امام خمینی احیاگر فرهنگ اهل بیت
نویسنده : عبد الکریم، پاک نیا
محتویات
- ۱ مقدّمه
- ۲ توسل به اهل بیت علیهمالسلام
- ۳ شیدای حضرت مهدی علیهالسلام
- ۴ زیارت حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام
- ۵ اهل بیت علیهمالسلام حافظ استقلال
- ۶ مبارزه با طاغوت
- ۷ پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله از نگاه امام خمینی رحمهالله
- ۸ نهج البلاغه از منظر امام راحل رحمهالله
- ۹ حضرت فاطمه علیهالسلام از نگاه امام راحل رحمهالله
- ۱۰ دفاع از ساحت حضرت فاطمه علیهاالسلام
- ۱۱ مقابله با تبدیل تاریخ اسلامی
- ۱۲ پانویس
مقدّمه
حضرت امام خمینی رحمهالله در نیم قرن اخیر طلایهدار پرچم اسلام و احیاگر فرهنگ متعالی اهل بیت علیهمالسلام بوده است. او در عرصه فقه و فقاهت، فلسفه و عرفان، سیاست و تعقل، مبارزه و ایستادگی، و درایت و دوراندیشی سرآمد نخبگان قرن به شمار میرود که در پرتو عمل به فرامین الهی و رهنمودهای اهل بیت علیهمالسلام ، عبادتهای خالصانه و مناجاتهای عاشقانه به سرچشمه نور و معنویت راه یافته بود.
امام در عصر ما با الهام از آیات وحیانی قرآن و امداد از منبع لا یزال الهی به گسترش و توسعه فرهنگ اهل بیت علیهمالسلام پرداخت و معارف زلال آن را به تشنگان علم و معرفت و معنویت عرضه کرد. به یقین، امام خمینی رحمهالله از فقیهان عارفی است که مکتب انبیاء و اندیشههای امامان معصوم علیهمالسلام را به درستی شناخته و در عمل به آن، به عنوان احیاگر تفکر اهل بیت علیهمالسلام کاملاً موفق بود.
مروری بر زندگی و سیره آن یگانه دوران، این حقیقت را روشن میکند که آن عارف بیداردل با تمام وجود به اهل بیت علیهمالسلام عشق میورزید و در ترویج اندیشهها و معارف آنان از هیچ کوششی دریغ نمیکرد.
در این فرصت، نکتههایی را از سیره آن بزرگوار در این خصوص به علاقه مندانش تقدیم میکنیم.
توسل به اهل بیت علیهمالسلام
امام خمینی رحمهالله در عراق در مناسبتهای گوناگون (نیمه شعبان، اول رجب، عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ایام زیارتی دیگر) برای زیارت به کربلا میرفتند و در آنجا اقامت کرده و هر روز به حرم مشرف شده، زیارت جامعه را در حرم امام حسین علیهالسلام مرتب صبحها و شبها میخواندند.
جلوه دیگر عشق او به اهل بیت علیهمالسلام در توسل و احیاء مصائب ائمه اطهار، به ویژه امام حسین علیهالسلام بود. امام در قم و نجف و حتی در فرانسه و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در تمام شبهای شهادت حضرات معصومین علیهمالسلام در منزلشان ذکر مصیبت داشتند و در شب شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام این برنامه، سه شب ادامه داشت.[۱] زیارت، توسل، دعا و عبادت، روح بلند آن شیدای اهل بیت علیهمالسلام را متعالی ساخته و نفسش را به اطمینان کامل رسانده بود. به این جهت، مانند کوهی در برابر حوادث و ناملایمات ایستادگی میکرد و خم به ابرو نمیآورد. آری، او به مقامی رسیده بود که به راستی مصداق آیه شریفه «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلی جَنَّتی»[۲] گردیده بود.
حجة الاسلام سید محمد جواد علم الهدی میگوید: به اذن امام مأمور شدم که به منطقه خراسان بروم و علماء آن دیار را ببینم و مصائبی را که طاغوت و استعمار متوجه مسلمانان کرده بودند، تشریح کنم و نامههای امام را تحویل آنان دهم. شبی که عازم بودم، امام خطاب به من فرمود: قبل از اینکه با هر کس ملاقات کنید، اول به حرم امام رضا علیهالسلام مشرف شوید و به آن حضرت بگویید: «آقا! کار خطیری پیش آمده و ما وظیفه خود دانستیم که قیام کنیم. چنانچه مرضی شماست، مارا تأیید کنید!»[۳]
شیدای حضرت مهدی علیهالسلام
امام خمینی رحمهالله نسبت به مقام والای حضرت مهدی علیهالسلام عنایت خاصی داشت و در فرازی از قصیدهای که در مدح حضرتش سروده، این گونه ابراز علاقه میکند: حضرت صاحب زمان، مشکوة انوار الهی
مالک کون و مکان، مرآت ذات لا مکانی
مظهر قدرت، ولی عصر، سلطان دو عالم
قائم آل محمد، مهدی آخر زمانی
با بقاء ذات مسعودش، همه موجود باقی
بیلحاظ اقدسش یکدم، همه مخلوق فانی
خوشه چین فیضش، همه عرشی و فرشی
ریزه خوار خوان احسانش، همه انسی و جانی
ای که بینور جمالت نیست عالم را فروغی
تا به کی در ظل امر غیبت کبری نهانی
پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا
ایکه قلب عالم امکانی و جان جهانی
تا به کی این کافران نوشند خون اهل ایمان؟
چند این گرگان کنند این گوسفندان را شبانی؟
تا به کی این ناکسان باشند بر ما حکمرانان؟
تا کی این دزدان کنند این بیکسان را پاسبانی؟[۴]
زیارت حرم امیرالمؤمنین علیهالسلام
در طول سیزده سالی که امام خمینی رحمهالله در نجف بود، به جز شبهایی که بیمار یا ممنوع السفر بود و یا به کربلا مشرف میشد، هر شب دقیقا ساعت معینی به حرم امیر مؤمنان علی علیهالسلام مشرف میشد. او مقید بود که متن زیارت را از روی مفاتیح بخواند. زیارت امام خیلی طولانی میشد؛ چرا که زیارت عاشورا و نماز زیارت مستحبی میخواند و بعد از اتمام نماز و دعا در کنار ضریح میایستاد و زیارت امین الله را میخواند. امام در حال زیارت از خود بیخود میشد و اتصال روحی و معنوی با صاحب مزار برقرار میکرد.
وقتی به ایشان گفتند: بهتر است شما برنامه مخصوص برای رفتن به حرم داشته باشید؛ مثلاً هفتهای یک یا دو مرتبه مشرف شوید و هر شب و هر صبح به حرم رفتن برای مراجع شکل خوبی ندارد و با توجه به سن شما رعایت مسئله لازم است، چهره امام تغییر کرد و فرمود: «و الله! ظلم است که کسی در کنار دریای علم امیرالمؤمنین علیهالسلام بخوابد و تشنه بخوابد.»[۵]
اهل بیت علیهمالسلام حافظ استقلال
حضرت امام خمینی رحمهالله بر این باور بود که اعتقاد راسخ به مکتب اهل بیت علیهمالسلام میتواند کشور را از گزند دشمنان و توطئههای شرق و غرب نجات دهد و اگر روزی این کشور از اهل بیت علیهمالسلام فاصله بگیرد، بدون تردید بیگانگان بر جان و مال و ناموس مردم مسلّط خواهند شد. او میفرمود:
«اسلام و مذهب مقدس جعفری علیهالسلام سدّی در مقابل اجانب و عمّال دست نشانده آنها [است]... و روحانیت که حافظ آن است، سدّی است که با وجود آن اجانب نمیتوانند به نحوی که دلخواه آنهاست، با کشورهای اسلامی و خصوص با کشور ایران رفتار کنند... برای شکستن وحدت اسلامی و کوبیدن قرآن کریم و روحانیت در ایران که مهد تربیت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام است و با زنده بودن این مکتب بزرگ هرگز اجانب غارتگر به آرزوی غیر انسانی خود نمیرسند. ناگزیر هستند مذهب مقدس تشیع و روحانیت را که پاسداران آن هستند، به هر وسیله تضعیف کنند.»
آن رهبر فرزانه، منحرفان از مکتب اهل بیت علیهمالسلام را با گروههای غیر اسلامی مساوی قلمداد میکرد و از همه مخالفان اهل بیت علیهمالسلام بیزاری میجست و میفرمود: «من صریحا اعلام میکنم که از این دستجات خائن چه کمونیست و چه مارکسیست و چه منحرفین از مذهب تشیع و از مکتب مقدس اهل بیت عصمت علیهمالسلام به هر اسمی و رسمی باشد، متنفر و بیزارم.»[۶]
مبارزه با طاغوت
مبارزه با ستم و ستمگری از مهمترین پیامهای قرآن و اهل بیت علیهمالسلام به شمار میآید. قرآن کریم در آیات متعددی مسلمانان را برای صف آرایی و مقابله با ظلم و بیعدالتی دعوت میکند.[۷]
امام خمینی رحمهالله در این وادی نیز در صف مقدم بود. آن بزرگوار با الهام از دستورات وحیانی قرآن و اهل بیت علیهمالسلام مبارزه با ظلم را در رأس برنامههای خود قرار داده بود و همواره میفرمود: «تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم. تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم. اگر توانستیم، آنها را به عقب برانیم و اگر نتوانستیم، به تکلیف خودمان عمل کردهایم.»[۸]
اساسا دفاع از مظلوم و ایستادگی در مقابل ستمگران، شالوده فکری آن امام راحل بود. ایشان مبارزه با ستم را وظیفه هرکس، به ویژه علماء اسلام در کشورهای جهان میدانست.
امام خمینی رحمهالله بر این اعتقاد راسخ خود پای میفشرد که یکی از مهمترین تلاشهای ائمه اطهار علیهمالسلام تشکیل حکومت اسلامی و براندازی حکومتهای جائرانه عصر خودشان بوده است.
آنان با شیوههای رفتاری و گفتاری خود با ستمگران و طاغوتهای زمان خود مقابله میکردند. او میفرمود: «ائمه معصومین ما صلوات الله و سلامه علیهم در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد ان است، در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومتهای جائرانه طاغوتیان زمان خود شهید شدند و ما امروز مفتخریم که میخواهیم مقاصد قرآن و سنت را پیاده کنیم و اقشار مختلفه ملت ما در این راه بزرگ سرنوشتساز سر از پا نشناخته، جان و مال و عزیزان خود را نثار راه خدا میکنند.»[۹]
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله از نگاه امام خمینی رحمهالله
در منظر امام خمینی رحمهالله رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله برترین آفریده هستی است و هیچ یک از پیامبران و فرشتگان و اولیاء مقرب الهی به عظمت و منزلت آن گرامی نمیباشند. امام خمینی رحمهالله با نقل حدیثی از وجود مقدس پیامبر خاتم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «خدای تعالی آفریدهای برتر از من نیافرید و هیچ آفریدهای نزد خدای تعالی از من گرامیتر نیست.» علی علیهالسلام پرسید: یا رسول الله! آیا تو برتری یا جبرئیل؟ فرمود: «یا علی! همانا که خدای تبارک و تعالی پیامبران مرسلش را بر فرشتگان مقربش برتری داد و مرا بر همه پیامبران و مرسلین برتری بخشید و پس از من برتری از آنِ تو و امامان پس از توست و همانا که فرشتگان، خدمتگزاران ما و خدمتگزاران دوستان ما هستند.»[۱۰]
موضعگیری در مقابل اهانت به پیامبر صلیاللهعلیهوآله
هنگامی که آن فقیه بیدار دل متوجه شد استکبار جهانی برای شکستن قداست اسلام و شخصیت نبی مکرم صلیاللهعلیهوآله ، طبق یک نقشه شیطانی از پیش طراحی شده کتاب «آیات شیطانی» به قلم مزدوری همچون سلمان رشدی را روانه بازار کرده است، ضمن یک فتوای انقلابی او را مهدور الدم اعلام کرد و از همه مسلمانان سر تا سر عالم اجراء حکم را خواستار گردید. متن فتوای امام چنین است:
«به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان میرسانم که مؤلف کتاب آیات شیطانی که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام میباشند. از مسلمانان غیور میخواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است، ان شاء الله. ضمنا اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد و خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.»[۱۱]
این حکم که در ۲۵ بهمن ۱۳۶۷ انتشار یافت، موجب خوشحالی و بیداری مسلمانان جهان گردید و باعث خشم و عصبانیت استکبار جهانی و دشمنان اسلام و هراس و وحشت پدید آورندگان آیات شیطانی شد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام از نگاه امام راحل رحمهالله
در مورد اولین امام معصوم شیعیان علیهالسلام سخن گفتن امری سخت و دشوار است؛ چرا که هر کس بخواهد در این دریای بیکران وارد شود، با افقهای دوردستی رو به رو خواهد شد که آن سویش ناپیداست. آن بزرگوار را خدا و رسولش و حضرت فاطمه علیهاالسلام و امامان معصوم علیهمالسلام میتوانند وصف کنند و بستایند.
امام خمینی رحمهالله در مورد شخصیت والای آن یگانه تاریخ به اندیشمندان شرکت کننده در کنگره نهج البلاغه میفرماید: «دانشمندان بزرگ جهانی میخواهند مولا امیر المؤمنین علیهالسلام را معرفی کنند و به دیگران بشناسانند یا کتاب «نهج البلاغة» را؟ ما با کدام مؤونه و با چه سرمایهای میخواهیم در این وادی وارد شویم. در باره شخصیت علی بن ابی طالب علیهالسلام از حقیقت ناشناخته او صحبت کنیم یا با شناخت محجوب و مهجور خود؟ اصلاً علی علیهالسلام یک بشر ملکی و دنیایی است که ملکیان از او سخن گویند یا یک موجود ملکوتی است که ملکوتیان او را اندازهگیری کنند؟ اهل عرفان در باره او جز با سطح عرفانی خود و فلاسفه و الهیون جز با علوم محدود خود با چه ابزاری میخواهند به معرفی او بنشینند؟ تا چه حد او را شناختهاند تا ما مهجوران را آگاه کنند؟ دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضائل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کردهاند، در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا غیر از آن است. پس اولی آن است که از این وادی بگذریم و بگوییم علی بن ابی طالب علیهالسلام فقط بنده خدا بود و این، بزرگترین شاخصه اوست که میتوان از آن یاد کرد و پرورش یافته و تربیت شده پیامبر عظیم الشأن صلیاللهعلیهوآله است.»[۱۲]
نهج البلاغه از منظر امام راحل رحمهالله
بدون شک برای یک سیاستمدار متعهد و متدین کتاب شریف «نهج البلاغه» میتواند بهترین منشور حکومت و کشورداری باشد. این اثر جاودانی امیر مؤمنان علی علیهالسلام نه تنها به زندگی افراد روشنایی و طراوت میبخشد، بلکه آنان را در تدبیر منزل و کشور یاری میکند. هنوز فراموش نکردهایم که دو سال پیش یکی از بخشهای این میراث معنوی شیعیان (نامه ۵۳ حضرت علی علیهالسلام به مالک اشتر) به عنوان بینظیرترین و بهترین سند دادگستری و مرجع عدالت پروری در طول تاریخ در سازمان ملل به ثبت رسید. این نامه که بارها مورد ارزیابی نخبگان ادیان مختلف قرار گرفته و برجستهترین کارشناسان سیاسی سازمان ملل را مبهوت و شگفت زده نموده، به عنوان رمز عدالت و مصداق بارز و جامع «حقوق بشر» ارزیابی شده است.[۱۳]
حضرت امام خمینی رحمهالله در مورد نهج البلاغه با افتخار تمام میفرماید: «ما مفتخریم که کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است، از امام معصوم ماست.»[۱۴]
همچنین در پیام خود به مناسبت «کنگره نهج البلاغه» میفرماید: «کتاب نهج البلاغه که نازله روح علی علیهالسلام است، برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی خود معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی و اجتماعی و مجموعهای است دارای ابعادی به اندازه یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هر چه جامعهها به وجود آید و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند... .»[۱۵]
حضرت فاطمه علیهالسلام از نگاه امام راحل رحمهالله
امام در تجلیل از مقام و منزلت والای حضرت زهراء علیهاالسلام سخنان جامع و ارزندهای را بیان فرموده است. ایشان در ستایش دخت رسالت میفرماید: «تمام ابعادی که برای زن متصور است، برای یک انسان متصور است، در فاطمه زهراء سلام الله علیها جلوه کرده و بوده است.
یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان. او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است. زنی که تمام خاصههای انبیاء در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود، به جای رسول الله بود. معنویات، جلوههای ملکوتی، جلوههای الهی، جلوههای جبروتی، همه در این موجود مجتمع است.»[۱۶]
دفاع از ساحت حضرت فاطمه علیهاالسلام
موضعگیری امام خمینی رحمهالله در حادثه توهین به حضرت زهراء علیهاالسلام که از رادیوی جمهوری اسلامی پخش شد، یکی دیگر از صفحات زرّین وجود آن رهبر آگاه و متعهد را در تاریخ اسلام رقم زد. هنگامی که در یک مصاحبه رادیویی فردی به ساحت قدسی بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام اهانت کرد و هنر پیشههای بیگانه را به عنوان الگوی زنان ایرانی مطرح نمود، حضرت امام بدون هیچ ملاحظهای با صلابت تمام به مدیر عامل وقت صدا و سیما چنین نوشت:
«آقای محمد هاشمی، مدیر عامل صدا و سیمای جمهوری اسلامی!
با کمال تأسف و تأثر روز گذشته
(۸/۱۱/۱۳۶۷) از صدای جمهوری اسلامی مطلبی در مورد الگوی زن پخش گردیده است که انسان شرم دارد بازگو نماید. فردی که این مطلب را پخش کرده است، تعزیر و اخراج گردد و دستاندرکاران آن تعزیر خواهند شد. در صورتی که ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، بلا شک فرد توهین کننده محکوم به اعدام است. اگر بار دیگر از این گونه قضایا تکرار گردد، موجب تنبیه و توبیخ و مجازات شدید و جدی مسئولین بالای صدا و سیما خواهد شد. البته در تمامی زمینهها قوه قضائیه اقدام مینماید.
۹/۱۱/۶۷
روح الله الموسوی الخمینی[۱۷]
در پایان، به عنوان حسن ختام، نمونهای از حساسیت و غیرت دینی امام خمینی رحمهالله را با هم میخوانیم:
مقابله با تبدیل تاریخ اسلامی
در سال ۱۳۵۴ ش. شاه در صدد تغییر تاریخ هجری اسلامی به تاریخ قبل از اسلام و ایران باستان برآمد و ضمن مراسمی از فرهنگ اسلامی به عنوان هجوم فرهنگ خارجی نام برد و خواستار جایگزینی فرهنگ و تاریخ ایرانِ قبل از اسلام گردید. مجلس شورای طاغوتی نیز تغییر تاریخ اسلام را تصویب کرد. این اقدام دین ستیزانه مورد مخالفت شدید علماء، به ویژه حضرت امام خمینی رحمهالله قرار گرفت. امام ضمن یک دستور انقلابی، استفاده از تاریخ طاغوتی را تحریم کرد و فرمود:
«کارشناسان که میخواهند مخازن ما را بیمانع به غارت ببرند، برای تضعیف اسلام و محو اسلام، آن نغمه شوم، تغییر مبدء تاریخ را ساز کردند. این تغییر، از جنایات بزرگی است که در این عصر به دست دودمان کثیف [پهلوی] واقع شد. بر عموم ملت است که با استعمال این تاریخ جنایتکار، مخالفت کنند و چون این تغییر، هتک اسلام و مقدمه محو اسم آن است، استعمال آن بر عموم حرام و پشتیبانی از ستمکار و ظالم و مخالفت با اسلام عدالتخواه است.»[۱۸]
پانویس
- ↑ ماه تابان، ص 94.
- ↑ فجر / 27 30.
- ↑ ماهنامه کوثر، ش 31، ص 32.
- ↑ دیوان امام، صص 265 و 266.
- ↑ ماه تابان، ص 93.
- ↑ صحیفه امام، ج 3، ص203.
- ↑ ر. ک: بقره / 193.
- ↑ مجله حوزه، ش 49، ص 134.
- ↑ وصیت نامه امام خمینی رحمهالله ، ص 4.
- ↑ مصباح الهدایة، ص 167.
- ↑ صحیفه نور، ج 20، ص 76؛ صحیفه امام، ج 21، ص 263.
- ↑ صحیفه امام، ج 14، ص 347.
- ↑ روزنامه جمهوری اسلامی، 24/8/1382.
- ↑ وصیت نامه امام خمینی رحمهالله ، ص 3.
- ↑ صحیفه امام، ج 14، ص 348.
- ↑ همان، ج 7، ص 337.
- ↑ همان، ج 21، ص 251.
- ↑ صحیفه نور، ج 1، ص 223.







