فرهنگ مصادیق:خداوند جسم نیست
ذعلب یمانی، از یاران امیرمؤمنان (علیه السلام)، به امام عرض کرد: آیا خدای خود را دیدهای ؟ امام در پاسخ گفت: من چیزی را که نمیبینم نمیپرستم. آنگاه سائل پرسید: چگونه او را میبینی ؟ امام فرمود:
لا تدرکه العُیون بمشاهدة العیان ولکن تدرکه القلوبُ بحقائقِ الإیمان. [۱].
دیدگان ظاهری او را نمیبیند، اما دلها در پرتو حقیقت ایمان او را میبینند.
در جلسه قبل سوالی را مطرح کردیم که آیا ما میتوانیم صفات خدا را بشناسیم ؟
در جواب بیان شد که عدهای قائل شدند که صفات خدا مانند صفات انسانهاست. یعنی همان گونه که انسان دارای دست و پاست، خداوند هم همینگونه است.
ما این قول را نپذیرفتیم و بیان کردیم که خداوند دارای یک سری صفات سلبی است که معروفترین صفات سلبی او در شعر زیر جمع است: نه مرکب بود و جسم، نهمرئی نهمحل بی شریک است و معانی، تو غنی دان خالق.
قبل از بحث دوباره تاکید میکنم که دیدگاه قائلین به تشبیه صحیح نیست زیرا خدا دارای صفات سلبیه هست.
یکی از صفات سلبیه، جسمانی نبودن خداوند است.
حال سوال این است که چرا خداوند جسم نیست؟
برای اثبات اینکه خداوند جسم نیست دلیلهایی اقامه شده است که به برخی از آنها اشاره میکنیم :
الف) اگر خداوند جسم باشد باید از اجزاء ترکیب شده باشد زیرا هر جسمی ترکیب یافته از اجزایی است.
از طرف دیگر اگر اجزاء تشکیل شده باشد به آنها نیازمند است زیرا هر موجود مرکّبی نیازمند به اجزای خود میباشد.
خداوند به هیچ چیز نیاز ندارد، پس خداوند جسم نیست.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ[۲]
ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا، و فقط خدا بی نیاز و ستوده است.
دوم: یکی از لوازم و خصوصیات هر جسمی، محدودیت از نظر زمان و مکان است. برای مثال، دو جسم در یک زمان نمیتوانند یک مکان را اشغال کنند و این نشانه محدودیت است.
به بیان دیگر جسم با تحقق خود مکانی را پر میکند، بنابراین هیچ جسمی خالی از مکان نبوده و بی نیاز از آن نیست.
اگر فرض کنیم خدا جسم باشد، در این صورت وجود او همراه با مکانی خواهد بود که در آن جای گیرد، و به این مکان نیاز خواهد داشت.
خداوند نیازمند و محدود به زمان و مکان نیست ( اینکه خدا محدود به مکان و زمان نیست در آینده بررسی میشود)
پس خداوند جسم نیست.
از سوی دیـگـر، اجسام همواره در حال تغییر و دگرگونی و در معرض حوادث هستند؛ بدین معنا که یا فاقد کمالی هستند و از نقص به سوی کمال میروند و یا کمالی را از دست میدهند و رو به نقص میروند در حالی که وجود خداوند هرگز فاقد کمالی بوده تا بخواهد آن را بیابد و نه کمالی را از دست میدهد.
او جسم نیست
سوال: اگر خداوند جسم نیست پس چگونه مطمئن شویم که وجود دارد؟؟؟؟؟
در جهان چیزهایی وجود دارد که از قلمرو حس و لمس و دیدن بیرون است ولی ما به وجود آنها ایمان داریم:
چند مثال:.
۱. جاذبه زمین: آیا جاذبه زمین جزو حقایق است و یا جزو افسانهها به طور مسلم جزو حقایق است، اما نه از آن حقایقی که با چشم دیده شود و یا با یکی از حواس پنج گانه درک شود، بلکه حقیقتی است موجود که از اثر آن به وجود آن پی میبریم گرچه آن را با چشم نمیبینیم.
۲. اصوات و صداهایی در جهان وجود دارد که برای بشر قابل شنیدن نیست، اما بسیاری از حیوانات آنها را میشنوند؛ زیرا امواج صوتی در حد مخصوصی برای ما قابل درک و شنیدن است.
۳. ذره غباری که در هوا با چشم میبینیم، از هزارها اتم تشکیل یافته است که آنها قابل دیدن نیستند، وجود (الکترون)های سیار به دور (پروتون)ها همگی از حقایقی است که با اصول عقلی و ریاضی ثابت شده است نه دیدن و لمس کردن.
۴. قدری در حیات و زندگی خود بیندیشیم، حقیقت حیات چیست برای ما روشن نیست، بلکه آن چه ما درک میکنیم یک رشته آثاری است که از وجود حیات در جان دار حکایت میکند؛ مثلاً میبینیم جان دار تا زنده است حس، حرکت و تولید مثل دارد، اما هنگامی که جان خود را از دست داد، این آثار را ندارد. بنابراین وجود حیات و زندگی قابل انکار نیست در صورتی که با حواس پنج گانه درک نمیشود و دیدنی نیست.
۵. عواطف هر یک از ما به دوستان و بستگان قابل انکار نیست. مهر و محبت از عالیترین تجلیات روح و روان میباشد، آیا میتوان وجود آنها را انکار کرد، یا نه، آیا میتوان آنها را با چشم دید و یا با حواس پنج گانه درک کرد.
فهرست منابع
منشور عقاید شیعه آیت الله سبحانی اصل چهل و دوم
عقاید استدلالی ربانی گلپایگانی، درس نوزدهم صفات سلبی صفحه ۱۵۷تا 164
عقاید اسلامی، باب خدا و صفات جمال و جلال ،صفحه 2
توحید از دیدگاه عقل ونقل، صفحه ۶تا8
محاضرات آیت الله سبحانی، فصل نهم، صفات سلبیه، صفحه 138
کلام اسلامی سعیدی مهر، صفات سلبی، صفحه 275







