فرهنگ مصادیق:ادلّه حرمت ربا در اسلام
محتویات
تحریم ربا در قرآن
حدّاقل هفت آیه قرآن به وضوح تحریم ربا را ثابت میکند:
۱. در آیه ۲۷۵ سوره بقره میخوانیم: (الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ).[۱][۲]
این آیه نخست به تشریح حال رباخواران در قیامت میپردازد که همچون دیوانگان یا افراد مصروع که نمیتوانند تعادل خود را حفظ کنند در عرصه محشر وارد میشوند، گامی به جلو برمی دارند و زمین میخورند و برمی خیزند و باز هم گرفتار همان سرنوشت میشوند.
آری صحنه قیامت کانونی برای تجسّم اعمال انسان هاست؛ آنها که تعادل اقتصادی جامعه را در زندگی دنیا از طریق رباخواری برهم زدند در آنجا به صورت مست و مصروع و افراد دیوانه و غیرمتعادل محشور میشوند، و وضع ظاهری آنان همه افراد محشر را متوجّه خود میسازد.
این مجازات دردناک یک دلیل بر حرمت رباست.
سپس میافزاید این مجازات رسواگر به دلیل این است که آنها میگفتند: داد و ستد و ربا همانند یکدیگر است؛ یعنی هر دو سودآور و هر دو طبق قرارداد انجام میشود؛ (ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا).[۳]
در حالی که خودشان هم میدانند چنین نیست، داد و ستدهای مشروع در مسیر منافع جامعه انسانی است و اگر سودی عاید فروشنده یا خریدار میشود، سودی هم عاید جامعه میگردد و نیازها برطرف میشود، در حالی که رباخواران همچون زالو خون مردم را میمکند و بی آن که خدمتی کنند ثروتهای عظیمی به دست میآورند. به همین دلیل خداوند بیع را حلال و ربا را حرام کرده است؛ (وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا).[۴]
بعضی در تفسیر جمله بالا این احتمال را نیز دادهاند که این سخن رباخواران باشد که به عنوان اعتراض میگویند: «چرا خداوند داد و ستد را حلال کرده و ربا را تحریم فرموده، در حالی که هر دو از یک مقولهاند». ولی این تفسیر بعید به نظر میرسد و با سیاق آیه سازگار نیست؛ به هر حال این تعبیر دلیل دیگری بر تحریم رباست.
بعد میافزاید:
هر کس این موعظه الهی را بشنود و به کار بندد و از رباخواری باز ایستد، بر گذشته او ایرادی نخواهد بود (چرا که قانون عطف به ما سبق نمیشود) و در عین حال کار او به خدا واگذار میشود (که او را مشمول عفو و بخشش خود گرداند)؛ (فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ)[۵] این تعبیر دلیل سومی بر تحریم رباست.
و در پایان آیه میفرماید: ولی هر کس بعد از این ابلاغ صریح و آشکار به رباخواری ادامه دهد اهل دوزخ است و جاودانه در آن میماند (وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ)[۶] و این تعبیر دلیل چهارم بر حرمت رباست.
به این ترتیب آیه فوق با تعبیرات حساب شده، تحریم ربا رابه چهار صورت بیان کرده است و جایی برای کمترین تردید باقی نمیگذارد.
سؤال
در اینجا سؤالی مطرح است و آن اینکه: خلود ـ یعنی جاودانگی در دوزخ ـ ویژه کسانی است که بی ایمان از دنیا بروند، ولی آنها که با ایمانند و مرتکب گناهانی شدهاند هرگز خلود در دوزخ ندارند، هنگامی که کیفر گناهان خود را دیدند و ناخالصیهای آنها برطرف شد و شایسته بهشت شدند رهایی مییابند و مشمول عفو الهی میشوند.
پس چرا در این آیه برای رباخواران خلود و جاودانگی در دوزخ ذکر شده است؟
پاسخ
در پاسخ این سؤال دو راه حل وجود دارد: نخست اینکه گناه رباخواری آن چنان عظیم است که رباخواران دنیاپرست از خدا بی خبر سرانجام بی ایمان از دنیا میروند، همان گونه که دربارهٔ ریختن خون بی گناهان در قرآن مجید آمده که آنها نیز گرفتار خلود و جاودانگی در دوزخ میشوند. (وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا).[۷]
دیگر اینکه خلود همیشه به معنای جاودانگی نیست بلکه گاه به معنای زمان بسیار طولانی میآید؛ (ممکن است معنای دوم مجازی باشد که با قرینه آمده، یا یکی از معانی حقیقی این واژه باشد) در این صورت نشان میدهد که مجازات و کیفر رباخواران اگر با ایمان از دنیا بروند بسیار طولانی است.
۲. در آیه ۲۷۶ سوره بقره که به دنبال آیه فوق آمده میخوانیم: (يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ).[۸]
این آیه نخست میگوید: خداوند ربا را نابود میکند و کمک به نیازمندان و انفاق در راه خدا را افزایش میدهد. (یَمْحَقُ اللهُ الرِّبا وَیُرْبِی الصَّدَقات).[۹]
«یَمْحَقُ» از ریشه «مَحَقَ» به معنای «نقصان» یا «هلاکت» است وآخر ماه را از این جهت محاق میگویند که هلال ماه به قدری کوچک میشود که ناپدید میگردد.
در میان بزرگان اهل تفسیر گفتگوست که آیه فوق اشاره به نابودی درآمدهای حاصله از ربا در این دنیاست، یا اشاره به بی ثمر بودن آنها در آخرت است هرچند در راه خدا انفاق شود و به وسیله آن کارهای به ظاهر خیر انجام گردد؟
هر دو معنا میتواند صحیح باشد، زیرا تجربه نشان داده که اموال حاصل از ربا دوام و بقا و برکتی ندارد و رباخواران گرفتار سرنوشتهای شومی میشوند و با وضع بدی از دنیا میروند.
در آخرت نیز روشن است، به فرض که آن اموال را در راه خدا انفاق کرده باشند باز چیزی عایدشان نمیشود، چرا که خداوند جز اموال پاک و حلال را نمیپذیرد و اصل قرآنی (إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ)[۱۰] همه جا حاکم است.
رباخواری فقر و بدبختی میآفریند و جامعه را به تباهی میکشد، تباهی جامعه مایه درد و رنج همه است، رباخواران نیز در آتش فقری که برای جامعه فراهم کردهاند، میسوزند؛ در یک جامعه بدبخت کسی نمیتواند خوشبخت زندگی کند.
در هر حال آغاز آیه شریفه، مذمّت و تهدیدی برای رباخواران است و آخر آن یعنی جمله (وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ)[۱۱] به وضوح دلالت بر حرمت ربا دارد؛ چرا که در این قسمت از آیه، هم نسبت «کفر» به رباخواران داده شده و هم نسبت اثم (گناه) که تأکیدی بر معنای کفر است.
۳ و ۴. در آیات ۲۷۸ و ۲۷۹ سوره بقره مسأله تحریم ربا با وضوح بیشتری مشاهده میشود. نخست روی سخن را به همه افراد باایمان و خداجوی کرده و با صراحت و قاطعیّت میفرماید:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الهی پیشه کنید و آنچه از مطالبات ربا باقی مانده رها سازید اگر ایمان دارید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ).[۱۲]
جالب اینکه، هم آغاز آیه خطاب به مؤمنان است و هم پایان آیه ترک رباخواری را نشانه ایمان میشمرد و جمله ذروا (رها کنید) امر است و امر دلالت بر وجوب دارد؛ به خصوص اینکه با جمله (إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ).[۱۳] همراه شده است.
این آیه هنگامی نازل شد که آلودگی به رباخواری به طور گسترده مردم مکّه و مدینه را فرا گرفته بود، و قرآن دستور داد وامهای ربوی در هر مرحلهای هست متوقّف گردد.
سپس با لحنی به شدّت تهدیدآمیز میافزاید: «اگر فرمان الهی را ـ دائر بر ترک رباخواری ـ اطاعت نکنید خدا و پیامبرش به شما اعلان جنگ میدهد» (فَاِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأذَنُوا بِحَرب مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ). بسیاری گمان میکنند این جمله آن است که «شما اعلان جنگ با خدا کنید» در حالی که جمله «فَأذَنُوا» با توجّه به مفهوم لغوی آن معنایش این است که خدا و پیامبر به شما اعلان جنگ میدهند و نیز مفهومش این است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) از آن زمان مأمور شد که اگر رباخواران دست از کار زشت خود نکشند با توسّل به اسلحه و نیروی نظامی آنها را بر سر جای خود بنشاند.
به هر حال چنین تعبیر تندی در قرآن دربارهٔ هیچ گناهی از گناهان وارد نشده و نشان میدهد که رباخواری از دیده گاه اسلام تا این حدّ خطرناک و پرمفسده است.
و در پایان آیه برای اینکه حق و عدالت رعایت گردد میافزاید: «هرگاه توبه کنید میتوانید سرمایههای خود را از بدهکاران (بدون سود) بازپس بگیرد و به این ترتیب نه ظلم و ستم کنید و نه بر شما ظلم و ستمی میشود: (وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ).[۱۴]
در شأن نزول آیات بالا چنین آمده است که شخصی به نام خالد بن ولید خدمت پیامبر رسید و گفت: پدرم با طایفه «ثقیف» معاملات ربوی داشت و مطالباتش را وصول نکرده بود و از دنیا رفت، او وصیّت کرده مبلغی از سود اموال را که هنوز پرداخته نشده است تحویل بگیرم، آیا این عمل جایز است؟ آیات بالا نازل شد و مردم را از گرفتن باقیمانده ربا که در دست مردم است نهی کرد.
طبق روایات دیگری بعد از نزول آیه، پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)این جمله تاریخی را فرمود: «اَلا کُلُّ رِباً مِنْ رِبا الْجاهِلیَّةِ مَوْضُوعٌ وَ اَوَّلُ رِباً اَضَعُهُ رِبَا الْعَبّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِب؛ آگاه باشید تمام رباهایی که از زمان جاهلیّت باقی مانده است همه از شما برداشته شد و نخستین ربایی را که برمی دارم و ابطال میکنم ربای عمویم عبّاس است» (معلوم میشود عبّاس در عصر جاهلیّت از رباخوران بود).[۱۵]
کوتاه سخن اینکه قبل از نزول آیات بالا رباخواری کم و بیش در میان مردم رواج داشت، پس از نازل شدن این آیات، ربا به طور مطلق و قطعی و جدّی تحریم و رباخواران تهدید به قیام مسلحانه بر ضدّ آنها شدند، و تنها حق داشتند اصل سرمایه خود را بازپس بگیرند، نه بیشتر.
آخرین نکته دربارهٔ آیه فوق اهمیّت تعبیر (لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ).[۱۶] است که یک شعار مهم و قانون کلّی اسلامی است؛ هر چند در اینجا در مورد رباخواران پیاده شده ولی طبق این اصل قرآنی هیچ کس نباید ظلم کند و نه مورد ظلم قرار گیرد.
به تعبیر دیگر نه ظلم کن، نه تن به ظلم ده، که هر دو گناه و خلاف است، اگر مسلمین جهان همین شعار مهم را در سرتاسر کشورهای اسلامی احیا کنند اکنون نه در چنگال صهیونیسم بی رحم و مغرور و بی منطق که هیچ چیز نزد آنها مقدّس و محترم نیست و چیزی جز زور را به رسمیّت نمیشناسند، گرفتار بودند و نه دولتهای خودکامه و زورگو منابع آنها را به غارت میبردند.[۱۷]
۵ و ۶. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ، وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ)؛[۱۸] ای کسانی که ایمان آوردهاید! ربا (و سودِ پول) را چند برابر نخورید! از خدا بپرهیزید، تا رستگار شوید! و از آتشی بپرهیزید که برای کافران آماده شده است!».
این دو آیه ـ برخلاف آیات گذشته ـ به نوع خاصّی از ربا نظر دارد و آن ربای مضاعف است، یعنی آیه شریفه، حرمت ربای مضاعف را اثبات میکند، نه اینکه ربای معمولی را مجاز بشمرد، بلکه نسبت به ربای عادی ساکت است.
در مورد تفسیر ربای «اضعاف مضاعف» در بین مفسّرین گفتگوست و چند نظر در تفسیر آیه وجود دارد:
۱. قول مشهور ـ که بسیاری از مفسّران آن را پذیرفتهاند ـ این است که هنگامی که بدهکار، سر موعد نتوانست بدهی خود را بپردازد، بدهی او را تا مدّتی به تأخیر میاندازد ولی با سود دیگری که فقط به سرمایه تعلّق میگیرد؛ مثلا کسی ۱۰۰ هزار تومان را به شخصی به مدّت یکسال وام میدهد که در پایان مدّت، ۱۲۰ هزار تومان به او بپردازد و اگر بدهکار نتوانست دین خود را ادا کند، طلبکار به او یکسال دیگر فرصت میدهد، به شرط اینکه ۰۰۰/۲۰ تومان دیگر به عنوان سود اصل سرمایه به او بدهد، این عمل شبیه همان جریمه دیرکردی است که متأسفانه بعضی از مؤسسات میگیرند و مشروعیّت ندارد.
۲. تفسیری که نزدیکتر به نظر میرسد این است که «سرمایه و سود» را در مرحله بعد به عنوان وام محسوب کند و سود هر دو را بگیرد، یعنی: اگر سر موعد نتوانست سرمایه و سود (یعنی ۱۲۰ هزار تومان در مثال بالا) را بپردازد به او مهلت دیگری میدهد به شرط اینکه سود ۱۲۰ هزار تومان را بپردازد، یعنی بعد از مدّت یکسال دیگر ـ علاوه بر بازپس دادن طلب و سود اولیّه، سود سود را نیز بپردازد.
این احتمال با تعبیر «اضعافاً مضاعفة» سازگارتر است و این نوع رباخواری بدترین و زشتترین شکل رباخواری است، زیرا سبب فقیرتر شدن وام گیرنده و غنی تر شدن وام دهنده میشود و روز به روز فاصله آن دو را بیشتر میکند، چرا که در مدّت کمی از راه تراکم سود، مجموع بدهی بدهکار به چندین برابر اصل بدهی افزایش مییابد و به کلّی از زندگی ساقط میگردد.
آنچه از تاریخ و روایات استفاده میشود این است که این نوع رباخواری (یعنی رباخواری مضاعف) در عصر جاهلیّت معمول بوده است.[۱۹]
۳. احتمال سوم اینکه تعبیر به «اضعافاً مضاعفة» قید توضیحی باشد، چون همه رباها اضعاف مضاعف است، هر چند با وام دادن به چند نفر یکی پس از دیگری.
نتیجه اینکه اگر احتمال اوّل یا دوم صحیح باشد، آیه شریفه دلالت بر حرمت نوع خاصّی از ربا دارد و نسبت به غیر آن ساکت است، ولی اگر احتمال سوم پذیرفته شود آیه شریفه مطلق ربا را شامل میشود؛ و در هر حال دلالت بر تحریم ربا دارد، چون نهی ظاهر در تحریم است؛ بخصوص که در ذیل آیه شریفه اطلاق کفر بر رباخواران شده است.[۲۰]
۴. در سوره نساء میفرماید: «(فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا، وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا)؛[۲۱] به خاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و (نیز) به خاطر جلوگیری بسیار آنها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آنها حلال بود، حرام کردیم و (همچنین) به خاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند؛ و خوردن اموال مردم به باطل؛ و برای کافران آنها، عذاب دردناکی آماده کردهایم».[۲۲]
مطابق این آیه، یهودیان مرتکب چهار عمل زشت و منکر میشدند که باعث حرام شدن بعضی از طیّبات بر آنها شد.[۲۳]
۱. ظلم و ستمی که اینها بر خود و دیگران روا میداشتند.
۲. آنها به طور وسیع و گسترده مانع انجام کارهای خیر میشدند.
۳. رباخواری میکردند.
۴. از راه حرام ارتزاق مینمودند؛ مانند کم فروشی، غش و تقلّب در معامله، شراب فروشی، قمار و مانند آن، که از تمام آنها تعبیر به اکل مال به باطل شده است.
این آیه دلالت دارد بر اینکه رباخواری بر یهود نیز حرام بوده است و جالب اینکه علی رغم تحریفاتی که در تورات شده است، در دو جای تورات کنونی تحریم ربا به چشم میخورد.
۱. سِفْرِلاوِیانْ، فصل ۲۵؛
۲ ـ سِفْرِ خروج، فصل 22.
سؤال: درست است که آیه با صراحت میگوید: «رباخواری بر یهود تحریم شده بود، ولی چگونه از این آیه استفاده میکنید که بر مسلمانان نیز حرام است؟
پاسخ: بعضی از علما[۲۴] در این مسأله و مشابه آن به «استصحاب شرایع سابقه» تمسّک میجویند، ولی حجیّت این نوع استصحاب محل گفتگوست و ما معتقدیم حجّت نیست؛ چون اصل اساسی در استصحاب قاعده «لا تَنْقُضِ الْیَقینَ بِالشَّکِّ بَلْ اُنْقُضْهُ بِیَقین آخَر» است و این قاعده در اینجا جاری نیست، چون وقتی دینی نسخ میشود، تمام قوانین و احکام آن نسخ میشود، نه اینکه اصل دین نسخ شود ولی قسمتی از احکام باقی بماند.
به همین جهت مسلمانان صدر اسلام در هر مسألهای در انتظار وحی الهی مینشستند[۲۵] و هرگز به سراغ احکام مذاهب سابقه نمیرفتند، با اینکه نظیر بعضی از آنها در ادیان گذشته بود.[۲۶]
ولی از راه دیگری میتوان این احکام را برای مسلمانان نیز اثبات کرد و آن اینکه خداوند متعال این حکم و مشابه آن را در قرآن با نظر موافق نقل کرده است، و اگر این حکم شامل حال مسلمین نبود، باید در این آیه به آن اشارهای میشد، بنابراین ذکر این نوع احکام در قرآن بدون هیچ اشارهای به نفی آن (در واقع امضای آن) برای مسلمانان نیز میباشد.
از آنچه در مجموع آیات بالا آمد روشن میشود که آیات متعدّدی از قرآن مجید ـ حدّاقل هفت آیه ـ دلالت بر حرمت ربا دارد و قرآن به شدّت هر نوع رباخواری را تحریم میکند تا آنجا که آن را نوعی کفر به خدا میشمارد و به رباخوار از ناحیه خدا و رسولش اعلان جنگ میدهد و رباخوار را مستحق خلود در جهنّم میداند و این کار را سبب مجازات دنیوی میشمرد.
پانویس
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ در ترجمه و تفسیر آیه از روش آزاد استفاده شده است.
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ بقره؛ آیه 275
- ↑ سوره نساء، آیه 93
- ↑ بقره؛ آیه 276
- ↑ بقره؛ آیه 276
- ↑ سوره مائده، آیه 27
- ↑ بقره؛ آیه 276
- ↑ بقره؛ آیه278
- ↑ بقره؛ آیه278
- ↑ بقره؛ آیه279
- ↑ تحف العقول، ص 31 ؛ مستدرک الوسائل، ج 13، ص 345، ح 15560
- ↑ بقره؛ آیه279
- ↑ برای توضیح بیشتر پیرامون آیات چهارگانه بالا به تفسیر المیزان و نمونه مراجعه فرمایید
- ↑ سوره آل عمران، آیه 130 و 131
- ↑ برای توضیح بیشتر پیرامون تفسیر این دو آیه به تفسیر نمونه، ج 3، ذیل آیه 130،سوره آل عمران مراجعه فرمایید
- ↑ همان دو احتمالی که در مورد خلود رباخواران مسلمان در جهنم گفته شد، در مورد اطلاق کفر بر رباخواران مسلمان نیز صادق است
- ↑ سوره نساء، آیه 160 و 161
- ↑ سوره نساء، آیه 160 و 161
- ↑ از این آیه شریفه استفاده میشود که همواره حرمت، دلیل بر وجود مفسدهای در شیء مُحرّم نیست؛ بلکه گاهی از اوقات، تحریم به عنوان عقوبت و مجازات است
- ↑ مانند فقیه عالیقدر و توانا شیخ مرتضی انصاری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و اصولی توانمند، مرحوم آخوند خراسانی ـ قدس الله سره ـ که هر دو از افتخارات حوزههای علمیّه، بلکه جهان تشیع هستند
- ↑ مثلا در مورد خود ربا تا قبل از نزول آیات ربا، رباخواری معمول بود. اسلام هم نسبت به این کار که قبل از نزول آیات مرتکب شده بودند آنها را مؤاخذه نکرد، بلکه گذشته آنها را مشمول حکم ربا ندانست و فرمود: «(وذَروا ما بَقِیَ مِنَ الرِّبوا)؛ باقیمانده ربا را بر چینید و رها کنید» در حالی که ربا در شرایع سابقه نیز حرام بوده است
- ↑ برای توضیح بیشتر به کتاب انوارالاصول، ج 3، ص 410 به بعد مراجعه فرمایید







