عوامل سلطه اشرار
نویسنده: علی کرجی
محتویات
مقاله
یکی از آثار سوء گناهان, تسلط اشرار برسرنوشت خوبان است. امام صادق(ع) میفرماید: خداوند دو عقوبت دارد. یکی مربوط به روح است و دیگری مربوط به تسلط بعضی از مردم بربعضی دیگر. عقوبتی که مربوط به روح است, بیماری و فقر است و عقوبتی که مربوط به سلطه اشرار است, نقمت است. این همان گفته خداوند عزوجل است: (و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا بماکانوا یکسبون)[۱]; ما به سبب کارهای آن ها, بعضی از ستمگران را ولی بعضی دیگر قرار دادیم.[۲] پیامبراکرم(ص) میفرماید:((کماتکونون یولی علیکم))[۳]; هرطور باشید, همان طور برشما سلطه وولایت پیدا میشود. بنابراین اگر مردم راه خدا و پیامبر را بپیمایند, تحت ولایت و سلطه خوبان قرار خواهند گرفت. اگر خلاف دستورهای خداوند و رسولش رفتارکنند, به پذیرش ولایت اشرار روی خواهند آورد. این یک قانون کلی است, که اختصاصی به امت اسلام ندارد, بلکه امتهای گذشته هم مشمول همین قانون کلی بودند. هر امتی از امتهای گذشته که نسبت به دین بی اعتنایی کرد, گرفتار عقوبت تسلط اشرار شد. امام جواد(ع) میفرماید: هر امتی که نسبت به دین بی اعتنایی کرد, خداوند علم کتابش را از آن امت گرفت و هرگاه از خداوند رو برگرداندند, خداوند دشمنان آنها را بر آنها مسلط نمود.[۴]
ترک امر به معروف و نهی از منکر
از جمله عوامل مهم سلطه اشرار, ترک امر به معروف و نهی از منکر است. علی(ع) میفرماید: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید; زیرا با ترک آن ها, خداوند اشرار را بر شما حاکم خواهد کرد. سپس برای رفع این بلا دعا خواهید کرد اما مستجاب نخواهد شد.[۵] پیامبراکرم(ص) میفرماید: مردم همیشه در خیر هستند, تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر کنند و همدیگر را برخوبی یاری دهند. هرگاه این امور را انجام ندهند, برکات از آنها گرفته میشود, بعضی از آنها بر بعضی دیگر سلطه پیدا میکنند و هیچ یاوری در زمین و آسمان برای آنها نخواهد بود.[۶] امر به معروف و نهی از منکر همان طور که موجب مستحکم شدن پشتوانه اجتماعی اهل ایمان است[۷]و با وجود آن دو مومنین و خوبان درجامعه تقویت میشوند, ترک آنها باعث رواج بدیها در جامعه میشود و در نتیجه, اهل گناه و اشرار برجامعه مسلط میشوند و انسانهای پاک ومومن درجامعه خوار و از آن کناره گیری خواهند کرد. از این رو امام رضا(ع) میفرماید: (یا) باید امر به معروف و نهی از منکر کنید, یا این که تسلط اشرار را بپذیرید, که در آن صورت, خوبانتان را میخوانید ولی اجابتی برای شما نیست.[۸]
اختلاف و تفرقه
عامل دیگر تسلط اشرار برنیکان, اختلاف و تفرقه مومنان با یکدیگر است. قرآن کریم میفرماید: (ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم)[۹]; نزاع نکنید که سست میشوید و در نتیجه, نیرویتان تحلیل میرود.
پیامبراکرم(ص) میفرماید: هیچ امتی بعد از پیامبرشان اختلاف نکردند, مگر آنکه اهل باطل آنها بر اهل حق آنها مسلط شد.[۱۰]
امام علی(ع) نتیجه تفرقه یارانش را تسلط معاویه برآنها میشمارد:((انی والله لاظن ان هولإ القوم سیدالون منکم باجتماعهم علی باطلهم و تفرقکم عن حقکم))[۱۱]; سوگند به خدا! من گمان میکنم به همین زودی ایشان بر شما مسلط میشوند و صاحب دولت میگردند, به خاطر اجتماع و یگانگی که در راه باطلشان دارند و به خاطر تفرقه و پراکندگی که شما از راه حق خود دارید.
نافرمانی و معصیت خداوند و تبعیت از شیطان
پیامبراکرم(ص) میگوید: خداوند ـ جل جلاله - فرمود: هرگاه خلق من که مرا میشناسند, معصیتم کنند, آن دسته از مخلوقاتم که مرا نمیشناسند, را بر آنها مسلط میکنم.[۱۲]
قرآن کریم میفرماید: (و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا بماکانوا یکسبون)[۱۳] ما به سبب کارهای آنها (که همان پیروی از وسوسههای شیطان و ارتکاب گناهان است) ستمگران و اشرار را بر سرنوشت آنها مسلط میکنیم.
نافرمانی از امام و رهبر
یکی دیگر از عوامل تسلط اشرار برنیکان, فرمان نبردن خوبان از رهبر است. از جمله حقوق امام بر مردم, گوش به فرمان او بودن واطاعت و اجابت دعوت او از ناحیه مردم است. علی(ع) میفرماید: حق امام بر مردم آن است که گوش به فرمان او دهند و اطاعتش نمایند و هر وقت آنها را بخواند, اجابتش کنند[۱۴] اگر مردم به جای اطاعت از او, او را نافرمانی کنند, گرفتار عقوبت خواهند شد و از جمله عقوبات نافرمانی از امام, تسلط اشرار بر سرنوشت آنها خواهد بود.
حضرت علی(ع) علت تسلط معاویه و یارانش برمردم عراق را, نافرمانی مردم عراق از آن حضرت معرفی میفرماید: ((اما والذی نفسی بیده لیظهرن هولإ القوم علیکم لیس لانهم اولی بالحق منکم و لکن لاسراعهم الی باطل صاحبهم و ابطإکم عن حقی.))[۱۵]آگاه باشید! سوگند به آن کسی که جان من به دست قدرت و توانایی اوست! این گروه (یاران معاویه) برشما غلبه خواهند کرد, نه ازبرای آن که آنها از شما به حق سزاوارترند, بلکه ازجهت عجله آنها برای به دست آوردن باطل (انجام فرمان) امیرشان (معاویه) و دیرجنبیدن شما برای حق من است (که همان فرمانبری از دستورات من است.)
و نیز آن حضرت فرمود: ((و بمعصیتکم امامکم فی الحق و طاعتهم امامهم فی الباطل))[۱۶] (به زودی معاویه بر شما مسلط میشود,) برای این که شما در راه حق از امام و پیشوای خود نافرمانی میکنید و آنان در راه باطل از پیشوای خودشان پیروی مینمایند.
سهل انگاری در امر جهاد
علی(ع) میفرماید: جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند آن را به روی یاران خاص خود گشوده و لباس تقوا وپرهیزکاری است و زره محکم حق تعالی و سپری قوی اوست. پس هرکه ازآن دوری کند و آن راترک کند, خداوند جامه ذلت و خواری و ردای بلا و گرفتاری بر او میپوشاند و بر اثر این حقارت و پستی, زبون میشود و چون خداوند رحمت خود را از دل او برداشته است, به بی خردی مبتلا میگردد و به سبب نرفتن به جهاد و اهمیت ندادن به این امر مهم, از راه حق دور میشود و در راه باطل قدم میگذارد و به نکبت و بیچارگی گرفتار میگردد. از عدل و انصاف محروم میشود.[۱۷] آن حضرت یکی از علتهای تسلط حجاج بن یوسف بر مسلمانان را سهل انگاری مردم در امر جهاد و ظلم ستیزی معرفی مینمایند.[۱۸]
یاری رساندن به ظالمان
یکی دیگر از عوامل سلطه اشرار و ظالمان برسرنوشت مردم, یاری رساندن مردم به آن هاست و در اصطلاح روایات, ((اعانه ظالم)) نمودن باعث سلطه آنها برمردم میشود. از این رو معصومین(علیهم السلام) مردم را از یاری رساندن به ظالمان و اشرار برحذر میداشتند. یکی از یاران امام صادق(ع) ازآن حضرت پرسید: برخی از ما, شیعیان از نظر معیشت, در تنگدستی و سختی هستیم و به ما پیشنهاد میشود که برای اینها (بنی عباس) خانه بسازیم, نهربکنیم و اجرت بگیریم, این کار ازنظر شما چگونه است؟
امام فرمود: من دوست ندارم که برای آن ها(بنی عباس) گرهی بزنم یا خطی بکشم, هرچند در برابر آن پول بسیاری بدهند, زیرا کسانی که به ستمگران کمک میکنند در قیامت, در سراپردهای از آتشند, تا خدا میان بندگان حکم کند.[۱۹]
یاری رساندن به ظالمان اگرچه با نیت کسب در آمد باشد, موجب میشود که شیعیان بلکه تمام مسلمانان به ظالمان علاقه پیدا کنند و دوست داشته باشند که ظالمان و اشرار باقی بمانند تا از آنها سود کسب کنند. این دوست داشتن, کم کم موجب پذیرش سلطه آنها میشود.
امام صادق(ع) میفرماید: اگربنی امیه کسانی را پیدا نمیکردند که برای آنها کتابت کنند و مالیات را جمع آوری نمایند و در رکاب آنها جنگ کنند, هرگز حق ما را سلب نمیکردند.[۲۰]
پیامبراکرم(ص) در این مورد میفرماید: ((من اعان ظالما سلطه الله علیه))[۲۱]هرکس ظالم را یاری رساند, خداوند آن ظالم را بر او مسلط میگرداند. نیز میفرماید: هرکس ظلم ظالم را توجیه کند, خداوند ظالمی را بر او مسلط میکند; (دراین وقت) اگر دعا کند, (و یاری طلبد) اجابتی برای او نیست.[۲۲]
خیانت در امانت
امانت داری یکی از صفات پسندیده اخلاقی و انسانی است که اسلام و تمام ادیان الهی به آن, سفارش فراوان کردهاند. دلیل تإکید ادیان الهی برآن, این است که رعایت نکردن امانتها موجب گسسته شدن رشته ارتباط بین انسانها و به خطر افتادن بقای زندگی اجتماعی آنها میشود. از این رو مردم خیانت در امانت را از دزدی هم قبیح تر میدانند, چون مردم نسبت به امین اعتماد دارند و از ناحیه او احساس آرامش میکنند و اگر کسی درامانت خیانت کند, در واقع از اعتماد مردم سوء استفاده کرده است.
مشاغل نیز نوعی امانت است. اگر کارگزاران طبق قانون الهی رفتار نکنند, در امانت خیانت کردهاند.
عدم کمک مالی به دیگران
از دیگر عوامل تسلط اشرار برمردم, کمک نکردن به دیگران است. مردم اگر کمک کردن به یک دیگر و رفع مشکلات مالی یک دیگر را فراموش کنند, میدان را برای افراد شرور در سطح جامعه باز میکنند و آنها با به جریان انداختن امکانات مالی خود, اقتصاد مردم را به دست میگیرند وبه استثمار و بهره کشی از مردم میپردازد و کم کم برآنها مسلط میشوند. سوگمندانه باید اعتراف کنیم که به خاطر کم توجهی مردم, بویژه بازاریان به سنت نیکوی ((قرض الحسنه)), بسیاری از مردم به ربا گرفتن روی آوردهاند, که موجب سلطه رباخواران براقتصاد بازار گشته است.
شاید کلام حضرت امیر(ع) اشاره به همین مطلب باشد: روزگاری بسیار سخت بر مردم رو خواهد کرد که در آن توانگر برآن چه در دست خود دارد, گاز میزند, (یعنی درمال و دارایی خود بخل میورزد و آن را در راه خدا به کار نمیبندد.) خداوند میفرماید: (و لاتنسوا الفضل بینکم)[۲۳] ((فضل و احسان خدا را بین خود فراموش نکنید و به یک دیگر کمک کنید.)) در آن روزگار بدکاران و اشرار گردن میکشند و نیکوکاران بیچاره خواهند شد.[۲۴]
هم نشینی با اشرار
در روایات به وفور وارد شده است که با اشرار هم نشینی نکنید و از جمله عواقب سوء هم نشینی با آنان, سوء ظن به خوبان معرفی شده است. علی(ع) میفرماید: هم نشینی با اشرار موجب سوء ظن به خوبان میشود.[۲۵]هم نشینی با آنها موجب از دست دادن دین و چهره نفاق به خود گرفتن و گرفتار قساوت قلب شدن و از بین رفتن خشوع میشود. از این رو از هم نشینی با آنان نهی شده است. علی(ع) میفرماید: ((جانبوا الاشرار))[۲۶] از اشرار کناره گیری کنید.
هم نشینی با اشرارموجب هم خوی شدن با آنها و تخلق به اخلاق رذیله آنها میگردد. از این رو علی(ع) میفرماید: هم نشین با اشرار از سختی بلاها و گرفتاریها در امان نخواهد بود.[۲۷]
عهد شکنی و قطع رحم
امام باقر(ع) میفرماید: در کتاب رسول خدا(ص) یافتم که هرگاه بعد از من زنا ظاهر شود, مرگ ناگهانی زیاد خواهد شد و هرگاه (پیمانه) کم گذاشته شود, خداوند آنها را گرفتار خشکسالی و کمبود و قحطی خواهد کرد و هرگاه زکات ندهند, زمین برکاتش از زرع و ثمرات و معادن منع خواهد کرد و هرگاه عهد را بشکنند, خداوند دشمنان آنها را بر آنها مسلط خواهد کرد و هرگاه قطع رحم کنند, خداوند اموالشان را در دستهای اشرار آنها قرار خواهد داد.[۲۸] نیز پیامبراکرم(ص) فرمود: عهد خداوند و عهد رسولش را نشکستند مگر آن که خداوند دشمنان آنها را بر آنها مسلط میکرد[۲۹]
وظیفه چیست؟
وظیفه مردم مسلمان, دوری جستن از عوامل سلطه اشرار است. بنابراین برهمگان است که امر به معروف و نهی از منکر را در سطح جامعه گسترش دهند, روح غیرت دینی را در بین مردم زنده کنند و نیز از هرگونه تفرقه و دامن زدن به اختلافات پرهیزکنند, پیرو ولایت فقیه باشند و به وظایف شرعی و انسانی خود نسبت به دیگران آگاهی پیدا کنند, تا زمینه برای حضور اشرار که ـ همان فرصت طلبان داخل کشور و یا بیگانگان و خارجیانی هستند که عزت خودرا درذلت مسلمانان میبیند.ـ فراهم نشود.
مدارا با اشرار میتواند در رفع فتنه آنان موثر باشد. پیامبراکرم(ص) میفرماید: با اخلاق اشرار مدارا کنید, تا از فساد آنها سلامت بمانید و به وسیله اعمالتان از آنها دوری بجویید, تا از آنها نباشید. و این مضمون روایت نبوی ذیل است که فرمود:
((جاملوا الاشرار باخلاقهم تسلموا من غوائلهم و باینوهم باعمالکم کیلا تکونوا منهم))[۳۰]
پانویس
- ↑ سوره انعام, آیه ۱۲۹.
- ↑ تحف العقول, ص ۳۵۵.
- ↑ کنزالعمال, ج ۶, ص ۸۹.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۸, ص ۳۵۸, موسسه الوفإ, بیروت.
- ↑ همان, ج ۱۰۰, ص ۷۷.
- ↑ همان, ص ۹۴ و وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۹۸.
- ↑ نهج البلاغه, کلمات قصار, شماره ۳۱.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۹۴.
- ↑ سوره انفال, آیه ۴۲.
- ↑ کنزالعمال, ج ۱, ص ۱۸۳.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۲۵.
- ↑ من لایحضره الفقیه, ج ۳, ص ۲۸۹.
- ↑ سوره انعام, آیه ۱۲۹.
- ↑ کنزالعمال, ج ۵, ص ۷۶۴.
- ↑ نهج البلاغه, خطبه ۹۶.
- ↑ همان, خطبه ۲۵.
- ↑ همان, خطبه ۲۷.
- ↑ همان, خطبه ۱۱۵.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۲, ص ۱۲۹.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۵, ص ۳۷۵.
- ↑ کنزالعمال, ج ۳, ص ۴۹۹.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۵, ص ۳۳۲ و وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۳۴۵.
- ↑ سوره بقره, آیه ۲۳۲.
- ↑ نهج البلاغه, کلمات قصار, شماره ۴۶۰.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۰۶.
- ↑ شرح غررالحکم, ج ۳, ص ۳۶۲.
- ↑ همان, ج ۶, ص ۴۱۱.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۱۳.
- ↑ وسائل الشیعه, ج ۱۱, ص ۵۱۳.
- ↑ بحارالانوار, ج ۷۴, ص ۱۹۹.







