فرهنگ مصادیق:حقوق حیوانات در اسلام
مقدمه
پیامبر خدا(ص) وقتی ماده شتری را دید که زانویش را بستهاند و بارش همچنان بر پشت اوست فرمود: صاحبش کجاست؟ به او بگویید خودش را برای بازخواست [در قیامت ] آماده کند. [۱]
پیامبر خدا(ص): هرگاه چارپایان لاغر را سوار شدید، آنها را در منزلهایشان فرود آورید. اگر زمین خشک و بی گیاه بود با شتاب از آن بگذرید و اگر سرسبز و پر علف بود، آنها را در آن جا استراحت دهید. [۲]
امام صادق(ع) شتری را دید که از زیادی بار، لنگان لنگان راه میرود. امام از همراه شتر خواست تا از بار آن کم کند. [۳]
امام علی(ع): بخدا قسم، اگر اقلیمهای هفتگانه را به من بدهند و در مقابل آن از من بخواهند که دانه جوی را از دهان مورچهای بگیرم، هیچگاه چنین ظلمی را مرتکب نخواهم شد. [۴]
پیامبر خدا(ص): چارپایان سالم را سوار شوید و آنها را سالم نگه دارید و آنها را کرسی خطابه و صحبتهای خود در کوچهها و بازارها نکنید. [۵]
از امام کاظم(ع) در مورد کشتن مورچه سؤال شد. فرمود: آن را نکش مگر به تو آسیب برساند. [۶]
امام علی(ع) طی نامهای به عاملان خود که مأمور آوردن زکاتهای دریافتی (از جمله شتر) بودند، چنین سفارش فرمود:
مأمور میان شتر و بچه ی شیرخوارش جدایی نیندازد.
شیر شتر را طوری ندوشد که به بچه اش آسیب برسد.
شتر را با سواری زیاد خسته نکند.
میان شترها به عدالت رفتار کند و سواری را میان آنها تقسیم کند.
به مقدار مساوی از آنها بدوشد.
پای شتر زخمی را مداوا و در راه با او مدارا کند.
با شتر ناتوان مدارا کند تا به آهستگی به راهش ادامه دهد.
حیوانات را از مسیر خشک و بی آب و علف عبور ندهد.
ساعتی را به استراحت حیوانات اختصاص دهد. [۷]
رسول خدا(ص): لعنت خدا بر کسی که جانوری را به جایی بسته با پرتاب چیزی او را هدف قرار دهد. [۸]
رسول خدا(ص) از شکنجه ی حیوان با آتش نهی فرمود. [۹]
پیامبر خدا(ص): آیا درباره این بی زبانی که خداوند در اختیار تو گذاشته است، از خدا نمیترسی؟! [۱۰]
پیامبر خدا(ص): لعنت خدا بر کسی که حیوانی را مثله کند. [۱۱]
پیامبر خدا(ص): سومین نفر ملعون است.
مراد حضرت راکب سوم بر پشت حیوان است. [۱۲]
پیامبر خدا(ص): حیوان شش حقّ بر گردن صاحب خود دارد: هر گاه از آن پیاده شد علفش دهد، هرگاه از آبی گذشت آبش دهد، به ناحقّ آن را نزند، بیشتر از قدرتش آن را بار نکند، بیشتر از توانش آن را راه نبرد و مدت زیادی روی آن درنگ نکند. [۱۳]
امام علی(ع) در روزهای شهادت با اشاره به غازهای در خانه به دخترش فرمود: دخترم! به حقّی که مرا بر توست سوگند، این حیوانات را آزاد کن. تو چیزی را نگه داشتهای که زبان ندارد و نمیتواند بگوید گرسنه است یا تشنه. یا آنها را آب و غذا بده، یا آزادشان کن که از علفهای زمین بخورند. [۱۴]
پیامبر خدا(ص): به صورت حیوانات نزنید. [۱۵]
پیامبر خدا(ص) وقتی الاغی را دید که صورتش را داغ نهادهاند فرمود: مگر نشنیدهاید که من لعنت کردهام آن کسی را که صورت حیوان را داغ بنهد، یا بر صورت آن تازیانه زند؟ [۱۶]
امام سجاد(ع) چهل بار با شترِ خود به حجّ رفت ولی یک تازیانه بر آن نزد. [۱۷]
پیامبر خدا(ص): زنی بد کاره سگی را دید که بر سر چاهی له له میزند و کم مانده است از تشنگی بمیرد. او کفش خود را در آورد و آن را به روسری خود بست و به وسیله آن از چاه آب کشید [و به آن حیوان داد]. به سبب این کار آمرزیده شد. [۱۸]
از پیامبر اکرم(ع) پرسیدند: آیا آب دادن به حیوان پاداش دارد؟ فرمود: بله، سیراب کردن هر تشنهای اجر دارد. [۱۹]
پیامبر خدا(ص): زنی به سبب آن که گربهای را بسته بود و اجازه نمیداد برای غذای خود شکار کند و بدین سبب مُرد، مستوجب آتش جهنم گشت. [۲۰]
شخصی در حضور پیامبر(ص) از شتری شیر دوشید. حضرت به او فرمود: برای سبب این شیر (بچه شتر) چیزی باقی بگذار. (معانی الاخبار، ص 284)
امام علی(ع): هرکدامتان در سفر، قبل از خود به حیوان علف و آب بدهد. [۲۱]
پیامبر خدا(ص): هر کس گنجشکی را، بدون رعایت حقّ آن، بکشد خداوند متعال در روز قیامت از او بازخواست کند. عرض شد: حقّ گنجشک چیست؟ فرمود: این که او را ذبح کند، نه این که گردنش را بکنَد. [۲۲]
امام باقر(ع): با حیوانی که ذبح میشود مدارا شود و قبل و بعد از ذبح با آن با خشونت رفتار نشود. [۲۳]
امام علی(ع): هرقصاب که به جای سر بریدن حیوان، سرش را قطع کند و بکند، باید مجازات شود. [۲۴]
رسول اللّه(ص) از کشتن هر جانداری نهی فرمود، مگر آزار و آسیب برساند. [۲۵]
پیامبر(ص) از به جان هم انداختن حیوانات نهی فرمود. [۲۶]
امام علی(ع): به صورت چهارپایان نزنید و به آنها لعنت نکنید. [۲۷]
شخصی اسبش را بخاطر شهوت زیادش عقیم کرده بود. هنگامی که حضرت محمد(ص) از این کار او خبر شد، او را بسیار سرزنش کرد. [۲۸]
رسول خدا(ص): هرکس جو را قبل از دادن به اسبش پاک کند، خداوند در برابر هر دانه جو که تمیز کرده، یک حسنه به او میدهد. [۲۹]
رسول خدا(ص): هرکه میخواهد حیوانی را ذبح کند، باید چاقوی خود را تیز کند تا حیوان راحت تر ذبح شود. [۳۰]
شخصی تخم چکاوکی را از لانه اش برداشته بود. چکاوک در آسمان شروع به بال بال زدن کرد. پیامبر از علت بال بال زدن آن جویا شد. آن مرد گفت: من تخم این پرنده را از لانه اش در آوردم. حضرت به آن شخص دستور داد تا تخمها را به لانه اش برگرداند. [۳۱]
شخصی با فشار برچهارپایان در سفر حج، باعث میشد، کاروانش سریع به مکه برسد. امام صادق(ع) فرمود: نماز و حج چنین شخصی قبول نیست. [۳۲]
حضرت محمد(ص) دوست نداشت حیوان شیرده بی دلیل ذبح شود. [۳۳]
به جان هم انداختن خروسها حرام است. [۳۴]
رسول خدا(ص): از مثله کردن بپرهیزید اگرچه سگ هار باشد. [۳۵]
پیامبر اکرم(ص) مشغول وضو گرفتن بود که گربهای تشنه نزدیک شد. حضرت متوجه تشنگی گربه شد. لذا ظرف آبی که با آن وضو میگرفت نزدیک گربه برد تا از آن بخورد. [۳۶]
روزی گذر حضرت محمد(ص) به افرادی افتاد که مرغ زندهای را بسته بودند و با تیر نشانه گیری میکردند. حضرت فرمود: آنها چه کسانی هستند؟ خدا لعنتشان کند. [۳۷]
رسول خدا(ص) مردی را دید که پایش را روی سینه گوسفندی گذاشته و مشغول تیز کردن کارد خود است و گوسفند به او خیره شده است. فرمود: نمیتوانستی قبلًا کاردت را تیز کنی؟ نکند میخواهی جان این حیوان را دوبار بستانی؟! [۳۸]
یک خاطره در رابطه با حدیث آخر
برای کشتن یک بز به قلعهای با صاحبش رفتیم. وقتی به آنجا رسیدیم، درب طویله را باز کرد که در آن چهارپایان بودند. به محض باز شدن در، همه ی حیوانها به حیاط دویدند. صاحب قلعه، یک بز را برداشت و در مقابل دیگر حیوانات بر زمین خواباند. همینکه کارد را به گلوی حیوان گذاشت، همه ی حیوانها (شامل یک گوساله و چندین بز و گوسفند) درون اتاق رفتند.
از اینجا معلوم میشود دست کم گاو و گوسفند و بز متوجه ذبح میشوند و مشاهده ی آن، سبب آزار آنها خواهد بود.
یادآوری
برای آگاهی از روایات بیشتر در مورد حقوق حیوانات در روایات، به منابع زیر مراجعه شود:
الف) حمایت از حیوانات در اسلام، سید هاشم ناجی، قم، انتشارات دارالثقلین، 1379.
ب) میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، قم، دارالحدیث، ج ۳، ص ۲۷۰ ـ 275.
پانویس
- ↑ بحار الأنوار، ج 7، ص 276، ح 50
- ↑ کافی، ج 2، ص 120، ح 12
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 191
- ↑ امالی شیخ صدوق، ص 722
- ↑ کنز العمّال، ح 24957
- ↑ قرب الاسناد، ص 294
- ↑ نهج البلاغه، بخش نامهها، با تلخیص
- ↑ بحارالانوار، ج 64، ص 282
- ↑ بحار الانوار، ج 64، ص 244
- ↑ کنز العمّال، ح 24982
- ↑ کنز العمّال، ح 24971
- ↑ کنز العمّال، ح 24972
- ↑ الجعفریات، ص 85؛ مستدرک الوسائل، ج 8، ص 258، ح 9393
- ↑ بحار الأنوار، ج 42، ص 278
- ↑ کافی، ج 6، ص 538، ح 4، خصال، ص 618
- ↑ التاج الجامع للاصول، ج 4، ص 351
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 293، ح 2494
- ↑ کنز العمّال، ح 43116
- ↑ بحار الانوار، ج 65، ص 65
- ↑ کنز العمّال، ح 43695
- ↑ المحاسن، ج 2، ص 108
- ↑ مسند ابن حنبل، ج 2، ص 567، ح 6562
- ↑ دعائم الاسلام، ج 2، ص 179
- ↑ دعائم الاسلام، ج 2، ص 176
- ↑ کنز العمّال، ح 39981
- ↑ التاج الجامع للاصول، ج 4، ص 351
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 188
- ↑ النوادر، ص 34
- ↑ بحار الانوار، ج 64، ص 177
- ↑ دعائم الاسلام، ج 2، ص 175
- ↑ بحارالانوار، ج 64، ص 307
- ↑ بحار الانوار، ج 64، ص 212
- ↑ دعائم الاسلام، ج 2، ص 177
- ↑ بحار الانوار، ج 65، ص 10
- ↑ نهج البلاغه، نامه ی 47
- ↑ النوادر، ص 30
- ↑ النوادر، ص 33
- ↑ الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 156، ص 2







