فرهنگ مصادیق:تدلیس چیست؟
«دروغ» از منظر زبان شناسی حقوقی
زبان از دو منظر مورد بررسی قرار میگیرد: یکی زبان به عنوان وسیلهای که منعکس کننده عملکرد ذهن بشری است و باید به صورت خام و بدون ارتباط با دیگر عوامل بیرونی زبان بررسی شود و دیگری زبانی که به عنوان وسیله ارتباطی به کار میرود و عوامل محیطی و اجتماعی بر آن اثر دارد و آن را دچار تغییر میکند.
زبان ارتباطی، عادت رفتاری است که افراد یک جامعه به طور مشترک آن را دارند. مسئولانی که حوزههای خاصی از آسیبهای اجتماعی را بررسی میکنند معتقدند بسیاری از مشکلات اجتماعی از استفاده غیرعاقلانه زبان یا اشکال دیگر برقراری ارتباط به وجود میآید.
انسان به واسطه زبان، قادر به پنهان کردن افکار و مقاصد خود و دروغ گفتن است. بشر به دلیل زندگی اجتماعی، دروغهای زبانی را به طور قراردادی به دو گروه قابل قبول و غیرقابل قبول تقسیم بندی کرده است. دروغهای قابل قبول و پذیرفتنی میتوانند صنایع ادبی، استعاره، طنز، تعریف و تمجید، بازاریابی و تبلیغ، مبالغه و از این قبیل باشند و دروغهای غیرقابل قبول و دارای قباحت شامل تدلیس، جعل، تهمت، فحاشی و امثال آن است که حکم تقلب را دارند و در بعضی موقعیتها، در صورت رساندن ضرر به دیگری، از لحاظ قانون، تخلف محسوب میشوند. در قانون مدنی این تخلف قانونی، جرم و تحت عنوان تدلیس مطرح شده است.
ماده ۴۳۸ قانون مدنی:
تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.
ماده ۴۳۹ قانون مدنی:
اگر بایع تدلیس نموده باشد مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس مشتری.
از تعریف تدلیس در ماده ۴۳۸ قانون مدنی میتوان دریافت:
۱) عملیاتی باید انجام شود.
۲) این اقدام موجب فریب طرف معامله شود.
تدلیس به معنای فریب دادن و پنهان کردن واقع است. پس هرگاه فروشنده کالایی، برای فریفتن خریدار، وصفی موهوم را به کالای خود نسبت دهد یا عیبی را که در آن است بپوشاند، در معامله تدلیس کرده است. بدین ترتیب در تدلیس نوعی تقلب و ریا وجود دارد و فرد فریبکار، بی اعتنا به شرافت شغلی و درستکاری متعارف، از اعتماد طرف معامله برای گول زدن او استفاده میکند. بر این مبنا گاه گفتن دروغ یا اظهاری نابجا سبب ایجاد حق فسخ قرارداد و یا معامله میشود و فرد دروغگو ملزم به جبران خسارت طرف معامله میشود. بدین جهت تدلیس در معامله با کلاهبرداری قرابت دارد.
چنانچه عمل فریبکارانه با استفاده از زبان دروغ، موجب هتک حرمت و یا ضرر و مکافات شود، عمل تدلیس به عنوان جرم کیفری قابل پیگرد قانونی است و فرد خاطی علاوه بر جبران خسارت، به حبس از شش ماه تا پنج سال محکوم خواهد شد. در این بخش، سوءنیت خاص، در هدف و خواست مرتکب به تحصیل نتیجه، وجود دارد.
شایان ذکر است که از دیدگاه فقها و حقوقدانان، هر کار فریبندهای موجب تدلیس نیست. بسیاری از جلوه پردازیها و ظاهرسازیهای معمول در تجارت، مانند تزئین کالا در حد متعارف که از نظر عقلا پسندیده است، موجب ضرر و زیان نمیشود. بازاریابی و گزافه گویی تجاری، تدلیس نیست، زیرا هدف فروشنده دسیسه و تقلب و کار وی نامتعارف نیست. ارتکاب اعمال فریبنده در صورتی موجب ثبوت ضرر میشود که در طرف دیگر عقد، اثر سوء گذاشته و وی را به انعقاد آن وادار نماید. در حقیقت بازاریابی به آن دسته از فعالیتها و عملکردهای تجاری و بازرگانی اطلاق میشود که موجب تسهیل فرایند مبادله کالا و خدمات بین فروشنده و خریدار شود و بدین ترتیب تقاضا و خواست مشتری، در اثر عملکرد بازاریاب برآورده میشود. تبلیغ یکی از فعالیتهای ویژه در تجارت است که به تناسب شرایط فرهنگی و اجتماعی در جامعه مخاطب تأثیر میگذارد. در این مبحث، زبان واسطهای است برای تبادل اطلاعات و هدایت.
خلاصه اینکه تبلیغات به معنای مجموعه اعمال گفتاری، نوشتاری، رفتاری و تصویری است که به منظور نفوذ و تأثیرگذاری در افکار، عقاید و احساسات مخاطبان سازماندهی میشود و برای جهت بخشیدن به آنان در راستای هدف و مقصودی مشخص هویت پیدا میکند.
انسان در مقایسه با دیگر موجودات زنده که قادر به بکارگیری وسیله ارتباطی هستند، مخلوقی است که میتواند به اراده خود و براساس خلاقیت و میزان مهارتش، از زبان ارتباطش برای اجرای مقاصد و نیاتش استفاده کند.
تنها انسان توانایی دارد که با استفاده از زبان و توالی علائم و نشانهها، مفاهیم جدیدی به وجود آورد. هرچه تأثیر زبان ارتباطی بین انسانها، روی روابط و زندگی شخصی و حرفه بشر بیشتر شود، هدف کسب مهارت در بکارگیری زبان در جهت منفعت شخصی و حرفهای افراد نیز افزایش مییابد. از این رو بهتر است که آموزش مهارتهای زبانی در جهت استفاده صحیح از زبان، به طور جدی در نظام آموزشی مدنظر قرار گیرد.
مسئولانی که حوزههای خاصی از آسیبهای اجتماعی را بررسی میکنند معتقدند بسیاری ازمشکلات اجتماعی از استفاده غیرعاقلانه زبان یا اشکال دیگر برقراری ارتباط بوجود میآید، شرایط عکس آن هم قابل تصور است. مواردی را میتوان یافت که به واسطه تأثیر زبان بر افکار مخاطبین، سود فراوان عاید فرد میشود.
یکی از مباحث جالب که به تازگی به شاخهای تخصصی در دانشگاهها تبدیل شده و در مباحث قضایی کاربرد دارد، زبان شناسی حقوقی است. بررسی علمی زبان به صورتهای گفتاری، شنیداری و نوشتاری که در دادگاهها به عنوان اختلاف قانونی مطرح میشوند از قبیل جعل، شهادت دروغ، کلاهبرداریهایی که در اثر دروغ گفتن انجام میگیرد، و مواردی مشابه آنها توسط متخصصان در این شاخه علمی بررسی و مورد رسیدگی قانونی قرار میگیرند. در حقیقت متخصصان این رشته یافتههای دو علم زبان شناسی و پزشکی قانونی را برای کشف جرائم زبانی بکار میبرند. بنابراین چنانچه کاربرد زبان، به هر شکل آن، موجب ضرر و زیان فرد یا افراد شاکی شده باشد، در دادگاه طرح و بررسی میشود.







