فرهنگ مصادیق:برای بدبین کردن مردم چه خیانتی ازاین بالاتر!
مقدمه
دکتر مجید ابهری در مطلب تازه خود به موضوع سرمایه اجتماعی و آسیب دیدن اعتماد عمومی پرداخته است.
این استاد جامعه شناسی دانشگاه در این یادداشت نوشته است: ” یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر وارد حوزههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و سیاسی شده سرمایه اجتماعی است که در اشکال گوناگونش یکی از مهمترین مفاهیم ظهور یافته در دوران ماست. سرمایه اجتماعی دارای محورهایی اساسی به نامهای اعتماد اجتماعی، مشارکت و آگاهی است که در جامعه اسلامی ما ایمان نیز به آن اضافه میشود.
از میان اجزای سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی اصلیترین و مهمترین محوری است که با ایمان ارتباط مستقیم دارد و با کاهش باورهای دینی و ارزشهای اخلاقی، اعتماد اجتماعی نیز کمرنگتر میشود.
اعتماد اجتماعی یعنی پایبند بودن به هنجارها و ارزشهایی که مورد قبول آحاد جامعه بوده و باعث رشد فرهنگی و بالندگی اقتصادی میشود. با بالا رفتن آگاهی، مشارکت اجتماعی افزایش مییابد همانگونه که با بالا رفتن ایمان، اعتماد عمومی به یکدیگر در میان مردم، اعتماد به نهادهای مردمی و دولتی و مشارکتهای داوطلبانه در تشکلهای غیردولتی در شبکههای ارتباط اجتماعی افزایش مییابد.
اعلام خبرهایی مثل اختلاس سه هزار میلیارد تومانی نه تنها باعث شوک اجتماعی میشود بلکه اعتماد اجتماعی را نیز کاهش میدهد. وقتی یک قاچاق فروش به خاطر آلوده کردن و به مخاطره کشیدن اجتماع اعدام میشود، فرد یا افرادی که با چنین حرکاتی باعث ایجاد بدبینی به نظام اجرایی میشوند نیز باید اعدام شوند. این موضوع ربطی به خشونت یا حقوق بشر ندارد. کمرنگ شدن اعتماد مردم به سیستم بانکی و باور کردن ضعف نظام اجرایی باعث به خطر افتادن آن جامعه شده و در کنار کمرنگ شدن اعتماد اجتماعی، فساد اقتصادی و اداری، اضطراب اجتماعی نیز افزایش مییابد چرا که مردم از خود میپرسند با این پول چند مدرسه و بیمارستان و مسجد میتوان درست کرد؟ چند خانه برای افراد مستعد ازدواج یا خانوادههای بی سرپناه میتوان بنا کرد؟ و حالا عوامل این اختلاس چند سالی در زندان میمانند و بعد از آزادی با خیال راحت این سرمایه غارت شده را خرج میکنند.
به اینها اضافه کنید مشکلاتی را که بسیاری از افراد برای تامین شهریه مدرسه یا دانشگاه فرزندانشان با آن رو به رو هستند. در نظر بگیرید پدری را که برای تامین شهریه فرزندانش، خورد و خوراک خانوادهاش، تامین جهیزیه دخترش و یا تامین یک سرپناه مجبور به فروش کلیه خود میشود؛ در حالی که همین فرد برای گرفتن یک وام بانکی حتی با مبالغ نه چندان زیاد با موانع زیادی رو به رو است و در آخر هم به بهانههای مختلف همین مبلغ کم از او دریغ میشود.
برای بدبین کردن مردم به نظام اجرایی چه خیانتی از این بالاتر میتواند باشد؟ آیا جرم این افراد از جاسوسها کمتر است؟ اینکه اینگونه مفاسد در جامعه آشکار میشوند جای خوشحالی است که هیچ خائن اقتصادی در حاشیه امن نیست اما این موارد که این پول در چه مدت، توسط چه افرادی و چگونه از سیستم بانکی خارج شده و چه کسانی از عوامل اختلاس در هنگام اجرای نقشه شوم آنها حمایت میکردهاند خود جای تعمق دارد.
از نگاه رفتارشناسی، برای تقویت اعتماد اجتماعی و ارتقای سرمایههای اجتماعی، شفاف سازی در مورد اشخاص و اقدامات آنها که منجر به این فاجعه اخلاقی شده لازم است و پنهان کردن چهره و نام آنها بعد از محاکمه و قطعی شدن و اکتفا به چند سال زندان در رابطه با مجازاتشان فقط دادن چراغ سبز به افزایش اینگونه ناهنجاریهای رفتاری و اقتصادی است.







