فرهنگ مصادیق:استهزاء احکام الهی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | برخورد با استهزاء گران از دیدگاه قرآن |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
استهزاء آیات الهی از نگاه قرآن - حوزه نت
استهزاء آیات الهی از نگاه قرآن
سوره الأنعام ، آیه ۶۸
«وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ...؛ و هرگاه کسانی را دیدی که در آیات ما (به قصد تخطئه،) کندوکاو میکنند، از آنان روی بگردان تا (مسیر سخن را عوض کرده) وارد مطلب دیگری شوند.»
نکتهها
«خوض» به معنای کندوکاو و گفتگو به قصد تمسخر و تحقیر است، نه برای فهم و درک حقیقت.[۱]
مشابه این مطلب، در سورهٔ نساء آیه ۱۴۰ نیز آمده است: «إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ...؛ اگر شنیدید که به آیات الهی کفر میورزند یا مسخره میکنند با آنان منشینید تا سخن را عوض کنند.»
رسول خدا صلی الله علیه و آله با استناد به این آیه فرمودند: کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، در مجلسی که در آن امامی سبّ میشود و یا از مسلمانی عیب جویی میگردد نمینشیند.[۲]
پیامها
غیرت و تعصّب دینی خود نسبت به مقدّسات را به دشمنان نشان دهید. «وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ»
اعراض از بدیها ومبارزهٔ منفی با زشتکاران، یکی از شیوههای نهی از منکر است. «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ»
توجّه و گوش دادن به سخنان باطل (و دیدن و خواندن کتب و برنامههای گمراه کننده) نکوهیده است.[۳] «يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ»
البتّه در مواردی که برای آگاهی و ردّ و پاسخ دادن توسط اهل فن باشد، اشکالی ندارد.
به جای هضم شدن در جامعه، یا گروه و مجلس ناپسند، وضع آن را تغییر دهید. «حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ» اعلام برائت ومحکوم کردن لفظی کافی نیست، باید به شکلی برخورد کرد. «فَأَعْرِضْ ... فَلا تَقْعُدْ»[۴]
سوره التوبه ، آیه ۶۵
«وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ؛
«اگر از منافقان بپرسی (چرا مسخره کردید؟) قطعاً میگویند: ما فقط شوخی و بازی میکردیم (و غرضی نداشتیم). بگو: آیا خداوند و آیات او و پیامبرش را مسخره میکردید!؟»
نکتهها
«خوض» در زبان عربی به معنای، پانهادن در گِل است و در قرآن به ورود در کارهای ناپسند گفته میشود.
آیه، مربوط به جنگ تبوک است که منافقان قصد کشتن پیامبر را در بازگشت داشتند. یکی از آنان گفته بود: اگر توطئه فاش شد، چه کنیم؟ دیگری گفت: میگوییم مزاح و شوخی بود. در واقع عذری بدتر از گناه آوردند.[۵]
پیامها
دروغ و توجیه گری، از کارهای دائمی منافقان است. «لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیقُولُنَّ»
عقب نشینی، احساس ضعف و تزویر و اصرار بر خلاف، حتّی پس از افشای توطئه نشانه منافق است. «لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ»
خداوند از توجیه گریها و آینده منافقان خبر داده و آنان را رسوا کرده است. «لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ»
منافقان برای تبرئه خود هم سوگند خوردند و هم قصد خود را صددرصد شوخی دانستند. (لام در «لَیقُولُنَّ» حرف قسم و «إِنَّما» حصر را میرساند)
پیامبر مأمور توبیخ منافقان است. «قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آیاتِهِ ...»
شوخی با مقدّسات دینی جایز نیست. «أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ»[۶]
سوره الکهف ، آیه ۵۶
«وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا؛
وما پیامبران را جز بشارت دهندگان (برای مؤمنان) و بیم دهندگان (برای مجرمان) نمیفرستیم، ولی کافران به باطل مجادله و ستیز میکنند تا به وسیلهٔ آن حقّ را در هم کوبند. و آنان نشانهها و آیات مرا و آنچه را که به آن بیم داده شدند، به مسخره گرفتند.»
پیامها
هدف کافران، محو حق، «لِیدْحِضُوا» و ابزار کارشان، جدال و استهزا میباشد. «یجادِلُ الَّذِینَ کفَرُوا»
درگیری و جدال میان حقّ و باطل همیشگی بوده است. «یجادِلُ» (فعل مضارع رمز تداوم کار است.)
کافران میخواهند جلوی حقّ را با باطل بگیرند، «لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ» غافل از آنکه باطل رفتنی است. «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا»[۷]
مسخره کردن آیات خدا و احکام الهی، کار کافران است. «وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا»[۸]
سوره الشعراء، آیه ۶
«فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ»
«پس آنان تکذیب کردند، و به زودی اخبار (کیفر) آنچه را که به مسخره میگرفتند به آنان خواهد رسید.»
نکتهها
در این آیات برای کفّار سه خصلت بیان شده است: اعراض، تکذیب، استهزا. آری انسان به تدریج و گام به گام به سقوط کشیده میشود، ابتدا به حقّ بی اعتنایی و اعراض میکند، سپس آن را تکذیب و آن گاه حقّ را مسخره میکند. ولی بدترین حالت و صفت انسان، مسخره کردن حقّ است، لذا در این آیه میفرماید: در آینده، خبرهای مسخره کردن آنان به آنها خواهد رسید. و نمیفرماید: کیفر اعراض و تکذیب به آنان خواهد رسید.
پیامها
گروهی از مردم به جای پذیرش حقّ، از قبل راه لجاجت را انتخاب کردهاند. (اعراض ودوری از حقّ، شیوه دائمی گروهی از مردم است.) «کانُوا»
اعراضی که برخاسته از استکبار و تکذیب باشد، خطرناک است. «مُعْرِضِینَ - کذَّبُوا»
بی اعتنایی به خطرها و کیفرهای آینده رمز قهر الهی است. «أَنْباءُ ما کانُوا»
آنان که حقّ و پیروان آن را مسخره میکنند، کارشان بی پاسخ نخواهد ماند. «ما کانُوا بِهِ یسْتَهْزِؤُنَ» (یا در دنیا، یا در هنگام مرگ، یا در برزخ، یا در رجعت و یا در قیامت پاسخ کارهای زشت خود را خواهند دید. [۹]
پا نویس
- ↑ تفسیر مجمعالبیان.
- ↑ وسائل الشیعه، ج 16، ص 266.
- ↑ شاید بتوان برای تحریم کتب و برنامههای ضالّه، به این آیه استناد کرد.
- ↑ تفسیر نور(10جلدی)، ج2، ص: 483 تا 485، با تلخیص
- ↑ تفسیر مجمعالبیان.
- ↑ تفسیر نور(10جلدی)، ج3، ص: 455 تا 456، با تلخیص
- ↑ اسراء، 81.
- ↑ تفسیر نور(10جلدی)، ج5، ص: 190 تا 191، با تلخیص
- ↑ تفسیر نور(10جلدی)، ج6، ص : 295 تا 296، با تلخیص







