فرهنگ مصادیق:حبط اعمال یا ظلم؟!
آیا حبط اعمال منافی عدل الهی نیست؟
پاسخ:
مشهور است که متکلمین شیعه و اشاعره منکر احباط و معتزله معتقد به آن میباشند. از سوی دیگر بدون شک بر اساس آیات متعدد قرآن احباط در بعضی موارد ثابت میباشد مانند احباط اعمال کسی که مرتد گشته و بدون توبه میمیرد. برای فهم درست مسئله باید دقت نمود که احباطی که شیعه منکر آن است به چه معنا است و آنچه آیات الهی اثبات میکند چیست؟
ابتدا دیدگاه معتزله که معتقد به احباط میباشند بیان میشود یعنی همان دیدگاهی که شیعه منکر آن شده است.
معتزله معتقد بودند که بین هر گناه و هر عمل صالحی رابطه احباط است اما در نحوه رابطه آنها دیدگاههای مختلفی داشتند:
۱- گناهان زیاد حسنات کم را نابود میکند بی آنکه حسنات تأثیری در کم شدن گناهان داشته باشد پس اگر کسی گناهانش بیش از اعمال صالحش باشد تنها همان گناهان برای او ثبت میشود.
۲- گناهان زیاد حسنات کم را نابود میکند ولی به میزان حسنات از گناهان کم میشود.
در هر دو نظر بالا تقدم و تأخر گناه و عمل صالح مطرح نیست.
۳- گناه متأخر مطلقا (چه کم چه زیاد) عمل صالح متقدم را نابود میکند.
نظر اول و سوم موجب ظلم است زیرا عمل صالح هیچ تأثیری نداشته و هیچ انگاشته شده است. اما نظر دوم در عین اینکه ظلم نیست با آیات متعددی که دلالت بر ثواب اعمال صالح مطلقا (حتی در فرض وجود گناه) دارد منافات پیدا کرده و لازمه آن خلف وعده توسط خدای متعال است.
شیعه چنین احباطی را منکر شده یعنی رابطه احباط بین هر گناه با هر عمل صالحی که منجر به ظلم یا خلف وعده الهی میشود.
در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل میکند که پاداش و کیفر هر عملی را جداگانه میدهد مگر در بعضی موارد که رابطه مولویت و عبودیت کاملا قطع شود مثل ارتداد و شرک که در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال میشود
اما آیات قرآن نوع دیگری از احباط را اثبات میکند که متکلمین شیعه نیز آن را پذیرفتهاند. به عنوان نمونه چند آیه ذکر میشود:
۱- «وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» [۱] و کسانی از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه میشود.
۲- «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» [۲] اگر مشرک گردی عمل تو تباه میگردد.
مرحوم علامه در بحث مفصلی دربارهٔ حبط اعمال برای رد نظریه معتزله دو دلیل ذکر کردهاند:
اول:
خداوند میفرماید «وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» [۳] و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با کار دیگری که بد است در آمیختهاند. امید است خدا توبه آنان را بپذیرد که خدا آمرزنده مهربان است.
این آیه به وضوح بیان مینماید که اعمال انسان مختلف است (بعضی گناه و بعضی عمل صالح است) و تا الحاق توبه الهی، به حال خود باقی میماند و این یعنی عدم احباط.
دوم: در مسئله تأثیر اعمال خدای تعالی به روش عقلا عمل میکند که پاداش و کیفر هر عملی را جداگانه میدهد مگر در بعضی موارد که رابطه مولویت و عبودیت کاملا قطع شود مثل ارتداد و شرک که در صورت عدم توبه موجب نابودی اعمال میشود.
اگر کسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور کامل با خدا قطع کند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمیشود. باید توجه داشت که استحقاق حبط عمل بواسطه کفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است
اعمال در سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی انسان مۆثر است. «فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى * وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى» [۴] هر کس از هدایتم پیروی کند نه گمراه میشود و نه تیره بخت، و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی تنگ (و سختی) خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور میکنیم.
سبب اصلی تأثیر اعمال در سعادت و شقاوت در سوره محمد آیه یازدهم چنین بیان میشود: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ» چرا که خدا سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند ولی کافران را سرپرست (و یاری) نیست.
بنابراین اگر کسی رابطه مولویت و عبودیت را بطور کامل با خدا قطع کند اعمال صالحش موجب سعادت (دنیوی و اخروی) او نمیشود. باید توجه داشت که استحقاق حبط عمل بواسطه کفر و امثال آن هنگام صدور عصیان از اوست ولی حتمیت آن هنگام موت است.
پس شیعه معتقد به احباط به معنای معتزلی نیست ولی حبط به معنایی که در آیات قرآن بیان شده مورد قبول بوده و منجر به ظلم نمیشود.







