فرهنگ مصادیق:ادلّه و علل تحریم ربا از منظر قرآن کریم
نویسنده: محمدولی سیفی
محتویات
چکیده
حرمت ربا، تحقیقاً بوسیله قرآن کریم و سنّت معصومین (علیهم السّلام) و اجماع مسلمین ثابت است، بلکه بعید نیست که حرمت آن از ضروریات دین باشد، و ربا از گناهان بزرگ است. و در قرآن عزیز و اخبار زیادی، به شدت با آن برخورد شده است.اما یکی از مهمترین بحثهای مربوط به ربا، تجزیه و تحلیل ادله و عللل حرمت آن است. سؤالات اساسی و مهمی در این مورد مطرح است: براساس کدام ادله ربا تحریم شده است ؟ علت حرمت ربا چیست؟ و در این مقاله تلاش شده است که ادله سه گانه قرآن و روایات و اجماع که بر حرمت آن دلالت دارند و همچنین علل حرمت ربا، مورد بررسی قرار گیرد.
معنای لغوی ربا
التحقیق فی کلمات القرآن الکریم: «الرباالفضل و الزیادة، و هو مقصور علی الأشهر، و یثنّی ربوان بالواو علی الأصل، و قد یقال ربیان علی التخفیف، و ینسب الیه علی لفظه فیقال ربویّ؛ ربا یعنی زیادی وبنابر قول مشهورتراسم مقصور است و در مثنای آن با واو «ربوان» است وگاهی بنابر تخفیف «ربیان»گفته میشود واسم منسوب آن «ربوی» گفته شده است.
ربو: زیادت. طبرسی ذیل آیهٔ ۲۷۵ بقره فرموده اصل ربا بمعنی زیادت است گویند «ربا یربو» یعنی زیاد شد
در قرآن کریم هم مشتقات واژه ربا به معنای فزون شدن و بالا آمدن است که در چند قرآن بیان گردیده است :
۱-سوره فصلت آیه ۳۹ : «فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ؛[۱] و چون آب را فرو فرستادیم، زمین جنبش گرفت و (به سبب رشد گیاهان) بالا آمد».
۲- سوره بقره آیه ۲۷۶: «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ؛[۲] خداوند ربا را از بین میبرد و صدقات را میافزاید».
۳- سوره آیه رعد۱۷ : «فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا؛[۳] سیل، کفی را بر بالای سر خود برداشت».
۴- سوره الحاقه آیه ۱۰: «فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَابِيَةً؛[۴] (عذاب خدا) آنان را با سختی بسیار زیاد فرو گرفت».
۵- سوره نحل آیه۹۲: «أَنْ تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ؛[۵] به گمان اینکه امتی از امت دیگر (از جهت تعداد نفرات و میزان اموال) افزون ترند».
۶- سوره مؤمنون آیه۵۰: «وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ؛[۶] آنها را در زمینی بلند جای دادیم».
ربا در اصطلاح فقها
معنای لغوی ربا مساوی با اصطلاح شرعی آن نیست زیرا در لغت ربا به مطلق زیادی اطلاق میشود در حالیکه به هر زیادی در معاملات و مبادلات ربا گفته نمیشود و هر زیادی حرام نیست، ربا در واقع زیادی بر اصل مال است ولی از نظر شرع به زیادی ویژهای اطلاق میشود.
در بین فقها در مورد معنای شرعی و دینی آن اختلاف شده است علت آن هم ثابت شدن حقیقت شرعی یا حقیقت متشرعه است نه چیز دیگر. در برخی کتب فقهی مانند سرائر آمده که« ربا از نظر شرعی معامله یکی از دو چیز همجنس به مثل خودش با شرایطی است»، و هدف بیان کردن این نکته است که اینها تفسیرشان از ربا فقط در بیع است نه هرمعاملهای. اما درکتاب مسالک آمده که ربا : « شرعاً بیع أحد المتماثلین- المقدّرین بالکیل أو الوزن فی عهد صاحب الشرع (ص) أو فی العادة- بالآخر، مع زیادة فی أحدهما حقیقة أو حکما، أو اقتراض أحدهما مع الزیادة و إن لم یکونا مقدّرین بهما؛ از نظرشرعی فروش یکی از دوچیز مثل هم که بوسیله پیمانه یا وزن در زمان شارع تقدیر میشده است یا اکنون هم بنا برعرف و عادت چنین است در حالی که در یکی از طرفین اضافی از نظر کمی یا حکمی وجود داشته باشد و یا قرض کردن و دادن یکی از دو چیز با اضافی هرچند بوسیله وزن و پیمانه اندازه گیری نشوند».
در فقه راوندی آمده است : « ربا زیادی است وآن زیادی بر اصل سرمایه که همجنس و مماثل هم باشند».
آیت ا... مشکینی نیز میگوید: «هو شرعاً بیع أحد المتماثلین المقدرین بالکیل و الوزن بالآخر مع زیادة فی أحدهما حقیقة أو حکماً، أو اقتراض أحدهما مع الزیادة، و ان لم یکونا مقدرین بهما؛ ربا در اصطلاح شرعی عبارت است از معامله دو چیز همجنس کیلی و وزنی همراه با زیادی در یکی از آن دو، خواه حقیقی باشد یا حکمی.یا قرض دادن همراه با زیادی یکی از آنها ،هرچند کیلی یا وزنی نباشد».
ادله حرمت ربا
قرآن کریم
میدانیم روش قرآن در مبارزه با انحرافات ریشه دار اجتماعی این است که تدریجاً زمینه سازی میکند، و افکار عموم را بتدریج با مفاسد آنها آشنا میسازد، و آنگاه که آمادگی برای پذیرفتن تحریم نهائی حاصل شد قانون را به صورت صریح اعلام میکند، مخصوصاً در مواردی که آلودگی به گناه زیاد و وسیع باشد.
و نیز میدانیم: عرب، در زمان جاهلیت آلودگی شدیدی به رباخواری داشت و مخصوصاً محیط مکه محیط رباخواران بود، و سرچشمه بسیاری از بدبختیهای اجتماعی آنها نیز همین کار زشت و ظالمانه بود، به همین دلیل قرآن برای ریشه کن ساختن رباخواری حکم تحریم را در چهار مرحله بیان کرده است :
۱- در آیه ۳۹ سوره روم نخست دربارهٔ (ربا) به یک پند اخلاقی قناعت نموده است .
۲- درسوره نساء آیه ۱۶۱ ضمن انتقاد از عادات و رسوم غلط یهود به عادت زشت رباخواری آنها اشاره کرده است.
۳ - در سوره بقره آیات ۲۷۵ تا ۲۷۹ هر گونه رباخواری به شدت ممنوع اعلام شده و در حکم جنگ با خدا ذکر گردیده است .
۴ - و بالاخره در آیه۱۳۰ سوره آل عمران حکم تحریم ربا صریحا ذکر شده، اما تنها به یک نوع از انواع ربا و نوع شدید و فاحش آن اشاره شده است.
با هم این ترتیب به بیان آیات پرداخته میشود :
الف: سوره روم آیهٔ 39 :
«وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ؛[۷] و آنچه از ربا میدهید تا مال مردم زیاد شود نزد خدا زیاد نمیشود و آنچه از زکات که برای رضای خدا میدهید زیاد میشود و زکات دهندگان مال خود را زیاد میکنند
کلمه «ربا»، به معنای نمو مال، و زیاد شدن آن است، و جمله «لیربوا...» اشاره به علت این نامگذاری میکند، که چرا ربا را ربا خواندند بنابراین مراد این است که: مالی که شما به مردم دادهاید تا اموالشان زیاد شود، نه برای اینکه خدا راضی شود،آن مال نزد خدا زیاد نمیشود، و نمو نمیکند، و ثوابی از آن عایدتان نمیشود، برای اینکه قصد قربت نداشتهاید.
علامه کبیر طباطبایی میفرمایند: «وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ»[۸] - مراد از «زکات» مطلق صدقه است، و معنایش این است که: آن مالی که برای رضای خدا دادید، و اسراف هم نکردید، چند برابرش عایدتان میشود.
اگر این آیه مکی باشد، مراد از ربا هدیه و بخشش است؛ اما اگر مدنی باشد، مراد از آن ربای حرام و مراد از زکاه، زکات واجب است،اما این آیه و آیات قبل از آن، به آیات مدنی شبیهترند تا به آیات مکی،لذا سخن کسانی که ادعای اجماع یا وجود روایت بر مکی بودن آن کردهاند، اعتباری ندارند.
ایشان در تفسیر آیات ربا در سوره بقره، در عین حال که این آیه سوره روم را مکی میداند، معتقد است که مراد از آن، ربای حرام است آیه مورد بحث مانند آن آیات دلالت بر حرمت ربا دارد.
آیت ا...مکارم نیز معقتداست که منظور«از ربا» هدایائی است که بعضی از افراد برای دیگران - مخصوصاً صاحبان مال و ثروت - میبرند، به این منظور که پاداشی بیشتر و بهتر از آنها دریافت دارند.
بدیهی است در این گونه هدایا نه استحقاق طرف در نظر گرفته میشود، و نه شایستگیها و اولویتها، بلکه تمام توجه به این است که این هدیه به جائی داده شود که بتواند مبلغ بیشتری را صید کند!، و طبیعی است اینچنین هدایا که جنبه اخلاص در آن نیست از نظر اخلاقی و معنوی فاقد ارزش میباشد.
بنابر این مراد از ربا، در این آیه همان «هدیه و عطیه» است و منظور از جمله «لیربوا فی اموال الناس» گرفتن پاداش بیشتر از مردم است.
بدون شک گرفتن چنین پاداشی حرام نیست، چون شرط و قراردادی در کار نبوده، ولی فاقد ارزش معنوی و اخلاقی است، و لذا در روایات متعددی که از امام صادق (علیه السلام) در منابع معروف حدیث آمده است از آن به «ربای حلال» تعبیرشده است، در مقابل «ربای حرام» که در آن شرط و قراردادی گذارده میشود.
ب: سوره بقره
آیه ۲۷۵: «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ[۹] کسانی که ربا میخورند رفتار و کردارشان مانند شخص جن زده و فریب خورده شیطان است و چون ربا خوران خوب و بد را تمیز نمیدهند،
میگویند خرید و فروش هم مثل ربا است، با اینکه خدا خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده پس، بطور کلی هر کس موعظهای از ناحیه پروردگارش دریافت بکند، و در اثر آن موعظه، از معصیت خدا دست بردارد، گناهی که قبلا کرده بود حکم گناه بعد از موعظه را ندارد، و امر آن به دست خدا است اما اگر باز هم آن عمل نهی شده را تکرار کند، چنین کسانی اهل آتش و در آن جاودانند».
آیه ۲۷۶: «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ؛[۱۰] خدا ربا را (که مردم به منظور زیاد شدن مال مرتکب میشوند) پیوسته نقصان میدهد، و به سوی نابودیش روانه میکند، و در عوض صدقات را نمو میدهد، و خدا هیچ کافر پیشه دل به گناه آلوده را دوست نمیدارد».
آیه ۲۷۸: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛[۱۱] هان ! ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا پروا کنید، و آن زیادی مال را که در اثر ربا به دست آمده رها کنید، اگر دارای ایمانید.
آیه ۲۷۹: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ؛[۱۲] حال اگر چنین نکنید باید بدانید که در حقیقت اعلان جنگ با خدا و رسول کردهاید، و اگر توبه کنید اصل سرمایه تان حلال است، نه ظلم کردهاید و نه به شما ظلمی شده است» .
در این آیات خداوند ازکسانی که رباخوارند بعنوان کسی که بر وسوسه شیطان تعادل عقلی واعتقادی خود را از دست داده، یاد میکند که بر اثر همین حالت بین بیع و ربا تفاوتی نمیبیند،در حالی که خداوند بیع را حلال، و ربا را حرام کرده، حال اگر کسی از هر معصیتی(رباخواری) دست بردارد مورد عفو قرار میگیرد .سپس در آیه بعد خداوند، به خیال باطل رباخواران که میخواهند با ربا مالشان را افزایش دهند، اشاره میفرماید که خدا ربا را نابود وصدقات را افزایش میدهد. ودر آیه۲۷۸و۲۷۹سوره بقره دستور میدهد که از آن مقدار ربایی که نزد بدهکاران دارید دست بردارید واگر این چنین نکنید به خدا وپیامبرش اعلان جنگ دادهاید.
علامه طباطبائی در تفسیر این آیات میگوید: این آیات در مقام تاکید حرمت ربا و سختگیری بر باخواران است و در مقام تشریع ابتدایی نیست، چون زبان آنها زبان قانون گذاری نیست. آیهای که از نظر لحن کلام، صلاحیت قانون گذاری را دارد، آیه ۱۳۰ آل عمران است که میفرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتاکلوا الربوا اضعافاً مضاعفهً» از قسمتی از آیات سوره بقره، مانند جمله وذروا مابقی من الربا... استفاده میشود که مسلمانان کاملا رباخواری را ترک نکرده بودند و با وجود نهی شارع، هنوز ربا کم و بیش در میان آنها متدوال بوده. بدین سبب، خداوند فرمان داد که به طور کلی، از ربا خودداری کنند و از سودی که بر عهده بدهکار است، صرفنظر نمایند.
آیت ا...مکارم معتقد است که این آیات با شدت تمام، ممنوعیت حکم ربا را شرح میدهد ولی از لحن آن پیدا است که قبل از آن دربارهٔ ربا گفتگوهایی شده است و با توجه به تاریخ نزول سورههای قرآن، مطلب همین گونه است .به هر حال این آیه و سایر آیات مربوط به ربا هنگامی نازل شد که رباخواری با شدت هر چه تمامتر در مکه و مدینه و جزیره عربستان رواج داشت، و یکی از عوامل مهم زندگی طبقاتی و ناتوانی شدید طبقه زحمتکش و طغیان اشراف بود و لذا مبارزه قرآن با ربا بخش مهمی از مبارزات اجتماعی اسلام را تشکیل میدهد.
از این آیات چند نکات مهمی دربارهٔ ربا بیان شده است :
۱- این که خدای سبحان در این آیات در امر ربا خواری شدتی به کار برده که دربارهٔ هیچ یک از فروع دین این شدت را به کار نبرده است مگر موردی که «مسلمانان، دشمنان دین را بر خود حاکم سازند»، و اما بقیه گناهان کبیره هر چند قرآن کریم مخالفت خود را با آنها اعلام نموده و در امر آنها سخت گیری هم کرده، و لیکن لحن کلام خدا ملایم تر از مسأله ربا و حکومت دادن دشمنان خدا بر جامعه اسلامی است و حتی لحن قرآن در مورد «زنا» و «شرب خمر» و «قمار» و «ظلم» و گناهانی بزرگتر از این، چون کشتن افراد بی گناه، ملایم تر از این دو گناه است .
علامه طباطبایی میگوید:
«و این نیست مگر برای اینکه فساد آن گناهان از یک نفر و یا چند نفر تجاوز نمیکند، و آثار شومش تنها به بعضی از ابعاد زندگانی را در بر میگیرد و آن عبارت است از فساد ظاهر اجتماع، و اعمال ظاهری افراد، به خلاف ربا و حکومت بی دینان که آثار سوئش بنیان دین را منهدم میسازد، و آثارش را به کلی از بین میبرد و نظام حیات را تباه میسازد، و پردهای بر روی فطرت انسانی میافکند، و حکم فطرت را ساقط میکند، و دین را به دست فراموشی میسپارد.
۲- قرآن تشبیه رسا وگویای از رباخواران دارد که حال آنها را به آدم مصروع یا دیوانه بیمار گونهای که قادر به راه رفتن نیستند و تعادل ندارند، تشبیه کرده است.«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ».[۱۳]
علامه طباطبایی میفرمایند: مراد این است که رفتار رباخوار در مورد امر معاش و زندگی به رفتار جن زده و دیوانهای میماند که خوب را از بد تمیز نمیدهد.
۳- این که چون رباخوار تعادل عقلی وقدرت تمییز خود را ازدست داده میگویند خرید و فروش هم مثل ربا است.« ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا»[۱۴] با اینکه خدا خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است.«وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا»[۱۵]
آیت ا.. مکارم میگوید: تصاعد از یک طرف، و نبودن جبران از طرف دیگر، زندگی بدهکار را منهدم میسازد. و این خود خبطی است که رباخوار مبتلای به آن است، مانند خبطی که جن زده مبتلای به آن است، برای اینکه معاملات ربوی او را در آخر دچار این خبط میکند، که فرقی میان معامله مشروع یعنی خرید و فروش، و معامله نامشروع یعنی ربا نگذارد، و وقتی به او بگویند: دست از ربا بردار و به خرید و فروش بپرداز، بگوید: چه فرق هست میان ربا و بیع و چه مزیتی بیع بر ربا دارد تا من ربا را ترک کنم، و به خرید و فروش بپردازم، و لذا خدای تعالی به همین سخن رباخواران، بر خبط آنان کرده است .
و این استدلالی است قوی و بجا، برای اینکه ربا تعادل و موازنه ثروت را در جامعه به هم میزند، و آن نظامی را که فطرت الهی به آن، راهنمائی میکند و باید در جامعه حاکم باشد، مختل میسازد.
شهید مطهری گفته است که رباخوار مانند مجنون و جن زده و آدمی که عقل و هوش و فکرش را از دست داده، میباشد.و قرآن میخواهد بگوید رباخواری کأنّه تأثیری درفکر و هوش میکند، انسان را دیوانه میکند.
آیت ا...مکارم میگوید: مسلماً این تفاوت، دلیل و فلسفهای داشته که خداوند حکیم، به خاطر آن چنین حکمی را صادر کرده است، قرآن در این باره توضیح بیشتری نداده و شاید به خاطر وضوح آن بوده است، زیرا:
اولاً- در خرید و فروش معمولی هر دو طرف به طور یکسان در معرض سود و زیان هستند، در حالی که در معاملات ربوی رباخوار هیچگاه زیان نمیبیند.
ثانیاً- در تجارت و خرید و فروش معمولی طرفین در مسیر تولید و مصرف گام بر میدارند در صورتی که رباخوار هیچ عمل مثبتی در این زمینه ندارد.
ثالثاً- با شیوع رباخواری سرمایهها در مسیرهای ناسالم میافتد..
رابعاً- رباخواری منشا دشمنیها و جنگهای طبقاتی است، در حالی که تجارت صحیح چنین نیست.
۴- هر کس بر اثر موعظهٔ الهی دست از نافرمانی بردارد، گناهی را که قبلا انجام داد، حکم گناه بعد از موعظه را ندارد، و امر آن به دست خدا است. «فمن جاءه موعظة من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله» اما اگر باز هم آن عمل منهی عنه را تکرار کند، چنین کسانی اهل آتش و در آن جاودانند.
آیت ا...مکارم درتفسیر نمونه نوشتهاند: تصریح شده بود که این قانون مانند هر قانون دیگر گذشته را شامل نمیشود، و به اصطلاح عطف به ما سبق نمیگردد، زیرا اگر قوانین بخواهد زمان قبل از تشریع خود را شامل شود، مشکلات فراوانی در زندگی مردم به وجود میآید، به همین دلیل همیشه قوانین از زمانی که رسمیت مییابد اجرا میشود.
۵-این که خداوند آن ربایی که مردم با خواهان افزایش مال هستند، را نابود میکند «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا»،[۱۶] اما در مقابل آنچه بعنوان صدقه به نیازمند مستحق داده میشود، را رشد میدهد. «ویربی الصدقت».
آیت ا...مکارم میگوید: محق به معنی نقصان و نابودی تدریجی است، و ربا نمو و رشد تدریجی است از آنجا که رباخوار به وسیله ثروتی که در دست دارد حاصل دسترنج طبقه زحمتکش را جمع میکند و گاه با این وسیله به هستی و زندگی آنان خاتمه میدهد و یا لااقل بذر دشمنی و کینه در دل آنان میپاشد به طوری که تدریجا تشنه خون رباخوار میگردند و جان و مالش را در معرض خطر قرار میدهند.
۶- این که خداوند از مؤمنان میخواهد که آنچه از ربا گرفتهاند،رها نمایند، امّا اصل سرمایه مال آنها خواهد بود.«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»[۱۷]
علامه طباطبایی میفرماید: یعنی آنچه از ربا نزد بدهکاران مانده، صرفنظر کنند و از این بیان چنین بدست میآید که بعضی مؤ منین در عهد نزول این آیات هنوز ربا میگرفتند و بقایائی از ربا از بدهکاران خود طلب داشتهاند لذا میفرماید: از آنچه مانده صرفنظر کنید.
سپس علامه در ادامه معتقد است این که جمله با قید (إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ)[۱۸] مقید شده، به منظور اشاره به این است که ترک رباخواری از لوازم ایمان است.
۷- این که اگر اهل ایمان از ربا دست برندارند و همچنان ربا خواری را ادامه دهند،مانند این است که به خدا و پیامبرش اعلان جنگ دادهاند . «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ»[۱۹]
علامه طباطبایی اعتقاد دارند اگر این جنگ را هم جنگ با خدا و هم جنگ با رسول نامیده، برای این است که رباخواری مخالفت با خدا است که حرمت آنرا تشریع فرموده و مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که حکم خدا را تبلیغ نموده و اگر مربوط به خدای تعالی به تنهائی بود، باید امری تکوینی میبود و مستند به رسول به تنهائی هم نمیتواند باشد برای اینکه رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) در هیچ امری مستقل نیست.
۸- نکته آخر این که اگر ربا رها کنند، نه به کسی ستم کردهاند و نه مورد ستم واقع شدهاند، زیرا بوسیله ربا مال دیگران را نبردهاند و اصل سرمایه هم از آنها شده است. «وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»[۲۰] علامه گفتهاند: این آیه دلالت دارد بر اینکه اولاً رباخوار ملکیتش نسبت به اصل مال امضا شده و ثانیاً گرفتن ربا، ظلم است و ثالثاً انواع معاملات امضا شده چون نفرمود «و لکم راس اموالکم »و معلوم است که مال وقتی «رأس» خوانده میشود که در وجوه معاملات و انواع کسب صرف شده باشد.
شهید مطهری میفرماید: «از این تعبیر قرآن« لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»[۲۱] به نظر میرسد که اساساً قرآن سود گرفتن از قرض را ظلم میداند. و میدانیم که ظلم یعنی گرفتن چیزی بدون حق و بدون یک مجوّز. البته مجوز طبیعی نه مجوز قانونی. در واقع عدل هم یعنی به هر مستحقی آنچه را که استحقاق دارد دادن. و ظلم تجاوز به حقوق دیگران است. قرآن ربا گرفتن را تجاوز به حق قرض گیرنده تلقی میکند و به قول ما اصلًا نامشروع میداند».
ج: آل عمران آیه ی130:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛[۲۲] ای کسانی که به دین اسلام گرویدهاید ربا مخورید که دائم سود بر سرمایه افزائید تا چند برابر شود و از خدا بترسید و این عمل زشت را ترک کنید، باشد که سعادت و رستگاری یابید.
در تفسیر ارزشمند المیزان آمده که «لاتأکلوا: منظور از اکل خصوص خوردن نیست، بلکه شامل گرفتن و یا هر نوع تصرف در مال دیگری از طریق ربا هم میشود؛ اما چون خوردن از توابع مهم اکثر تصرفات است و از طرفی، از نیازهای ضروری انسان به حساب میآید، در آیه به جای اخذ، تعبیر به اکل شده است».
مفسران معتقدند که این آیه اشاره به تحریم ربای فاحش دارد.و منظور از ربای فاحش این است که سرمایه به شکل تصاعدی در مسیر ربا سیر کند یعنی سود در مرحله نخستین با اصل سرمایه ضمیمه شود و مجموعاً مورد ربا قرار گیرند، و به همین ترتیب در هر مرحله، سود به اضافه سرمایه، سرمایه جدیدی را تشکیل دهد، و به این ترتیب در مدت کمی از راه تراکم سود مجموع بدهی بدهکار به چندین برابر اصل بدهی افزایش یابد و به کلی از زندگی ساقط گردد.
از جمله آیت ا...مکارم فرمودهاند: در این آیه اشاره به تحریم ربای فاحش شده و با تعبیر«أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً»بیان گردیده است ..
علامه طباطبایی هم این نکته را بیان فرمودهاند: قرآن کریم از «گرفتن» هر مالی تعبیر به «خوردن »آن میکند، از آن جمله در آیه مورد بحث گرفتن ربا را تعبیر به خوردن آن نموده، و کلمه «أَضعَافاً مُضاعفَهْ» اشاره است به وضعی که غالب رباخواران دارند، چون اصولا وضع ربا و طبیعت آن این است که مال ربا دهنده را نابود کرده، ضمیمه مال رباخوار میکند، و آن را چندین برابر میسازد. و در جمله «وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ»[۲۳] اشارهای است به اینکه رباخوار کافر است.
د : سوره نساء آیهٔ 161
«وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا؛[۲۴] و ربا میگرفتند با اینکه از آن نهی شده بودند و اموال مردم را به ناحق میخوردند و ما برای کفر پیشگان از آنان عذابی دردناک آماده کردهایم».
علامه در تفسیر این چنین گفته است که : از این آیه فهمیده میشود که ربا در دین یهود تحریم شده بود، لکن آنان مخالفت مینمودند و با انواع نیرنگها، رباخواری میکردند. اگر چه حرمت ربا در این آیه ظاهرا متوجه یهود است، لکن میتواند گفت: تحریم، شامل ادیان الهی دیگر، از جمله مسیحیت و اسلام نیز میشود، چنان که عدهای از فقها معتقدند که اگر قرینهای بر خلاف ظاهر آیه نباشد، مسلمانان نیز ملزم به رعایت حکم حرمت ربا هستند و در مسأله ربا نه تنها قرینهای بر خلاف نیست، بلکه میبینیم که در کلام خداوند، ربا در ردیف ظلم و باز داشتن مردم از راه خدا و خوردن اموال مردم به ناحق قرار گرفته است، که حرمتشان شدید و قطعی است و اختصاص به آیین خاصی ندارد، پس قرینه میشود بر این که ربا برای پیروان همه ادیان الهی حرام است.
آیت ا... مکارم نیز میفرماید: از این آیه نیز استفاده میشود که تحریم ربا مخصوص به اسلام نبوده و در اقوام پیشین هم حرام بوده است، اگر چه در تورات تحریف یافته کنونی تحریم آن مخصوص به برادران دینی شمرده شده است.
روایات
در باره حرمت ربا از وجود مبارک پیامبر اعظم (ص) و حضرات معصومین (ع)روایات زیادی بر تحریم ربا واردشده است، در این مقاله به بیان چند روایت اکتفاء میگردد.
در روایات وارده شدّت گناه ربا از برخی گناهان کبیره از جمله زنا خیلی بیشتر بیان شده که در برخی روایات سی و در برخی هفتاد بار زنا، آن هم زنای با محارم،در مقدسترین تعبیر شده است از جمله :
عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ : «دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ ثَلَاثِینَ زَنْیَةً کُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ مِثْلِ الْخَالَةِ وَ الْعَمَّةِ؛ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: گرفتن یک درهم ربا در نزد خداوند عزیز گناهش سختتر است از سی بار زنا که همه با محارم مانند خاله و عمّه صورت گیرد».
در حدیث سفارشهای پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام آمده است: «ای علی! ربا هفتاد بخش [درجه] است که آسانترین آن همانند زنای با مادر در خانهٔ کعبه است! یا علی! یک درهم ربا نزد خدا، بزرگتر از هفتاد زنای با محارم در خانهٔ کعبه است».
وَ فِی رِوَایَةِ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ( ع) قَالَ: « دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَةً کُلِّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ؛ هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: یک درهم ربا نزد خداوند گناهش عظیمتر است از هفتاد بار زنا که همه با محارم باشد».
در برخی روایات بر ربا علاموه بر ربادهنده ورباخوار، خورانندهٔ آن و فروشنده و مشتری آن و نویسندهٔ قبض و شاهدانش هم مورد لعن ونفرین خداوند قرار میگیرند.
عَن عَلِیٌّ ع: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «الرِّبَا وَ آکِلَهُ وَ مُؤْکِلَهُ وَ بَائِعَهُ وَ مُشْتَرِیَهُ وَ کَاتِبَهُ وَ شَاهِدَیْهِ؛
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله لعن فرمودند ربا و خورندهٔ ربا و خورانندهٔ آن و فروشنده و مشتری آن و نویسندهٔ قبض و شاهدانش را. (مراد از فروشنده و مشتری متعاملین در ربای معاملی است که فروش جنس به جنس با زیادت است)».
در روایت آمده که خداوند اعمال شخص رباخوار را نمیپذیرد مادامی که یک درهم ربا نزد او وجود داشته باشد.
عن أبی هریرة و عبداللّه بن عبّاس عن رسول اللّه( صلی الله علیه و آله): «من أکل الرّبا ملأ اللّه بطنه من نار جهنّم بقدر ما أکل وإن اکتسب منه مالًا لایقبل اللّه تعالی منه شیئاً من عمله ولم یزل فی لعنة اللّه والملائکة ما کان عنده منه قیراط واحد؛ عبدالله بن عباس روایت میکنند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در بخشی از سخنرانی خود فرمود: «خداوند شکم رباخوار را به اندازهای که رباخورده، از آتش دوزخ پر میکند و اگر از این راه درآمدی به دست آورد، خداوند تعالی هیچ عملی را از او نمیپذیرد و تا وقتی که قیراطی ربا نزد اوست، پیوسته در لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود!».
ربا حرام و از گناهان کبیره است و در همه ادیان وکتب آسمانی تحریم گریده است.
در کتاب فقه الرضا آمده است که: «اعلم یرحمک الله أن الربا حرام سحت من الکبائر و مما قد وعد الله علیه النار فنعوذ بالله منها و هو محرم علی لسان کل نبی و فی کل کتاب ؛بدان که خداوند تو را رحمت میکند، ربا حرام و پلید و از گناهان کبیره بوده و از گناهانی محسوب میشود که خداوند آن را به آتش تهدید کرده است، پس، از آن به خداوند پناه میبریم و ربا از زبان هر پیامبر و در هر کتاب آسمانی، حرام شده است».
رباخوار مانند است که کسی که شیطان او را مس نموده است؛ از امام صادق علیه السلام روایت شده که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «هنگامی که مرا شبانه به گردش درآوردند، گروهی را مشاهده کردم که یکی از آنها قصد برخاستن داشت ولی به دلیل بزرگی شکمش توان برخاستن نداشت. گفتم: ای جبرئیل! اینها چه کسانی هستند؟ پاسخ داد:
آنها رباخواران هستند که برنمیخیزند مگر بسان کسانی که شیطان به شدت دیوانهشان کرده است و همانند شیوهٔ آل فرعون، هر صبح و شام بر آتش عرضه میشوند و میگویند: پروردگارا! چه وقت قیامت برپا میشود؟».
شدت گناه تا آنجاست که پیامبر عظیم الشأن اسلام از مبتلا شدن امتش به آن احساس ترس نموده است.
عن موسی بن جعفر (علیه السلام) عن آبائه قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) : «ان اخوف ما اتخوف علی امتی من بعدی هذه المکاسب الحرام و الشهوة الخفیة و الربا؛ امام موسی بن جعفر (علیه السلام) از پدرانش، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرد که فرمود: پس از رحلتم، از ترسناکترین چیزی که بر امتم میترسم، این کسبهای حرام و شهوت پنهان و رباست».
۳) اجماع فقها
از جمله منابع احکام، اجماع است. اغلب فقها اجماع را از جمله ادله حرمت ربا شمردهاند.
صاحب جواهر در بحث تحریم ریا میفرماید: الربا المحرم کتاباً و سنةً و إجماعاً من المؤمنین بل المسلمین، بل لا یبعد کونه من ضروریات الدین، فیدخل مستحلة فی سلک الکافرین؛ ربا در کتاب ،سنّت واجماع مؤمنین(شیعه) بلکه اجماع مسلمین حرام است شاید از ضروریات دین باشد و کسی که آن را حلال بداند، در گروه کافران داخی باشد.
امام خمینی نیز در کتاب تحریرالوسیله چنین بیان کردهاند: و قد ثبت حرمته بالکتاب و السنة و إجماع من المسلمین، بل لا یبعد کونها من ضروریات الدین، و هو من الکبائر العظام، و قد ورد التشدید علیه فی الکتاب العزیز و الأخبار الکثیرة؛ حرمت آن بوسیله کتاب وسنت واجماع مسلمین ثابت شده است بلکه بعید نیست که از ضروریات دین باشد، و آن (ربا) از گناهان بزرگ است و قرآن کریم و روایات زیادی بر شدت حرمت آن تأکیدگردیده است.
آیت ا.. مکارمی گوید : «یعتبر تحریم الرِّبا من الأحکام الإسلامیة المهمّة و التی لها صدی واسع فی الآیات و الرّوایات الشریفة، و الکثیر من الفقهاء العظام عند ما یبحثون هذه المسألة یکتفون فی إثبات حرمة الرِّبا بالأدلّة الثلاثة (القرآن، و الحدیث، و الإجماع) فی حین أنّ تحریم الرِّبا یمکن إثباته دون شکّ بدلیل عقلی أیضاً؛ تحریم ربا از مسائل مهمّ اسلامی است و بازتاب گستردهای در آیات و روایات دارد. بسیاری از فقهای بزرگ هنگامی که وارد این مبحث شدهاند تنها به دلایل سهگانه (قرآن و حدیث و اجماع) بسنده کردهاند در حالی که تحریم ربا را بیشک با دلیل عقل نیز میتوان اثبات کرد.
علل تحریم ربا
۱- ربا، اکل (خوردن) مال به باطل است
فِی عِلَلِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّهُ کَتَبَ الرِّضَا ع إِلَیْهِ عِلَّةُ تَحْرِیمِ الرِّبَا إِنَّمَا نَهَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ لِمَا فِیهِ مِنْ فَسَادِ الْأَمْوَالِ لِأَنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا اشْتَرَی الدِّرْهَمَ بِالدِّرْهَمَیْنِ کَانَ ثَمَنُ الدِّرْهَمِ دِرْهَماً وَ ثَمَنُ الْآخَرِ بَاطِلًا فَبَیْعُ الرِّبَا وَ شِرَاؤُهُ وَکْسٌ عَلَی کُلِّ حَالٍ عَلَی الْمُشْتَرِی وَ عَلَی الْبَائِعِ فَحَظَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الْعِبَادِ الرِّبَا لِعِلَّةِ فَسَادِ الْأَمْوَالِ کَمَا حَظَرَ عَلَی السَّفِیهِ أَنْ یُدْفَعَ إِلَیْهِ مَالُهُ لِمَا یُتَخَوَّفُ عَلَیْهِ مِنْ إِفْسَادِهِ حَتَّی یُؤْنَسَ مِنْهُ رُشْداً؛ امام رضا علیه السلام در پاسخ به پرسشهای محمد بن سنان نوشت: «... و دلیل حرام بودن ربا به خاطر نهی خداوند از آن است و به خاطر این است که در آن تباهی اموال است؛ زیرا هنگامی که انسان یک درهم را به دو درهم بخرد، بهای یک درهم یک درهم است و بهای درهم دیگر باطل شده است. پس خرید و فروش ربوی آن در هر حال بر خریدار و فروشنده زیان و کاستی است. پس خداوند عز و جل ربا را به دلیل تباهی اموال بر بندگان حرام کرده است، همانگونه که پرداخت اموال سفیه را تا هنگام رسیدن وی به مرحلهٔ رشد ممنوع کرده است؛ زیرا از تباه کردن مال توسط وی بیمناک است. پس به این دلیل است که خداوند ربا را حرام دانسته و معامله ربوی معاملهٔ یک درهم به دو درهم است.
۲- رباخوار بر اثر رباخواری دچار خبط میشود وتعادل عقلی واعتقادی او به هم میخورد .
برای اینکه معاملات ربوی او را در آخر دچار این خبط میکند، که فرقی میان معامله مشروع یعنی خرید و فروش، و معامله نامشروع یعنی ربا نگذارد، و وقتی به او بگویند: دست از ربا بردار و به خرید و فروش بپرداز، میگوید: « انما البیع مثل الرّبوا»چه فرق هست میان ربا و بیع و چه مزیتی بیع بر ربا دارد تا من ربا را ترک کنم، و به خرید و فروش بپردازم، و لذا خدای تعالی به همین سخن رباخواران (که چه فرق هست میان بیع و ربا)بر خبط آنان کرده است .
علامه طباطبایی میفرماید : « این استدلالی است قوی و بجا، برای اینکه ربا تعادل و موازنه ثروت را در جامعه به هم میزند، و آن نظامی را که فطرت الهی به آن، راهنمائی میکند و باید در جامعه حاکم باشد، مختل میسازد».
۳- ربا مصداق ظلم است و قرآن کریم از ربا گرفتن به ظلم تعبیر کرده است.
در روایتی از حضرت صادق علیه السلام آمده است: « وَ عِلَّةُ تَحْریمِ الرِّبوا لِعِلَّةِ ذَهابِ الْمَعْروفِ علت تحریم ربا این است که جلو احسان و کار خیر و تعاون گرفته نشود. وَ تَلَفِ الْامْوالِ وَ رَغْبَةِ النّاسِ فِی الرِّبْحِ وَ تَرْکِهِمُ الْقَرْضَ وَ الْقَرْضُ صَنایِعُ الْمَعْروفِ وَ لِما فی ذلِکَ مِنَ الْفَسادِ وَ الظُّلْمِ وَ فَناءِ الْامْوالِ. تنها به مسئله عدم احسان تکیه نشده. ربا موجب فسادها میشود که ظاهراً مقصود بیچارگیهاست. کلمه ظلم در این روایت به کار رفته: و گرفتن ربا ظلم است و فنای اموال. مقصود از فنای اموال این است که اموال مردم، به طرف رباخوار کشیده میشود.
شهید مطهری میفرماید: «از این تعبیر قرآن «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»[۲۵] به نظر میرسد که اساساً قرآن سود گرفتن از قرض را ظلم میداند. و میدانیم که ظلم یعنی گرفتن چیزی بدون حق و بدون یک مجوّز. البته مجوز طبیعی نه مجوز قانونی. در واقع عدل هم یعنی به هر مستحقی آنچه را که استحقاق دارد دادن. و ظلم تجاوز به حقوق دیگران است. قرآن ربا گرفتن را تجاوز به حق قرض گیرنده تلقی میکند و به قول ما اصلًا نامشروع میداند».
۴- کارهای نیک وقرض الحسنه تعطیل میشوند:
اسلام قرض الحسنه را که در جهت اصطناع معروف است، واجب نکرده ولی به عنوان یک عمل نیک و خداپسندانه که دارای اثرات و پیامدهای اجتماعی مثبت است، مورد تاکید قرار داده است. در آیات و روایات زیادی از قرض الحسنه و پاداش معنوی اش سخن رفته است.
سماعه میگوید به امام صادق علیه السلام گفتم: من میبینم خدا ربا را در چند آیه ذکر کرده و تکرار نموده- یعنی خیلی اهمیت داده- فَقالَ: اوَتَدْری لِمَ ذاکَ؟ فرمود: میدانی برای چه؟ گفتم: نه. قالَ: لِئَلّا یَمْتَنِعَ النّاسُ مِنِ اصْطِناعِ الْمَعْروفِ؛ برای اینکه جلو کار خیر گرفته نشود. یعنی اگر کسی احتیاج داشته باشد البته جای معروف است (ظاهر قضیه این است که معروف یعنی کمک کردن در جایی که کسی احتیاج دارد و دیگری باید به او احسان و کمک بکند)؛ خدا ربا را حرام کرده، این راه را بسته تا مردم از طریق قرض الحسنه برای یکدیگر کارگشایی کنند نه از طریق ربا.
۵-باعث تباهی دین ونابودی مال و فقر انسان میشود.
خداوند عزوجل ربا را بر بندگان حرام کرد، زیرا باعث نابودی اموال است... و علت تحریم ربا در نسیه، از بین رفتن کارهای نیک و نابودی اموال و گرایش مردم به سود جویی و رها کردن قرض است و حال آنکه از کارهای نیک است و نیز ربا سبب فساد و ظلم و از دست رفتن ثروتهاست.
در کتاب کافی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده شخصی در باره آیه شریفه: «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ...»[۲۶] از آن جناب کرد که چگونه خدا ربا را کاهش داده و نابود میکند با اینکه به قول بعضیها ما میبینیم مال رباخواران روز به روز بیشتر میشود؟ فرمود: چه نقصانی شدیدتر از نقصان یک درهم ربا که دین آدمی را ناقص میکند و از بین میبرد و اگر هم بخواهد توبه کند همه مالش از بین میرود و فقیر میشود. در کتاب من لا یحضره الفقیه روایت میشود که امام رضا علیه السلام در پاسخ به پرسشهای محمد بن سنان نوشت: «... و دلیل حرام بودن ربا به خاطر نهی خداوند از آن است و به خاطر این است که در آن تباهی اموال است؛ زیرا هنگامی که انسان یک درهم را به دو درهم بخرد، بهای یک درهم یک درهم است و بهای درهم دیگر باطل شده است. پس خرید و فروش ربوی آن در هر حال بر خریدار و فروشنده زیان و کاستی است. پس خداوند عز و جل ربا را به دلیل تباهی اموال بر بندگان حرام کرده است، همانگونه که پرداخت اموال سفیه را تا هنگام رسیدن وی به مرحلهٔ رشد ممنوع کرده است؛ زیرا از تباه کردن مال توسط وی بیمناک است».
روایت دیگر، زراره گوید: «عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ یَقُولُ «یَمْحَقُ ا.. الرِّبا وَ یُرْبِی الصَّدَقاتِ» - وَ قَدْ أَرَی مَنْ یَأْکُلُ الرِّبَا یَرْبُو مَالُهُ- فَقَالَ أَیُّ مَحْقٍ أَمْحَقُ مِنْ دِرْهَمٍ رِبًا یَمْحَقُ الدِّینَ- وَ إِنْ تَابَ مِنْهُ ذَهَبَ مَالُهُ وَ افْتَقَرَ؛ به امام صادق علیه السلام گفتم: خداوند متعال میفرماید: «خداوند ربا را میکاهد و صدقات را افزایش میدهد» و به تحقیق من مشاهده میکنم که همهٔ رباخواران اموالشان افزایش مییابد!
امام علیه السلام فرمود: کدام نابودگری، نابودکنندهتر از یک درهم رباست؟ دین را نابود میکند و اگر توبه کند، مالش از کف میرود و فقیر میشود.»
این روایت منظور از«محق» نقصان را به «محق» تشریعی تفسیر کرده و میفرماید هر چند مال در نزد رباخوار زیاد میشود، اما شرعاً مال او نیست و تصرفش در آن اموال حرام است.
۶- ربا، گناه کبیره است :
از امام صادق (علیه السلام) است : «فَلِهَذِهِ الْعِلَّةِ حَرَّمَ اللَّهُ الرِّبَا وَ بَیْعَ الدِّرْهَمِ بِالدِّرْهَمَیْنِ یَداً بِیَدٍ وَ عِلَّةُ تَحْرِیمِ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَةِ لِمَا فِیهِ مِنَ الِاسْتِخْفَافِ بِالْحَرَامِ الْمُحَرَّمِ وَ هِیَ کَبِیرَةٌ بَعْدَ الْبَیَانِ وَ تَحْرِیمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَهَا وَ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ مِنْهُ إِلَّا اسْتِخْفَافاً بِالْمُحَرَّمِ وَ الْحَرَامِ وَ الِاسْتِخْفَافُ بِذَلِکَ دُخُولٌ فِی الْکُفْرِ...؛ پس به این دلیل است که خداوند ربا را حرام دانسته و معامله ربوی معاملهٔ یک درهم به دو درهم است،و دلیل حرام کردن ربا پس از بیان کردن آن به خاطر آن است که ربا، کوچک شمردن حرامی است که حرام شده است و آن پس از بیان و حرام کردن خداوند، گناه کبیره است و انگیزهای جز کوچک شمردن به حرامی که حرام شده است ندارد و کوچک شمردن آن وارد شدن در کفر است».
امام صادق (علیه السلام) : «وَ الْعِلَّةُ فِی تَحْرِیمِ الرِّبَا بِالنَّسِیئَةِ لِعِلَّةِ ذَهَابِ الْمَعْرُوفِ وَ تَلَفِ الْأَمْوَالِ وَ رَغْبَةِ النَّاسِ فِی الرِّبْحِ وَ تَرْکِهِمُ الْقَرْضَ وَ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ وَ لِمَا فِی ذَلِکَ مِنَ الْفَسَادِ وَ الظُّلْمِ وَ فَنَاءِ الْأَمْوَالِ؛ و دلیل حرام کردن ربای در نسیه به خاطر از بین رفتن نیکی و تلف شدن اموال و رویکرد مردم به سود و روی گرداندن از قرض است. در حالی که قرض، از کارهای نیک است و به خاطر آنکه در آن، تباهی و ظلم و نابودی اموال است».
۷- ربا پستترین و بدترین شغل است .
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: « أَخْبَثُ الْمَکَاسِبِ کَسْبُ الرِّبَا؛ از امام صادق (ع) است که فرمودند: خبیثترین کسبها، کسب رباست».
عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ النَّبِیِّ ص قَالَ: «شَرُّ الْکَسْبِ کَسْبُ الرِّبَا الْخَبَرَ؛ از ابن فضال از امام صادق (ع)از پدرش و او هم از پدرانش از رسول خدا (ع)که فرمودند : بدترین کسب، کسب رباست».
۹- باعث ترک تجارت و معاملات سالم:
از جمله علل و عوامل حرمت ربا، کاهش فعالیتهای تجاری و ایجاد رکود اقتصادی میباشد و اینکه رواج رباخواری معاملات و مبادلات اقتصادی را کاهش میدهد
هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ عِلَّةِ تَحْرِیمِ الرِّبَا قَالَ: « إِنَّهُ لَوْ کَانَ الرِّبَا حَلَالًا لَتَرَکَ النَّاسُ التِّجَارَاتِ وَ مَا یَحْتَاجُونَ إِلَیْهِ فَحَرَّمَ اللَّهُ الرِّبَا لِتَفِرَّ النَّاسُ عَنِ الْحَرَامِ إِلَی التِّجَارَاتِ وَ إِلَی الْبَیْعِ وَ الشِّرَاءِ فَیَتَّصِلَ ذَلِکَ بَیْنَهُمْ فِی الْقَرْضِ؛ هشام بن حکم گوید: از امام صادق (ع)در باره علت حرام بودن ربا سؤال کردم، فرمودند: اگر ربا حلال بود مردم تجارت و کارهای مورد نیازشان، را رها میکردند. پس خداوند ربا را حرام نمود تا مردم از حرام بسوی تجارت کردن وخرید و فروش بروند، و تنها آن، در قرض میان آنان باقی بماند.
۱۰-ربا باعث هلاکت دنیوی نیز میشود.
علاوه بر عذابهای اخروی در همین دنیا هم، باعث عذاب میشود .
عَنْ رسول ا...(ص) قَالَ: « إِذَا أَکَلَتْ أُمَّتِی الرِّبَا کَانَتِ الزَّلْزَلَةُ وَ الْخَسْفُ؛ «هرگاه امت من رباخواری کنند، زلزله و فرو رفتن در زمین پدیدار میشود.»
عن ابی عبدالله (علیه السلام): « اذا أراد الله بقوم هلاکا ظهر فیهم الربا؛ امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه خداوند هلاکت قومی را اراده کند، ربا در بین آنان آشکار میشود».
عن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم): « اذا ظهر الزنی و الربا فی قریه اذن فی هلاکها؛ پیامبرم اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: وقتی زنا و ربا در جامعهای پیدا شود، اجازه نابودی آن جامعه داده میشود».
۱۱-ربا باعث عداوت وکینه بین مردم میشود:
همان اندازه که قرض الحسنه روابط عاطفی را در جامعه رشد میدهد و زمینه را برای همکاریها و همیاریهای متقابل فراهم میکند; رباخواری به دشمنی، کینه و حس انتقام جویی دامن میزند. فقر و فلاکتی که از رباخواری ناشی میشود، تبدیل به عقده شده و در هر فرصتی مشتعل میگردد.
علامه: در بیان آیه شریفه «یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَوا وَ یُرْبی الصدَقَتِ» میفرمایند: «ارباء صدقات» و «محق ربا» را مقابل یکدیگر قرار داده است،... برای این است که صدقه و ربا هر دو با زندگی طبقه محروم و محتاج تماس دارد زیرا احتیاج به ضروریات زندگی، احساسات باطنی آنان را تحریک کرده و در اثر وجود عقدهها و خواستههای ارضا نشده آماده دفاع از حقوق زندگی خود گشته و هر طور که شده در صدد مبارزه بر میآیند... و به هر وسیلهای که دستشان برسد طرف مقابل را منکوب میسازند و کمتر رباخواری است که از آثار شوم این مبارزه محفوظ بماند.
نتیجه گیری
از بررسی آیات قرآن کریم، روایات ائمه اطهار(ع) واجماع فقهای اسلام بدست میآید که حرمت ربا قطعی است و در قرآن کریم از رباخواری با عنوان اعلان جنگ با خدا و رسول (ص) یاده شده است.واین حرمت شامل همه انواع ربا میشود.
همچنین نتیجه گرفته میشود که بر حرمت ربا دلایل زیر وارد شده است :
۱- ربا، گناه کبیره است.
۲-ربا، اکل مال به باطل است.
۳-رباخوار بر اثر رباخواری دچار خبط میشود وتعادل عقلی واعتقادیش او به هم میخورد ودر نتیجه تعادل اقتصادی جامعه را هم بر هم میزند.
۴- ربا مصداق آشکار ظلم است.
۵- ربا باعث تعطیلی کارهای نیک وقرض الحسنه میشود.
۶-ربا باعث تباهی دین ونابودی مال و فقر انسان میشود.
۷- ربا پستترین و بدترین شغل است.
۸-ربا باعث ترک تجارت و معاملات سالم میشود.
۹-ربا باعث هلاکت دنیوی نیز میشود.
۱۰-رباخواری به دشمنی، کینه و حس انتقام جویی دامن میزند. فقر و فلاکتی که از رباخواری ناشی میشود، تبدیل به عقده شده و در هر فرصتی مشتعل میگردد.
والحمد لله ربّ العالمین
پانویس
- ↑ فصلت آیه ۳۹
- ↑ بقره آیه ۲۷۶
- ↑ رعد؛ آیه 17
- ↑ حاقه، آیه 10
- ↑ نحل؛ آیه 92
- ↑ مؤمنون آیه۵۰
- ↑ روم؛ آیه 39
- ↑ روم؛ آیه 39
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 276
- ↑ بقره؛ آیه 278
- ↑ بقره؛ آیه 279
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 276
- ↑ بقره؛ آیه 278
- ↑ بقره؛ آیه 278
- ↑ بقره؛ آیه 279
- ↑ بقره؛ آیه 279
- ↑ بقره؛ آیه 279
- ↑ آل عمران؛ آیه 130
- ↑ آل عمران؛ آیه 131
- ↑ نساء آیهٔ 161
- ↑ نساء؛ آیه 161
- ↑ بقره؛ آیه 276







