فرهنگ مصادیق:راه خودسازی (چهل مجلس)

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از راه خودسازی (چهل مجلس))
پرش به: ناوبری، جستجو
راه خودسازی (چهل مجلس)

نویسنده : جواد حبیبی تبار

آفات مدح و مداح

در رابطه با ستایشگری ممکن است آفات زیر به وجود آید:

تفریط منجر به کذب

مثلا اگر به یک نفر که معلومات او در حد ابتدایی است (بر خلاف واقع) گفته شود تو چنان انشاء و املاء خوبی داری که افراد متخصص در رشته ادبیات و ادباء و نویسندگان به پای تو نمی‌رسند، خوب این دروغ است و اگر در مدح زیاده روی شود آنقدری که به دروغ بیانجامد این عمل حرام است و آفتی برای مدح و مداح به حساب می‌آید.

نفاق

اگر مداحی که دیگری را مدح می‌کند (اعم از اینکه ستایش مداح، راست باشد یا دروغ و در حد ممدوح یا نباشد) خودش به آن معتقد نباشد، این نوع مدح نیز، دروغ و منافقانه است.
مدح ظالم:
اگر کسی ظالمی را مدح کند، چه آن ظالم صفت خوبی داشته باشد یا نه و چه حالات قابل تمدیح در او نباشد، چون مدح مداح باعث خوشحالی و فرح او می‌شود این مدح از نوع حرام است و این نشانگر آن است که اسلام تا چه حد با ظلم در ستیز است.

مدح فاسق

کسی که آنقدر گناه کبیره انجام داده و می‌دهد که به فسق و فجور معروف شده نباید او را مدح کرد، وقتی می‌گوییم نباید او را مدح کرد یعنی حتی اگر صفاتی در او باشد که مستقلاً قابلیت مدح را داشته باشد نباید او را ستایش کرد و الا مدح بیجا که در مورد غیر فاسق هم حرام است. مدح فاسق باعث شادمانی و تشویق او و ایجاد موقعیت اجتماعی برای فاسق و جرأت او بر گناه می‌شود که مسلماً حرام است، مگر اینکه اطمینان داشته باشیم از نظر روانشناسی تکیه بر نقاط مثبت، چنین شخصی را به سوی صلاح سوق می‌دهد.

مدح موجب عجب و کبر ممدوح

گاهی بعضی افراد در مدح کردن دیگران آنقدر غلو می‌کنند که در ممدوح تکبر و خود بزرگ بینی ایجاد می‌کنند. این نوع مدح چون مولد صفتی ناپسند است حرام می‌باشد.

مدحی که ممدوح را از خود راضی کند

مدحی که موجب شود تصور کند انسانی کامل و بسیار والا و شایسته می‌باشد و بالاخره از نفس خود راضی شود، این نوع مدح نیز حرام است چه آنکه غفلت از نفس، خود موجب گناهان و خطاهای بسیاری می‌گردد.

برخی روایات در مورد مدح

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می‌فرماید: اذا مدحت اخاک فی وجهه فکانما امررت علی حلقه الموسی [۱] وقتی دیگری را رودرو مورد ستایش قرار دهی مانند آن است که با تیغ برنده بر گلوی او بکشی. آن حضرت در روایت دیگری فرموده است:
لو مشی رجل الی رجل بسکین مرهف کان خیرا له من ان یثنی علیه فی وجهه [۲] یعنی اگر کسی با چاقوی برنده بر کسی حمله ور شود بهتر از آن است که او را مورد ستایش قرار دهد.
پس بهتر است حتی مدح بی آفت را هم رودروی ممدوح انجام نداد. چه آنکه مدح رودرو باعث فتور از عمل می‌شود. البته باید دانست مقوله تشویق و تقدیر از افرادیکه استحقاق آن را دارند از این گفتار مستثنی است.

آفات ممدوح

در شخص مورد ستایش است این آفات پدیدار شود:
۱ - تغییر حالت او به وسیله مدح:
وقتی کسی را که ستایش کردند اگر حالت او تغییر کرد و از نفس خود راضی شد، باید بداند در پرتگاه هلاکت قرار گرفته است، پس نباید بواسطه ستایش دیگران حالت انسان تغییر کند و از خود راضی شود یا خوشنود گردد. اصولا باید توجه داشت چنانچه کاری کنیم که خداوند متعال ما را مورد ستایش قرار دهد آن وقت مایه خوشنودی است نه زمانی که مخلوقی چون خودمان ما را ستایش کند.
۲ - مد نظر آوردن خوبی‌های خودش:
وقتی کسی را مدح می‌کنند نباید اعمال خوب و نیک خود را مد نظر بیاورد، بلکه باید سعی کند اعمال زشت و پلید خود، قصورها و تقصیرهایش را مدنظر بیاورد تا غرور و عجب و تکبر او را فرا نگیرد، در غیر این صورت دچار آفت گردیده است.
۳ - تایید قول مداح:
ممدوح نباید مواردی که به آن واسطه او را مدح می‌کنند را تایید کند، بلکه باید اظهار کند مداح در بیان ستایش او در اشتباه است و خود را عاری از آن نقاط مثبت بداند. البته این بدان معنی نیست که خود را همیشه در ضعف ببیند و از نقاط قوت خود غافل باشد، بلکه در میان مردم این چنین عمل کند.
پس ممدوح باید بگوید: الهم ان هولاء لایعرفونی و انت تعرفننی. . یعنی خداوندا اینان (کسانی که مرا مدح و ستایش می‌کنند) مرا نمی‌شناسند و تو مرا خوب می‌شناسی.
حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: اللهم اغفر لی یعلمون و لاتواخذنی بما یقولون واجعلنی خیرا مما یظنون [۳] وقتی بعضی اصحاب خدمت حضرت علی علیه السلام می‌آمدند و او را به خاطر نقاط عالی قوت موجود در او می‌ستودند، می‌فرمود: بار خدایا پروردگار تو مرا در مورد آنچه اینان نمی‌دانند ببخشای و مرا به آنچه آنها می‌گویند مواخذه مکن و مرا بهتر از آنچه گمان کرده‌اند قرار بده. و بالاخره حاصل کلام اینکه العاقل ینبغی الا یسر بمدح الغیر و لایحزن بذمه یعنی عاقل سزاوار است که به ستایش کسی خرسند نشود و به مذمت کسی هم محزون نگردد.

پانویس

  1. (میزان الحکمه ج 4 ص 286 به نقل از المحجه البیضاء ج 5 ص 283.)
  2. (میزان الحکمه ج 4 ص 286 به نقل از المحجه البیضاء ج 5 ص 284.)
  3. (نهج البلاغه 4 / 22 (حکمت 100) - امالی صدوق ص 668.)
منبع: مرکز اطلاع رسانی غدیر - تاریخ برداشت:94/12/15
بازگشت به مدح ظالم