فرهنگ مصادیق:احکام مبطلات نماز

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
احکام مبطلات نماز

احکام مبطلات نماز

مسأله ۱۱۲۶- دوازده چیز [۱] نماز را باطل می‌کند. آنها را مبطلات می‌گویند:
[۱] زنجانی: ده چیز...

بهجت: مسأله- دوازده چیز نماز را باطل می کندو آنها را مبطلات می‌گویند:

۱- از بین رفتن یکی از شروط در اثناء نماز.

۲- باطل شدن وضو یا غسل در اثناء نماز عمداً یا سهواً.

۳- گذاشتن دستها روی هم عمداً با قصد این که جزء نمازاست.

۴- گفتن «آمین» عمداً بعد از حمد.

۵- برگرداندن عمدی تمام بدن به پشت سر (روی برگرداندن از قبله).

۶- حرف زدن عمدی.

۷- خندیدن عمدی (قهقهه کردن).

۸- برای امور دنیا با صدای بلند عمداً گریه کردن .

۹- کار زیادی که صورت نماز را به هم بزند.

۱۰- خوردن. آشامیدن در بین نماز.

۱۱- شکّ در رکعتهای نماز دو یا سه رکعتی.

۱۲- کم. زیاد کردن رکن نماز عمداً یا سهواً.

و تفصیل موارد ذکرشده به ترتیب در مسائل بعدی ذکرمی شود.

اوّل: آن که در بین نماز یکی از شرطهای آن از بین برود، مثلاً در بین نماز بفهمد مکانش غصبی است[۱]،

[۱]خوئی، تبریزی، وحید: مثلا در بین نماز بفهمد لباسش که ساتر است غصبی است.

سبحانی:. امکان خواندن در وقت، در مکان مباح ممکن است.

زنجانی: اول: «از بین رفتن یکی از شرایط نماز» از مبطلات نماز آن است که در بین نماز یکی از شرط‌های آن از بین برود .، مثلا در بین نماز لباس وی نجس شوده. نمازگزار با توجه به آن، عمدا یا به علت ندانستن مسأله با همان حال نماز خود را ادامه دهد .

مکارم: اول: از بین رفتن یکی از شروط نماز، یعنی در بین نماز یکی از شرطهای آن از بین رود.

مظاهری: اول: آنکه در بین نماز یکی از شرط‌ها یا اجزای آن از بین برود.

دوم: آن که[۱] در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روی ناچاری، چیزی که وضو یا غسل را باطل می‌کند پیش آید ،مثلاً بول از او بیرون آید[۱]، ولی کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول. غایط خودداری کند، اگر در بین نماز بول یا غائط از او خارج شود چنانچه به دستوری که در احکام وضو گفته شد رفتار نماید نمازش باطل نمی‌شود. نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، درصورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است.
[۱] زنجانی: دوم: «از بین رفتن وضو یا غسل» از مبطلات نماز آن است که ...
[2] سیستانی: هرچند بنابراحتیاط واجب پیش آمدن آن پس از تمام شدن سجده آخر نماز از روی سهو یا ناچاری باشد...
مکارم: دوم: باطل شدن وضو، اگر در بین نماز چیزی که وضو را باطل می‌کند انجام دهد خواهد عمداً باشد یا سهواً یا ازروی ناچاری نماز او باطل است؛ ولی کسی که نمی‌تواند از بیرون آمدن بول. غائط جلوگیری کند باید مطابق دستوری که در احکام وضو گفته شد عمل نماید، همچنین خارج شدن خون از زن مستحاضه نماز را باطل نمی‌کند به شرط این که به دستورات استحاضه عمل کرده باشد.
مظاهری: دوم: از مبطلات آن است که در بین نماز عمدا یا سهوا یا از روی ناچاری کاری که وضو یا غسل را باطل می‌کند انجام دهد.

مسأله ۱۱۲۷- کسی که بی اختیار خوابش برده[۱]، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن، بنابراحتیاط واجب[2] باید نمازش را دوباره بخواند[3]، ولی اگر تمام شدن نماز را بداند. شکّ کند که خواب در بین نماز بوده یا بعد، نمازش صحیح است.
این مسأله در رساله آیات عظام بهجت، مظاهری. سبحانی نیست

۱- مکارم: (مثلاً در حال سجده خوابش برده) امّا نمی‌داند در سجده نماز بوده یا بعد از آن در سجده شکر، باید نماز را اعاده کند.

۲- گلپایگانی، صافی: بنابراحتیاط لازم...

[عبارت «بنابراحتیاط واجب» در رساله آیات عظام: اراکی، خوئی، فاضل، تبریزی. زنجانی نیست]

۳- خوئی، اراکی، گلپایگانی، صافی، زنجانی، تبریزی، وحید: [پایان مسأله].

سیستانی: لازم نیست نمازش را دوباره بخواند، به شرط آن که بداند آنچه از نماز بجا آورده به اندازه‌ای که عرفاً آن را نماز بگویند بوده است.

مسأله ۱۱۲۸- اگر بداند به اختیار خودش خوابیده. شکّ کند که بعد از نماز بوده یا در بین نماز یادش رفته که مشغول نماز است. خوابیده نمازش صحیح است[۱].

این مسأله دررساله آیات عظام بهجت، مکارم، مظاهری. سبحانی نیست.

۱- تبریزی:. اگر احتمال دهد خوابش در اثناء نماز عمداً. با التفات به نماز بوده باید دوباره بخواند.

سیستانی: با شرطی که در مسأله پیش گفته شد صحیح است.

مسأله ۱۱۲۹- اگر درحال سجده از خواب بیدار شود. شکّ کند که در سجده آخر نماز است، یا در سجده شکر[۱]، باید آن نماز را دوباره بخواند[2].

این مسأله دررساله آیات عظام: بهجت، مظاهری. سبحانی نیست.

۱- خوئی، تبریزی، صافی: چنانچه بداند که بی اختیار خوابش برده...

سیستانی: چه بداند به اختیار خوابیده یا بی اختیار خوابش برده است، حکم به صحّت آن می‌شود. اعاده لازم نیست.

۲- خوئی، تبریزی:. اگر بداند به اختیار خودش خوابیده. احتمال دهد که از روی غفلت در سجده نماز خوابیده نمازش صحیح است.

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1127.

سوم: از مبطلات نماز آن است که [۱]مثل بعض کسانی که شیعه نیستند دستها را روی هم بگذارد[2].

۱- زنجانی: سوم: «روی هم گذاشتن دست‌ها». از مبطلات نماز آن است که ...

۲- بهجت:. قصدش این باشد که این کار، جزء نماز است یا انجام دادن آن لازم است. در غیر این صورت، اگر عمداً این کار را بکند، از روی احتیاط نمازش را باید دوباره بخواند.

خوئی: سوم: از مبطلات نماز آن است که دستها را به قصد این که جزء نماز باشد روی هم بگذارد... اگر به این قصد نباشد، بلکه به عنوان ادب باشد بنابراحتیاط واجب نماز را دوباره بخواند*.

وحید: مگر اینکه جاهل قاصر باشد؛ . همچنین -بنابراحتیاط واجب در صورتی که به قصد عبودیت بجا آورد مگر اینکه جاهل قاصر باشد.

تبریزی: اگر به این قصد نباشد، بلکه به عنوان ادب در نماز باشد، نمازش صحیح است ولکن کار حرام کرده است.

سیستانی: سوم: از مبطلات نماز آن است که دستها را به قصد خضوع. ادب روی هم بگذارد ولی باطل شدن نماز به این کار بنابراحتیاط است هرچند در حرام بودنش اگر به قصد مشروعیت آورده شود شکّی نیست.

مکارم: سوم: دست بسته نماز خواندن. اگر دست بسته نماز بخواند آن گونه که بعضی از فرق اسلامی انجام می‌دهند، حتّی اگر به قصد ادب دستها را روی هم بگذارد، یا دست به سینه نماز بخواند، هرچند شبیه آنها نباشد احتیاط آن است که نماز را اعاده کند، امّا اگر از روی فراموشی. ناچاری یا برای کار دیگری مثل خاراندن دست. مانند آن باشد اشکال ندارد.

نوری، سبحانی: سوم: از مبطلات نماز آن است که دستها را روی هم بگذارد.

مظاهری: سوم: از مبطلات آن است که دست بسته نماز بخواند آنگونه که اهل تسنن انجام می‌دهند ولی اگر از روی فراموشی یا تقیه یانه به قصد جزئیت بلکه برای خاراندن بدن باشد اشکال ندارد.
مسأله۱۱۳۰- هرگاه (برای ادب دستها را روی هم بگذارد، اگر چه مثل آنها نباشد[۱]، بنابراحتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند، ولی اگر) از روی فراموشی یا ناچاری یا برای کار دیگر مثل خاراندن دست. مانند آن [2]، دستها را روی هم بگذارد اشکال ندارد[3].

۱- بهجت، نوری: هر گاه برای ادب دست‌ها روی هم بگذارد...

سبحانی: هر گاه برای ادب دست‌ها را به عنوان جزء نمازش روی هم بگذارد...

۲- زنجانی: یا بر حسب عادت...

۳- بهجت: بنابر أظهر اشکال ندارد.

مکارم، مظاهری: رجوع کنید به ذیل مسأله قبل

خوئی، تبریزی، سیستانی، وحید: مسأله- هر گاه از روی فراموشی یا ناچاری یا تقیه یا کاری دیگر مثل خاراندن دست. مانند ان، دست‌ها را روی هم بگذارد اشکال ندارد.

چهارم: از مبطلات نماز[۱] آن است که [2]بعد از خواندن حمد[3]، آمین بگوید[4] ولی اگر[5]اشتباهاً یا از روی تقیه بگوید[6]: نمازش باطل نمی‌شود.

۱- بهجت: بنابراحتیاط...

۲- زنجانی: چهارم: «گفتن آمین. از مبطلات نماز آن است که...

۳- خوئی، تبریزی، وحید: درصورتی که قصد دعا ننماید،. یا به قصد این که جزء نماز باشد...

۴- سیستانی:. باطل شدن نماز به گفتن آمین در غیر مأموم بنابراحتیاط است، هرچند در حرام بودنش چنانچه به قصد مشروعیّت آورده شود شکّی نیست. در هر حال اگر آمین را اشتباهاً یا از روی تقیه بگوید نمازش اشکال ندارد.

بهجت:. گفتن آن حرام است...

وحید: بلکه گفتن آن بعد از خواندن حمد به قصد دعا هم محل اشکال است. ولی اگر جاهل قاصر باشد. یا اشتباها یا از روی تقیه بگوید نمازش اشکال ندارد.

۵- خوئی، تبریزی: ولی اگر فقط به قصد دعا یا...

۶- سبحانی: اگر اشتباها یا از روی ناچاری بگوید...


مکارم: چهارم: «آمین آمین» اگر بعد از خواندن حمد آمین بگوید احتیاط واجب این است که نماز را تمام کند. اعاده نماید ولی اگر از روی اشتباه یا در حال تقیه بگوید اشکال ندارد.

مظاهری: چهارم. از مبطلات آن است که بعد از حمد آمین بگوید آن گونه که اهل تسنّن انجام می‌دهند، ولی اگر از روی فراموشی یا تقیه یا نه به قصد جزئیّت بلکه به قصد دعا بگوید اشکال ندارد.

پنجم: از مبطلات نماز آن است که ۱عمداً یا از روی فراموشی پشت به قبله کند، یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد۲ بلکه اگر عمداً به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است۳، اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد، نمازش باطل است.

۱- زنجانی: پنجم: «روی گرداندن از قبله». از مبطلات نماز آن است که...

۲- زنجانی: پشت به قبله کند یا سر را به قدری برگرداند که بیشتر از طرف راست. چپ قبله منحرف گردد...

۳- مکارم: نمازش باطل است...

سیستانی: پنجم: از مبطلات نماز برگشتن از قبله بدون عذر است. امّا اگر با عذر باشد مثل فراموشی یا به سبب امر قهری (مانند باد شدیدی که او را از قبله برگرداند) چنانچه به طرف راست یا چپ نرسد نماز او صحیح است ولی لازم است که بعد از برطرف شدن عذر فوراً به طرف قبله برگردد. امّا اگر به طرف راست. یا چپ برسد یا پشت به قبله شود اگر فراموش کرده باشد یا غافل باشد یا در تشخیص قبله اشتباه کرده باشد. وقتی متذکّر یا متوجّه شود که اگر نماز را قطع کند می‌تواند دوباره آن را رو به قبله بخواند (هرچند یک رکعت از آن در وقت واقع شود) باید نماز را از سر بگیرد. گرنه به همان نماز اکتفا می‌کند. قضا بر او لازم نیست. همچنین است اگر برگشت او از قبله بواسطه امری قهری باشد پس چنانچه بتواند که بدون برگشتن از قبله نماز را دوباره در وقت بخواند (هرچند یک رکعت از آن در وقت واقع شود) باید نماز را از سر بگیرد وگرنه باید همان نماز را تمام کند. اعاده. قضا بر او لازم نیست.

بهجت: پنجم: آن که عمداً با تمام بدن به پشت سر یعنی بیش از سمت راست. چپ توجه کند. اگر فقط با صورت به طرف راست یا چپ توجه کند نمازش باطل نمی‌شود. اگر عمداً با تمام بدن به راست یا چپ. یا فقط با صورت به پشت سر توجه نماید بنابرأظهر. أحوط نمازش باطل است. اگر سهواً. یا از روی فراموشی باشد مانعی ندارد در اوّلی،. محل احتیاط است در دوّمی.

وحید: پنجم: از مبطلات نماز آن است که عمدا پشت به قبله کند یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد بلکه اگر عمدا به قدری برگردد که نگویند رو به قبله است اگر چه به طرف راست یا چپ نرسد نمازش باطل است اما در صورت سهو اگر به طرف راست یا چپ نرسد نماز او صحیح است. اگر برسد. متذکر شود در صورتی که وقت -هر چند به مقدار یک رکعت- باقی مانده اعاده نماید. اگر به این اندازه باقی نمانده یا بعد وقت متذکر شود قضا ندارد ولی اگر پشت به قبله کرده باشد بنابراحتیاط واجب قضا نماید.

مظاهری: پنجم: از مبطلات نماز آن است که عمدا یا سهوا پشت به قبله کند یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد بلکه اگر صورت را به تنهایی به طرف راست یا چپ قبله برگرداند نیز نماز باطل می‌شود ولی اگر بدن یا صورت را کمی برگرداند به طوری که از قبله خارج نشود عمدا باشد یا سهوا نماز باطل نمی‌شود.

مسأله ۱۱۳۱- اگر عمداً همه صورت را به طرف راست یا چپ قبله برگرداند نمازش باطل است۱ بلکه اگر سهواً هم صورت را به این مقدار بگرداند احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند (و لازم نیست که نماز اول را تمام نماید۲) ولی اگر سر را کمی برگرداند، عمداً باشد یا اشتباهاً نمازش باطل نمی‌شود.

۱- اراکی: اگر گردش به راست یا چپ زیاد باشد، بنابراحتیاط واجب نمازش باطل است، هرچند جلو بدن رو به قبله باشد...

۲- [قسمت داخل پرانتز در رساله آیت الله اراکی نیست]

بهجت، مظاهری: رجوع کنید به ذیل پنجم از مبطلات نماز.


گلپایگانی، صافی: مسأله- اگر عمداً سر را به پشت بگرداند نمازش باطل است. اگر سهواً سر را به این مقدار برگرداند، احتیاط واجب آن است که نماز را تمام کند. دوباره بخواند ولی اگر سر را به طرف راست یا چپ بگرداند عمداً باشد یا اشتباهاً نمازش باطل نمی‌شود ولی کراهت دارد.
خوئی، تبریزی: مسأله- اگر عمداً یا سهواً سر را به قدری بگرداند که مواجه طرف راست یا چپ قبله یا بیشتر باشد نمازش باطل است، ولی اگر سر را کمی بگرداند که نگویند روی خود را از قبله برگردانده. عمداً باشد یا اشتباهاً. نمازش باطل نمی‌شود،. اگر به مقداری برگرداند که بگویند روی خود را از قبله برگردانده است، ولی به حدّ راست یا چپ قبله نرسیده باشد، در این صورت چنانچه رو گرداندن عمدی باشد نماز باطل است. اگر سهوی باشد نماز صحیح است.
فاضل: مسأله- اگر عمداً یا سهواً سر را به قدری برگرداند که بتواند پشت سر را ببیند نماز باطل است ولی اگر سر را کمی بگرداند عمداً باشد یا اشتباهاً نمازش باطل نمی‌شود.
مکارم: مسأله- هرگاه عمداً یا سهواً صورت را به تنهایی کاملاً به طرف راست یا چپ برگرداند بنابراحتیاط واجب نمازش را اعاده کند، ولی اگر صورت را کمی بگرداند به طوری که از قبله خارج نشود نماز باطل نمی‌شود.
زنجانی: مسأله- اگر عمداً یا سهواً سر را به قدری بگرداند که بیشتر از طرف راست یا چپ قبله منحرف گردد نمازش باطل می‌شود، ولی اگر سر را کمی بگرداند که نگویند روی خود را از قبله برگردانده. عمداً باشد یا اشتباهاً. نمازش باطل نمی‌شود،. اگر به مقداری برگرداند که بگویند که روی خود را از قبله برگردانده است ولی بیشتر از طرف راست. چپ قبله منحرف نشده باشد، نمازش در این صورت چنانچه رو گرداندن عمدی باشد باطل است. اگر سهوی باشد نمازش صحیح است.
سیستانی: مسأله- اگر صورت خود را فقط از قبله برگرداند ولی بدنش به طرف قبله باشد چنانچه به حدّی گردن را کج کند که بتواند مقداری از پشت سرش را ببیند حکم او همان حکم برگشتن از قبله است که قبلاً ذکر شده. اگر انحراف او به این حد نباشد ولی عرفاً زیاد باشد بنابراحتیاط واجب باید اعاده کند. امّا اگر مقدار کمی گردنش را کج کند نمازش باطل نمی‌شود هرچند این کار مکروه است.
سبحانی: مسأله- اگر عمداً یا سهواً همه صورت را به طرف راست یا چپ قبله برگرداند به نحوی که «استقبال به صورت گفته نشود» نمازش باطل است ولی اگر سر را کمی بگرداند عمدا باشد یا اشتباها نمازش باطل نمی‌شود.
وحید: مسأله- اگر عمدا سر را به قدری بگرداند که مواجه طرف راست یا چپ قبله یا بیشتر باشد نمازش باطل است ولی اگر سر را کمی بگرداند که نگویند روی خود را از قبله برگردانده نمازش باطل نمی‌شود.. اگر به مقداری برگرداند که بگویند روی خود را از قبله برگردانده است ولی به حد راست یا چپ قبله نرسیده باشد در این صورت چنانچه روی گرداندن عمدی باشد نمازش باطل است. اگر سهوی باشد نماز صحیح است.. اگر سهوا سر را به قدری بگرداند که مواجه طرف راست یا چپ قبله باشد. متذکر شود در صورتی که وقت -هر چند به مقدار یک رکعت- باقی مانده بنابراحتیاط واجب اعاده نماید. اگر به این اندازه باقی نمانده یا بعد وقت متذکر شود قضا ندارد ولی اگر سهوا پشت به قبله کرده باشد بنابراحتیاط واجب قضا نماید.
ششم. از مبطلات نماز آن است که عمداً کلمه‌ای بگوید که از آن کلمه قصد معنی کند اگر چه معنی هم نداشته باشد. یک حرف هم باشد بلکه اگر قصد هم نکند بنابراحتیاط واجب باید نماز را دوباره بخواند در صورتی که دو حرف یا بیشتر باشد، ولی اگر سهواً بگوید نماز باطل نمی‌شود.
خوئی، تبریزی: ششم: از مبطلات نماز آن است که عمداً کلمه‌ای بگوید که یک حرف یا بیشتر باشد، اگر چه معنی هم نداشته باشد.
اراکی، گلپایگانی، صافی: ششم: از مبطلات نماز آن است که عمدا کلمه‌ای بگوید که دو حرف یا بیشتر باشد؛ اگر چه معنی هم نداشته باشد؛ ولی اگر سهوا بگوید نماز باطل نمی‌شود .

زنجانی: ششم: «کلام عمدی» از مبطلات نماز آن است که عمدا لفظی بگوید که دو حرف یا بیشتر باشد اگر چه معنی هم نداشته باشد. ولی اگر سهوا بگوید نماز باطل نمی‌شود فاضل: ششم: از مبطلات نماز آن است که عمداً کلمه‌ای بگوید. آن را در معنایی استعمال کند، خواه یک حرف باشد یا بیشتر،. اگر سهواً بگوید نمازش باطل نمی‌شود.
بهجت: ششم. آن که عمداً کلمه‌ای بگوید که دو حرف یا بیشتر داشته، ولی بی معنا باشد. یا این که یک حرف یا بیشتر بوده، ولی معنا داشته باشد.
سیستانی: ششم: از مبطلات نماز آن است که عمداً تکلّم کند هرچند به کلمه‌ای که بیش از یک حرف نداشته باشد، اگر آن حرف مفهم معنای خودش باشد مثل (قِ) که در زبان عربی به معنای این است که (نگهداری کن) یا مفهم معنای دیگری مثل (ب) در جواب کسی که از حرف دوم الفبا سؤال کند.. چنانچه مفهم هیچ معنایی نباشد، اگر مرکّب از دو حرف یا بیشتر باشد باز هم بنابراحتیاط مبطل نماز است.
وحید: ششم: از مبطلات نماز آن است که عمدا تکلم نماید به لفظی که از دو حرف کمتر نباشد. مفید معنایی باشد چه قصد افاده آن معنی را داشته باشد یا نه، مگر اینکه جاهل قاصر باشد،. هم چنین است -بنابراحتیاط واجب- اگر دو حرف یا بیشتر داشته باشد. مفید معنی هم نباشد. در هر صورت اگر سهوا بگوید نمازش اشکال ندارد. وباید سجده سهو بجا آورد.

مکارم: ششم: حرف زدن. اگر عمداً حرف بزند، حتّی یک جمله، یا یک کلمه، حتّی کلمه دو حرفی مانند «من». «ما» نماز او باطل است بلکه بنابراحتیاط اگر دو حرف معنی دار هم نباشد نماز باطل می‌شود (منظور از احتیاط در مبطلات نماز آن است که نماز را تمام کرده بعد اعاده کند). سخن گفتن از روی سهو. فراموشی. نسیان، نماز را باطل نمی‌کند.
مظاهری: ششم: از مبطلات نماز آن است که عمدا جمله یا کلمه‌ای بگوید. از آن جمله یا کلمه قصد معنی کند گرچه معنی هم نداشته باشد.

سبحانی: ششم: از مبطلات نماز سخن گفتن است .

مسأله۱۱۳۲- اگر کلمه‌ای بگوید که یک حرف دارد، چنانچه آن کلمه معنی داشته باشد مثل «ق» که در زبان عرب به معنای این است که نگهداری کن۱، چنانچه معنی آن را بداند. قصد آن را نماید، نمازش باطل می‌شود، بلکه اگر قصد معنای آن را نکند ولی ملتفت معنای آن باشد احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند2.

این مسأله در رساله آیات عظام بهجت. مظاهری نیست

۱- مکارم:. معنی آن را قصد کند نمازش باطل است. اگر قصد نکند، امّا متوجّه معنی آن باشد، احتیاط آن است که نماز را اعاده کند.

وحید: در صورتی که قصد معنای آن را بکند نماز باطل می‌شود. هم چنین است -بنابراحتیاط واجب- در صورتی که معنای آن را بداند هر چند قصد معنا نکند. یا مفهم معنا نباشد

۲- صافی: [و] بلکه اگر کلمه یک حرفی، معنی هم نداشته باشد احتیاط، دوباره خواندن آن است.

خوئی، تبریزی، سیستانی: مسأله- اگر سهواً کلمه‌ای بگوید که یک حرف یا بیشتر دارد، اگر چه آن کلمه معنی داشته باشد، نمازش باطل نمی‌شود ولی (سیستانی: بنابراحتیاط) لازم است بعد از نماز سجده سهو بجا آورد چنانچه خواهد آمد.

زنجانی: مسأله- اگر با عمد لفظی بگوید که دو حرف یا بیشتر دارد، نمازش باطل می‌شود، اگر چه به قصد جدی نباشد، بلکه مثلاً به جهت شوخی آن لفظ را بگوید.

فاضل: مسأله- اگر کلمه‌ای بگوید چنانچه آن کلمه معنی داشته باشد مثل (ق) که در زبان عرب به معنای این است که (نگهداری کن) چنانچه معنی آن را بداند. قصد آن معنی را نماید نمازش باطل می‌شود،. اگر قصد معنی آن را نکند ولی ملتفت معنای آن باشد نمازش باطل نمی‌شود. نیز اگر آن کلمه معنایی نداشته باشد. او هم آن را در معنایی استعمال نکند ولی اگر دو حرف یا بیشتر باشد در این دو صورت نیز بنابراحتیاط واجب نماز را باطل می‌کند.

سبحانی: مسأله- اگر کلمه‌ای را بگوید که دو حرف دارد مثل «من». «ما» نماز او باطل می‌شود. هر گاه کلمه‌ای بگوید که یک حرف بیشتر نباشد مانند «ق» که در زبان عرب به معنی نگهداری کن است، چنانچه معنی آن را قصد کند نیز نماز او باطل می‌شود؛. اگر قصد معنای آن را نکند ولی ملتفت معنای آن باشد احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند.
مسأله ۱۱۳۳- سرفه کردن. آروغ زدن. آه کشیدن۱ در نماز اشکال ندارد۲، ولی گفتن آخ. آه. مانند اینها که دو حرف است اگر عمدی باشد۳ نماز را باطل می‌کند4.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

۱- تبریزی: یا اشاره کردن...

۲- زنجانی: ولی اگر عمدی باشد. از آن دو حرف تولید شود، مانند آخ. آه، نماز را باطل می‌کند، بلکه اگر یک حرف هم تولید شود به احتیاط واجب نماز را باطل می‌کند.

وحید:. ناله کردن عمدی نماز را باطل می‌کند مگر اینکه جاهل قاصر باشد

۳- خوئی، تبریزی، مظاهری: گفتن آخ. آه. مانند اینها، اگر عمدی باشد...

۴- بهجت: ولی اگر بگوید «آه من ذنوبی» اشکال ندارد.

مکارم: مسأله- سرفه کردن، آه کشیدن، عطسه زدن، نماز را باطل نمی‌کند، هرچند عمدی باشد، ولی گفتن «آخ». «آه». مانند اینها که دو حرف دارد، اگر عمدی باشد بنابراحتیاط واجب نماز را باطل می‌کند.

سیستانی: مسأله. سرفه کردن. آروغ زدن در نماز اشکال ندارد. احتیاط لازم آن است که در نماز اختیاراً «آه» نکشد. ناله نکند. امّا گفتن «آخ». «آه». مانند اینها، اگر عمدی باشد نماز را باطل می‌کند.

مسأله ۱۱۳۴- اگر کلمه‌ای را به قصد ذکر بگوید مثلاً به قصد ذکربگوید: «الله اکبر». در موقع گفتن آن، صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند اشکال ندارد۱ ولی چنانچه به قصد این که چیزی به کسی بفهماند بگوید۲، اگر چه قصد ذکر هم داشته باشد، نماز باطل می‌شود.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

۱- خوئی، تبریزی،زنجانی، مظاهری: بلکه اگر به قصد این که چیزی به کسی بفهماند کلمه‌ای را به قصد ذکر بگوید اشکال ندارد.

سیستانی:. همچنین اگر کلمه‌ای را به قصد ذکر بگوید هرچند بداند که این کار سبب می‌شود که کسی متوجّه مطلبی شود اشکال ندارد ولی اگر اصلاً قصد ذکر نکند یا قصد هر دو امر را بکند به نحوی که لفظ را در هر دو معنی به کار برده باشد، نمازش باطل می‌شود. امّا اگر قصد ذکر کند. انگیزه اش در گفتن ذکر، متوجّه کردن غیر باشد، نمازش صحیح است.

صافی: بلکه چنانچه برای اینکه چیزی را به کسی بفهماند، به قصد ذکر آن را بگوید، نماز باطل نمی‌شود.

۲- بهجت: کلمه‌ای را که مناسب مقصودش بگوید...

وحید: یا به قصد ذکر. فهماندن با هم بگوید نماز باطل می‌شود مگر اینکه جاهل قاصر. در غیر تکبیره الاحرام باشد. اگر به قصد ذکر بگوید. اما آنچه او را بر این قصد وادار کرده، فهماندن چیزی به غیر باشد نماز باطل نمی‌شود.

مکارم: مسأله- ذکر خدا، قرائت قرآن. دعا، در هر جای نماز جایز است، اگر جمله‌ای را مانند الله اکبر به قصد ذکر خدا بگوید، اما در موقع گفتن، صدا را بلند کند که چیزی را به دیگری بفهماند اشکال ندارد، ولی دعا. ذکر به زبانهای غیر عربی اشکال دارد.

مسأله ۱۱۳۵- خواندن قرآن درنماز، غیر از چهار سوره‌ای که سجده واجب دارد. در احکام جنابت گفته شد ۱و نیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد اگر چه به فارسی یا زبان دیگر باشد2.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

۱- خوئی، تبریزی: غیر از چهار آیه‌ای که سجده واجب دارند. در احکام جنابت گفته شد...

زنجانی: غیر از چهار آیه‌ای که سجده واجب دارند. در مسأله [۳۵۵. ۱۰۹۳]گفته شد...

نوری: در مسأله [۳۵۵. گفته شد....

۲- گلپایگانی، خوئی، زنجانی، تبریزی، صافی: احتیاط مستحبّ آن است که به غیر عربی دعا نکند.

فاضل: احتیاط واجب این است که به عربی باشد.

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1134.

سیستانی: مسأله- خواندن قرآن. دعا کردن در نماز اشکال ندارد ولی احتیاط مستحبّ آن است که به غیر عربی دعا نکند. حکم چهار آیه‌ای که سجده واجب دارد، در احکام قرائت مسأله [۹۸۳] گفته شد.

بهجت: مسأله- قرآن یا دعا خواندن در نماز اشکال ندارد، مگر چهار آیه‌ای که سجده واجب دارند. در مسأله [۱۰۹۳] گذشت یا این که دعا خواندن، به طوری که به نظم واجب در قرائت. یا ذکر واجب صدمه بزند. یا نفرین بر مؤمن باشد که در این صورت، نماز باطل خواهد بود. دعا یا ذکر خداوند متعال به هر لغتی که مخصوص نمازگزار باشد، در بین نماز اگر چه به عربی نباشد، مانعی ندارد ولی خلاف احتیاط است حتّی در قنوت ولی بنابراحتیاط واجب ذکرهای مستحبی رکوع، سجود. تشهّد را به غیر عربی نخواند.

وحید: مسأله- -خواندن قرآن به قصد قرانیت- نه قصد جزئیت در نماز- به غیر از چهار آیه‌ای که سجده واجب دارد. نیز دعا کردن در نماز اشکال ندارد ولی احتیاط مستحبّ آن است که به غیر عربی دعا نکند.

مسأله ۱۱۳۶- اگر چیزی ازحمد. سوره. ذکرهای نماز را عمداً. یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید اشکال ندارد2.

۱- خوئی، وحید: بدون قصد جزئیّت...

زنجانی: بدون قصد وجوب یا استحباب ذکر خاص چند مرتبه بگوید اشکال ندارد، ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید چنانچه به مسأله آگاه باشد. بتواند به وسواس عمل نکند گناهکار است. نمازش هم باطل است.

۲- اراکی، گلپایگانی: ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید نماز باطل می‌شود.

بهجت: مگر این که به نظم واجب دیگر، مثل قرائت. یا ذکر واجب صدمه بزند.

صافی، فاضل: ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید اشکال دارد.

وحید: ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید حرام است امّا بطلان نماز، محلّ اشکال است.

سبحانی: مشروط به اینکه از روی وسواس نباشد­­.

مظاهری: ولی اگر به خاطر وسوسه باشد جایز نیست­.

مکارم: مسأله- تکرار کردن آیات حمد. سوره یا ذکرهای رکوع. سجود. تسبیحات برای ثواب یا برای احتیاط مانعی ندارد، اما اگر به خاطر وسوسه باشد اشکال دارد.

مسأله ۱۱۳۷- در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند. اگر دیگری به او سلام کند۱، باید طوری جواب دهد که سلام مقدّم باشد مثلاً بگوید «السلام علیکم» یا «سلام علیکم». نباید «علیکم السلام» بگوید2.

۱- گلپایگانی، اراکی، صافی: باید همانطور که او سلام کرده جواب دهد، مثلاً اگر گفته «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم»، ولی در جواب «علیکم السلام» (اراکی: بنابراحتیاط واجب) باید بگوید «سلام علیکم».

خوئی، تبریزی: بنابراحتیاط واجب باید همانطور که او سلام کرده، جواب دهد مثلاً اگر گفته «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم» ولی در جواب «علیکم السلام» هر صیغه‌ای که می‌خواهد می‌تواند بگوید.

وحید: باید همانطور که او سلام کرده جواب دهد، مثلا اگر گفته «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم» مگر در جواب «علیکم السلام» که بنابراحتیاط واجب باید بگوید: «سلام علیکم»

سیستانی: باید جواب دهد ولی جواب باید مثل سلام باشد یعنی نباید بر اصل سلام اضافه داشته باشد مثلاً نباید در جواب بگوید «سلام علیکم. رحمه الله. برکاته» بلکه بنابراحتیاط لازم نباید لفظ «علیکم. یا «علیک» را بر لفظ سلام در جواب مقدم بدارد اگر آن کسی که سلام کرده اینچنین نکرده باشد؛ بلکه احتیاط مستحب آن است که جواب کاملاً همانطور که او سلام کرده باشد مثلاً اگر گفته «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم». اگر گفته «سلام علیک» بگوید «سلام علیک» ولی در جواب «علیکم السلام» می‌تواند «علیکم السلام» یا «السلام علیکم» یا «سلام علیکم» بگوید.

مکارم: جواب او واجب است امّا جواب باید مانند سلام باشد مثلاً اگر گفت «السلام علیک» در جواب بگوید «السلام علیک». اگر بگوید «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم» حتّی اگر بگوید «سلام» در جواب باید بگوید «سلام».

بهجت: باید مثل سلام او جواب دهد، بنابراین اگر گفت. «سلام علیکم» جواب بگوید. «سلام علیکم». اگر گفت. «السلام علیک» باید در جواب بگوید. «السلام علیک».

مظاهری: باید جواب او را بدهد.

۲- سبحانی: مثلا بگوید: «سلام علیکم». نباید «علیکم السلام» بگوید.

زنجانی: مسأله- در حال نماز، انسان نباید به دیگری سلام کند ولی باید جواب سلام مسلمان ممیز را بدهد، به این شکّل که اگر سلام کننده کلمه «سلام» را بر «علیکم». مانند آن مقدم داشت، باید نمازگزار در جواب سلام را مقدم دارد. به احتیاط مستحبّ از سایر جهات نیز همانطور که او سلام کرده جواب دهد، مثلاً اگر «السلام». با الف. لام- گفته او نیز با الف. لام جواب بگوید،. اگر «علیکم. به صیغه جمع. گفته، او نیز به صیغه جمع جواب دهد،. چنانچه سلام کننده «علیکم». مانند آن را بر سلام مقدم داشت، بنابراحتیاط واجب با صیغه‌های سلامی که در قرآن وارد شده است مانند «سلام علیک» یا «سلام علیکم» به قصد این که از قرآن است جواب بگوید.

مسأله ۱۱۳۸- انسان باید جواب سلام را چه در نماز یا در غیرنماز فوراً بگوید ۱و اگر عمداً یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری طول دهد، که اگر جواب بگوید، جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نباید جواب بدهد. اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.

۱- وحید: فورا طوری بگوید که عرفا جواب آن سلام باشد...

مکارم: مسأله- در غیر نماز هم جواب سلام واجب، اما سلام کردن مستحبّ است. باید جواب را طوری بگوید که جواب سلام محسوب شود، یعنی اگر زیاد فاصله بیندازد که جواب محسوب نشود کار حرامی کرده. جواب دادن واجب نیست.

مسأله ۱۱۳۹- باید جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود، ولی اگر سلام کننده کر باشد۱ چنانچه انسان به طور معمول جواب او را بدهد کافی است2.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

۱- خوئی، تبریزی، وحید، مظاهری: یا سلام داده. تند رد شود...

فاضل: باید با بلند کردن صدا یا با اشاره، طوری جواب او را بدهد که بشنود یا متوجّه جواب سلام شود.

سیستانی: یا سلام داده. تند رد شود، چنانچه ممکن باشد که جواب سلام را با اشاره یا مانند آن به او بفهماند جواب دادن لازم است. در غیر این صورت، جواب دادن در غیر نماز لازم نیست. در نماز جایز نیست.

مکارم: یا درمحیطی است که سر. صدا زیاد است، چنانچه به طور معمول جواب دهد کافی است. احتیاط آن است که با اشاره نیز به او بفماند.

۲- گلپایگانی، صافی:. درصورت امکان با حرکت لب یا اشاره جواب را بفهماند.

تبریزی:. چنانچه سلام را در نامه یا با سفارش شخصی بفرستد جواب واجب نیست.

زنجانی: مسأله- باید جواب سلام را به سلام کننده بفهماند، اگر چه سلام کننده کر باشد،. لازم نیست جواب سلام را طوری بگوید که سلام کننده بشنود،. اگر فهماندن جواب سلام به سلام کننده ممکن نباشد، مثل این که شخص به انسان سلام کند. به سرعت رد شود،. یا از تلویزیون یا رادیو سلام بدهد، ظاهراً جواب سلام لازم نیست.

مسأله ۱۱۴۰- نمازگزار۱ جواب سلام را به قصد جواب۲ بگوید نه به قصد دعا3.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.

۱- نوری، فاضل، سبحانی: باید نمازگزار ...

۲- اراکی: به قصد قرآن...

۳- مکارم: به قصد جواب بگوید نه به قصد قرائت بعضی از آیات قرآن. مانند آن.

گلپایگانی، صافی: مسأله- جواب سلام را باید به قصد ردّ تحیّت بگوید، نه به قصد قرآن یا دعا.

خوئی، تبریزی: مسأله- واجب نیست که نمازگزار جواب سلام را به قصد دعا بگوید، یعنی از خداوند عالم برای کسی که سلام کرده سلامتی بخواهد. بلکه به قصد تحیّت نیز بگوید، مانعی ندارد.

سیستانی: مسأله- واجب است نماز گزار جواب سلام را به قصد تحیّت بگوید. مانعی ندارد که قصد دعا هم بکند یعنی از خداوند عالم برای کسی که سلام کرده سلامتی بخواهد.

زنجانی: مسأله- جواب سلام راباید به قصد تحیّت (یعنی قصد احترام) مخاطب بگوید. لازم نیست در جواب سلام قصد دعا هم داشته باشد یعنی از خداوند عالم برای کسی که سلام کرده سلامتی بخواهد.

بهجت: مسأله- نمازگزار می‌تواند بجای ردّ سلام، جواب سلام را به قصد دعا بگوید.

وحید: مسأله- باید نمازگزار جواب سلام را به قصد تحیت بگوید هر چند در نظر گرفتن دعا هم مانعی ندارد.

مسأله ۱۱۴۱- اگر زن یا مرد نامحرم یا بچه ممیّز، یعنی بچه‌ای که خوب. بد را می‌فهمد۱، به نمازگزار سلام کند۲، نمازگزار باید. جواب او را بدهد4.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.

۱- بهجت:. به معنای سلام آگاه است...

۲- مکارم: به نمازگزار یا غیر نمازگزار سلام کند جواب او واجب است.

۳- اراکی، فاضل: نمازگزار می‌تواند ...

۴- گلپایگانی، صافی: ولی درجواب سلام زن باید بگوید: «سلام علیک». کاف را زیر. زبر. پیش ندهد.

خوئی، تبریزی: ولی درسلام زن که «سلام علیک» بگوید، باید بگوید: «سلام علیک».و کاف را زیر. زبر. پیش ندهد. (تبریزی:. بعید نیست در صورتی که کاف را زن با زبر گفته در جواب با زیر بگوید عیبی نداشته باشد).

فاضل:. بهتر است به قصد دعا، جواب بگوید.

سیستانی:. اگر زن به لفظ «سلام علیک» سلام کند، می‌تواند در جواب بگوید: «سلام علیک» یعنی کاف را زیر دهد.

وحید: ولی اگر زن در سلام بگوید. «سلام علیک» بنابراحتیاط واجب باید نمازگزار بگوید «سلام علیک». کاف را زیر. زبر ندهد.

زنجانی: مسأله- اگر زن یا مردی نامحرم مسلمان یا بچه ممیز مسلمان، یعنی بچه‌ای که خوب. بد را می‌فهمد سلام کند باید جواب او را بگوید، چه در حال نماز باشد، چه نباشد.

مسأله ۱۱۴۲- اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصیت کرده ولی نمازش صحیح است.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

مسأله ۱۱۴۳- اگر کسی به نمازگزار غلط سلام کند ۱، به طوری که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست2.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

۱- سیستانی: بنابراحتیاط واجب باید صحیح جواب بگوید.

۲- بهجت: مگر این که احتمال بدهد که سلام کننده نمی‌تواند به طور صحیح سلام دهد، که در این صورت ردّ سلام واجب است.

فاضل:. اگر سلام حساب شود جواب او واجب است. بهتر است به قصد دعا جواب بدهد.

گلپایگانی، صافی، نوری: جواب او جایز نیست. (صافی: ولی اگر سلام حساب شود جواب او واجب است).

زنجانی: مسأله- اگر کسی غلط سلام کند به طوری که سلام حساب نشود، جواب او واجب نیست،. چنانچه در حال نماز باشد جایز نیست.

مکارم: مسأله- هرگاه سلام از روی مسخره یا شوخی باشد. یا طوری غلط بگوید که سلام حساب نشود جواب آنها لازم نیست. احتیاط واجب آن است که در جواب سلام غیر مسلمان فقط «سلام» بگوید یا تنها «علیک».

وحید: مسأله- اگر کسی به نمازگزار غلط سلام کند به طوری که سلام حساب شود جواب او واجب. بنابراحتیاط باید به طور صحیح باشد، ولی اگر به طوری باشد که سلام حساب نشود جواب او جایز نیست.

مسأله ۱۱۴۴- جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می‌کند۱ واجب نیست۲. احتیاط واجب آن است که در جواب سلام مرد. زن غیر مسلمان بگوید: «سلام» یا فقط «علیک»3.

این مسأله در رساله آیت الله سبحانی نیست.

۱- گلپایگانی، زنجانی:. جواب سلام مرد. زن غیر مسلمان...

خوئی، تبریزی، سیستانی:. جواب سلام مرد. زن غیر مسلمان در صورتی که ذمّی نباشند واجب نیست. اگر ذمّی باشند بنابراحتیاط واجب به کلمه «علیک» اکتفا شود.

۲- گلپایگانی، صافی، زنجانی:. چنانچه در نماز باشد جایز نیست (صافی:. جواب سلام غیر مسلمان در نماز جایز نیست. در غیر حال نماز به گفتن «علیک» اکتفا شود).

وحید:. جواب سلام مرد. زن غیر مسلمان بنابراحتیاط واجب است.. در جواب اکتفا کند به. کلمه «سلام» یا کلمه «علیک» هر چند احوط آن است که به کلمه «علیک. جواب بگوید.

۳- فاضل: احتیاط واجب آن است که در جواب سلام مرد. زن غیر مسلمان اهل ذمّه بگوید«علیک».

مظاهری: خوب است در جواب سلام غیر مسلمان گفته شود «علیک».

مکارم: رجوع کنید به ذیل مسأله 1143.

بهجت: مسأله- جواب سلام کسی که مسلمان نیست، در نماز، واجب نیست بلکه جایز هم نیست؛ ولی در غیر نماز، ممکن است جواب به لفظ «سلام» فقط یا «علیک» فقط، جایز باشد؛ مگر این که مصلحتی در کار باشد که در این صورت با قصد قرآن خواندن، «سلام علیک» یا «سلام علیکم» می‌گوید که در این صورت، جایز. گاهی خوب. گاهی واجب می‌شود.
مسأله ۱۱۴۵- اگر کسی به عده‌ای سلام کند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولی اگر یکی از آنان جواب دهد کافی است.

مسأله ۱۱۴۶- اگر کسی به عده‌ای سلام کند. کسی که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عده واجب است.1

این مسأله دررساله آیات عظام: بهجت. مکارم وسبحانی ومظاهری نیست

۱-وحید:جواب سلام اوازدیگران ساقط می‌شود

مسأله ۱۱۴۷- اگر به عده‌ای سلام کند. کسی که بین آنها مشغول نماز است شکّ کند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید جواب بدهد،. همچنین است. اگر بداند قصد او را هم داشته ولی دیگری جواب سلام را بدهد۲. اما اگر بداند که قصد او را هم داشته. و دیگری جواب ندهد۴، باید جواب او را بگوید5.

این مسأله در رساله آیت الله مظاهری نیست.

۱- سیستانی: بنابراحتیاط واجب...

۲- زنجانی: ولی می‌داند دیگری جواب سلام را می‌دهد...

۳- بهجت: یا این که به وسیله‌ای بفهمد که فقط او را قصد کرده است...

۴- زنجانی: یا شکّ داشته باشد دیگری جواب سلام را می‌دهد یا نه...

سیستانی: یا شکّ کند که جوابش را داده‌اند یا نه...

۵- تبریزی:. [اگر] قبل از آن که دیگری جواب دهد او جواب بگوید، مانعی ندارد.

بهجت: ولی اگر بچه ممیزی هم جواب سلام را داد، بنابرأظهر از نمازگزار. دیگران ساقط می‌شود.

مسأله ۱۱۴۸- سلام کردن مستحبّ است. و خیلی سفارش شده است. که سواره بر پیاده. ایستاده به نشسته. کوچکتر به بزرگتر سلام کند3.

۱- مکارم: سلام کردن از مستحبات مؤکّد است. در قرآن مجید. روایات اسلامی روی آن تأکید فراوان شده است...

۲- سیستانی: در روایت است ...

وحید: در اخبار سفارش شده است...

مکارم :و سزاوار است...

۳- زنجانی:. ا گر مسلمان ممیّزی سلام کرد، جواب دادن آن بر مکلف واجب است.

مسأله ۱۱۴۹- اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بر هر یک واجب است جواب سلام دیگری را بدهد1.

۱- خوئی، تبریزی، سیستانی، مکارم، زنجانی، وحید: بنابراحتیاط واجب (وحید: بنابراحتیاط) باید هر یک جواب سلام دیگری را بدهد.

بهجت: مسأله- اگر دو نفر با هم در یک زمان به یکدیگر سلام کنند بر هر یک واجب است جواب سلام دیگری را بدهد ولی احتمال دارد که بر هیچکدام ردّ سلام واجب نباشد،. اگر کسی به یکی از دو نفر. بدون تعیین. سلام کرد، جواب سلام بر هیچکدام واجب نیست. درحال نماز جایز نیست.

مسأله اختصاصی

مکارم: مسأله ۱۰۲۹- این که بعضی در جواب سلام می‌گویند: «سلام از من. کافی نیست، بلکه سلام دیگر از ناحیه شخص مقابل محسوب می‌شود. هر دو احتیاطاً باید بعد از آن جواب دهند.

مسأله ۱۱۵۰- در غیر نماز، مستحب است جواب سلام را بهتراز سلام بگوید مثلاً اگر کسی گفت «سلام علیکم» در جواب بگوید «سلام علیکم. رحمه الله»

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست

هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا. عمدی است۱. چنانچه سهواً هم با هم با صدا بخندد یا لبخند بزند نمازش باطل نمی‌شود2.

۱- مکارم:. همچنین خنده‌ای که در آن بی اختیار باشد؛ اما تبسم. لبخند نماز را باطل نمی‌کند هرچند عمدی باشد. نیز خنده سهوی به گمان این که در حال نماز نیست، موجب باطل شدن نماز نمی‌شود.

۲- گلپایگانی، صافی: چنانچه سهواً هم با صدا بخندد به طوری که صورت نماز از بین برود نماز باطل است ولی لبخند نماز را باطل نمی‌کند.

خوئی، تبریزی،: چنانچه عمداً بی صدا یا سهواً با صدا بخندد، ظاهر این است که نمازش اشکال ندارد.
بهجت: هفتم: از مبطلات نماز، عمداً قهقهه کردن (یعنی خندیدن شدید) است ولی اگر سهواً یا از روی فراموشی قهقه کرد، نمازش صحیح است. اگر کسی با صدا بخندد ولی به حدّ قهقهه نرسد، در صورتی که مقدّمه خندیدن به اختیار. توجه او بوده است، بنابرأظهر نمازش باطل است وگرنه باطل بودن نماز، مطابق احتیاط است که نماز را تمام کرده. بعد، از روی احتیاط دو مرتبه اعاده نماید.

سیستانی: هفتم: از مبطلات نماز، خنده با صدا. عمدی است هرچند بدون اختیار باشد اگر مقدّماتش اختیاری باشد، بلکه بنابراحتیاط واجب هرچند هم مقدّماتش اختیاری نباشد در صورتی که وقت برای اعاده باشد باید آن را اعاده کند ولی اگر عمداً بی صدا یا سهواً با صدا بخندد نمازش اشکال ندارد.

فاضل: هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا. مد. ترجیع است. نیز بنابراحتیاط واجب هر نوع خنده با صدا اگر عمدی باشد. چنانچه سهواً هم با صدا بخندد به طوری که صورت نماز از بین برود نماز باطل است ولی لبخند نماز را باطل نمی‌کند.

زنجانی: هفتم: «خندیدن با صدا» از مبطلات نماز آن است که نمازگزار عمداً با صدا بخندد. چنانچه عمدا بی صدا یا سهوا -با صدا یا بی صدا- بخندد ظاهر این است که نمازش اشکال ندارد.

وحید: هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا. عمدی است، مگر اینکه جاهل قاصر باشد،. چنانچه بی صدا یا سهوا با صدا بخندد، نمازش اشکال ندارد.

نوری: هفتم: از مبطلات نماز خنده با صدا. ترجیع است،. بنابراحتیاط واجب خنده با صدا اگر چه ترجیع نداشته باشد. عمدی باشد. چنانچه سهواً با صدا بخندد، اگر به هم زننده صورت نماز نباشد یا لبخند بزند، نمازش باطل نمی‌شود.

مظاهری: هفتم: از مبطلات نماز خنده با صداست ولی اگر سهوا باشد به این معنی که فراموش کرده است در نماز است ویا اضطرارا باشد به این معنی که نتواند جلوی خنده خود را بگیرد. یا جهل به مسأله باشد، نماز باطل نمی‌شود گرچه در هر سه صورت بهتر است نماز را دوباره بخواند اما تبسم. لبخند نماز را باطل نمی‌کند.

مسأله ۱۱۵۱- اگر برای جلوگیری از صدای خنده حالش تغییر کند۱، مثلاً رنگش سرخ شود۲، چنانچه از صورت نمازگزار بیرون رود، باید نمازش را دوباره بخواند.

۱- گلپایگانی، صافی: به حدی که از صورت نمازگزار خارج شود نمازش باطل است.

مکارم:. رنگش سرخ شود. بدن تکان بخورد به طوری که از شکل نمازگزار بیرون رود، نماز او باطل است. اگر به این حد نرسد، اشکالی ندارد.

۲- اراکی، سیستانی: بنابراحتیاط واجب نمازش را دوباره بخواند.

خوئی، تبریزی: بهتر آن است که نمازش را دوباره بخواند.

وحید: لازم نیست نمازش را دوباره بخواند مگر آنکه مانع دیگری پیدا شود مثل آنکه از صورت نمازگزار خارج شود.

زنجانی: بنابراحتیاط مستحبّ نمازش را دوباره بخواند.

بهجت: نمازش صحیح است.

فاضل: چنانچه به حدی باشد که از صورت نمازگزار خارج شود نمازش باطل است.

مظاهری: نماز باطل نمی‌شود ولی بهتر است که نماز را دوباره بخواند.

هشتم: از مبطلات نماز۱ آن است که برای کار دنیا عمداً با صدا گریه کند، ولی اگر برای کار دنیا بی صدا گریه کند اشکال ندارد. ولی اگراز ترس خدا یا برای آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند، اشکال ندارد، بلکه از بهترین اعمال است.

۱- تبریزی: بنابراحتیاط ...

۲- اراکی، گلپایگانی، خوئی، فاضل، صافی، تبریزی، نوری: احتیاط واجب آن است که برای کار دنیا بی صدا هم گریه نکند...

مکارم: هشتم: گریه کردن، گریه کردن با صدا نماز را باطل می‌کند هرچند بی اختیار شود، بلکه بنابراحتیاط واجب گریه بی صدا نیز نماز را باطل می‌کند، اینها درصورتی است که گریه از ترس خدا. برای آخرت نباشد،. الّا نه تنها نماز را باطل نمی‌کند، بلکه از بهترین اعمال. از کارهای اولیای خداست.

سیستانی: هشتم: از مبطلات نماز بنابراحتیاط واجب آن است که برای کار دنیا عمداً با صدا یا بی صدا گریه کند ولی اگر از ترس خدا یا از روی شوق به سوی او یا برای آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند، اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است بلکه اگر برای خواستن حاجت دنیوی از خدا، از روی تذلل در پیشگاه او گریه کند اشکال ندارد.

وحید: هشتم: از مبطلات نماز بنابراحتیاط واجب آن است که برای کار دنیا عمدا گریه کند مگر اینکه جاهل قاصر باشد. اگر از ترس خدا یا برای آخرت گریه کند از بهترین اعمال است.

زنجانی: مسأله- گریه کردن با صدا برای کار دنیا بنابرمشهور از مبطلات نماز است ولی ظاهراً گریه کردن نماز را باطل نمی‌کند. بنابراحتیاط مستحبّ چنانچه گریه کند، چه با صدا باشد، چه بی صدا، نماز را تمام کند آن را دوباره بخواند.

سبحانی: هشتم: از مبطلات نماز آن است که برای کار دنیا عمدا با صدا. یا بی صدا گریه کند . اگر از ترس خدا یا برای آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است.

مظاهری: هششتم: از مبطلات نماز آن است که: برای دنیا با صدا گریه نکند. همچنین اگر برای دنیا بی صدا یا سهوا یا بی اختیار یا از روی ندانستن مسأله گریه کند اشکال ندارد. همچنین اگر از ترس خدا یا برای آخرت یا مصائب ائمه علیهم السلام گریه کند، آهسته باشد یا بلند، اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است.

نهم: از مبطلات نماز کاری است که. صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن۲. به هوا پریدن۳. مانند اینها، کم باشد یا زیاد۴ عمداً باشد یا از روی فراموشی۵ ولی کاری که صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره کردن به دست اشکال ندارد6.

۱- بهجت: کار زیادی است که نزد افراد متشرّعه...

زنجانی: هشتم «از بین رفتن صورت نماز». از مبطلات نماز کاری است که...

۲- فاضل: [و] رقصیدن...

۳- صافی: از روی بازی به هوا پریدن...

۴- خوئی، زنجانی، تبریزی، مکارم: مثل دست زدن. به هوا پریدن. مانند اینها...

۵- فاضل: فرقی ندارد...

۶- بهجت: مثل کشتن عقرب، حفظ کردن مال، ساکت کردن. بغل کردن. شیردادن بچه. اشاره کردن با دست، اشکال ندارد.
وحید: نهم: از مبطلات نماز کاری است که صورت نماز را به هم بزند به طوری که عرفا نگویند نماز می‌خواند -مثل به هوا پریدن . مانند ان- عمدا باشد یا از روی فراموشی. ولی کاری که صورت نماز را بهم نزند مثل اشاره کردن به دست اشکال ندارد

مظاهری: نهم: از مبطلات نماز کاری است که صورت نماز را به هم زند مثل به هوا پریدن. ساکت ماندن به مقداری که نگویند نماز می‌خواند عمدا باشد یا سهوا با اختیار باشد یا بدون اختیار از روی جهل به مسأله باشد یا نه، ولی کاری که صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره کردن به وسیله دست اشکال ندارد.

مسأله ۱۱۵۲- اگر در بین نماز به قدری ساکت بماند که نگویند نمازمی خواند۱ نمازش باطل می‌شود2.

۱- فاضل، مکارم: که از صورت نمازگزار خارج شود...

۲- تبریزی: بنابر احتیاط نمازش را بعد از تمام کردن اعاده کند.

سبحانی: . در این قسمت بین عمد. سهو فرقی ندارد.

مظاهری: رجوع کنید به ذیل مورد نهم از مبطلات نماز.

مسأله ۱۱۵۳- اگر در بین نماز کاری انجام دهد یا مدتی ساکت شود. شکّ کند که نماز به هم خورده یا نه نمازش صحیح است1.

این مسأله در رساله آیت الله بهجت نیست

۱- خوئی، زنجانی: جایز است نماز را قطع کرده. اعاده نماید. بهتر این است (زنجانی: احتیاط مستحبّ این است) که نماز را تمام کرده. دوباره بخواند.

گلپایگانی، صافی: (صافی: احتیاط این است که نماز را تمام کند. دوباره بخواند) بلی، اگر از جهت ندانستن حکم مسأله باشد نماز را رجاءً تمام کند. بعد حکم مسأله را بپرسد. مطابق وظیفه اش عمل نماید.

تبریزی: بنابراحتیاط نماز را تمام کرده. دوباره بخواند.

سیستانی: باید نمازرا اعاده نماید ولی بهتر این است که آن را تمام کرده. سپس اعاده نماید.

مکارم: مسأله- اگر مقداری سکوت کند. شکّ کند که آیا این مقدار سکوت، نماز را به هم زده یا نه، نمازش صحیح است،. همچنین اگر کاری انجام داده که شکّ دارد صورت نماز را به می‌زند یا نه.

وحید: مسأله- اگر در بین نماز کاری انجام دهد یا مدتی ساکت شود. در اثر آن شکّ کند که صورت نماز به هم خورده یا نه، باید نمازش را اعاده کند هر چند احتیاط مستحب این است که نماز را تمام کرده. دوباره بخواند.

دهم: از مبطلات نماز، خوردن. آشامیدن است، اگر در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز می‌خواند.

خوئی، زنجانی، تبریزی، سیستانی: (دهم: از مبطلات نماز، خوردن. آشامیدن است که.) اگر در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که نگویند نماز می‌خواند عمداً باشد یا از روی فراموشی نمازش باطل می‌شود*، ولی کسی که می‌خواهد روزه بگیرد، اگر پیش از اذان صبح نماز مستحبی بخواند. و تشنه باشد، چنانچه بترسد که اگر نماز را تمام کند صبح شود، در صورتی که آب رو به روی او در دو سه قدمی باشد می‌تواند در بین نماز آب بیاشامد؛ اما باید کاری که نماز را باطل می‌کند مثل روگرداندن از قبله. انجام ندهد.

. [قسمت داخل پرانتز در رساله آیت الله زنجانی نیست]

  • وحید: اما اگر طوری باشد که بگویند نماز می‌خواند، چنانچه عمدا باشد نماز بنابراحتیاط باطل می‌شود ولی اگر جاهل قاصر یا از روی فراموشی باشد نمازش اشکال ندارد ...

. وحید: نماز وتر بخواند...

. گلپایگانی، صافی: مثل پشت کردن به قبله...

مکارم: دهم: خوردن. آشامیدن به گونه‌ای که صورت نماز را به هم زند، موجب باطل شدن نماز است ولی اگر ذراتی از غذا. مانند آن در دهان باشد. موقع نماز فرو برد نماز را باطل نمی‌کند.

فاضل: دهم: از مبطلات نماز، خوردن. آشامیدن است، اگر در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که صورت نماز به هم بخورد نمازش باطل می‌شود حتّی اگر صورت نماز به هم نخورد، بنابراحتیاط واجب نماز باطل می‌شود.

مظاهری: دهم: از مبطلات نماز خوردن. آشامیدن است در صورتی که عمدا. با علم به مسأله باشد، مانندآب خوردن حتی اگر قند یا شکّر. مانند این‌ها را در دهان بگذارد. در حال نماز کم کم آب شود. فرو ببرد نمازش باطل می‌شود ولی اگر در بین نماز غذایی را که لای دندان‌ها مانده فرو ببرد اشکال ندارد.

مسأله ۱۱۵۴- احتیاط واجب آن است که در نماز هیچ چیز نخورد. نیاشامد چه موالات نماز به هم بخورد یا نخورد. چه بگویند نماز می‌خواند یا نگویند.

این مسأله در رساله آیات عظام فاضل، مکارم. مظاهری نیست.

وحید: رجوع کنید به ذیل مورد دهم از مبطلات نماز.


گلپایگانی، خوئی، زنجانی، صافی: مسأله- اگر به واسطه خوردن یا آشامیدن عمدی، موالات نماز به هم بخورد، یعنی طوری شود که نگویند نماز را پشت سر هم می‌خواند (خوئی، صافی، زنجانی: بنابراحتیاط واجب) باید نماز را دوباره بخواند.

اراکی: مسأله- احتیاط واجب آن است که در نماز از خوردن. آشامیدنی که موالات عرفی نماز را به هم می‌زند اجتناب کند هرچند صورت نماز از بین نرود.

تبریزی: مسأله- اگر بواسطه عملی موالات نماز به هم بخورد، یعنی طوری شود که نگویند نماز را پشت سر هم می‌خواند بنابراحتیاط واجب باید نماز را بعد از تمام کردن دوباره بخواند.

سیستانی: مسأله- اگر خوردن یا آشامیدن عمدی صورت نماز را هم به هم نزند، بنابراحتیاط واجب نماز را دوباره بخواند خواه موالات نماز به هم بخورد، یعنی طوری شود که نگویند نماز را پشت سر هم می‌خواند یا نه.

بهجت: مسأله- اگر عمداً در نماز، چیز کمی بخورد به طوری که موالات، یعنی پی در پی آوردن کارهای نماز به هم نخورد. از صورت نمازگزار هم خارج نشود، بنابراحتیاط واجب نمازش را باید دومرتبه بخواند ولی اگر سهواً باشد، بنابرأظهر نماز صحیح است.

مسأله ۱۱۵۵- اگر در بین نماز، غذایی را که لای دندانها. مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمی‌شود۲،. اگر۳ قند یا شکّر. مانند اینها در دهان مانده باشد. درحال نماز کم کم آب شود. فرو رود نمازش اشکال پیدا می‌کند4.

۱- خوئی، گلپایگانی، تبریزی،زنجانی، صافی، سیستانی: در دهان یا لای دندانها...

۲- نوری: احتیاط واجب آن است که در بین نماز، غذایی را که لای دندانها مانده فرو نبرد...

۳- گلپایگانی، خوئی، سیستانی، صافی، تبریزی:. نیز اگر کمی...

زنجانی:. نیز اگر...

بهجت:. همچنین اگر...

نوری: ولی اگر...

۴- اراکی، گلپایگانی، خوئی، سیستانی، تبریزی، زنجانی، صافی، وحید، بهجت، نوری: نمازش اشکال ندارد. (بهجت: بنابرأظهر).

مکارم، مظاهری: رجوع کنید به مورد دهم از مبطلات.

فاضل: مسأله- اگر در بین نماز، ذرّاتی از غذا که در دهان یا لای دندانها باقیمانده فرو ببرد نماز را باطل نمی‌کند ولی اگر قند یا شکّر. مانند اینها در دهان مانده باشد. مقصودش آن باشد که در حال نماز کم کم آب شود. فرو رود، نمازش اشکال پیدا می‌کند.

یازدهم: از مبطلات نماز شکّ در رکعتهای نماز دو رکعتی۱ یا سه رکعتی یا در دو رکعت اول نمازهای چهار رکعتی است2.

۱- وحید: مانند نماز صبح. نماز مسافر...

۲- خوئی، تبریزی، سیستانی، صافی، وحید: در صورتی که نمازگزار در حال شکّ باقی باشد. (تبریزی: یا مقداری از نماز را درحال شکّ بجا آورد).

زنجانی: مسأله- نهم: «شکّ‌های باطل کننده» از مبطلات نماز، شکهایی است که نماز را باطل می‌کند. تفصیل آنها در مسأله [۱۱۶۵] خواهد آمد.

دوازدهم: از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمداً یا سهواً کم یا زیاد کند۱، یا چیزی۲ را که رکن نیست عمداً کم یا زیاد نماید3.

۱- مکارم: مانند کم. زیاد کردن رکوع، یا دو سجده با هم، اما کم. زیاد کردن چیزی که رکن نیست اگر عمدی نباشد اشکالی ندارد. اگر از روی عمد باشد نماز را باطل می‌کند، مانند کم. زیاد کردن یک سجده.

۲- بهجت: از واجبات...

۳- صافی: ولی زیاد شدن سهوی تکبیره الاحرام چنانچه در مسأله [۹۴۲] گفته شد، بنابراحتیاط، موجب باطل شدن نماز است.

تبریزی:. در مسأله [۹۴۲] گذشت که زیادی تکبیره الاحرام سهواً هم مبطل نماز نیست.

خوئی: دوازدهم: از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمداً یا سهواً کم کند، یا چیزی را که رکن نیست عمداً کم نماید. یا چیزی را عمداً در نماز زیاد کند یا رکنی را مثل رکوع یا دو سجده از یک رکعت سهواً زیاد کند. اما زیاد کردن تکبیره الاحرام سهواً هم مبطل نماز نیست.

سیستانی: یا چیزی از اجزاء نماز را عمداً زیاد کند.. همچنین اگر رکنی را مثل رکوع یا دو سجده از یک رکعت سهواً زیاد کند نمازش بنابراحتیاط واجب باطل می‌شود. اما زیاد کردن تکبیره الاحرام سهواً مبطل نماز نیست.

وحید: دوازدهم: از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمدا یا سهوا کم کند یا چیزی را که رکن نیست عمدا کم یا زیاد نماید مگر اینکه جاهل قاصر باشد. اگر رکوع یا دو سجده از یک رکعت را عمدا یا سهوا زیاد کند نمازش باطل می‌شود ولی زیاد کردن تکبیره الاحرام سهوا مبطل نماز نیست. وبطلان نماز به زیادی عمدی آن از جاهل قاصر محل اشکال است.

زنجانی: دهم: «نقص یا زیادی اجزای نماز» از مبطلات نماز آن است که رکن نماز را عمدا یا سهوا کم کند یا چیزی را که رکن نیست عمدا کم کند یا چیزی را عمدا در نماز زیاد کند یا رکوع را سهوا زیاد کند.. حکم زیاد کردن دو سجده از یک رکعت در مسأله [۱۱۰۹] گذشت.

مکارم: دهم: کم یا زیاد کردن ارکان اگر رکنی از ار کان نماز را کم یا زیاد کند عمدا باشد یا سهوا، مانند کم یا زیاد کردن رکوع یا دو سجده با هم موجب باطل شدن نمازاست، اما کم. زیاد کردن چیزی که رکن نیست اگر عمدی نباشد اشکال ندارد. اگر از روی عمد باشد نماز را باطل می‌کند مانند کم. زیاد کردن یک سجده.

مسأله ۱۱۵۶- اگر بعد از نماز شکّ کند که در بین نماز کاری که نماز را باطل می‌کند انجام داده یا نه، نمازش صحیح است.

پانویس

[۱]. مسأله 307

منبع: سایت انهار. تاریخ برداشت. ۹۴/۱۲/۱۳