایـتی وما اُنذِروا هُزُوا». [۴] گاهی عبادت آنان را مسخره می‌کردند، چنان‌که به‌شعیب(علیه السلام)می‌گفتند: آیا همین نمازت فرمان داده که آنچه پدران ما آن را می‌پرستیدند رها کنیم؟ [۵] و زمانی با حالتی تمسخرآمیز به پیامبران می‌گفتند: اگر راست می‌گویید آن عذابی که ما را به آن وعده می‌دهید زودتر بیاورید: «قالوا ائتِنا بِعَذابِ اللّهِ اِن کنتَ مِنَ الصّـدِقین». [۶] و گاهی نیز شخص پیامبر را به تمسخر می‌گرفتند، چنان‌که قوم نوح هرگاه از کنار او می‌گذشتند او را مسخره می‌کردند: «کلَّما مَرَّ عَلَیهِ مَلاٌَ مِن قَومِهِ سَخِروا مِنهُ». [۷] ؛ همچنین قرآن در آیاتی دیگر از استهزای پیامبران الهی از سوی مردم انطاکیه [۸]، قوم عاد[۹]و فرعونیان [۱۰]سخن به‌میان آورده است.

استهزاء پیامبر اکرم

استهزای پیامبر اسلام و مؤمنان:
پیامبر اسلام نیز همواره در معرض استهزای دشمنان قرار داشت و بلکه آن حضرت بیش از انبیای پیشین در این جهت مورد آزار قرارگرفت، چنان‌که آن حضرت فرمودند: هیچ پیامبری مانند من آزار ندید. [۱۱] [۱۲] [۱۳]

احزاب استهزاءگر پیامبر

سه گروه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و پیروانش را با روشهای مختلفی از جمله: چشمک‌زدن [۱۴]، خندیدن [۱۵]، حرکت دادنِ سر [۱۶]، نسبت دادن القاب ناروا [۱۷]و... مورد استهزا قرارمی‌دادند:

مشرکان

آنان هرگاه آن حضرت را می‌دیدند، با حالتی تمسخرآمیز می‌گفتند: آیا همین است کسی که خدا او را برای پیامبری فرستاده‌است: «و اِذا رَاَوک اِن یتَّخِذونَک اِلاّ هُزُوًا اَهـذا الَّذی بَعَثَ اللّهُ رَسولا». [۱۸] یامی‌گفتند: آیا همین است کسی که خدایان شما را به بدی یاد می‌کند. [۱۹] گاهی پیامبر را با حالتی تحقیرآمیز خطاب کرده، به آن‌حضرت نسبت دیوانگی می‌دادند: «یـاَیهَا الَّذی نُزِّلَ عَلَیهِ الذِّکرُ اِنَّک لَمَجنون». [۲۰] آنان گاهی معجزات آن حضرت را به تمسخر می‌گرفتند و دیگران را نیز به استهزای آن فرا می‌خواندند: «واِذا رَاَوا ءایةً یستَسخِرون». [۲۱] طبق یک نظر «یستَسخِرون» دعوت کردن دیگران به تمسخر است. [۲۲]

عاقبت مشرکان استهزاءگر

نقل شده که ۵ نفر از سران مشرکان مکه، یعنی ولیدبن‌مغیره، عاص‌بن‌وائل، اسودبن‌عبدالمطلب، اسودبن‌عبد یغوث و حارث‌بن‌طلاطله خزایی، یا حرث‌بن‌قیس، در تمسخر پیامبر(صلی الله علیه وآله)شهرت داشتند؛ آنان تمسخر پیامبر را تا بدانجا پیش بردند که هدف نفرین آن حضرت قرار گرفته و هریک به اشاره جبرئیل به‌گونه‌ای نابود شدند. [۲۳] [۲۴] پیروان پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز از استهزای مشرکان در امان نبودند و هرگاه مشرکان آنان را می‌دیدند می‌گفتند: آیا همینها هستند کسانی که خداوند از میان ما بر آنان منت نهاده است: «اَهـؤُلاءِ مَنَّ اللّهُ عَلَیهِم مِن بَینِنا». [۲۵]

اهل کتاب

آنان بر اثر حسادت و کینه‌ای که از پیامبر(صلی الله علیه وآله) و مسلمانان در دل داشتند همواره پیامبر، مؤمنان و مقدسات دینی آنان را به تمسخر می‌گرفتند.

موارد استهزاء اهل کتاب

آنان با تغییر و تحریف برخی کلمات، گاهی شخص پیامبر را مسخره می‌کردند؛ مثلاً در پاسخ سخنان آن حضرت به جای اینکه بگویند: شنیدیم و اطاعت کردیم، می‌گفتند: شنیدیم و مخالفت کردیم، به جای کلمه «بشنو» واژه «نشنو» را به‌کار برده و به جای کلمه «انظرنا= مهلت بده» از کلمه «راعنا» که به معنای مهلت دادن و نیز به معنای اغفال بود استفاده می‌کردند و از آن معنای دوم را قصد می‌کردند [۲۶]: «مِنَ الَّذینَ هادوا یحَرِّفونَ الکلِمَ عَن مَواضِعِهِ و یقولونَ سَمِعنا و عَصَینا واسمَع غَیرَ مُسمَع و رعِنا لَیـًّا بِاَلسِنَتِهِم و طَعنـًا فِی‌الدِّینِ». [۲۷] آنان گاهی دین و عبادات مسلمانان را مسخره می‌کردند: «و اِذا نادَیتُم اِلَی الصَّلوةِ اتَّخَذوها هُزُوًا و لَعِبـًا». [۲۸] و زمانی نیز قرآن و آیات آن را به تمسخر می‌گرفتند: «و قَد نَزَّلَ عَلَیکم فِی الکتـبِ اَن اِذا سَمِعتُم ءایـتِ اللّهِ یکفَرُ بِها و یستَهزَاُ بِها». [۲۹] در شأن نزول آیه فوق نقل شده است که منافقان در مجلس احبار یهود می‌نشستند و با همدیگر قرآن را به تمسخر می‌گرفتند. [۳۰]

منافقان

آنان مسلمانان، پیامبر و قرآن و حتی خداوند را مسخره می‌کردند که قرآن در آیات ۶۵ـ۶۶ سوره توبه [۳۱]آنان را مذمت کرده و به سبب این کار آنان را کافر شمرده است: «قُل اَبِاللّهِ و ءایـتِهِ و رَسولِهِ کنتُم تَستَهزِءون لاتَعتَذِروا قَد کفَرتُم بَعدَ ایمـنِکم» منافقان در باطن اعتقادی به اسلام نداشتند و هدف برخی از آنان در ادعای اسلام و ایمان تمسخر مؤمنان بود: «و اِذا لَقُوا الَّذینَ ءامَنوا قالوا ءامَنّا و اِذا خَلَوا اِلی شَیـطینِهِم قالوا اِنّا مَعَکم اِنَّما نَحنُ مُستَهزِءون». [۳۲]

موارد استهزاء منافقان

آنان زکات و صدقه‌دهندگان را به تمسخر می‌گرفتند؛ سالم‌بن‌عمیر انصاری که مسلمانی تهیدست بود به مقدار یک صاع خرما برای صدقه نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله)آورد.
منافقان گفتند: خدا چه نیازی به خرمای ناچیز او دارد. [۳۳] اگر مردی ثروتمند مانند عبدالرّحمن‌بن‌عوف می‌آمد و ۴۰۰۰ درهم صدقه می‌آورد او را نیز مسخره می‌کردند و می‌گفتند: او به قصد ریا آن را می‌پردازد [۳۴] که قرآن در آیه ۷۹ سوره توبه [۳۵]به این دو مورد اشاره کرده است: «اَلَّذینَ یلمِزونَ المُطَّوِّعینَ مِنَ المُؤمِنینَ فِی الصَّدَقـتِ والَّذینَ لایجِدونَ اِلاّ جُهدَهُم فَیسخَرونَ مِنهُم سَخِرَ اللّهُ مِنهُم و لَهُم عَذابٌ‌اَلیم».

منبع

دانشنامه موضوعی قرآن

پانویس

  1. یس/سوره۳۶، آیه۳۰.
  2. حجر/سوره۱۵، آیه۱۱.
  3. زخرف/سوره۴۳، آیه۷.
  4. کهف/سوره۱۸، آیه۵۶.
  5. هود/سوره۱۱، آیه۸۷.
  6. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۲۹.
  7. هود/سوره۱۱، آیه۳۸.
  8. یس/سوره۳۶، آیه۳۰.
  9. احقاف/سوره۴۶، آیه۲۶.
  10. زخرف/سوره۴۳، آیه۴۷-۴۶.
  11. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌۳۹، ص‌۵۶.
  12. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۶، ص‌۵۳.
  13. محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ج‌۱، ص‌۶۷.
  14. مطفّفین/سوره۸۳، آیه۳۰.
  15. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۱۱۰.
  16. اسراء/سوره۱۷، آیه۵۱.
  17. حجر/سوره۱۵، آیه۶.
  18. فرقان/سوره۲۵، آیه۴۱.
  19. انبیاء/سوره۲۱، آیه۳۶.
  20. حجر/سوره۱۵، آیه۶.
  21. رَأَوْ صافّات/سوره۳۷، آیه۱۴.
  22. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۶۸۷.
  23. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۱۷، ص۱۵۳-۱۵۴.
  24. طبرسی، فضل بن جسن، مجمع البیان، ج‌۶، ص‌۱۳۳.
  25. انعام/سوره۶، آیه۵۳.
  26. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، ج‌۳، ص‌۴۴۶۴۴۷.
  27. نساء/سوره۴، آیه۴۶.
  28. مائده/سوره۵، آیه۵۸.
  29. نساء/سوره۴، آیه۱۴۰.
  30. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۱۹۴.
  31. توبه/سوره۹، آیه۶۶-۶۵.
  32. بقره/سوره۲، آیه۱۴.
  33. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج‌۱، ص‌۳۳۰.
  34. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج‌۱۴، ص۳۸۲.
  35. توبه/سوره۹، آیه۷۹.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 96/03/17