امر به معروف و نهی از منکر(بخش یکم)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر(بخش یکم)

نویسنده: سید احمد خاتمی
مجلات > علمی، خبری > خیمه > اسفند ۱۳۸۳ - شماره ۱۶

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین وَ الصَّلاةُ وَالْسَّلام عَلی سَیِّدِنا اَبیِ الْقاسِمِ مُحَمَّدْ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ الْطَیِّبیِنَ الْطَّاهِریْن وَ لَعْنَةُ اللَّه علی اَعْدائِهِم اَجْمَعیْن مِنَ الآن اِلی قیامِ یَومِ الْدِین.
بحث پیرامون شیوه های عملی امر به معروف و نهی از منکر با الهام از قرآن و عترت است. تاکنون دو شیوه عملی را مطرح کردیم شیوه اول آگاهی دادن، شیوه دوم برخورد منطقی و استدلالی و سومین شیوه ای که آیه ی شریفه «آیه ی ۱۲۵ سوره نحل» مطرح می فرماید و موضوع بحث امروز هست موعظه و نصیحت است بعضی از مردم را بایستی با موعظه، پند و نصیحت به سوی خدا دعوت نمود.
از دیدگاه روایات ما دل همانند بدن حالات مختلفی دارد. گاهی سالم، گاهی مریض، گاهی زنده است و گاهی می میرد. دل وقتی مُرد حالت غفلت به انسان دست می دهد و خدا را فراموش می کند قیامت را فراموش می کند و به دام گناه می افتد و موعظه است که دل را زنده می کند.
عَنْ علی (ع):
اَلْمَواعِظُ حَیاتُ القلوب موعظه مایه زنده شدن دل ها هستند.
مطلب دیگر اینکه موعظه سبب می شود که جان انسان صیقل پیدا کند و جلائی دیگر یابد.
اَلْمَواعِظُ صِقالُ الْنفسِ وَ جَلاءُ القلوب و نیز در کلامی دیگر، حضرت علی (ع) خطاب به امام حسن(ع) می فرماید أَحْی قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَه با موعظه قلب را زنده نگهدار.
این شیوه انبیاء بود و بدون تردید اگر موعظه نباشد غفلت سراسر زندگی را احاطه می کند. بر همین اساس پیامبر به جبرئیل می گفت مرا موعظه کنید. بدون تردید پیامبر نیازی به موعظه نداشت ولی این برای یاد دادن به ما بود که گاهی برویم سراغ اهل دل و بگوئیم ما را موعظه کنید. جبرئیل به پیامبر فرمود: یا محمد هر چه می خواهی زندگی کن ولی بدان که خواهی مُرد و به هر چه می خوهی دل ببندی ببند ولی روز از آن جدا می شوی. پیامبر به ما یاد می دهد که ما نیاز به موعظه داریم و این مقدمه بحث امروز ما می باشد.
بحث امروز دارای سه بخش است:
بخش اول: معنای موعظه بخش دوم: جایگاه موعظه در قرآن بخش سوم: ویژگی های موعظه حسنه است.

بخش اول: معنای موعظه

موعظه یک کلمه عربی است و راغب در مفردات موعظه را معنا می کند به زجری که همراه با هشدار باشد یا نهیی که همراه هشدار باشد. خوشبختانه در زبان فارسی در لغت نامه دهخدا معنای خوبی برای موعظه شده است. یعنی اندرز گفتن، پند دادن و ذکر آنچه که انسان را به توبه و تزکیه نفس وا دارد و سخنی که دل های سخت را نرم کند و اشک از دیدگان جاری سازد و کردارهای زشت را نیکو کند این می شود موعظه. در موعظه استدلال نقش چندانی ندارد در موعظه کلماتی نقش دارند که پتکی بر دل ها هستند مرحوم شهید آیت اللَّه مطهری در کتاب سیری در نهج البلاغه فرق هایی بین موعظه و حکمت یا فرق هایی بین روش و شیوه ای که امروز داریم، مطرح می کند. (من به همه خوانندگان عزیز توصیه می کنم که این کتاب و همه کتاب های استاد مطهری (ره) حتماً بخوانند مخصوصاً کتاب هائی که به قلم خودشان نوشته شده است از جمله این کتاب.)
در حکمت تعلیم است و در موعظه تذکر حکمت برای آگاهی است و موعظه برای بیداری حکمت مبارزه با جهل است و موعظه مبارزه با غفلت حکمت یاد می دهد و موعظه یادآوری می کند حکمت زبان عقل است و موعظه پیام روح حکمت به عقل و فکر کار دارد و موعظه با دل و عاطفه حکمت بر موجودی ذهن می افزاید و موعظه راه بهره برداری از موجود ذهن را می آموزد.
حکمت برای اندیشیدن است و موعظه برای به خود آمدن در تعلیم به ما برخلاف حکمت گفته اند اطلبوا العلم و لو بالسین (طلب علم کنید و لو در چین) و یا در روایاتی از ائمه (ع) داریم خُذِ الحکمةَ و لو من المشرکین (بحار جلد ۲ صفحه ۹۷( حکمت را یاد بگیرید اگر چه از کافران باشد. اما در باب موعظه، گوینده باید اهل دل باشد تا اهل دل نباشد نمی تواند اثر بگذارد در این جا لازم است یک تذکر لازم و ضروری بدهم و آن این است که آیا هر کسی می تواند پیش هر مشرک و کافری برود و چیز یاد بگیرد؟ خیر.

کسانی می توانند بروند که فیلتر داشته باشند، آگاهی داشته باشند، آنهایی که خود فیلتر ندارند حق ندارند از مشرکین چیز یاد بگیرند فَبَشِّرِ عِبادَ الذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقُول فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنه بشارت بده بندگانی را که سخنان را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند.
امام محمد باقر (ع) می فرمایند: ببینید این علم را از کی می خواهد یاد بگیرد؟ آیا ما می توانیم تفسیر رادیوهای بیگانه را گوش کنیم یا مجلات و روزنامه های خارجی را بخوانیم؟ آیا ما می توانیم کتاب های منحرف کننده را بخوانیم یا نه؟
همه اینها را اسلام یک جواب می دهد اگر فیلتر دارای جایز است ولی اگر هنوز درست را از نادرست نمی توانی تشخیص بدهی و یک تحلیل قشنگ دل و جانت را قبضه می کند، حرام است و قطعاً طبق فتوای هر مرجعی از اولین تا آخرین حرام است و هیچ شکّی در آن نیست. ما بحثی در فقه داریم بنام حرمت کتاب های ضلال که حرام است مگر برای آنهایی که اهل تشخیص هستند و برای نقد و بررسی کردن این کتاب ها را دارند پس در تعلیم دست ما باز است و در موعظه این چنین نیست.
در حکمت روح ها بیگانه وار با هم سخن می گویند در موعظه حالتی شبیه جریان برق که یک طرف آن گوینده است و طرف دیگر شنونده و از این رو در این گونه سخن است که اگر از جان برون آید نشیند لاجرم بر دل وگرنه از گوش شنونده هم تجاوز نمی کند. ما در طول تاریخ تعلیم، یک جا نداریم، که دانش آموز در اثر سخنان استاد غش کرده، بیهوش شده و قالب تهی کرده باشد این را نداریم ولی در عالم موعظه داریم.
همّام خدمت مولا علی (ع) رسید و عرض کرد متقین را برایم توضیح دهید. مولا پس از خواندن آیه:
«اِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذینَ اَتَّقَوْا»

خطبه متقین را خواند روح تشنه همّام آرام نگرفت و عرض کرد ادامه بدهید کلمه به کلمه که مولا می فرمود انگار روح از بدن همّام خارج می شد و سرانجام از حال رفت.
حضرت علی (ع) می فرماید موعظه ای که از دل برآید (دلی همچون علی) روح ها را آنچنان به پرواز می آورد که قفس را می شکنند و این حالت موعظه است و خوشا به حال آنهایی که مسیحا نفسی پیدا می کنند.
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

ای چه بسا این مسیحا نفس در همین لباس باشد و یا همکار باشد و چه بسا پدر یا مادر باشد. اگر دیدیم یک انسان است، بنشینم و زانو بزنیم و درس بگیریم. استاد اخلاق حتماً نباید از قشر خاصّی باشد چه بسا معصیت کار است ولی می تواند نصیحت کند حضرت یحیی دید یک گناهکار را می خواهند رجم کنند جلو رفتند و به آن گناه کار که ساعات آخر عمرش بود فرمودند مرا موعظه کن چه بسا سخنان گناه کار در آخرین لحظات زندگی از دل برآید. می خواهم بگویم این مسیحا نفس ها را باید رفت و گشت و پیدا کرد ای چه بسا خدا به انسان دوستی می دهد که این دوست وارسته است باید رفت سراغش و همینطور استاد که خیلی مؤثر است.
امام راحل رضوان اللَّه تعالی علیه حدود شصت سال پیش در مدرسه فیضیه و بعد در مدرسه حاج ملا محمد صادق درس اخلاق می گفتند که حاصل درس اخلاق امام همین کتاب اربعین است بی استثناء آنهائی که در این درس شرکت می کردند در خاطراتی که نقل کردند می گویند وقی در این درس می نشستیم تا یک هفته بیمه بودیم احساس می کردیم بحمداللَّه اثر کرده است این از موعظه های اثر بخش و خوب است و این معنای موعظه و فرق موعظه و حکمت بود.

پانویس

بازگشت به مقالات