فرهنگ مصادیق:آداب سخن گفتن درقرآن
محتویات
مقدمه
یکی از نعمتهای بزرگ خداوند به بشر زبان و توانایی سخن گفتن است. بدون توان سخن گفتن آدمی ناتوان از ارتباط با دیگری و انتقال یافتهها و دانشهای خویش است. توانایی سخن گفتن به انسان این امکان را میدهد که بتواند به سادگی و آسانی با دیگری ارتباط برقرار کرده و دانش و عواطف و احساسات خود را منتقل کند. نقش زبان و سخن گفتن در انسان تا آن اندازه است که برخی بر این باورند که انسان با سخن گفتن فکر میکند هر چند که این سخن گویی درونی است ولی شکلی از سخن گفتن است. متفکر و اندیشمندی که در گوشهای نشسته است با سخن گفتن درونی تفکر میکند و میاندیشد. از این روست که برخی اندیشیدن را به معنای سخن گفتن دانستهاند و فلاسفه و علمای دانش منطق عنوان نطق و سخن گفتن را به معنا و مفهوم تفکر دانسته و از انسان عاقل و خردمند به ناطق تعبیر کرده و گفتهاند؛ انسان حیوانی ناطق است. این گونه است که دانش منطق به معنا و مفهوم شیوه و روش تفکر و اندیشه است و کسی را منطقی میگویند که به روش و شیوهای درست تفکر کند و به علم و دانش دست یابد. با این همه قرآن برای سخن گفتن به عللی آداب و نیز آفاتی را بیان میکند که هدف از بیان این آداب در حقیقت شیوه و روش درست اندیشیدن و سخن گفتن است و رهایی از آسیبها و آفات فردی و اجتماعی آن است. به ویژه سخن گفتن به شکل ظاهری و معمولی آن ارتباط تنگاتنگی با حوزه عمل اجتماعی انسان و روابط عمومی وی دارد. این نوشتار بر آن است تا راههای درست سخن گفتن و نیز آداب و آفات سخن گفتن را از منظر قرآن تبیین کند. البته قرآن افزون بر بیان خصوصیات و شیوههای بیان و سخن گفتن به مسایل دیگری چون محتوای سخن و پیامها و مفاهیمی که گویندگان و سخن گویان با سخنان خویش به دیگری القا میکنند نیز توجه میدهد که این مسایل هر یک در جای خود بررسی میشود. در این جا هدف آن است تا تنها نقش ابزاری سخن برای انتقال مقاصد و مطالب بیان شود و آداب و آفات آن در روش و شیوه بیان گردد.
مطلب را با هم از نظر میگذرانیم:
آداب سخن
سخن به معنا کلام، قول، گفتار، بیان و نطق آمده است. [۱] قرآن برای این که پیام و سخن آدمی تاثیر مثبت و درستی در مخاطب و شنونده به جا گذارد اموری را به عنوان آداب سخن بیان میکند که در این جا بدانها اشاره میشود.
سلام و درود
یکی از آدابی که قرآن برای سخن گفتن بیان میکند شروع سخن با سلام و درود است. به این معنا که در آغاز سخن گفتن شخص مخاطب را عزیز و گرامی شمارد و با درود و سلام بر وی سخن خویش را آغاز کند. این گونه سخن گفتن موجب میشود تا شخص احساس آرامش کرده و به مخاطب اعتماد نماید. آغاز سخن با سلام به معنا و مفهوم آن است که شخص سخنی که بر زبان میآورد به قصد مهر و محبت است و عشق و علاقه خود را نسبت به شنونده این گونه القا میکند و عواطف و احساسات وی را برمی انگیزد. بی گمان ایجاد اعتماد در مخاطب نسبت به گوینده و تحریک عواطف و احساسات وی از گامهای مهم در جلب توجه و اهتمام مخاطب به گوینده و پیامی است که گفته میشود. از آن جایی که هدف گوینده از سخن گفتن انتقال پیام به شنونده است میبایست نخست عواطف و احساسات پراکنده وی را به سوی خود جلب و متوجه سازد تا بتواند در مقام استماع و شنوندگی قرار گیرد و همه هوش و حواس وی متوجه گوینده باشد. این زمانی ممکن است که عواطف و احساسات شنونده پیش از همه در اختیار گوینده قرار گیرد و برای تحقق این هدف سلام کردن میتواند احساسات و عواطف وی را برانگیزد و متوجه گوینده کند. این روشی است که فرشتگان در دیدارهای خویش با پیامبران داشتند و خداوند در آیات ۶۹ سوره هود و نیز ۵۱ و ۵۲ سوره حجر و هم چنین ۲۴ و ۲۵ سوره ذاریات بدان اشاره کرده است. تاثیر این شیوه برای جلب مخاطب تا آن اندازه است که خداوند در آیه ۵۴ سوره انعام از پیامبر(ص) میخواهد در ارتباط با مردم به ویژه مؤمنان از این شیوه بهره گیرد و پیش از آن که سخنی را به زبان آورد و پیامی را حتی از سوی خداوند به گوش شنوندگان و دیدارکنندگان خود برساند با سلام آغاز کند و هرگاه مؤمنان به سوی وی آمدند با سلام شروع و آغاز کند.
روی خوش
دومین ادبی که قرآن برای سخن گوی بیان میکند بشاش بودن و روی خوش نشان دادن گوینده است. سلام گفتن بیان گر حالت درونی فرد است و گوینده که سلام میکند میکوشد تا آرامش و نشاط و بشاشیت خود را به نوعی به مخاطب منتقل کند و با واژگان احساسی عواطف شنونده را برانگیزد. از این روست که به نشاط و سرور وی توجه میدهد و برای تاثیرگذاری سخن از گوینده میخواهد که با روی خوش با مخاطب مواجه شود. این روشی بود که پیامبر همواره بدان عمل میکرد و تبسم هرگز از روی چهره وی محو نمیشد. آغاز کلام با خبر خوش دلیل دیگری که برای لزوم بشاش و سرور در گوینده میتوان یافت افزون بر آیات پیشین، ادب دیگری است که در سخن گفتن در آیات قرآنی بیان شده است. خداوند از جمله آداب سخن گفتن را آغاز کلام با اخبار خوش و بشارت میشمارد و از گوینده میخواهد اگر انذار و هشدار و یا خبر ناخوشی در میان است اول کلام خویش را با بشارت و مژدهای شروع کند تا عواطف و احساسات مخاطب و شنونده به سوی گوینده جلب و جذب شود. از این روست که در داستان فرشتگان و حضرت ابراهیم(ع) با آن که برای عذاب قوم لوط به زمین آمده بودند در دیداری که با آن حضرت داشتند
نخست بشارت تولد کودکی برای ساره و ابراهیم(ع) را بیان میکنند و سپس به ماموریت خویش در ارتباط با عذاب قوم لوط میپردازند. [۲]
لطافت و مهربانی
«الرَّحْمَنُ» [خدای] رحمان[۳]
«عَلَّمَ الْقُرْآنَ» قرآن را یاد داد [۴]
«خَلَقَ الْإِنسَانَ» انسان را آفرید [۵]
«عَلَّمَهُ الْبَیَانَ» به او بیان آموخت [۶]
از این آیات میتوان به نتیجه رسید که صحبت کردن یکی از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به ما عنایت فرموده، لذا ما باید از این نعمت الهی به درستی و آنگونه خداوند دستور داده استفاده کنیم.
«اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى» به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته [۷]
«فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى» و با او سخنی نرم گویید شاید که پند پذیرد یا بترسد[۸]
خداوند در این آیات خطاب به حضرت موسی و هارون میفرماید: نزد فرعون بروید زیرا سرکشی کرده و با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد! بنابراین اولین تکنیکی که خداوند در قرآن برای صحبت کردنو معاشرت به ما میآموزد نرم و آرام سخن گفتن است زیرا که اینگونه سخن گفتن مخاطب را بیشتر متاثر میکند.
بنابراین در قدم اول بیاموزیم که در هنگام صحبت کردن با دیگران ار لحنی آرام استفاده کنیم و تند خوئی نکنیم.
«وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ»
و در راهرفتن خود میانهرو باش و صدایت را آهستهساز که بدترین آوازها بانگ خران است[۹]
از این آیه میتوان دریافت که داد و فریاد کردن (اربده کشی) کاری بسیار زشت و ناپسند است و خداوند انسان را از این کار منع کرده است.
بنابراین در قدم دوم باید یاد بگیریم که هرگز صدایمان را بلند نکنیم زیرا این کار به حدی ناپسند است که خداوند آن دسته از افراد که چنین صفتی دارند را به الاغ تشبیه میکند.
«وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا»
و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند که شیطان میانشان را بهم میزند زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است[۱۰]
خداوند در این آیه از انسان میخواهد که به هنگام صحبت کردن از بهترین کلمات و واژهها استفاده نماید حتی به هنگام عصبانیت.
بنابراین در قدم سوم باید بیاموزیم که همواره به هنگام صحبت کردن از کلماتی محترمانه استفاده نماییم.
«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ» به راستی که مؤمنان رستگار شدند
«الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ» همانان که در نمازشان فروتنند
«وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» و آنان که از بیهوده رویگردانند
خداوند در این آیه انسان را از به زبان آوردن لغویات باز میدارد. بنابراین باید همیشه به این نکته توجه داشته باشیم که هرگز نباید به هنگام صحبت کردن از کلمات لغو و بیهوده استفاده کنیم زیرا به مرور زمان زبانمان به این کلمات عادت میکند و در نتیجه شخصیتمان را زیر سوال میبرد.
بی کمالیهای انسان از سخن پیدا شود *********** پسته بی مغز چون لب وا کند رسوا شود
«وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ » وای بر هر بدگوی عیبجویی[۱۱]
خداوند دراین آیه از انسان میخواهد هرگز از دیگران عیب جویی نکنیم و شخصیت دیگران را زیر سوال نبریم و عیبهای دیگران را به رخشان نکشیم.
قدم چهارم این است که در صحبت کردن از لغویات بپرهیزیم.
همیشه باید به این نکته توجه داشته باشیم که حتی اگر مخاطب ما با ما بد صحبت کرد ما هرگز نباید مقابل به مثل کنیم بلکه باید با نرم صحبت کردن او را نیز آرام کنیم.
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا
و بندگان خدای رحمان کسانیاند که روی زمین به نرمی گام برمیدارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ میدهند [۱۲]
وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ
و نیکی با بدی یکسان نیست [بدی را] آنچه خود بهتر است دفع کن آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است گویی دوستی یکدل میگردد [۱۳]
خداوند در این آیات میفرماید: بنگان خاص من کسانی هستند که با غرور و تکبر روی زمین راه نمیروند و اگر انسانی جاهل با او بد خلقی کند خشم خود را فرو برده و به ملایمت با او برخورد میکند.
کم گوی و گزیده گوی چون در **********تا از سخنت جهان شود پر
پیامبر اکرم (ص) میفرماید: اَنـَا اَدیبُ اللّهِ وَ عَلیٌّ اَدیبی، اَمَرَنی رَبّی بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانی عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَیءٌ اَبْغَضُ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ لیُفْسِدُ العَمَلَ کَما یُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ؛ من ادب آموخته خدا هستم و علی، ادب آموخته من است. پروردگارم مرا به سخاوت و نیکی کردن فرمان داد و از بخل و سختگیری بازَم داشت. در نزد خداوند عزّوجلّ چیزی منفورتر از بخل و بد اخلاقی نیست. بد اخلاقی، عمل را ضایع میکند، آنسان که سرکه عسل را. [۱۴]اثر کم سخن گفتن
قال علی علیه السلام: ان احببت سلامه نفسک و ستر معایبک فاقلل کلامک و اکثر صمتک یتوفّر فکرک و یستیز قلبک. [۱۵]
اگر سلامت نفس و وجودت و نیز پوشانده ماندن عیوبت را دوست داشتی گفتارت را کم کن و سکوتت را بسیار تا آنکه اندیشهات بسیارودلت روشن شود و مردم از دست تو در امان باشند.
آداب سخن گفتن در قرآن
سخن گفتن، همچون دیگر کارهای شرعی، ادب خاص خود را میطلبد که در این مختصر به آن میپردازیم و یادآور میشویم آنچه در این بحث مطرح میشود، عملی کردن آن مختص به گروهی خاص نمیباشد، بلکه عمومیت دارد و لازم است در رابطه با تمامی انسانها اعم از مرد و زن، مؤمن و کافر، بزرگسال و خردسال، دانا و نادان به اجرا درآید.
۱- نیکو سخن گفتن و رعایت عفت کلام: در آیات مختلف قرآن کریم، خداوند متعال با پیامبران، ملائکه، مؤمنان، عموم مردم و حتی با کفار و مشرکان، ادب در کلام را کاملاً رعایت میکند. به مؤمنان نیز دستور میدهد با دیگران زیبا سخن گفته و از به زبان آوردن گفتار زشت و بی ادبانه (حتی در مقابل کافران و ابلهان) دوری گزینند: «با مردم (به زبان) خوش سخن بگویید» و نیز میفرماید: «و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند، که شیطان میانشان را به هم میزند، زیرا شیطان همواره برای انسان دشمنی آشکار است. »
۲- آهستگی در کلام: آهسته سخن گفتن از بهترین و زیباترین آداب گفتار و نشانه ادب است. قرآن کریم مسلمانان را به رعایت این خصلت بزرگ و با ارزش دعوت کرده و صدای افرادی که با فریاد سخن میگویند را به صدای درازگوش تشبیه نموده است: «]لقمان به فرزند خود گفت: ای پسر من [در راه رفتن خود میانه رو باش، و صدایت را آهسته ساز که بدترین آوازها بانگ درازگوشان است»
۳- پرهیز از بیهوده گویی: ادب اقتضای آن را دارد که گوینده در گفتار خود از سخنان لغو و بیهوده دوری نموده و کلمات شیوا و مفید را به زبان آورد. بیهوده گویی یکی از اخلاق ناپسند است که ایزد منان دوری از آن را یکی از ویژگیهای مؤمنان برشمرده است: «]مؤمنان رستگار شدند [و آنان که از بیهوده روی گردانند». در قرآن کریم برای هر گفت و شنودی، نوع و شیوهای خاص از گفتار توصیه شده، مانند قول حسن، قول معروف، قول کریم و استفاده از بعضی شیوهها مانند مکالمه با صدای بلند، یا با ناز و کرشمه مورد نهی قرار گرفته است.
۳- استواری کلام: با پایه و اساس سخن گفتن را خداوند متعال به مؤمنان دستور میدهد و به آنان تأکید میکند که این گونه با یکدیگر سخن بگویند: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از خدا پروا دارید و سخنی ا یکی از بزرگترین نعمتهایی که خداوند به انسان ارزانی داشته است، نعمت زبان و توانایی تکلم است. تا آنجا که خداوند خود در آیه چهارم سوره «الرحمن»، تعلیم نطق و بیان به انسان را به عنوان یک نعمت مهم، پس از مقام آفرینش وی با او یادآوری میکند و در آیات هشتم و نهم سوره مبارکه بلد میفرماید: «أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ؛ آیا به او دو چشم ندادیم؟ و زبانی و دو لب؟».
به باور نگارنده از میان معجزات انبیاء معجزه پیامبر اسلام(ص)، قرآن، که با عظمتترین معجزهاست، خود از سنخ کلام است و خود قرآن عظیمالشان، کلام خویش را به زیبایی، «بیان» معرفی میکند. خداوند در آیه شریفه ۱۳۸ سوره مبارکه آلعمران میفرماید تدثیر این بیان آسمانی و خارقالعاده تا بدانجا بوده است که کفار با شنیدن آن از شدت و شکوه و شگفتی از آن به سحر تعبیر میکردند.
همچنین تأثیر کلام شیوا و فصیح تا بدانجاست که بر طبق نص صریح قرآن مجید از جمله اولین دعاهای حضرت موسی(ع) پس از مبعوث شدن به رسالت همین امر بوده است، آنجا که میفرماید: «وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي؛ گره از زبانم بگشا تا سخنم را دریابند».
استوار گویید».
آداب سخن گفتن
آیات و روایات نویدها و هشدارهای زیادی در مورد زبان و سخن به ما میدهند از جمله امام علی (ع) در حکمت ۳۸۲ نهج البلاغه لانقل ما لاتعلم بل لاتقل کل ما تعلم (آنچه را نمی دانی مگو بلکه همه آنچه را که می دانی نیز مگو) امام در واقع در این کلام میفرماید هر چه میخواهد دل تنگت مگو.
هم چنین در حکمت ۳۸۱ نهج البلاغه میفرماید: سخن تا وقتی که آن را نگفته باشی در بند توست و چون گفتی تو در بند آنی پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره ی خود را نگه میداری زیرا چه بسا سخنی که نعمتی را طرد یا نعمتی را جلب مینماید.
اما بعضی از آداب سخن گفتن
عدم اهانت و تحقیر
پیامبر (ص)در این زمینه میفرماید: خدای تعالی فرمود هر کس به یکی از دوستان من اهانت کند پس با من اعلان جنگ کرده است.
هم چنین میفرماید: هر کس یکی از بندگان مومن مراخوار کند با من جنگ کرده است. [۱۶]
خداوند نیز در قرآن میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا» (همانا شما را به ۲ شکل مذکر و مونث آفریدیم و شما را به قبائل و شعبه شعبه کردیم تا یکدیگر را بشناسید).
هم چنین میفرماید: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» (گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست).
یک مسلمان و مومن نباید خود را از هیچ کس حتی کافر برتر بداند.
چرا خود را از کافر برتر ندانیم؟ چون ممکن است کافر مسلمان شود و به مرحله ی اولیا خدا برسد.
عدم صدای بلند
نصیحتهای لقمان حکیم به فرزندانش آن قدر مهم و با ارزش بوده که در قران ذکر شده است. در بخشی از این نصیحتها میفرماید: وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ(صدایت را کوتاه کن همانا زشترین صداهها صدای خران است. )
اظهار دوستی
امام صادق (ع) میفرماید: هر گاه شخصی را دوست داشتی او را به آن آگاه ساز زیرا که آن دوستی میان شما را پابرجا میسازد.
عدم اشاعه فحشا
پیامبر (ص) در این زمینه میفرماید: من اذاع فاحشه کان لمبتدئها(کسی که فساد و فحشایی را اشاعه دهد مانند کسی است که آن را از اول انجام داده است).
در زمان پیامبر (ص) به یکی از زنان پیامبر (از نظر شیعه به ماریه قبطیه و از نظر اهل تسنن به عایشه) تهمت زدند در همان زمان این آیه نازل شد: «لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا» (چرا هنگامی که این تهمت را شنیدید مردان و زنان مومن نسبت به خود گمان خیر نبردند).
آیت الله مطهری در این زمینه میفرماید:« اگر چیزی شنیدید که از آن خبرندارید بگویید دروغ است».
اگر هم از ان مطمئن بودید پرده پوشی کنید.
عدم جزع وبی تابی
شخصی نزد امام صادق (ع) آمد و جزع و بی تابی میکرد و امام فرمود برای این شخص مقداری پول بیاورید ان شخص گفت من میخواستم برایم دعا کنید پول نخواستم امام صادق (ع) فرمودند برایت دعا میکنم ولی هیچ گاه بی تابیهایت را برای مردم تشریح نکن چون ۲ اثر سوء دارد:
وانمود میشود که تو در صحنههای زندگی شکست خوردهای.
در نظر مردم حقیر میشوی و شخصیت و احترامت از میان میرود. [۱۷]
عدم تندی در لحن حتی در مقابل دشمنان
فردی به نام ابن ابوالعوجاء در زمان امام صادق (ع) زندگی میکرد که فردی شکاک و کافروزندیق بود اعتراف کرده که ۴۰۰۰ حدیث را جعل کرده حرام را حلال و حلال را حرام کرده. این فرد همراه با دوستانش به مسجد النبی آمدند اشاره به قبر پیامبر (ص) کرد و شخصیت پیامبر (ص) را زیر سئوال برد یکی از یاران امام صادق (ع) به نام مفضل بن عمر آنجا عبادت میکرد تاب نیاورد و شروع کرد به داد و بیداد. ابن ابوالعوجاء گفت تو کیستی اگر از متکلمین هستی دلیل بیاور و اگر از یاران جعفر بن محمد هستی جعفر بن محمد این گونه با ما برخورد نمیکند اگر با او سخن داشته باشیم خوب به شبهات و سوالات ما گوش می دهدودلیلهای ما را میشنود آنچنان که ما فکر میکنیم او مغلوب ما شده است بعد چنان متین دلیل واستدلال میآورد که همه دلایل مار ا باطل میکند وما را مغلوب خویش میکند اگر تو از یاران جعفربن محمد هستی نباید داد و بیداد کنی.
خداوند متعال نعمتهای زیادی را به بندگان ارزانی داشته که هر کدام از آنها شکر مخصوص به خود دارند؛ چرا که علاوه بر شکر زبانی هر نعمتی سزاوار شکر عملی است که عبارت است از استفاده کردن هر نعمت در جایی که خداوند فرموده است.
یکی از نعمتهایی که خداوند در قرآن کریم به آن اشاره فرموده، نعمت زبان است: « أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ» [۱۸]
این نعمت با آنکه حجم کوچکی نسبت به سایر اعضای بدن دارد، اما کارایی بسیار زیادی دارد و به همین علت هم میبینیم گناهان زیادی را برای این عضو بر شمردهاند.
در این گفتار در صدد آنیم که از دید قرآن کریم برخی خصوصیات گفتار و استفادههای صحیح و ناصحیح آن را بشناسیم تا سعی کنیم استفاده ما از این این عضو بدن، قرآنی باشد.
۱. در سخن گفتن مواظب باشید؛ چرا که تمام سخنانتان نوشته میشود:
«وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ * كِرَامًا كَاتِبِينَ»[۱۹]
۲. چه کسی از خداوند راستگوتر است؟
«. . . وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا»[۲۰]
۳ـ چه کسی گفتارش نیکو تر است از کسی که به سوی خدا دعوت میکند؟
«وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ. . . » [۲۱]
۴. آدمی زیر زبانش پنهان است:
«. . . فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مَكِينٌ أَمِينٌ» [۲۲]
۵. قرآن سخنی سنگین و با عظمت:
«إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا» [۲۳]
۶. پاکان، در سخن گفتن نیز به پاکی هدایت یافتهاند:
«وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ. . . » [۲۴]
۷. سلام کردن، بهترین شروع برای آغاز سخن با مؤمنان:
«وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ. . . »[۲۵]
۸. سلام، اولین سخن ملائکه هنگام قبض روح پاکان:
«الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ. . . »[۲۶]
۹. سلام، بهترین جواب ابلهان:
«. . . وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا »[۲۷]
۱۰. کسانی مورد شفاعت قرار میگیرند که گفتارشان مورد رضایت خداوند باشد:
«يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا» [۲۸]
۱۱. محکم و مستدل حرف بزنید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»[۲۹]
۱۲. در نصیحت دیگران سخن گفتن با نرمی احتمال تأثیرش بیشتر است:
«فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى» [۳۰]
۱۳. با پدر و مادر بزرگوارانه سخن بگویید:
«. . . وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا» [۳۱]
۱۴. با مردم به نیکی سخن بگویید:
«. . . وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا. . . » [۳۲]
۱۵. سخنان را بشنوید، اما به بهترینش عمل کنید:
«. . . فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ. . . » [۳۳]
۱۶ـ وقتی سوار بر مرکب میشوید، این ایه را بخوانید:
«. . . سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ»[۳۴]
اهمیت کلام: قرآن کریم از سنخ کلام است خود را به عنوان بیان معرفی کرده است: «هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ» [۳۵] گر چه بیان، مفهومی است گسترده و بر هر چیزی که مبین مقصود و مراد انسان باشد اطلاق میشود، خواه سخن یا خط یا اشاره، لکن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بیش از خط یا اشاره پرداخته است.
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله سادهای به نظر میرسد لکن با اندک تأمل خواهیم دانست که این امر از پیچیدهترین و ظریفترین اعمال انسانی است.
این ظرافت عظمت، از یک سو به نحوه همکاری اعضای دستگاه صوتی برای ایجاد اصوات مختلف و نیز به وضع لغات و چینش آنها به دنبال یکدیگر مربوط است و از سوی دیگر به تنظیم استدلالات و بیان احساسات از طریق عقل مربوط میشود. عظمت زبان، این عضو کوچک و فعال، و سخن که فعل آن است، از نکات زیر دریافت میشود:
۱. آن گونه که از آیات ۱ تا ۴ سوره الرحمن استفاده میشود، یکی از مهمترین نعمتهای الهی بعد از نعمت آفرینش، نعمت بیان است. در این آیات آمده است: «الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ» خدای رحمان، قرآن را یاد داد، انسان را آفرید، به او بیان آموخت. گویا مفهوم این سخن آن است که انسان است و بیانش.
۲. در قیامت از مسؤولیت زبان سؤال میشود. در سوره بلد آیات ۸ و ۹ میخوانیم: «أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ» آیا دو چشمش ندادیم، و زبانی و دو لب. شاید تعقیب آیه فوق به آیه ۱۰ این سوره: «وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ» و هر دو راه[ خیر و شر] را بدو نمودیم)، این مطلب را میفهماند که زبان یکی از ابزار هدایت است.
۳. سخن بهترین ابزار انتقال افکار و حتی تأثیر گذاری است که در کلام پیامبر به عنوان سحر به آن اشاره شده. فرمود: ان من البیان سحرا. [۳۶]
۴. از میان معجزات انبیا، با عظمتترین معجزه، معجزه خالده نبوی یعنی قرآن، از سنخ کلام است. تأثیر این معجزه تا بدانجا بوده که کفار با شنیدن این کلام، از آن به<سحر» تعبیر میکردند: «فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ»[۳۷] گفت: این قرکن جز سحر نیست. و گاه تا بدانجا پیش میرفتند که میگفتند:«وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ»[۳۸] کسانی که کافر شدند گفتند: به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید شاید شما پیروز شوید.
تعبیر به سحر و نهی از استماع قرآن، هر کدام به نوعی حکایت از نفوذ تأثیر کلام الهی بر مردم دارد.
۵. از جمله نخستین خواستههای موسی پس از مبعوث شدن به رسالت، برای موفقیت در انجام مسولیت خویش، زبان رساست. فرمود: «وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي. »[۳۹] و از زبانم گره بگشای، تا سخنم را بفهمند.
۶. وجود آفات برای سخن در فرمایش امیر المؤمنین، نشان دیگری از اهمیت و شأن کلام است. فرمود: للکلام آفات همانا برای سخن آفاتی است. [۴۰]
فیض کاشانی در محجه البیضأ آفات زبان را تا ۲۰ مورد بر شمرده است. در بیانی دیگر امام علی علیهالسلام، سخن را یکی از ابزار وضع و رفع نعمت دانسته است: رب کلمه سلبت نعمه و جلبت نقمه [۴۱] چه بسا سخنی که نعمتی را سلب کند و بلاهایی را جذب کند.
و در تعبیر دیگر، تأثیر کلام را به شمشیر تشبیه کرده است. آنگاه که فرمود: رب کلام کالحسام [۴۲] چه بسا کلامی که [در برندگی] همچون شمشیر است.
…ادامه داردتنظیم برای تبیان: حسین عسگری - گروه دین و اندیشه
حرف مرا میفهمی؟
خوب حرف زدن یکی از راههای احترام به فرد مقابل است. ما باید یک گفت و گوی خوب و متعادل را آغاز کنیم، حرف بزنیم و بشنویم، یعنی علاقه به شنیدن صحبتها و نقطه نظرات طرف مقابل هم داشته باشیم.
باید طوری عمل کنیم که طرف مقابل با اطمینان صحبتهای ما را بشنود و مطمئن شود که با درک و همدلی با او به گفت وگو نشستهایم.
ما حتی اگر حرف هم نزنیم به واسطه حرکات و فیزیک و ظاهر خود می توانیم درونیات خود را به فرد مقابل منتقل کنیم. پس بهتر است در صحبت کردن ظاهر خود را نطز همانند نیت درونی خود مثبت و محبت آمیز جلوه دهیم. یک گوینده خوب و توانا باید قادر به تغییر ایدهها و عقاید با لحنی مناسب باشد. او ضمن اینکه باید اعتقاد عمیق به گفتههای خود داشته باشد میبایست پذیرای شنیدن آرا و عقاید دیگران نیز باشد.
باید خوب حرف بزنیم و خوب گوش کنیم. در صحبت کردن است که با تفکرات و عقاید دیگران آشنا می شویم. گاهی اوقات نزدیکان ما دوست دارند از آنها بپرسیم که فکر آنها را چه چیزی به خود مشغول کرده است. باید توانایی سوال کردن داشته باشیم و نترسیم از اینکه ممکن است پاسخها آنچه انتظارش را داریم نباشند. ما باید نقد پذیری را در خود تقویت کنیم، تایید و رد شویم تا بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. سوال و جوابهای صحیح، روابط آسیب دیده را احیاء کرده و باعث نزدیکی انسانها می شود.
دکتر شهین اولیایی زند (جامعه شناس ) معتقد است برای خوب حرف زدن سه فاکتور اساسی وجود دارد: گوینده ابتدا باید درک درستی از جامعه خود داشته باشد و بداند مخاطبان او چه کسانی هستند. اگر بهترین حرفها رابزنیم، ولی مخاطب را نشناسیم، کار بیهودهای کردهایم. خطیبی که میخواهد بحثی را ارائه کند باید شناخت درستی از جامعه اش داشته باشد. متاسفانه روشنفکرها و دست اندرکاران نمیدانند با مردم عادی چطور صحبت کنند، یعنی مخاطب شناسی نمیکنند.
فاکتور دوم این است که بر آنچه میخواهیم بگوییم مسلط باشیم. بعضی تصور میکنند صرف داشتن مدرک تحصیلی یا تخصصی نشان دهنده تیزهوشی و ژرف نگری است،اما همه این را میدانیم که همیشه از بین هزاران دکتر هم یکی چیره تر است، پس بر آنچه میگوییم مسلط باشیم. اولیایی زند زمان شناسی و مکان شناسی را سومین فاکتور مهم میداند: باید بدانیم چه زمانی برای مخاطب حرف بزنیم ممکن است حرفهای خوبی برای گفتن داشته باشیم، ولی آن را در یم زمان نامناسب هدر بدهیم. دکتر سید مهدی میرشفا، متخصص روانشناسی بالینی و آسیب شناسی خانواده،معتقد است در یک گفت و گو سه عنصر اساسی وجود دارد: اول فرستنده (گوینده )، دوم شنونده (گیرنده ) و سوم موضوع.
اول،خوب گوش کردن است، این کار پایه صحبت کردن و یک هنر است. در کلاسهایی که برای روانشناسان برگزار میشود به آنها میآموزند که چطور خوب گوش کنند تا بتوانند مراجعان و بیماران خود را درمان کرده و به نکات کلیدی دست یابند.
دکتر میر شفا در ادامه میگوید: نوع فیزیک بدن، توجه کامل به طرف مقابل و نوع نگاه نیز حائز اهمیت بالایی هستند. ما باید بتوانیم آنچه را که در دل داریم خوب بیان کنیم. یعنی بدرستی بیان احساس کرده و دریافتیهای خود را با شیوههای ظریف و هنرمندانه منتقل کنیم. در صحبت کردن باید سن،جنس،نژاد،قومیت و مذهب فرد مقابل را هم در نظر بگیریم و بعد از آن با او وارد مذاکره شویم. در هنگام صحبت هم باید به لحن توجه کرده و کش و قوسهای لازم را رعایت کنیم.
میرشفا معتقد است در مجموع باید صادق، ساده و صمیمی باشیم. از پیچیدگی و لفاظی خودداری کنیم. حین صحبت به چشم طرف مقابل نگاه کنیم و به حالتهای او توجه کنیم، ببینیم در میان صحبتهای ما آرام است، عصبانی یا هیجان زده میشود یا حوصله اش سر میرود. گاهی در این صحبتها لازم است سکوت کنیم. سکوت به تنهایی بسیار موثر بوده و انتقال دهنده بسیاری از درونیات است.
دکتر میرشفا در میان صحبتهایش به عنوان نمونه به یکی از مراجعان خود اشاره میکند: مردی استاد دانشگاه بود، ولی با پسر ۲۱ ساله خود مشکل داشت و نمی توانست ارتباط کلامی خوبی با او برقرار کند. من مت. جه شدم اشکال او نداشتن تماس چشمی است. او هنگام صحبت کردن به در و دیوار نگاه میکرد، در نتیجه ارتباط کلامی خوبی برقرار نمیکرد به او گفتم از این پس روزی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در آینه نگاه کرده و هنگام صحبت هم در چشمان طرف مقابل نگاه کن. او با رعایت این نکته حال توانسته ارتباط خوبی با پسرش برقرار کند. حتی نوع نشستن هم به مخاطب ما میفهماند که ما چقدر برای او ارزش و احترام قائل هستیم. در صحبت کردن موضوع ارتباط را باید بدانیم، اینکه در چه زمینهای میخواهیم صحبت کنیم. آیا قرار است صحبت ما دو طرفه و به صورت پرسش و پاسخ باشد که در این صورت حالت مذاکره پیدا میکند، مذاکره میکنیم و با پیروی از یک موضوع واحد به نتیجه میرسیم. اگر در صحبت کردن از این شاخه به آن شاخه بپریم،کلام قطع شده و رشته اصلی ارتباط از دست ما خارج میشود. در روابط داخل خانواده هم همین قوانین حکمفرماست. این آسیب شناس خانواده عقیده دارد روابط حاکم بر خانواده از درجه اهمیت بالاتری نسبت به روابط اجتماعی برخوردارست. مادر خانواده در این زمینه نقش محوری دارد. او باید اعضای خانه را دور هم جمع کرده و موضوع صحبت را مشخص کند که این را در اصطلاح مراسم گفت و گوی خانواده میگویند. در این دور هم جمع شدنها اعضای خانواده دلخوریهای بوجود آمده یا اشتباهات خود را مطرح میکنند، یعنی در یک شرایط مطلوب به گفت و گو پرداخته و نتیجه میگیرند. این شرایطی است که در یک خانواده منسجم برقرار می شود، اما در یک خانواده غیرمنسجم هر کدام از افراد در هر شرایطی که می خواهد حرف خود را میزند و عملا روابط مخدوش است و اغلب گفت و گوها همراه با توهین و تحقیر است و به نتیجه مطلوبی نمیرسد.
پس اگر خواستید ارتباط رضایت بخشی با اعضای خانواده یا افراد اجتماع خود داشته باشید سعی کنید ابتدا مخاطب خود و زمان و مکان را بشناسید، بر موضوع گفت و گو اشراف کامل داشته و مسلط صحبت کنید، به چشمان مخاطب خود نگاه کنید، از لفاظی بپرهیزید و صادق و ساده و صمیمی باشید. مطمئنا خاطره خوبی از آن گفت و گو در ذهنتان باقی میگذارید.
آداب حرف زدن در سیره امامان
پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هنگامی که موسی بن عمران علیه السلام با خضر علیه السلام ملاقات کرد موسی علیه السلام به وی گفت: مرا موعظه کن. خضر گفت: ای کسی که جویای دانشی! بدان که گوینده کمتر از شنونده خسته میشود، پس هیچ گاه اهل مجلس خود را خسته مکن. [۴۳]
اثر کم سخن گفتن
قال علی علیه السلام: ان احببت سلامه نفسک و ستر معایبک فاقلل کلامک و اکثر صمتک یتوفّر فکرک و یستیز قلبک. [۴۴]
اگر سلامت نفس و وجودت و نیز پوشانده ماندن عیوبت را دوست داشتی گفتارت را کم کن و سکوتت را بسیار تا آنکه اندیشهات بسیار و دلت روشن شود و مردم از دست تو در امان باشند.
اثر زیاد سخن گفتن
قال علی علیه السلام: من کثر کلامه کثر خطاؤ ه و من کثر خطاؤ ه قلّ حیاؤ ه و من قلّ حیاؤ ه قلّ ورعه و من قلّ ورعه مات قلبه و من مات قلبه دخل النار. [۴۵]
هر که کلامش زیاد شود. اشتباهاتش زیاد میشود و هر کس خطایش زیاد شود، شرم و حیایش کم میشود و آنکه حیایش کم شود، ورع و پرهیزگاریاش کم شود، و هر کسی خداترسیاش کم شود، قلبش میمیرد و آنکه قلبش مُرد، در آتش افکنده شود.
بهترین سخن
الف- سخن راست؛ قال علی علیه السلام: خیرالکلام الصدق. [۴۶]بهترین حرف، حرف راست است ب- همراه با عمل؛ خیر المقال ما صدّقه الفعال. [۴۷]بهترین گفتار کلامی است که عمل و رفتار ثابتش کند. ج- ملال آور نباشد؛ قال علی علیه السلام: خیر الکلام ما لا یملّ و لا یقلّ. غرر الحکم / ۴۹۶۹بهترین کلام، گفتاری است که خسته کننده نباشد و از گوینده نکاهد. [یعنی جایگاه گویندهاش را پایین نیاورد] د- منظم و همه فهم؛ قال علی علیه السلام:احسن الکلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص و العامّ. [۴۸]نیکوترین گفتار، کلامی است که منطق و نظم زیبایش کرده باشد و همه فهم باشد. ه-متقن و استوار؛ قال علی علیه السلام: احسن القول السداد. [۴۹]نیکوترین کلام، کلام استوار و محکم است.
آداب سخن گفتن
۱ پاکیزه باشد؛ قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: ثلاث من ابواب البر: سخأ النفس و طیب الکلام و الصبر علی الاذی. [۵۰]
سه چیز است که از جمله راهها و درهای نیکی است: بخشندگی و سخاوت، خوبی گفتار و صبوری در مقابل آزارها
۲ زیبا باشد؛ قال علی علیه السلام: اجملوا فی الخطاب تسمعواجمیل الجواب.
[۵۱]
در گفتار خود اختصار را پیشه کنید تا جوابهای نیکو بشنوید.
۳ خریدار داشته باشد؛ قال علی علیه السلام: لا تتکلّمن اذا لم تجد للکلام موقعا. [۵۲]
هرگاه برای حرف خود جایی نمیبینی حرف نزن
۴ نرم و ملایم باشد؛ قال علی علیه السلام: عوّد لسانک لین الکلام و بذل السلام یکثر محبّوک و یقلّ مبغوضک. [۵۳]
زبانت را به گفتار نرم بگردان و سلام را هدیه کن تا دوستدارانت زیاد و دشمنانت کم شوند.
۵ از روی علم و آگاهی باشد؛ قال علی علیه السلام: لا تقل بما لا تعلم فتتّهم باخبارک بما تعلم. [۵۴]
۶ بی فایده نباشد؛ قال رسول الله صلّی اللّه علیه و آله: من حسن اسلام المرء ترکه الکلام فیما لا یعنیه. [۵۵]
از نشانههای خوبی ایمانِ شخص این است که ایمانش او را از کلامی که سودی برایش ندارد باز دارد.
۷ مستهجن نباشد؛ قال علی علیه السلام: ایاک و مستهجن الکلام فانه یوغر القلوب. [۵۶]
از کلام مستهجن بپرهیز که قلبها را به دشمنی و کینه میاندازد.
۸ پاسخ آن انسان را ناراحت ننماید؛ قال علی علیه السلام: لا تقولنّ ما یسئوک جوابه. [۵۷]
حرفی که جوابش ناراحتت میکند را نگو
هنگام حرف زدن شش کار نکنید
بیشتر مواقع مستمعین از طریق چشم هایشان به سخنان شما گوش میسپارند. ایما و اشارههای شما بیانگر چیست؟ آیا در هنگام سخنرانی در یک جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر میشوید و یا اینکه فاقد اعتماد به نفس، عصبی و دستپاچه هستید؟مشکل از طرز ایستادن، حرکات صورت و ژستهایی که به خود میگیرید، آغاز میشود.
آقای" جو الن دیمیتریوس " عضو مشاوران مشهور هیئت منصفه دادگاه میگوید: "زمانی که از هیئت منصفه دلیل قبول شهادت افراد را جویا میشویم، آنها اظهارمی دارند که حرکات و ایما اشاره دو برابر چیزهای دیگر تاثیر گذار هستند. "اما چگونه میتوانید مهارتهای غیرکلامی خود را افزایش دهید؟ از انجام حرکات نامناسب پرهیز کنید و در عوض حرکات جایگزینی که مناسب شرایط موجود هستند را انجام دهید. با این کار شما متوجه تفاوت شـگرفی که در زندگی شما به وجود میآید، خواهید شد. در اینجا به ۶ حرکت کُشنده که انجام آن باعث میشود مستمعین نسبت به گفتههای شما بی اهمیت شده و تحت تاثیر قرار نگیرند اشاره میکنیم. سعی نمایید از انجام آنها اجتناب کنید، آنگاه با یک چنین کار کوچکی تغییرات چشمگیری در زندگی شما به وجود خواهد آمد.
نگاه به زمین به جای مخاطبان: این کار یعنی اینکه شما دچار کمبود اعتماد به نفس هستید، برای سخنرانی آماده نیستید و به همین دلـیـل عـصبی و دستپاچه شدهاید. در طول سخنرانی در حدود ۹۰ درصد از کل زمان را به چشمهای حضار نگاه کنید. بسیاری از افراد بیشتر وقت خود را صرف نگاه کردن به زمین، پرده اسلاید و یا میزی که پیش روی آنها قرار دارد، میکنند. رهبران و مدیران موفق در حین صحبت کردن مستقیما به چشمهای شنوندگان خود نگاه میکنند.
خمیدگی: باداشتن چنین حالتی یعنی شما فاقد قدرت هستید و اعتماد به نفس خود را ازدست دادهاید. اگر قرار است در طول مدت سخنرانی در جایی ثابت بایستید، بهتر است پاهای خود را به عرض شانه باز کنید و اندکی به سمت جلو گرایش داشته باشید. در این حالت شانهها نیز باید اندکی به سمت جلو متمایل شوند. در این وضعیت شما اندکی مردانه تر جلوه میکنید. توجه داشته باشید که سر و ستون فقرات باید راست باشد. سعی کنید از تریبون و یا سکویی که در جلوی شما قرار دارد به عنوان دستاویزی برای تکیه دادن استفاده نکنید.
تکان خوردن، جنبیدن و پیچ و تاب خوردن: اگر شما مدام تکان بخورید مفهومش این است که شما عصبی، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگی لازم برخوردار نیستید. از تکان خوردن، دست بکشید. تکانهای بی جا و بی مورد هیچ هدفی را در بر ندارند. این کارها کمبود صلاحیت و شایستگی و عدم توانایی کنترل امور را بیان میکند.
بی حرکت ایستادن: این روش هم نشان میدهد شما انعطاف پذیر نبوده و فرد کسل کننده، بی انرژی و خسته کنندهای هستید. سعی کنید راه بروید، حرکت کنید. بیشتر افرادی که برای آموزش آداب سخنرانی مراجعه میکنند، دارای این تصور غلط هستند که یک سخنران خوب باید سفت و سخت بر سر جای خود میخکوب شود. روشی که به آنها توصیه میشود این است که نه تنها راه رفتن قابل قبول است، بلکه خوشایند نیز میباشد. بسیاری از تجار بزرگ به میان مردم میروند و دائما در حال حرکت هستند؛ البته حرکت هدفمند! شاید یک سخنران پویا و پر انرژی برای هدف خاصی از یک سمت اتاق به طرف دیگر آن حرکت کند، اما اگر هیچ کسی درآن قسمت از
اتاق حضور نداشته باشد بالطبع این حرکت او بی مورد است و جزء موارد هدفمند به شمارنمی آید. علت اینکه من به متقاضیان خود پیشنهاد میکنم که قسمت کوتاهی از سخنرانی هایشان را ضبط کنند نیز این است که میخواهم بدانم آیا حرکات خارج از محدوده انجام میدهند یا خیر؟
قرار دادن دستها در داخل جیب:چنین حالتی به این مفهوم است که شما علاقه خاصی به مطلب مورد بحث ندارید و غیر متعهد و نا آرام هستید. در این قسمت راه حل سادهای برای شما داریم؛ دستهای خود را از جیبتان در آورید. تجار بزرگ هیچ گاه در حین سخنرانی هردو دست خود را درون جیب هایشان قرار نمیدهند. قرار دادن یکی از دستها در داخل جیب، در زمانی که با دست دیگر در حال ژست و فیگور گرفتن هستید، قابل قبول میباشد.
استفاده از ژستهای ساختگی: خیلی خوب است که بتوانید ژستهای متفاوتی به خود بگیرید، فقط باید توجه داشته باشید که این کار را به حد افراطی انجام ندهید. پژوهشها ثـابت کردهاند ژستهایی که افراد به خود میگیرند منعکس کننده افکار بسیار پیچیدهای است و همین ژستها هستند که صلاحیت و شایستگی شما را به شنوندگان نشان میدهند. اما زمانیکه از ایما و اشارههای ساختگی استفاده میکنید، درست مثل انسانهای متزور و ریا کار جلوه خواهید کرد. به عنوان مثال آقای بوش همیشه در سخنرانیهای خود از ژستهایی استفاده میکرد که هیچ ارتباطی با گفتههای او نداشت. شاید او بیش از اندازه تحت آموزش قرار گرفته بود. درست مثل زمانی که صدا یک چیز باشد و تصویر چیز دیگر
پانویس
- ↑ لغت نامه دهخدا ج 8 ص 11906.
- ↑ هود آیه 69 به بعد و نیز ذاریات آیه 24 تا 31 و نیز حجر آیه 51 به بعد.
- ↑ سوره الرحمن آیه 1.
- ↑ سوره الرحمن آیه 2.
- ↑ سوره الرحمن آیه 3.
- ↑ سوره الرحمن آیه 4.
- ↑ سوره طه آیه 43.
- ↑ سوره طه آیه 44.
- ↑ سوره لقمان آیه 19.
- ↑ سوره اسراء آیه 53.
- ↑ سوره همزه آیه 1.
- ↑ سوره فرقان آیه 63.
- ↑ سوره فصلت آیه 34.
- ↑ مکارم الاخلاق، ص 1.
- ↑ غرر الحکم / 3725.
- ↑ اصول کافی ج2 ص 352.
- ↑ بحارالانوار ج 11 ص 114.
- ↑ بلد / 8 ـ 9.
- ↑ انفطار10ـ 11.
- ↑ نساء/87.
- ↑ فصلت/33.
- ↑ یوسف/54.
- ↑ مزمل/5.
- ↑ حج/24.
- ↑ انعام/54.
- ↑ نحل/32.
- ↑ فرقان/63.
- ↑ طه/109.
- ↑ احزاب/70.
- ↑ طه/44.
- ↑ اسراء/23.
- ↑ بقره/83.
- ↑ زمر17ـ 18.
- ↑ زخرف/1.
- ↑ آل عمران، ۳ / ۱۳۸.
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمْ، حدیث شماره 1847.
- ↑ مدثر، ۷۴ / ۲۴.
- ↑ فصلت، ۴۱ / ۲۶.
- ↑ طه ۲۰ / ۲۷، ۲۸.
- ↑ همان، ح 17959.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 381، فیض الاسلام.
- ↑ میزان الحکمْ، ح 17830.
- ↑ بحار / ۱ /۲ ۲۶.
- ↑ غرر الحکم / ۳۷۲۵.
- ↑ بحار / ۷۱ / ۲۸۶.
- ↑ غررالحکم/۴ ۹۹.
- ↑ سفینه البحار / ۷ / ۳۸۳.
- ↑ غرر الحکم / ۳۳۰۴.
- ↑ غرر الحکم / ۲۸۶۵.
- ↑ محاسن / ۱ / ۶۶.
- ↑ غررالحکم /۲۵۶۸.
- ↑ غررالحکم / ۱۰۲۷۴.
- ↑ غرر الحکم / ۶۲۳۱.
- ↑ غرر الحکم / ۱۰۴۲۶.
- ↑ بحار / ۲۸ / ۱۳۶.
- ↑ غرر الحکم / ۲۶۷۵.
- ↑ غرر الحکم / ۱۰۱۵۵.







