فرهنگ مصادیق:دروغ ازمنظر قرآن وروایت
علیرضا احمدی
کارشناس قرآنی اداره تبلیغات اسلامی شهرستان خدابنده
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ معنای دروغ
- ۳ دروغ از منظر آیات و روایات
- ۴ دروغ سرچشمه همه گناهان
- ۵ دروغ سرچشمه نفاق است
- ۶ دروغ با ایمان سازگار نیست
- ۷ دروغ نابود کننده سرمایه اطمینان است
- ۸ سوگند دروغ
- ۹ دروغ در ردیف شرک به خدا
- ۱۰ مواردی که دروغ گفتن جایز است
- ۱۱ آثار دروغ
- ۱۲ دروغ گو در اضطرار است
- ۱۳ سرچشمه دروغ
- ۱۴ عذاب ویژه دروغگویان
- ۱۵ گوش دادن به دروغ
- ۱۶ انواع دروغ
- ۱۷ توریه چیست؟
- ۱۸ آیا توریه جزء دروغ نیست؟
- ۱۹ راه درمان دروغ
- ۲۰ پانویس
مقدمه
دروغ از بدترین معایب، زشتترین گناهان و منشأ بسیاری از مفاسد است و بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاقی و از گناهان کبیره است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در میان نباشد، دروغ گفتن جایز نمیباشد.
دروغ در دنیا و آخرت انسان را از رحمت الهی محروم میکند و در میان مردم بی اعتبار مینماید و اعتماد عمومی را سلب و جامعه را به بیماری نفاق دچار میسازد و از آفات زبان و خراب کننده ایمان است.
علت اصلی دروغ، عقده حقارت و خود کم بینی انسان دروغگو است و این یکی از نکات روانی است که به عنوان روانشناسی اخلاقی در کلمات معصومین به آن اشاره شده است.
سرچشمه دروغ نیز گاهی به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او، از دست دادن موقعیت و مقام و زمانی نیز به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و ...است که شخص از این وسیله نامشروع برای تامین مقصود خود کمک میگیرد.
ابزار بسیاری از گناهان دروغ است اینکه افراد دروغگو بدبینی و سوء ظن خاصی نسبت به همه کس و همه چیز دارند، با دروغ خود را بزرگ جلوه میدهند، با دروغ هزار گونه تملق میگویند و یکی از راههای درمان دروغ این میباشد که قبل از هر چیز باید مبتلایان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی آن متوجه ساخت و نیز باید باید متوجه ساخت که اگر چه دروغ در پارهای از موارد نفع شخصی دارد ولی نفعش بسیار آنی و زودگذر است و یکی دیگر از موثرترین راههای درمان دروغ پرورش شخصیت در افراد و کوشش برای تقویت پایههای ایمان در دل آنان است و باید محیطهای تربیتی و معاشرتی مبتلایان را از وجود افراد دروغگو پاک کرد تا تدریجا طبق اصل محاکات و تاثیرپذیری محیط وجود آنها از این رذیله پاک گردد.
در سراسر جهان هستی قانون صداقت و صراحت و حقیقت جاری است. هر چند به حسب ظاهر در عالم هستی تضادها و تعارضهایی دیده میشود ولی دروغ و خیانت در طبیعت اصلا وجود ندارد. اصولا حقایق ناب را در طبیعت و هستی باید جستجو کرد و از زبان آفرینش باید شنید. مگر جز این است که تمام قوانین علمی و فلسفی برداشتی است نسبی از جهان هستی و قوانین حاکم بر آن و طالبان حقیقت همه و همه در اسرار هستی میاندیشند و از آن الهام میگیرند و جز با هستی و قوانین حاکم بر آن سروکاری ندارند؟
خلاصه کلام آنکه بنای خلقت و طبیعت بر حقیقت و راستی استوار است، لکن این انسان ظالم و ستمکار است که حق را با باطل به هم آمیخته و آن را وارونه جلوه میدهد، زیرا باطل محض را نمیشود به مردم ارائه داد که طبع حقیقت جوی مردم خود به خود آن را دفع میکند.
خداوند سبحان چه با زبان تکوین و چه با زبان تشریع با صداقت و راستی با بندگانش سخن میگوید و میفرماید که صداقت برای شما بهتر است. علی(ع) در نهج البلاغه میفرمایند «ولکن یُوخَذُ مِن هذا ضِغثٌ و من هذا ضغث فَیُمزجان ...»[۱] مردم قسمتی از حق و قسمتی از باطل را گرفته و در هم میآمیزند و از این راه، باطل را به خورد مردم میدهند.
یکی از محرمات و آفتهای خطرناک زبان، دروغ گفتن است و دروغ از گناهان کبیره میباشد[۲].
معنای دروغ
کذب بر وزن وِزر و کَتِف به معنی دروغ گفتن میباشد. صحاح و قاموس و اقرب و ... هر دو وزن را مصدر گفتهاند ولی استعمال قرآن نشان میدهد که کذب بر وزن وزر مصدر است[۳].
کذب بر وزن کَتِف اسم مصدر است به معنی دروغ مثل «یَفْتَرُونَ عَلَی اللَّهِ الْکَذِب»[۴] چون کذب مفعول به یفترون است لذا اسم است نه مصدر یعنی بر خدا دروغ میبندند.
تکذیب آن است که دیگری را به دروغ نسبت دهی و بگویی دروغ میگوید.
کذّاب مبالغه است یعنی بسیار دروغگو «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ[۵]» .
کاذبه مصدر است مثل عاقبه، عافیه و باقیه «إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ، لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ»[۶]
کذب در لغت به معنای عدم مطابقت است و همانگونه که سخن به دروغ متّصف میشود اعتقاد و عمل هم به آن متّصف میگردد. گمان و اعتقاد مخالف با واقع دروغ است، همانگونه که عمل مخالف با سخن و وعده نیز دروغ است[۷].
دروغ از منظر آیات و روایات
آیات و روایات بسیاری در زمینه زشتی دروغ سخن میگویند و آیات تکان دهندهای حتی دروغگ را در ردیف کافران و منکران آیات الهی میشمارند.
«إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ»[۸] گرچه در این آیه دروغ و افترا بر خدا و پیامبر است ولی به هر حال زشتی دروغ اجمالا در این آیه مجسم شده است و در تعلیمات اسلام به مساله راستگویی و مبارزه با کذب و دروغ فوق العاده اهمیت داده شده است که نمونههای آن را در زیر میآوریم.
دروغ سرچشمه همه گناهان
در روایات اسلامی دروغ به عنوان " کلید گناهان" شمرده شده است، علی (ع) میفرماید: «الصدق یهدی الی البر، و البر یهدی الی الجنه»[۹]" راستگویی دعوت به نیکوکاری میکند، و نیکوکاری دعوت به بهشت".
در حدیثی از امام باقر( ع) میخوانیم: «ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتیح تلک الاقفال الشراب، و الکذب شر من الشراب»"[۱۰] خداوند متعال برای شر و بدی، قفلهایی قرار داده و کلید آن قفلها شراب است (چرا که مانع اصلی زشتیها و بدیها عقل است و مشروبات الکلی عقل را از کار میاندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است" .
امام حسن عسکری (ع) میفرماید: «جعلت الخبائث کلها فی بیت و جعل مفتاحها الکذب»[۱۱]" تمام پلیدیها در اطاقی قرار داده شده، و کلید آن دروغ است" .
رابطه دروغ و گناهان دیگر از این نظر است که انسان گناهکار هرگز نمیتواند، راستگو باشد، چرا که راستگویی موجب رسوایی او است، و برای پوشاندن آثار گناه معمولا باید متوسل به دروغ شود. و به عبارت دیگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد میکند، و راستگویی محدود.
اتفاقا این حقیقت در حدیثی که از پیامبر (ص) نقل شده ،کاملا تجسم یافته، حدیث چنین است:
شخصی به حضور پیامبر( ص) رسید، عرض کرد نماز میخوانم و عمل منافی عفت انجام میدهم، دروغ هم میگویم! کدام را اول ترک گویم؟! پیامبر( ص) فرمود: دروغ، او در محضر پیامبر( ص) تعهد کرد که هرگز دروغ نگوید: هنگامی که خارج شد، وسوسههای شیطانی برای عمل منافی عفت در دل او پیدا شد، اما بلافاصله در این فکر فرو رفت، که اگر فردا پیامبر( ص) از او در این باره سؤال کند چه بگوید، بگوید چنین عملی را مرتکب نشده است، اینکه دروغ است و اگر راست بگوید حد بر او جاری میشود، و همین گونه در رابطه با سایر کارهای خلاف این طرز فکر و سپس خود داری و اجتناب برای او پیدا شد و به این ترتیب ترک دروغ سرچشمه ترک همه گناهان او گردید.
دروغ سرچشمه نفاق است
چرا که راستگویی یعنی هماهنگی زبان و دل، و بنا بر این دروغ ناهماهنگی این دو است، و نفاق نیز چیزی جز تفاوت ظاهر و باطن نیست.
در آیه ۷۷ سوره توبه میخوانیم: فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلی یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ:"[۱۲]اعمال آنها نفاقی در دلهایشان تا روز قیامت ایجاد کرد، به خاطر اینکه عهد خدا را شکستند و به خاطر اینکه دروغ میگفتند".
دروغ با ایمان سازگار نیست
این واقعیت نه تنها در قرآن بلکه در احادیث نیز ثابت میشود: در حدیثی چنین میخوانیم: سئل رسول اللَّه (ص) یکون المؤمن جبانا؟ قال نعم، قیل و یکون بخیلا؟ قال نعم، قیل یکون کذابا؟ قال لا!"[۱۳] از پیامبر پرسیدند آیا انسان با ایمان ممکن است (گاهی) ترسو باشد فرمود: آری، باز پرسیدند آیا ممکن است (احیانا) بخیل باشد فرمود: آری، پرسیدند آیا ممکن است کذاب و دروغگو باشد؟ فرمود نه"!
چرا که دروغ از نشانههای نفاق است و نفاق با ایمان سازگار نیست.
و نیز به همین دلیل این سخن از امیر مؤمنان (ع)نقل شده است:
«لا یجد العبد طعم الایمان حتی یترک الکذب هزله وجده»[۱۴]
"بندهای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی" .
دروغ نابود کننده سرمایه اطمینان است
میدانیم مهمترین سرمایه یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومی است، و مهمترین چیزی که این سرمایه را به نابودی میکشاند دروغ و خیانت و تقلب است، و یک دلیل عمده بر اهمیت فوق العاده راستگویی و ترک دروغ در تعلیمات اسلامی همین موضوع است.
در احادیث اسلامی میخوانیم که پیشوایان دین از دوستی با چند طایفه از جمله دروغگویان شدیدا نهی کردند، چرا که آنها قابل اطمینان نیستند.
علی( ع ) در کلمات قصارش میفرماید:
«ایاک و مصادقه الکذاب فانه کالسراب، یقرب علیک البعید، و یبعد علیک القریب»[۱۵]
"از دوستی با دروغگو بپرهیز که او همچون سراب است، دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را دور میسازد" .
خدا نکند کسی معروف شود به دروغگویی که هیچ چیز شاید بیشتر از این به حیثیت انسان لطمه نمیزند[۱۶].
البته سخن در باره زشتیهای دروغ و فلسفه آن و همچنین علل پیدایش دروغگویی از نظر روانی و طرق مبارزه آن بسیار زیاد است که باید آن را در کتب اخلاق جستجو کرد.
سوگند دروغ
یکی از موارد رواج دروغ، سوگند دروغ است. این عمل از زشتترین گناهان و فاحشترین عیوب است.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «هر کس سوگندی به خدا یاد کند که به اندازه بال پشهای دروغ در آن باشد نقطهای سیاه در قلبش پدید میآید و تا روز قیامت باقی میماند»
حضرت رسول(ص) فرمودند: «چه خیانت بزرگی است که به برادرت چیزی بگویی که تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی»
پیامبر(ص)فرمودند: «سه گروهند که فردای قیامت خدا با آنها سخن نمیگوید و به آنها توجه نمیکند و آنها را از گناهانشان تزکیه نمیکند اول کسانی که چون چیزی ببخشند منت میگذارند دوم کسانی که کالای خود را با سوگند دروغ به فروش میرسانند و سوم انسانهای متکبر.»
دروغ در ردیف شرک به خدا
رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «آیا شما را از بزرگترین گناهان خبر ندهم ؟بزرگترین گناه شرک به خدا و درفتاری نسبت به پدر و مادر و دروغ گفتن است»[۱۷]
دروغ از پستی انسان است
پیامبر(ص) میفرمایند: «دروغ گو دروغ نمیگوید مگر به سبب پستی نفسش»[۱۸]
دروغ هم گناه است و هم مقدمه فتنه ها
علی(ع): «دروغ انسان را به سوی بدیها هدایت میکند و بدیها نیز به سوی آتش جهنم»[۱۹]
تمام انبیاء دروغ را تحریم کردند
امام صادق(ع) فرمودهاند: «خدای عزوجل انبیاء را مبعوث نکرد مگر به راستی سخن و اداء امانت به نیک و فاجر»[۲۰]
دروغ سبب خرابی ایمان میشود
امام باقر(ع) میفرماید «دروغ ویران کننده ایمان است».
دروغ بدترین بیماری
حضرت علی (ع) میفرماید «بیماری دروغ، زشتترین بیماری است»[۲۱]
روزی انسان در ارتباط با خدا
رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «دروغ روزی انسان را کم میکند»
دروغ بدترین رباها
رسول خدا(ص) فرمودند: «بدترین و بالاترین رباها دروغ است» (زیرا در ربای اقتصادی سرمایه افراد از میان میرود لکن در دروغ اصل ایمان خدشه دار می شودو ربا خوار مالی دارد و آن را زیاد میکند و دروغ گو از هیچ، چیزی درست میکند). أَرْبَی الرِّبَا الْکذِبُ[۲۲]
دروغ فراموشی میآورد
امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند فراموشی را بر دروغ پردازان مسلط میسازد که انسان علاوه بر اینکه لازم است خود از دروغ گفتن بپرهیزد بایستی از همنشینی و دوستی با افراد دروغگو خودداری کند». قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَی الْکذَّابِینَ النِّسْیانَ[۲۳]
از امام صادق(ع) نقل شده که امیرالمومنین علی(ع) مکرر بالای منبر میفرمود «سزاوار است انسان مسلمان از دوستی با سه کس دوری کند: پر روی بی باک و تبه کار - احمق و دروغگو سپس دربارهٔ دروغگو فرمود زندگی کردن با دروغگو برای تو سزاوار نیست چون سخنان تو را برای دیگران و سخنان دیگران را برای تو بازگو میکند و هرگاه داستانی را به پایان رساند، داستان دیگری به آن میافزاید تا آنجا که اگر راست گوید کسی باور نکند».
امیرالمومنین علی(ع) در ضمن حدیثی به امام حسن مجتبی(ع) فرمود «از دوستی با دروغگو برحذر باش زیرا او مانند سراب است که در نظرت دور را نزدیک و نزدیک را دور میسازد»
امام باقر(ع) میفرماید: «خدای تعالی بر بدیها قفلهای فراوانی زده و شراب را کلید آن قرار داده است اما دروغ از شراب بدتر است».
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «خیانت بزرگی است که با برادرت سخنی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی[۲۴] و نیز میفرماید: دروغ روزی را کم میکند و ممکن است مومن هر خصلتی پیدا کند و حتی با همان خصلت بمیرد اما به خیانت و دروغ آلوده نمیشود».
امیرالمومنین(ع) فرمودند: «بزرگترین کژیها و لغزشها نزد خدا زبان دروغ پرداز است «.
امام باقر(ع) میفرمایند: «دروغ مایه ویرانی ایمان است».
مواردی که دروغ گفتن جایز است
چنانچه گفته شد دروغ بالطبع از کارهای زشت و ناپسند و عادت به آن از رذایل اخلاق و گناهان کبیره است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در کار نباشد گفتن دروغ جایز نیست.
مقام ضرورت و ناچاری
قرآن کریم تقیه را در مقام اکراه و اضطرار جایز دانسته و بدیهی است که تقیه از مصادیق دروغ و خلاف واقع است و انسان در مقام اضطرار میتواند عقیده خود را پنهان کند و بر خلاف عقیده و ایمانش گواهی دهد.
از رسول خدا(ص) نقل شده است که: «ما من شیء إلا و قد أحله الله لمن إضطر ألیه»[۲۵] هیچ کاری نیست جز آنکه خداوند آنرا برای کسیکه ناچار شده باشد حلال کرده است.
در باب رفع ضرر احادیثی به تواتر رسیده که انسان به خاطر جلوگیری از ضرر مالی و جانی و عرضی و... میتواند سوگند دروغ یاد کند.
اصلاح میان مردم
یعنی در صورتی که انسان برای ایجاد الفت و محبت و رفع کینه و کدورت دروغ بگوید و بدین وسیله میان آنها صلح و صفا و صمیمیت برقرار کند که در این موارد دروغ حرام نیست.
در وصیت پیانبر(ص) به علی (ع) آمده است که ای علی خداوند دروغ مصلحت آمیز را دوست دارد و از راست فتنه انگیز بیزار است»[۲۶]
خدعه و نیرنگ
شک نیست که جنگ یک ضرورت دینی و اجتماعی است که به دلایل مختلف عقیدتی، سیاسی و اقتصادی و... بر ملتها و جوامع بشری الزام یا تحمیل میگردد و معمولا برای خروج از این تحمیل و رهایی از این مخمصه و سرعت بخشیدن به شکست دشمن از وسایلی استفاده میشود که در مواقع عادی جایز نیست. یکی از این موارد مهم غافلگیری دشمن است که در این راستا عنصر خدعه و نیرنگ میتواند وسیله خوبی باشد. در وصایای رسول(ص)به علی (ع) آمده است: «ای علی سه چیز است که دروغ بر آنها نیکوست: خدعه و نیرنگ در جنگ - وعده به همسر و اصلاح میان مردم»[۲۷]
وعده به خانواده و همسر
در دین مقدس اسلام نفقه(هزینه زندگی)زن و فرزند به عهده مرد است. البته نفقه به تناسب امکانات و در حدّ میانه روی است و بیش از آن لزومی ندارد ولی چون بسیاری از اوقات در اثر زیاده طلبی و چشم و هم چشمی تقاضای خانواده فراتر از امکانات مرد و بیش از حد کفایت است در چنین وضعی مرد بر سر دوراهی قرار میگیرد که یا باید با برخورد منفی و ردّ صریح در برابر خواستههای آنان موضع گیری کند و یا با برخورد امیدوار کننده و وعدههای مصلحتی تا حدودی آنها را راضی و قانع نماید. اما باید در نظر داشت که اگر سرپرست خانواده بخواهد هر روز به بهانههای پوچ و بی اساس به خانواده اش دروغ بگوید علاوه بر آنکه از نظر تربیتی آثار بدی در پی دارد حسّ اعتماد و اطمینان را در اعضای خانواده از بین میبرد و جایگاه رفیع پدر و سرپرست خانواده را متزلزل ساخته و آنرا در معرض سقوط قرار میدهد و در نتیجه اساس خانواده از بین میرود.
آثار دروغ
دروغ به جز آثار سوء اخلاقی که در شاکله خود انسان دارد بنیان و شالوده جامعه را ویران میکند مثل موشهایی که سد سبا را با آن استحکام ویران کردند. دروغ در خانه، دروغ در مدرسه، دروغ در بازار و محله و اداره و ... نظام خانواده و مدرسه و بازار و اداره و... را از هم میپاشد. دروغ آثار زیانباری از جهت فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به دنبال دارد .
بی آبرویی
امام علی(ع): «الکذب یزری بالانسان»[۲۸]
رسوایی
«وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ»[۲۹]
به قول علامه طباطبایی هر جزء نظام هستی با اجزاء دیگر و لوازمش مرتبط است. دروغگو اگر چیزی را پنهان کند لوازمش را چه کند لذا زود رسوا میشود. بر فرض گرگ یوسف را درید پیراهنش چرا سالم است؟ گندم کاشتی پس چرا جو سبز شد همین است که قرآن میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌر»[۳۰]
«إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»[۳۱]
دروغ گو در اضطرار است
پیامبر(ص): «راستی آرامش است ولی دروغ هراس است»[۳۲] دروغگو در هیجان است که مبادا حرف امروزش با فردا تضاد داشته باشد
سرچشمه دروغ
همانطور که در سابق هم اشاره شد دروغ معمولا از یکی از نقاط ضعف روحی سرچشمه میگیرد.
گاهی از ضعف ایمان که انسان خدا را شاهد نمی داندیا به خاطر تبرئه خودیا به قصد تفریح و شوخی: علی(ع): «بندهای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی»[۳۳]
گاهی انسان به خاطر ترس از فقر، پراکنده شدن مردم از دور او، از دست دادن موقعیت و مقام دروغ میگوید. زمانی به خاطر علاقه شدید به مال و جاه و مقام و شهرت دیگری زبان به دروغ میگشاید و از این وظیفه نامشروع برای تامین مقصود خود کمک میگیرد. گاهی تعصبهای شدید و حبّ و بغضهای افراطی سبب میشود که انسان به نفع کسی که مورد علاقه اوست یا به زیان کسی که مورد نفرت و کینه او میباشد بر خلاف واقع سخن بگوید. زمانی برای آنکه خود را بیش از آنچه که هست بنمایاند و اظهار علم کند دروغ میگوید. ولی در تمام این صفات رذیله که ریشه صفت دروغ را تشکیل میدهد باید از کمبود شخصیت و ضعف ایمان نام برد.
یکی دیگر از عوامل مهم دروغگویی، احساس کمبود شخصیت و عقده حقارت است کسانی که گرفتار چنین عقیدهای هستند با انواع دروغها و لاف و گزافها حقارتی را که در خود احساس میکنند جبران میکنند. و گاهی نیز به خاطر عدم توجه به مضارّ دروغ و اهمیت راستگویی یا آلودگی محیط خانوادگی یا محیط اجتماع و معاشرین این رذیله در انسان ریشه میدواند.
تلقین - احساس کمبود- نجات یافتن- خجالت نابجا- دشمنی و حسد- طمع در مال و مقام-نقل همه چیزو پیش گوییها از دیگر عوامل دروغگویی به شمار میآیند.
عذاب ویژه دروغگویان
دروغگو از نماز شب محروم است در نتیجه از برکاتی که این عبادت بزرگ دارد محروم میماند که از آن جمله سعه رزق است.عیسی بن مریم(ع) فرمود: «کسی که دروغگوئیش زیاد شود حسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بین میرود به طوریکه مردم از او متنفر و منزجر میشوند»[۳۴]
خداوند او را هدایت نمیکند و راه حق را نشان او نمیدهد: «إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ»[۳۵]
دروغگو قابل رفاقت و برادری نیست .حضرت علی(ع): «مسلمان باید از دوستی و برادری دروغگو بپرهیزد زیرا به سبب دروغ گفتن اگر راست هم بگوید باور نمیشود»[۳۶]
گوش دادن به دروغ
باید دانست همانطور که دروغ بر دروغگو حرام است نقل دیگری هم حرام و همچنین ثبت کردن و نوشتن یا خواندن و گوش دادنش هم حرام میشود
«سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ»[۳۷] در مذمت گوش فرادادن به دروغ و با علم به اینکه دروغ است آن را میپذیرند چون اگر علم به دروغ بودن آن نداشته باشند صرف شنیدن دروغ صفت مذموم شمرده نمیشود
انواع دروغ
انواع و نمونهای متعددی را میتوان نام برد اما به عنوان مثال چند نمونه را ذکر میکنیم
دروغهای نامرئی مانند نفاق و ژشتهای خلاف واقع مثل اینکه کسی کتابخانه بزرگی دارد ولی فقط برای زیبائیش تهیه شده است.
دروغهای عملی مانند ریا و تکذیب حرف راست که این هم دروغ عملی است. نوشتن دروغ و اشاره دروغ و تدلیس یعنی زیبا جلوه دادن جنس هم از مصادیق این گروهاند.
دروغهای عادی و رایج مانند تعارفات معمولی و تعریف خواب با کم و زیاد کردن.
دروغهای مکتبی مانند : تحریف و کج فهمی و کتمان.
توریه چیست؟
توریه بر وزن توصیه به سخنی گفته میشود که از ظاهر آن چیزی فهمیده میشود درحالیکه منظور گوینده چیز دیگری است. در معنی توریه چنین گفتهاند: توریه عبارت از این است که انسان کلامی بگوید و از آن معنی مطابق واقع اراده نموده ولی آن کلام طوریست که شنونده معنی دیگری از آن میفهمد و منظور گوینده نیز همین است که در عین اراده معنی صحیح، مخاطب چیز دیگری بفهمد .
مشهور در میان فقهای ما این است که در مواردی که دروغ به خاطر ضرورتی تجویز میشود از توریه باید استفاده کرد و تا توریه ممکن است نباید دروغ صریح گفت.
آیا توریه جزء دروغ نیست؟
آنچه در اینجا کاملا حایز اهمیت است این است که روشن شود آیا توریه داخل در ادله کذب میباشد به طور کلی سه قول دیده میشود : گروهی معتقدند توریه اصلا دروغ نیست و لذا گفتهاند باید در موارد ضرورت چنان سخن بگوید که از دروغ خارج گردد. گروه دوم توریه را داخل در کذب میدانند و گروه سوم میگویند توریه مصداق کذب است ولی میزان قبح و فساد آن از کذب معمولی کمتر است.
راه درمان دروغ
با توجه به عواملی که در ایجاد این صفت و ریشه دارساختن آن موثر است راه درمان آن نسبتا روشن خواهد بود و به طور کلی برای درمان این انحراف اخلاقی باید از طریق زیر اقدام نمود:
قبل از هر چیز باید مبتلایان را به عواقب دردناک و آثار سوء معنوی و مادی، فردی و اجتماعی این رذیله زشت متوجه ساخت و با تدبیر و تفکر در آیات قرآن کریم و سخنان پیشوایان بزرگ دین و تجزیه و تحلیل گذشته و گفتار بزرگان به این نکته برسید که دروغ در پارهای از موارد هر چند نفع شخصی نیز داشته باشد نفعی آنی و زود گذر است.و هیچ سرمایهای برای یک انسان در اجتماع بالاتر از سرمایه اعتماد و اطمینان مردم نسبت به وی نیست که بزرگترین دشمن آن همین دروغ است.
ایجاد شخصیت: یکی دیگر از موثرترین طرق درمان دروغ پرورش شخصیت در افراد است زیرا همانطور که دانستیم یکی از عوامل مهم روانی دروغ، احساس حقارت و کمبود شخصیت است و در حقیقت دروغ گفتن یک نوع عکس العمل برای جبران این موضوع است.اگر مبتلایان به دروغ احساس کنند صاحب نیروها و استعدادهایی در درون خود هستند که با پرورش آنها میتوانند ارزش و شخصیت خود را بالا ببرند نیازی به توسل جستن به دروغ برای ایجاد شخصیت قلابی در خود نمیبینند به علاوه باید اینگونه افراد را متوجه ساخت که ارزش اجتماعی یک انسان راستگو بالاتر است ازهر سرمایه مادی و چیزی با آن برابری نمیکند.
کوشش برای تقویت پایههای ایمان به خدا در دل مبتلایان و توجه دادن آنها به این حقیقت که قدرت خدا مافوق تمام قدرتهاست و قادر برحل تمام مشکلاتی است که افراد ضعیف الایمان به خاطر آن به دروغ پناه میبرند. راستگویان در برابر حوادث گوناگون بر خدا تکیه دارند ولی دروغگوها در این گونه موارد تنهایند.
و برای درمان دروغ راههای بسیاری وجود دارد که بویژه در کلام ائمه معصومین به آنها طی احادیثی اشاره شده است.
پانویس
- ↑ نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 50
- ↑ آیت الله محمد رضا مهدوی کنی نقطههایی آغاز در اخلاق عملی
- ↑ سید علی اکبر قرشی قاموس قرآن ج7
- ↑ سوره نساء آیه 50 و مائده 103 و یونس60 و 69 و نحل 116
- ↑ سوره غافر آیسه 28
- ↑ سوره واقعه آیات 1 و2
- ↑ میرزا علی - آیست الله مشکینی، درسهایی از اخلاق ص 282
- ↑ سوره نحل آیه 105
- ↑ مشکاه الانوار طبرسی صفحه 157
- ↑ اصول کافی جلد 2 صفحه 254
- ↑ جامع السعادات جلد 2 صفحه 233
- ↑ سوره بقره آیه77
- ↑ جامع السعادات جلد 2 صفحه 322
- ↑ اصول کافی باب دروغ ج5 ص 291
- ↑ نهج البلاغه کلمات قصار کلمه 37.
- ↑ روح الله الخمینی چهل حدیث ص 471
- ↑ ارشادالقلوب ج1 ص185
- ↑ اختصاص مفید ص 232
- ↑ أمالی صدوق ص419
- ↑ کافی ج2 ص 104
- ↑ غرر الحکم، ص220
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج4، ص377
- ↑ کافی، ج2، ص341
- ↑ عبدالله شبر، اخلاق عبادی ص232
- ↑ مکاسب محرمه شیخ انصاری ص265
- ↑ من لا یحضره الفقیه ج4 ص352 و وسائل الشیعه ج8ص265
- ↑ بحارالانوار ج74ص51
- ↑ غررالحکم ص229
- ↑ سوره بقره آیه 72
- ↑ سوره زمر آیه3
- ↑ سوره غافر آیه 28
- ↑ کشف الغمه ج1ص535
- ↑ اصول کافی باب دروغ ج5 ص 291
- ↑ سید محمد هاشم دستغیب گناهان کبیره ص295
- ↑ سوره غافر آیه 28
- ↑ اصول کافی باب دروغ ج5 ص 293
- ↑ سوره مائده آیه 41







