کتابخانه:تئوری مصرف در اسلام
|
| |
| نویسنده | حسن توانایان فرد |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت (علیهم السلام) |
| محل انتشارات | اصفهان |
| تاریخ نشر | 1392 |
مقدمه
آنچه در زیر میخوانید خلاصه ای از سخنرانی میباشد که در سال 1357 در یزد انجام گرفت. در این نوشته ابتدا قسمتی از مباحث مربوط به مصرف که در کتب دانشگاهی مورد بحث میباشد و الحق بیشترین تحقیقات اقتصادی نیز در این زمینه انجام گرفته است بطور مختصر آورده میشود و سپس در قسمت دوم نظریات اسلام را صرفا» بعنوان یک برداشت شخصی از مصرف در اسلام به بحث میگیریم. این بار نیز این تذکر لازم است که کوشش ما گامی کوچک بسوی کشف اقتصاد اسلام و لزوماً این نوشته این است و جز این نیست، نیست.
جزء اول: تعاریف
مصرف
استعمال کالا و خدمت را مصرف گویند. خوردن نان و پوشیدن لباس را مصرف کالا و آرایش سر و خواندن علم را مصرف خدمت مینامند.
سطوح مصرف
که مفرد آن سطح مصرف است عبارت میباشد از اختلاف مصرف بین افراد در یک زمان یا در زمانهای مختلف، مصرف طبقهی اشراف و مترفین از نظر غذا، پوشاک، مسکن و کالاهای غیر ضروری بیشتر از مصرف طبقات محروم و نادار و مستضعف میباشد لذا میگویند سطح مصرف ثروتمندان بالاتر از سطح مصرف ناداران است.
اشکال مصرف
گاه مفرد آن شکل مصرف است عبارت میباشد از نوع مخارج مصرفی خانوارها.
شکل مصرف یا نوع مخارج مصرفی فقرا با شکل مصرف ثروتمندان متفاوت است. فقرا احیاناً نان و سیرابی میخورند و ثروتمندان بیفتک و میگو و ماهی؟ فقرا در کوخ زندگی میکنند و چراغ گرد سوز میخرند و ثروتمندان در کاخ زندگی میکنند و چهل چراغ ابتیاع میفرمایند!
شکل مصرف فرنگ رفته ها یا مستفرنگها با شکل مصرف سالم مانده ها متفاوت است. اولی پیپ میخرد و دومی چپق اولی به قهوه خانه میرود و دومی به کاباره اولی عطر میخرد و دومی ادکلن. حتی شکل مصرف متدینین سنتی با شکل مصرف دینداران آگاه به اسلام راستین متفاوت میباشد زیرا که او شمع میخرد و این کتاب او قمه میخرد و این... و غیره.
استاندارد مصرف
اهدافی میباشد که برای تحصیل آنها کوشش میشود و بر اشکال مصرف اثر میگذارد. اگر مصرف در حدی پائین تر از استاندارد مصرف قرار گیرد به انسان احساس عدم ارضاء دست میدهد. برای مثال وجود ترافیک سنگین در خیابانهای تهران اغذیه فاسد و محتوای دروس بی ربط و نامناسب هوای آلوده و غیره سبب احساس عدم رضایت میشود که این خود ناشی از وجود استانداردهای مصرف است. استانداردهای مصرف در مورد خیابان در آن حد قرار دارد که میگوید باید خیابانها خلوت باشد و یک مسیر 5 دقیقه ای را در یک ساعت طی نکنیم.
استانداردهای مصرف قسمتی از مجموعه استانداردهایی میباشد که افراد در کار، استراحت روابط و بطور کلی در زندگی خود دارا میباشند. از نظر اقتصاد دانان غرب مصرف تحت تاثیر دو عامل قراردارد:
اول - عامل استانداردها
دوم - عامل درآمد
هرچه استانداردها بالا باشد مصرف بیشتر خواهد بود و هرچه درآمد بیشتر باشد مصرف زیادتر خواهد شد. استاندارد مسکن در شهرها و حتی روستاها داشتن برق است لذا مصرف برق نیز جزء مخارج میآید و هر چه درآمد بیشتر باشد این مصرف زیادتر خواهد شد.
برای مثال در اطاق یک دانشجو یک لامپ روشن میشود ولی در منزل پر درآمد ها چهلچراغها، کولر، اطوی برقی، آبمیوه گیری برقی سماور برقی و... مصرف برق را زیاد میکند. از طرف دیگر استانداردها خود در درآمد اثر میگذارند زیرا افراد بر اساس استانداردهایی که دارا میباشند فعالیت میکنند و هرچه استانداردها بالاتر باشد انگیزه فعالیت بیشتر و کسب درآمد زیادتر و قوی تر خواهد بود.
1- انتخاب: از آنجا که عوامل تولید کمیاب میباشد و نیازهای بشر نا محدود لذا باید در تولید کالاها و خدمات یعنی در ارضای نیازها عمل انتخاب انجام شود. به این بیان که باید بین تولید کولر و تخته نرد یکی را انتخاب کرد.
اقتصاد دانان غربی میگویند که دو عامل بر عمل انتخاب اثر میگذارد:
عامل اول: استانداردها
عامل دوم: هزینه
برای مثال استاندارد زندگی در هوای گرم آنست که همواره خنک کننده ای در ساختمان وجود داشته باشد بنابراین مصرف کننده عاقل بجای خرید تخته نرد یک وسیله خنک کننده میخرد. ولی این وسیله خنک کننده چیست؟
بادبزن دستی، پنکه، کولر، کولر آبی یا کولر گازی؛ کدامیک؟
در اینجا عامل هزینه دخالت میکند و با توجه به درآمد خریدار اگر تفاوت هزینه کولر و پنکه بسیار فاحش باشد مسلماً پنکه خریداری میشود.
2- اهرمهای مصرف که مفرد آن اهرم مصرف است عاملی میباشد که سبب افزایش سطح مصرف میشود. از دیدگاه غربیان مهمترین اهرمهای مصرف عبارتند از:
الف - استفاده از خدمات رایگان فامیل و اطرافیان
ب- تحصیل در آمد بیشتر
ج - انتخاب عاقلانه کالا و خدمت
استفاده از منزل پدر از کمک مادر و غیره به سطح مصرف یک فرد کمک میکند بعلاوه با افزایش درآمد سطح مصرف نیز افزایش مییابد. برای مثال نگهداری کودک یک خانم خانه دار توسط مادر بزرگ سبب میگردد که خانم خانه بتواند در کلاس آموزش خیاطی شرکت کند و بدینوسیله در مصرف خدمت علمی آموزگار (فراگیری علم) وی افزایش بوجود آید. از طرف دیگر اگر درآمد شوهر این خانم افزایش یابد و بتواند کودک مذکور را به کودکستان بسپارد باز هم وقت کدبانوی مورد بحث آزاد میشود و میتواند به کلاس خیاطی رفته در مصرف خدمت خود افزایش ایجاد نماید. سومین اهرم مصرف انتخاب عاقلانه کالا و خدمت میباشد. زیرا اگر یک فرد کلیه درآمد خود را صرف خرید یک قالیچه ابریشمی کند که به دیوار آویزان نماید دیگر نمی تواند پنکه و دوچرخه و غذا و پوشاک تهیه کند و سطح مصرف خود را افزایش دهد.
7-قانون انگل: حدود یک قرن قبل اقتصاد دانی بنام انگل قانون بسیار مهمی را در مورد مصرف کشف کرد. این قانون میگوید با افزایش مصرف کل درصد مخارج مربوط به اغذیه کاهش مییابد. به این درصد نرخ غذا میگویند. از نظر تاریخی قانون انگل با وجود تغییرات فراوان در مصرف همواره صادق بوده است. برای مثال در ایالات متحده آمریکا نرخ غذا در خانواده های شهری دو نفری و بیشتر که یک نفر نان آور داشته اند در سالهای 1891 - 1881 در حدود 41 درصد، در سالهای 1919 - 1918 در حدود 38 درصد بوده است.
در شهرهای آمریکا در هر گروه دو نفره یا بیشتر در سالهای 61- 1960 نرخ غذا 24 درصد بوده است. تغییر درآمد یا قیمت کالاها بر روی نرخ غذا اثر چشمگیر دارد. شاخص قیمت در آمریکا نشان داده است که تورم غذایی بین سالهای 1913 تا 1957 در حدود 187 درصد و در اجارة مسکن 77 درصد بوده است.
این مقایسه را بین کشورهای مختلف نیز میتوان انجام داد برای مثال در سال 1962 برای کشورهای گانا و سیلان نرخ غذا 51 و 50 درصد و برای کشورهای کانادا و امریکا 21 درصد بوده است.
(ارقام از نشریات سازمان ملل 1964) بنابراین ملاحظه میشود که نرخ غذا مشخصات مناسبی برای مقایسه مصرف کشورهای مختلف میباشد هر چه نرخ غذا پائین تر باشد مقدار مصرف کل بیشتر است.
8- منحنی انگل: تخصیص درآمد افزایش یافته بین پس انداز و مصرف و بین مصرف کالاهای مختلف در مسائل مربوط به توسعه اقتصادی بسیار مهم است. منحنی انگل بیانگر میانگین مخارج مصرف کننده در سطوح مختلف درآمد است. به نسبت نرخ افزایش مخارج به نرخ افزایش درآمد ضریب کشش درآمدی مصرف میگویند.
برای کالاهای ضروری ضریب کشش درآمدی مصرف کمتر از واحد است و برای کالاهای تجملی بیشتر از واحد.
8- درآمد پیوسته: بنظر میلتون فرید من اقتصاد دان معاصر و معروف آمریکائی آنچه سطح مصرف را بالا میبرد درآمد پیوسته است و نه درآمد جاری. مقصود از درآمد پیوسته درآمد گذشته، درآمد جاری و درآمد آینده است. برای مثال آیا درآمد آینده شما به اندازهای میباشد که بتوانید اقساط خانه مورد خرید را بپردازید آیا درآمد جاری شما به اندازهای میباشد که بتوانید قسط زمان جاری آنرا بپردازید و بالاخره آیا درآمد گذشته شما آنقدر بوده است که حین خرید خانه یک مبلغ پیش قسط آماده جهت پرداخت داشته باشید.
10- درآمد مورد انتظار و درآمد ترانزیتری
درآمد پیوسته که توسط فریدمن عنوان شده از دو قسمت تشکیل شده است.
قسمت اول: درآمدی که یک نفر انتظار دارد سالیانه بدست آورد و قسمت دوم: انحراف از این درآمد مورد انتظار به اولی درآمد مورد انتظار و به دومی درآمد ترانزیتری میگویند. آمار در آمریکا نشان داده است که مصرف به درآمد انتظار بستگی دارد نه به درآمد ترانیتری. درآمد ترانزیتری بیشتر صرف مصارف با دوام مانند خرید میز و کمد و غیره میشود تا صرف مصارف ضروری مانند غذا و پوشاک و مسکن.
تئوری مصرف در اسلام
مصرف در اسلام از مواردی میباشد که آیات و احادیث بسیار درباره آن میتوان یافت. بطور کلی میتوان گفت که مصرف در اسلام تحت تاثیر شدید ایدئولوژی قسط آمیز قرار دارد.
از آنجا که دو عامل تعیین کننده علم و عدل دو پایه اساسی اقتصاد اسلام میباشد در مورد شناخت مصرف اسلامی نیز باید از این دو عامل کمک گرفت. لذا در زیر ابتدا تعریف مصرف و سپس سایر مباحثی که در قسمت اول به بحث گرفته شد از دیدگاه آیات و احادیث اسلامی مورد بررسی قرار میگیرد.
تعریف مصرف
استعمال و استفاده کلیه کالاها و خدمات مذهبی و غیر مذهبی، دنیوی و اخروی مصرف میباشد. در اسلام بین غذا خوردن شخص و غذا به یتیم دادن تفاوتی وجود ندارد. از پیامبر ص منقول است که آنچه برای زن و فرزند خود برای رضای خدا خرج میکنید صدقه است. در سوره بقره آیه 215 میخوانیم که خداوند به آنچه به پدر و مادر خویشان ایتام مساکین و فرزندان راه میدهید آگاه است و پاداش آنرا به شما عطا خواهد کرد.
بنابراین در اسلام تنها خود مصرفی مصرف یک فرد به حساب نمیآید بلکه مصرف دیگران نیز قسمتی از مصرف یک مسلمان است.
سطح مصرف
از آنجا که منابع تولید کمیاب است و نیازهای بشر فراوان باید کوشید تا ابتدا ضروریترین نیازهای بشر ارضاء گردد. لذا در اسلام از ارضای نیازهای غیر ضروری در حالیکه نیازهای ضروری انسانها تامین نشده است جلوگیری میشود. مهمترین نیاز ضروری انسان غذا، پوشاک و مسکن میباشد. بطور کلی نیازهای ضروری آن دسته از نیازهای بشر میباشد که بدون ارضای آنها نمیتواند به حیات خود ادامه دهد. غذا از ضروریترین نیازهای انسان است زیرا انسان میتواند در شرایطی خاص بدون پوشاک و مسکن زنده بماند ولی بدون غذا قادر به ادامه حیات نیست با توجه به اهمیت ارضای نیازهای ضروری و با توجه به این واقعیت که عوامل تولید کمیاب میباشد استفاده از کالاهای غیر ضروری در شرایطی که انسانهای بیشماری از دسترسی به کالاهای ضروری عاجز میباشند و بعلت نداشتن غذا و یا بد غذایی به انواع بیماریها و به مرگ و میر دچار میگردند دور از موازین عدل میباشد.
لذا در سطح مصرف تا آن زمان که انسانها کلیه نیازهای ضروریشان ارضاء نشده باشد باید هم سطحی در مصرف کالاهای ضروری بوجود آید. اصطلاح اقتصادی که در متون اسلامی در این مورد آمده است کلمه کفاف میباشد.
حضرت علی علیه السلام در نهجالبلاغه در تعریف یکی از یاران مجاهد میفرماید او در حد کفاف از زندگی قانع بود
در جای دیگر نهج البلاغه میخوانیم که مقتصد باشید و اسراف نکنید و از مال دنیا (کالا و خدمت) به قدر ضرورت استفاده کنید.
باز هم از حضرت علی منقول است که بیش از حد کفاف مصرف کردن اسراف است.
قرآن کریم نیز به همین مسئله اشاره دارد که بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد. حال که روشن گشت که اصل کفاف به قدر ضرورت یعنی آنچه که ضروری میباشد باید مورد استفاده و مصرف قرار گیرد اجازه دهید حد ضرورت و کفاف را از دیدگاه قرآن و حدیث بیشتر مطالعه نمائیم
در سوره شعرا میخوانیم که آیا بر هر بلندی ساختمانی بیهوده میسازید بدون آنکه برای ارضاء نیاز ضروری شما لازم باشد و ساختمانهای بسیار محکم و اشرافی بنا میکنید که گویی تا ابد در آنها زندگی خواهید کرد.
در تفسیر این آیه از پیامبر اکرم ص روایت شده است که حضرت روزی با اصحاب از مقابل خانه ای گذر فرمود که دارای بقعهای بود حضرت فرمود این مسکن از آن کیست؟ اصحاب وی را معرفی کردند حضرت ایستادند تا فرد مذکور آمد و به پیامبر سلام کرد پیامبر از وی با خشم روی برگرداند صاحب بیت که این بدید از اصحاب علت را جویا شد و آنان شرح داستان گفتند صاحب بیت به منزل بازگشت و بقعه را خراب کرد فردا که رسول خدا از آن محل میگذشتند دیگر بقعه را ندیدند و چون جویا شدند اصحاب داستان ماوقع را شرح دادند. پیامبر در این جا فرمودند هر ساختمانی روز قیامت وبال صاحبش میباشد مگر قسمتی از آن که در حد ضرورت باشد و ناچار از داشتن آن باشیم.
با توجه به آیه فوقالذکر و حدیث مربوط به آن بسادگی میتوان این اصل اقتصادی مصرفی اسلام را نتیجه گرفت که اولاً باید کالاها و خدمات ضروری مصرف شود. ثانیاً از کالاها و خدمات ضروری آن مقدار باید مصرف شود که ناچار از آن باشیم.
بنابراین اسراف یعنی بیش از حد ضرورت مصرف کردن و اقتصاد یعنی در حد ضرورت مصرف نمودن. در بحارالانوار از امام صادق (ع) منقول است که مال، مال خداست و انسان امانتدار اوست و اسراف خریدن مرکب دو هزار درهمی میباشد که میتوان مرکب 20 درهمی آن را نیز داشت. بنابراین کلیه ساختمانهایی که ضروری نیستند و یا ضروری هستند ولی از حد کفاف بیشتر میباشند اتومبیلهایی که از حد کفاف بیشتر میباشند البسه و لوازم منزل که از حد کفاف بیشتر میباشند غیر شرعی بوده کلیه افرادی که در چنین خانه های اشرافی زندگی میکنند و چنین البسه فوق کفاف میپوشند و غیره مورد تنفر الله میباشند.
یعنی در راهی غیر الهی گام بر میدارند و لذا توفیق اسلامی در تکامل و پیروزی بدست نمی آورند.
قرآن کریم فرعون را از مسرفین میداند و لذا مسرفین که از دارو دسته فرعون به حساب میآیند اگر به ظاهر داعیه راه موسی را داشته باشند بعلت خصلت فرعونی اسراف گونه خود قادر به حرکت در مسیر موسی نیستند و امروز یا فردا از پای در خواهند ایستاد. اغلب دین داران امروز که ثروتهای کلان در اختیار دارند خود میدانند که ثروت آنان نتیجه کار شخص آنان نیست و باید به اندازة کفاف از آن استفاده کنند و ما بقی آنرا از آن الله دانسته و در راه الله و مطابق با دستورات وی به کار اندازند. ولی علیرغم این آگاهی باز هم ثروتشان را در راه چند بار به سفر رفتن، به اروپا رفتن، ویلا ساختن، جشنهای پر هزینه برپا داشتن با هواپیمای دربست به این طرف و آن طرف رفتن، البسه گرانقیمت برای خود یا حاجیه خانم خریدن و کاغذ دیواری و اتومبیل اشرافی خریدن و ده ها مورد غیر ضروری دیگر بکار میاندازند. قرآن این قبیل افراد را مترف مینامد. کتاب قاموس قرآن مترف را چنین تعریف کرده است: ثروتمندی که هرگونه میخواهد از ثروتش استفاده میکند و نه آنطور که اسلام به او دستور داده است. قرآن مجید نشان میدهد که در طول تاریخ مبارزات انبیاء چون سخن آنان این بوده است که باید در مصرف اصل کفاف مراعات شود همواره مورد انکار مترفین بوده اند.
بر اساس آیه ای که در سوره حدید هدف ارسال انبیاء را استقرار قسط توسط مردم میداند باید به این نکته نیز اشاره کرد که مسرفین و مترفین با عمل اسراف و اتراف خود سبب میگردند که قسمتی از اقتصاد جامعه از مرحلة قسط و عدل خارج شود. با عنوان کردن یک مثال میکوشیم که عدول از عدل را در این مورد بشکافیم. در یک جامعه تقاضا برای آجر و سیمان و گچ و آهک توسط کاخ سازان سبب میگردد تا مصالح ساختمانی در اختیار کوخ سازان قرار نگیرد و یا اگر هم قرار بگیرد قیمت آن افزایش یابد. زیرا همواره ثروتمندان کاخ نشین با پرداخت پول بیشتر در تهیه مصالح ساختمانی برای خود حق الویت کاذب بوجود میآورند و یا با افزایش تقاضا برای مصالح ساختمانی سبب بالا رفتن قیمت آن ها میگردند در هر دو مورد به حقوق کوخ نشینان تجاوز میشود. به این صورت که یا از داشتن مسکن محروم میمانند و یا باید از نانشان بزنند تا آجر را گرانتر بخرند. از طرف دیگر بالا رفتن قیمت مصالح ساختمان سبب افزایش قیمت ساختمان و در نتیجه بالا رفتن اجاره منزل نیز میشود که این نیز بر فشار اقتصادی وارد بر طبقه کوخ نشین میافزاید.
عدم قدرت طبقات نادار در ساختن مسکن سبب افزایش تقاضا در بخش مسکن اجاره ای شده قیمت اجاره منزل از این طریق نیز دچار تورم میگردد. بنابراین ملاحظه میشود که اسراف و اتراف در بخش ساختمان چگونه به محرومیت توده های عظیم مردم میانجامد. همین گونه استدلال را میتوان در مورد اسراف در پوشاک و غذا نیز بکار بست و چنین نتیجه گرفت که بیش از حد کفاف مصرف کردن تجاوز به حقوق دیگران بوده ظلم اقتصادی اجتماعی به حساب میآید. فرشهای گران قیمتی که فلان حاج آقا به دیوار آویزان کرده است چیزی جز نان آن مستضعف نیست که از دهانش از طریق مکانیسم اقتصادی بیرون کشیده شده است. زیرا مستضعف با پرداخت بهای بیشتر برای آجر که بعلت اشتغال عوامل تولید در فرش گرانقیمت یا سایر کالاهای غیر ضروری بوجود آمده است مجبور شده است تا از نان خود بزند و تورم در آجر را ناشی از مصرف فوق کفاف ثروتمندان میباشد تحمل نماید.
اتلاف منابع
اسراف و اتراف به اتلاف منابع منجر میگردد منابع کمیاب باید به ارضاء نیازهای ضروری انسان تخصیص یابد. هرگونه اسراف و اتراف از بین بردن منابع تولید کمیاب به حساب میآید که سبب میگردد تا توده های عظیم مستضعفین نتوانند نیازهای ضروری خویش را ارضاء نمایند. استفاده از نئونها، البسه اشرافی، منازل لوکس، سوپر لوکس، وسائل نقلیه اشرافی، انواع و اقسام کالاهای تجملی حتی خدمات زائد سبب میگردد تا هزاران نفر در بیافرا و هزاران نفر در هندوستان و میلیون ها انسان در قاره های مختلف گیتی نتوانند به غذای کافی دست یابند و از گرسنگی و بد غذایی به نابودی کشیده شوند قرآن مجید در سوره نساء میفرماید:
اموالتان را (مال، مال خداست و به همه تعلق دارد) به سفیهان ندهید که این اموال وسیله قوام شماست. سفیه کسی میباشد که سبک رای است. چه کسی سبک مغزتر و سبک رای تر از آنانکه بر روی اجساد مستضعفین کاخ میسازند. چه کسی سبک رای تر از آنانکه به قیمت رنگ زرد ناداران صورت خود را با شراب سرخ نگه میدارند چه کسی سبک رای تر از آنان که به قیمت ناداری مردم منابع کشور را در اختیار بیگانگان میگذارند و بنابراین کلیه آنان که دژهای مستحکم بنام خانه های مسکونی در شمال تهران ساخته اند و گذارشان هم به منازل مسکونی جنوب تهران نمی افتد و البسه و اطعمه اسرافگونه مصرف میکنند و اموال خداوند را نادانسته به ظواهر پوچ زندگی تخصیص میدهند و از بکار بردن ثروت در مسیرهای قوام بخش و برپا دارنده مردم خود غافل هستند جزء سفیهان به حساب میآیند که بر اساس دنباله آیه مذکور باید به حد ضرورت از اموال بدانها داد و بقیه را در راهی بکار گرفت که قوام بخش مردم باشد، مردم را از ناداری برهاند و در مسیر تکامل قرار دهد.
شکل مصرف
مشخصات نوع کالا و خدمتی را که اسلام جایز شمرده است در آیات زیر میتوان بررسی نمود
- از تو میپرسند چه چیزی برایشان حلال است بگو طیبات
- ای کسانی که ایمان آورده اید از طیباتی که روزی شما قرار دادیم مصرف نمائید
- ای رسولان از طیبات مصرف کنید و کارهای صالح انجام دهید
- امروز بر شما طیبات حلال شد
- از آنچه خداوند روزی شما قرار داده و حلال و طیب است مصرف کنید
بر اساس آیات فوق الذکر میتوان نتیجه گرفت که شکل مصرف در اسلام دو مشخصه دارد:
الف - طیب بودن
ب- حلال بودن
الف - کالا و خدمت مورد مصرف باید طیب باشد
طیب چیزی میباشد که دلچسب بوده باشد و حواس انسان از آن لذت میبرد. دلچسب بودن غذا و چیزهای دیگر در مناطق مختلف متفاوت است در چین خوراک مار دلچسب است و در ایران خوراک گوسفند.
ب- حلال بودن یک کالا یا خدمت دومین مشخصه شکل مصرف است
قاموس کتاب قرآن حلال را چیزی میداند که حق دیگری در آن نباشد. بنابر این در صورتی میتوان از یک کالا و خدمت مصرف کرد که حق دیگری در آن نباشد. در اینجاست ک تئوری ارزش کار در اسلام به کمک گرفته میشود تا معلوم گردد که در چه کالا و خدمتی حق دیگری وجود ندارد. آیا در منزلی که در آن زندگی میکنید حق دیگری وجود ندارد؟ کارگرانی که در ساختن خانه شما شرکت داشته اند دستمزد عادلانه خود را دریافت داشته اند؟ آیا منزل شما اسراف گونه ساخته نشده است که از منابع تولید و مصالح ساختمانی بیش از حد کفاف استفاده شده باشد؟ و بدینوسیله در افزایش قیمت مصالح ساختمانی بعلت کمیابی آنها موثر نیافتاده اید که سبب شوید مستضعفین با پرداخت پول بیشتر برای آجر و کم شدن پولشان برای نان گرسنهتر مانده باشند؟ آیا سهم کار طبیعت در ساختمان (زکات) را پرداخته اید؟ آیا سهم گذشتگان در ساختمان (خمس) را پرداخته اید؟
این دو علت را در البسه و اطعمه و اشربهای که مصرف میکنید نیز تعمیم دهید تا بینید که آیا بر اساس آیات قرآن کالاها و خدمات حلال مصرف میکنید یا خیر؟
برای آنکه بدانیم یک کالا حلال است یا حرام باید بوسیله معیارهای زیر آنرا آزمایش نمائیم:
الف - آیا ارزش کار دیگران که در کالا متبلور است بدرستی و تمام و کمال پرداخت شده است؟
ب - آیا حق الله (سهم کار طبیعت در کالا) که بنام زکات معروف است پرداخت شده است؟
ج - آیا ارزش کار گذشتگان که در کالا متبلور است بعنوان سهم مجهولالمالک باید به حکومت اسلامی پرداخت شود پرداخت شده است؟
د- آیا از کالا به حد کفاف مصرف میشود که سبب افزایش قیمتها یا کمبود منابع تولید برای کالاهای ضروری دیگران نگردد.
اگر آنچه آمد را حلال مکانیکی بدانیم بر اساس قرآن حلال و حرام منصوص نیز وجود دارد که در قرآن میخوانیم که:
مردار، خون گوشت خوک آنچه بغیر نام الله ذبح شود شراب وسائل قمار و بت حرام شده است.
گیاهخواری
عده ای بعنوان اینکه گوسفند نیز حق حیات دارد و یا حتی باکتریهای درون شیر نیز حق حیات دارند از خوردن گوشت و شیر پاستوریزه نیز و احیاناً تخم مرغ و غیره خودداری میکنند و به گروه گیاهخواران میپیوندند. اسلام این رفتار را تشریع دانسته و حرام میداند. در قرآن مجید میخوانیم که ای کسانیکه ایمان آورده اید آنچه را خداوند از طبیعت بر شما حلال قرار داده است بر خود حرام نکنید و تجاوز نکنید که خداوند تجاوز کاران را دوست ندارد. مصرف نکردن کالاها و خدمات طیب و پیوستگی به گروه متحجرین گیاهخوار نه تنها تشریع است و حرام بلکه تجاوز بحقوق دیگران است زیرا عدم مصرف کالاهای مذکور بخصوص سبب ایجاد رکود در بازارهای کالاها یمورد نظر میشود و لذا تولید کنندگان کالاهای مذکور مجبور میگردند که کارخانه را تعطیل و تولید را متوقف نمایند. تعطیل کارخانه های یک یا چند رشته تولیدی سبب بیکار شدن عده ای بی شمار کارگر و از بین رفتن و بیکار ماندن مقادیر زیاد ماشین آلات و منابع تولید میگردد. کارگران بیکار نیز چون درا،دی در اختیار ندارند سبب کاهش تقاضا در مورد کالاهای دیگر شده رکود را از بخش خود بسایر بخشهای اقتصادی سرایت میدهند و دیگران را نیز بیکار میسازند و سایر عوامل و منابع تولید را نیز عاطل و باطل میگردانند.
اینست که در قرآن مجید بدرستی میفرماید عدم استفاده از طیبات تعدی و تجاوز بحساب میآید که خداوند آنرا نمی پسندد و حکومت الهی اجازه وقوع چنین پیش آمدی را نمی دهد.
مصرف حرام چه میکند
مشخصه اساسی شکل مصرف در اسلام حلال بودن آن است. حال اگر حرام مورد مصرف قرار گیرد چه میشود؟
قرآن میفرماید:
ای مردم از آنچه در زمین حلال و طیب است مصرف کنید و پیروی گامهای شیطان نکنید که او دشمن آشکار شما است.
نظام الهی توحیدی و برادرانه و نظام شیطانی غیر توحیدی چند گروه و کینه توزانه است.
مصرف حرام یعنی استفاده از کالاهائی که حق دیگران در آن نهفته است سبب میگردد که عده ای با غصب حق دیگران ثروتمند غول پیکر شوند و انبوه مردم نادار و فقیر این چچند دسته بودنها سبب عداوت و دشمنی و جنگ و ستیز بین مترفین (ثروتمندان)
مستضعفین (ناداران) میگردد. لذا از نظر مکانیسم اقتصادی مصرف حرام که درآن غصب ارزشهای دیگران و البته توسط عده ای وجود دارد و سبب ثروتمند شدن آنان شده است طبعاً سبب تفرقه و چند دستگی اجتماعی میگردد که گروهی را بجان گروه دیگر میاندازد که این چیزی جز راه شیطان نیست.
کالاهای تجملی
متاسفانه متدینین باسلام و اغلب مساجد و ابنیه اسلامی و بقاع متبرکه به کالاها یغیر ضروری و تجملی آلوده میباشند.
لذا باید این بحث را کمی با دقت مورد مطالعه قرار دهیم
تعریف تعجمل تجمل کلیه مخارجی میباشد که برای نیازهای غیر ضروری و غیر واقعی و وراء نیاز حیاتی انسان انجام میگیرد. برای اینکه ببینیم چه چیز تجمل است و چه چیز تجمل نیست بهترین معیار آنست که ببینیم آیا هزینه آن بیش از لذتی میباشد که عاید مصرف کننده میشود یا خیر؟ برای مثال لباسهای گرانقیمت کمربند جواهر نشان ساختمانهای گرانفقیمت بناهای یادبود گچبری لوسترهای گرانقیمت کاغذ دیواری مجسمه های چینی و غیر چینی میز و صندلی و مبلهای گرانقیمت فرشهای تجملی و ابریشمی دیواری و غیره همه و همه از کالاهای تجملی بحساب میآیند.
اسلام تجمل را حرام کرده زیرا که جامعه توحیدی را بجامعه متفرق و چند دسته تبدیل میکند.
از پیامبر خدا ص منقول است که هر مردی که ابریشم پوشید در آخرت از آن محروماست. بزبان اندرز پیامب اسلام مسلمانان را از استفاده کالاهای تجملی منع فرموده است. حال اجازه دهید زیان اقتصادی تجمل را مطالعه کنیم. در جامعه ای که کالاهای تجملی تولید و مصرف میشود قسمت اعظم منابع تولید بطرف تولید کالاهای تجملی جذب میشود زیرا مشتریان کالاهای تجملی ثروت مندان هستند و چون ارزش پولنزد آنان کم است لذا خریدن یک لوستر یک میلیون تومانی یا یک کمربند ده هزار تومانی یا یک جفت کفش پنج هزار تومانی برای ایشان چندان فشاری ندارد. از طرف دیگر تولید کنندگان و فروشندگان همواره میکوشند تا در سودآورترین رشضته ها فعالیت داشته باشند وقت و مهارت و پول و ماشین آلات و زمین و خلاصه کلیه وسائل تولید خود را در مسیر تولید کالاهای تجملی تجهیز و بسیج میکنند تا مبلهای استیل تولید کنند ظروف ظریف طلاکوب بسازند لوسترها آئینه کاریها و بالاخره کالاهای مورد ذوق اشراف تولید نمایند.
از طرف دیگر چون سود این رشته ها که مشتریانشان ثروتمندان هستند زیاد میباشد خواه و ناخواه برای جذب هرچه بیشتر کارگران باین رشته های تولید تجملی دستمزدها نیز در آن افزایش پیدا میکند و کارگران باین رشته های دیگر تولیدی برشته ای تولید کالاهای تجملی جذب میشوند. در نتیجه کلیه عوامل تولید به بخش محصولات تجملی کشیده میشود و برای کالاهای ضروری مورد نیاز اکثریت جامعه چیزی باقی نمی ماند. هرچه زمین است و هرچه عوامل تولید است در اختیار کارخانجات لوکس سازی قرار میگیرد و برای تولید نان و لبو باید از عوامل تولید باقیمانده که مسلماً در برابر تقاضائی که دارند بسیار اندک است و لذا قیمت آنها نیز سرسام آور بالا رفته است استفاده کرد. کارگران بخش کالاهای ضروری نیز در مقایسه دستمزد کارگران بخش کالاهای لوکس تقاضای اضافه دستمزد خواهند کد و بدینوسیله بفشار تورمی کالاهای ضروری خواهند افزود. امروزه اغلب اقتصاد دانان معتقد هستند که تورم دو علت دارد
الف - علت فشار هزینه
ب- علت فشار تقاضا
بدنبال مصرف کالاهای تجملی هر دو علت فوق الذکر بوجود میآید و قیمت کالاهای ضروری را افزایش میدهد زیرا با افزایش دستمزد در بخش کالاهای لوکس دستمزد در بخش کالالهای ضروری نیز افزایش مییابد و همین امر سبب میگردد که قیمت کالاهای ضروری افزایش یابد یعنی فشار هزینه تولید کالاهای ضروری علت تورم آنها گردد. بعلاوه چ.ن قسمت اعظم منابع تولید در بخش کالاهای لوکس بکار افتاده است لذا تقاضای کالاهای ضروری بیش از عرضة آنها بوده سبب افزایش قیمت کالاهای ضروری میگردد در این مورد میگویند فشار تقاضا سبب بوجود آمدن تورم گردید ه است حال باید دید که چه کسی زیر بار تورم پشت خم میکند؟
کلیه مستضعفین که داراری درآمدهای بخور و نمیر و ناچیز هستند باید بار تورم را حمل کنند. برای مثال آموزگاران با حقوق ماهیانة ناچیز خود اگر دیروز یک کیلو پرتقال تهیه میکردند امروز بعلت افزایش قیمتها دیگر نمی توانند یک کیلو پرتقال تهیه و ناچار به نیم کیلو پرتقال بسنده میکنند.
افزایش قیمت کلیه کالاهای ضروری گوئی درآمد واقعی مستضعفین را تقلیل میدهد و از این طریق به ناداری و بد غذائی و احیاناً بی غذائی یا کم غذائی شدت میبخشد. ادامه این مسیر مسلماً بنا بودی جامعه میانجامد.
بنابراین میتوان تیجه گرفت که در عروسک چینی روی میز مبلمان اشرافی در البسه اسرافگونه و در لوسترها و چهلچراغها و... نان و پنیر مستضعفین نهفتره است. این کالاهای تجملی سبب ایجاد تورم در کالاهای ضروری شده و همین امر درآمد واقعی مستضعفین یعنی مقدار کالاهائی که میتوانسته اند تا دیروز خریداری کنند را کاهش داده است.
بدیگر بیان میتوان نشان داد که مقداری از کالاهای ضروری مستضعفین از دهانشان بیرون کشیده شده و صرف تولید کالاهای لوکس در و دیوار منزل ثروتمندان گردیده است. بدبختی حرکت اسلامی اخیر و تازه کشف شده همین است که متولیان آن بمصارف تجملی و اسرافگونه و مترف وار آلوده اند و تا اجر های بنای این حرکت را چنین عناصر فاسدی تشکیل میدهند امیدی بهخ پیروزی و بمقصد رسیدن این حرکت نیز وجود نخواهد داشت.
استعمال زینت آلات
برخی از ناآگاهان آیات مربوط به استعمال زینت در قرآن را گرفته دلیل بر استفاده از کالاهای تجملی قرار داده اند. از جمله استدلال میکنند که خداوند در سوره اعراف فرموده است: ای پسران آدم هنگامیکه به مسجد میروید زینت خود را همراه داشته باشید و بخورید و بیاشامید و زیاده روی مکنید که خداوند مسرفین را دوست ندارد.
وجود کلمة زینت در این آیه دنیا پرستان را برآن داشته که استدلال کنند که اگر زینتد رمسجد خانه خدا رواست پس بر خانه بنده خدا نیز روا میباشد. در حالیکه صاحب المیزان در ذیل این آیه مینویسد: مقصود از زینت - زینت معنوی میباشد یعنی آماده شدن برای عبادت ولی از آنجا که در دنبال آیه مذکور عبارت کلوا و اشربو آمده است میتوان اینر ا نیز پذیرفت که مقصود از زینت آن چیزهائی میباشد که نقص را برطف میکند مانند استعمال بوی خوش برای از بین بردن بوی بدن، آرایش مو جهت از بین بردن نازیبائی و لباس تمیز و غیره در نماز جمعه که اجتماع عظیم مسلمین است غسل جمعه لباس تمیز و عطر مستحب است. از آنجائی که در آیه مذکور کلمه کلوا بمعنای مصرف کنید آمده است بلافاصله دستور ولا تسرفوا نیز وارد شده که لباس فاخر و اشرافی و عطرهای گرانبها و اسرافگونه و غیره مورد استفاده قرار نگیرد. در سایر آیات قران مانند ایه 8 سوره نمل و آیه 7 سوره کهف استعمال کلمه زینت صرفاً مفهوم وسائل رفع نقص و عیب را میرساند ونه استفاده از کالاهای تجملی را در هر حال بامید آنروز که فتوای کراجع یک یک کالاهای تجملی را با نام و نشان بطور پویا حرام اعلام نمایند.
استاندارد مصرف
در مکاتب سرمایه داری و مارکسیسم غائیترین هدف مصرف ارضاء و خشنودی فرد است در حالیکه در آموزشهای مکتب اسلام هدف غائی از مصرف ارضاء و خشنودی خداست. یک مصرف کننده مسلمان نمیخورد تا خورده باشد نمی پوشد تا پوشیده باد بلکه میخورد تا بتواند بدستورات دینی اش عمل کند میپوشد تا بتواند به وظائف و تعهدات انسانی اش عمل نماید. بنابراین میتوان گفت که هدف مصرف در اسلام صرفاً ایجاد و خوشنودی مادی فردی نیست بلکه هدف از مصرف رسیدن به تکامل افقی و عمودی میباشد. تکامل افقی رسیدن بمرحله ای میباشد که در آن روابط اقتصادی و اجتماعی قسط آمیز حاکم بر انسانها باشد و تکامل عمودی حرکت بسوی الله در مسیر اناالله و انا الیه راجعون میباشد که با پیروی از مکتب قسط آمیز توحیدی انسان همان طوری که از خاک به گیاه و حیوان و انسان تبدیل شده است در این مسیر تکاملی بمرحله بعد از این جهان مادی نیز بسوی تکامل ادامه حرکت دهد.
در این مسیر است ک در چهاچوب مکاتب غیر توحیدی ممکن است استاندارد مصرف برای یک فرد یا عده ای از افراد مناسب باشد ولی برای دیگران مصرف در سطحی بسیار پائین تر از سطح استاندارد قرار داشته باشد. برای مثال برای کسانیکه با هلیکوپتر پرواز میکنند مسئله ترافیک در سطح استاندارد است ولی برای کسانیکه اتومبیل شخصی دارند خیر و همچنین مسئله حمل و نقل برای کسانیکه اتومبیل شخصی دارند در سطح استاندارد است ولی برای کسانیکه با اتوبوس باید حرکت کنند و در ایستگاه زیر آفتاب سوزان یا در برف و سرما بایستند خیر. در مکتب اسلام سطح استاندارد مصرف یک فرد به استاندارد مصرف دیگران بستگی دارد. کلیه افراد ضامن و مئول تامین استاندارد مصرف دیگری میباشد. خوشنودی یک فرد در اسلام نه تنها از مصرف کالا توسط خود وی بلکه از مصرف کالا توسط دیگران نیز بدست میآید.
در مکاتب غیر قسطی مطلوبیت یا ارزش مصرف از مصرف کالا توسط خود شخص حاصل میشود.
(مصرف شخص) تابع = مطلوبیت
ولی رد مکتب اسلام مطلوبیت از مجموع مصرف شخص و مصرف دیگران حاصل میگردد
(مصرف دیگران + مصرف شخص) تابع = مطلوبیت
در کتاب خصال شیخ صدوق آمده است که حق مومن بر مومن چند چیز است
الف - آنچه خود نیاز اولیه دارد برای او نیز بخواهد
ب - هرگز در چیزی که برادر ایمانی اش نیازمند تر است خود را مقدم ندارد
ج - او نیاشامد و دیگری تشنه باشد نپوشد و دیگری عریان باشد نخورد و دیگری گرسنه باشد.
د اگر برادرش کسی را ندارد زن یا خدمتکارش را بفرستد تا غذا و لباس و جای خواب وی را آماده سازد. البته باید توجه داشت که برادر ایمانی کسی میباشد که در را ه اعتقادی و عملی باشد. در سالهای اخیر که حرکت اسلامی آغاز گردیده تا اندازه ای این روحیه بین همرهان این راه مشاهده شده است. بر اساس آنچه آمد میتوان چنین نتیجه گرفت که استاندارد مصرف در اسلام اقتضا میکند که کالاها و خدمات زیر مصرف نگردد.
الف - کلیه کالاهای غیر ضروری که سبب از بین رفتن منابع تولید و نرسیدن مصرف دیگران به حد استاندارد مصرف میگردد مانند مجسمه و لوستر و غیره
ب - کلیه کالاها و خدماتی که سبب از بین رفتن و یا لطمه خورذن به استاندارد مصرف دیگران میشود مانند استفاده از آب نهر برای شستن البسه که برای استفاده دیگران آب آلوده میگردد استفاده از ماشینهای دود زا که هوای شهر را آلوده میسازد و غیره
ج - مصرف کالاها و خدماتی که به تکامل افقی انسان لطمه میزند مانند استفاده از کالاهای خارجی و وامهای خارجی مستشاران خارجی که د رایجاد وابستگی اقتصادی و سیاسی و استحکام رشته های استثمار قدرت مسلط از مردم زیر سلطه نقش اساسی بازی میکند.
د- مصرف کلیه کالاها و خدماتی که به تکامل عمودی انسان لطمه میزند مانند مصرف مشروبات الکلی، هروئین زیراتهای پر سوغات که تجارت است تا زیارت باروپا رفتن های تفننی رفتن به مراکزی که عدم تقوا بوجود میآورد انواع قمارهای رسمی و غیر رسمی و بالاخره کلیه کالاها و خدماتیکه بجای کمک به تعالی روح در مسیر عقب نگهداشتن آن موثر است.
انتخاب
در انتخاب کالاهای مورد مصرف عامل ایدئولوژی مهمترین نقش را بازی میکند. لذا مجتهدترین آگاه بزمان باید همواره کالاهائی را که انتخاب آنها جایز میباشد معین سازند.
اهرم های مصرف
علاوه بر اهرم های مصرف که در قسمت اول این نوشته آمد باید در این جا به اهرم خارجی مصرف اشاره کرد. مقصود از اهرم خارجی مصرف آنست که مصرف یک فرد مسلمان همواره بوسیلة شاهد بودن افزایش مصرف دیگران افزایش مییابد همانطور که آمد مطلوبیت مصرفی یک فرد مسلمان مجموع مطلوبیت مصرفی خود و مطلوبیت مصرفی دیگران میباشد.
حاکمیت مصرف کننده در اسلام
برای اینکه بدانیم تا چه حد حاکمیت مصرف کننده مورد قبول مکتب اسلام میباشد اجازه دهید یکبار مروری از اصول مصرفی در اسلام که تا بحال به آنها اشاره رفته است داشته باشیم. مهمترین این اصول عبارتند از:
الف - اصل طیب بودن
ب- اصل حلاال بودن
ج - اصل کفاف
د- اصل استاندارد تکامل افقی و عمودی مصرف
با توجه به اصول چهار گانه فوق میتوان چنین نتیجه گرفت که در سیستم اقتصاد اسلامی اصل حاکمیت مشروط مصرف کننده وجود دارد که همواره از یکطرف ایدئولوژی مصرف کننده را در انتخاب کالا و خدمت مورد نظرش محدود و مشروط میسازد و از طرف دیگر دولت اسلامی وی را در مسیر انتخاب کالا و یا ارائه کالاهای جدید ارشاد مینماید. مسلماً علم در معرفی کالاهای جدید نقش اساسی بازی میکند و دریچه اجتهاد و استنباط احکام نیز در ارشاد مردم برای انتخاب کالاهای جدید نقش پیشرو را ایفا مینماید.
رفتار مصرف کننده در بازار
مهمترین شرط مصرف کننده در بازار در قالب خریدار را میتوان از رساله های علمیه زیر بدست آورد:
الف - فروشنده و خریدار باید عاقل و بالغ باشند. لذا کلیه داد و ستدهائی که درآن مشتری تحت تاثیر تبلیغات تجاری نمی تواند تصمیم خرد پذیر اتخاذ نماید باطل میباشد.
ب - دومین شرط فروشنده و خریدار آنست که سفیه نباشند. لذا کلیه معاملاتی که توسط سفها یعنی آنانکه سبک رای مسی باشند چه در سطح فرد و چه در سطح یک حکومت انجام میگیرد باطل است. حکومتهای سبک رای به اغلب با داد و ستدهای بین الملل نابخردانه خود صنعت و کشاورزی جامعه را به نابودی میکشانند.
ج - شرط سوم آنکه کسی خریدار و فروششنده را مجبور ساخته باشد بنا بر این کلیه معملاتی که در سطح بین المللی در سطح فردی و داخلی در زیر سایه زور سیاسی و نظامی انجام میگیرد باطل است.
د- شرط چهارم آنکه فروشنده و خریدار باید مالک جنس و عوض باشند لذا کلیه معملاتی که در سطح بین المللی توسط حکومتهای غیر قسطی و الهی انجام میگیرد باطل میباشد. در سطح داخلی و بین المللی کلیه داد و ستدهای محصولات صنعتی که اصل ارزش کار اسلامی در انها ملحوظ واقع نشده است باطل میباشد.
در رساله های علمیه آمده است که اگر انسان مال کسی را بدون اجازه او بفروشد چنانچه صاحب مال بفروش آن راضی نشود و اجازه نکند معمله باطل است. این مسئله بخوبی تفاوت بین یک حکومت مارکسیستی و یک حکومت توحیدی را نشان م یدهد. در حکومت مارکسیستی دولت چون خود را مالک ابزار تولید میداند لذا معاملات اسلحه و غیره را هرگونه که بخواهد انجام میدهد اگرچه به زیان انسانها و به استثمار جوامع دیگر بیانجامد. ولی در اسلام اگر معماله دولت اسلامی مورد تصویب نمایندگان مالک اصلی (الله) یعنی شورای مراجع آگاه قرار نگیرد باطل است.
در بازار مسلمین همواره به مصرف کننده و فرشنده این حق داده شده است که بتوانند داد و ستد را تحت شرایط خاص فسخ نمایند که این مباحث تحت عنوان خیارات در رساله های علمیه بشرح زیر میباشد:
مواردی که انسان میتواند معامله را بهم بزند
مساله - حق بهم زدن معامله را خیار میگویند و خریدار و فروشنده در بازار صورت میتوانند معمله را بهم بزنند.
اول آنکه از مجلس معمله متفرق نشده باشند و این خیار را خیار مجلس میگویند. دوم آنکه مشتری یا فروشنده در بیع یا یکی از طرف معمله در معاملات دیگر مغبون شده باشند که آنرا خیار غبن گویند. سوم در معمله قرارداد کنند تا مدت معینی هر دو یا یکی از آنان بتوانند معمله را به هم بزنند که آنرا خیار شرط گویند. چهارم یکی از دو طرف معمله مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد طوری که قیمت مال در نظر مردم زیاد شود که آنرا خیار تدلیس گویند. پنجک یکی از دو طرف معامله با دیگری شرط کند که کاری را انجام دهد و بان شرط عمل نشود یا شرط کند که مالی را که میدهد بطور خصوصی باشد و آن مال دارای آن خصوصیت نباشد که آنرا در این صورت شرط کننده میتواند معمله را بهم بزند و آنرا خیار تخلف شرط گویند. ششم در جنس یا عوض آن عیبی باشد و آنرا خیار عیب گویند. هفتم معلوم شود مقداری از جنسی را که معمله نموده اند مال دیگری است که اگر صاحب آن بمعامله راضی نشود گیرنده میتواند معامله را بهم بزند و یا عوض آن مقدار را چنانچه پرداخته باشد از طرف خود بگیرد و آنرا خیار شرکت گویند. هشتم صاحب مال خصوصیات جنس معینی را که طرف ندیده به او بگوید بعد معلوم شود طوری که گفته نبوده است که در این صورت طرف میتواند معامله را بهم بزند و آنرا خیار رویت گویند.
نهم اگر مشتری پول جنسی را که خریده و شرط نکرده که در پرداخت پول تاخیر کند تا سه روز ندهد اگر فروشنده جنس را تحویل نداده باشد میتواند معامله را بهم بزند. ولی اگر جنسی را که خریده مثل بعضی از میوه ها باشد که اگر یک روز بماند ضایع میشود چنانچه تا پب پول آنرا ندهد و شرط نکرده باشد که دادن پول را تاخیر بیندازد فروشنده میتواند معامله را بهم بزند و آنرا خیار تاخیر گویند.
خیار دهم کسیکه حیوانی را خریده تا سه روز میتواند معامله ر بهم بزند و اگر در عوض چیزی که فروخته حیوان گرفته باشد فروشنده هم تا سه روز میتواند معامله را بهم بزند و آنرا خیار حیوان گویند. یازدهم فروشنده نتواند جنسی را که فروخته تحویل دهد. مثلاً اسبی را که فروخته فرار نماید که در اینصورت مشتری میتواند معامله را بهم بزند و آنرا خیار تعذر تسلیم گویند و احکام اینها در مسائل آینده گفته خواهد شد.
مسئله - اگر خریدار قیمت جنس را نداند یا در موقع معامله غفلت کند و جنس را گرانتر از قیمت معمولی ان بخرد چنانچه بقدری گران خریده که مردم بان اهمیت میدهند میتواند کمعامله را بهم بزند و نیز اگر فروشنده قیمت جنس را نداند یا موقع معامله غفلت کند و جنس را ارزانتر از قیمت آن بفروشد در صورتیکه مردم بمقداری که ارزان فروخته اهمیت بدهد میتواند معامله را بهم بزند.
مسئله - در معامله بیع شرط اگر چه فروشنده اطمینان داشته باشد که هرگاه سر مدت پول را ندهد خریدار ملک را باو میدهد معامله صحیح است ولی اگر سر مدت پول را ندهد حق ندارد مال را از خریدار مطالبه کند و اگر خریدار بمیرد نمی تواند ملک را از ورثه او مطالبه کند.
مسئله اگر چای اعلا را باچای پست مخلوط کند و باسم چای اعلائ بفروشد مشتری میتواند معامله را بهم بزند.
مسئله - اگر خریدار بفهمد مالی را که خریده عیبی دارد مثلاً حیوان را بخرد و بفهمد که یک چشم آن کور است چنانچه آن عیب پیش از معامله در مال بوده و او نمی دانسته میتواند معامله را بهم زده آنرا بفروشنده بر گرداند و چنانچه برگرداندن ممکن نباشد مثلاً در آن مال تغییری حاصل شده یا تصرفی که مانع از رد است نموده باشد در این صورت فرق قیمت سالم و معیوب آنرا معین کند و به نسبت تفاوت قیمت سالم و معیوب از پولی که بفروشنده داده پس بگیرد مثلاً مالی رت به چهار تومان خریده اگر بفهمد معیوب است در صورتیکه قیمت سالم ومعیوب یک چهارم باشد میتوان یک چهارم پولی که بفروشنده داده یعنی یک تومان از فزوشنده بگیرد.
مسئله - اگر فروشنده بفهمد در عوضی که مالش را بان فروخته عیبی هست چنانچه عیب آن پیش از معامله در عوض بوده و او نمی دانسته میتواند معامله را بهم زده و آن عوض را به صاحبش برگرداند و چنانچه از جهت تغییر یا تصرف نتواند برگرداند میتواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را بدستوری که در مسئله پیش گفتیم بگیرد.
مسئله - اگر بعد از معامله و پیش از تحویل دادن مال عیبی در آن پیدا شود خریدار میتواند معامله را بهم بزند و نیز اگر در عوض مال بعد از معامله و پیش از تحویل دادن عیبی پیدا شود فروشنده میتواند معمله را بهم بزند ولی اگر بخواهند تفاوت قیمت بگیرد جایز نیست.
مسئله - اگر بعد از معامله عیب مال را بفهمد لازم نیست فوراً معامله را بهم بزند و بعداً هم حق بهم زدن معامله را دارد و همچنین است حکم در سایر خیارات
مسئله - هرگاه بعد از خریدن جنس عیب آنرا بفهمد اگر چه فروشنده حاضر نباشد میتواند معامله را بهم بزند و همچنین است حکم در سایر خیارات.
مسئله - در چهار صورت خریدار بواسطه عیبی که در مال است نمی تواند معامله را بهم بزند یا تفاوت قیمت بگیرد اول آنکه موقع خریدن عیب مال را بداند. دوم به عیب مال راضی شود. سوم در وقت معامله بگوید اگر مال عیبی داشته باشد پس نمی دهیم و تفاوت قیمت هم نمی گیریم. چهارم فروشنده در وقت معامله بگوید این مال را با این عیب میفروشم و معلوم شود عیب دیگری هم دارد خریدار میتواند برای هعیبی که فروشنده معین نکرده مال را پس دهد تفاوت قیمت بگیرد.
مسئله - اگر خریدار بفهمد مالی عیبی دارد و پس از تحویل گرفتن مال عیب دیگر در آن پیدا شود نمی تواند معامله را بهم بزند ولی میتواند تفاوت قیمت سالم و معیوب را بگیرد ولی اگر حیوان معیوبی را خرید و پیش از گذشتن زمان خیار که سه روز است عیب دیگری پیدا کند اگر چه آنرا تحویل گرفته باشد باز هم میتواند آنرا پس دهد و نیز اگر فقط خریدار تامدتی حق به هم زدن معامله را داشته باشد و درآن مدت مال عیبی دیگر پیدا نکند اگر چه آنرا تحویل گرفته باشد میتوان معامله را بهم زد.
مسئله - اگر انسان مالی داشته باشد که خودش آنرا ندیده و دیگری خصوصیات آنرا برای او گفته باشد چنانچه او همان خصوصیات را به مشتری بگوید و آن را بفروشد و بعد از فروش بفهمد که بهتر از آن بوده است میتواند معامله را بهم بزند.
تابع مصرف
برای اینکه بدانیم در جامعه توحیدی درآمد فرد و درآمد جامعه به چه نسبتی بین مصرف و پس انداز تقسیم میگردد از سخن مولا در نهج البلاغه سود میجوئیم.
پس در مصرف زیاده روی مکن، میانه رو باش
در امروز بیاد فردا باش و باندازه نیازمندی خود از دارائی پس انداز نما و زیاده بر انرا بجهت روز نیازمندیت پیش فرست.







