سیر تاریخی امر به معروف و نهی از منکر
به حکم قرآن، حضرت حق تعالی خود موسس و بنیان گذار فریضه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر هستند. قرآن در جایی میفرماید:
(ان الله یامر بالعدل والاحسان وایتاء ذی القربی وینهی عن الفحشا والمنکر)[۱]، از این آیه استفاده میشود که موضوع امر به معروف و نهی از منکر یک موضوع ریشهای است؛ یعنی از همان بدو تولد حضرت آدم و حوا(ع)، بحث امر به معروف و نهی از منکر هم پدید آمد. شاهد گفته ما همان گفتگوی زیبایی است که خداوند در بخشی از آن به حضرت آدم(ع) میفرماید: (ای آدم تو با زوج خود در بهشت جای گزین و در آن جا از هر نعمت که بخواهید برخوردار شوید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستم کاران خواهید بود)[۲].
(اسکن انت وزوجک الجنه) مصداقی از مصادیق معروف و (لاتقربا هذه الشجره) عنوانی از عناوین منکر شمرده شده است.
تاریخ گواهی میدهد که این موضوع در پی چرخیدن چرخ هستی و تطورات مختلف مکتبی و طبیعی هم چنان رشد و نمو میکرد. حضرت نوح نبی الله را میبینیم که چگونه قوم خود را امر به معروف میکند و میفرماید: (اعبدوالله مالکم من اله غیره)[۳]. بعد از او حضرت ابراهیم خلیل الله را مییابیم که ابتدا قومش را از منکر دور کرد سپس به معروف رهنمون ساخت و فرمود: (تعبدون ماتنحتون والله خلقکم وماتعملون)[۴]. بعد از حضرت ابراهیم فرزندانش هر کدام قوم خود را امر به معروف و نهی از منکر کردند؛ به عنوان نمونه قرآن در مورد حضرت شعیب میفرماید:
(قال یا قوم اعبدوالله)[۵]. در رابطه با حضرت لوط میفرماید: (واذ قال لقومه اتاتون الفاحشه)[۶]. در رابطه با حضرت الیاس(ع) میفرماید: (اذ قال لقومه الا تتقون اتدعون بعلا وتذرون احسن الخالقین)[۷]. و نیز حضرت هود[۸] و حضرت صالح[۹] و به دنبال آنان حضرت موسی کلیم الله است که این وظیفه خطیر را انجام میدهد و آن وقتی است که حضرت موسی(ع) مدت چهل شبانه روز به کوه طور مشرف شدند و هنگامی که برگشت دید قومش گرفتار منکر سامری شدند، از این رو آنها را نهی از منکر کرد و فرمود: شما بعد از من بسیار بد حفظ الغیب[۱۰] من کردید).
بعد نوبت به حضرت عیسی روح الله رسید که به قومش فرمود:
(فاتقوا الله واطعیون ان الله ربی وربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم)[۱۱].
این رکن رکین با آمدن پیامبر رحمت، جایگاه رسمی پیدا کرد و از دایره محدود پیامبران و انبیا به انسانهای آزاده دیگر هم گسترش یافت.







