انسان بر سر دو راهی

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
انسان بر سر دوراهی
مشخصات کتاب
خطا در ایجاد بندانگشتی: نمی‌توان تصویر بندانگشتی را در مقصد ذخیره کرد
نویسنده زینب السادات موسوی تبار
زبان فارسی
ناشر معروف
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۹۵
قطع پالتویی
شابک ۹۷۸۶۰۰۶۶۱۲۷۱۳
دانلود PDF

محتویات

پیشگفتار

اهمیت و جایگاه مسئولیت‌پذیری به‌حدی است که خداوند متعال، اولین آمر به معروف و ناهی از منکر است، و پیامبران خویش را مأموریت داده تا با برقراری احکام الهی، جامعه‌ای سالم و سعادتمند و عاری از فساد و گناه، برپا کنند.

ازآن جا که افراد یک جامعه با یکدیگر پیوند و ارتباط دارند و مانند اعضای یک پیکر هستند، فساد و گناه افراد، بر یکدیگر تأثیر دارد و موجب تباهی جامعه می‌شود.

قرآن کریم، انسان را به مقام و مرتبه احسن‌التقویم کرامت داد و راه چگونه زیستن را به او آموخت؛ تا به قلة رفیع سعادت، نایل گردد و عواقب هولناک سرپیچی از دستورهای الهی را به او یادآور شد؛ تا به وادی اسفل‌السافلین گرفتار نشود؛ زیرا پای بندی به احکام و قوانین الهی، سعادت و نیک‌بختی و ترک آن، گمراهی و ضلالت را برای انسان در پی دارد.

بنابراین، بی‌تفاوتی و مسئولیت‌ناپذیری، پیامدهای جبران‌ناپذیری را دربر خواهد داشت و امنیت و آرامش فردی و اجتماعی را دچار مشکل خواهد کرد.

اگر افراد جامعه نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت نداشته باشند و نسبت به مفاسد، بی‌اعتنا باشند، گناهان و مفاسد، توسعه پیدا کرده، پیامدهای منفی آن همة افراد جامعه را دربر می‌گیرد و در مقابل، مسئولیت‌پذیری و بی‌اعتنا نبودن، بهترین راه اصلاح رفتارهاست و موجب سعادت و رستگاری افراد جامعه خواهد شد.

در این جا از استاد گران‌قدر، دکتر محمد حسین توانایی که راهنمایی‌های ارزشمندش همواره چراغ راهم بود، نهایت تشکر و قدردانی را داشته، از خدای منان، سلامتی و سربلندی وی را درخواست می‌کنم.

همچنین از زحمات بی‌دریغ پدر و مادر عزیز و برادر مهربانم که در طول دوران تحصیل، صبر و شکیبایی نمودند، قدردانی می‌کنم و توفیق آنان را در تمام امور زندگی از خداوند متعال خواهانم و از خدای سبحان، علوّ درجات شهیدان راه حق، به‌ویژه شهید امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، شهید خلیلی را خواهانم.

فصل اول: علل مسئولیت‌ناپذیری

احکام الهی، زمانی در جامعه تحقق می‌یابند که انسان نسبت به خود و جامعه، بی‌توجه نباشد. بی‌تفاوتی و مسئولیت‌ناپذیری، ‎می‌تواند مقدمة سقوط امت اسلامی‌‎ باشد. بااین‌حال، چرا بسیاری از مسلمانان نسبت به این امر مهم، بی‌تفاوت هستند و هیچ اقدامی در جهت تحقق خوبی‌‎ها و از بین بردن مفاسد، نمی‌کنند؟

در قرآن کریم آمده است:

از آن‌جا که انسان، موجودی اجتماعی است و با افراد اجتماع ارتباط و تعامل دارد، نمی‌تواند نسبت به آنچه در اجتماع می‌گذرد، بی‌تفاوت باشد.

بر اساس سخن پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌وآله، همه باید در اصلاح جامعه، مسئولیت داشته باشند.

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

کُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِه؛ هریک از شما رعیت دار (سرپرست جامعه) هستید و در برابر رعیت (عامة مردم)، مسئول می‌باشید.

همچنین آن حضرت می‌‎فرماید:

مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ؛ کسی صبح کند، درحالی که به امور مسلمانان [و رفع مشکلات آنها] اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست.

در قرآن و احادیث، تأکید شده که مؤمنان جامعه ی اسلامی با یکدیگر رابطه و پیوند دارند و دوستان و اولیای یکدیگر هستند.

در قرآن کریم چنین آمده است:

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللهُ إِنَّ اللهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ ‏و مردان و زنان باایمان، دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده، وامی‌دارند و از کارهای ناپسند، بازمی‌دارند و نماز را برپا می‌کنند و زکات می‌دهند و از خدا و پیامبرش، فرمان می‌برند. آنان کسانی هستند که خدا به‌زودی مشمول رحمتشان قرار خواهد داد به درستی که خدا، توانا و حکیم است.

علامه طباطبایی درباره ی این آیه می‌فرماید: در این آیه، «بعد از تذکر و بیان حال منافقین، اینک حال عامة مؤمنین را بیان می‌کند و می‌فرماید: مردان و زنان باایمان، اولیای یکدیگرند؛ تا منافقین بدانند که نقطة مقابل ایشان، مؤمنین هستند که مردان و زنانشان با همة کثرت و پراکندگی افرادشان، همه در حکم یک تن واحدند و به همین جهت، بعضی از ایشان امور بعضی دیگر را عهده‌دار می‌شوند و به همین جهت است که هرکدام دیگری را به معروف، امر می‌کند و از منکر، نهی می‌نماید. آری، به خاطر ولایت داشتن ایشان در امور یکدیگر است آن هم ولایتی که تا کوچک‌ترین افراد اجتماع راه دارد که به خود اجازه می‌دهند هریک دیگری را به معروف واداشته و از منکر بازبدارد».

با تمام تأکیدهای قرآن و روایات، افرادی هستند که خود را مسلمان می‌‎دانند؛ ولی نسبت به مفاسد، بی‌‎اعتنا هستند. این بی‌تفاوتی، می‌تواند از ضعف عقاید و افکار یا از ضعف شخصیت روحی آن‌ها باشد. در اینجا به بیان برخی از علل و عوامل مسئولیت ناپذیری فردی و اجتماعی می‌‎پردازیم:

ضعف ایمان

سستی و ضعف ایمان، یکی از عواملی است که در مسئولیت‌ناپذیری، اثرگذار است؛ زیرا کسی که ایمان پایدار و مستحکمی دارد، رضایت و خشنودی حق را خواهان است؛ ‎ پس در اجرای اوامر الهی، حتی اگر به ضررش باشد، لحظه‌ای تردید به خود راه نمی‌‎دهد؛ ‎ ولی کسی که دچار ضعف ایمان است، به جای رضای خداوند، درصدد جلب رضایت دیگران است.

افرادی که دچار ضعف ایمان هستند در برخورد با مفاسد، شجاعت و شهامت لازم را ندارند و تحت تأثیر قدرت‌ها‎ی برتر قرار می‌‎گیرند و خوار و ذلیل می‌‎شوند؛ درصورتی که انسان مؤمن، از هیچ چیز جز معصیت خداوند، نمی‌‎پرهیزد و مرعوب قدرت‌ها‎ نمی‌‎شود.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِیفَ الَّذِی لا دِینَ لَهُ فَقِیلَ لَهُ وَمَا الْمُؤْمِنُ الَّذِی لا دِینَ لَهُ قَالَ الَّذِی لا یَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ؛ خداوند عزوجل با مؤمن ضعیفی را که دین ندارد، دشمن است. گفته شد: مؤمن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمود: کسی که نهی‌ازمنکر‎ نمی‌‎کند.

همچنین می‌فرماید:

مَنْ رَأَی مِنْکُمْ مُنْکَراً فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ لَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ شَیْ‌ءٌ مِنَ الإِیمَانِ وَفِی رِوَایَةٍ إِنَّ ذَلِکَ أَضْعَفُ الإِیمَان‏؛ کسی که منکری را ببیند، باید با دستش از آن جلوگیری کند و اگر بر آن قادر نبود، باید با زبان، زشتی آن را بیان کند و درصورتی که با زبان قادر بر جلوگیری نبود، باید با قلب آن را انکار نماید؛ زیرا اگر هیچ‌کدام تحقق نیابد، از ایمان، چیزی باقی نخواهد ماند و در روایت آمده است که این حالت، کمترین درجة ایمان است.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

کُلُّ مَنْ لَمْ یُحِبَّ عَلَی الدِّینِ وَلَمْ یُبْغِضْ عَلَی الدِّینِ فَلا دِینَ لَهُ؛ هرکس که به خاطر دین محبت نورزد و به خاطر دین خشمگین نشود، دین ندارد.

اهمیت این موضوع از شیوۀ بیان معصومان علیه السلام مشخص می‌شود که مسئولیت‌ناپذیری را نشانۀ ضعف ایمان و دشمنی با خداوند دانسته‌اند.

در حدیثی آمده است:

وَیْلٌ لِقَوْمٍ لا یَدِینُونَ اللهَ بِالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ وای بر کسانی که خدا را با امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر‎، دین داری نمی‌‎کنند.

بنابراین، انسان باید با افزایش معرفت دینی، برقراری ارتباطی معنوی با حضرت حق، توسل به معصومان علیهم‌السلام و بهره‌گیری از نصایح و سخنان عالمان ربانی، ایمان خود را تقویت کند؛ تا بدین‌وسیله، روحیة بی‌توجهی را از بین ببرد.

جهل

یکی از عواملی که موجب بی اعتنایی افراد در انجام دادن وظایف فردی و اجتماعی می‌شود، عدم معرفت و جهالت به وظایف است. اسلام به علم و معرفت و آگاهی، توجه خاصی دارد؛ ‎ زیرا با ارتقای سطح علمی و معرفتی افراد، زندگی آنان صبغة الهی یافته، به سعادت خواهند رسید. ازاین رو، در قرآن و روایات بیش از هر موضوع دیگری بر مسئلة علم و معرفت تأکید و یکی از علل گمراهی، جهل و نادانی معرفی شده است؛ چنان‌که در قرآن کریم آمده است: «أَکْثرَُهُمْ لَا یَعْقِلُون‏»، «فَهُم لَا یَفْقَهُون‏»، «وَ هُم لَا یَشْعُرُون‏»، «أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُون‏».

بیشترشان، تعقّل نمی‌کنند، پس قدرت درک ندارند. در حالی که حدس نمی‌زنند. اما بیشتر آنان نمی‌دانند.

در قرآن کریم آمده است که حضرت یوسف علیه السلام ارتکاب گناه را نتیجه جهل می‌داند.

قَالَ رَبّ‌ِ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلیَ‌َّ مِمَّا یَدْعُونَنیِ إِلَیْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنیّ‌ِ کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیهِْنَّ وَ أَکُن مِّنَ الجَْاهِلِین‏

علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد: پروردگارا! اگر من میان زندان و آنچه که اینان مرا بدان می‌خوانند، مخیر شوم، زندان را اختیار می‌کنم و از تو درخواست دارم که سوء قصد اینان را ازمن بگردانی؛ چون اگر تو، کید ایشان را از من نگردانی، از جای کنده می‌شوم و به سوی آنان میل نموده، در نتیجه از جاهلان می‌گردم؛ زیرا اگر من تاکنون شر ایشان را از خود دور داشته‌ام، به وسیله ی علمی بوده که تو به من تعلیم فرمودی و اگر افاضه خود را از من دریغ فرمایی، من مثل سایر مردم، جاهل می‌شوم و در مهلکه ی عشق و هوسبازی قرار می‌گیرم.

در روایتی از امام رضا علیه‌السلام آمده است:

صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ؛ دوست هرکس، عقل و دانایی او و دشمن هرکس، جهل و نادانی اوست.

بنابراین، یکی از عوامل مؤثر در بی‌توجهی، جهل افراد است. طبق این حدیث، عقل و دانایی می‌تواند دوست و رفیق انسان باشد و او را از بی تفاوتی و سستی، نجات دهد و جهل می‌تواند انسان را نسبت به ارتکاب گناه، بی تفاوت کند. این جهل و ناآگاهی، اقسامی دارد که عبارتند از:

الف. جهل نسبت به احکام الهی.

گاهی افراد نسبت به احکام الهی آگاهی نداشته، درصدد عمل به احکام نیستند؛ ‎یعنی امکان دارد شخصی نداند که امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر، ‎ واجب است و همین امر، موجب بی‌‎اعتنایی او شود؛ اما اگر احتمال بدهد این امر واجب است، تلاش خواهد کرد تا به آن عمل کند.

ب. جهل نسبت به مصداق‌ها‎.

گاهی فرد نسبت به احکام الهی، ‎ شناخت دارد؛ اما در مواردی دچار تردید می‌شود و نمی‌داند‎ واجب است یا مستحب است و یا هیچ‌کدام.

ج. جهل نسبت به ضرورت موضوع.

گاهی افراد نسبت به یک موضوع، اطلاعات کافی دارند و ضرورت آن را ازنظر تعالیم اسلامی، می‌دانند؛ پس به آن عمل می‌کنند؛ ولی اگر اهمیت و ضرورت موضوع را ندانند، درصدد عمل به آن نمی‌باشند.

د. جهل نسبت به پیامدها‎.

برخی افراد گمان می‌کنند که ترک اوامر الهی، امری عادی است و نمی‌دانند که بی‌اعتنایی و بی‌توجهی، چه پیامدهای ناگواری درپی دارد و توجه به اوامر الهی، چه اثری دارد. اگر اوامر الهی اجرا شوند، افراد از برکت‌ها و ثمرات فراوانی بهره‌مند خواهند شد. ‎

ضعف نفس

ضعف نفس و خودکم بینی، عامل عجز و ناتوانی است و تحمل انسان را در برابر حوادث، کم می‌‎کند و موجب بی‌توجهی وی می‌‎شود.

بسیاری از افراد، ‎ احساس مسئولیت می‌‎کنند و توان انجام دادن اوامر الهی را دارند؛ اما به سبب ضعف نفس در اجرای آن، دچار سستی و بی‌‎‌اعتنایی می‌‎شوند. ‎

اغلب افرادی که شناخت کافی از احکام الهی ندارند، یا حضوری کم‌رنگ در جامعه دارند، توان مقابلة با مفاسد را در خود نمی‌بینند و دچار ضعف نفس می‌‎شوند.

علامه طباطبایی در این باره می‌فرماید: گاهی اوقات انسان، موفق نمی‌‎شود به آنچه قبلاً گفته، عمل کند و رسماً خلف وعده می‌‎کند که این، ناشی از ضعف اراده و سستی همت است که خود یکی از رذایل اخلاقی و منافی با سعادت نفس انسانی است؛ چون خدای تعالی، سعادت نفس بشر را براین اساس تأمین نموده که به اختیار خود، حسناتی کسب نماید‎ و کلید این حسنات، داشتن عزم راسخ و همت بلند است. پس اگر دیدیم فردی وعده می‌‎دهد، ولی در مقام عمل، سست می‌‎شود و خلف وعده می‌‎کند، متوجه می‌‎شویم که فردی سست‌عنصر و ضعیف الإراده است و از چنین انسانی، امید سعادت نمی‌‎رود. ‎

امام صادق علیه‌السلام می‌‎فرماید:

إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ إِلاّ إِذْلالَ نَفْسِهِ؛ خداوند هرچیزی را به مؤمن واگذار کرده، جز ذلیل کردن خویش را.

انسان‌ها برای مقابله با این ضعف، باید سطح آگاهی خود را بالا ببرند و از اطرافیان و محیط زندگی خود شروع کنند؛ تا بتوانند با مفاسد، مقابله کنند؛ زیرا خداوند، انسان‌ها را شریف آفریده است و ذلت را برای آنها نمی‌پسندد.

ترس

یکی دیگر از ریشه‌ها‎ و علل مسئولیت‌ناپذیری، ‎‎ ترس است. ‎

با وجود این که که مشاهدة مفاسد برای انسان، ناخوشایند است و او نمی‌خواهد بی‌اعتنا باشد، ولی ترس که جنبة روحی دارد، مانع او می‌شود. ‎

این عامل اقسامی دارد که عبارتند از:

الف. حفظ جان

گاهی انسان می‌ترسد که آسیبی به خودش یا بستگانش برسد و به همین علت، این امر مهم را ترک می‌‎کند یا نسبت به آن، بی‌‎تفاوت‌‎ می‌‎شود.

ب. حفظ مال

گاهی شخص برای حفظ اموال خود در تجارت و دادوستدها، ‎ این امر مهم را ترک می‌‎کنند یا نسبت به آن بی‌‎توجه‌‎ می‌‎شود؛ زیرا احتمال می‌‎دهد افرادی با وی مقابله و دشمنی کنند و به او ضرر برسانند و گمان می‌‎کند منافع مالی خود را از دست خواهد داد. ریشة این ترس، ضعف ایمان است که موجب می‌شود افراد به وظیفة خود عمل نکنند؛ درحالی‌که اگر کسی بداند چگونه مردم را ارشاد کند و ترسی از ضرر و زیان مالی نداشته باشد، سخنان او اثرگذار خواهد بود.

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:

در آخرالزمان از قومی تبعیت خواهد شد که گروهی از آنها ریاکارند و به عبادت و زهد می‌‎پردازند. آنان تازه کارانی سفیه هستند که امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر‎ نمی‌‎کنند؛ مگر وقتی که از ضرر و خطر ایمن باشند و [برای فرار از تکلیف] به دنبال بهانه و راه گریز می‌‎گردند؛ از لغزش و اعمال بد دانشمندان، پیروی می‌‎کنند؛ به نماز و روزه و هرچه برایشان ضرر مالی و جانی نداشته باشد، رو می‌کنند‎ و اگر هم نماز برایشان ضرر مادی داشته باشد، ‎ آن را ترک می‌‎کنند؛ چنان‌که برترین و ارزشمندترین واجبات [امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر] را رها می‌کنند.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

أَیُّهَا النَّاسُ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَإِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَمْ یُقَرِّبَا أَجَلاً وَلَمْ یُبَاعِدَا رِزْقاً؛ امربه‌معروف و نهی ازمنکر کنید و بدانید که امربه‌معروف و نهی ازمنکر، نه مرگ کسی را نزدیک می‌کند و نه در روزی او نقصان پدید می‌آورد.

در کلام معصوم علیه‌السلام به افراد امر و نهی کننده، نوید عدم مرگ و عدم نقصان داده شده است. این سخن به این معناست که اگر افراد جامعه مسئولیت پذیر باشند و نسبت به گناه، بی تفاوت نباشند و با یکدیگر متحد شده، در مقابل مفاسد ایستادگی کنند، گنهکاران، نمی‌توانند آسیبی به آمران و ناهیان برسانند؛ اما اگر افراد جامعه نسبت به وظایف خود مسئولیت‌ناپذیر باشند، گنهکاران جرأت پیدا می‌کنند و آمران و ناهیان نیز از خطر در امان نخواهند ماند.

ج. ترس از آبرو

در اسلام به حفظ آبرو، توجه خاصی شده است و‎ افراد نه‌تنها در حفظ آبروی خود، بلکه باید در حفظ آبروی دیگران نیز تلاش کنند؛ اما نباید به خاطر جلب نظر دیگران، نسبت به اوامر الهی بی‌اعتنا شوند.

د. ترس از سرزنش‌ها‎.

یکی دیگر از عوامل مسئولیت‌ناپذیری‌‎ افراد، ترس از سرزنش دیگران است. ‎ گاهی شخص احساس می‌‎کند با تذکر دادن به افراد، ‎ دوستان و خویشان، مورد سرزنش قرار می‌‎گیرد و به همین دلیل، هیچ اقدامی انجام نمی‌دهد؛ اما در قرآن کریم در این باره آمده است:

وَلا یَخََافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ؛ و از سرزنش هیچ ملامت گری نمی‌‎ترسند.

همچنین پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌‎فرماید:

... قُلِ الْحَقَّ وَإِنْ کَانَ مُرّاً قُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ زِدْنِی قَالَ (ص) لا تَخَفْ فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ... ؛. حق را گرچه به مذاق کسی تلخ باشد، بگو. [ابوذر می‌‎گوید:] گفتم: بیشتر پندم دهید. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: در راه خداوند از سرزنش هیچ‌کس، هراس به دل خویش راه مده... .

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نامه‌ای به امام حسن علیه‌السلام این گونه سفارش کرد:

... وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ أَهْلِهِ وَأَنْکِرِ الْمُنْکَرَ بِیَدِکَ وَلِسَانِکَ وَبَایِنْ مَنْ فَعَلَهُ بِجُهْدِکَ وَجَاهِدْ فِی اللهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَلا تَأْخُذْکَ فِی اللهِ لَوْمَةُ لائِمٍ... ؛. به نیکی‌ها‎ امر کن و خودت نیکوکار باش‌‎ و با دست و زبان، بدی‌ها‎ را انکار کن‌‎ و بکوش تا از بدکاران دور باشی‌‎ و در راه خدا آن گونه که شایسته است، تلاش کن‌‎ و هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا بازندارد... .

همچنین آن حضرت فرمود:

... لا تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ یَکْفِکُمُ اللهُ مَنْ آذَاکُمْ وَبَغَی عَلَیْکُم... ؛. در راه دین خدا، از سرزنش ملامت گران نترسید. ‎ اگر کسی بخواهد برضد شما اقدامی کند و ستمی بر شما وارد آورد، ‎ خداوند حمایت کننده ی شماست و او برای شما کافی است.

در سخنان گهربار اهل بیت علیهم السلام درباره ی پایداری بر اجرای دستورهای الهی و ترس نداشتن از ملامت و سرزنش دیگران تأکید فراوانی شده است.

امام باقر علیه‌السلام می‌‎فرماید:

فَأَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَالْفِظُوا بِأَلْسِنَتِکُمْ وَصُکُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَلا تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ... ؛ با قلب خودتان، انکار کنید و ‎این انکار را به زبان جاری کنید‎ و پیشانی بدکاران را محکم بکوبید‎ [رودرروی بدکاران قرار بگیرید] و در راه خدا از ملامت و سرزنش دیگران هراس نداشته باشید... .

امام صادق علیه‌السلام نیز امربه معروف و نهی ازمنکر را بر افرادی که توان انجام آن را دارند و بر خود و یارانشان نمی‌ترسند، واجب دانسته و فرموده است:

وَالأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاجِبَانِ عَلَی مَنْ أَمْکَنَهُ ذَلِکَ وَلَمْ یَخَفْ عَلَی نَفْسِهِ وَلا عَلَی أَصْحَابِهِ؛ امر به معروف و نهی ازمنکر، بر کسی که قدرت بر انجام آن دارد و بر خود و یارانش نمی‌ترسد، واجب است.

«درحقیقت، این افراد چنان شهامتی دارند که از شکستن سنت‌های غلط و مخالفت با اکثریت‌هایی که راه انحراف را پیش گرفته‌اند، پروایی ندارند».

لازم به یادآوری است که «در احکام اسلامی، بحثی به نام تقیه مطرح می‌شود که منظور از تقیه کتمان است؛ یعنی فرد می‌ترسد از ناحیة غیر به او ضرری برسد؛ خواه ضرر بر جان یا عرض یا مال یا وابستگان او ویا جهان اسلام و مانند آن».

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید:

التَّارِکُ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ کَنَابِذِ کِتَابِ اللهِ وَرَاءَ ظَهْرِهِ إِلاّ أَنْ یَتَّقِیَ تُقَاةً قُلْتُ وَمَا تُقَاتُهُ قَالَ یَخَافُ جَبَّاراً عَنِیداً أَنْ یُفَرِّطَ عَلَیْهِ أَوْ أَنْ یَطْغَی؛ کسی که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را ترک کند، مثل این است که قرآن و احکام آن را کنار گذاشته و به آن پشت کرده باشد؛ مگر این که ترس و تقیه‌ای در کار باشد. شخصی از معیار ترس و تقیه را سؤال کرد، و آن حضرت فرمود: «مثل این که از ستم‌پیشه‌ای خوف و هراس در کار باشد که به جان او زیان و لطمه رساند یا این که موجب طغیان و سرکشی و افزایش گناه نسبت به او گردد».

ناامیدی

بسیاری از افراد با گسترش گناه و فساد و عادی شدن آن نزد مردم، گمان می‌‎کنند نمی‌‎توانند نسبت به اصلاح افراد و مبارزه با مفاسد، اقدام کنند؛ درصورتی‌که می‌‎توان با فساد و عوامل منفی موجود در جامعه، از طریق برخورد جدّی با خطاکاران و تشویق مردم درستکار و صالح، مبارزه کرد.

در قرآن کریم آمده است:

قَالَ وَمَنْ یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاّ الضَّالُّونَ؛ گفت: چه کسی ـ جز گمراهان ـ از رحمت پروردگارش ناامید می‌شود؟

«پس گمراهان که خدا را نشناخته و یا قادر بر همه چیز ندانسته یا در صفات الهی کوتاهی کرده، ممکن است مأیوس و ناامید باشند».

در تفسیر نور آمده است:

بنی اسرائیل سه گروه بودند؛ یک دسته قانون شکن، دستة دیگر دل سوزان نصیحت گر و دسته ی سوم گروهی بی‌‎تفاوت‌‎ بودند. بی‌‎تفاوت‌‎ها به نصیحت گران می‌‎گفتند: خود را خسته نکنید؛ زیرا حرف‌ها‎یتان بر فاسقان اثر ندارد؛ ولی ناهیان از منکر می‌‎گفتند: کار ما بی‌‎اثر نیست؛ حداقل آن که ما نزد خدا معذوریم و چه بسا آنها به‌واسطة سخن ما دست بردارند و تقوا پیشه کنند. ‎

امیرالمؤمنین، علیه‌السلام می‌‎فرماید:

... وَفِی الْقُنُوطِ التَّفْرِیطُ... ؛. در ناامیدی، تفریط و تقصیر است... .

همچنین فرمود:

أعْظَمُ البَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ؛ بزرگ‌ترین بلا، ناامیدی است.

«باید فرد را ازروی امید و انتظار دعوت کرد؛ ‎ نه ازروی یأس و عدم انتظار. بدیهی است که اگر انسان کاری را ازروی امید انجام دهد، بهتر به ثمر می‌‎رسد».

بنابراین افرادی که به علم و قدرت خداوند، ایمان دارند و به او توکل می‌کنند، هرگز از رحمت پروردگار، ناامید و مأیوس نمی‌شوند.

حفظ آبرو

برخی افراد برای رضایت مردم و جلب نظر دیگران، واجب الهی را ترک کرده، با بی‌اعتنایی از آن می‌گذرند؛ زیرا می‌پندارند تذکر دادن، آبروی آنها را به خطر می‌اندازد یا مورد تمسخر دیگران قرار می‌گیرند یا موجب ناراحتی دیگران می‌شوند و به همین دلیل، از این امر مهم، خودداری می‌کنند. ‎

امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌‎فرماید:

لا تُسْخِطُوا اللهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَلا تَتَقَرَّبُوا إِلَی النَّاسِ بِتَبَاعُدٍ مِنَ اللهِ؛ برای جلب رضایت مردم، ‎ اسباب سخط الهی را فراهم نیاورید‎ و با دوری از خداوند، به مردم نزدیک نشوید.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در وصیت خود به اصحابش چنین فرمود:

إِذَا حَضَرَتْ بَلِیَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَکُمْ دُونَ أَنْفُسِکُمْ وَإِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَکُمْ دُونَ دِینِکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِکَ مَنْ هَلَکَ دِینُهُ وَالْحَرِیبَ مَنْ حُرِبَ دِینُهُ. ‎.. ؛ اگر بلایی برای شما پیش آمد، اموالتان را برای حفظ جان خود قرار دهید و هرگاه دین شما در خطر قرار گرفت، از جانتان مایه بگذارید؛ تا با گذشتن از جان، دینتان حفظ شود و بدانید کسی به هلاکت رسیده که دینش را از دست داده باشد و غارت زده کسی است که دین او را ربوده باشند... .

در این کلام نورانی تصریح شده که برای حفظ دین، نه‌تنها از آبرو، بلکه از جان نیز باید گذشت.

عدم احتمال تأثیر کلام

یکی دیگر از عوامل مسئولیت‌ناپذیری افراد، عدم احتمال تأثیر سخن است.

برخی افراد هرچند ممکن است از بی اعتنایی دیگران نسبت به ترک معروف یا انجام منکر ناراحت باشند، اما از تذکر دادن خودداری می‌کنند و این گونه تصور می‌‎کنند که کلام آنان، اثری ندارد، و سخن آنها مورد قبول قرار نمی‌‎گیرد.

این افراد در مقابل مفاسد جامعه، مسئولیت‌ناپذیر و بی‌اعتنا می‌شوند و فکر می‌کنند پند و اندرز آنها بی‌فایده است؛ درصورتی‌که امرونهی، تنها به زبان نیست؛ بلکه با روش‌های مختلف، می‌توان با مفاسد مبارزه کرد؛ مثلاً با بی‌توجهی به گنه کاران می‌توان اعتراض خود را به آنها نشان داد.

یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام می‌گوید: «امام صادق علیه السلام مرا در راه مدینه ملاقات کرد و فرمود: ای حارث! گفتم: بل. امام علیه السلام فرمود: قطعاً گناه سفیهان شما را بر علما شما حمل خواهم کرد. گفتم: چرا این کار را می‌کنید فدایتان شوم؟ فرمود: چه چیز مانع می‌شود که وقتی فردی از شما عمل ناپسندی انجام داد که موجب عیب بر ما و آزارها می‌شود، با سخن رسایی، او را نصیحت کنید؟ گفتم: اگر از ما اطاعت و قبول نکند [چه کنیم]؟ امام علیه السلام فرمود: از هم‌نشینی با او پرهیز کنید و از او دوری کنید!

محبت افراطی

دوستی و محبت افراطی یکی از عوامل مسئولیت‌ناپذیری‌‎ است.

گاهی محبت و شفقت نسبت به دیگران به حدی است که موجب بی‌توجهی افراد در اجرای اوامر الهی می‌شود؛ یعنی افراد، منکر و گناه دیگران را می‌بینند، ولی علاقه، مانع تذکر به آنها می‌شود؛ درصورتی‌که محبت، باید عامل هدایت و راهنمایی و همچنین عامل تقویت دوستی باشد؛ نه بازدارنده از آن.

در قرآن نیز به این مطلب این اشاره شده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلیَ أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللهُ أَوْلیَ بِهِمَا فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوَی أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللهَ کاَنَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! پیوسته به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید؛ هرچند به زیان خودتان یا [به زیان‏] پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد. اگر [یکی از دو طرفِ دعوا] توان گر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است. پس، از پیِ هوس نروید که [درنتیجه از حق‏] عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است‏.

در آیه ی دیگری آمده است:

قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَاللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ؛ بگو: اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آورده‌اید و تجارتی که از کسادش بیمناکید و سراهایی را که خوش می‌دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوست‌داشتنی‌تر است، پس منتظر باشید تا خداوند، فرمانش را به اجرا درآورد و خداوند، گروه فاسقان را راهنمایی نمی‌کند.

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: هرکس به چیزی ناروا عشق ورزد، نابینایش می‌کند و قلبش را بیمارکرده، با چشمی بیمار می‌نگرد و با گوشی بیمار می‌شنود. خواهش‌های نفس، پرده، عقلش را دریده، دوستی دنیا دلش را می‌رانده است. شیفته ی بی‌اختیار دنیا و برده ی آن است و برده ی کسانی است که چیزی از دنیا در دست دارند. دنیا به هر طرف برگردد، او نیز برمی‌گردد و هرچه هشدارش دهند، از خدا نمی‌ترسد. از هیچ پند دهنده‌ای، شنوایی ندارد؛ با این‌که گرفتارآمدگان دنیا را می‌نگرد که راه پس و پیش ندارند و در چنگال مرگ اسیرند.

اهمیت برپایی عدالت و اجرای اوامر الهی تاحدی است که محبت به پدر و مادر و خویشان، نباید مانع آن شود.

امام صادق علیه‌السلام می‌‎فرماید:

مِنْ أَوْثَقِ عُرَی الإِیمَانِ أَنْ یُحِبَّ فِی اللهِ وَیُبْغِضَ فِی اللهِ وَیُعْطِیَ فِی اللهِ وَیَمْنَعَ فِی اللهِ؛ از محکم‌ترین رشته‌های ایمان، این است که حب و بغض شخص، برای خدا باشد و هرچه می‌‎دهد و مضایقه می‌کند، برای خدا باشد.

در تفسیر نمونه آمده است: این موضوع معمولاً در همة اجتماعات وجود داشته که در شهادت دادن، مقیاس را حب و بغض‌ها‎ و چگونگی ارتباط اشخاص با شهادت دهنده قرار می‌‎دهند؛ ولی حق و عدالت برای آنها مطرح نیست؛ درصورتی‌که‌‎ این کار با روح ایمان، سازگار نیست و مؤمن واقعی، کسی است که در برابر حق و عدالت، هیچ‌گونه ملاحظه‌ای نداشته باشد و حتی منافع خویش و بستگان خود را به خاطر اجرای آن، نادیده بگیرد. ‎

پس هرچند شفقت و محبت نسبت به دیگران در آموزه‌ها‎ی دینی سفارش شده، اما‎ باید به ارزش‌ها‎ی دینی نیز اهتمام بیشتری نشان دهیم و محبت به مردم را مقابل دوستی خداوند قرار ندهیم و درصورت تعارض، دوستی خداوند را برگزینیم؛ اگرچه منجر به ناراحتی مردم شود؛ بنابراین، محبت دیگران باید در طول دوستی پروردگار باشد.

حیا و شرم مذموم

حیایی که در آیات و روایات از آن به نیکی یاد شده، از فضایل اخلاقی محسوب می‌شود؛ اما اگر جنبة خجالت و کم‌رویی و احساس حقارت پیدا کند، از رذایل اخلاقی به‌حساب می‌آید و صفتی مذموم است و این نوع حیا، مانع انجام دادن تکالیف الهی می‌شود و ممکن است فرد خطا و اشتباهی از دیگران ببیند، اما حیای مذموم، موجب بی‌مسئولیتی و بی‌تفاوتی او شود. ‎

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از این نوع حیا با عنوان حیای حماقت یاد کرده، فرمودند:

الْحَیَاءُ حَیَاءَانِ حَیَاءُ عَقْلٍ وَحَیَاءُ حُمْقٍ فَحَیَاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَحَیَاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْلُ؛ حیا، دو قسم است؛ حیای عقل که ثمره‌اش علم است و حیای حماقت که ثمره و نتیجه اش، جهل و نادانی است.

امام صادق علیه‌السلام فرمود:

مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُه؛ هرکس کم رو و خجل باشد، بی‌‎دانش و نادان خواهد بود.

همچنین فرمود:

مَنِ اسْتَحیی مِنْ قَولِ الحَقِّ فَهُوَ أحْمَقُ؛ کسی که از گفتن حق شرم کند، احمق است.

بنابراین، چون حیای مذموم، موجب جهل و بی تفاوتی نسبت به تکالیف الهی می‌شود، نکوهش شده است.

طمع

طمع، ‎ صفتی مذموم است که موجب می‌‎شود فرد به تملق و چاپلوسی روی آورد. وقتی انسان گرفتار طمع شود، برای رسیدن به منافع، جرئت خود را از دست می‌دهد و فردی بی‌اعتنا می‌‎شود. چنین کسی برای جلب نظر دیگران، به رفتار وگفتاری روی می‌‎آورد که برایش شخصیت و اعتباری کسب کند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

الطامِعُ فِی وَثاقِ الذُّلِّ؛ طمع کار، گرفتار خواری است.

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:

بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ وَبِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ؛ بد بنده‌ای است آن بنده‌ای که گرفتار طمعی باشد که او را [به خواری] بکشاند‎ و بد بنده‌ای است آن بنده‌ای که در او خواهش و رغبتی باشد که او را خوار گرداند.

طبق فرمایش امام، طمعکار برای رسیدن به مقاصد خود، منکر را تأیید می‌کند و نسبت به انجام دادن تکالیف الهی، فردی سازشکار و بی تفاوت می‌شود؛ اما همین امر، موجب خواری و ذلت او نزد مردم می‌شود.

ناشکیبایی

یکی دیگر از عوامل مسئولیت‌ناپذیری، ‎ صبر و بردباری نداشتن برخی افراد در برخورد با مردم است؛ درحالی‌که در اسلام به صبر و شکیبایی، فراوان سفارش شده است. ‎

افراد ناشکیبا با خطاکاران، با عجله و بدون منطق، رفتار می‌کنند و با اولین مشکل، عقب‌نشینی می‌کنند.

ازآن جا که در مسیر حق، فراز و نشیب بسیار است و ممکن است در این راه انسان آسیب ببیند یا مورد تمسخر قرار گیرد، باید صبر و شکیبایی داشته باشد، تا بتواند با قوت و قدرت، مانع فساد و گناه دیگران شود.

خداوند در قرآن کریم، سیرة پیامبرانی را که به استهزای قومشان گرفتار شدند، اما شکیبایی ورزیدند، بیان کرده، تا مسلمانان بدانند که در طول تاریخ، استهزاء در برابر حق وجود داشته است.

در آیات و روایات به این صفت ممدوح بسیار سفارش شده است.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَلا خَیْرَ فِی جَسَدٍ لا رَأْسَ مَعَهُ وَلا خَیْرَ فِی إِیمَانٍ لا صَبْرَ مَعَه؛. شکیبایی نسبت به ایمان، مانند سر نسبت به تن است، ‎ و در تنی که سر نداشته باشد و در ایمانی که با شکیبایی همراه نباشد، خیر و نیکی نیست.

طبق فرمایش آن حضرت، صبر و شکیبایی اهمیت فراوانی دارد؛ تا جایی که بالاترین مرتبه ی ایمان، معرفی شده است و بی تفاوتی نسبت به آن، خیر و نیکی را از زندگی انسان دور خواهد کرد.

همچنین آن حضرت فرمود:

و شکیبایی کن بر آنچه که از مشقت‌ها‎ و آزارها‎ در این راه [امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر] به تو می‌‎رسد.

امام باقرعلیه‌السلام فرمود:

وقتی هنگام وفات پدرم، علی بن الحسین علیه‌السلام فرا رسید، مرا به سینة خود چسبانید و گفت: فرزندم! تو را به آنچه پدرم به هنگام وفات سفارش کرد، سفارش می‌کنم و آن‌گاه وصیت پدر را یادآور شد و فرمود:

... یَا بُنَیَّ اصْبِرْ عَلَی الْحَقِّ وَإِنْ کَانَ مُرّا؛. فرزندم، برای [حفظ عقیده و راه] حق، صبر و شکیبایی پیشه کن؛ اگرچه [این کار] تلخ باشد.

پس صبر در مکتب متعالی اسلام، ارزش فراوانی دارد و فرد مسئولیت‌پذیر اگر در راه اهداف الهی دچار ضرر و زیانی شود، با عزمی راسخ، مقاومت و صبر می‌کند.

لقمان حکیم در سفارش به فرزندش گفته است:

یَابُنیَ‌َّ أَقِمِ الصَّلَوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ اصْبرِْ عَلیَ مَا أَصَابَک إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ.

ای پسرک من! نماز را برپا دار و به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند، باز دار و بر آسیبی که بر تو وارد آمده، شکیبا باش که این [حاکی‏] از عزم [و ارادة تو در] امور است.

روحیه ی سازشکاری

ادهان در اصل، مثل تدهین به معنی روغن مالی کردن است؛ ولی از آن مدارا و نرمی اراده می‌شود.

«مدهنون در اصل از ماده ی دهن، به معنی روغن است، و ازآن جا که برای نرم کردن پوست یا اشیای دیگر به‌کار می‌‎رود، کلمة «ادهان» به‌معنی مدارا و ملایمت و گاهی به معنی سستی و عدم برخورد جدّی آمده است.

در زبان عرب نیز به فرد سازش کار، مدهن می‌گویند. ‏

‏گاهی مجریان قانون و مسئولان امور اداری و صاحبان مشاغل برای حفظ موقعیت خود، مسئولیت‌ناپذیر می‌‎شوند. ‎

افرادی که به این رذیلة اخلاقی گرفتار می‌‎شوند، در شرایط مختلف، سازشکاری می‌‎کنند؛ ‎ البته انسان‌های صالح در هر موقعیتی که باشند، از تذکرات سازنده به دیگران پرهیز نمی‌کنند.

در سورة مائده، ربانیّون و احبار را توبیخ می‌‎کند؛ ‎ زیرا آنها آلودگی‌ها‎ و گناهان ملت خود را می‌‎دیدند و چون عالم به احکام دین خود بودند و می‌‎دانستند که این گونه کارها گناه و نافرمانی خداست، پس می‌‎توانستند آنها را راهنمایی نموده و از منکر نهی نمایند؛ اما این کار را نکردند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

لا یُقِیمُ أَمْرَ اللهِ سُبْحَانَهُ إِلاّ مَنْ لا یُصَانِعُ وَلا یُضَارِعُ وَلا یَتَّبِعُ الْمَطَامِعَ؛ فرمان خدا را برپا ندارد؛ ‎ جز آن‌کس که در اجرای حق، مدارا نکند و سازشکار نباشد و پیرو آرزوها‎ نگردد.

همچنین آن حضرت در سخنرانی خویش فرمود.

وَلا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِکُمْ فَتُدْهِنُوا وَلا تُدْهِنُوا فِی الْحَقِّ فَتَخْسَرُوا... ؛ ای مردم!‏ به خود اجازه ندهید [از خود سلب مسئولیت نکنید] تا سست شوید و در راه حق، سست نشوید؛ تا زیان یابید... .

صلابت و قاطعیت، لازمه ی اجرای عدالت است و نرمش و مسامحه، موجب تضییع حقوق انسان‌ها می‌شود.

امیر المؤمنین علیه السلام در تمام زندگی، اندک تسامحی را در زمینه حقوق افراد روا نمی‌دانست؛ به گونه‌ای که حتی برخی از اصحاب از سخت گیری وی در اجرای عدالت به پیامبر صلی الله علیه و آله شکایت کردند و آن حضرت در پاسخ فرمود:

... فلما دخلوا مکة کثرت شکایاهم من أمیر المؤمنین علیه السلام فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مُنَادِیاً فَنَادَی فِی النَّاسِ ارْفَعُوا أَلْسِنَتَکُمْ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَیْرُ مُدَاهِنٍ فِی دِینِه‏... ؛ زبان از شکوه علی بن ابی طالب برگیرید که به یقین او در ذات پاک خدا[واجرای اوامر او] سخت گیر است و اهل سازش و نرمش در دین او نیست.

امام باقر علیه‌السلام می‌‎فرماید:

.... وَ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی شُعَیْبٍ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنِّی مُعَذِّبٌ مِنْ قَوْمِکَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِینَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّینَ أَلْفاً مِنْ خِیَارِهِمْ فَقَالَ علیه السلام یَا رَبِّ هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ الْأَخْیَارِ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِی‌وَ لَمْ یَغْضَبُوا لِغَضَبِی؛ خداوند به شعیب پیامبر ص وحی کرد که من قوم تو را که صدهزار نفر هستند، عذاب می‌‎کنم؛ ‎ چهل هزار نفر از افراد بد و شصت هزار نفر از افراد خوب قومت را. ‎ شعیب علیه‌السلام عرض کرد: پروردگارا! این عده [چهل هزار نفر] اشرار هستند؛ اما گناه نیکان چیست؟ خداوند متعال به او وحی کرد: نیکان امت تو در مقابل اهل معصیت و اشرار، سستی کردند و به خاطر خشم من، با آنها غضب آلود برخورد نکردند.

پس چه‌بسا افراد، پرهیزکار باشند، اما در مقابل سازشکاران، سکوت کنند و اقدامی انجام ندهند یا با آنان دوستی و هم‌نشینی کنند که این امر، مشارکت با آنان محسوب می‌شود.

امام صادق علیه‌السلام می‌‎فرماید:

... أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا یَدْخُلُونَ مَدَاخِلَهُمْ وَ لَا یَجْلِسُونَ مَجَالِسَهُمْ وَ لَکِنْ کَانُوا إِذَا لَقُوهُمْ ضَحِکُوا فِی وُجُوهِهِمْ وَ أَنِسُوا بِهِمْ؛ این دسته که خداوند از آنها مذمت کرده، هرگز در کارها و مجالس گناهکاران شرکت نداشتند؛ بلکه فقط هنگامی که آنها را ملاقات می‌‎کردند، درصورت آنها می‌‎خندیدند و با آنها مأنوس بودند.

طبق احادیث معصومین علیهم السلام و نظرات مفسران، بزرگان هرقومی‌که گناهان ملت خود را می‌دیدند و می‌دانستند سکوتشان نافرمانی خدا است، ولی از منکر نهی نمی‌کردند، مورد توبیخ خداوند قرار گرفته‌اند.

امیرالمؤمنین علیه السلام با صلابت و قدرت در اجرای عدالت و برپایی احکام الهی، اقدام می‌کرد و در گرفتن حقوق افراد هیچ گونه تسامحی نداشت.

سستی

سستی و بی‌حوصلگی، عاملی بازدارنده در اجرای دستورهای الهی است. کسی که دارای این صفت مذموم است، نه‌تنها نمی‌تواند وظایف خود را به درستی انجام دهد، بلکه نسبت به راهنمایی دیگران، بی‌مسئولیت می‌شود و چنین کسی در احادیث متعدد، مورد سرزنش قرار گرفته است.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌‎فرماید:

مَن أطاعَ التَّوانیَ ضَیَّعَ الحُقوقَ؛ هرکس از سستی فرمان برد، حقوق را تباه سازد.

همچنین آن حضرت در نکوهش از نافرمانی کوفیان می‌فرماید:

آگاه باشید! من شب و روز، پنهان و آشکار، ‎ شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم و گفتم: پیش از آن که آنها با شما بجنگند، با آنان نبرد کنید. ‎ به خدا سوگند! هر ملتی که درون خانة خود مورد هجوم قرار گیرد، ‎ ذلیل خواهد شد؛ ‎ اما شما سستی به خرج دادید‎ و خواری و ذلت پذیرفتید؛ ‎ تا آن جا که دشمن پی درپی به شما حمله کرد و سرزمین‌ها‎ی شما را تصرف کرد‎ و اینک، ‎ فرماندة معاویه با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من، ‎ حسان بن حسان بکری، را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزی بیرون رانده است. ‎ به من خبر رسیده که مردی از لشکر شام به خانة زنی مسلمان و زنی غیرمسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده، وارد شده‌‎ و خلخال و دست بند و گردن بند و گوشواره‌ها‎ی آنها را به غارت برده، ‎ درحالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشته‌اند... . 

امام موسی کاظم علیه‌السلام می‌‎فرمایند:

إِیَّاکَ وَالْکَسَلَ وَالضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ؛ از بی‌‎حوصلگی و سستی بپرهیز؛ زیرا اگر بی‌‎حوصلگی کنی، دنبال کار نمی‌‎روی و اگر سستی کنی، حق [خود و دیگران] را ادا نمی‌‎کنی.

افراد بی‌تفاوت نسبت به اوامر الهی، نه‌تنها حقوق خود را تباه می‌سازند، بلکه نسبت به حفظ حقوق دیگران نیز سست و بی‌حوصله‌اند.

ضعف در شخصیت دینی

احساس ضعف در شخصیت مذهبی و دینی، روحیه‌ای مذموم و ضد ارزش محسوب می‌شود و یکی از عوامل مسئولیت‌ناپذیری است.

چنین افرادی نه تنها نمی‌‎توانند به خواسته‌ها‎ی صحیح خود برسند، بلکه در مواجهه ی با مفاسد، توانایی مقابله‌‎ را نداشته، درنتیجه، بی‌توجه و مسئولیت‌ناپذیر می‌‎شوند.

برای برطرف شدن این ضعف شخصیتی، باید ارزش‌ها‎ی دینی را برای افراد تبیین کرد و اهمیت دستورهای اسلامی و تأثیرهای مثبت آنها را به خوبی روشن نمود.

قرآن کریم و روایات معصومان علیهم‌السلام مملو از نکاتی است که روحیة خودباوری و اعتماد به نفس را در مؤمنان، ایجاد و تقویت می‌کند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... وَصَارَ دِینُ أَحَدِکُمْ لُعْقَةً عَلَی لِسَانِهِ... ؛. هریک از شما دین را تنها بر زبان می‌آورید...

گاهی ضعف دینی، نتیجة تربیت خانوادگی افراد است. خانواده‌هاهمان گونه که به وضعیت ظاهری خوراک و پوشاک فرزندانشان توجه دارند، باید به اخلاق و حالات روحی آنان نیز توجه داشته باشند و نسبت به این امر مهم، بی‌‎توجه‌‎ نباشند.

در قرآن آمده است:

فَلْیَنظُرِ الإنسَانُ إِلیَ طَعَامِهِ؛ پس انسان باید به خوراک خود بنگرد.

‏ «این نگرش به غذا یا منظور دقت و اندیشه در ساختمان مواد غذایی است یا این که بنگرد از چه راهی به دست آمده، حلال است یا حرام؟

بدون شک معنای ظاهری آیه، همان غذای جسمانی است؛ ‎ ولی غذای روح را نیز از طریق قیاس اولویت، می‌‎توان استفاده کرد؛ چراکه انسان، ترکیبی است از روح و جسم و‎ همان گونه که جسم او نیاز به غذای مادی دارد، روح او نیز محتاج به غذای روحانی است.

بنابراین، مؤمن نمی‌‎تواند نسبت به احکام الهی، بی‌‎اعتنا باشد و از مفاسدی که در جامعه وجود دارد، با بی‌توجهی‌‎ بگذرد؛ بلکه باید نسبت به تمامی ابعاد روحی و جسمی، مسئولیت پذیر باشد.

توطئة دشمنان اسلام

توطئه‌های دشمنان اسلام و مخالفت آنها از عواملی است که موجب بی‌‎مسئولیتی افراد می‌‎شود.

در برخی موارد، مخالفان اسلام، ‎ اقداماتی بر ضد مسلمانان انجام می‌‎دهند و با روش‌ها‎ی مختلف، سعی می‌‎کنند منکر را معروف و معروف را منکر جلوه دهند.

منافقان مردم را به منکرات، تشویق و از نیکی‌ها‎ بازمی‌‎دارند؛ یعنی برعکس برنامة مؤمنان راستین که دائماً از طریق امرونهی‌‎ دینی در اصلاح جامعه و پیراستن آن از آلودگی و فساد، کوشش دارند، منافقان دائماً سعی می‌‎کنند که فساد، همه جا را بگیرد و معروف و نیکی از جامعه محو شود، تا بهتر بتوانند در چنان محیط آلوده‌ای به اهداف شومشان برسند.

قرآن کریم آمده است:

وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کاَنَ مَسُْولا؛ و به پیمان [خود] وفا کنید؛ زیرا که از پیمان، پرسش خواهد شد.

«بسیاری از روابط اجتماعی و خطوط نظام اقتصادی و مسائل سیاسی، همگی بر محور عهدها و پیمان‌ها دور می‌زند که اگر تزلزلی در آنها پیدا شود و سرمایه اعتماد از بین برود، به زودی، نظام اجتماع فرو می‌ریزد و هرج و مرج وحشتناکی بر آن حاکم می‌شود. به همین دلیل در آیات قرآن تأکید فراوان روی مسئله وفای به عهد شده است.

عهد و پیمان، معنی وسیعی دارد که هم شامل عهدهای خصوصی در میان افراد در رابطة با مسائل اقتصادی و کسب و کار و زناشویی و امثال آن می‌گردد و هم شامل عهد و پیمان‌هایی که در میان ملت‌ها و حکومت‌ها برقرار می‌گردد و از آن بالاتر شامل پیمان‌های الهی و رهبران آسمانی نسبت به امت‌ها و امت‌ها نسبت به آن‌ها نیز می‌شود.

بنابراین، مردم و مسئولان متعهد و مسئولیت پذیر، موظفند توطئه‌ها‎ی دشمنان اسلام را خنثی و قوانین الهی را اجرا کنند و با تلاش و پی گیری مستمر، القائات منفی دشمنان را از بین ببرند و افکار صحیح را در جامعه جایگزین کنند.

وسوسه‌های شیطان

وسوسه‌ها‎ی شیطان در انجام دادن وظایف دینی، ‎ عامل بی‌اعتنایی‌‎ و مسئولیت‌ناپذیری در افراد است.

در قرآن کریم آمده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ وَمَن یَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! پابرجای گام‌های شیطان منهید و هرکس پا بر جای گام‌های شیطان نهد [بداند که‏] او را به زشت کاری و ناپسندی وامی‌دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هیچ‌کس از شما پاک نمی‌شد؛ ولی [این‏‏] خداست که هرکس را بخواهد، پاک می‌گرداند و خدا [ست که] شنوایِ داناست.

«در این آیه، خدا برای بندگان چیزها‎یی را اراده می‌‎کند که خلاف ارادة شیطان است و فحشا و منکر نزد خدا مذموم است و ترد‎ شیطان که انجام دهنده و خواهندة فحشا و منکر است، مطلوب است.

در تفسیر نور آمده است: «سیاست شیطان، ‎ نفوذ تدریجی و گام به گام است. ‎ پس مهم‌ترین انتخاب برای انسان، راه مستقیم و دوری از گام‌ها‎ی شیطان است. اشاعة فحشا نیز از گام‌ها‎ی شیطان است و شیطان به کسی فرمان می‌‎دهد که اهل پیروی از او باشد. انسان مؤمن نیز باید بداند که شیطان، دشمن قسم خوردة اوست؛ پس نباید به القائات شیطانی، توجه کند و باید با ذکر خدا این القائات را دفع نماید».

طبق آیه ی شریفه قرآن، ارادة انسان‌های مسئولیت ناپذیر در امتداد اراده ی شیطان است؛ اما فرد مسئولیت پذیر در مقابل اشاعه گناه و فحشا، ایستادگی می‌کند و نمی‌تواند در برابر مفاسد، بی‌توجه باشد.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌‎فرماید:

... همانا شیطان راه‌های خود را برای شما آسان جلوه می‌دهد؛ تا گره‌های محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید و به‌جای وحدت و هماهنگی، بر پراکندگی شما بیفزاید. از وسوسه و زمزمه و فریب‌کاری شیطان روی گردانید و نصیحت آن‌کس را که خیرخواه شماست، گوش کنید و به جان و دل بپذیرید.

همچنین می‌فرماید:

... فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِی دِینِکُمْ حَرْجاً وَأَوْرَی فِی دُنْیَاکُمْ قَدْحاً مِنَ الَّذِینَ أَصْبَحْتُمْ لَهُمْ مُنَاصِبِینَ وَعَلَیْهِمْ مُتَأَلِّبِین... ؛. پس شیطان، بزرگ‌ترین مانع برای دین‌داری و زیان بارترین و آتش‌افروزترین فرد برای دنیای شماست! شیطان از کسانی که دشمن سرسخت شما هستند و برای درهم شکستنشان کمر بسته‌اید، خطرناک‌تر است... .

از آن جا که وسوسه و اغوای شیطان، راه‌های انحراف را بر روی افراد می‌گشاید و موجب پراکندگی آنان می‌شود، افراد مسئولیت پذیر و دین دار، در مقابل وسوسه‌ها مانند کوهی راسخ، می‌باشند و با دعوت مردم به یکپارچگی و وحدت، از هرگونه انحراف و گناه، جلوگیری می‌کنند.

ناآگاهی از اهمیت مسئولیت‌پذیری و آثار ترک آن

گاهی نسبت به مسئولیت‌پذیری، می‌‎تواند عامل مسئولیت‌ناپذیری باشد. ‎

از این رو، افراد باید به این امر، آگاهی پیدا کنند و بدانند که انبیاء و اوصیا در راه انجام دستورهای الهی، شهید شدند، تا حق از میان نرود؛ چنان‌که در قرآن آمده است:

یَقْتُلُونَ الأَنْبِیاءَ، یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ، و یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ.

و پیامبران را به ناحق می‌کشتند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند و دادگستران را به قتل می‌رسانند.

همچنین ناآگاهی از پیامدها‎ی تلخ و ناگوار مسئولیت‌ناپذیری می‌‎تواند عامل سستی باشد و چه‌بسا این سستی و بی‌تفاوتی، موجب خشم و غضب الهی شود و آثار ناگواری برای افراد مسئولیت‌ناپذیر داشته باشد.

برخی آثار منفی بی‌تفاوتی به احکام الهی عبارتند از:

الف. مفسدان و خطاکاران جرئت و قدرتشان در ارتکاب گناه بیشتر می‌شود.

ب. افراد، آسیب‌پذیر و پایه‌های استقلال جامعه سست می‌شوند.

ج. مفاسد اجتماعی گسترش می‌یابند و افراد مؤمن نیز در امان نخواهند ماند.

د. خیر و برکت از جامعه برداشته شده، اشرار بر آنها مسلط می‌شوند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید: تا زمانی که امت من امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر‎ نمایند و بر نیکی و تقوا همکاری داشته باشند، در خوبی هستند و هرگاه این امور را ترک کنند، برکت‌ها از آنان برداشته شده، برخی بر برخی دیگر مسلط می‌‎شوند و برای آنان یاوری در زمین و آسمان نخواهد بود.

فصل دوم: پیامدهای مسئولیت ناپذیری

مسئولیت‌پذیری، (امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر) را می‌توان از احکام مهم دینی به‌شمار آورد؛ زیرا در اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

اگر نسبت به این امر مهم، سهل‌انگاری و کوتاهی شود، تأثیر مهمی بر سایر فرایض دینی داشته، پیامدهایی منفی، چون بدعت در دین، شیوع و گسترش فساد و بی‌بندوباری را به دنبال خواهد داشت و در چنین جامعه‌ای، افراد مؤمن، آسیب دیده، حیات مادی و معنوی آنان به خطر می‌افتد و جامعه دچار سقوط و انحطاط می‌شود.

بی‌تفاوتی نسبت به فساد و گناه، می‌تواند پایه‌های اعتقادی و دینی افراد را سست کند و زندگی مادی و حیات معنوی آنان را به خطر بیندازد و در این صورت افراد بی تفاوت نسبت به این امر، در معرض هلاکت واقع می‌شوند، زیرا «ترک کنندة نهی‌ازمنکر نیز همانند انجام دهندة همان منکر است».

بنابراین، افراد باایمان، باید در اجرای دستورهای الهی و احکام اسلام، راسخ و ثابت‌قدم باشند؛ تا از پیامدهای منفی ترک آن در امان بمانند.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

وَ لَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کلُ‌ُّ أُوْلَئکَ کاَنَ عَنْهُ مَسُْولا؛ و چیزی را که بدان علم نداری، دنبال مکن؛ زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

خداوند متعال در قرآن کریم افراد را نسبت به اعضای بدنشان خود مسئول دانسته و این امر اهمیت مسئولیت‌پذیری را یادآوری کرده است.

انسان‌ها نمی‌توانند نسبت به خود و محیط اطرافشان، بی تفاوت باشند؛ زیرا طبق این آیة شریفه، خداوند از اعضا بدن نیز پرسش خواهد کرد و افراد بی تفاوت و مسئولیت ناپذیر، مورد مؤاخذه ی خداوند قرار خواهند گرفت.

تا زمانی که گروهی از اندیشمندان متعهد و مسئول وجود دارند که در برابر مفاسد، ساکت نمی‌نشینند و به مبارزه برمی خیزند، جامعه به تباهی و نابودی، کشیده نمی‌شود؛ اما زمانی که بی تفاوتی و سکوت در تمام سطوح، حکم فرما شود و جامعه در برابر عوامل فساد، بی دفاع بماند، فساد و نابودی حتمی است.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... ما همه از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم. فساد، آشکار شد. نه انکار کننده و تغییر دهنده دیده می‌شود و نه باز دارنده‌ای که خود آلوده نباشد. آیا با این وضع نکبت‌بار، می‌خواهید در جوار قدس حق قرار گیرید و سر افرازترین دوستان خدا باشید؟ هیهات. خدا را نسبت به بهشتش نمی‌توان فریفت و جز با طاعتش، امکان رسیدن به خشنودی اش نیست. لعنت خدا بر آمران به معروفی که خود تارک معروفند، و ناهیان از منکری که خود آلوده به منکرند.

پیامدهای ناگوار مسئولیت ناپذیری، برخی فردی و بعضی اجتماعی اند:

پیامدهای فردی مسئولیت ناپذیری

دشمنی با خدا

ازآن جا که مسئولیت‌پذیری از جایگاه و اهمیت بالایی برخوردار است، بی‌توجهی و مسئولیت‌ناپذیری، مبارزه با خداوند محسوب می‌شود.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

... إِذَا رَأَی الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرْهُ وَهُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللهُ عَزَّ وَجَلَّ وَمَنْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللهُ فَقَدْ بَارَزَ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ بِالْعَدَاوَة... ؛. هرگاه کسی منکری را مشاهده کند و آن را انکار نکند، درحالی که قدرت بر انکار دارد، درحقیقت دوست دارد که معصیت خدا گردد و کسی که دوست داشته باشد معصیت خدا شود، با خدا به مبارزه پرداخته و دشمنی کرده است...

فضیل بن عیاض می‌گوید:

... سَأَلْتُهُ عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ قَالَ الَّذِی یَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ یَجْتَنِبُ هَؤُلَاءِ وَ إِذَا لَمْ یَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِی الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا یَعْرِفُهُ وَ إِذَا رَأَی الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللَّهُ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَدَاوَة... ؛ از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: پرهیزگار کیست؟ فرمود: پرهیزگار، کسی است که از حرام‌های خدا دوری و پرهیز کند. کسی که از امور مشتبه نپرهیزد، گرفتار حرام می‌شود؛ بدون این که حرام را بشناسد و کسی که کار زشتی را بنگرد و با داشتن قدرت، درصدد منع آن برنیاید، دوستدار معصیت خداست و چنین کسی، دشمنی خود را با خدا آشکار کرده است.

واژگونی قلب

پای بندی به دین اسلام و اجرای دستورهای الهی، موجب بینش صحیح می‌شود و در این‌صورت، فرد به حیات طیبة دنیوی و اخروی خواهد رسید.

اگر فرد به دستورهای الهی پای بند نباشد و نسبت به انجام خوبی‌ها و ترک مفاسد، بی‌اعتنا باشد، دچار اشتباه در تشخیص شده، بدی را خوب و خوبی را بد می‌داند؛ و چنین کسی دارای قلبی واژگون است.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

[إِنَّ أَوَّلَ‏] أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ ثُمَّ بِقُلُوبِکُمْ فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْرُوفاً وَلَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً قُلِبَ فَجُعِلَ أَعْلاهُ أَسْفَلَهُ وَأَسْفَلُهُ أَعْلاه؛ ‏

اولین مرحله از جهاد که در آن بازمی مانید، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان و آن گاه جهاد با قلب‌هایتان است. کسی که با قلب، معروفی را ستایش نکند و منکری را انکار نکند، قلبش واژگون گشته، بالای آن، پایین و پایین آن، بالا قرار خواهد گرفت.

جدایی از خدا و معصومان علیهم‌السلام

اسلام، دین کامل و انسان‌سازی است و برای هدایت و تعالی انسان‌ها، انبیاء و اولیای معصوم را فرستاده است.

اگر افراد نسبت به تعالیم الهی بی‌اعتنا باشند و از راهنمایی و هدایت معصومان علیهم‌السلام بهره‌ای نبرند، اعمالشان تباه شده، از خدا و معصومان علیهم‌السلام، دور می‌شوند.

در قرآن کریم آمده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید و اعمال خود را تباه مکنید.

در تفسیر نمونه در این باره آمده است:

کسانی که کافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن حق، به مخالفت با رسول خدا صلی الله علیه و آله برخاستند، هرگز زیانی به خدا نمی‌رسانند و اعمالشان را حبط و نابود می‌کنند [حتی اگر کار خیری هم انجام داده‌اند، چون با ایمان قرین نبوده حبط می‌شود].

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُوَقِّرْ کَبِیرَنَا وَیَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَیَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ «از ما نیست کسی که به کوچک ما ترحم ننمود و بزرگ ما را احترام نکرد و به معروف امر ننمود و از منکر نهی نکرد».

پیامدهای اجتماعی مسئولیت ناپذیری

واژگونی ارزش‌ها

منظور از واژگونی ارزش‌ها این است که افراد نسبت به مفاسد، بی‌اعتنا شده، ضد ارزش‌ها جایگزین ارزش‌ها شود و توصیه به خیر و نیکی، کم‌رنگ و بدی تبدیل به خوبی و خوبی تبدیل به بدی شود.

آیه الله طالقانی در این باره نوشته است:

اگر در اجتماع، افراد، ایمان، عمل صالح و توصیه به حق داشته باشند، شرایط رشد استعدادهای انسانی و مادی و مصونیت از زیان، فراهم می‌شود؛ اما اجتماع واژگونی که فاقد ایمان و عمل صالح و تواصی به حق و صبر باشد، هرگونه نیروهای علمی و ابزار صنعتی در راه اسارت مردم و زیان عمومی به کار می‌رود.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

چه حالی خواهید داشت زمانی که زنان و جوانانتان فاسد و فاسق گردند و شما امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نکنید؟ گفته شد: ای رسول خدا! آیا چنین چیزی اتفاق خواهد افتاد [که زنان و جوانان به دنبال فساد باشند و کسی آنها را امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نکند]؟

فرمود: آری، بدتر از آن نیز خواهد شد [و ادامه داد:] چه خواهید کرد آن گاه که به منکر، امر و از معروف، نهی کنید؟ سؤال شد: ای رسول خدا! آیا چنین خواهد شد؟ فرمود: آری و بدتر از آن [هم خواهد بود] و آن این که معروف‌ها [و خوبی‌ها و ارزش‌ها] را بد بدانید و منکرات [و زشتی‌ها و گناهان] را خوب و پسندیده بشمارید.

حذیفه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌کند که فرمود:

یَأتی عَلَی النّاسِ زَمانٌ تَکونُ فیهِمْ جِیفَةُ الحِمارِ أحَبّ إلیْهِمْ مِنْ مُؤمِنٍ یَأمُرهُمْ بِالمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ المُنْکَرِ؛ «زمانی بر مردم خواهد آمد که مردار درازگوش، برایشان دوست داشتنی تر است از مؤمنی که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند.

پس اگر افراد نسبت به مفاسد، بی‌توجه شوند، ضد ارزش‌ها جایگزین ارزش‌ها شده، در این صورت، ارزش انسان، کمتر از حیوان می‌شود.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... پس در آن هنگام که [امویان بر شما تسلط یابند] باطل بر جای خود استوار شود و جهل و نادانی بر مرکب‌ها سوار و طاغوت زمان، عظمت یافته، دعوت‌کنندگان به حق، اندک و بی‌مشتری خواهند شد و روزگار مانند درنده ی خطرناکی، حمله‌ور شده، باطل پس از مدت‌ها سکوت، نعره می‌کشد و مردم در شکستن قوانین خدا، دست در دست هم می‌گذارند و در جدا شدن از دین، متحد می‌شوند و در دروغ‌پردازی، با هم دوست و در راست‌گویی، دشمن یکدیگر می‌شوند و چون چنین روزگاری فرا رسد، فرزند با پدر، دشمنی ورزد و باران خنک‌کننده، گرمی و سوزش آورد. پست‌فطرتان، همه‌جا را پر می‌کنند. نیکان و بزرگواران، کمیاب می‌شوند. مردم آن روزگار، چون گرگان و پادشاهان چون درندگان می‌شوند و تهیدستان طعمة آنان و مستمندان مانند مردگان خواهند شد. راستی از میانشان رخت برمی‌بندد و دروغ، فراوان می‌شود. افراد با زبان، تظاهر به دوستی دارند، اما در دل دشمن یکدیگرند. به گناه، افتخار می‌کنند و از پاک‌دامنی، به شگفت می‌آیند و اسلام را چون پوستینی واژگون می‌پوشند... .

امام باقر علیه‌السلام می‌‎فرماید:

بِئْسَ الْقَوْمُ قَوْمٌ یَعِیبُونَ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ؛ بد گروهی هستند آنان که امربه‌معروف‌‎ و نهی‌ازمنکر‎ را عیب می‌‎دانند.

 امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

وَیْلٌ لِمَنْ یَأْمُرُ بِالْمُنْکَرِ وَیَنْهَی عَنِ الْمَعْرُوفِ؛ وای بر کسی که به منکر، امر و از معروف، نهی کند.

عوامل ایجاد واژگونی ارزش‌ها عبارتند از:

الف. از بین رفتن قبح گناه.

با از بین رفتن روحیة مسئولیت‌پذیری، گناهان ترویج پیدا می‌کنند و قبح خود را از دست می‌دهند و افراد بر انجام گناهان، جسور می‌شوند و عمل بد در نظر افراد، خوب و عمل خوب، بد جلوه می‌کند.

در قرآن کریم آمده است:

وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ؛ و شیطان آنچه را انجام می‌دادند، برایشان آراسته است.

ب. رغبت به فرهنگ بیگانه.

در جامعه‌ای که افراد آن مسئولیت‌پذیر نباشند و نسبت به ارزش‌ها سست و بی‌توجه شوند، تمایل و رغبت به فرهنگ بیگانه در آنان به وجود خواهد آمد؛ یعنی آداب، رسوم، فرهنگ و اعتقادات، تغییر می‌کنند و مردم به فرهنگ بیگانه، نزدیک می‌شوند.

در قرآن کریم آمده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تُطِیعُوا فَرِیقًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یَرُدُّوکُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از گروهی از اهل کتاب، فرمان برید، شما را پس از ایمانتان، به حال کفر برمی‌گردانند.

آیه الله مکارم در این باره می‌نویسد: در این آیه، روی سخن را به مسلمانان اغفال شده کرده و به آنها هشدار می‌دهد که اگر تحت تأثیر سخنان مسموم دشمن واقع شوند و به آنها اجازه دهند که در میان افرادشان نفوذ کنند و به وسوسه‌های آنها ترتیب اثر دهند، چیزی نخواهد گذشت که رشتة ایمان را به کلی خواهند گسست و به سوی کفر، بازمی‌گردند؛ زیرا دشمن، نخست می‌کوشد آتش عداوت را در میان آنها شعله‌ور سازد و آنها را به جان هم بیفکند و مسلماً به این مقدار، قناعت نخواهد کرد و به وسوسه‌های خود همچنان ادامه می‌دهد؛ تا به‌کلی آنها را از اسلام بیگانه سازد.

پیروی از فرهنگ بیگانگان، نشانة ضعف و سستی در ایمان و خودباختگی در مقابل بیگانگان است.

ج. استهزای ارزش‌ها.

با بی‌اعتنایی نسبت به مفاسد، اهل گناه به تمسخر ارزش‌ها می‌پردازند. افرادی که گرفتار گناه شده‌اند، نه تنها در عمل، مسئولیت‌پذیر نیستند، بلکه ارزش‌ها را نیز به تمسخر می‌گیرند.

در قرآن کریم آمده است:

وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُون؛ و هنگامی که [به وسیلة اذان، مردم را] به نماز می‌خوانید، آن را به مسخره و بازی می‌گیرند؛ زیرا آنان مردمی‌اند که نمی‌اندیشند.

در آیه ی دیگری آمده است:

زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْاْ فَوْقَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَاللهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَاب‏؛ زندگی دنیا در چشم کافران، آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند می‌کنند و [حال‌آن که‏] کسانی که تقواپیشه‌اند، در روز رستاخیز، از آنان برترند و خدا به هرکسی بخواهد، روزی بی‌شمار می‌دهد.

افراد مسئولیت‌پذیر در برخورد با دیگران، منطقی هستند؛ ولی کسانی که به گناه آلوده شده‌اند، اهل استهزاء هستند. پس باید از رابطه و دوستی با افرادی که ارزش‌ها را به تمسخر می‌گیرند، پرهیز کنیم.

د. دفاع و ترویج از ضد ارزش‌ها.

در جامعه‌ای که معروف و منکر جایگاه خود را از دست بدهند، افکار عمومی نیز دچار تغییر می‌شوند و از ضد ارزش‌ها دفاع کرده، به ترویج آنها می‌پردازند؛ هرچند این افراد توجیه منطقی برای کارهای خود نداشته باشند.

قرآن نیز از این افراد در سورة اعراف چنین یاد می‌کند:

وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءَنَا وَاللهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَی اللهِ مَا لا تَعْلَمُونَ؛ و چون کار زشتی کنند، می‌گویند: پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است. بگو: قطعاً خدا به کار زشت، فرمان نمی‌دهد. آیا چیزی را که نمی‌دانید، به خدا نسبت می‌دهید؟

آیه الله مکارم می‌نویسد: مسئلة تقلید کورکورانه از نیاکان، به اضافة تهمت به ساحت مقدس پروردگار، دو عذر ساختگی و ناموجه هستند که شیطان‌صفتان در اعمال خود، غالباً به آن متشبث می‌شوند.

جالب این که قرآن در پاسخ آنها اعتنایی به دلیل اول، یعنی پیروی کورکورانه از نیاکان نمی‌کند؛ گویا آن را مستغنی از هرگونه جواب می‌داند؛ زیرا عقل سلیم، آن را درک می‌کند؛ به علاوه، کراراً در قرآن به پاسخ آن اشاره شده است و تنها به پاسخ دوم قناعت کرده، می‌گوید: خداوند، هرگز به کارهای زشت و قبیح، فرمان نمی‌دهد؛ زیرا حکم او از فرمان عقل، جدا نیست (قُلْ إِنَّ اللهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ) دستور به فحشا، طبق صریح آیات قرآن، کار شیطان است؛ نه کار خداوند و خداوند، تنها به نیکی‌ها و خوبی‌ها فرمان می‌دهد.

در آیه ی دیگری آمده است:

وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَی مَا أَنزَلَ اللهُ وَإِلَی الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا أَ وَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئًا وَلا یَهْتَدُونَ؛ و چون به آنان گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر[ش] بیایید، می‌گویند: آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم، ما را بس است. آیا هرچند پدرانشان چیزی نمی‌دانسته و هدایت نیافته بودند؟

یکی از نشانه‌های عدم ایمان و پیروی از شیطان، تقلید کورکورانه و پای بندی به روش‌های غلط نیاکان است.

زوال برکت و نعمت‌های الهی

یکی از آثار مسئولیت‌ناپذیری، سلب برکت، خیر و رحمت پروردگار از مردم است.

با توجه به آیات و روایات، استفادة ناصحیح از نعمت‌های الهی، موجب سلب برکت از مردم می‌شود.

بنابراین، با بی‌توجهی نسبت به گناه و فراگیر شدن ظلم و فساد، نعمت، تبدیل به نقمت می‌شود.

خداوند متعال می‌فرماید:

... إِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ... ؛ درحقیقت، خدا حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد؛ تا آنان خودشان وضع خودشان را تغییر دهند.

و نیز می‌فرماید:

ذَلِکَ بِأَنَّ اللهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَی قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ خداوند، نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته، تغییر نمی‌دهد؛ مگر آن که آنان آنچه را در دل دارند، تغییر دهند و خدا، شنوای داناست.

آیه الله مکارم در این باره می‌نویسد: فیض رحمت خدا، بی کران و عمومی و همگانی است؛ ولی به‌تناسب شایستگی‌ها و لیاقت‌ها، به مردم می‌رسد. در ابتدا، خدا نعمت‌های مادی و معنوی خویش را شامل حال اقوام می‌کند؛ چنانچه نعمت‌های الهی را وسیله‌ای برای تکامل خویش ساختند و از آن در مسیر حق مدد گرفتند و شکر آن را که همان استفادة صحیح است، به جا آوردند، نعمتش را پایدار، بلکه افزون می‌سازد؛ اما هنگامی که این مواهب، وسیله‌ای برای طغیان و سرکشی و ظلم و بی دادگری و تبعیض و ناسپاسی و غرور و آلودگی گردد، در این هنگام، نعمت‌ها را می‌گیرد و یا آن را تبدیل به بلا و مصیبت می‌کند؛ بنابراین، دگرگونی‌ها همواره از ناحیة ماست وگرنه، مواهب الهی، زوال ناپذیر است.

در قرآن کریم آمده است:

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم برکاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَـکِن کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ؛ و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعاً برکت‌هایی از آسمان و زمین برایشان می‌گشودیم؛ ولی تکذیب کردند. پس به [کیفر] دستاوردشان [گریبان‏] آنان را گرفتیم.

علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد: به‌طور کلی همة اجزای عالم، مانند اعضای یک بدن، به یکدیگر متصل و مربوط است؛ به‌طوری‌که صحت و سقم و استقامت و انحراف یک عضو، در صدور افعال از سایر اعضا تأثیر داشته و این اجزاء به‌طوری‌که قرآن شریف بیان کرده، همه به سوی خدای سبحان و آن هدفی که خداوند برای آنها مقدر نموده، در حرکت هستند و انحراف و اختلال حرکت یک جزء از اجزای آن، مخصوصاً اگر از اجزای برجسته باشد، در سایر اجزاء، به‌طور نمایان، اثر سوء باقی می‌گذارد و درنتیجه، آثاری هم که سایر اجزای عالم در این جزء دارند، فاسد شده، فسادی که از جزء مزبور در سایر اجزاء راه یافته بود، به خودش برمی‌گردد. اگر جزء مزبور به خودی خود و یا به کمک دیگران، استقامت قبلی خود را به دست آورد، حالت رفاه قبل از انحرافش هم برمی‌گردد؛ ولی اگر به انحراف و اعوجاج خود ادامه دهد، فساد حال و محنت و ابتلایش نیز ادامه خواهد یافت، تا آن جا که انحراف و طغیانش از حد بگذرد و کار سایر اجزاء و اسباب مجاورش را به تباهی بکشاند. این جاست که همة اسباب جهان علیه او قیام نموده و با قوایی که خداوند به‌منظور دفاع از حریم ذات و حفظ وجودشان در آنها به ودیعه سپرده، جزء مزبور را تا خبردار شود، از بین برده و نابود می‌سازند.

پس اگر امتی از امت‌ها از راه فطرت منحرف گردد، و درنتیجه، از راه سعادت انسانی که خداوند برایش مقرر کرده، بازبماند، اسباب طبیعی هم که محیط به آن است و مربوط به اوست، اختلال یافته و آثار سوء این اختلال به خود آن امت، برمی‌گردد؛ زیرا خود فرد با انحراف و کج‌روی‌اش، آثار سویی در اسباب طبیعی باقی می‌گذارد و معلوم است که در بازگشت آن آثار، چه اختلال‌ها و محنت‌هایی متوجه اجتماعش می‌شود. فساد اخلاق و قساوت قلب و از بین رفتن عواطف رقیقه، روابط عمومی را از بین می‌برد و هجوم بلیات و تراکم مصیبات، تهدید به انقراضش می‌کند. آسمان از باراندن باران‌های فصلی و زمین از رویاندن زراعت و درختان دریغ نموده و در عوض، باران‌های غیرفصلی، سیل، طوفان و صاعقه به راه انداخته و زمین با زلزله آنان را در خود فرو می‌برد.

پس اگرافراد نسبت به نعمت‌های الهی، مسئولیت ناپذیر و ناسپاس باشند، خداوند نیز نعمت‌ها را از آنها سلب خواهد کرد؛ در صورتی که خداوند برای افراد متعهد و مؤمن، درهای برکت را می‌گشاید.

امام سجاد علیه‌السلام با اشاره به این آیه می‌فرماید:

گناهانی که نعمت‌ها را تغییر می‌دهند، عبارتند از: ظلم به مردم، ناسپاسی خداوند و رها کردن کارهای خیری که انسان به آن عادت کرده است.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّکَّنَّاهُمْ فِی الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَکِّن لَّکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَیْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِینَ؛ آیا ندیده‌اند که پیش از آنان چه بسیار امت‌ها را هلاک کردیم؟ [امت‌هایی که] در زمین به آنان امکاناتی دادیم که برای شما آن امکانات را فراهم نکرده‌ایم و [باران های‏] آسمان را پی درپی بر آنان فرو فرستادیم و رودبارها از زیر [شهرهای‏] آنان روان ساختیم. پس ایشان را به [سزای] گناهانشان، هلاک کردیم و پس از آنان، نسل‌های دیگری پدید آوردیم.

در تفسیر نور در تفسیر این آیه آمده است:

توجه به زوال نعمت‌ها و سرنگونی گنه کاران، از عوامل غفلت‌زدایی است و کیفر آنان که از امکانات خدادادی استفاده ی سوء کنند، نابودی است و هلاکت مردم به سبب گناهانشان، از سنت‌های الهی می‌باشد.

خداوند در آیه ی دیگری می‌فرماید:

وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَی قُوَّتِکُمْ وَلا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ؛ و ای قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهید؛ سپس به درگاه او توبه کنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید و تبهکارانه روی برمگردانید.

در تفسیر نمونه آمده است:

پس اعمال و عقاید، در رویدادهای طبیعی مؤثرند [و قوم عاد به خاطر شرک و گناه، به کمبود و خشک‌سالی، گرفتار شده بودند... ممکن است ما بعضی از مراحل پیوند استغفار را با نزول برکت‌های مادی، نتوانیم درست درک کنیم؛ ولی بدون شک، قسمت بیشتری از آن برای ما قابل درک است].

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

لا یَزَالُ النَّاسُ بِخَیْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَتَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوی فَإِذَا لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبرکات وَسُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَلَمْ یَکُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِی الأَرْضِ وَلا فِی السَّمَاءِ؛ تا زمانی که مردم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نموده، یکدیگر را بر نیکی یاری کنند، همواره در خیر و سعادت خواهند بود، و درغیراین صورت، برکت‌ها ی الهی از آنان گرفته خواهد شد و برخی [اشرار] بر دیگران مسلط خواهند شد و در زمین و آسمان، یاوری نخواهند داشت.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

إِنَّ لِلَّهِ [تَعَالَی‏] فِی کُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَمَنْ قَصَّرَ فِیهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِه‏؛ خدا را در هر نعمتی حقی است هرکس آن را بپردازد، فزونی یابد و آن‌کس که نپردازد و کوتاهی کند، در خطر نابودی قرار می‌گیرد.

امام باقر علیه‌السلام از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین نقل کرده است:

... لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِی قَوْمٍ قَطُّ حَتَّی یُعْلِنُوهَا إِلاّ ظَهَرَ فِیهِمُ الطَّاعُونُ وَالأَوْجَاعُ الَّتِی لَمْ تَکُنْ فِی أَسْلافِهِمُ الَّذِینَ مَضَوْا وَلَمْ یَنْقُصُوا الْمِکْیَالَ وَالْمِیزَانَ إِلاّ أُخِذُوا بِالسِّنِینَ وَشِدَّةِ الْمَئُونَةِ وَجَوْرِ السُّلْطَانِ وَلَمْ یَمْنَعُوا الزَّکَاةَ إِلاّ مُنِعُوا الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاء... ؛. هیچ‌گاه در مردمی فاحشه [زنا] پیدا نشود که آن را آشکار کنند، مگر این که در میانشان طاعون و دردهایی که در گذشتگان آنان سابقه نداشته، پدید می‌آید و از پیمانه و ترازو کم نگذارند، مگر این که به قحطی و سختی در تأمین مخارج زندگی و ستم سلطان، دچار شوند و از دادن زکات، منع ننمایند، مگر این که آمدن باران آسمان بر آنها ممنوع گردد... .

بر اساس کلام معصومین علیهم‌السلام افراد و اقوام و مللی که به معصیت و گناه روی آورند و نسبت به نعمت‌های الهی بی تفاوت و مسئولیت ناپذیر باشند، دچار قهر و غضب خداوند خواهند شد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

أَیُّمَا نَاشِئٍ نَشَأَ فِی قَوْمِهِ ثُمَّ لَمْ یُؤَدَّبْ عَلَی مَعْصِیَةٍ کَانَ اللهُ أَوَّلَ مَا یُعَاقِبُهُمْ بِهِ أَنْ یَنْقُصَ فِی أَرْزَاقِهِمْ؛ هر گناهی که در جامعه رواج پیدا کند و بر آن معصیت اعتراضی صورت نگیرد، اولین چیزی که خداوند آنها را به آن عذاب می‌کند، این است که ارزاق آنها را کم می‌کند.

در حدیث دیگری آمده است:

حَیاة دَوابّ البَحر بِالمَطَر، فَإذا کفّ المَطَر، ظَهَر الفَسادُ فِی البَرِّ وَالبَحر وَذلکَ إذا کَثرتِ الذُّنوب وَالمَعاصِی؛ زندگی موجودات دریا، به وسیلة باران است. هنگامی که باران نبارد، هم خشکی‌ها به فساد کشیده می‌شود و هم دریا و این هنگامی است که گناهان فزونی گیرد.

بنابراین، فساد گنه کاران، مانع از سودبخشی آب و خاک و عامل زوال نعمت‌های الهی است.

در دعاها می‌خوانیم:

... وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُنْزِلُ النِّقَمَ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَقْطَعُ الرَّجَاءَ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُدِیلُ الأَعْدَاءَ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی یُسْتَحَقُّ بِهَا نُزُولُ الْبَلاءِ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَحْبِسُ غَیْثَ السَّمَاءِ وَاغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَکْشِفُ الْغِطَاءَ... .

در این دعاها از گناهانی که بدبختی‌ها، دگرگونی و زوال نعمت‌ها، فرود آمدن بلاها و... را در پی دارد، به خداوند پناه می‌بریم و بخشش این گناهان را از او درخواست می‌کنیم.

تسلط اشرار

در جامعه‌ای که نسبت به مفاسد بی‌اعتنایی وجود داشته باشد، افراد گنه کار، جسارت و جرئت ارتکاب گناه پیدا می‌کنند و ظلم و فساد، گسترش می‌یابد و دراین‌صورت، اشرار در جامعه زیاد شده، بر مردم چیره می‌شوند و آرامش و آسایش را از آنان سلب می‌کنند.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

وَلَقَدْ کاَنُواْ عَاهَدُواْ اللهَ مِن قَبْلُ لا یُوَلُّونَ الأَدْبَارَ وَکاَنَ عَهْدُ اللهِ مَسْؤُولاً؛ باآن که قبلاً با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت [به دشمن‏] نکنند و پیمان خدا همواره بازخواست دارد.

در نفسیر نمونه آمده است:

سپس قرآن، این گروه منافق را به محاکمه می‌کشد و می‌گوید: آنها قبلاً با خدا عهد و پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند و بر سر عهد خود در دفاع از توحید و اسلام و پیامبر، بایستند. مگر آنها نمی‌دانند که عهد الهی مورد سؤال قرار خواهد گرفت و آنها در برابر آن مسئولند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام در وصیت خود به حسنین علیهماالسلام فرمود:

لا تَتْرُکُوا الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّی عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ [أَشْرَارُکُمْ‏] ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا یُسْتَجَابُ لَکُم‏... ؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط می‌شوند و آن گاه هرچه خدا را بخوانید، جواب نمی‌دهد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

خداوند، پیامبری به نام ارمیا علیه‌السلام برای بنی‌اسرائیل فرستاد... و به او وحی می‌کرد که به بنی اسرائیل بگو: من آنان را از هر بیگانه‌ای پاک کردم و همة جباران و ستم گران را از حکومت آنان برکنار نمودم؛ اما آنان به وعده [و میثاق الهی] خود عمل نکردند و به گناهان روی آوردند؛ بنابراین، کسی را بر آنان مسلط خواهم ساخت که خونشان را بر زمین ریزد؛ اموالشان را غارت کند... و اگر [برای نجات خود] دعا کنند، اجابت نخواهد شد... وقتی ارمیا علیه‌السلام این پیام را به آنان رساند، علمای آنان بی تاب شده، گفتند: ای رسول خدا! گناه ما چیست؟ ما که مانند آنان مرتکب گناه نشده‌ایم!... وحی آمد که به آنان بگو: [گناه شما این است که] شما منکر را دیدید، ولی از آن نهی نکردید. خداوند بر آنان «بخت نصر» را مسلط ساخت. [آن‌گاه امام به مخاطب خویش فرمود:] می‌دانی و شنیده‌ای که چه بر سر آنان آورد.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرمایند:

لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسْتَعْمَلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ فَیَدْعُو خِیَارُکُمْ فَلا یُسْتَجَابُ لَهُمْ؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنید که درغیراین صورت، اشرار شما، شما را به کار خواهند کشید [و بر شما حاکم خواهند شد]. آن گاه خوبان شما [برای رهایی از ظلم و جور اشرار] دعا می‌کنند؛ ولی دعایشان مستجاب نمی‌شود.

پس اگر در برابر فساد، انحراف و گناه، بی‌تفاوت باشیم، فساد به‌تدریج، گسترش پیدا می‌کند؛ آزادی از افراد سلب می‌شود؛ محیط اجتماعی دچار ناامنی می‌شود و درنتیجه، افراد فاسد بر مردم حاکم خواهند شد.

شیوع خرافه و اندیشه‌های انحرافی

با گسترش فساد و بی‌توجهی مردم نسبت به آن، افکار و اندیشه‌های انحرافی در بین مردم گسترش پیدا می‌کند و افراد جامعه به فرقه‌های منحرف روی می‌آورند.

خداوند متعال می‌فرماید:

«وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ».

و از فتنه‌ای که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد، بترسید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است.

مرحوم علامه طباطبایی می‌نویسد: «به همین جهت باید مقصود از فتنه، هر چند مختص به بعضی از مؤمنین است، فتنه‌ای باشد که تمامی افراد امت بایستی در صدد دفع آن برآیند و با امر به معروف و نهی از منکر که خدا بر ایشان واجب کرده، از شعله‌ور شدن آتش آن جلوگیری به عمل آورند؛ و بنابر این، برگشت معنای آیه به تحذیر تمامی مسلمانان از سهل‌انگاری در امر اختلافات داخلی خواهد بود؛ چون این گونه اختلافات، آنان را به تفرقه و اختلاف کلمه، تهدید نموده و باعث می‌شود که وحدت مسلمین به تشتت و چند دستگی مبدل شود و معلوم است که در این صورت، هر دسته که غالب شود، زمام را به دست می‌گیرد و نیز معلوم است که این غلبه، غلبه ی فساد است؛ نه غلبه ی کلمه ی حق و دین حنیف که خداوند تمامی مسلمانان را در آن شریک کرده.

پس گویا این که فتنه مختص به یک دسته است، یعنی مختص به ستمکاران و لیکن اثر سوء آن، دامن‌گیر همه شده و در اثر اختلاف، همه دچار ذلت و مسکنت و هر بلا و تلخ کامی دیگری می‌شوند و همه در پیشگاه خدای تعالی، مسئول می‌گردند.

عوامل متعددی در پیدایش فرقه‌های انحرافی تأثیر دارند که برخی از آنها عبارتند از:

۱. عدم شناخت و ناآگاهی مردم از آیات و روایات.

۲. ناآگاهی نسبت به سیرة پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت علیهم‌السلام.

۳. عدم بصیرت نسبت به معارف الهی و احکام دینی.

۴. عدم شناخت معیارهای حق و باطل.

۵. ایجاد فتنه و اختلاف در بین آحاد جامعه توسط فرصت طلب‌ها.

۶. عدم تقویت روحیة مسئولیت‌پذیری در افراد جامعه.

«در کتاب احتجاج طبرسی آمده است: هنگامی که امیرالمؤمنین علیه‌السلام بصره را فتح کرد، مردم اطراف آن حضرت را گرفتند و در میان آنها «حسن بصری» بود که الواحی با خود آورده بود که هر سخنی را که امیر مؤمنان علی علیه‌السلام می‌فرمود، فوری یادداشت می‌کرد. امام با صدای بلند او را در میان جمعیت مخاطب قرار داده، فرمود: چه می‌کنی؟ عرض کرد: آثار و سخنان شما را می‌نویسم؛ تا برای آیندگان بازگو کنم. امیر مؤمنان علیه‌السلام فرمود:

... أَمَا إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیّاً وَ هَذَا سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا أَنَّهُ لَا یَقُولُ لا مِساسَ وَ لَکِنَّهُ یَقُولُ لَا قِتَال‏؛ بدانید هر قوم و جمعیتی سامری ای دارد و این مرد (حسن بصری) سامری این امت است! تنها تفاوتش با سامری زمان موسی علیه‌السلام، این است که هرکس به سامری نزدیک می‌شد، می‌گفت: «لامساس» (هیچ‌کس با من تماس نگیرد)؛ ولی این به مردم می‌گوید: «لاقتال» (یعنی نباید جنگ کرد؛ حتی با منحرفان) که اشاره به تبلیغاتی است که حسن بصری برضد جنگ جمل داشت.

امیر المؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ای فرمود:

... وَمَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلاّ تُرِکَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَالْزَمُوا الْمَهْیَعَ إِنَّ عَوَازِمَ الأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَإِنَّ [مُحْدَثَاتِهَا] مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛ هیچ بدعتی در دین ایجاد نمی‌شود، مگر آن که سنتی در دین ترک گردد. پس از بدعت‌ها بپرهیزید و با راه راست و جاده ی آشکار حق باشید. نیکوترین کارها سنتی است که سالیانی بر آن گذشته و درستی آن ثابت شده باشد و بدترین کارها، آن است که تازه پیدا شده و آیندة آن روشن نیست.

اگر افراد نسبت به اجرای دستورهای الهی سست شوند و سنت‌های دینی را ترک کنند و بی‌توجهی به احکام دین گسترش یابد، بدعت‌ها شیوع پیدا می‌کند.

برای مقابله با شیوع خرافه و اندیشه‌های انحرافی باید به نکات زیر توجه شود:

الف. بررسی ریشه‌های خرافه و انحراف.

ب. از بین بردن زمینه‌های خرافه و انحراف.

ج. مبارزه با جهل و ناآگاهی مردم.

د. گسترش فرهنگ مطالعه و بالا بردن سطح آگاهی دینی.

ه. برخورد قانونی با منحرفان و مفسدان.

شرکت در گناه دیگران

اگر افراد جامعه به گناه و منکر روی آورند و دیگران مانع آنها نشوند و با بی‌اعتنایی از آن بگذرند، این بی‌توجهی درواقع، تأیید کارهای آنان است و درحقیقت نوعی توافق با گنه کاران محسوب می‌شود.

در نفسیر نمونه آمده است:

پس نیکان جامعه وظیفه دارند که در برابر گناهکاران سکوت نکنند و اگر سکوت اختیار کنند، در سرنوشت آنها نزد خدوند، سهیم و شریک خواهند بود.

در قرآن کریم آمده است:

وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا؛ و البته [خدا] در کتاب [قرآن‏] بر شما نازل کرده که هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار می‌گیرد، با آنان منشینید، تا به سخنی غیر از آن درآیند؛ زیرا دراین صورت، شما هم مثل آنان خواهید بود. به درستی که خداوند، منافقان و کافران را در دوزخ گرد خواهد آورد.

در نفسیر نمونه آمده است:

از این آیة شریفه چند نکته ی زیر استفاده می‌شود:

الف. شرکت در جلسات گناه، به منزلة شرکت در گناه است؛ اگر چه شرکت کننده ساکت باشد؛ زیرا این‌گونه سکوت‌ها، یک نوع رضایت و امضای عملی است.

ب. کسانی که با سکوت خود و شرکت در این گونه جلسات، عملاً گناهکاران را تشویق می‌کنند، مجازاتی همانند مرتکبین گناه دارند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَی عَنْ مُنْکَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَی خَیْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیکٌ وَمَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَیْهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیکٌ؛ کسی که به معروفی امر کند یا از منکر نهی کند یا بر کار خوبی راهنمایی کند یا به آن اشاره کند، شریک در آن نیکی است و کسی که به بدی امر کند یا به آن راهنمایی کند یا به آن اشاره کند، در آن بدی شریک است.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَالسُّخْطُ وَإِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللهُ بِالْعَذَابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا فَقَالَ سُبْحَانَهُ‏ «فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِین» ... ؛. ای مردم! همة افراد جامعه در خشنودی و خشم، شریک می‌باشند؛ چنان‌که شتر مادة ثمود را یک نفر دست و پا برید؛ اما عذاب آن، تمام قوم ثمود را گرفت؛ زیرا همگی آن را پسندیدند. خداوند سبحان می‌فرماید: ماده شتر را پی کردند و سرانجام، پشیمان شدند... .

همچنین آن حضرت فرمود:

الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَعَلَی کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَإِثْمُ الرِّضَی [الرِّضَا] بِه‏؛ آن کس که از کار گروهی خشنود باشد، چونان کسی است که همراه آنان بوده است و هرکس که به باطلی روی آورد، دو گناه بر عهدة او باشد؛ گناه کردار باطل و گناه خشنودی به کار باطل.

پس سکوت در برابر گناه و فساد شرکت در گناه دیگران محسوب می‌شود و خشم الهی را برمی‌انگیزد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

مَنْ لَهُ جَارٌ وَیَعْمَلُ بِالْمَعَاصِی فَلَمْ یَنْهَهُ فَهُوَ شَرِیکُه؛ هرکس همسایه‌ای دارد که اهل معصیت است و او را نهی نمی‌کند، در گناه او شریک است.

اساساً مسئولیت ناپذیری و بی اعتنایی نسبت به فساد از دیدگاه قرآن و روایات، مذموم و ناپسند است. پس افرادی که نسبت به مفاسد، بی‌توجه هستند و یا از انجام آن خشنود می‌باشند، مانند افرادی هستند که گناه را انجام داده‌اند.

دچار شدن به لعن و نفرین

اگر افراد در جامعه، نسبت به مفاسد بی‌اعتنا باشند، گرفتار لعن و نفرین خداوند، انبیاء و اولیاء می‌شوند.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

«لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنیِ إِسرَْ ءِیلَ عَلیَ لِسَانِ دَاوُدَ وَ عِیسیَ ابْنِ مَرْیَمَ ذَالِکَ بِمَا عَصَواْ وَّ کَانُواْ یَعْتَدُون».

از میان فرزندان اسرائیل، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند. این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده، [از فرمان خدا] تجاوز می‌کردند.

در آیه ی دیگری آمده است:

«کَانُواْ لَا یَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعَلُون‏».

[و] از کار زشتی که آن را مرتکب می‌شدند، یکدیگر را بازنمی‌داشتند. راستی چه بد بود آنچه می‌کردند.

در معنای لعن چنین آمده است:

«و اللعن: الطرد من الرحمة، أبعدهم وطردهم من الرحمة»؛ لعن به معنای طرد و دوری از رحمت وسیع پروردگار است.

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:

حضرت داوود علیه‌السلام، اهل [ایله] را به واسطة گناهی که در روز شنبه مرتکب شده بودند، لعن کرد. این گناه در زمان وی روی داد. او به درگاه خدا عرض کرد: خدایا! لباس لعنت بر آنها بپوشان و خدا آنها را به شکل بوزینگان درآورد و این، به خاطر معصیت و تجاوز ایشان است؛ زیرا آنها یکدیگر را نهی نمی‌کردند و کارهای زشت را بدون توجه به منع خداوند، مرتکب می‌شدند.

ابن‌عباس می‌گوید:

بنی اسرائیل سه فرقه بودند، فرقه‌ای که در روز شنبه مرتکب معصیت شدند و فرقه‌ای که آنها را از این کار نهی می‌کردند؛ ولی از معاشرت با آنها خودداری نکردند و فرقه‌ای که آنها را نهی کردند و از آنها جدا شدند. دو فرقة اول، ملعون شمرده شدند.

به همین منظور، پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود:

امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنید؛ دست نادانان را بگیرید و آنها را به راه حق بیاورید وگرنه، خداوند دل‌های شما را به هم مربوط می‌سازد و همة شما را لعنت می‌کند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ [الْقُرُونَ الْمَاضِیَةَ] بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلاّ لِتَرْکِهِمُ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللهُ السُّفَهَاءَ لِرُکُوبِ الْمَعَاصِی وَالْحُلَمَاءَ لِتَرْکِ التَّنَاهِی... ؛. به درستی که خدای سبحان، مردم روزگاران گذشته را از رحمت خود دور نساخت، مگر برای ترک امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر. پس خداوند، بی‌خردان را برای نافرمانی و خردمندان را برای ترک بازداشتن دیگران از گناه، لعنت کرد...

عذاب و عقوبت الهی

یکی دیگر از پیامدهای ناگوار مسئولیت‌ناپذیری، عذاب و عقوبت الهی است. سنت الهی این‌چنین است که اگر جامعه‌ای به فساد و گناه آلوده شود و افراد نسبت به گنه کاران بی‌اعتنا باشند، قهر الهی این جامعه را دربر می‌گیرد و افراد خوب و بد، همه در عذاب الهی گرفتار می‌شوند.

 خداوند متعال می‌فرماید:

وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ؛ و از فتنه‌ای که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد، بترسید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است.

آیه الله مکارم در این باره می‌نویسد: درحقیقت، خاصیت حوادث اجتماعی چنین است. هنگامی که جامعه در ادای رسالت خود کوتاهی کند و براثر آن، قانون‌شکنی‌ها و هرج‌ومرج‌ها و ناامنی‌ها و مانند آن به بار آید، نیکان و بدان در آتش آن می‌سوزند و این، اخطاری است که خداوند در این آیه به همة جوامع اسلامی می‌کند و مفهوم آن این است که افراد جامعه نه تنها موظفند وظایف خود را انجام دهند، بلکه باید دیگران را هم به انجام وظیفه وادارند؛ زیرا اختلاف و پراکندگی و ناهماهنگی در مسائل اجتماعی، موجب شکست برنامه‌ها خواهد شد و دود آن در چشم همه می‌رود. من نمی‌توانم بگویم چون وظیفة خود را انجام داده‌ام، از آثار شوم وظیفه‏‌نشناسی‌های دیگران برکنار خواهم ماند؛ چه این که آثار مسائل اجتماعی، فردی و شخصی نیست.

همچنین افراد مسئولیت‌ناپذیر در قیامت مورد بازخواست الهی قرار خواهند گرفت.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

وَ قِفُوهُمْ إِنهَّم مَّسُولُون‏؛ و بازداشتشان نمایید که آنها مسئولند.

آری، آنها باید متوقف گردند و به سؤالات مختلف پاسخ گویند.

اما از آنها پیرامون چه چیز سؤال می‌شود؟

بعضی گفته‌اند: از بدعت‌هایی که گذارده‌اند.

بعضی دیگر گفته‌اند: از اعمال زشت و خطاهایشان.

بعضی افزوده‌اند: از توحید و لا اله الا اللَّه.

بعضی گفته‌اند: از نعمت‌ها؛ از جوانی، تندرستی، عمر، مال و مانند اینها و در روایت معروفی که از طرق اهل سنت و شیعه نقل شده، آمده است که از ولایت علی علیه السلام سؤال می‌شود؛ البته این تفاسیر با هم منافاتی ندارد؛ چرا که در آن روز از همه چیز سؤال می‌شود؛ از عقائد، از توحید و ولایت، از گفتار و کردار و از نعمت‌ها و مواهبی که خدا در اختیار انسان گذارده است.

در مجمع البیان آمده است:

انس بن مالک از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل می‌کند که در شب معراج بر مردمی گذشتم که لبانشان را با آلاتی آتشین می‌بریدند. من از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟ او گفت: اینها خطبا و گویندگان و واعظانی هستند که خود به آنچه می‌گفتند، عمل نمی‌کردند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

... لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیَعُمَّنَّکُمْ عَذَابُ اللهِ... ؛. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنید وگرنه، عذاب خدا شامل همة شما خواهد شد... .

در حدیث دیگری آمده است:

خداوند در زمانی قبل از شما به جبرئیل وحی نمود و او را مأموریت داد شهری را که دارای کفار و فجار بودند، به زمین فرو برد! جبرئیل جهت امتثال امر الهی به آن دیار رهسپار شد و پس از آن عرضه داشت: پروردگارا! همة آنها را به زمین فرو می‌برم؛ به جز فلان فرد زاهد را. سپس خداوند عزوجل فرمود: زاهد را قبل از سایر کفار و فجار به زمین فرو ببر. جبرئیل از پروردگار پرسید: برای چه او را به زمین برو ببرم؛ در حالی که او زاهد و عابد است؟ خداوند فرمود: من او را توانایی و قدرت عطا کردم؛ ولی او امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نمی‌کند و پیوسته بر محبت و علاقه به آنها زیاده‌روی می‌کرد؛ درحالی که غضب و خشم من نسبت به آنان زیاد بود... .

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

إِنَّ اللهَ لا یُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِذَنْبِ الْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْکَرِ سِرّاً مِنْ غَیْرأنْ تَعْلَمَ الْعَامَّةُ فَإِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْکَرِ جِهَاراً فَلَمْ تُغَیِّرْ ذَلِکَ الْعَامَّةُ اسْتَوْجَبَ الْفَرِیقَانِ الْعُقُوبَةَ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ؛ به درستی که خداوند، عامة مردم را به جهت گناه عده‌ای خاص، عذاب نمی‌کند؛ درصورتی‌که آن عده، گناه را مخفیانه و بدون اطلاع عامة مردم انجام دهند؛ اما اگر افراد، اعمال زشت را آشکارا انجام دهند و اکثریت مردم به آنها اعتراض نکنند، هم آن افراد گناهکار و هم اکثریت ساکت، مستحق عقوبت الهی می‌گردند.

بنابراین سکوت در برابر گناه دیگران، مورد مذمت قرار گرفته است و افراد بی‌تفاوت، مشمول عذاب الهی قرار خواهند گرفت.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید:

... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاءَ تَرْکُ إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ وَتَرْکُ مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ وَتَضْیِیعُ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَر... ؛. گناهانی که سبب فرود آمدن بلا بر مردم می‌شود، عبارتند از: به فریاد ستم دیده و دل سوخته نرسیدن، به یاری مظلوم نشتافتن و پایمال ساختن امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر... .

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:

... هُنَالِکَ یَتِمُّ غَضَبُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ عَلَیْهِمْ فَیَعُمُّهُمْ بِعِقَابِهِ فَیُهْلَکُ الأَبْرَارُ فِی دَارِ الْفُجَّارِ وَالصِّغَارُ فِی دَارِ الْکِبَار... ؛. در آن زمان است که غضب خداوند بلندمرتبه بر آنها فرود می‌آید که عقاب الهی همه را فرا می‌گیرد؛ به صورتی که نیکان در خانة بدکاران و کودکان در خانة بزرگان، هلاک می‌شوند... .

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

مَا أَقَرَّ قَوْمٌ بِالْمُنْکَرِ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ لا یُغَیِّرُونَهُ إِلاّ أَوْشَکَ أَنْ یَعُمَّهُمُ اللهُ بِعِقَابٍ مِنْ عِنْدِهِ؛ مردمی که نسبت به منکرات رایج در بینشان واکنشی از خود نشان نداده، درصدد تغییر آن برنیایند، عذاب فراگیر پروردگار، گریبان گیر آنان خواهد شد.

همچنین در روایتی در تفسیر آیة شریفة فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ... ، آمده است: سه گروه بودند؛ گروهی که فرمانبر بودند و امر بدان هم می‌کردند و رهایی یافتند و گروهی که خود فرمانبر بودند؛ ولی امربه‌معروف نمی‌کردند که اینها به شکل مورچه درآمدند و گروهی که نه خود فرمانبر بودند و نه امربه‌معروف می‌کردند که اینها نابود شدند.

امام رضا علیه‌السلام از رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین نقل کرده:

إِذَا أُمَّتِی تَوَاکَلَتِ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلْیَأْذَنُوا بِوِقَاعٍ مِنَ اللهِ تَعَالَی؛ زمانی که امت من، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را به یکدیگر واگذارند [و آن را ترک گویند] باید بدانند که به نبرد با خدا برخاسته‌اند [و او را در برابر خود قرار داده‌اند؛ پس آمادة نتایج هلاکت بار آن باشند].

بنابراین، اگر نسبت به گناه بی‌توجه باشیم، زمینه‌های هلاکت را فراهم کرده، دچار عقوبت الهی می‌شویم.

گسترش مفاسد اجتماعی

مسئولیت‌ناپذیری، عامل مهم و اصلی در ایجاد زمینة گناه و گسترش آن می‌باشد.

ازآن جا که چگونگی عملکرد افراد جامعه نشان گر اخلاق عمومی آن جامعه می‌باشد، درصورتی‌که افراد نسبت به گناه و فساد بی‌اعتنا باشند، نظام اخلاقی آن جامعه دچار انحطاط و ضعف شده، افراد به گمراهی و تباهی کشیده می‌شوند.

در چنین جامعه‌ای، معروف به منکر تبدیل خواهد شد و درنتیجه این جامعه از هدایت و رستگاری محروم می‌شود و در گمراهی و تباهی فرو می‌رود.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

إِنَّ الَّذِینَ یحُِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فیِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فیِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنتُمْ لَا تَعْلَمُون؛ کسانی که دوست دارند زشتکاری در میان آنان که ایمان آورده‌اند، شیوع پیدا کند، برای آنان در دنیا و آخرت، عذابی دردناک خواهد بود و خدا [ست که‏] می‌داند و شما نمی‌دانید.

آیه الله مکارم در این باره می‌نویسد: از آن جا که انسان، یک موجود اجتماعی است، جامعه ی بزرگی که در آن زندگی می‌کند، از یک نظر همچون خانه اواست و حریم آن همچون حریم خانه ی او محسوب می‌شود؛ پاکی جامعه به پاکی او کمک می‌کند و آلودگی آن به آلودگی اش.

طبق همین اصل، در اسلام با هر کاری که جو جامعه را مسموم یا آلوده کند، شدیداً مبارزه شده است.

اصولاً گناه همانند آتش است؛ هنگامی که در نقطه‌ای از جامعه این آتش روشن شود، باید سعی و تلاش کرد که آتش خاموش یا حد اقل محاصره گردد؛ اما اگر به آتش دامن زنیم و آن را از نقطه‌ای به نقطه ی دیگر ببریم، حریق، همه جا را فرا خواهد گرفت و کسی قادر بر کنترل آن نخواهد بود.

از این گذشته، عظمت گناه در نظر عامه ی مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگی‌ها خود سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق، این سد را می‌شکند؛ گناه را کوچک می‌کند و آلودگی به آن را ساده می‌نماید.

در حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می‌خوانیم:

مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا... ؛ کسی که کار زشتی را نشر دهد، همانند کسی است که آن را در آغاز انجام داده. ‏

در تفسیر نور آمده است:

اشاعة فحشا و دعوت به منکرات و نهی از خوبی‌ها، نشانة نفاق است و در فرهنگ منافقان، خیررسانی وجود ندارد.

برآورده نشدن دعا

با بی اعتنایی افراد نسبت به انجام خوبی‌ها و ترک گناهان، رحمت خداوند از آنها دور می‌شود و دعاهایشان مستجاب نخواهد شد.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید:

لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسْتَعْمَلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ فَیَدْعُو خِیَارُکُمْ فَلا یُسْتَجَابُ لَهُم‏؛ امربه‌معروف کنید و نهی‌ازمنکر نمایید و درصورتی که آن را ترک کنید، اشرار بر شما مسلط شده، افراد نیکوکار شما دعا می‌کنند؛ ولی دعایشان مستجاب نمی‌شود.

نفوذ و سلطة بیگانگان

اگر افراد جامعه نسبت به مفاسد، بی‌اعتنا باشند، فساد در جامعه فراگیر و پایه‌های نظام اجتماعی سست می‌شود و دراین‌صورت، بیگانگان جرئت دخالت پیدا کرده، به جامعه طمع می‌ورزند.

امام رضا علیه‌السلام می‌فرماید:

أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَلَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ الْبَاطِلِ لَمْ یَطْمَعْ فِیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ وَلَمْ یَقْوَ مَنْ قَوِیَ عَلَیْکُمْ لَکِنَّکُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَلَعَمْرِی لَیُضَعَّفَنَّ لَکُمُ التِّیهُ مِنْ بَعْدِی أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ... ؛ ای مردم! اگر در یاری حق کوتاهی نمی‌کردید و در از بین بردن باطل سستی نداشتید، دیگرانی که مثل شما نیستند، بر شما طمع نمی‌کردند و بر تسلط آنها افزوده نمی‌شد؛ مانند سرگردانی بنی‌اسرائیل. به جان خودم سوگند! پس از من، این سرگردانی شما چندین برابر خواهد شد؛ زیرا حق را رها کردید.

زوال تمدن‌ها و سقوط ملت‌ها

یکی از مهم‌ترین عوامل سقوط و انحطاط تمدن‌ها و ملت‌ها، بی‌تفاوتی نسبت به گسترش مفاسد در سطوح مختلف جامعه می‌باشد.

در قرآن کریم آمده است:

أَ وَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ کَانُوا مِن قَبْلِهِمْ کَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِی الأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا کَانَ لَهُم مِّنَ اللهِ مِن وَاقٍ؛ ‏ آیا در زمین گردش نمی‌کنند؛ تا ببینند فرجام کسانی که پیش از آنها [زیسته‏]اند، چگونه بوده است؟ آنها از ایشان نیرومندتر [بوده‌اند‏] و آثار [پایدارتری‏] در روی زمین [از خود باقی گذاشتند] و با این همه، خدا آنان را به کیفر گناهانشان گرفتار کرد و در برابر خدا پشتیبانی نداشتند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... وَاحْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالأُمَمِ قَبْلَکُمْ مِنَ الْمَثُلاتِ بِسُوءِ الأَفْعَالِ وَذَمِیمِ الأَعْمَالِ فَتَذَکَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَالشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ وَاحْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا أَمْثَالَهُم‏... ؛. از کیفرهایی که براثر کردار بد و کارهای ناپسندبر امت‌های پیشین فرود آمد، خود را حفظ کنید، و حالات گذشتگان را در خوبی‌ها و سختی‌ها به یاد آورید، و بترسید که همانند آنها باشید... .

آن حضرت در خطبه ی دیگری می‌فرماید:

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَهْلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ وَأَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْه‏؛ پس از یاد خدا و درود، همانا ملت‌های پیش از شما به هلاکت رسیدند؛ بدان جهت که حق مردم را نپرداختند؛ پس دنیا را با رشوه دادن به‌دست آوردند و مردم را به راه باطل بردند و آنان، اطاعت کردند.

«پس گناه، عامل قهر الهی است و زوال تمدن‌ها و سقوط ملت‌ها، کیفر گناه و کفر آنان است».

سلب آرامش روحی و روانی

ترک امر به معروف و نهی از منکر، موجب گسترش فساد و در نتیجه اضطراب در جامعه می‌شود. در تفسیر نمونه در این باره آمده است:

به‌طور کلی، آرامش و دلهره، نقش بسیار مهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعادت و بدبختی انسان‌ها دارد و چیزی نیست که بتوان از آن به آسانی گذشت. ‏

اضطراب و نگرانی، یکی از بزرگ‌ترین بلاهای زندگی انسان‌ها بوده و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی و اجتماعی کاملاً محسوس است.

با اجرای دستورها و احکام الهی، انسان به آرامش روحی می‌رسد. دعا، توکل و توسل، مهم‌ترین از عوامل تقویت روحی و آرامش روان هستند؛ و درصورت بی تفاوتی نسبت به فراگیری فساد در جامعه و عدم مقابلة با آن، این آرامش سلب شده، افراد دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند.

در قرآن کریم آمده است:

الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللهِ أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ کسانی که ایمان آورده‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش می‌یابد.

در تفسیر نور، نکات زیر از این آیه استفاده شده است:

یاد خدا تنها به ذکر زبانی نیست؛ اگرچه یکی از مصادیق روشن یاد خداست؛ زیرا آنچه مهم است، یاد خدا بودن در تمام حالات خصوصاً در وقت گناه است. یاد خداوند برکت‌های بسیار دارد؛ ازجمله:

الف. یاد نعمت‌های او، عامل شکر اوست.

ب. یاد قدرت او، سبب توکل بر اوست.

ج. یاد الطاف او، مایة محبت اوست

د. یاد قهر و خشم او، عامل خوف از اوست.

ه. یاد عظمت و بزرگی او، سبب خشیت در مقابل اوست.

و. یاد علم او به پنهان و آشکار، مایة حیا و پاک‌دامنی ماست.

ز. یاد عفو و کرم او، مایة امید و توبه است.

ح. یاد عدل او، عامل تقوا و پرهیزگاری است.

در آیه ی دیگری آمده است:

أَلا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ آگاه باشید که بر دوستان خدا، نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می‌شوند.

از این آیه نیز نکات استفاده شده است:

کسی که خوف الهی داشته باشد، خوفی دیگر نخواهد داشت.

اولیای خدا، آینده‌ای روشن و بدون بیم و اندوه دارند.

ایمان و تقوا، خصلتِ ریشه‌دارِ اولیای خداست.

ایمان و تقوای دائمی، هم سبب رفع نگرانی است و هم انسان را از اولیای خدا قرار می‌دهد.

فصل سوم: راهکارهای تقویت روحیه ی مسئولیت پذیری

آفرینش انسان براساس نظام تکوین و تشریع و بر پایة رشد و تعالی اخلاقی و معنوی، طراحی شده، تا به مقامی خلیفة اللهی برسد و بهشت موعود، ثمرة مجاهدات او شود. از این رو، خداوند متعال قوانین و احکام را توسط پیامبران الهی برای هدایت و راهنمایی انسان‌ها فرستاد.

این قوانین و احکام، جنبة فردی و اجتماعی دارند و نشان‌دهندة این هستند که برنامه‌ریزی مکتب اسلام، تنها برای خودسازی فردی نیست؛ بلکه صلاح و اصلاح جامعه را هم در نظر دارد.

دشمنان اسلام و نفس سرکش آدمی درصددند با عدم رعایت ضوابط و دستورهای الهی، نفوس بشری را به گناه و فساد بکشند و درنتیجه، جامعه و افراد آن را در مسیر ناصواب و ضلالت قرار دهند و با بی‌تفاوتی و مسئولیت‌ناپذیری، گناه و بی‌بندوباری و تخلف را در جامعه افزایش دهند. دراین‌صورت، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر که نوعی نظارت عمومی و همگانی در جامعه است، می‌تواند عاملی مهم و بازدارنده از انحراف و گناه باشد.

به‌همین‌منظور، توجه به جایگاه، عظمت و فضیلت روحیة مسئولیت‌پذیری دارای اهمیت است و درصورت آگاهی از برکت‌های این امر مهم و شناخت راهکارهای عملی برای تقویت روحیة مسئولیت‌پذیری، می‌توان به دستورهای الهی عمل کرد و به جایگاه رفیع انسانیت نایل شد.

برخی عوامل مهم برای ایجاد روحیه ی مسئولیت پذیری عبارتند از:

توجه به جایگاه و اهمیت، مسئولیت‌پذیری

دین مقدس اسلام به روحیة مسئولیت‌پذیری، اهمیت فراوانی داده است و کوتاهی در این امر را مانع اجرای دستورهای الهی و مغایر فطرت بیدار، علاقه به مردم، سلامتی جامعه و غیرت دینی دانسته است.

مسئولیت‌پذیری که شامل هدایت، دعوت، ارشاد و نصیحت می‌شود، همواره بزرگ‌ترین عامل پیشرفت و گسترش و توسعه ی آیین مقدس اسلام یوده است.

 احکام انسان‌ساز اسلام به تمامی ابعاد روحی انسان و جنبه‌های فردی و اجتماعی او توجه داشته است؛ بنابراین، برای رسیدن به سعادت و خوشبختی، اجرای احکام الهی، امری ضروری است.

اسلام به احکام اجتماعی بیش از احکام فردی، اهمیت داده است؛ زیرا انسان، موجودی اجتماعی است و جامعه نقشی اساسی در هدایت یا گمراهی افراد دارد.

باید به این نکته توجه کرد که امور مهم در فرهنگ اسلامی، در فرهنگ غربی، نه‌تنها پسندیده نمی‌باشد، بلکه مورد نکوهش و سرزنش هم واقع می‌شوند. یکی از این امور، نهی از منکر است که از نظر آنان، این امر دخالت در امور شخصی دیگران کاری ناپسند است.

در جامعة امروز، اگر نسبت به مفاسد بی‌اعتنا باشیم، درواقع، مانند سرنشینان کشتی ای خواهیم بود که سوراخ کردن کشتی ازجانب یک همسفر را می‌بینند؛ ولی با سکوتشان، باعث مرگ و نابودی همه می‌شوند؛ اما اگر خود را نسبت به عملکرد دیگران مسئول بدانیم و این را درک کنیم که چه‌بسا سکوت و بی‌توجهی ما، موجب خشم الهی می‌شود و نه‌تنها در این دنیا، بلکه در آخرت، دچار عقوبت الهی خواهیم شد، در این صورت نسبت به آنچه پیرامون ما می‌گذرد، بی‌تفاوت نمی‌مانیم.

نظارت همگانی و مسئولیت‌پذیری در جامعة اسلامی، ازجمله قوانین ضروری و مهمی است که اجرای آن، موجب بقا و پایداری جامعه و فلاح و رستگاری افراد آن می‌شود.

«پس امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، واجب است و راه وجوب آنها عقل نیست؛ بلکه شنیدن است و امت نیز بر آن اجماع دارند».

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللهِ عِنْدَ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ إِلاّ کَنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ... ؛. تمام کارهای نیکو و جهاد در راه خدا، در برابر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، چون قطره‌ای در دریای مواج و پهناور است... .

اهمیت این فریضه تا جایی است که امام سجاد علیه‌السلام در دعای زیبایی می‌فرماید:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَوَفِّقْنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا وَلَیْلَتِنَا هَذِهِ وَفِی جَمِیعِ أَیَّامِنَا لِاسْتِعْمَالِ الْخَیْرِ وَهِجْرَانِ الشَّرِّ وَشُکْرِ النِّعَمِ وَاتِّبَاعِ السُّنَنِ وَمُجَانَبَةِ الْبِدَعِ وَالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ وَحِیَاطَةِ الإِسْلامِ وَانْتِقَاصِ الْبَاطِلِ وَإِذْلالِهِ وَنُصْرَةِ الْحَقِّ وَإِعْزَازِهِ وَإِرْشَادِ الضَّالِّ وَمُعَاوَنَةِ الضَّعِیفِ وَإِدْرَاکِ اللَّهِیف‏؛ بارخدایا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و ما را در این روز و این شب و هر روز، به انجام دادن کارهای نیک و دوری از کارهای ناپسند، توفیق ده و به شکر نعمت‌ها و پیروی از سنت‌ها و دوری از بدعت‌ها و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و پاسداشت اسلام و نکوهش باطل و خوارداشت آن و نصرت حق و عزیز داشتن آن و راهنمایی گم‌گشتگان و یاری ناتوانان و فریادرسی ستم‌دیدگان، توفیق ده.

توجه به آثار و برکت‌های مسئولیت‌پذیری

برخی آثار و برکت‌های مسئولیت پذیری عبارتند از:

الف. آثار فردی دنیوی

دنیای سالم، دنیایی است که در آن، زمینة رشد و تعالی به‌سوی کمال فراهم باشد. یکی از این زمینه‌ها، وجود محیطی پاک و دور از گناه است که زمینه را برای رشد انسان‌ها فراهم می‌سازد و اگر فرد از روحیة مسئولیت‌پذیری برخوردار باشد، برکت‌های دنیوی فراوانی نصیب او می‌شود.

جلب رضایت خداوند

روشن است که فرد مسئولیت‌پذیر، مورد خشنودی و رضای خداوند متعال قرار می‌گیرد.

نصرت الهی

افراد مؤمن با اجرای دستورهای الهی، رضایت خداوند را به دست می‌آورند و خدا نیز آنان را یاری خواهد کرد.

نجات از غضب الهی در دنیا

در قرآن و روایات، افرادی که دیگران را از گناه بازداشته‌اند، نجات‌یافتگان از بلا و غضب الهی معرفی شده و افراد فاسد یا کسانی که بی‌اعتنا هستند و اعتراضی به گنه کاران ندارند، به غضب الهی، تهدید شده‌اند.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ * فَلَمَّا عَتَوْا عَن مَّا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِینَ؛ پس هنگامی که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند، از یاد بردند، کسانی را که از [کار] بد بازمی‌داشتند، نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند، به سزای نافرمانی شان، به عذابی شدید، گرفتار کردیم و چون از آنچه از آن نهی شده بودند، سرپیچی کردند، به آنان گفتیم: بوزینگانی رانده‌شده باشید!

سلامت و سودمندی در دنیا

افرادی که مسئولیت‌پذیرند و به آنچه امر و نهی می‌کنند، پای بند هستند و سعی در اجرای حدود الهی دارند، به سلامتی و سودمندی در دنیا نایل می‌شوند.

اصلاح فردی

مسئولیت‌پذیری و بی‌توجه نبودن نسبت به مفاسد، علاوه بر تأثیر بر محیط و جامعه، تأثیر شایانی در اصلاح کردار و رفتار فردی دارد.

برکت در عمر و روزی

افراد مسئولیت‌پذیر، مورد لطف پروردگار قرار می‌گیرند و رزق و روزی آنها افزون می‌شود و همین امر، موجب برکت در طول عمر آنان می‌شود.

ب. آثار فردی اخروی

منظور از آثار فردی اخروی، برخورداری از پاداش‌های الهی است و این پاداش، یا ازجانب دعای مردم به فرد می‌رسد و یا به علت انجام کارهای شایسته ی دیگران، نصیب او می‌شود و شخص در ثواب اعمال شایستة دیگران، شریک می‌شود.

شرکت در ثواب دیگران

اگر کسی نسبت به مفاسد دیگران بی‌اعتنا نباشد، در ثواب عمل آنان سهیم خواهد شد؛ البته این امر، موجب کاستی در ثواب آن فرد نمی‌شود؛ بلکه به همان میزان که فرد عمل‌کننده ثواب می‌برد، او نیز ثواب خواهد برد.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

... وَالدَّالُّ عَلَی الْخَیْرِ کَفَاعِلِه... ؛. امرکننده به خیر [معروف] همانند انجام‌دهندة آن در ثواب است... .

نجات از عذاب الهی در آخرت

افردی که نسبت به مفاسد بی‌اعتنا نیستند، در آخرت به پاداش الهی می‌رسند و از عذاب خداوند در امان خواهند ماند. پس اگر فردی گناهی انجام دهد و سزاوار عذاب پروردگار باشد، اما برای جلب رضایت خداوند، به دیگران تذکر دهد، این کار او موجب نجاتش خواهد شد.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

لهَُّمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ خَلِدِینَ کاَنَ عَلیَ رَبِّکَ وَعْدًا مَّسُْولا؛ جاودانه هر چه بخواهند، در آن جا دارند. پروردگار تو، مسئول [تحقق‏] این وعده است.

در این آیه، خداوند به افراد مؤمن و مسئولیت پذیر نوید بهشت می‌دهد. این‌چنین است که پروردگار، مسئول است و به وعده‌های خود عمل کرده است و نسبت به افراد مؤمن و متعهد، بی تفاوت نمی‌باشد و پاداش نیکوکاران را خواهد داد.

رستگاری

فرد مسئولیت‌پذیر، به فرمان‌های الهی عمل می‌کند و از گناه و فساد، دوری می‌کند و همین امر، موجب رضای خداوند شده، او را به فلاح و رستگاری می‌رساند.

در قرآن کریم آمده است:

وَلْتَکُن مِّنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلیَ الخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ و باید از میان شما، گروهی، [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی بازدارند و آنان، همان رستگارانند.

ج. آثار اجتماعی

مقصود از آثار اجتماعی مسئولیت‌پذیری، تأثیراتی است که این امر مهم بر جامعه می‌گذارد.

روحیة مسئولیت‌پذیری، موجب تشویق نیکوکاران، کاهش بزهکاری و گناه، ایجاد امنیت اجتماعی و آگاه کردن افراد جاهل، می‌شود.

بهترین امت شدن

بهترین مردم، افرادی هستند که در جامعه، احساس مسئولیت می‌کنند.

در قرآن کریم آمده است:

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللهِ‏... ؛ شما بهترین امتی هستید که برای مردم، پدیدار شده‌اید؛ به کار پسندیده، فرمان می‌دهید و از کار ناپسند، بازمی‌دارید و به خدا ایمان دارید... .

عزت مؤمنان و ذلت دشمنان

جامعة قدرتمند و با عزت، جامعه‌ای است که افراد آن دارای ایمانی قوی و عقایدی محکم باشند و این قدرت و عزت، تنها در سایة اجرای دستورهای الهی و جلوگیری از فساد و منکر، پدید می‌آید. پس با ایجاد روحیة مسئولیت‌پذیری و مبارزه با فساد و انحراف، مؤمنان، قدرتمند و دشمنان آنان ضعیف و ذلیل خواهند شد.

اصلاح عموم مردم

افرادی که دارای روحیة مسئولیت‌پذیری، هستند نه‌تنها به رفع معایب خود می‌پردازند، بلکه درصدد اصلاح عموم مردم هستند. اگر افراد نسبت به مفاسد بی‌اعتنا نباشند، اعمال شایسته، رواج پیدا می‌کنند و گناهان، قبح خود را از دست نمی‌دهند؛ و دراین‌صورت است که مردم تمایل به خوبی‌ها پیدا کرده، و از بدی‌ها دوری خواهند کرد و این امر بر زندگی دنیوی و اخروی افراد، تأثیر مطلوبی خواهد داشت.

برپایی عدالت اجتماعی

دین مبین اسلام بر پایة خداپرستی و عدالت‌خواهی، استوار است و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله بعد از دعوت به توحید، برای برپایی عدالت و زدودن مفاسد در جامعه اقدام کرد؛ بنابراین، روحیه ی مسئولیت‌پذیری، زمینه‌ساز عدالت اجتماعی در جامعه است و در سایة اجرای احکام الهی و نظارت همگانی، عدالت در جامعه حاکم می‌شود و مفاسد از بین خواهند رفت.

حفظ، اجرا و استواری احکام اسلامی

روحیة مسئولیت‌پذیری، ضامن حفظ، اجرا و استواری احکام اسلامی است. مردم مسئولیت‌پذیر که از هرگونه بی‌توجهی و سستی نسبت به مفاسد دوری می‌کنند، می‌توانند ضامن اجرای قوانین و استواری احکام اسلامی باشند؛ و درصورتی‌که مردم از این روحیه برخوردار باشند، ارزش‌ها گسترش یافته، و قوانین و احکام الهی با پشتوانة مردمی، و به اجرا در خواهند آمد. همچنین مسئولان جامعه نیز متأثر از مردم، موظف به اجرای قوانین و برپایی قسط و عدل در جامعه می‌شوند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

قِوَامُ الشَّرِیعَةِ الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَإِقَامُ الْحُدُودِ؛ قوام و استواری دین، به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و اجرای حدود الهی، وابسته است.

برقراری امنیت اجتماعی

برای اجرای قوانین الهی، نیاز به ایجاد امنیت ازجانب حکومت است و مردم مسئولیت‌پذیر، ضامن اجرای امنیت اجتماعی هستند. در سایة امنیت اجتماعی، به اعتقادات و اندیشه‌های اسلامی، عمل خواهد شد؛ فرهنگ اسلامی، گسترش خواهد یافت؛ اقتصاد و کشاورزی، رونق خواهد گرفت و مرزهای حکومت اسلامی در برابر دشمنان، در امان خواهند ماند.

بنابراین، درصورت تحقق امنیت اجتماعی، احکام الهی، اجرا می‌شوند، و آنچه موجب سلب آرامش و آسایش مردم می‌شود، از بین خواهد رفت.

پایداری در برابر ستمکاران

در قرآن و روایات، به مبارزه با ظلم ظالمان و حمایت از مظلومان، اهمیت بسیاری داده شده و سکوت و بی‌اعتنایی در برابر ستمکاران، سرزنش شده است. در سایة اجرای دستورهای الهی، حقوق مظلومان، احیا خواهد شد و عدالت اجتماعی در جامعه برپا می‌شود.

امیر المؤمنین علیه السلام می‌فرماید:

... أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ دُعَاءٌ إِلیَ الإِسْلامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَمُخَالَفَةِ الظَّالِمِ‏... ؛. امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، فراخوانی به اسلام، با برگرداندن مظالم [وحقوق مردم] و مخالفت با ظالم [و ستمگر] است.

همچنین آن حضرت درباره ی یاری ستم‌دیدگان و مبارة با ستمکاران فرمود:

... کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنا... ؛. دشمن ستم گر و یاور ستم‌دیده باشید... .

د. آثار معنوی

آثار معنوی، پیامدهایی هستند که در اعتقادات و باورهای افراد جامعه ی اسلامی، ظهور می‌یابند. با اجرای احکام الهی، افراد در مسیر حق قرار گرفته، در برابر یکدیگر، احساس مسئولیت می‌کنند و دراین‌صورت است که آثار و برکت‌های معنوی، شامل همه ی مردم خواهد شد.

دعوت به اسلام

افرادی که به ارزش‌های اسلامی پای بندند، درواقع، به تعالیم و معارف اسلام، دعوت و عمل می‌کنند و پاداش این افراد نزد خداوند، حیات طیبه و رضایت الهی است.

در قرآن کریم خطاب به مؤمنان چنین آمده است:

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چون خدا و پیامبرش شما را به چیزی فرا خوانند که زندگی‌تان می‌بخشد، دعوتشان را اجابت کنید و بدانید که خداوند میان آدمی و قلبش، حایل است و همه در پیشگاه او گرد آورده می‌شوید.

افزایش ایمان و یقین

ایمان و یقین، دو رکن مهم در اجرای اوامر الهی هستند. افراد باایمان، در گفتار و عمل، مسئولیت‌پذیرند؛ زیرا احکام دینی را باور کرده‌اند و در عمل نیز اقدام به امر و نهی می‌کنند و همین امر، موجب افزایش ایمان و یقین فرد می‌شود.

تحقق راه و هدف انبیاء و اولیای الهی

هدف انبیاء و اولیای الهی، ساختن جامعه‌ای پاک و دور از آلودگی است. آنان همواره تلاش کرده‌اند که مفاسد اجتماعی را از بین ببرند و محیطی پاک و زندگی ای سالم، برای مردم فراهم کنند.

روحیة مسئولیت‌پذیری، راه و روش انبیاء و اولیای خداست و آمران و ناهیان، در ردیف آنان قرار دارند.

امام حسین علیه‌السلام مهم‌ترین انگیزة قیام خود را امر و نهی الهی دانسته‌اند و فرمود:

... وَأَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظَالِماً وَإِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی صلی الله علیه و آله أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَأَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَأَبِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ [علیه السلام]‏... ؛. من به جهت طغیان گری و ایجاد تفرقه بین مسلمانان و فساد و ظلم، قیام نکردم؛ بلکه برای اصلاح در امت جد خود، قیام کردم و می‌خواهم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنم و به سیرة جد و پدرم، علی بن ابی طالب علیه‌السلام عمل کنم... .

برپایی واجبات الهی

احکام و قوانین اسلام در سایة اجرای فرمان‌های الهی، برپا خواهند شد. در جامعه‌ای که روحیة مسئولیت‌پذیری نباشد و افراد نسبت به مفاسد، بی‌اعتنا باشند، به واجبات الهی عمل نمی‌شود و از اسلام، پوسته‌ای بدون محتوا باقی خواهد ماند.

امام حسین علیه‌السلام به نقل از پدر بزرگوارش چنین نقل کرده است:

... أَنَّهَا إِذَا أُدِّیَتْ وَأُقِیمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ کُلُّهَا هَیِّنُهَا وَصَعْبُهَا... ؛. هرگاه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر انجام و برپا داشته شوند، همة واجب‌های الهی از ساده و دشوار، به‌پا داشته می‌شوند... .

جانشین خدا و رسول شدن

خداوند در قرآن تأکید فراوانی بر این امر مهم داشته است و پیامبران الهی نیز در جهت تحقق آن، تلاش فراوانی کرده‌اند؛ بنابراین، اگر فردی نسبت به انجام معروف و ترک منکر، بی‌تفاوت نباشد و به آن اهتمام ورزد، خلیفة خدا و رسول خواهد بود.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَی عَنِ الْمُنْکَرِ فَهُوَ خَلِیفَةُ اللهِ فِی الأَرْضِ وَخَلِیفَةُ رَسُولِهِ‏؛ کسی که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند، خلیفة خدا در زمین و خلیفة رسول اوست.

در مسیر حق قرار داشتن

کسی که می‌خواهد در مسیر حق قرار گیرد و اعمال و رفتارش مورد رضایت خداوند باشد، سعی می‌کند نسبت به مفاسد، بی‌اعتنا نباشد.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

... یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ لا یَدْخُلُ فِی الْبَاطِلِ وَلا یَخْرُجُ مِنَ الْحَقِّ‏... ؛. کسی که امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند، در باطل، داخل نمی‌شود و از حق، خارج نمی‌گردد... .

تصحیح و حفظ اخلاق و فرهنگ جامعه

ایجاد روحیة مسئولیت‌پذیری، عامل مهمی در تصحیح و حفظ اخلاق و فرهنگ جامعه است.

در جامعه‌ای که تعالیم اسلامی به‌صورت صحیح اجرا نشوند، رفتارها، عادات‌ها و سنت‌های غلط، با عقاید اسلامی، آمیخته می‌شوند. برای تشخیص درستی و نادرستی این رفتارها، نیز قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام، دو معیار اصلی هستند که افراد باید به آنها رجوع کنند و درصورت ناسازگاری با این دو معیار، به تصحیح اخلاق و فرهنگ، اقدام نمایند.

بنابراین، برای حفظ اخلاق و فرهنگ جامعه، همه ی مردم باید مسئولیت‌پذیر باشند و بهترین و مؤثرترین راه، بی‌توجه نبودن در برابر مفاسد است.

ه. آثار اقتصادی

رشد و پیشرفت اقتصادی جامعه، مستلزم روحیة مسئولیت‌پذیری افراد است. اگر مردم نسبت به مفاسد اقتصادی، بی‌اعتنا نباشند، بازار و تجارت و کشاورزی، رونق می‌گیرد و مردم در فضایی سالم، امرار معاش خواهند کرد و همین امر، موجب پیشرفت جامعه خواهد شد.

عمران و آبادانی و سازندگی

اسلام، دین جامع و کاملی است؛ زیرا به همان میزان که به حیات اخروی توجه دارد، به زندگی مادی و دنیوی بشر نیز توجه دارد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و اولیای الهی برای سازندگی و آبادانی جامعه، تلاش فراوانی داشته‌اند و مردم را به عمران و آبادی زمین، سفارش کرده‌اند و این امر مهم را در عمل، با احیای زمین‌های زراعی، کندن چاه، درختکاری و حتی بوسیدن دست کارگر، نشان داده‌اند.

روحیة مسئولیت‌پذیری، موجب می‌شود که بی‌کاری که عامل فساد است، ریشه‌کن شود و جامعه از اسارت و وابستگی نجات یابد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

... اِزْرَعُوا وَاغْرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَلا أطْیَبَ مِنْهُ... ؛ زراعت کنید و درخت غرس کنید. به خدا سوگند! این کار، حلال‌ترین و پاکیزه‌ترین کاری است که مردم انجام می‌دهند... .

حلال‌شدن درآمدها

در قوانین و احکام اسلام، تأکید فراوانی نسبت به کسب درآمد حلال شده است و اگر افراد نسبت به کسب حلال مسئولیت پذیر باشند، گرفتار فساد اقتصادی که زمینه‌ساز فساد اخلاقی است، نخواهند شد.

سلامت اقتصادی و کسب حلال، یکی از مهم‌ترین معروف‌هاست و موجب می‌شود مردم گرفتار اختلاس، ربا، کم فروشی و... نشوند.

رسول خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِی طَلَبِ الْحَلال؛ ‏ عبادت، ده جزء است که نه جزء آن در طلب حلال است.

پرداخت حقوق دیگران

در اسلام، حق الناس، جایگاه مهمی دارد و انسان مسئولیت‌پذیر، خود را در برابر دیگران مسئول دانسته، حقوق برادران دینی خود را ضایع نمی‌کند. اگر کسی نسبت به حق‌الناس بی‌اعتنا باشد، در دنیا و آخرت دچار عقوبت الهی خواهد شد.

امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:

... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ... فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ... وَتُرَدُّ الْمَظَالِمُ... ؛. همانا امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر... واجب بزرگی است که همة واجبات به‌واسطة آن برپا داشته می‌شود... و مظالم، [حقوق مردم] بازگردانده می‌شوند.

بهترین انفاق

امربه‌معروف، بزرگ‌ترین انفاق است. با ایجاد روحیة مسئولیت‌پذیری، افراد نسبت به یکدیگر بی‌اعتنا نبوده، با جمع‌آوری صدقات و کمک به مستمندان، در امور خیر مشارکت می‌کنند.

پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَیْرِ؛ قسم به خدا! هیچ انفاقی بهتر از امربه‌معروف نیست.

گسترش فرهنگ کار و تلاش

اسلام نسبت به کار و تلاش، سفارش و تشویق کرده و افراد را از تنبلی و کسالت، نهی کرده است؛ زیرا مسئولیت‌پذیری و کار و تلاش، موجب سلامت جسمی و نشاط و امید روحی می‌شود و از این راه، اقتصاد جامعه، رونق می‌گیرد.

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللهِ؛ کسی که برای ادارة خانوادة خود تلاش می‌کند [و خود را به زحمت و رنج می‌اندازد]، همانند مجاهد در راه خدا [دارای پاداش] است.

تجارت اسلامی

برای انجام تجارت اسلامی، افراد باید نسبت به احکام دین، آگاهی داشته باشند و راه‌های کسب درآمد و خرید و فروش اسلامی را بدانند. دراین‌صورت است که دادوستد و کسب‌وکار، اسلامی شده، ربا، اختلاس و کم‌فروشی، ریشه‌کن می‌شود؛ بیکاری از بین می‌رود و افراد از راه صحیح، به کسب درآمد می‌پردازند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام افرادی را که می‌خواستند به دادوستد و تجارت اقدام کنند، به مطالعه و یادگیری احکام تجارت، توصیه می‌کرد؛ زیرا درصورت عدم آگاهی و بی تفاوتی نسبت به احکام دین، ممکن بود گرفتار ربا شوند.

آن حضرت می‌فرمود:

مَنِ اتَّجَرَ بِغَیْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِی الرِّبَا؛ کسی که بدون آگاهی [از احکام دین] به تجارت روی آورد، در ربا فرو می‌رود.

راهکارهای عملی برای تقویت روحیة مسئولیت‌پذیری

اسلام که بهترین برنامة سعادت بخش را برای زندگی فردی و اجتماعی بشر دارد، برای اجرای قوانین، سه عامل را پیش‌بینی کرده است که به تبیین آنها می‌پردازیم.

الف. تقویت روحیة ایمان و تقوا.

ب. اجرا و نظارت حکومت، مسئولان و عالمان.

ج. نظارت عمومی و همگانی مردم.

الف. تقویت روحیة ایمان و تقوا

یکی از مؤثرترین عوامل برای تقویت روحیة مسئولیت‌پذیری، ایمان و تقوای الهی است. ایمان و تقوا، دو عامل مهم در ایجاد انگیزه، برای انسان مؤمن در عمل به دستورهای الهی و موجب پرهیز افراد از گناه و خطا می‌باشند.

در کتاب انوار درخشان در این باره آمده است:

نیروی ایمان، سبب قیام به ادای وظایف و التزام به اعمال صالحه است؛ همچنان‌که ادای وظایف، سبب ثبات و استقامت ایمان خواهد بود و با به‌کار بردن دو نیروی ایمان و قیام به اعمال صالحه، شعار عبودیت در جوار رحمت، استقرار خواهد یافت.

یکی از راه‌های تقویت ایمان، نماز و یاد خداوند است.

در تفسیرالمیزان آمده است:

امر به نماز، از بهترین اعمال است؛ زیراکه انسان را از فحشا و منکر بازمی‌دارد؛ البته ذکر این نکته لازم است که بازداری نماز از فحشا و منکر، به‌نحو اقتضاست؛ نه علت تامه که بگوییم هرکس نماز خواند، دیگر نتواند گناه کند.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

... إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللهِ أَکْبر... ؛ نماز، از کار زشت و ناپسند بازمی‌دارد و قطعاً یاد خدا، بالاتر است.

انس بن مالک جهنی از حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین نقل کرد:

هرکس نمازش او را از فحشا و منکر بازندارد، پس بیشتر از خداوند دور شده است.

همچنین ابن مسعود از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله این گونه روایت کرد:

کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز، همان دوری از فحشا و منکر است.

امیر المؤمنین علیه‌السلام خطاب به همام فرمود:

... أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلاً یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَیَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِم‏... ؛. پرهیزگاران در شب، برپا ایستاده، مشغول نماز هستند؛ قرآن را جزءبه‌جزء و با تفکر و اندیشه می‌خوانند و با خواندن قرآن جان خود را محزون ساخته، داروی درد خود را می‌یابند... .

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

کسی که دوست دارد بداند نمازش مورد قبول خداوند واقع شده یا خیر، بنگرد که تا چه اندازه نماز او را از بدی‌ها و گناهان دور داشته، پس به همان اندازه، قبول شده است.

در مجمع البیان آمده است:

چه‌بسا نمازگزارانی که گناه می‌کنند و حال‌آن که نمازشان آنان را از گناه بازنمی‌دارد؛ پس نمازی انسان را از فحشا بازمی‌دارد که با خشوع قلبی و جسمی همراه با شد.

ب. اجرا و نظارت حکومت، مسئولان و عالمان

مسئولیت‌پذیری، از وظایف مسئولان حکومت اسلامی است؛ البته مسئولان باید توان اجرای قوانین را داشته باشند و از موضع قدرت، برخورد کنند.

وظیفة حکومت اسلامی، ایجاد زمینه‌های لازم برای رشد اخلاقی است؛ تا بتواند با بی‌تفاوتی و مسئولیت‌ناپذیری در جامعه مقابله کند.

فخر رازی می‌نویسد:

خدای‌تعالی نیز زمانی به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر دستور داد که امرکننده به معروف، برای انجام این تکلیف، بر ظالمان و افراط‌کنندگان، توانا باشد و این توانایی به دست نمی‌آید؛ مگر با دوستی و محبت بین دین‌داران و حق‌مداران.

در تفسیر نور نیز در این باره آمده است:

پس برای حفظ حدود الهی هم باید با دشمن خارجی جنگید و هم با مفاسد داخلی مبارزه کرد و رزمندگان [مجریان حکومت] برای جلوگیری از مفاسد اجتماعی، بیشتر از دیگران مسئولند.

بنابراین، مسئولان نظام حکومتی، نقش مهمی در از بین بردن مسئولیت‌ناپذیری در جامعه دارند و افرادی موفق می‌شوند که در اجرای قوانین، ثابت‌قدم باشند.

علاوه بر مسئولان، نقش عالمان نیز در جلوگیری از بی‌اعتنایی نسبت به مفاسد در اجتماع، بسیار مهم است.

در تفسیر نور درباره ی سکوت عالمان آمده است:

سکوت و بی‌تفاوتی علما، زمینة ترویج فساد است و آنها باید قدرت داشته باشند؛ تا بتوانند علاوه بر موعظه و دعوت، جلو مفاسد را بگیرند. پس سکوت عالم، بدتر از گناه خلاف‌کار است و تظاهر به گناه، کثرت گناهکار، تنوع در گناه، هیچ‌یک دلیل بر سکوت علما نیست.

بنابراین، حکومت، مسئولان و عالمان، باید برای مسئولیت پذیری افراد جامعه، تلاش کنند و افراد نیز وظیفه دارند در انجام این امر مهم، سستی و کوتاهی نکنند؛ و نسبت به فساد جامعه، بی تفاوت نباشند.

امیر المؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

مَا أَخَذَ اللهُ عَلَی أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ یَتَعَلَّمُوا حَتَّی أَخَذَ عَلَی أَهْلِ الْعِلْمِ أَنْ یُعَلِّمُوا؛ خدا از مردم نادان، عهد نگرفت که بیاموزند؛ تاآن که از دانایان عهد گرفت که آموزش دهند.

پس بازخواست و عقاب در تخلف از این وظیفه، متوجه افراد است؛ ولی پاداش و آجر آن، از آن کسی است که این وظیفه را انجام داده باشد و به همین جهت است که خداوند فرموده: وَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُون».

ج. نظارت عمومی و همگانی مردم

در اصل هشتم قانون اساسی آمده است:

در جمهوری اسلامی ایران، دعوت به خیر، امربه معروف و نهی‌ازمنکر، وظیفه‌ای همگانی و متقابل بر عهدة مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت است. شرایط، حدود و کیفیت آن را قانون معین می‌کند.

افراد باید در جامعة اسلامی احساس وظیفه کنند و با حرف و عمل، خوبی‌ها را رواج دهند و مانع کارهای خلاف و منکر شوند و نسبت به مفاسد، بی‌توجه و مسئولیت‌ناپذیر نباشند. نام این نظارت مردمی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است. اگر مردم در امور اجتماعی، حضور مستقیم داشته باشند، فرهنگ دینی، گسترش پیدا می‌کند و دراین‌صورت، مردم خود را در سرنوشت جامعه، سهیم می‌دانند و نسبت به مفاسد در جامعه، بی‌اعتنا نخواهند بود؛ بنابراین، ضامن اجرای تمامی مقررات، مردم هستند و نظارت عمومی، پشتوانة دولت در اجرای قوانین است.

گرچه گاهی تذکر ما گناهکاران را از گناه بازنمی‌دارد، ولی لذت گناه را در کام آنان، تلخ می‌کند. افراد باید برای تقویت روحیة مسئولیت‌پذیری، به نکات زیر توجه کنند:

آشنایی با کارهای پسندیده و ناپسند

برای از بین بردن روحیة مسئولیت‌ناپذیری در جامعه، ابتدا باید بدانیم «آنچه را که نهی می‌کنیم، چیز قبیحی است و نیز آن چیز به وقوع پیوسته باشد و این که اگر امرونهی کنیم، باعث افزایش منکر نخواهد شد و امرونهی در فرد، تأثیر خواهد داشت».

در تفسیر نور آمده است: شیوة قرآن نیز آن است که امربه‌معروف را قبل از نهی‌ازمنکر می‌آورد؛ یعنی اگر درهای معروف باز شود، راه منکر بسته می‌شود.

بنابراین، آشنایی با معروف و منکر به‌منظور برنامه‌ریزی برای شناختن و شناساندن کارهای پسندیده و مبارزه با کارهای ناپسند، لازم است؛ تا زمینة عمل به احکام الهی فراهم شود.

تبلیغ و ارشاد

در اسلام از مسئلة دعوت به حق و تبلیغ، با تعبیراتی مانند: دعوت به خیر، تبلیغ، رسالت الهی، هدایت، ارشاد، دلالت، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و مانند اینها یاد شده است.

قرآن کریم می‌فرماید:

الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاّ اللهَ وَکَفَی بِاللهِ حَسِیبًا؛ کسانی که پیام‌های خدا را می‌رسانند و از او می‌ترسند و از هیچ‌کس جز او نمی‌ترسند، خدا برای حساب کردن اعمالشان کافی است‏.

در آیه ی دیگری آمده است:

ادْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ‏؛ مردم را با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت بخوان و با بهترین شیوه، با آنان مجادله کن؛ زیرا پروردگار تو به کسانی که از راه او منحرف شده‌اند، آگاه‌تر است و هدایت‌یافتگان را بهتر می‌شناسد.

در تفسیر نمونه در فسیر و بیان این آیه آمده است:

الف. نخست می‌گوید: به‌وسیلة حکمت، به‌سوی راه پروردگارت دعوت کن (ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ).

حکمت، به‌معنی علم و دانش و منطق و استدلال است و در اصل، به معنی منع آمده و ازآن جا که علم و دانش و منطق و استدلال، مانع از فساد و انحراف است، به آن حکمت گفته شده و به‌هرحال، نخستین گام در دعوت به‌سوی حق، استفاده از منطق صحیح و استدلالات حساب‌شده است و به تعبیر دیگر، دست انداختن در درون فکر و اندیشة مردم و به حرکت درآوردن آن و بیدار ساختن عقل‌های خفته، نخستین گام محسوب می‌شود.

ب. به‌وسیلة اندرزهای نیکو (وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ) و این، دومین گام در طریق دعوت به راه خداست؛ یعنی استفاده کردن از عواطف انسان‌ها؛ چراکه موعظه و اندرز، بیشتر جنبة عاطفی دارد که با تحریک آن، می‌توان توده‌های عظیم مردم را به‌طرف حق متوجه ساخت.

در حقیقت، حکمت از بعد عقلی وجود انسان، استفاده می‌کند و موعظه حسنة از بعد عاطفی

و مقید ساختن موعظه به حسنه، شاید اشاره به آن است که اندرز درصورتی مؤثر می‌افتد که خالی از هرگونه خشونت، برتری‌جویی، تحقیر طرف مقابل، تحریک حس لجاجت او و مانند آن باشد. چه بسیارند اندرزهایی که اثر معکوسی می‌گذارند؛ به خاطر آن که مثلاً در حضور دیگران و توأم با تحقیر انجام گرفته و یا از آن استشمام برتری‌جویی گوینده شده است؛ بنابراین، موعظه هنگامی اثر عمیق خود را می‌بخشد که حسنه باشد و به‌صورت زیبایی پیاده شود.

ج. با آنها (یعنی مخالفان) به طریقی که نیکوتر است، به مناظره پرداز (وَجادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ).

این سومین گام، مخصوص کسانی است که ذهن آنها قبلاً از مسائل نادرستی انباشته شده و باید از طریق مناظره، ذهنشان را خالی کرد؛ تا آمادگی برای پذیرش حق پیدا کنند.

بدیهی است مجادله و مناظره نیز هنگامی مؤثر می‌افتد که بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ باشد و حق و عدالت و درستی و امانت و صدق و راستی، بر آن حکومت کند و از هرگونه توهین و تحقیر و خلاف‌گویی و استکبار، خالی باشد و خلاصه، تمام جنبه‌های انسانی آن حفظ شود و در پایان آیة نخستین اضافه می‌کند: پروردگار تو از هرکسی بهتر می‌داند چه کسانی از طریق او گمراه شده و چه کسانی هدایت یافته‌اند (إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ).

اشاره به این که وظیفة شما، دعوت به راه حق است؛ از طرق سه‌گانة حساب شدة فوق؛ اما چه کسانی سرانجام هدایت می‌شوند و چه کسانی در طریق ضلالت پافشاری خواهند کرد، آن را تنها خدا می‌داند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله خطاب به امام علی علیه‌السلام ثواب هدایت یک نفر را بالاتر از هرچه که خورشید بر آن می‌تابد اعلام کرد:

... لَأَنْ یَهْدِیَ اللهُ بِکَ رَجُلاً وَاحِداً خَیْرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْس... ؛ ‏ ... هرگاه یک نفر را خداوند به دست تو هدایت کند، برای تو بهتر است از آنچه که خورشید بر آن می‌تابد... .

پس انسان نمی‌تواند نسبت به معروف و منکر در اجتماع بی‌اعتنا باشد.

گاهی تذکر ما به‌سرعت اثر نمی‌کند؛ ولی در فطرت و قضاوت دیگران، اثر دارد؛ چنان‌که امام حسین علیه‌السلام در همین راه شهید شد؛ تا مردم در طول تاریخ، بیدار شوند.

در تفسیر نمونه آمده است:

برنامة عملی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نیز گواه بر این است که ایشان برای تبلیغات و تذکرات خود، هیچ قید و شرطی قایل نبودند و همگان را وعظ می‌کردند و انذار می‌نمودند.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید:

هرکس، کسی از شیعیان ما را که به خاطر رنجی که از ناحیة ما دیده و در زمان غیبت با ما فاصله گرفته و از اطاعت و ارادت جدا شده، با علوم ما یاری رساند و او را ارشاد و هدایت نماید، خداوند متعال به او می‌فرماید:

یَا أَیُّهَا الْعَبْدُ الْکَرِیمُ الْمُوَاسِی إِنِّی أَوْلَی بِالْکَرَمِ اجْعَلُوا لَهُ یَا مَلائِکَتِی فِی الْجِنَان بِعَدَدِ کُلِّ حَرْفٍ عَلَّمَهُ أَلْفَ أَلْفِ قَصْرٍ، وَضَمُّوا إِلَیْهَا مَا یَلِیقُ بِهَا مِنْ سَائِرِ النِّعَم‏؛ ای بندة صاحب‌کرم یاری‌رسان! من به اعمال کرم از تو شایسته‌تر هستم. آن‌گاه به فرشتگان دستور می‌دهد برای این بندة هدایت گر در بهشت به ازای هر حرفی که آموزش داده، هزارهزار قصر قرار دهید و از سایر نعمت‌ها آنچه در شأن و نیاز اوست، به آنها ضمیمه و عنایت نمایید.

مبلّغ نیز برای ارشاد، باید ویژگی‌های زیر را دارا باشد:

الف. «باید شخصاً اهل عمل باشد؛ هدفش اصلاح جامعه باشد؛ توفیق کارش را از خدا بداند و همیشه بر خدا توکل کند و در مشکلات، به خدا پناه ببرد».

ب. «باید در نهی‌ازمنکر، ابتدا از گناهان رسوا جلوگیری کند؛ همان‌گونه که در امربه‌معروف، ابتدا باید به واجب سفارش کند».

ج. «باید شجاع و مصمم و نفوذناپذیر باشد».

د. «باید اسلام‌شناس، مردم‌شناس و شیوه‌شناس باشد».

مقدمه‌سازی

یکی از راه‌های مؤثر در تقویت روحیة مسئولیت‌پذیری، ایجاد شرایط مناسب برای افراد است. بهترین شیوه برای تأثیرگذاری تذکر، شیوة تدریج است. ایجاد زمینه و مقدمه‌سازی، تأثیر بسزایی بر مخاطب دارد. اگر کسی ازنظر روحی و فکری، آمادة پذیرش باشد، سخن ما، تأثیر مطلوبی بر وی خواهد داشت.

علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد:

پس تذکره در موردی باید استعمال شود که در فرد زمینه‌ای برای تذکره وجود داشته باشد که در این مورد، تذکره در نوبت اول، فرد را به حق متمایل می‌سازد و قطعاً اثرگذار است و همچنین در نوبت‌های بعدی هم تمایل او را بیشتر می‌سازد؛ همچنان که فرمود: سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشَی؛ و در موردی که فرد هیچ زمینه‌ای برای نرم شدن دل ندارد، در نوبت اول، حجت را بر او تمام می‌کند و این نیز نافع است؛ چون باعث می‌شود فرد از باطل، دوری کند؛ همچنان‌که فرمود: وَیَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَی؛ و اما تذکرة نوبت دوم، چون خاصیت نرم کردن دل و اثر اتمام حجت را ندارد، کاری لغو خواهد بود.

به همین جهت، خداوند می‌فرماید:

‏فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّی عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلاّ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا؛ پس، از هرکس که از یاد ما روی برتافته و جز زندگی دنیا را خواستار نبوده است، روی برتاب‏.

خویشان و نزدیکان

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِین؛ و خویشان نزدیکت را هشدار ده‏.

در توصیه به انجام خوبی‌ها و ترک بدی‌ها از خودمان، سپس از نزدیکان و بستگان شروع کنیم؛ البته تذکر ما باید با محبت و دل‌سوزی همراه باشد.

ازآن جا که انسان، موجودی اجتماعی است و بی‌توجهی و مسئولیت‌ناپذیر بودن فرد در اجتماع نیز اثر می‌گذارد، پس اصلاح خود و نزدیکان، کافی نیست و باید خوبی‌ها را به صورتی پسندیده، در جامعه ترویج کرد.

ایجاد انگیزه و امید

گاهی افراد مسئولیت‌ناپذیر، چون فکر می‌کنند نمی‌توانند گناهان خود را جبران کنند یا راهی برای بازگشت و پذیرفته شدن توبه ندارند، ناامید می‌شوند؛ درحالی‌که در تعالیم اسلامی، ناامیدی، گناهی کبیره است؛ زیرا خداوند، راه‌های بسیاری برای بازگشت گناهکاران قرار داده است، تا به‌سوی حق روی آورند. توبه کردن و امید به بخشیده شدن، موجب نشاط و انگیزه در افراد می‌شود؛ تا بتوانند در مسیر الهی گام بردارند.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

قُلْ یَاعِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلیَ أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو: «ای بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اید، از رحمت خدا، نومید مشوید. درحقیقت، خدا همه ی گناهان را می‌آمرزد؛ زیرا او آمرزندة مهربان است‏.

در تفسیر نور درباره ی مغفرت و رحمت الهی آمده است:

پس یأس از رحمت الهی، حرام است و خداوند، همه را بندة خود و لایق دریافت رحمتش دانسته است و رحمت، او محدود نیست و خداوند، همة گناهان را می‌بخشد.

در جایی که نمی‌توانیم به دیگران کمک مالی کنیم، می‌توانیم با گشاده‌رویی و اخلاق نیک، به افراد امید دهیم.

رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

هنگامی که شما این توسعه را ندارید که از مال خود به مردم بدهید، پس با عموم مردم، خوش‌اخلاق و خوش رفتار باشید.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید:

یکی از سفارش‌هایی که حضرت خضر علیه‌السلام به حضرت موسی‌بن‌عمران علیه‌السلام می‌کرد، این بود که کسی را که مرتکب گناهی شده، سرزنش نکنید؛ زیرا محبوب‌ترین کارها در پیشگاه خداوند، سه چیز است؛ میانه‌روی در کارها، عفو و گذشت هنگام قدرت‌مداری و مهربانی و مدارا نسبت به بندگان خدا ... و هرکس به کسی در دنیا مهربانی و مدارا کند، خداوند هم روز قیامت با او مهربانی خواهد نمود.

رعایت ادب در گفتار و رفتار

برای تقویت روحیة مسئولیت‌ناپذیری، باید با بیانی نرم، با افراد سخن گوییم. امیدها در نرمی است و در خشونت، نمی‌توان انتظار اصلاح داشت.

ادب در گفتار و نرمی در اخلاق، ضروری است. شیوه و سنت اولیای خدا، ادب در گفتار و رفتار بوده است و گاهی افراد خشن و تندخو به آنان جسارت می‌کردند؛ اما خلق نیکوی آنان، افراد را متوجه اشتباهشان می‌کرد.

در قرآن کریم خطاب به حضرت موسی علیه‌السلام آمده است:

فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَی؛ و با او سخنی نرم گویید؛ شاید که پند پذیرد یا بترسد.

بنابراین، تربیت و ارشاد، باید صمیمانه باشد و حتی با جسورترین افراد نیز باید ابتدا با نرمی و لطافت، سخن بگوییم؛ البته در این راه اگر گناهکاران با تلخی برخورد کردند، نباید عقب‌نشینی کنیم.

برخورد منطقی و سازنده

ازآن جا که انسان، موجودی عقلانی است، برخورد عقلی و منطقی، می‌تواند تأثیر مثبتی در وی داشته باشد. اگر افراد خطاکار، با عقل و منطق، متوجه اشتباهشان شوند، آن را می‌پذیرند و از گناه، دوری می‌کنند. بسیاری از افراد اگر ازنظر عقلی و منطقی نسبت به خوبی یا بدی کاری قانع شوند، آن را می‌پذیرند؛ «پس فردی را که گناه می‌کند، اگر می‌توانیم، باید آن را با گفتار، رفع کنیم و نباید قبل از آن، عمل کنیم؛ اما اگر آن عمل قبیح، غیر از منع کردن، راه دیگری ندارد، باید با عمل به این امر، اقدام کنیم؛ به‌شرط آن که ضرری برای ما نداشته باشد.

هم‌زبانی

شناخت زبان و ویژگی‌های روحی مخصوص افراد، باعث تأثیر بیشتر در آنان می‌شود. همزبانی، موجب همدلی می‌شود. اگر بتوان با افراد به زبان مخصوص خودشان سخن گفت، تأثیر کلام، بیشتر می‌شود؛ تا جایی که اگر پند و اندرزی به آنها داده شود، می‌پذیرند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرماید:

هرگاه شخص نیازمندی چیزی از شما بخواهد، سخن او را قطع نکنید؛ تا از آن فراغت حاصل کند؛ سپس با وقار و ملایمت، پاسخ او را بدهید؛ یعنی یا چیزی به وی عطا نمایید و یا خواسته ی او را به زبان خوشی رد کنید.

انعطاف و نرمی

از طریق انعطاف نشان دادن، بهتر می‌توان افراد بی‌مسئولیت را به انجام دستورهای الهی، دعوت کرد. یکی از نمونه‌های انعطاف‌پذیری، امید دادن و آسان‌گیری است. با نرمی و ملایمت رفتار کردن، عامل جذب است؛ درحالی‌که سخت‌گیری، موجب دفع افراد می‌شود.

در کتاب مصباح الشریعه آمده است:

پس در اوقات مخالطت و معاشرت با مردم، اگر از مصاحب و رفیق، ترک واجبی یا ارتکاب محظوری به ظهور رسد، ازروی همواری و ملایمت، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، به‌عمل آریم؛ نه ازروی غلظت و تندی.

خداوند متعال «در سورة حجرات، اصلاح را بر قتال مقدم داشته و این، نشانة آن است که باید در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، از ملایمت به‌سوی شدت عمل، شروع کرد».

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

إِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ فِیهِ ثَلاثُ خِصَالٍ عَامِلٌ بِمَا یَأْمُرُ بِهِ وَتَارِکُ لِمَا یَنْهَی عَنْهُ عَادِلٌ فِیمَا یَأْمُرُ عَادِلٌ فِیمَا یَنْهَی رَفِیقٌ فِیمَا یَأْمُرُ وَرَفِیقٌ فِیمَا یَنْهَی؛ به درستی، کسی می‌تواند امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کند که در او سه خصلت باشد؛ به آنچه امر می‌کند، خودش عمل کند و از آنچه نهی می‌کند، خودش دوری جوید و در آنچه امر یا نهی می‌کند، اعتدال را رعایت کند، و در آنچه امر یا نهی می‌کند، نرمی نشان دهد.

تذکر پنهانی و غیرمستقیم

در امر به معروف و نهی از منکر، باید آبروی افراد حفظ شود. در تفسیر نور آمده است:

اهمیت آبروی مردم تا حدی است که نجوای ناپسند به خاطر حفظ آن، پسندیده می‌شود و صدقه و امربه‌معروف مخفیانه، زشتی نجوا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

در اسلام به حفظ آبروی افراد، سفارش شده است. اگر تذکر ما به‌صورت خصوصی و دوستانه باشد، اثرپذیری آن بیشتر خواهد بود؛ زیرا تذکر مخفیانه، اعتماد افراد را جلب می‌کند.

تکریم شخصیت

یکی از راه‌های هدایت و دعوت، اعتراف به خوبی‌ها و کمالات افراد است. هرگز با بی‌احترامی و اهانت، به‌ویژه در حضور دیگران، نمی‌توان فرد بی‌توجه را به کار نیک جذب کرد یا او را از کار زشت، نهی کرد؛ بلکه گاهی این‌گونه برخورد، موجب لجاجت می‌شود؛ بنابراین، با شخصیت دادن به افراد، بهتر می‌توان آنها را جذب کرد و اگر افراد به این موارد توجه کنند، تذکرات آنان ثمربخش خواهد شد.

فهرست آیات

سورة بقره

«... یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ...»۶۱

«زُیِّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَیَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا...»۲۱۲

سورة آل عمران

«... ویَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ...»۲۱

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تُطِیعُوا فَرِیقًا مِّنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ یَرُدُّوکُم بَعْدَ إِیمَانِکُمْ کَافِرِینَ...»۱۰۰

«... وَأُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُون»۱۰۴ ۷۶

«وَلْتَکُن مِّنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلیَ الخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ...»۱۰۴

«کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ...»۱۱۰

/۷۸

«... یَقْتُلُونَ الأَنْبِیاءَ...»۱۱۲

«... وَیُسَارِعُونَ فیِ الْخَیرَْاتِ...»۱۱۴

سورة نساء

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ...»۱۳۵

«وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللهِ...»۱۴۰

سورة مائده

«... وَلا یَخََافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ...»۵۴

«وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَالِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْقِلُون»۵۸۴۱

«... أَکْثرَُهُمْ لَا یَعْقِلُون‏»۱۰۳

«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَی مَا أَنزَلَ اللهُ وَإِلَی الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا...»۱۰۴

«... رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیم»۱۱۹

سورة انعام

«أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّکَّنَّاهُمْ فِی الأَرْضِ...»۶

«... أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُون‏»۳۷

«... وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» ۴۳

سورة اعراف

«فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ»۶

«وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَیْهَا آبَاءَنَا وَاللهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللهَ لا یَأْمُرُ...»۲۸

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم برکتهای مِّنَ السَّمَاءِ...»۹۶

«فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنهَْوْنَ عَنِ السُّوءِ...»۱۶۵

/۷۲

«فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نهُُواْ عَنْهُ قُلْنَا لهَُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ»۱۶۶

سورة انفال

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ...»۲۴

«وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّةً... ‏»۲۵

«ذَلِکَ بِأَنَّ اللهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَی قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا...»۵۳

سورة توبه

‏ «قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ...»۲۴

«إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا...»۶۰

«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ...»۷۱

«... فَهُمْ لَا یَفْقَهُون‏»۸۷ ۱۰

سورة یونس

«أَلا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ»۶۲

سورة هود

«وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ...»۵۲

«وَإِلَی ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللهَ...»۶۱

«... هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیها...»۶۱

سورة رعد

«... إِنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ...»۱۱

«الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللهِ... ‏»۲۸

سورة حجر

«قَالَ وَمَنْ یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاّ الضَّالُّونَ»۵۶

«فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِیْنَ»۹۲

«عَمَّا کاَنُواْ یَعْمَلُون»۹۳

سورة نحل

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً...»۹۷

«ادْعُ إِلیَ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِْکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الحَْسَنَةِ...»۱۲۵

۱

سوره اسرا

«وَ أَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کاَنَ مَسُْولا»۳۴ ۲۸/۸

«وَ لَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ کلُ‌ُّ أُوْلَئکَ کاَنَ عَنْهُ مَسُْولا»۳۶

سورة طه

«فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَی»۴۴

۶

سورة انبیاء

«وَنَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ...»۴۷

سورة مؤمنون

«یَأَیهَُّا الرُّسُلُ کُلُُوا مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا...»۵۱

سورة نور

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ...»۲۱

«إِنَّ الَّذِینَ یحُِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فیِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ لهَُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ...»۱۹ ۵۷

سوره فرقان

«لهَُّمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ خَلِدِینَ کاَنَ عَلیَ رَبِّکَ وَعْدًا مَّسُْولا»۱۶

سورة شعراء

«فَعَقَرُوها فَأَصْبَحُوا نادِمِین»۱۵۷

«وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الأَقْرَبِین»۲۱۴

۴

سورة عنکبوت

«... إِنَّ الصَّلَوةَ تَنهَْی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللهِ أَکْبر...»۴۵

سورة لقمان

«یَابُنیَ‌َّ أَقِمِ الصَّلَوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنکَرِ...»۱۷

سورة احزاب

«وَلَقَدْ کاَنُواْ عَاهَدُواْ اللهَ مِن قَبْلُ لا یُوَلُّونَ الأَدْبَارَ...»۱۵

/۴۸

«الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا...»۳۹

۱

سوره صافات

«وَ قِفُوهُمْ إِنهَُّم مَّسُْولُون»۲۴

سورة زمر

«قُلْ یَاعِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُواْ عَلیَ أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطُواْ مِن رَّحْمَةِ اللهِ...»۵۳

۵

سورة غافر

«أَ وَلَمْ یَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ...»۲۱

سوره زخرف

«... وَ هُمْ لَا یَشْعُرُون‏»۶۶ ۱۰

سورة محمد

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُمْ»۳۳

سوره نجم

«فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّی عَن ذِکْرِنَا وَلَمْ یُرِدْ إِلاّ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا»۲۹ ۱۰۴

سورة عبس

«فَلْیَنظُرِ الإنسَانُ إِلیَ طَعَامِهِ»۲۴

سورة اعلی

«سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشَی»۱۰

۴

«وَیَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَی»۱۱

۴

فهرست روایات

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله

«کُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ»

«مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»

«إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِیفَ الَّذِی لا دِینَ لَهُ فَقِیلَ لَهُ وَمَا...»

«قُلِ الْحَقَّ وَإِنْ کَانَ مُرّاً قُلْتُ یَا رَسُولَ اللهِ زِدْنِی قَالَ (ص) لا تَخَفْ فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ»

«الْحَیَاءُ حَیَاءَانِ حَیَاءُ عَقْلٍ وَحَیَاءُ حُمْقٍ فَحَیَاءُ الْعَقْلِ...»

«لا تَزَالُ أُمَّتِی بِخیْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«مَنْ رَأَی مِنْکُمْ مُنْکَراً فَلْیُغَیِّرْهُ بِیَدِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ... ‏»

«لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُوَقِّرْ کَبِیرَنَا وَیَرْحَمْ صَغِیرَنَا وَیَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ»

«کَیْفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُکُمْ وَفَسَقَ شَبَابُکُمْ وَلَمْ تَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«یَأتی عَلَی النّاسِ زَمانٌ تَکونُ فیهِمْ جِیفَةُ الحِمارِ...»

«لا یَزَالُ النَّاسُ بِخَیْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«... لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیَعُمَّنَّکُمْ عَذَابُ الله...»

«لَقَدْ أَوْحَی اللهُ إِلَی جَبْرَئِیلَ وَأَمَرَهُ أَنْ یَخْسِفَ بِبَلَدٍ یَشْتَمِلُ عَلَی الْکُفَّارِ...»

«مَنْ أَذَاعَ فَاحِشَةً کَانَ کَمُبْتَدِئِهَا...»

«‏جَاءَنِی جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لِی یَا أَحْمَدُ الإِسْلامُ عَشَرَةُ أَسْهُمٍ وَقَدْ خَابَ...»

«مَنْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَی عَنْ مُنْکَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَی خَیْرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ...»

/۵۱

«... وَالدَّالُّ عَلَی الْخَیْرِ کَفَاعِلِه‏...»

«رَأَیْتُ رَجُلاً مِنْ أُمَّتِی فِی الْمَنَامِ قَدْ أَخَذَتْهُ الزَّبَانِیَةُ مِنْ کُلِّ...»

«مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَی عَنِ الْمُنْکَرِ فَهُوَ خَلِیفَةُ اللهِ فِی الأَرْضِ وَخَلِیفَةُ رَسُولِه‏»

«... إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی لَنْ تَضِلُّوا...»

«یَا رَسُولَ الله أُحِبُّ أَنْ یُسْتَجَابَ دُعَائِی فَقَالَ طَهِّرْ...»

«الْعِبَادَةُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ تِسْعَةُ أَجْزَاءٍ فِی طَلَبِ الْحَلال»

«وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَیْرِ»

«... لَأَنْ یَهْدِیَ اللهُ بِکَ رَجُلاً وَاحِداً خَیْرٌَکَ...»

۲

امام علی علیه‌السلام

«... وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ أَهْلِهِ وَأَنْکِرِ الْمُنْکَرَ بِیَدِکَ وَلِسَانِکَ وَبَایِنْ مَنْ فَعَلَهُ... ‏»

«لا تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ یَکْفِکُمُ اللهُ مَنْ آذَاکُمْ وَبَغَی عَلَیْکُم»

«وَفِی الْقُنُوطِ التَّفْرِیطُ»

«أعْظَمُ البَلاءِ انْقِطاعُ الرَّجاءِ»

«الطامِعُ فی وَثاقِ الذُّلِّ»

«... فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَلا خَیْرَ فِی جَسَدٍ...»

«لا یُقِیمُ أَمْرَ اللهِ سُبْحَانَهُ إِلاّ مَنْ لا یُصَانِعُ... ‏»

«وَلا تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِکُمْ فَتُدْهِنُوا وَلا تُدْهِنُوا...»

«مَن أطاعَ التَّوانیَ ضَیَّعَ الحُقوقَ»

«أَلا وَإِنِّی قَدْ دَعَوْتُکُمْ إِلَی قِتَالِ هَؤُلاءِ...»

«... وَصَارَ دِینُ أَحَدِکُمْ لُعْقَةً عَلَی لِسَانِهِ...»

«... إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَیُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ...»

«... فَأَصْبَحَ أَعْظَمَ فِی دِینِکُمْ حَرْجاً وَأَوْرَی فِی دُنْیَاکُمْ...»

«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ ظَهَرَ الْفَسَادُ فَلا مُنْکِرٌ مُغَیِّرٌ وَلا زَاجِرٌ مُزْدَجِرٌ أَ فَبِهَذَا تُرِیدُونَ...»

«(إِنَّ أَوَّلَ‏) أَوَّلُ مَا تُغْلَبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْجِهَادِ الْجِهَادُ بِأَیْدِیکُمْ ثُمَّ بِأَلْسِنَتِکُمْ...»

«... فَعِنْدَ ذَلِکَ أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَهُ وَرَکِبَ الْجَهْلُ مَرَاکِبَهُ...»

«إِنَّ لِلَّهِ [تَعَالَی‏] فِی کُلِّ نِعْمَةٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ...»

«... لا تَتْرُکُوا الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّی عَلَیْکُمْ (أَشْرَارُکُمْ‏) شِرَارُکُمْ...»

«... أَمَا إِنَّ لِکُلِّ قَوْمٍ سَامِرِیّاً وَ هَذَا سَامِرِیُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ إِلَّا أَنَّهُ...»

«... وَمَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلاّ تُرِکَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ...»

«... أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ...»

«الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَعَلَی کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ... ‏»

«... فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ (الْقُرُونَ الْمَاضِیَةَ) بَیْنَ‏...»

«إِنَّ اللهَ لا یُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِذَنْبِ الْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّةُ بِالْمُنْکَرِ...»

«... وَاحْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالأُمَمِ قَبْلَکُمْ مِنَ الْمَثُلاتِ بِسُوءِ الأَفْعَالِ...»

«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّمَا أَهْلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ أَنَّهُمْ...»

«أفضَلُ الجِهادِ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«بُنِیَ الإسلامُ عَلَی أرْبَعة أرْکان: الصَّبْرِ وَالْیَقِینِ وَالْجِهَادِ...»

«... وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللهِ عِنْدَ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنْ الْمُنْکَرِ...»

«مَنْ تَرَکَ إِنْکَارَ الْمُنْکَرِ بِقَلْبِهِ وَلِسَانِهِ (وَیَدِهِ) فَهُوَ مَیِّتٌ بَیْنَ الأَحْیَاءِ»

«مَنْ مَشَی إِلَی سُلْطَانٍ جَائِرٍ فَأَمَرَهُ بِتَقْوَی اللهِ وَوَعَظَهُ وَخَوَّفَهُ کَانَ...»

«الأمْرُ بِالْمَعْروفِ أفْضَلُ أعْمالِ الخَلْقِ»

«... فَإِنَّ اسْتِتْمَامَ الأُمُورِ عِنْدَ اللهِ تَبَارَکَ وَتَعَالَی الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ خُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللهِ...»

«... ثَلاثُ خِصَالٍ سَلِمَتْ لَهُ الدُّنْیَا وَالآخِرَةُ مَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ...»

«... فَرَضَ اللهُ الإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ وَالصَّلاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ...»

«... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لا یُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ...»

«... وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«فَرَضَ اللهُ الإِیمَانَ تَطْهِیراً مِنَ الشِّرْکِ وَالصَّلاةَ تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ...»

«... أَنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ دُعَاءٌ إِلَی الإِسْلامِ...»

/۸۳/۸۱

«قِوَامُ الشَّرِیعَةِ الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَإِقَامُ الْحُدُودِ»

«... اللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ...»

«... أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْلا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ...»

«... وَأَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ کَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِر...»

«... وَکُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنا...»

«... أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَی عُدْوَاناً یُعْمَلُ بِهِ وَمُنْکَراً...» ۸۵

«... یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ لا یَدْخُلُ فِی الْبَاطِلِ وَلا یَخْرُجُ مِنَ الْحَق‏...»

«... فَقَوْلُهُ تَعَالَی‏ «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیها»؛ فَأَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ...»

«مَنِ اتَّجَرَ بِغَیْرِ فِقْهٍ فَقَدِ ارْتَطَمَ فِی الرِّبَا»

«... أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ تَالِینَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ...»

«مَا أَخَذَ اللهُ عَلَی أَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ یَتَعَلَّمُوا حَتَّی أَخَذَ عَلَی أَهْلِ الْعِلْمِ...»

امام حسین علیه‌السلام

«... وَأَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً...»

«... أَنَّهَا إِذَا أُدِّیَتْ وَأُقِیمَتِ اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ کُلُّهَا هَیِّنُهَا وَصَعْبُهَا...»

/۸۴

امام سجاد علیه‌السلام

«التَّارِکُ الأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ کَنَابِذِ...»

«... وَالذُّنُوبُ الَّتِی تُنْزِلُ الْبَلاءَ تَرْکُ إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ وَتَرْکُ مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ...»

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَوَفِّقْنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا وَلَیْلَتِنَا هَذِهِ...»

«یَا أَیُّهَا الْعَبْدُ الْکَرِیمُ الْمُوَاسِی إِنِّی أَوْلَی بِالْکَرَمِ اجْعَلُوا...»

۳

«... وَمَا رَفَقَ أَحَدٌ بِأَحَدٍ فِی الدُّنْیَا إِلاّ رَفَقَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ...»

۶

امام محمد باقر علیه‌السلام

«یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ یُتَّبَعُ فِیهِمْ قَوْمٌ مُرَاءُونَ یَتَقَرَّءُونَ وَیَتَنَسَّکُونَ...»

«فَأَنْکِرُوا بِقُلُوبِکُمْ وَالْفِظُوا بِأَلْسِنَتِکُمْ وَصُکُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ وَلا تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَةَ لائِمٍ»

«بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ وَبِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ رَغْبَةٌ تُذِلُّهُ»

«... یَا بُنَیَّ اصْبِرْ عَلَی الْحَقِّ وَإِنْ کَانَ مُرّا»

«وَأوحی اللهُ إلی شُعَیْب النَّبی علیه‌السلام إنّی مُعَذِّبٌ...»

«‏بِئْسَ الْقَوْمُ قَوْمٌ یَعِیبُونَ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ»

«... لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِی قَوْمٍ قَطُّ حَتَّی یُعْلِنُوهَا إِلاّ ظَهَرَ فِیهِمُ الطَّاعُونُ وَالأَوْجَاعُ...»

«... هُنَالِکَ یَتِمُّ غَضَبُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ عَلَیْهِمْ فَیَعُمُّهُمْ بِعِقَابِهِ...»

«... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِض‏... ویَسْتَقِیمُ الأَمْر»

/۹۱/۸۷/۸۱

«... إِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبِیلُ الأَنْبِیَاءِ...»

/۸۷/۸۲

«کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع بِالْکُوفَةِ عِنْدَکُمْ یَغْتَدِی کُلَّ یَوْمٍ بُکْرَةً...»

امام جعفر صادق علیه‌السلام

«إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَتَعَالَی فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ کُلَّ شَیْ‌ءٍ إِلاّ إِذْلالَ نَفْسِهِ»

«أَیُّهَا النَّاسُ مُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَإِنَّ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ»

«وَالأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاجِبَانِ عَلَی مَنْ أَمْکَنَهُ ذَلِکَ...»

«إِذَا حَضَرَتْ بَلِیَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَکُمْ دُونَ أَنْفُسِکُمْ وَإِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ...»

«لا تُسْخِطُوا اللهَ بِرِضَا أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَلا تَتَقَرَّبُوا إِلَی النَّاسِ بِتَبَاعُدٍ مِنَ اللهِ»

«لَقِیَنِی أَبُوعَبْدِ اللَّهِ ع فِی بَعْضِ طُرُقِ الْمَدِینَةِ قُبُلًا فَقَالَ...»

«مِنْ أَوْثَقِ عُرَی الإِیمَانِ أَنْ یُحِبَّ فِی اللهِ وَیُبْغِض فِی اللهِ وَیُعْطِیَ فِی اللهِ وَیَمْنَعَ فِی اللهِ‏»

«مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُهُ»

«مَنِ اسْتَحیی مِن قَولِ الحَقِّ فهُو أحمَقُ»

«... أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا یَدْخُلُونَ مَدَاخِلَهُمْ وَ لَا یَجْلِسُونَ مَجَالِسَهُمْ...»

«کُلُّ مَنْ لَمْ یُحِبَّ عَلَی الدِّینِ وَلَمْ یُبْغِضْ...»

«... إِذَا رَأَی الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرْهُ وَهُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللهُ عَزَّ وَجَلَّ...»

«... سَأَلْتُهُ عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ قَالَ الَّذِی یَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ...»

«وَیْلٌ لِمَنْ یَأْمُرُ بِالْمُنْکَرِ وَیَنْهَی عَنِ الْمَعْرُوفِ»

«أَیُّمَا نَاشِئٍ نَشَأَ فِی قَوْمِهِ ثُمَّ لَمْ یُؤَدَّبْ عَلَی مَعْصِیَةٍ کَانَ اللهُ...»

«حَیاة دَوابّ البَحر بِالمَطَر فَإذا کفّ المَطَر ظَهَر الفَسادُ...»

«إِنَّ اللهَ بَعَثَ إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ نَبِیّاً یُقَالُ لَهُ إِرْمِیَا فَقَالَ قُلْ لَهُمْ مَا بَلَدٌ مَنَعْتُهُ مِنْ کِرَامِ...»

«مَنْ لَهُ جَارٌ وَیَعْمَلُ بِالْمَعَاصِی فَلَمْ یَنْهَهُ فَهُوَ شَرِیکُه»

«در تفسیر آیة شریفة فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ...»

«مَا أَقَرَّ قَوْمٌ بِالْمُنْکَرِ بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ لا یُغَیِّرُونَهُ إِلاّ أَوْشَکَ...»

«یَا عَلِیُّ لا تُقَاتِلَنَّ أَحَداً حَتَّی تَدْعُوَهُ...»

«... اِزْرَعُوا وَاغْرِسُوا وَاللهِ ما عَمِلَ النّاسُ عَمَلاً أحَلَّ وَلا أطْیَبَ مِنْهُ...»

«عَدُوُّ الْعَمَلِ الْکَسَلُ»

«الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللهِ»

«جَاءَتْ زَیْنَبُ الْعَطَّارَةُ الْحَوْلاءُ إِلَی نِسَاءِ النَّبِیِّ...»

«إِنَّمَا یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ مَنْ کَانَتْ...»

۸

صادقین علیهماالسلام

«وَیْلٌ لِقَوْمٍ لا یَدِینُونَ اللهَ بِالأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ»

امام موسی کاظم علیه‌السلام

‏ «إِیَّاکَ وَالْکَسَلَ وَالضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ»

امام رضا علیه‌السلام

«صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ وَعَدُوُّهُ جَهْلُهُ»

«إِذَا أُمَّتِی تَوَاکَلَتِ الأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ...»

«لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیُسْتَعْمَلَنَّ عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ...»

/۴۹

«أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَلَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ...»

فهرست منابع

قرآن مجید.

نهج البلاغه، شریف الرضی، محمدبن‌حسین، تصحیح صبحی صالح، چاپ اول، هجرت، قم۱۴۱۴ق.

صحیفة سجادیه، علی‌بن‌الحسین، چاپ اول، دفتر نشر الهادی، قم ۱۳۷۶ش.

ابن‌أبی‌جمهور احسائی، محمدبن‌زین‌الدین: عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، تحقیق: مجتبی عراقی، چاپ اول، دار سیدالشهداء للنشر، قم، ۱۴۰۵ق.

ابن‌ادریس، محمدبن‌احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی (و المستطرفات)، تحقیق و تصحیح حسن‌بن‌احمد الموسوی و ابوالحسن ابن‌مسیح، چاپ دوم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیة قم، قم ۱۰۱۴ق.

ابن‌بابویه (شیخ صدوق)، محمدبن‌علی: ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تحقیق علی‌اکبر غفاری، چاپ دوم، دار الشریف الرضی للنشر، قم، ۱۴۰۶ق.

ــ، الخصال، تحقیق علی‌اکبر غفاری، چاپ اول، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزه ی علمیه ی قم، قم ۱۳۶۲ش.

ــ، عیون أخبار الرضا علیه‌السلام، تحقیق مهدی لاجوردی، چاپ اول، جهان، تهران، ۱۳۷۸ق.

ابن‌شعبه حرانی، حسن‌بن‌علی: تحف العقول، تحقیق علی‌اکبر غفاری، چاپ دوم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزه ی علمیه ی قم، قم ۱۴۰۴ق / ۱۳۶۳ش‏.

ابن‌فهد حلی، احمدبن‌محمد: عدة الداعی و نجاح الساعی، تحقیق احمد موحدی قمی، چاپ اول، دار الکتب الإسلامی، ۱۴۰۷ق.

اربلی، علی‌بن‌عیسی: کشف الغمة فی معرفة الأئمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، چاپ اول، بنی‌هاشمی، تبریز ۱۳۸۱ق.

بحرانی، سیدهاشم: البرهان فی تفسیر القرآن، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیة موسسة البعثة قم‏، چاپ اول، بنیاد بعثت، تهران ۱۴۱۶ق.

برقی، احمدبن‌محمدبن‌خالد: المحاسن، تحقیق جلال‌الدین محدث، چاپ دوم، دار الکتب الإسلامیة، قم ۱۳۷۱ق.

حر عاملی، محمدبن‌حسن: وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعه، تحقیق مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام‏، چاپ اول، موسسة آل‌البیت علیهم‌السلام قم، قم ۱۴۰۹ق.

حسینی همدانی، سیدمحمدحسین: انوار درخشان، تحقیق محمدباقر بهبودی، چاپ اول، کتاب‌فروشی لطفی، تهران ۱۴۰۴ق.

دیلمی، حسن‌بن‌محمد: إرشاد القلوب إلی الصواب، چاپ اول، الشریف الرضی، قم ۱۴۱۲ق.

زمخشری، محمود: الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، چاپ سوم، دار الکتاب العربی، بیروت ۱۴۰۷ق.

شعیری، محمدبن‌محمد: جامع الاخبار، چاپ اول، مطبعه حیدریه، نجف.

گیلانی، عبدالرزاق‌بن‌محمد هاشم: شرح مصباح الشریعة، ترجمه ی عبدالرزاق گیلانی، تصحیح: محمدبن‌حسین جمال خوانساری، چاپ اول، پیام حق، تهران ۱۳۷۷ش.

صادقی اردستانی، احمد: خطبه‌ها، نامه‌ها و کلمات قصار امام سجاد علیه‌السلام، تصحیح سیدحبیب‌الله موسوی، چاپ اول، حبیب، ۱۳۹۱ش.

طالقانی، سیدمحمود: پرتوی از قرآن، چاپ چهارم، شرکت سهامی انتشار، تهران ۱۳۶۲ش.

طباطبایی، سیدمحمدحسین: المیزان فی تفسیر القرآن، چاپ پنجم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیة قم‏، قم ۱۴۱۷ق.

طبرسی، احمدبن‌علی: الإحتجاج علی أهل اللجاج، تحقیق محمدباقر خرسان، چاپ اول، مرتضی، مشهد ۱۴۰۳ق.

طبرسی، حسن‌بن‌فضل: مکارم الأخلاق، چاپ چهارم، شریف رضی، قم ۱۴۱۲ق / ۱۳۷۰ش.

طبرسی، علی‌بن‌حسن: مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، چاپ دوم، المکتبة الحیدریة، نجف ۱۳۸۵ق / ۱۹۶۵م / ۱۳۴۴ش.

طبرسی، فضل‌بن‌حسن: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، با مقدمة محمدجواد بلاغی، چاپ سوم، ناصرخسرو، تهران ۱۳۷۲ش.

طریحی، فخرالدین: مجمع البحرین، تحقیق: سیداحمد حسینی، چاپ سوم، کتاب‌فروشی مرتضوی، تهران ۱۳۷۵ش.

طوسی، محمدبن‌حسن: التبیان فی تفسیر القرآن، با مقدمة شیخ‌آغابزرگ تهرانی و تحقیق احمد قصیرعاملی، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

ــ، تهذیب الأحکام، تحقیق سیدحسن موسوی خرسان، چاپ چهارم، دار الکتب الإسلامیه، تهران ۱۴۰۷ق.

طیب، سیدعبدالحسین: اطیب البیان فی تفسیر القرآن، چاپ دوم، اسلام، تهران ۱۳۷۸ش.

عروسی حویزی، عبد علی‌بن‌جمعه: نور الثقلین، تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، چاپ چهارم، اسماعیلیان، قم ۱۴۱۵ق.

حسن‌بن‌علی علیه‌السلام: التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری علیه السلام، تحقیق مدرسة امام مهدی علیه‌السلام، چاپ اول، مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، قم ۱۴۰۹ق.

عکبری بغدادی (شیخ مفید)، محمدبن‌محمدبن‌نعمان: الإختصاص، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمود محرمی زرندی، چاپ اول، المؤتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، قم ۱۴۱۳ق.

فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمدبن‌عمر: مفاتیح الغیب، چاپ سوم، دار احیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۲۰ق.

فیض کاشانی، ملامحسن: تفسیر صافی، تحقیق حسین اعلمی، چاپ دوم، الصدر، تهران ۱۴۱۵ق.

قرائتی، محسن: تفسیر نور، چاپ یازدهم، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، تهران ۱۳۸۳ش.

قربانی لاهیجی، آیه الله زین‌الدین: تفسیر جامع آیات الاحکام، چاپ دوم، سایه، تهران ۱۳۸۴ش.

قرشی بنابی، علی‌اکبر: قاموس قرآن‏، چاپ ششم، دار الکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۷۱ش.

کلینی، محمدبن‌یعقوب: کافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، چاپ چهارم، دار الکتب الإسلامیه، تهران ۱۴۰۷ق.

ــ، بهشت کافی (ترجمه ی روضه کافی)، ترجمه ی حمیدرضا آژیر، چاپ اول، سرور، قم ۱۳۸۱ش.

لیثی واسطی، علی‌بن‌محمد: عیون الحکم و المواعظ، تحقیق حسین حسنی بیرجندی، چاپ اول، دار الحدیث، قم ۱۳۷۶ش.

مجلسی، محمدباقر: بحار الأنوار، تحقیق جمعی از محققان، چاپ دوم، دار إحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۰۳ق.

ــ، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، چاپ دوم، دار الکتب الإسلامیه، تهران ۱۴۰۴ق.

محمدی ری‌شهری، محمد: منتخب میزان الحکمه، تلخیص سیدحمید حسینی با اشراف سیدمحمدکاظم طباطبایی، ترجمه ی حمیدرضا شیخی، دار الحدیث، قم ۱۴۲۲ق / ۱۳۸۱ش.

مکارم شیرازی، ناصر: تفسیر نمونه، چاپ اول، دار الکتب الإسلامیة، تهران ۱۳۷۴ش.

منسوب به علی‌بن‌موسی، امام هشتم علیه‌السلام: الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا علیه‌السلام، تحقیق مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام، چاپ اول، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام، مشهد ۱۴۰۶ق.

نجفی خمینی، محمدجواد: تفسیر آسان، چاپ اول، اسلامیه، تهران ۱۳۹۸ق.

نوری، میرزاحسین: مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، تحقیق مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام‏، چاپ اول، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام، قم ۱۴۰۸ق.