امر به معروف و آثار آن بر افراد جامعه
نویسنده: طوبی کاظمی
مقدمه
دربارهٔ فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر آثار و تألیفات بسیار و متنوع و در سطوح مختلف عرضه شده است که هر کدام ویژگیهایی دارد یا برای گروه خاصی تدوین گشته است. امروز که در سایه حکومت دین و ولایت فقیه زمینه اجرای این حکم خدا فراهم تر است وعدهای با ایمان و انگیزه کمر همت بسته و پای اراده پیش نهادهاند تا این مظلومترین تکلیف الهی را به صحنه آورند شرایط مناسب تری هست تا فرهنگ عمومی با این مسئله آشنا شود و اقدام عملی فراهم تر گردد.
آنجا هر وظیفه آشنایی با آن را میطلبد. از این رو آن چه در این مختصر میخوانید چه مطالب مربوط به شیوهها و مراتب چه احکام آن با زبانی روشن و روان و ساده و عمومی و به صورت خلاصه نگاشته شده است تا همگان را مفید باشد و مردان این میدان با بصیرت بیشتر این تکلیف مقدس را بردوش کشند. به امید روزی که این دو واجب فراموش شده بار دیگر جایگاه خود را در میان مسلمانان باز یابد و از این رهگذر سیمای جامعه اسلامی تر گردد. گرچه شناخت اهمیت ضرورت مراتب شرایط و احکام امر به معروف و نهی از منکر هم لازم وهم مفید است، ولی مهمتر از آن، تشویق شدن و انگیزه پیدا کردن افراد جامعه برای عمل به آن است. هرچه در این زمینه توفیق بیشتر به دست آوریم به هدف نزدیکتر شدهایم.
اهمیت و ضرورت:
پیش از ورود به بحث اصلی امر به معروف و نهی از منکر به چند نکته مهم مقدماتی اشاره میکنیم:
۱- اسلام آیینی اجتماعی است و علاوه بر برنامهها و دستورهای فردی قوانین و احکامی دارد که به بعد اجتماعی آن مربوط میشود و نشان میدهد که مکتب اسلام تنها برای خود سازی فردی نیست بلکه صلاح و اصلاح جامعه را هم در نظر دارد. احکامی همچون حج، جهاد، امر به معروف نهی از منکر و مسائلی چون رهبری و امامت، ولایت و برائت، اجرای حدود، قصاص، دلیل بعد اجتماعی اسلام است.
۲- تا یک قانون و برنامه اجرا نشود و از مرحله نوشته به مرحله پیاده شدن در سطح جامعه نرسد چندان سودی ندارد هرچند بهترین قانون باشد. اسلام که بهترین برنامههای سعادت بخش برای زندگی فردی و اجتماعی بشر دارد برای اجرای قوانین سه عامل را پیش بینی کرده است که عبارتند از:
الف: نیروی داخلی تقوا و ایمان. مسلمان با برخورداری از ایمان و وجدانی مذهبی از خدا و قیامت به وظایف خود عمل میکند و از گناهان و تخلفات پرهیز میکند.
ب: نیروی اجرایی حکومت: نظام حکومت اسلامی در جامعه اسلامی وظیفه دارد که امکانات رشد اخلاقی افراد را فراهم کند وبا مفاسد و پدید آورند گان فساد مقابله کرده و موانع انجام برنامههای الهی را از میان بردارد. مجازات مجرمین از این گونه وظایف حکومت است.
ج: نظارت عمومی مردم: مردم در جامعه اسلامی باید احساس وظیفه کنند و تشویق به عمل آورند و جلوی زشتیها و خلافها را با حرف و عمل بگیرند و نسبت به اوضاع جامعه و رفتار دیگران بی تفاوت نباشند. نام این نظارت و کنترل مردمی امر به معروف و نهی از منکر است.
۳- غرب زدگان با بهانه قرار دادن آزادی ممکن است به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر اشکال بگیرند و آن را نوعی دخالت در کار دیگران و سلب آزادی از مردم وانمود کنند. ولی با توجه به آن که شرایط اجتماع و رفتار افراد چه خوب و چه بد بر دیگران تأثیر میگذارد آزادی انسانها در محدودهای است که به دیگران زیان نرساند و حق دیگران را ضایع نکند. بنا براین مردم حق دارند که به سبب برخورداری اجتماعی سالم و پاک به عمل کسانی که محیط زندگی را آلوده و فاسد میکنند اعتراض کنند و جلوی آنها را بگیرند. اگر محیط آلوده باشد حتی افراد سالم هم بیمار میشوند.
۴- امر به معروف و نهی از منکر جزء فروع دین و از واجبات عبادی است و مثل نماز و روزه و حج و... از تکالیف حتمی یک مسلمان به حساب میآید، البته از واجبات کفائی است نه عینی. متأسفانه هرچه بیشتر این دو فریضه مهم فراموش و متروک شود و نسبت به اجرای کارهای خوب و جلوگیری از بدیها و مفاسد هر کس بگوید "به من چه ؟" خوبیها در جامعه کم رنگ میشود و گناه و بی بند و باری و تخلف افزایش مییابد. انجام این دو واجب، نشان تعهد و ایمان و پایبندی به دستورات خدا و ارزشهای اخلاقی است و سستی دربارهٔ آن خبر از بی ایمانی یا ضعف اراده و آگاهی میدهد. بی تفاوتی نسبت به خوبیها و بدیها، خودش یکی از ویژگیهای نا پسند اخلاقی و نشانه بی شخصیتی انسان است. جامعهای هم که نظارت عمومی در آن نباشد جامعهای مرده است.
در اینجا مناسب است حدیثی را از حضرت رسول خدا(ص) در مورد تأثیر سوء گناه و زیانهای بی تفاوتی در مقابل اهل گناه و فاسد کنندگان اخلاق و عفت جامعه است بیاوریم:
"یک فرد گنهکار در میان مردم همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد، تبری برداشته و به سوراخ کردن موضعی که در آن نشسته بپردازد و هر گاه به او اعتراض کنند در جواب گوید: من در سهم خود تصرف میکنم ! طولی نمیکشد که آب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده و یکباره همگی در دریا غرق میشوند".
امر به معروف و نهی از منکر نوعی نظارت عمومی در جامعه است و اگر مورد بی توجهی قرار گیرد زیانهای مفاسد و گناهان دامن همه افراد را فرا میگیرد و " آتش که گرفت خشک و تر میسوزد. " اگر همه افراد جامعه احساس مسئولیت کنند و مشوق خوبیها باشند وبا دست و زبان و گفتار و عمل بر ضد بدیها و مفاسد و مجرمان وارد صحنه شوند گناهکاران نسبت به ارتکاب جرایم گستاخ نخواهند شد. در سایه امر به معروف و نهی از منکر باید شرایطی در جامعه اسلامی پیش آید که مفسدین و اهل گناه احساس آسایش و خاطر جمعی نداشته باشند و محیط را بر خود تنگ ببینند.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر:
در اسلام وجوب هر تکلیفی و انجام هر وظیفهای شرایطی دارد. غیر از شرایط عمومی که در هر عبادت تکلیفی وجود دارد (مثل: عقل، بلوغ، اختیار...) انجام این دو فریضه الهی شرایط خاصی هم دارد که به آنها اشاره میشود.
۱- شناخت: یعنی کسی که میخواهد به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عمل نماید باید بداند که معروف چیست و منکر کدام است. بدون این شناخت ممکن است کسی از روی ناآگاهی به کار بدی دعوت کند یا جلوی کار خوبی را بگیرد. از این جهت باید ابتدا دانست که کارهای خوب و بد و واجبات و محرمات کدام است. این شناخت یا از راه یقین و علمی که به احکام خدا دارد بدست میآید مثل این که بداند نماز، جهاد، روزه و... واجب است و دزدی، کم فروشی، نگاه به نا محرم آزار مردم، خیانت و... حرام است و یا از طریق رساله علمیه این شناخت به حلال و حرام و خوب و بد به دست میآید. اجرا کنند گان این دو فریضه اسلامی خوب است شناخت اسلامی مناسب داشته باشند و عمل شان روی بصیرت باشد، نه بر اساس احساس، و گر نه گاهی به جای درست کردن ابرو چشم را کور میکنند و به جای انجام واجب، مرتکب حرام میشوند.
۲- احتمال اثر: در صورتی امر به معروف و نهی از منکر واجب است که احتمال دهیم تأثیری در طرف مقابل دارد. اگر یقین یا اطمینان داشته باشیم که گفتن یا اقدام عملی ما بی اثر است، واجب نیست البته ممکن است با گفتن یک نفر و یک بار، تأثیر نکند ولی تکرار آن مؤثر باشد، که در این جا باید اقدام کرد. یا اگر تذکر فردی بی اثر باشد ولی گفتن جمعی مؤثر باشد، باید تذکر گروهی داد.
۳- ایمنی از ضرر: اگر به لحاظ امر به معروف و نهی از منکر، ضرر یا خطری متوجه مال و جان ما یا خانواده ما و دیگران شود یا انجام این وظیفه مفاسد بزرگتری را به دنبال داشته باشد اینجا نیز واجب نیست، چه این خطر و ضرر مربوط به حال یا آینده باشد. البته گاهی واجبات و محرماتی که میخواهیم به آنها امر یا از آنها نهی کنیم به حدی مهم و اساسی است که در راه آن باید هر خطر و ضرری را تحمل کرد و حتی گاهی باید در این راه جان داد آنگونه که امام حسین (ع) بر ضد حکومت یزید قیام کرد و به کار خود عنوان امر به معروف و نهی از منکر داد و در همین راه هم شهید شد. قیام در مقابل ظلم یکی از بزرگترین امر به معروف و نهی از منکرها است. حفظ جان دیگران، حفظ آبروی مسلمانان، تلاش برای پیاده شدن احکام خدا، مقابله با تعدی دشمنان، مبارزه با سلطه بیگانگان، مقابله با بدعت گذاران در دین و مروّجان فساد و امثال اینها از اموری است که در راه آنها باید خطر و ضرر را هم تحمل کرد. چون اینها مهم تر از زیانهایی است که به شخص ما میرسد.
۴- اصرار گنهکار: در صورتی واجب است نسبت به باز داشتن دیگران از منکر اقدام کنیم که بدانیم او به آن کار ادامه میدهد و گرنه اگر یک بار خلافی کرده و دیگر تکرار و اصرار نمیکند یا پشیمان شده است یا یک بار واجبی را ترک کرده و دیگر ادامه نیافته در اینگونه موارد امر و نهی ما واجب نیست.
چون زمینهای هم برای کار ما وجود ندارد و هدف، خود به خود حاصل است. البته اگر بدانیم که تصمیم بر انجام منکرات یا ترک واجب دارد، باز هم وظیفه داریم تذکر دهیم، یا اقدام کنیم.
مراحل امر به معروف و نهی از منکر:
موضع و عکس العملی که ما در مقابل کارهای خوب و بد (معروف و منکر) داریم، سه مرحله دارد و مراحل امر به معروف و نهی از منکر هم در یک تقسیم بندی، به این سه مرحله تقسیم میشود
۱- مرحله قلبی
۲- مرحله زبانی
۳- مرحله عملی
منظور از مرحله قلبی این است که ما نسبت به کارهای زشت یا شایسته، از نظر حالت درونی و احساس قلبی، بی تفاوت نباشیم. مثلاً از کارهای خوبی همچون: عبادت، ایثار، عدل، تقوی، توبه، نوع دوستی، تواضع، جهاد و... خوش مان بیایید و این اعمال و صفات و دارندگان آنها را دوست بداریم و برعکس، از اموری مانند: گناه، تقلب، نیرنگ، مردم آزاری، بی نمازی، بی حجابی، بی تفاوتی، حسد، بخل، بی ادبی و... بد مان بیایید و دارندگان اینها راهم دوست نداشته باشیم. این نشانه سلامت قلب است.
مرحله بالاتر که (مرحله زبانی) است، آن است که با زبان و گفتار، طرفدار و تبلیغ کننده خوبیها و خوبان باشیم و نسبت به بدیها و گناهکاران و تخلفات و منکرات اعتراض کنیم. گفتن مؤثر است و اساس دعوت پیامبر اسلام هم بر تبلیغ استوار بود.
گفتن و نهی زبانی، وقتی تکرار شود، هرچند بدون برخورد عملی و معارضه و درگیری، طرف را به ستوه میآورد یا شرمنده میسازد. وقتی بنای همگانی براین باشد که نسبت به خلاف کار، تذکر زبانی بدهند او عرصه را برخود تنگ میبیند و جو عمومی جامعه را برای ارتکاب فساد و گناه، مناسب نمییابد به شرط آنکه گویندگان و تذکر دهندگان، از روی خیر خواهی و دلسوزی و متانت تذکر دهند و نهی کنند. همین که در روایات این همه بر گفتن زبانی تأکید شده نشان دهنده تأثیر آن است گاهی زبان، برنده تر و نافذتر از شمشیر و اقدام عملی است، منتها با ید تذکر دهنده، هنرمندانه و ظریف و به موقع و سنجیده تذکر دهد که خلافکار را در موضع لجاجت و عناد قرار ندهد. عفت کلام و سخن با وقار و احترام آمیز، مؤثرتر از تند خویی و پرخاشگری و توهین است.
در این مرحله اگر همه احساس مسئولیت کنند و روح جمعی جامعه با تذکر هایشان عرصه را بر خلافکار تنگ کنند، قطعاً در جلوگیری از فساد و گناه اثر خوبی خواهد داشت. این مرحله از نهی از منکر نه خرج دارد و نه مشکلات قضایی و پرونده تنها گفتن ورد شدن ! به فرموده مقام معظم رهبری: (خدای متعال در زبان این اثر را قرار داده است. در امر و نهی این اثر را قرار داده است. ما چرا این حکمت الهی را درک نمیکنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم ؟)
مرحله سوم مرحله عملی است بالاتر از آن دو این است که انسان با عمل و اقدام خویش، در راه نشر خوبیها و گسترش صفات و کارهای نیک و اجرای احکام و دین، بکوشد ونیز عملاً جلوی مفاسد و زشتیها و انسانهای خطا کار و اعمال خلاف و گناه را بگیرد.
البته اقدام زبانی و عملی شرایط و مراتبی را دارد که در بخشی دیگر به آنها اشاره میشود. انکار در مرحله قلبی نیز به شکلی باید نمود پیدا کند. یعنی اگر از کار زشت یا انسان مجرم بد مان میآید، این ناخوشایند و عدم رضایت را با نگاه، قیافه، طرز برخورد نشان دهیم، تا خلاف کاران متوجه شوند و در آنها تأثیر بگذارد.
کمترین مرحله امر به معرف و نهی از منکر، همان مرحله قلب است. اگر به کار نا پسندی که انجام میگیرد دلمان راضی باشد، ما نیز در آن گناه شریکیم. خداوند، در قیامت کسانی را عذاب میکند که برخی گناهان را مرتکب نشدهاند، ولی چون دیگران انجام میدادند و آنها هم راضی به کار آنان بودهاند به همان علت عذاب میبینند.
امام علی (ع): هر کس به کار جمعی راضی باشد مثل آن است که همچون آنان در آن کار داخل بوده است.
این مسئله در کارهای نیک هم مطرح است. اگر انسان نیکان را دوست بدارد و به کارهای شایسته دیگران راضی باشد پاداش میبرد.
اگر کسی نتواند با عمل و اقدام، جلوی مفاسد را بگیرد، باید با زبان، اعتراض و نهی کند. اگر امکان یا زمینه نهی از منکر زبانی هم نیست، حد اقل از کارهای ناشایست دیگران ناراحت و نا خشنود باشد و اگر این را هم نداشته باشد مردهای زنده نما است.
حضرت علی (ع) در حدیثی به طور مفصل، این سه مرحله را بیان میکند و در پایان میفرماید: کسی که منکر و فساد با هیچ یک از قلب و دست و زبان، انکار نکند، او مرده میان زندگان است. !
اگر کسی نسبت به رواج خوبیها و جلو گیری از مفاسد حساسیت نشان ندهد، (حس دینی) او از کار افتاده. باید در دینداری خود بازنگری کند.
تذکر:
در حکومت اسلامی آنجا که جلو گیری از گناهها و فسادها جز با مرحله عملی و اقدام و برخورد ممکن نباشد نهی از منکر به زدن و زخمی کردن و درگیری و کشتن و امثال اینها بینجامد، در این گونه موارد، باید به نحوی با همکاری و هماهنگی نظام حاکم و نیروی انتظامی و مقامات مسئول و مراکز مربوط انجام گیرد که به هرج و مرج اجتماعی کشیده نشود. همچنین اگر جلو گیری ازفساد و گناهی، جز با دخل و تصرف در اموال دیگران یا با وارد کردن برخی ضررها انجام نشود، سرسری نمیتوان اقدام کرد و نیاز به اذن از مراکز مسئول و مربوطه دارد البته در مواردی مثل اینکه کسی میخواهد دیگری را بکشد، یا خانهای را آتش بزند، یا شراب بنوشد، یا از خانهای به قصد دزدی بالا رود، میتوان اقدام به جلوگیری کرد و اقدام کننده از عمل منکر باز داشت.
صفات امر و ناهی:
کسی که دیگران را به خوبی و ارزشها دعوت میکند، یا آنان را از گناهان و زشتیها و مفاسد نهی میکند، برای آنکه در این دعوت موفق باشد باید صفات و شرایطی داشته باشد. به برخی از این صفات که شایسته است در امر معروف و نهی از منکر کننده وجود داشته باشد اشاره میکنیم:
۱- هماهنگی حرف و عمل: مردم بیشتر از حرف به عمل انسان امر معروف و نهی از منکر کننده مینگرند و از رفتارش بیش از سخنش تأثیر میپذیرند. از این رو شخص امر و ناهی، باید خودش آراسته به خوبیها و منزه و وارسته از بدیها باشد تا تبلیغ و دعوتش مؤثر باشد. دعوت عملی مؤثر تر از دعوت زبانی ست و اگر کسی خودش نسبت به گفتههایش مقید و متعهد نباشد، بر دیگران نمیتواند تأثیر بگذارد به علاوه خود این تعارض بین گفتار و رفتار، بسیار ناپسند است.
۲- برخورد شایسته و چهره باز: داشتن حسن خلق و چهره گشاده و بشاش عامل جذب دیگران است. از این رو برخورداری از ملایمت و برخورد جاذب و نرم و پرهیز از قیافه گرفتن و عبوس و اخمو بودن میتواند در موفقیت شخص مؤثر باشد نمونه عالی این صفت در رسول خدا (ص) بود که با اخلاق نیکو و برخورد شایسته و متواضعانه اش مردم را به حق و راه خدا جذب کرد.
۳- گفتار نرم: شیوه ملایم و نرم در سخن گفتن و پرهیز از تندی و عصبانیت و پرخاشگری صفت شایسته دیگری است. حتی خداوند، وقتی موسی و هارون (ع) را برای دعوت فرعون به خدا پرستی میفرستد، به آن دو توصیه میفرماید که با فرعون به نرمی سخن بگویید.
۴-حوصله و بردباری: موفقیت در این دعوت نیاز به تحمل و حوصله دارد با کم طاقتی و زود خسته شدن و کم ظرفیتی، کاری از پیش نمیبرد. به تعبیر قرآن شرح صدر و سعه صدر لازم است، مانند پزشک و پرستاری که به مداوای یک بیمار مشغول است و جز با صبوری و حوصله به نتیجه نمیرسد. در این راه باید حتی تمسخرها و بی اعتناییها و دشمنیها و آزارها را هم تحمل کرد وبه حساب خدا گذاشت.
۵-کار برای خدا: از آن جا که امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین و عبادت است انسان باید برای خدا اقدام به آن کند و توقع پاداش هم از خدا داشته باشد انجام این وظیفه نباید به انگیزههای مادی و دنیوی آمیخته شود، هدف باید خدا باشد نه خود نمایی و کسب وجهه و موقعیت در این صورت انسان از کار خسته نمیشود و از کار شکنیها هم نا امید نمیگردد. اخلاص عامل ارزش گذاری برای اعمال است.
۶-صبر تحمل: هیچ کار مهمی بی زحمت و مشقت نیست. در راه انجام این وظیفه الهی انسان باید بر سختیها، ناملایمات، بی مهریها و خصومتها تحمل و استقامت داشته باشد و به علت مشکلات کار و راه نبایددست از هدف بردارد. در توصیه لقمان به فرزندش آمده است که: پسرم ! نماز را برپا دار، امر به معروف و نهی از منکر کن و بر آنچه به تو میرسد صبر کن که این نشانه تصمیم و عزم استوار است.







