فرهنگ مصادیق:آموزش آمادگی در مقابل حملات نظامی
محتویات
دفاع غیرعامل چیست؟
تا به حال دقت کردهاید که وقتی به همراه والدین و بزرگترهای خود به مسافرت میروید و خانه شما مدتی خالی میماند والدین شما قبل از ترک منزل چه اقداماتی انجام میدهند؟ احتمالاً اول از همه اتو را از برق میکشند. سپس شیر گاز را میبندند و بعد از آن هم به درب خانه چند عدد قفل میزنند تا کسی نتواند وارد خانه شود حتی به چند نفر از همسایهها هم میسپارند تا مراقب خانه شما باشند. گاهی اوقات هم چراغی را روشن میگذارند تا هنگام شب، خانه کاملاً تاریک و خاموش نباشد. حتی ممکن است پنجرهها رو هم قفل کنند تا اگر باد اومد اونهارو باز نکنه. دیگه چه کارهایی انجام میدهند؟ مثلاً پدر یا دایی تون ممکنه ماشینو ببرن تعمیرگاه تا بازدیدش کنن و ببینن که سالمه و مناسب جاده هست یا نه. حتی لاستیک زاپاس رو هم چک می کنن تا ببینن قابل استفاده هست یا کم باد شده.
حالا یه مثال دیگه، اگه تو شهر یا روستایی زندگی میکنید که دراطرافش رودخونه وجود داره، مسئولین شهری اجازه ساخت خانه در نزدیکی اونو به کسی نمیدهند. میدونید چرا؟ چون اگه یه وقتی بارندگی زیاد بشه و آب رودخونه طغیان کنه، باعث خرابی ساختمان می شه حتی بدتر از اون ممکنه باعث فوت افرادی بشه که در اطراف اون رودخونه در حال رفت و آمد هستند. این جمله معروف روهم حتماً شنیدهاید که پیشگیری همیشه بهتر از درمان است.
به نظر شما چرا این کارها را انجام میدهند؟
والدین شما و مسئولین کشور این اقدامات را انجام میدهند تا از بروز حادثه جلوگیری کنند؛ یعنی احتمال وقوع حادثه را کم کنند و اینکه اگه حادثهای پیش اومد خسارت اون رو کاهش بدن؛ مثلاً علت اینکه شیر اصلی گاز را میبندند، به خاطر این است که احتمال آتشسوزی را به حداقل ممکن برسانند.
شما در خانه و ماشینتان کپسول آتشنشانی دارید و به احتمال زیاد هم تا به حال اتفاق نیفتاده که بخواهید از آن استفاده کنید. ولی چون والدین شما احتمال میدهند که شاید یک روزی نیاز شود، آنها را خریداری کرده و نگهداری میکنند، حتی شاید تا سالها کپسول آتشنشانی مورد نیازشان نباشد ولی اگر روزی بر اثر حادثهای آتشسوزی اتفاق بیفتد، همین کپسول قرمز رنگ کوچک میتواند جلوی خسارتهای بسیار زیادی را بگیرد یا حتی جان چند نفر را حفظ کند.
در روزهایی که هوا ابریه، مادرتون میگویند که با خودت چتر ببر تا اگه بارون اومد خیس نشی. در صورتی که هنوز بارون نیومده و ممکنه که اصلاً اون روز بارون نیاد. ولی شما با خودتون چتر رو به همراه دارید تا اگه یه وقتی بارون گرفت، ازش استفاده کنید. یا می گن که لباس گرم بپوشید تا اگه هوا یکدفعه هنگام عصر سرد شد، سرما نخورید. شما کل روز با خودتون کاپشن حمل میکنید تا اگه هوا سرد شد، از آمادگی لازم برخوردار باشید و بتوانید در مقابل سرما از خود دفاع کنید.
بعضی از مثالهای بالا مربوط به حوادث طبیعی بود و برخی دیگه حوادث غیر طبیعی. حوادث طبیعی حوادثی هستند که بدون دخالت ما انسانها ایجاد میشوند مثل سیل یا باران، طوفان، زلزله، سرد شدن یا گرم شدن هوا و... حوادث غیر طبیعی اونهایی هستند که بر اثر دخالت ما انسانها به وجود میآیند. مثل آتشسوزی، تصادف، پرت شدن از بلندی، حتی جنگ.
گفتیم جنگ، بله جنگ هم یک حادثه محسوب میشود که توسط انسانها شروع میشه و میتونه سالها طول بکشه و باعث خرابی شهرها و مرگ بسیاری از انسانها بشه. حتماً می دونید (که در سال ۱۳۵۹) همین بیست و چند سال پیش رژیم بعثی عراق به ما حمله کرد و جنگی بزرگ رو بر علیه ما آغاز کرد. جوانان و مردان و زنان قهرمان ما به دفاع از کشورمون برخاستند و تلاش کردند تا از خاک و آب کشورمون ایران دفاع کنند. در زمان جنگ، بسیاری از جوانان ما شهید شدند. شاید از اقوام و فامیلتون کسی شهید یا مجروح شده باشد. حتماً توی تلویزیون فیلمهای اون دوران رو دیدید و میدونید که رژیم بعثی عراق که همه دنیا حمایتش میکردند ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ به کشور عزیزمون یورش آورد و جنگ رو شروع کرد. اوایل تونست وارد مرزهای کشورمون بشه ولی با مقاومت شدید رزمندگان ایران مواجه شد. حتماً اسم محمد جهان آرا رو شنیدید که فرمانده سپاه خرمشهر بود و همراه با دوستان و همرزمانش، دلیرانه ۴۵ روز در مقابل لشکر تا دندان مسلح بعثی مقاومت کرد. در اینجاست که وقتی پای دفاع به میان میآید غیور مردان تا پای جان خود مقاومت میکنند. جان خود را فدا میکنند تا سرزمین مادریشان حفظ شود.
دفاع از سرزمین
دیدیم که پدر و مادر از منزل در مقابل حوادث طبیعی و غیرطبیعی دفاع میکنند. کشور ما خانه بزرگ ماست؛ بنابراین همه افرادی که در یک کشور زندگی میکنند نباید اجازه دهند دشمن به کشور آنها آسیب برساند؛ که مثل دفاع از سرزمین و انسانها، عملی زیبا و با ارزش است.
خداوند در قرآن میفرماید: «کسی که انسانی را از مرگ نجات دهد، گویا همه انسانها را نجات داده است». میبینید که دفاع کردن از انسانها و نجات جان آنها چه ارزش بالایی در نزد خدا دارد. ما ایرانیان و مسلمانان، جنگ وکشتار انسانهای بی گناه و اشغال سرزمینهای دیگران را کاری نادرست میدانیم. ما به هیچ سرزمینی تجاوز نمیکنیم، اما اجازه هم نمیدهیم که کسی به سرزمینهای اسلامی تجاوز کرده و حق مسلمانان را پایمال کند. خداوند به ما دستورداده است هرقدر که میتوانیم، نیرویمان را جمع کنیم و همیشه آمادهٔ دفاع از سرزمینمان باشیم.[۱]
چرا آمادگی در برابر حادثه؟
برای آنکه دزد به خانه شما وارد نشود، چه اقداماتی انجام میدهید؟ حالا اگر وارد شد چکار میکنید؟
برای اینکه دزد به خانه شما وارد نشود، به درها چند عدد قفل میزنید یا با حفاظ فلزی آن را میپوشانید، به این عمل دفاع غیرعامل میگویند؛ یعنی کاری انجام میدهید تا دزد با دیدن این موانع از سرقت منزل شما منصرف شود، پس بهصورت غیر مستقیم، از خودتان دفاع کردهاید. حالا اگر دزد به خانه شما آمد چهکار میکنید؟ اول از همه با ۱۱۰ تماس میگیرید، سپس با صدا و فریاد از همسایهها کمک میخواهید و سعی بر دور کردن فرد میکنید، این عمل را دفاع مستقیم میگویند.
درهنگام جنگ هم ما دو نوع دفاع میتوانیم انجام دهیم. دفاع مستقیم (دفاع عامل) و دفاع غیر مستقیم (دفاع غیرعامل).
دفاع مستقیم مخصوص زمان جنگ آنهم بوسیله افراد آموزش دیده نظامی و با کمک وسایلی مثل اسلحه و موشک و تانک و هواپیما است.
دفاع غیرعامل شامل همه افراد حتی من و شما هم میشود. همچنین این نوع از دفاع درهر زمانی قابل اجراست و فقط مربوط به زمان جنگ نیست.
در دفاع غیرعامل، کارهایی انجام میدهیم تا دشمن نتواند ما را هدف بگیرد و خسارتی به ما وارد کند و اگر خسارتی به ما زد، خیلی کم باشد. پس به کلیه کارهایی که انجام میدهیم تا جان انسانها حفظ شود و خسارات به تجهیزات و ساختمانها کاهش یابد، دفاع غیرعامل میگوییم.
هدف از دفاع غیرعامل
در دفاع غیرعامل، ما باید به طریقی حملههای دشمن را بیاثر و خسارتها را کاهش دهیم. این مهمترین هدف در پدافند غیرعامل است. پس پدافند غیرعامل به کارهایی گفته میشود که جلوی از بین رفتن افراد و امکانات را بگیرد، یا میزان خسارتها را کم کند.
حالا به نظر شما چهکارهایی می تونیم در زمان صلح انجام بدیم تا در زمان جنگ یا حادثه خسارتها کاهش پیدا کنند؟
یک راه مناسب نگاه کردن به اطرافمونه. طبیعت، یک مدرسه بزرگ است. ما از طبیعت درسهای زیادی یاد گرفتهایم. بسیاری از اختراعات مهم بشر با مطالعه طبیعت و دقت درآن صورت گرفته است. یک راه خوب و ساده اینه که ببینیم حیواناتی که در طبیعت زندگی میکنند چهکارهایی انجام میدهند تا زنده بمونن.
روشهای دفاع غیرعامل
همرنگی
مثلاً شیر و پلنگ رنگ پوستشون همرنگ اطرافشونه؛ که این امر باعث میشود تا حیوانات دیگه اونهارو از دور تشخیص ندهند. به این کار همرنگ شدن با طبیعت یا همرنگی میگویند. به همرنگی استتار هم گفته میشود.
یک نمونه بسیار جالب دیگه از همرنگی در طبیعت، حیوونیه به نام آفتاب پرست. آفتاب پرست استاد همرنگی در طبیعت است. این جانور، هرجا که لازم باشد، به سرعت رنگ پوستش را تغییر میدهد و خودش را به رنگ محیط در میآورد. جانوران زیادی هستند که از این شیوه دفاعی استفاده میکنند. آنها با این کار، خودشان را از چشم دشمن پنهان میکنند.
برخی از جانوران رنگ خود را تغییر نمیدهند؛ اما رنگ پوستشان نزدیک به رنگ محیط شان است.
ما انسانها با مشاهده این رفتار حیوانات یاد گرفتیم که اگر میخواهیم دشمن ما رو نبینه باید لباسی که میپوشیم همرنگ محیطمون باشه تا اون مارو به راحتی نتونه تشخیص بده. پس لباسی که میپوشیم باید همرنگ محیطمون باشه و حتی صورتمونو هم اگه رنگ کنیم، بیشتر شبیه به محیط میشود.
حالا اگه ما همراهمون وسایل دیگه بود چی؟ مثل کوله پشتی یا اسلحه حتی ماشین؟ جوابش ساده است. می تونیم اونهارو هم همرنگ محیطمون رنگ کنیم.
استفاده از موانع
یه راه دیگه دفاع، استفاده از موانع است. هرچیزی که بتواند جلوی پیشروی دشمن را بگیرد، یک مانع به شمار میرود. به نظر شما چه موانعی می تونیم سرراه دشمن قرار بدهیم؟ شاید جواب بدهید یک دیوار بلند جلوی راهش بکشیم. یا بگید که زمین رو بکنیم و یک حفره بزرگ و طویل جلوی راهش درست کنیم و داخلش آب بریزیم که نتوانند به راحتی سمت ما بیان. همه جواباتون کاملاً درست هست. حتی شما می تونید بجای درست کردن رودخانه یا ساختن دیوار از رودخانه طبیعی و یا کوه و تپه استفاده کنید، چون اینها به طور همیشگی در طبیعت بودهاند و شما لازم نیست وقت و پول صرف کنید تا آنها را بسازید. پس ما دو نوع مانع داریم، مانع طبیعی و مانع مصنوعی. پس یکی از ارزانترین راههای دفاع، استفاده از طبیعت است. کوهها، درهها، رودخانهها، غارها و جنگلها هرکدام میتواند مانعی برسرراه دشمن باشد.
امام علی علیهالسلام فرمودهاند:
چون با دشمن روبه رو شدید، قرارگاهتان را بالای تپهها یا دامنهٔ کوهها یا کنار رودخانهها قرار دهید تا پناهگاهی برای شما و مانعی برای دشمن باشد.[۲]
با توجه به حدیث فوق به اهمیت دفاع بدون سلاح یا همان دفاع غیرعامل پی میبریم.
پس ما باید سعی کنیم در هنگام ساختن و قرار گرفتن در مقابل دشمن موقعیتهایی رو انتخاب کنیم که دسترسی دشمن به ما سخت ترباشد؛ مثلاً اگه بالای کوه بریم دشمن سختتر به ما میرسه و تا بخواد که از کوه بالا بیاد ما می تونیم شکستش بدیم.
اگر مانع طبیعی مناسب در اختیارمان نباشد، میتوانیم مانع مصنوعی ایجاد کنیم که جلوی دشمن را بگیرد. تعدادی از این موانع عبارتند از: استفاده از خندق، خاکریز، سیم خاردار، میدان مین و...
خندق گودال بزرگی است که دردوران قدیم اطراف شهرها یا روستاها ایجاد میشد، تادشمنان نتوانند به سادگی از آن عبور کنند و به مردم آسیب برسانند.
جنگ خندق یکی از مهمترین جنگهای مسلمانان است. در این جنگ، گروه بزرگی از دشمنان اسلام، شهر مدینه را محاصره کردند تا مسلمانان را برای همیشه نابود کنند.
سلمان فارسی که یک ایرانی بود، به مسلمانان پیشنهاد داد خندقی دور مدینه بکنند تا دشمن نتواند به شهر وارد شود. این پیشنهاد عملی شد. تنها چند نفر از پهلوانان دشمن از خندق گذشتند که آنها هم کشته شدند؛ بنابراین ایجاد موانع برای دفاع در برابر دشمنان هم یکی از شیوههای پدافند غیرعامل بوده که در قدیم از آنها استفاده میشده است. میدانستید که اصل کلمه عربی خندق، کندک فارسی بوده، یعنی کندن زمین؟
پنهان سازی (اختفا)
پنهان سازی یکی دیگر از روشهای مهم دفاع میباشد. در پنهانسازی، ما هم خود و هم تجهیزاتمان را از دید دشمن پنهان میسازیم. همه حیوانات اطراف ما هم از این اصل مهم استفاده میکنند. میتوانید چند تا از این حیوانات را نام ببرید؟ گربههای اطراف ما یکی از این حیوانات هستند، خیلی وقتها زیر ماشینها و یا گوشه انباریها پنهان میشوند تا بهراحتی آنها را شناسایی نکنیم. در بازی قایم باشک هم یک نفر چشم می گذاره و بقیه یه جایی قایم می شن. حالا هر کسی که جای دورتر و بهتری قایم بشه، دیرتر پیدا می شه. حتی می تونه تو جاهایی قایم بشه که خیلی نزدیکن ولی کسی که چشم گذاشته هرگز فکر نمیکرده کسی اونجا باشه؛ یعنی شما برای اینکه توسط دشمن شناخته نشید باید خود و تجهیزات را مخفی کنید. مثلاً نظامیها هواپیماها را توی غارها در دل کوها پنهان میکنند و دشمنان نمی دونن که داخل این کوه بزرگ سنگی پر اسلحه و سلاح جنگی که آماده حمله به اونهاست.
فریب
فریب هم یکی دیگه از مهمترین شیوههای دفاع غیرعامل است. پیامبر دربارهٔ فریب میفرمایند: جنگ یعنی فریب.
هر کاری که بتواند ذهن دشمن را از اهداف مهمتر دور کند و بهطرف هدفهای کماهمیتتری ببرد، فریب است.
از فریب در همهجا استفاده میشود، مثلاً حتی توی فوتبال هم کاربرد داره. فرض کنید پنالتی شده، فردی که می خواد شوت کنه، پایش را عکس جهتی که میخواهد شوت کند حرکت میدهد تا دروازه بان را فریب دهد.
فریب مثالهای زیادی می تونه داشته باشه؛ مثلاً می شه ساختمانهای نظامی را با برگ و درخت پوشاند که وقتی هواپیماها از روی اون رد می شن فکر کنن که جنگلی رو میبینند نه ساختمانی نظامی. پس در پنهانسازی شما خود را از دید دشمن پنهان میکنید ولی در فریب شما ممکن است حتی در دید دشمن باشید ولی او متوجه حضور شما نشود یا شما را با اجسام دیگر اشتباه تشخیص دهد.
پراکندگی
تا به حال شده که وقتی میخواهید به مدرسه یا اردو بروید، والدین شما بگویند، پولهایت را در جیبهای مختلف قرار بده؟ مثلاً مقداری را در جیب شلوار و مقداری را در جیب کیف مدرسه. فکر میکنید برای چه این پیشنهاد را به شما میدهند؟ علت این است که اگر اتفاقی افتاد و پولهایتان گم شد و یا در جایی جا گذاشتید، همه پولهایتان را از دست ندهید و مقداری از آن در جیب دیگرتان باقی بماند. در واقع با این کار میزان خسارت را کم میکنید.
در دفاع غیرعامل پخش کردن نیروها و امکانات خیلی مهم است. این کار باعث میشود دشمن نتواند به آسانی همه امکانات را نابود کند؛ مثلاً فرض کنید، اگر یک نیروگاه بزرگ برق داشته باشیم، دشمن ممکن است با یکبار حمله آن را نابود کند. آن وقت کل کشور درتاریکی فرو میرود. ولی اگر بهجای یک نیروگاه، ۱۰ نیروگاه کوچک داشته باشیم، دشمن برای نابودی آن باید ۱۰ بار حمله کند که خیلی سخت تراست.
یک مثل معروف میگوید: همهٔ تخممرغهایتان را دریک سبد نگذارید.
مکانهای امن
حتماً تا به حال نام کفتر چاهی رو شنیدهاید. البته می دونید که اسم صحیح اون کبوتر چاهی است. حالا چرا بهش میگویند کفتر چاهی؟ این نوع کبوتر، لانه اش رو توی قناتهای آب و چاههای زیر زمینی می سازه تا از گزند شکارچیها و جانوران درنده در امان باشه. عقابها هم لانه هاشونو جاهای خیلی بلند و دور میسازند تا کسی به اونها دسترسی نداشته باشه. چون می دونن که اگه لونه خودشونو محکم و غیرقابل دسترس باشه، احتمال آسیب رسیدن به اونها کمتر میشود. ما هم باید خانه هایمان مقاوم و مستحکم باشه تا در صورت بروز حادثه آسیب کمتری به منزل و افراد درون آن برسد. به دلیل اینکه تمامی خانههای یک شهر مستحکم نیستند، دولتها مکانهای امنی را تعبیه میکنند تا در صورت بروز اتفاقهایی نظیر زلزله یا حمله هوایی و موشکی مردم به داخل آنها پناه ببرند. این پناهگاهها ممکن است بزرگ و همگانی یا کوچک و اختصاصی باشند. پناهگاههای بزرگ را دولت میسازد ولی پناهگاههای کوچک را مردم نیز میتوانند بسازند مثلا همسایهها در یک مجتمع مسکونی میتوانند مبادرت به ساخت پناهگاهی برای افراد آن مجتمع کنند تا در صورت لزوم افراد به داخل آن مراجعت کنند.
حفظ اطلاعات
شما در مورد چند نفر از همکلاسی هاتون اطلاعات زیادی دارید؟ بعضی از این اطلاعات ممکنه که شخصی و خانوادگی باشه و قرار نباشه که دیگران از اونها با خبر باشند، ولی اونها خودشون این اطلاعات رو به شما دادهاند. بدون اینکه شما ازشون خواسته باشید. حتی اسم مادر، پدر، محل سکونت، اسم دوستاشون، غذایی که دیشب خوردهاند و... . شاید فکر کنید که این اطلاعات به درد کسی نمی خوره ولی یادتون باشه که افراد سودجو منتظر این اطلاعات هستند و با جمع کردن این اطلاعات می تونن در آینده بر ضد شما اقدام کنند؛ مثلاً اگر بدونن که هرروز از صبح تا بعد از ظهر در منزل کسی نیست می تونن برنامه ریزی برای دزدی کنند و یک روز بعد از ظهر ببینید که در منزلتان اثری از لوازم درونش نیست!
در مورد یک کشور هم همین مسئله صادق است. دشمن قبل از شروع تجاوز به یک کشور نیاز به جمعآوری اطلاعات دارد. گاهی اوقات بهوسیله افراد و جاسوسان خود این کار را انجام میدهد و گاهی هم بهوسیله هواپیماها و وسایل پیشرفته الکترونیکی. همه ما باید مراقب باشیم تا اطلاعاتی را هرچند مختصر در اختیار دیگران قرار ندهیم.
حفظ روحیه
حتماً داستان مسابقه قورباغهها را شنیدهاید که روزی مسابقهای میان قورباغهها بر سر بالارفتن از یک کوه بسیار بلند بود، قورباغهها شروع به بالارفتن کردند و تماشاچیان بجای تشویق شروع به تضعیف روحیه کردند، میگفتند چقدر بلند است، چقدر سخت است، کسی نمیتواند بالا برود، از توان آنها خارج است و مانند اینها، میدیدند که تعدادی از قورباغهها خسته شده و میافتادند، هرچه بالاتر میرفتند، از تعدادشان کمتر میشد تا اینکه فقط یک قورباغه به نوک قله رسید، وقتی از او پرسیدند چطور شد فقط تو توانستی از بین این همه قورباغه به انتهای مسابقه برسی، دیدند جواب نمیدهد و فهمیدند او ناشنوا بوده و چون شعارهای تماشاچیان را نشنیده بود، روحیه خود را از دست نداده بود و به انتهای مسابقه رسیده بود. دشمن هم با همین شعارها سعی دارد روحیه افراد جامعه را تضعیف کند و همچنین بین اقوام و ملتها تفرقه ایجاد کند بی آنکه شما هم متوجه این قصد آنها شوید.
پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) در جنگ بدر، تنها ۳۱۳ نفر نیرو داشت، اما تعداد سربازان دشمن، هزار نفر یعنی سه برابر آنها بود. با این وجود مسلمانان با توکل به خدا و حفظ روحیه، آن لشکر هزارنفری را شکست دادند و با پیروزی به شهر مدینه بازگشتند. خداوند درقرآن کریم میفرماید:
«چهبسا گروه کوچکی به خواست خدا، برگروه بزرگی پیروز شده است».[۳]
داستان اون پیرمرد رو شاید شنیدهاید که هنگام مرگ، پسرانش را دور خود جمع کرد و به اونها یک چوب نازک داد تا بشکنند و آنها به راحتی آن را شکستند. سپس دو چوب را کنار هم گذاشت و به آنها گفت بشکنند و آنها هم شکستند. پیرمرد همینطور چوبهای بیشتری را کنار هم گذاشت تا به پنج رسید، وقتی به پنج رسید، دیگر هیچکدام نتوانستند آنها را بشکنند، رو به آنها کرد و گفت: اگر مثل این چوبها در کنار هم و متحد باشید هیچکس نمیتواند شما را شکست دهد. پس اگر بین ما تفرقه ایجاد شود، دشمن به راحتی ما را از بین میبرد ولی در صورت داشتن اتحاد، دشمن هرچقدر هم که قوی باشد، نمیتواند بر ما سلطه یابد.







