فرهنگ مصادیق:عزلت و خلوت
عزلت یعنی دوری جستن از کسانی که مقصد اعلایشان خداوند نیست. عزلت یعنی همراه نشدن با اهل دنیا و کسانی که به ماسوی الله دل بستهاند. علمای اخلاق و عرفان از آن تعبیر به «کن فیهم و لاتکن معهم» مینمایند.
عزلت یعنی دوری جستن از کسانی که مقصد اعلایشان خداوند نیست. عزلت یعنی همراه نشدن با اهل دنیا و کسانی که به ماسوی الله دل بستهاند. از امام رضا علیه السلام پرسیدند:
مردمان پست کیانند؟ فرمود: «هرکس چیزی داشته باشد که او را از خدا بازدارد».
متن روایت این است:
«سُئِلَ عَنِ السَّفلَهٔ فَقَالَ مَنْ کَانَ لَهُ شَیءٌ یلْهِیهِ عَنِ اللَّهِ» [۱].
پس عزلت یعنی دوری از انسانهای پست و دون همّت که به چیزی غیر حق دل بستهاند اگرچه آن چیز حور و قصور باشد. به قول خواجه:
خدایا زاهد از تو حور میخواهد قصورش بین به جنّت از درت بگریزد او یا رب شعورش بین[۲]
در بحث «همسفر سفر» دربارهٔ کیفیت تعامل سالک با دیگران و معنای صحیح عزلت به تفصیل سخن گفتهایم و بدین دلیل اینجا به بحث «خلوت» میپردازیم. خلوت دو گونه است، عام و خاص. خلوت عام عبارت است از کنارهگیری از غیر اهل الله بهخصوص از غیر فرهیختگان و این همان معنای عزلت است که گذشت. خلوت خاص عبارت است از دوری جستن از دیگران در حال عبادت و ذکر.
استاد میفرمود:
«خوب است سالک در خانهاش اتاقکی را برای ذکر بسازد و در نظر بگیرد».
شرایط این اتاق این است:
۱. کوچک باشد یعنی در حدّ گنجایش سالک باشد.
۲. یک در بیشتر نداشته باشد و پنجره نیز نداشته باشد.
۳. ساده و دور از تجمّلات باشد.
۴. حتی آجر و گچ و آهن و سقفش پاک باشد.
۵. معطّر باشد و در آن از بُخُورات و به خصوص کندر در هنگام ذکر استفاده شود. استاد میفرمود:
«دود کردن عود و کُندر در هنگام ذکر در دفع ارواح خبیثه و تلطیف جوّ مؤثّر است».
و میفرمود:
«کندر اثرش از عود بیشتر است».
۶. در جایی ساخته شود که از ازدحام و سر و صدا به دور باشد.
۷. کف آن خاک یا حصیر باشد و از فرش کردن با فرشهای خوشنشین اجتناب شود.
در روایات بر وجود مصلّی (نمازخانه) در خانه تأکید شده است. جایی که دائماً سجاده پهن است و به نماز و عبادت اختصاص دارد. رسول الله و فاطمه زهرا و همهٔ ائمه: در خانه مصلی داشتهاند و مستحّب است انسان با مصلی همچون مسجد رفتار کند. خانوادهٔ شهید مطهری گفتهاند: ما پس از شهادت آن عزیز از مصلای ایشان برکتهایی فراوان حتی شفای مریض، دیدهایم.
«عزلت» واژهای است که در روایات بسیاری مورد تأکید قرار گرفته است و علمای اخلاق و عرفان از آن تعبیر به «کن فیهم و لاتکن معهم» مینمایند. یعنی اینکه سالک باید از طرفی مانند سایر افراد در جامعه با حفظ شرائط منشأ اثر باشد و از طرف دیگر با توجهات درونی و تأملات سلوکی متوجه جای دیگر باشد. این معنای صحیح عزلت است که با رهبانیت فاصله بسیاری دارد لکن در عرفان منفی ممکن است به رهبانیت تفسیر گردد[۳].







