جلسه 54 - قسمت دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
عرض کردیم که این حکم اینکه مأمور و منهی باید مکلف باشد، اصل آن مورد قبول و تقریباً وفاق است. اما استثنائاتی به این حکم وارد شده است که آنها را بررسی میکردیم. که دو تا از آن استثنائات را ملاحظه کردید، بحث ما در خصوص استثناء سوم است. استثناء سوم این بود که در مواردی اولیای اطفال و پدر و مادر مأمور هستند به تعلیم و تربیت و امر و نهی فرزندانشان، و این امر و نهی لازم است، در حالیکه مأمور و منهی بالغ نیست، مکلف نیست. بسیاری از این تدابیر و امر و نهیهای امنیتی که اولیا به آن میپردازند، در حالی است که طفل هنوز شرایط بلوغ را ندارد و احکام الزامی ندارد. ولی اولیا مأمور به امر و نهی هستند. ما آن ارجاع میدهیم دوستان را به بحثهای مفصلی که در باب مثلاً تربیت عبادی در خانواده مطرح شد. ساعتهای مختلف تربیت در حوزه خانواده را قبلاً بحث کردیم و آنجا میگفتیم، مثلاً آن روایاتی که میگوید وقتی بچه به هفت هشت نه سال رسید، خذوهم بصلاه اینها را اخذ بکنید به نماز، مواخذه کنید، وادارید به نماز. یا روایاتی که میگوید مروهم بصلات، مروهم بصوم، آنجا ما یک بحثی کردیم که آیا اینها تکالیف الزامی است، یا غیر الزامی. ما بخشی از این تکالیف تربیتی را گفتیم الزامی است. حتی در شرایطی که بچه هنوز بالغ نیست.
یک مواردش هم البته مواردی است که الزامی نیست، ترجیحی است. در هر صوت ما بر اساس بحثهایی که در تربیت خانوادگی بحث کردیم، یک سلسله اقدامات تربیتی بر شخص واجب است، در حالیکه هنوز فرزند او به بلوغ نرسیده است و یکی از مصادیق آنها امر و نهیهایی است که انجام میدهد، این هم میشود استثنای سوم، پس ما داریم مواردی از امر و نهی که آمر و ناهی مکلف هستند به آنها به نحو وجوب و گاهی به نحو استحباب. در حالیکه مخاطب آنها مکلف نیستند. و غیر بالغ هستند. این هم استثنای سوم. در خصوص این استثنا، این استثنا البته در کنز العرفان هم آمده است، این جور نیست فقط در موسوعه آمده باشد. سابقه هم دارد، بحث تربیت و بچهها و اینها. یک نکته که در نقد این آمده، در موسوعه آمده است، این است که گفته شده اصل حکم همینطور است، ولی این هم مثل آن احکام قبلی از باب امر و نهی و با عنوان امر و نهی نیست. این از باب تعلیم و تربیت است که وظایف تعلیم و تربیتی دارد، پدر و مادر. از باب تعلیم و تربیت است نه به عنوان امر به معروف و نهی از منکر. از باب تعلیم و تربیت است. این مطلبی است که آنجا فرمودهاند. ملاحظه ای که باید نسبت به این نکته داشت، این است که نکته ای ما می گوییم در واقع، در حد میانه آنی است که این را می گویند، یا نقطه مقابل آن که در کنز العرفان آمده است. اینجا سه جور میشود، تحلیل کرد این مسئله را. یک وقت می گوییم این امر و نهیی که دارد نسبت به بچههای غیر بالغ انجام میدهد، این اصلاً همان امر به معروف و نهی از منکر عام مطلق است. و اینجا استثنا خورده است، گفته شده ولو اینکه طرف بالغ نیست و مکلف نیست، اینجا باید انجام بشود. این یک احتمال است که کاملاً ما استثنائی از آن امر به معروف و نهی از منکر عام می دانیم. نقطه مقابل این احتمال، احتمال دوم است که میگوید این ربطی به امر به معروف و نهی از منکر ندارد، که این ظاهر آنی است در موسوعه آمده است.
آن احتمال اول ظاهر آنی است که در کنز العرفان آمده است. چون میگوید همین امر به معروف و نهی از منکر در اینجا واجب است با اینکه طرفش بالغ نیست. آنی که در موسوعه آمده کلاً میگوید اینجا از باب امر به معروف و نهی از منکر نیست. یک عناوین عمومی داریم که یک مصداقش شده این، این مصداقی از تکلیف دیگری است، نه تکلیف امر و نهی. این احتمال دوم، آنی که ما عرض میکنیم، ملاحظه ما این است که نه آن و نه این. اولی نیست، برای اینکه آن بعید است که آن خطابات عامه ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و امثال اینها این را بگیرد. آن ظاهرش این است که با طرف مکلف باشد و امثال اینها. بعید است که آن اینها را بگیرد. اما این دومی هم که شما می گویید اینجا عنوان امر و نهی نیست نه اینطور هم نیست. آن احتمال سوم میگوید، اینجا همان امر ونهی خانوادگی است. ما قبلاً گفتیم امر به معروف و نهی از منکر، یک امر به معروف و نهی از منکر قاعده عامه اجتماعی و عمومی دارد، مال همه است. یک قاعده امر به معروف و نهی از منکر خانوادگی داریم. این مربوط به آن امر به معروف و نهی از منکر خانوادگی است. آن وقت در اینجا هم عناوین عامی داریم که این را میگیرد. میگوید تربیت بکن، تأدیب بکن، قو انفسکم و اهلیکم نارا، اینها هیچکدام عنوان امر نیست. عناوین عامه ای است، یک جایی هم مصداقش امر و نهی است. ولی عناوین عامه ای که حوزه تربیت خانوادگی را میگیرد. ولی علاوه بر این در حوزه تربیت خانوادگی ما مواردی هم کلمه امر و نهی داریم. از جمله همین روایات که در باب نماز، صلات و صوم است. میگوید مرور بصلات اینجا امر است. عین همان کلمه امر به معروف و نهی از منکری که در خطابات عمومی آمده است. منتها اینجا در یک خطاب خاص خانوادگی آمده است. ضمن اینکه در ذیل آیه قوانفسکم و اهلیکم نارا بنابر بحثهای مفصلی که در این آیه انجام دادیم، روایاتی آمده که بعضی معتبر است. که آنجا هم عنوان امر و نهی آمده است. حسبک ان تأمرهم و تنهاهم. این هم به عنوان موید است. البته این به عنوان مصداق وقایع در آنجا ذکر شده است. ولی در روایات دیگری ما امر داریم. در آیات قرآن هم دیدید، بعضی از آیات قرآن همان امر و نهی خانوادگی بود. در قصه حضرت لقمان بود، یک جای دیگر بود، امر و نهی خانوادگی بود که اطلاق هم داشت، غیر بالغ را هم میگرفت. وامر اهلک بصلات هم که در آیات قرآن داشتیم، یکیش هم این بود. که شامل غیر بالغ هم میشد.
بنابراین عرض ما این است که سه احتمال در اینجا وجود دارد و ما در اینجا اگر استثناء میکنیم، باید توجه داشته باشیم، چه می گوییم. ما می گوییم اینجا نسبت به غیر بالغ امر هم الزامی، هم ترجیحی وجود دارد. ولی این امر همان امر به معروف و نهی از منکر در فضای خانواده است. که از تکالیف ویژه تکالیفی است. و ممکن است در شرایطش هم یک تفاوتهایی با آن امر به معروف و نهی از منکر عمومی داشته باشد. که حالا باید برویم جلو آرام آرام ببینیم کجا تفاوت پیدا میکند. این عرض ماست، پس ما در خصوص امر و نهی خانوادگی، ضمن اینکه معتقدیم به اینکه امر و نهی واجب و مستحب وجود دارد، در حالیکه طرف بالغ نیست و حتی گاهی ممیز هم نیست. این نسبت به غیرممیز هم وجود داشته باشد. فکیف بالممیز اما این امر و نهی دو تا عنوان دارد. یک عنوانهای عمومی تربیتی دارد که شامل امر و نهی میشود، مثل عنوان قوانفسکم و امثال اینها، یک مصداقش هم امر و نهی است. و به طور خاص علاوه بر این عناوین عمومی تربیت خانوادگی امر و نهی به معروف و منکر خانوادگی هم یک قاعده ای بود که اینجا مصداق دارد. غیر از قاعده عامه امر و نهی عمومی اجتماعی.؟؟؟ آن را ما دلیل خیلی قاطعی به عنوان معلم مدرسه نداریم. ما چهار قاعده داشتیم مشمول آن قاعده بعدی میشود. ما گفتیم یک امر به معروف و نهی از منکر عمومی داریم، یک امر به معروف و نهی از منکر خانوادگی داریم. یک امر به معروف و نهی از منکر عالمان و آشنایان به دین هست که وجهش را گفتیم، علما این جا می گوییم یعنی چی؟ نه صرف اینکه یک حکم ومسئله را بداند. نه عالم باشد، که معلم هم در این میآید که آن هم ادلهاش را گفتیم. یکی هم امر به معروف و نهی از منکر برای امرا و حکومت داریم. ما چهار قاعده امر به معروف و نهی از منکر را قائل شدیم. تفکیکهای آن را یک کمی گفتیم، حالا خیلی باید برویم جلو و در جمع بندیهایمان اینها تفکیکها باید روشن بشود و جاهایی که منطبق بر هم میشود، آن وقت تأکد دارد. ولی یک جاهایی ممکن است این چهار تا از هم جدا بشود، در شرایط و اینها، ولی خیلی جاها بر هم منطبق است و لذا موجب تأکد میشود. در واقع ممکن است یک پدری باشد هم عالم است هم پدر است، هم فردی از مجتمع عمومی است، و این آدم احیاناً مسئولیت هم دارد.
ولی است یا شعبه ای از ولایت در او وجود دارد. جزء حکومت است، خطایی از بچه ای میبیند و باید آقازاده را تأدیب کند، در آنجا همه عناوین در یک جا جمع شده است. ولی ممکن است یک جایی هم از جدا بشود. آنجایی که همه یک جا جمع شده است، آن وقت تأکد دارد. یعنی چهار تا خطاب شامل او شده و تأکد پیدا کرده است. این عرض ما در اینجاست، اگر کسی بیاید بگوید آن خطابات ولتکن منکم امتکم یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر آن هم ممکن است بگوییم یک اطلاقی دارد نسبت به ذات معروف و ارتکازات آمده یک جاهایی برده از آن بیرون ولی مثل بحثهای خانوادگی و آنجا که کسی مسئولیت دارد، از آن اطلاقات هم بیرون نیست. اگر این باشد، آن وقت دلیل سومی هم اینجا اضافه میشود. این هم یک احتمال است. بنابر آن احتمال ما قبلاً گفتیم. پس این امر و نهیی که به اهل میشود، فرزندان میشود، یک امر و نهی سه تا خطاب میتواند داشته باشد. یک خطاب این است که با همین خصوص مروهم بصلاه، مروهم بصوم امر بکنید. این خطاب خاص امر و نهی خانوادگی است. دو خطابات عمومی تربیت است. قو انفسکم، ادبوهم شما در؟؟؟ مسئولون عنهم که یک مصداقش امر و نهی است. سه اینکه ممکن است حتی کسی بگوید، علاوه بر این دو خطاب که خطابهای تربیت خانوادگی است، حتی آن خطاب عمومی امر به معروف و نهی از منکر اطلاق دارد، بنابر آن احتمال دقیقی که دیروز گفتیم و فقط یک جاهایی از آن بیرون رفته است و اینجا از آن خطاب بیرون نرفته است و لذا حتی اطلاق امر به معروف عمومی هم آن را میگیرد.؟؟؟ دیروز گفتیم دو احتمال داریم. احتمال رایج و جاافتاده روی این تأکید کردم.
یک وقت می گوییم معروف و منکر، یعنی معروف و منکر استقراقی انحلالی، آن وقت باید برای او معروف باشد، محرم باشد، برای او منکر باشد. آن که در آیه الزاماً واجب گرفتیم، گفتیم قرینه ای دارد که آن امر این را حمل بر وجوب میکند یا ادله دیگر، واجب و محرم را یک وقتی می گوییم، واجب و محرم استقراقی هر کسی. یک احتمالی که فعلاً قبول نکردیم، یک احتمال دادیم، نه شارع میگوید ذات این محرم و معروف را میخواهد صیانت کند، ولو این شخص خودش بالغ و چی نباشد. اگر این بگوییم فرق میکند کلاً امر به معروف و نهی از منکر، منتها میگفتیم اگر این هم بگوییم یک ارتکازی وجود دارد که آدمی که مکلف نیست ما نباید چی بکنیم، منتها میگفتیم این ارتکاز دلیل لبی است، محدود میکند، ولی شامل بچه شاید نشود. یک جاهای ویژه شاملش نمیشود. این یک چیز فنی اصولی بود که ما احتمال دادیم. و اگر این احتمال باشد، یک خرده دستگاه بحث را عوض میکند.؟؟؟ او آماده سازی بر و واجب است. ولی این لازم نیست که هر باری او میگوید، او بخواند. او برش چیزی لازم نیست، ولی بر او لازم است. بله برای تمرین و ممارست است.؟؟؟ ما اولاً گفتیم امر به معروف دلیل با عنوان خاص دارد. ثانیاً مصداق یک عناوینی است، خوب مصداق آن عناوین است، در خانواده، ثالثاً بنابر احتمالی که حالا ما احتمالی داریم می گوییم و رد میشویم، حتی میتواند مصداق؟؟؟ ببینید این دیگر خود فرد آن واجب نیست. منطبق علیه است. یک وقت می گویید این مصداق امر به معروف است، یعنی فرد است، یعنی عنوان امر به معروف در خطاب است، این را میگیرد. یک وقت نه می گوییم عنوان حیلوله دون الضرر است. اینجا مصداق آن است.
اینجا دیگر مصداق فرد بالذات آن نیست. امر و نهی در خطاب نیامده است. خطاب عنوان؟؟؟ عناوین عامه است. دقت بکنید که دیگر عنوان امر به معروف اینجا نیامده است. یک عنوان دیگری است که این هم مصداقیت برایش پیدا کرده است. آن همین اشکال به آن وارد است که مصداق بالذات نیست. ولی ما می گوییم اینجا هم این امر مصداق بالذات یک عنوان امر و نهی خانوادگی است، مروهم مروهم، هم مصداق بالعرض برای عنوان وقایه و تربیت است. هم مصداق بالعرض برای حتی عنوان عناوینی از آن قبیل و حتی ممکن است مصداق بالذات کلی امر به معروف باشد. آن را هم توجه دارم، آن روایات را دو جور میشود معنا کرد. آنها را آنجا گفتیم. یک وقتی می گوییم روایت دارد تفسیر میکند وقایه را به امر و نهی، میشود مصداق بالذات، یک وقت است می گوییم نه دارد بیان مصداق میکند. اینها هست، ولی چون آنجا حصر کرده، بعید نیست حالت تفسیری داشته باشد. اینها را در آنجا گفتیم. این دقایق را انشا الله دوستان توجه کنند. این سه استثنا را ما اینجا بررسی کردیم و شکل کار را گفتیم. همه را محتوا را قبول داریم، دقایق فنی اصولی آن را دقت کردید و ملاحظه شد. یک استثنای چهارمی میشود به نحوی اینجا ذکر کرد و آن این است که در جایی است که من استثنای چهارم ممکن است در ضرر و اینها بگنجد، من جدا می گویم. اگر جداست اینجا میآوریم واگر نه آنجا میآوریم. و آن جایی است که غیر بالغ کاری را انجام میدهد که به خود او ضرر وارد میشود. چون آن عنوانی که در کنز و مسائل و اینها بود، غالباً اضرار به غیر بود. ولی ممکن است این اقدامی میکند که اضرار به خودش است، دستش قطع میشود، پایش قطع میشود، کشته میشود، آن هم تبعاً جزء استثنائات است، یعنی جزء مصداق همان چیزهایی است که لا یعضی شارع بوقوعه این هم چهارم نگیریم عیب ندارد ضمن آن قبلیها است. یک نکته و چهارمی که میشود اینجا اضافه کرد، این استثنا است.
آن مصداق قبلیها میشود، خیلی جدا نیست. شاید استثنای چهارمی که بشود ذکر کرد، این است که یک جاهایی ممکن است ما داشته باشیم که غیر بالغ دارد یک کاری انجام میدهد. ولی اگر امر به معروف و نهی از منکر را این شخص ترک کند، یک جور مثل اینکه هتک حیثیت عالم دین است. یا یک نوع رواج منکر است. الان این شخص بچه ای یا ده تا پنج تا بچه دارند کار خلافی انجام میدهند. که این خلاف امتداد پیدا میکند، دیگران از او الگو میگیرند. یا اینکه او چیزی نگوید می گویند یک عالم دین در اینجا چیزی نگفت یک وهم و هتکی در اینجا حاصل میشود. اینها هم مصداقهایی است که گاهی پیدا میشود. اینجا هم امر و نهی واجب است، ولی باز نه از باب خطابات کلی به آن معنی از باب اینکه اگر نشود، هتک است. اگر نشود رواج باطل است. فرهنگ غیر شرعی رواج پیدا کردن است. یک عناوین این قبیلی هم به عنوان عناوین ثانویه ممکن است بیاید امر و نهی را نسبت به غیر بالغ واجب بکند. آنجایی که حالا دارد سبکی را درست میکند، شیوه ای را درست میکند. یک ضلالی را رواج میدهد، ولو اینها همه بچه هستند. گاهی هست که میروید در مهد کودک یا دبیرستان یک جایی که همه غیر بالغ هستند، ولی همه دارند سرود مثلاً یک غنایی را مرتکب میشوند یا اعمالی از این قبیل. البته حالا آن اعمال ارضی و جنسی و اینها آنها از آن چیزهایی است لا یرضی شارع بوقوعه، آنهم باید جلویش را گرفت. ولی نه چیزهایی نیست که در آن حد باشد که لا یرضی شارع بوقوع علی ایحال، ولی در عین حال چون حجم اینها زیاد شده است، دارد یک فرهنگ میسازد و تبعات گسترده اجتماعی دارد. آنجا هم باز امر و نهی واجب است، یا از باب عناوینی مثل جلوگیری از ضلالت و امثال اینها، یا حتی بنابر احتمال ضعیفی که ما در امر به معروف و نهی از منکر میدهیم. که می گوییم معروف یعنی ذات آن اعمال. یکی از این دو علت در این استثنای چهارم هم هست. که این هم خیلی مصداق دارد. شما الان میبینید بچهها هستند، ولی دارد یک چیزی سبک میشود، سنت میشود، خودشان همینجور افتادند در این وادی دارند میروند جلو. مطلب از گناه کبیره ای نیست، صغیره ای است. اگر از کبیره هست آنها نیست که لا یرضی شارع بوقوعه علی ایحال، ولی به دلیل اینکه حجمش زیاد شده است و فرهنگساز است، اینجور میشود. این هم مسئله مهمی است که باید به آن توجه داشت. ممکن است را بگوییم فیما لا یرضی شارع بوقوعه هست به خاطر حجم بالایی که دارد. ولی توجه آن درست است و باید داشت. این هم یک مطلب که این شد مجموعه استثنائات در اینجا. این سه مبحث در ذیل اینجا شد، مبحث چهارم و دیگر در ذیل این شرط، یعنی نکته دیگری که باید اینجا توجه کرد، همان بحث ممیز و غیر ممیز است. همانجا که می گوییم استثنا زدیم یا چیزی گفتیم که امر به غیر بالغ میشود آمد، این نکته را باید توجه داشت که غیر بالغ گاهی ممیز است، گاهی غیرممیز است. این بحثهایی که گفتیم در یک جاهایی ممیز و غیر ممیز با هم مشترک است. مثل این چیزی که لا یرضی شارع بوقوعه، و اینها، یعنی بخش زیادی از آن چیزهایی که گفتیم، ممیز و غیر ممیز مشترک است. اما ممکن است، میخواهم بگویم غیر ممیز هم مشمول آن است.
این یک، آن وقت غیر ممیز هم دو جور است. گاهی است که قابلیت امر و نهی دارد، عرفاً میشود بگوییم امر و نهی شد. گاهی قابلیت امر و نهی ندارد. امر و نهی بیشتر مثل داد زدن است. این است، والا امر و نهی ندارد. خوب همه اینها میشود واجب، منتها آنجایی که امر و نهی صدق نکند، عنوانش کمتر است، آنجا که صدق کند عنوان بیشتری دارد. بنابراین بخش زیادی از این عناوین استثنائاتی که ما اینجا گفتیم، شامل همانطور که ممیز میشود، شامل غیر ممیز هم میشود. مواردش ممکن است شامل غیر ممیز نشود. موارد معدودی ممکن است شامل غیر ممیز نشود. در آنجایی که غیر ممیز هنوز تربیت پذیر نیست.؟؟؟ هر جایی حیلولت باشد، هست عناوین مثل حیلوله دون الضرار بنفس غیره هست، لا یرضی شارع بوقوع علی ایحال آن ممکن است یک جاهایی فرق بکند. یعنی از ممیز می دانیم شارع راضی نیست صادر بشود. ولی گناهی است که از غیر ممیز مشکلی نیست. این یک جاهایی فرق میتواند بکند، بنابراین حیلوله دون الاضرار بالغیر مال همه است، ممیز و غیر ممیز. لا یرضی شارع بوقوعه تقریباً مال همه است، یک جاهایی ممکن است غیر ممیز را نگیرد. اما سومی که تعلیم و تربیت و اینها باشد، آن بله ممکن است یک جاهایی غیر ممیز قابلیت تربیت ندارد، یا امر و نهی در آنجا اثری ندارد. مصداقیتی ندارد امر و نهی نسبت به آن و لذا آنجا دیگر مصداق پیدا نمیکند. بنابراین حکم ممیز و غیر ممیز گرچه عمدتاً مشترک هستند، اما یک جاهایی با هم تفاوت پیدا میکند. این تفاوت ممیز و غیر ممیز است. یک نکته دیگر نسبت به این بگوییم که آماده بشویم برای بحث بعد. جریان این مسئله است، شرط بلوغ و عقل است در قاعده ارشاد و قاعده هدایت و تربیت.
در آن دو قاعده دیگر تربیتی که سال گذشته بحث کردیم یا دو سال قبل قاعده ارشاد و هدایت. این علی القاعده الکلام الکلام یعنی این سخنی که ما اینجا گفتیم، در مورد آنها هم جاری است. تقریباً کل آن بحثی که ما کردیم، چه در اصل اینکه شرط است، چه در استثنائات آن، در ارشاد هم جاری است. ارشاد غیر بالغ اینکه احکام به او تعلیم داده بشود، آن لازم نیست. چون تکلیفی ندارد. ولی استثنائات دارد. که استثنائاتی بود که عرض کردیم، عیناً این جا جاری میشود. باضافه استثنا و آنکه غیر بالغی که در آستانه بلوغ است و باید یادش داد که اول بلوغ بتواند انجام بدهد. آن ارشاد از باب وجوب است، واجب میشود و از باب مقدمه مفوته و با آن تخریج فنی که ما در اصول داریم. حالا چند وجه فنی در اصول دارد، به هر وجهی که ما آنجا بگوییم. برای غیر بالغی که الان به فاصله این یک ساعت، یک روز، یک هفته، یک ماه باید اینها را یاد بگیرد که اول تکلیفش بتواند اینها را عمل بکند. این آموزش دادن که ارشاد جاهل است برای غیر بالغ واجب نیست، ولی استثنائاتی دارد که همان استثنائات قبلی اینجا هست. به اضافه ارشادی که لازمه این است که اول تکلیف به وظایفش عمل بکند، ولو غیر بالغه می گوییم یادش بدهد. چون میداند اول تکلیف مبتلا به آن است و اگر آن وقت بخواهد یادش بدهد، یک تکلیفی از دستش میرود و لذا باید از قبل آمادهاش کند. این ارشاد است، چه ارشاد عمومی چه ارشاد خانوادگی. علاوه بر آن استثنائات این هم افزوده میشود. این همین یک نکته فقط در ارشاد است. در هدایت هم به قاعده تربیت هم باز الکلام الکلام، بنابراین این شرط هم اصل شرط هم استثنائات آن در سه قاعده ارشاد جاهل، هدایت و و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر جاری است، در امر به معروف و نهی از منکر هم چه امر به معروف و نهی از منکر خانوادگی یا عمومی این مجموعه مباحث این شرط بود. شرط بعدی طبق موسوعه که پیش بروید تنجز تکلیف بر مکلف است که ناظر به سه چهار مسئله مهم است که آن بحثهای بیشتری دارد، انشا الله هفته آینده.







