جلسه شصتم درس امر به معروف استاد طائب
محتویات
تحلیل مسئله چهارم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث پیرامون مسئله چهار است. مسئله چهار که امام(ره) مطرح میکنند، این است: «لو خاف على نفسه أو عرضه أو نفوس المؤمنين و عرضهم، حرم الانكار و كذا لو خاف على أموال المؤمنين المعتد بها و أما لو خاف على ماله بل علم توجه الضرر المالي عليه، فإن لم يبلغ إلى الحرج و الشدة عليه، فالظاهر عدم حرمته و مع إيجابه ذلك فلا تبعد الحرمة.» مسئلهای که ایشان فرمودهاند، چهار مطلب قابل بررسی دارد. مطلب اول اینکه اگر ما امر یا نهی انجام دهیم، موجب ضرر بر خودمان میشود. مطلب دوم اینکه موجب ضرر بر دیگران میشود. مطلب سوم اینکه موجب ضرر مالی بر خودمان میشود و مطلب آخر، موجب ضرر مالی بر دیگران میشود. پس یک ضرر نفسی بر خویش است، یک ضرر نفسی بر غیر است، یک ضرر مالی بر خویش است و یک ضرر مالی بر غیر. حکم این چهار تا را ایشان میفرماید و در سه وجهش حکم به حرمت میکند. یک، امر و نهی، موجب ضرر نفسی بر خود یا غیر بشود، حرام است. به عنوان مثال، شما اگر امر به معروف کنید، یک دستتان را از دست میدهید. یا دست یکی از مؤمنین را قطع میکنند؛ در اینجا امر و نهی حرام است. اگر نهی از منکر کنید، سر شما را میشکنند یا یک مؤمنی را مجروح میکنند؛ میفرماید این هم حرام است.
دلیل حرمت امر به معروف و نهی از منکر ضرری
امام(ره) قبلاً فرمودند لایجب؛ لایجب را دلیل آوردیم که امر و نهی، عند الضرر، واجب نیست. اما دلیل بر حرمت چیست؟ دلیل امر و نهی مطلق است. هیچ قیدی در آن اخذ نشده است؛ «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ يُطِيعُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.» (توبه/71)
ما در هیچ جای ادله، نداریم که امر و نهی واجب است. «اذا لم یکن ضرر علی نفسه» پس آن امر و نهی، مطلق است. دو دلیل قابل قبول برای ما آمد و گفت که عند الضرر، امر و نهی نیست. یک، دلیل لاضرر، دو، روایت فضل بن شاذان که فرمود: «و الامر بالمعروف و النهي عن المنكر واجبان اذا أمكن و لم يكن خيفة على النفس» این جمله شرطیه است. معکوسش میشود «اذا خاف علی نفسه لم یجب.»
این یحرم در عبارت امام(ره) از کجا آمد؟ ما این «اذا خاف علی نفسه لم یجب» را قبول کردیم، اما دلیل «اذا خاف علی نفسه یحرم» چیست؟
دلیل این حرمت، اضرار بر نفس است. اضرار بر نفس، حرام است. اگر شما بخواهید اضرار بر نفس انجام دهید، مجوز و محلل میخواهید. در جهاد دلیل دارید؛ «یجاهدون فی سبیل الله یَقتلون و یُقتلون.» بنابراین ما میدانیم جهاد ضرری است، ولی به جهاد میرویم. میدانیم اگر به روی مین برویم، پایمان قطع میشود، ولی میرویم. خودمان این کار را میکنیم، ضرر میخوریم، ولی میرویم؛ چون خدای متعال فرمود این ضرر اشکالی ندارد و ثواب هم دارد.
راه حلال شدن امر به معروف و نهی از منکر ضرری
آیا در مورد امر به معروف و نهی از منکر که موجب ضرر است، بر آن ضرری که بر ما وارد میشود، محللی وجود دارد که این را حلال کند و بگوید این ضرر زدن بر خویش حرام نیست؟ ایشان میفرماید نه تنها محلل ندارد، بلکه ادله امر و نهی هم میرود؛ به این صورت که وقتی ضرری شد، دلیل امر و نهی دیگر نیستند. «و الامر بالمعروف و النهي عن المنكر واجبان اذا أمكن و لم يكن خيفة على النفس»؛ وقتی شخص ترسید، امر و نهی میروند. امر و نهی که رفتند، دلیل حرمت اضرار بر نفس باقی میماند و کذلک دلیل حرمت اضرار بر غیر. پس حرمت ما، دلیلش حرمت اضرار بر نفس و اضرار بر غیر است که محلل ندارد. دقت کنید این در متن مسئله نمیآید، ولی باید توجه کنید. اما اگر در این مورد، عنوان دیگری هم وجود داشت که آن عنوان، عنوان محلل بود، قضیه فرق میکند.
مثل اینکه در یک جایی یک فردی، زن مؤمنهای را گرفته و میخواهد به زور با او فحشا انجام دهد. اینجا دو مطلب است؛ یک، منکر فحشا. دو، تحت اهانت قرار گرفتن یک زن مؤمنه. دو تا تکلیف شد. شما یک تکلیف دارید که انقاذ المؤمنة است، یک تکلیف هم دارید که نهی از منکر است. اگر الآن شما این فرد را نهی از منکر کنید، سر شما را میشکند؛ ولی اگر سر شما شکست، او دیگر این عمل را انجام نمیدهد. در اینجا از باب نهی از منکر، واجب نیست؛ چون ضرری است. اما انقاذ این خانم از دست او، بر من واجب است. در اینجا لاضرر، این وجوب را نمیتواند بردارد؛ چون ملاک این اهم است.
پس اهمیت وجوب دفاع از نفس محترمه، باعث میشود حرمت ضرر برداشته شود. بنابراین این طور میگوییم که اگر در موردی تنها نهی از منکر بوده و موضوع دیگری نباشد، اگر امر و نهی، موجب ضرر شود، حرام است. اما اگر موضوع دیگری باشد که لاضرر حکم آن را برنمیدارد، در آنجا اقدام جایز و بلکه واجب است. پس این مسئله، مسئله اضرار بر نفس خویش و غیر شد.
نهی از منکر برای حفظ نظام
زمانی هست که در جامعه یک منکری خیلی شیوع پیدا میکند و این به نظام اسلامی و جامعه اخلال وارد میکند. اینجا دیگر نهی از منکر نیست. اینجا جلوگیری از اخلال نظام است. اما در جایی مثلا در یک ده یا بخشی، یک فردی شراب گیر آورده، زحمت زیادی هم برای پیدا کردنش کشیده است. سر زمین کشاورزی خودش نشسته تا آن را بخورد. شما میرسید و میخواهید نهی از منکر کنید. اگر نهی از منکر کنید، او آن قدر عصبانی میشود که بلند میشود و با یک چوب به سر شما ضربه میزند. شما، حاکم شرع به چه وجهی حتماً به او میگویید شراب نخورد و سرت را هم بشکند؟ وجهش چیست؟ چون اینجا نهی از منکر معنون به عنوان دیگری نیست؛ فقط عنوان نهی از منکر است. بعضی اوقات، امر و نهی، معنون به عنوان نهی از منکر هست، معنون به عنوان دیگری هم هست. یعنی الآن شراب خوردن در کف خیابانها، هم منکر است و هم اخلال به نظام. ما الآن داریم امر و نهی خالص را بررسی میکنیم. در امر و نهی خالص، اگر موجب ضرر بر بدن شود، حرام است. امر و نهی خالص اگر موجب ضرر بر غیر شود، حرام است.
امر به معروف و نهی از منکر دارای ضرر مالی
اما در مورد مسئله مالی، گاهی ضرر مالی بر غیر است و گاهی ضرر مالی بر من. ضرر مالی بر غیر حرام است. من اگر نهی از منکر انجام دهم، شخصی کاروانسرای دیگری را آتش میزند و اموال فرد دیگری میسوزد. خانه این فرد را آتش میزند، فرش این فرد را آتش میزند، در این صورت حرام است؛ چون اضرار اموال دیگران بر من حرام است.
اما ضرر مالی بر خویش، چه صورتی دارد؟ من اگر نهی از منکر انجام دهم، بر من ضرر مالی وارد میشود. در اینجا امام(ره) در حکم به حرمت، قید میآورند و میفرمایند ضرر مالی معتد به، دو قسم است؛ یک، اینکه اگر بر شما این خسارت وارد شود، به حرج نمی افتید. مثل اینکه اگر شما نهی از منکر کنید، حمله میکنند و عبای شما را میگیرند و پاره میکنند. شما هم سه تا عبا دارید؛ یک عبای دیگر بر میدارید. گاهی این طوری است؛ اما گاهی ضرر مالی که بر شما وارد میشود، موجب حرج و شدت شما میشود. مثل اینکه اگر نهی از منکر کنید، خانه شما را آتش میزنند. شما فردا بدون خانه هستید. ایشان میفرمایند اگر موجب حرج نیست، حرام نیست. الآن بحث وجوب و جواز نیست. بحث حرمت و جواز است. ایشان میفرماید اگر ضرر مالی، حرجی نیست، جایز است؛ اما اگر موجب حرج است، در این صورت ایشان میفرمایند حرام است. در مورد غیر، اصلاً این حرف را نمیزنند؛ چون در مورد غیر، اضرار بر غیر مطلقاً حرام است.
دلیل حرمت اضرار بر مال خویش
ما در اینجا یک پرسشی از حضرت امام(ره) داریم و آن اینکه شما چرا ضرر مالی بر خویش را هنگامی که حرجی نیست، حلال دانستید؟ ممکن است پاسخ این باشد که ضرر مالی بر خویش زدن حرام نیست. شما بر خودتان ضرر مالی بزنید، حرام است یا حلال؟ اینجا یک لطیفهای است که باید دقت شود. از ناحیه لاضرر حرام نیست؛ اما ضرر مالی بر خویش زدن، عنوان دیگری دارد که این را حرام میکند؛ آن عنوان، اسراف است. اسراف حرام است؛ شما حق ندارید اموال خودتان را آتش بزنید. چون اسراف است و اسراف حرام است.
در باب اسراف، قلت و کثرت هیچ دخالتی ندارد؛ اگر یک چوب کبریت از اموال خودمان را بدون دلیل آتش بزنیم، این کار حرام است؛ چون اسراف صدق میکند. در امر به معروف و نهی از منکر، اگر ما امر و نهی انجام دهیم و طرف مقابل اموال معتد به را آتش بزند، اما به حرج نیافتیم، آیا در اینجا اسراف تحقق پیدا کرده است یا نه؟ اینجا کمی فکر میکنید و میگویید باید بررسی کنم و ببینم که آیا این اموالی که از دست میرود، در برابر منکر میارزد که این پول خرج شود یا نه.
مثلاً یک نفر در خیابان در حال فحش دادن است. فحش، منکر است. اگر شما به او بگویید که فحش نده، او یک کبریت میزند و ماشین شما را آتش میزند. شما هم در آتش گرفتن ماشینت به حرج نمیافتید؛ اما این ماشین میسوزد. آیا این آتش گرفتن ماشین، اسراف هست یا اسراف نیست؟ ما در باب ضرر مالی هم که بر خودمان وارد میشود و موجب حرج نیست، نمیتوانیم علی الاطلاق فتوا به حلیت بدهیم. باید بگوییم اگر امر و نهی موجب ضرر مالی باشد و اسراف صدق نکند، جایز است؛ اما اگر اسراف صدق کند، لایجوز. پس این مسئله تمام شد.
تکلیف در امر به معروف و نهی از منکر حرجی بر نفس
اما اگر امر و نهی شما موجب حرج برای شما باشد، فرمودند اگر شما امر و نهی کنید و به شما ضرر مالی بخورد و این ضرر مالی موجب شود شما در حرج قرار بگیرید، در این صورت امر و نهی حرام میشود؛ چون حرجی است. القاء حرج به نفس هم حرام است. پس چون یک عنوان محرمی آمد، امر و نهی واجب و جایز نیست. آنجا هم عنوان اسراف میآید و اسراف حرام است.







