شهید آیت الله حسين غفارى

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شهید آیت الله حسين غفارى

نویسنده: حمید صبری آذرشهری
برگرفته از کتاب گلشن ابرار جلد۲

خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد

زادگاه

آذربایجان چونان تاجی است بر سر ایران که از گذشته‌های دور همیشه سرافراز و سربلند به مفاخرش بوده است. آذرشهر این سرسبز دیار تاریخی ـ در ساحل زیبا و با صفای دریاچه ارومیه با مهربان مردمان صمیمی که جملگی عاشق اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)هستند آرمیده است. شهر عالمان فرزانه‌ای چون شیخ حسن و شیخ عبدالله مامقانی (صاحب تنقیح المقال) آیة الله حاج مقدس آقا و شهید محراب آیة الله سید اسدالله مدنی و شهید نستوه آیة الله شیخ حسین غفاری است.
نام قدیمی این دیار پر طراوت و بانشاط و انقلابی دهخوارقان بوده و تاریخی‌ترین شهرهای آذربایجان شرقی است.
این شهر مملو از زیبایی‌ها و مناظر طبیعی و پیشینه قوی فرهنگی است حضور ده‌ها تن از علمای برجسته در طول دو قرن اخیر گویای این مدعاست که آذر شهر دیار عالم پرور و عشاق اهلبیت(علیهم السلام) و مهد عارفان و آزادگان آزادی خواهان بوده از جمله عارفان و عالمان فرزانه این منطقه به عنوان نمونه عبارتند از:
ملاّیوسف دهخوارقانی ـ شیخ رضادهخوارقانی ضیاءالعلماء دهخوارقانی ـ شمس العلماء دهخوارقانی ـ آیة الله شیخ علی توتونچیان ـ شیخ ابوالقاسم دهخوارقانی ـ آیة الله سید جلال الدین دهخوارقانی ـ شیخ محمدحسن منطقی ـ آیة الله عظیمی و ...
مساجد آذر شهر
مساجد قدیمی همچون مسجد محراب کوی قاضی ـ مسجد چهار سو مسجد عبدالله شهید ـ مسجد حاج کاظم ـ مسجد بازار (امام خمینی) و مسجد قدیمی قدمگاه و ده‌ها مسجد دیگر از عمق باورها و اعتقادات مردم این شهر به اسلام و قرآن حکایت می‌کند.

تولد

تابستان سال ۱۳۳۵ ق . برابر با ۱۲۹۳ ش. نوزادی در خانه محقر حاج عباس در آذر شهر دیده بجهان گشود.
پدر نوزاد بخاطر ارادت قلبی که به حضرت امام حسین(علیه السلام) داشت نام او را حسین نهاد.
حسین در فضای کاملاً معنوی و با تربیت مادری مهربان و عاشق ولایت و دوستدار حضرت زهرا(علیها السلام) رشد کرد و سایه پدری مؤمن و متقّی بر سرش بود. پدر و مادر حسین آینده‌های روشن و سرافرازانه‌ای را در پیشانی فرزندنشان مشاهده می‌کردند.
ما در نهایت سعی و کوشش خود را برای تربیت اسلامی فرزند مبذول می‌داشت و از هر آنچه که در توان داشت در رشد و تعالی حسین مضایقه نمی‌کرد و همین تربیت سالم و شیرِپاک بود که از این فرزند، فرزانه‌ای مجاهد پرورش داد. که آن همه شجاعت و شهامت و سرافرازی را از خود نشان داد.

نیاکان شهید غفاری

تاریخ یکصد ساله اخیر آذرشهر در خود رمز و رازها دارد. در میان این همه رمز و رازها شخصیت‌های بزرگواری را می‌توان یافت که هر یک بنوبه خود تاریخ ساز و حرکت آفرین بوده‌اند. نیاکان شهید والامقام آیة الله غفاری نیز از این تبار بودند.
استعمارگران و سردمداران تجاوزگر، واهمه و هراس عجیبی از این انسانهای اسوه و مقاوم داشتند و بسیاری از مواقع آنان را ناجوانمردانه به شهادت می‌رساندند».
شهید غفاری فرزند حاج عباس و از نوادگان حاج ملامحسن است. حاج ملامحسن از شخصیت‌های برجسته منطقه و روحانی عالیمقام و نجف رفته‌ای بود که در مبارزه با استعمارگران، سرمبارکش توسط روسها از بدن جدا شد و شهید گردید.
هفت نفر از اجداد مادری شیخ حسین غفاری در مبارزه با اجانب و بیگانگان به شهادت رسیده و مسجد حسنلوی آذرشهر مدفن و مضجع آنها و زیارتگاه اهل دل است.
حاج ملااحمد امین العلما از دیگر نیاکان شهید غفاری است.
حسین ۵/۱ سال بیشتر نداشت که پدرش حاج عباس را از دست داد و سرپرستی اش را برادرش حاج حسن آقا عباسپور بعهده گرفت.
حاج حسن آقا سرپرست شهید غفاری نقل کرده است: که روزی در آذرشهر به اتفاق آیة الله حاج ملاّ احمد امین العلما از باغ به منزل بر می‌گشتیم وقتی جلو مسجد محله قاضی رسیدیم مشاهده کردیم شیخ حسین ـ که چند سال بیش نداشت ـ در ایوان مسجد رو به قبله ایستاده، دست به دعا برداشته در حالی که گریه و زاری می‌کرد با خدای خود راز و نیاز داشت.
مرحوم حاج ملاّ احمد امین العلما تا این صحنه را دید گفت: اوضاع عجیبی است در نجف اشرف همین صحنه‌ها را در خواب دیدم او در زندان پادشاه شهید خواهد شد.

تحصیلات آیة الله غفاری

شهید آیة الله شیخ حسین غفاری از شش سالگی تحصیل را آغاز نمود. مقدّمات دروس را در زادگاهش آذرشهر در محضر حجّة الاسلام و المسلمین میرزا محمد حسن منطقی دهخوارقانی فرا گرفت آن گاه وارد حوزه علمیه تبریز شد و در این حوزه از جلسه درس بزرگان، کسب دانش نمود و تلاش و کوشش فراوان برای فراگیری علوم دینی از خود نشان می‌داد، و بعضی مواقع شبها تا صبح مطالعه می‌کرد. او در حوزه علمیه تبریز برجستگی خاصّی از خود نشان داد تا آنجا که زبانزد همدرسان و هم بحث‌هایش شده بود. و اساتید وی نیز از تلاش و فعالیت او اظهار رضایت می‌کردند.
شهید غفاری آن گاه مصمم شد تحصیلات خود را در کنار بارگاه فاطمه معصومه(علیها السلام)کریمه اهلبیت عصمت و طهارت ادامه دهند.
لذا برای بهره گیری از جلسات درسی اساتید بزرگوار قم از تبریز به قم مشرف شد و در این حوزه فقه و اصول و مراحل عالی را از محضر بزرگان فرزانه‌ای چون آیات عظام فیض قمی ـ بروجردی و خوانساری فرا گرفت.

اساتید و شاگردان

شهید غفاری در طول حیات طیبه خود از استادان فرزانه‌ای بهره گرفت که با ذکر نام تنی چند از آنان این اوراق را متبرک می‌نماییم.
۱ ـ امام خمینی (ره).
۲ ـ آیة الله آقا سید محمد حجّت کوه کمره‌ای (ره).
۳ ـ آیة الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی (ره).
۴ ـ علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان (ره).
۵ ـ آیة الله آقا سیداحمد خوانساری (ره).
۶ ـ آیة الله آقا سید محسن میر غفاری آذرشهری.
۷ ـ آیة الله حاج میرزا علی مقدّس (مشهور به حاج مقدّس آقا).
۸ ـ آیة الله حاج شیخ علی پیشنماز دهخوارقانی مشهور به (توتونچیان).
۹ ـ آیة الله آمیرزا محمد حسن منطقی دهخوارقانی.
و ده‌ها استاد فرزانه دیگر.

مقام علمی

آیة الله مجاهد شیخ حسین غفاری از بُعد علمی نیز دارای ویژگی‌هایی بود. آن بزرگوار از همان اوایل طلبگی با جدّیت تمام در حوزه‌های درسی اساتید حاضر می‌شد و با تلاش و مطالعه مضاعف یافته‌های خود را به سایر دوستان و همدرسانش انتقال می‌داد.
آیة الله زاده سیدعلی میرغفاری در این باره می‌فرمایند:
ایشان (شهید غفاری) در جلسات درسی فقه و اصول حضرت والدم مرحوم آیة الله سید محسن میرغفاری شرکت می‌کردند و با آمادگی قبلی در درس حضور می‌یافتند و خیلی وقت‌ها از استاد جلو بودند.
شهید غفاری رسائل و مکاسب را نزد پدرم فرا گرفتند.
در محضر اساتید بزرگواری چون امام راحل و حضرت آیة الله العظمی نجفی مرعشی(ره) و سایر اساتید عظیم القدربیانگر مقام عالی آن شهید فرزانه است.
مقام علمی ایشان عاملی بود تا استاد گرانقدر حضرت آیة الله حاج میرزا علی مقدس تبریزی ـ که از فقهای بزرگوار و نامدار آذربایجان بود ـ صبیه خود را به عقد این شخصیّت بزرگوار در بیاورد.
و لذا به سال ۱۳۵۱ ق. شهید غفاری با صبیه معظم له ازدواج و ثمره این وصلت دو پسر و یک دختر شد که فرزند ارشد ایشان حضرت حجة الاسلام و المسلمین آقای هادی غفاری از مفاخر انقلابیون کشورمان است.

تدریس

آیة الله غفاری از اول طلبگی همزمان با تحصیل علوم دینی کار تدریس را نیز انجام می‌داد در سالهای ۱۳۲۴ و ۱۳۲۳ ش. مکتب زینبیه آذرشهر شاهد تجمع عاشقان علم و دین بود که در اطراف شمع وجود استاد شهید غفاری گرد می‌آمدند.
در این مکتب که علاقمندان و دانش پژوهان دینی حضور می‌یافتند محفلی بسیار صمیمی و گرم بود در جلسات درس شهید غفاری ابواب الجنان و جامع عباسی و دیگر کتب فقهی و اخلاقی و قرآنی نیز تدریس می‌شد آیة الله غفاری جزوه‌ای را تهیه کرده که مخصوص بحث‌های قرآنی بود و قریب به ۳۰ نفر در این درس شرکت می‌نمودند.
آیة الله غفاری پس از مدّتی محل تدریس خود را تغییر داد در مدرس بالای مسجد حاج کاظم آذرشهر قریب به سه ماه جلسات درس و بحث داشتند و آن گاه به قم عزیمت نمودند.
جلسات شهید غفاری در قم و تهران در مساجد الهادی و خاتم الاوصیاء ادامه داشت و اشخاص فرزانه‌ای از شمع وجود آیة الله غفاری بهره‌ها می‌بردند.
در مسجد الهادی تهران دانش جویان و طلاّب بسیاری به طور مرتب و منظم در جلسات بحث گردهم می‌آمدند و از بحث‌های شیوا و صحبت‌های صریح و انقلابی شهید غفاری استفاده می‌کردند.

همسنگران شهید غفاری

۱ ـ آیة الله العظمی سید احمد خوانساری.
۲ ـ آیة الله ربّانی شیرازی.
۳ ـ آیة الله سید محمود طالقانی.
۴ ـ شهید محراب آیة الله قاضی طباطبائی.
۵ ـ شهید محراب آیة الله سید اسدالله مدنی.
۶ ـ آیة الله سید محمد صادق لواسانی.
۷ ـ شهید آیة الله قدوسی.
۸ ـ شهید آیة الله مرتضی مطهری.
۹ ـ آیة الله آخوند ملاعلی معصومی همدانی.

دوران مبارزه و اندیشه‌های سیاسی

آیة الله غفاری چون نیاکان شهیدش با هر نوع استبداد مبارزه می‌کرد. زبان حق گوی او در اوج خفقان رژیم شاهی رسواگر و افشاگر باطل بود.
وی زمانی به مبارزات خود شدّت بخشید و بر رژیم خودکامه و مستبد و خونخوار شاه حمله برد که روشنفکران خود فروخته و کمونیست‌های ملحد از رژیم منحوس شاه تجلیل می‌کردند.
این مجاهد نستوه بی اعتنا به یاوه سرایی‌های گروهکهای چپ و راست ابوذر گونه به شاه ظالم می‌تاخت.
همزمان با قیام تاریخی حضرت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۲ ش. آیة الله غفاری پشت سرامام از آرمانهای والای او پشتیبانی نمود و دوران رنج و محنت و زندان و حبس را سپری نمود.
در طول تحصیل در قم نیز هرگاه فرصتی می‌یافت به روستاها و شهرهای اطراف می‌رفت و به مبارزات پیگیر با استبداد همچنین به اشاعه فرهنگ غنی اسلام می‌پرداخت و اذهان پاک روستائیان را از غبار نیرنگ‌های رژیم مستبد شاه می‌زدود.
آیة الله غفاری رژیم شاه را غاصب می‌دانست و اعتقاد داشت رژیم پهلوی با کودتا بر سرکار آمده و باطل است لذا با اصل رژیم مخالفت می‌کرد. آن بزرگوار پس از مهاجرت به تهران در سال ۱۳۳۹ ش. رسماً در جریان کار مبارزات سیاسی کشور قرار گرفت. البته آن زمان طبیعی بود که مبارزه با رژیم مستبد محمدرضا خانی روحیه‌ای خاصّ را طلب می‌کرد و آیة الله مجاهد غفاری این روحیه والای مبارزه با استبداد را داشت و از هر لحظه و هر زمان و مکانی نهایت بهره برداری را می‌کرد و علیه رژیم ستم شاهی سخن می‌گفت عوامل استبداد نیز از او ترس و واهمه‌ای فوق العاده داشتند.

زندان و شکنجه

تمام دوران زندگی آیة الله غفاری مقارن با حکومت پهلوی و همراه با رنج و محنت بود. مشاهده اوضاع نابسامان، مخالفت رژیم با روحانیت اصیل، محدود کردن مبارزان مسلمان، ترغیب و تشویق مردم به بی دینی و کشف حجاب، آزادی عمل فرقه ضالّه بهائیت، و ریشه‌های افکار انحرافی همه و همه موجب می‌شد که او لب به اعتراض گشاید و در هر موقعیتی افشاگری نماید و چه رنجها و دردها که در این راه متحمل نشد.
آیة الله غفاری خودش بارها دستگیر و زندانی شد امّا دستگیری و حبس فرزندانش، همسرش و برادرش رنج و درد او را مضاعف بلکه چند برابر می‌کرد. لکن همانند مولای خودش حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام) چون کوه استوار و با صلابت ایستادگی می‌کرد و آنچه که عوامل طاغوت و ساواک را آزار می‌داد روحیه مقاوم و استوار ایشان بود. به طور کلی حبس‌های شهید غفاری از سال ۱۳۴۰ آغاز و تا دی ماه ۱۳۵۳ ش. ادامه داشت ۱۳ سال آخر عمر شریفش سراسر مبارزه و جانفشانی در راه آرمانهای مقدّس امام خمینی بود. در سال ۱۳۴۱ سخنرانی‌هایش عموماً به افشاگری مواضع غیراسلامی رژیم اختصاص داشت. و چندین بار مستقیماً با دستگاه رژیم پهلوی درگیر شد.
در شب ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ ش. مأمورین شاه به خانه اش هجوم آوردند و بالباس منزل او را به کمیته شهربانی بردند. در طول مدّت بازداشت و در بازجویی‌ها اراده قاطع و شجاعت بی نظیر آیة الله غفاری تمامی مأموران را به حیرت وا داشته بود. چرا که بازداشت‌ها بازجویی‌ها و حبس‌ها و شکنجه‌های بی رحمانه تنها کوچکترین اثر منفی در روح بزرگ و مقاوم او نداشت بلکه پس از هر بار زندانی شدن با روحیه‌ای قوی تر و شجاعتی بیشتر به مبارزه ادامه می‌داد موقعی که زجر و شکنجه به سختی آزارش می‌داد نام مبارک امام موسی بن جعفر(علیه السلام) را بر زبان می‌راند.
و دیگر زندانیان را به استقامت و پایداری و صبر دعوت می‌کرد.
حجة الاسلام هادی غفاری در مصاحبه اش با روزنامه اطلاعات در ۷ دی سال ۱۳۶۱ گفت: پس از جریان دستگیری پدرم آیة الله غفاری نوشته‌ای را به ما مرقوم فرمودند که بدین قرار است:
علت این همه گرفتاری‌ها، زندانی شدن‌ها، مبارزات با دولت جنایتکار خائن به دین اسلام و دخالت بی مورد او در مقدّسات مذهبی و اجرای برنامه‌های ضددینی دستگاه حاکمه است.
اما اندیشه ناب سیاسی آیة الله غفاری را در بازجویی و متن بازجویی ساواک می‌توان دریافت وقتی که از وی سؤال شد:
نظر شما نسبت به (آیة الله) خمینی چیست؟ جواب داد:
«من فکر می‌کنم تنها کسی که می‌تواند ایران را نجات دهد آیة الله خمینی است» و جمله شجاعانه و قهرمانه او که فرمود:
«دشمن خمینی کافر است». کمر استبداد شاهی را شکست.
متن آخرین بازجویی که عیناً در روزنامه جمهوری اسلامی چهارشنبه ۷ دی ۱۳۶۲ ش. نیز به چاپ رسیده و توسط ساواک انجام شده بود. به شرح زیر است:
س : چرا به زندان آورده شدید؟
ج : نمی‌دانم
س : آیا قبلاً به زندان آمده‌اید؟
ج : نیامده‌ام آورده‌اند
س : نظر شما راجع به شاهنشاه آریامهر چیست؟
ج : ایشان با کودتای پدرشان سر کار آمده‌اند و غاصبند
س : نظر شما راجع به حزب رستاخیز چیست؟
ج : این حزب را شاه ساخته است و به مردم هیچ ربطی ندارد
و در پایان بازجویی این جمله را نوشت :
« و الرّاد علیهم کالرّاد علینا و الرّاد علینا کالرّاد علی اللّه و هو فی حدّ الشّرک .
هم حجّتی علیکم و انا حجّة اللّه علیهم»

خدمات اجتماعی و عمرانی مذهبی

شهید آیة الله غفاری منشاء خیرات و خدمات بسیاری در زمینه‌های اجتماعی بود و در سه دوره متفاوت در طول زندگی از جمله نوجوانی در آذر شهر بین سالهای ۳۰ ـ ۳۵ در قم و از سال ۳۵ تا ۵۳ در تهران اقدامات فراوان و مفیدی به حال جامعه داشت از جمله :
الف: احداث و تکمیل مساجد خاتم الاوصیاء ـ الهادی ـ شیخ فضل اللّه نوری در تهران.
ب: رسیدگی به محرومان و مستضعفان در تبریز ـ تهران و آذر شهر و...
ج: برپایی مجالس بحث و گفتگو در موضوعات علمی و فقهی. او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممکن و بدست آمده بهره‌ها می‌برد و در راه رضای معبود قدم بر می‌داشت.
مجالس وعظ و سخنرانی او نیز حال و هوایی دیگر داشت و چه بسیار از طبقات مختلف جامعه مخصوصاً روشنفکران مذهبی، دانشجویان و طلاب جوان دورش حلقه می‌زدند و از انوار نورانی و دانش و تربیت وی بهره‌ها می‌بردند.
امروز نتیجه تلاش و کوشش آیة الله غفاری را در شکوه و عظمت مسجد بزرگ شیخ فضل الله نوری در تهران و پایگاه و حوزه علمیه مسجد بزرگ خاتم الاوصیاء می‌توان دیداماکن مقدسی که روزگاری مرکز هجوم و حمله به رژیم ستم شاهی و مأوی و پناهگاه مظلومان و انقلابیون و مستضعفان بود.
و همه آنها در سایه خدمات صادقانه و تلاشهای خالصانه آن شهید والامقام است.

ویژگی‌های اخلاقی و جلوه‌های معنوی

آن شهید سعید مظهر بسیاری از جلوه‌های زیبای معنویت و اخلاق حسنه بود. براستی او متخلّق به اخلاق الهی شده بودند. روح خدا ترسی بر او حاکم بود و عشق سرشاری به حضرت سبحان داشت حتی در شبهای سخت زندان با دست و پای مجروح و تن تب دار با زحمت زیاد وضو می‌گرفت و نماز شب را با حالی خاص اقامه می‌کرد.
وی در سنین کودکی در مسجد محراب (قاضی) آذر شهر به نماز می‌ایستاد و با خدایش راز و نیاز می‌کرد. قناعت پیشه، مهمان نواز، اهل بخشش بود. از اینکه مردم در حضورش باشند. و وقتشان را بگیرند خسته نمی‌شد. برای جوانان ارزش و احترامی خاص قایل بود در خانه با بچه‌ها بازی می‌کرد. علیرغم روح پرخاش گری در مقابل ظالمان، عاطفه‌ای حساس و روحی لطیف نسبت به همسر و فرزندانش داشت او عارف انقلابی و زاهد جوانمرد بود و بالاخره نمونه و الگویی برای عاشقان شهادت.

آثار و تألیفات

آیة الله غفاری نه تنها در جبهه مبارزه با طاغوت پیشتاز بود و زندانهای مخوف شاه او را از حرکت و شتاب باز نمی‌داشت بلکه هر روز پرشورتر از روز قبل به مبارزه بی امان ادامه می‌داد، بلکه همواره همراه با مبارزه پیگیر با طاغوت فعالیت‌ها و تلاشهای علمی و عملی و ادبی و قلمی نیز داشت.
از جمله آثار قلمی آن بزرگوار، حاشیه مفصلی بر عروة الوثقی نوشته است. نوشته‌ها و آثار خطی گوناگون دیگری معظم له داشته که در هجوم ساواک به منزلشان در چندین نوبت از بین رفته است بعضی نوارهای سخنرانی و دست نوشته‌هایی نیز از آن بزرگوار مانده است.
و از جمله آثا علمی و ادبی قطعات جذاب و شیوایی است که منتسب به شهید آیة الله غفاری است و از مصادیق آنها سروده ذیل می‌باشد.
عاشق چو رو به کعبه صدق و صفا کند *** احرام خود زکسوت صبر و رضا کند
در پیش راه بادیه گیر غریب وار *** ترک عشیره و بلد و اقربا کند
از صدق چون قدم بنهند در فنای عشق *** اول به پای دوست سر و جان را فدا کند
آنجا که موقف عرفات محبت است *** بر جای سنگریزه سر از کف رها کند
آنگاه دست و روی نشوید زخون خویش *** بر خیزد و نماز شهادت ادا کند
لازم به یادآوری است که اشعار و سروده‌های فوق از میان نوشتجات دوران زندان به دست آمده است.

عروج و شهادت

انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی(ره) ثمره از جان گذشتگی فرزانگانی است که در اوج خفقان، فریاد آزادی و آزادگی سر دادند.
و در راه تحقق حکومت عدل اسلامی ایثارگرانه و با تحمل سختی‌ها ـ زندانها و شکنجه‌ها عاشقانه دعوت حق را لبیک گفتند و شهید غفاری آن مبارز نستوه و شهید همیشه زنده تاریخ اعتقاد داشت که:
«شهادت تحفه‌ای است از جانب خداوند متعال که به بندگانش هدیه می‌شود».
و انصافاً به عقیده صاحب نظران ما شهادت آیة الله حسین غفاری در زندان مخوف ساواک ضربه‌ای کمرشکن بر رژیم فساد شاهنشاهی بود.
این عاشق و عارف مجاهد پس از سالها تلاش، مجاهدت، استقامت صبر و پایداری زندان و شکنجه عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال ۱۳۵۳ ش. آیة الله غفاری در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سرو سَهی در محبس تنگ و تاریک و ظلماتی شاهی با دست و پای شکسته و دندانهای خرد شده و محاسن زخمی و خونین به دیار ابدیت شتافت و روح بلندش پس از ۱۳ سال تحمّل زجر شکنجه به ملکوت اعلی پیوست.
ساواک شبانه پیکر مطهر او را به قم فرستاد تا مظلومانه دفن شودولی طلاب و مردم قم از موضوع با خبر شدند و در تشیع جنازه با شکوه ایشان در صبح روز ۷ دی ماه ۱۳۵۳ ش. شرکت کردند و با فریاد غفاری ما کشته شد به خون خود آغشته شد پیکر مطهر این اسوه مقاومت را از حرم حضرت معصومه(علیها السلام) تا قبرستان دار السلام قم تشییع کردند و در مراسم تدفین این شهید بزرگوار، همرزمش شهید آیة الله قدوسی حاضر شد و تلقین خواندند لازم به تذکر است که در جریان تشییع، تعدادی از تشییع کنندگان و فامیل شهید غفاری دستگیر و زندانی شدند.

پیام‌ها و اعلامیه‌ها

همزمان با شهادت شهید غفاری در زندان ستم شاهی و دفن ایشان در قم پیامها و اطلاعیه‌های مختلفی از طرف گروه‌های انقلابی در داخل و خارج از کشور منتشر شد از جمله:
دانشجویان مسلمان خارج از کشور با پخش تصاویر ـ پوستر و صدور اعلامیه‌هایی شهادت این شهید والامقام را به ملت ایران و امام بزرگوار امّت تسلیت گفتند و جنایات شاه و دار و دسته او را محکوم کردند.
پس از پیروزی انقلای اسلامی و در سالگرد شهادت شهید غفاری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ـ جامعه روحانیت مبارز تهران ـ حزب جمهوری اسلامی ـ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ـ جمعیت مؤتلفه اسلامی ـ فداییان اسلام دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران و شخصیت‌های مختلف کشوری و سیاسی پیامهای جداگانه‌ای منتشر نمودند.

فهرست منابع

۱ ـ کتاب شهدای روحانیت شیعه نوشته علی ربّانی خلخالی.
۲ ـ کتاب خاطرات هادی غفاری از انتشارات حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
۳ ـ کتاب یکصدسال مبارزه روحانیت اسلام عقیقی بخشایشی.
۴ ـ نشریه امید انقلاب ، ۱۴ خرداد ۱۳۷۳ ش.
۵ ـ تاریخ سیاسی ایران، جلال الدین مدنی.
۶ ـ اطــلاعات ارائـه شـده از طرف بـرخی از شـخصیت‌ها از جمله الف : آیة الله سـید علی میرغـفاری آذرشـهر ب : حجة الاسلام و المسلمین مقدس زاده ج : آیة الله مجتهد شبستری د: حاج عباس آقا عباسپور.
۷ ـ تلخیص از شرح حال شهید غفاری تألیف حمید صبری.
۸ ـ کتاب انقلاب اسلامی بروایت اسناد ساواک (انتشارات سروش).

بازگشت به شخصیت ها