فرهنگ مصادیق:اختلاس از بیت المال
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | حلال و حرام مالی |
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اختلاس - پژوهه |
| ۲ | بررسی تطبیقی خیانت در امانت و اختلاس |
| ۳ | پاسداری از بیت المال از دیدگاه امام علی (ع) |
| ۴ | جرم اختلاس در مقادیر مختلف چیست؟ |
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: دکتر امانی فر
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱
آیا اختلاس بیت المال محاربه با خدا و رسول خدا(ص) و امام زمان و اسلام و ملت مسلمان نیست؟
إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ (مائده، آیه 33)
برای آنکه بدانیم اختلاس کنندگان بیت المال مسلمین و چپاولگران اموال مردم آیا مصداق محارب خدا و رسول(ص) و مردم هستند یا خیر، لازم است اشارهای به فلسفه و حکمت مجازات سنگین محارب داشته باشیم.
در کتب فقهی در تعریف محارب آمده است:
محارب کسی است که به قصد ترساندن مردم به روی آنان اسحله بکشد، یعنی چه از اسحله استفاده کند و چه نکند به صرف اسلحه کشیدن به روی مردم و ترساندن آنان حکم محارب بر او جاری میشود.
اما هدف محارب از اسلحه کشیدن به روی مردم و آشکار کردن سلاح چیست؟ بارزترین مصادیقی که برای محارب در کتب فقهی و تاریخی مطرح گردیده است، راهزنان و دزدانی میباشند که به قصد چپاول و اموال مردم، قافلهها و منازل مردم را مورد هجوم قرار داده و با ایجاد رعب و وحشت از جامعه سلب امنیت میکردند؟
پس اسلام کسانی را که با ایجاد رعب و وحشت و نگرانی در بین مردم از یک طرف به تصاحب و چپاول اموال مردم میپرداختند و از طرف دیگر جامعه را دچار مخاطره و نا امنی میکردند، لقب محارب داده و آنان را مستحق شدیدترین مجازات دانسته است که مجازات مرگ و قطع دست و پا و دارآویختن میباشد. از طرف دیگر اسلام کفار محارب خارج از مرزهای اسلام را نیز دشمن محسوب کرده و از هرگونه تماس و همکاری با آنان نهی فرموده و کسانی را که در تحقق اهداف شوم کفار محارب در داخل بلاد اسلامی با آنمان همکاری کرده جزو ستون دشمن محسوب و به اشد مجازات محکوم نموده است که همان مجازات مرگ میباشد.
و از طرف دیگر سران کفر و شیوخ آنان را نیز مستحق مرگ دانسته تا بشریت از شرّ وجود آنان و توطئهها و جنایاتشان راحت شوند. لذا در آیات زیادی جهاد با کفار و کشتن سران آنان و عدم همکاری با آنان و دوست نگرفتن از آنان و نپذیرفتن ولایت کفار و یهود و نصاری به شدت مورد تذکر و تأکید قرار گرفته است.
از جمله است:
فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ[۱]
پس با پیشوایان کفر بجنگید چرا که آنان را هیچ پیمانی نیست باشد که [از پیمانشکنی] باز ایستند.
فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا[۲]
پس از کافران اطاعت مکن و با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.
وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا[۳]
و خداوند هرگز بر [زیان] مؤمنان برای کافران راه [تسلطی] قرار نداده است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا[۴]
ای کسانی که ایمان آوردهاید به جای مؤمنان کافران را به دوستی خود مگیرید آیا میخواهید علیه خود حجتی روشن برای خدا قرار دهید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ[۵]
ای کسانی که ایمان آوردهاید یهود و نصاری را دوستان [خود] مگیرید [که] بعضی از آنان دوستان بعضی دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستی گیرد از آنان خواهد بود آری خدا گروه ستمگران را راه نمینماید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاءَ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ[۶]
ای کسانی که ایمان آوردهاید کسانی را که دین شما را به ریشخند و بازی گرفتهاند [چه] از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [چه از] کافران دوستان [خود] مگیرید و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ[۷]
ای کسانی که ایمان آوردهاید چیزهای پاکیزهای را که خدا برای [استفاده] شما حلال کرده حرام مشمارید و از حد مگذرید که خدا از حدگذرندگان را دوست نمیدارد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ[۸]
ای کسانی که ایمان آوردهاید از چیزهایی که اگر برای شما آشکار گردد شما را اندوهناک میکند مپرسید و اگر هنگامی که قرآن نازل میشود در باره آنها سؤال کنید برای شما روشن میشود خدا از آن [پرسشهای بیجا] گذشت و خداوند آمرزنده بردبار است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ[۹]
ای کسانی که ایمان آوردهاید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی برمگیرید [به طوری] که با آنها اظهار دوستی کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که برای شما آمده کافرند [و] پیامبر [خدا] و شما را [از مکه] بیرون میکنند که [چرا] به خدا پروردگارتان ایمان آوردهاید اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من بیرون آمدهاید [شما] پنهانی با آنان رابطه دوستی برقرار میکنید در حالی که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعا از راه درست منحرف گردیده است.
نتیجه آنکه متجاوزین به جان و مال و ناموس مسلمین و جاسوسان دشمن، خائنان به ملت و افشاگران اسرار مسلمانانمحارب خدا و رسول خدا بوده و به جرم تضییع حقوق مسلمین و نابودی سرمایههای ملی مسلمانان و به جرم ایجاد ترس و هراس در دل مردم و به جرم تصاحب و چپاول بیت المال مسلمین و در نهایت سلب آسایش و امنیت از جامعه اسلامی مستحق اشدّ مجازات بوده و عنوان محارب بر آنان اطلاق میگردد.
امام علی(ع) میفرماید:
" راهزن محارب را بکشید و اگر خطری شما را تهدید کرد خون او بر گزدن من است".[۱۰]
امام باقر(ع) فرمود:
" هر کس بر تو وارد شد و قصد جان و مال و ناموس تو را داشت در زدن ضربه بر او سبقت بگیر، زیرا دزد، محارب خدا و رسول خداست، تبعات آن نیز بر عهده من است"[۱۱].
رسول خدا(ص) فرمود:
" هرکس سلاحش را به قصد دزدی آشکار کند خونش هدر است"[۱۲]
اکنون سؤال ما از مراجع عظام و جامعه روحانیت و حوزه علمیه قم و مسئولین قوه قضائیه این است:
آیا جرم اختلاس کنندگانی که میلیاردها تومان از بیت المال مسلمین را چپاول کرده و به یغما بردهاند کمتر از آن راهزنی است که با یک شمشیر به یک کاروان حمله کرده و اموال چند خانواده را سرقت کرده است و در دل حداکثر ۵۰ تا ۱۰۰ نفر رعب و وحشت ایجاد نموده است؟
آیا جرم اختلاس کنندگان چند صد و چند هزار میلیارد تومانی کمتر از جاسوس است که اسرار نظام اسلامی را برای دشمن فاش کرده و موانع رخنه و نقاط ضعف جامعه اسلامی را برای دشمن برملا کرده است؟! در حالی که هر دو مورد اعدام به صورتن اشدّ مجازات است.
چرا اختلاس کنندگان بیت المال مسلمین مجرم تر از جاسوسان و راهزنان نباشد در حالی که جرم و جنایت آنان علیه جامعه اسلامی به مراتب خشن تر و مهلک تر و ویران کننده تر از یک راهزن و یا یک جاسوس است و بلکه هر دو جرم را با هم در خود جای داده است، به دلایل زیر:
۱-آیا اختلاس کنندگان یک میلیارد تومان به بالا و دهها و صدها و هزاران میلیارد تومانی نظام اقتصادی یک مملکت و یک نظام نوپا را متزلزل نکرده و آنرا در مقابل تهاجمات اقتصادی غرب و صهیونیزم آسیب پذیرتر نکردهاند؟!
۲-آیا این همه چپاول با این ارقام نجومی باعث ترس و وحشت و دلهره مردم نمیشود و مردم را از امرار معاش در جامعه با این حجم از چپاول گری نسبت به آینده خود مأیوس و نگران و سرخورده و ناامید نمیکند؟
۳-بدتر از همه آیا همه این چپاولگریها را به پای اسلام و نظام اسلامی و رهبری و روحانیت نمینویسند؟! یعنی دیگری چپاول میکند و در سواحل انگلیس و ترکیه و آمریکا و دبی و آفریقای جنوبی به عیاشی میپردازد و به ریش اسلام و روحانیت و مراجع و مردم میخندد و تاوان آنرا باید اسلام و روحانیت و نظام و رهبری بدهند و آخوند بیچارهای که در خیابان راه میرود باید متلکهای مردم و نگاههای سنگین آنان را که برای اسلام علوی و عدالت نهج البلاغهای قیام کردهاند و اکنون به اینجا رسیدهاند را تحمل کنند.
آیا اینکه عدهای باعث شوند اسلام به بی عرضگی و نظام اسلامی به بی لیاقتی متهم شود و اسلام متهم به ناکارآمدی شود بزرگترین جرم و بزرگترین جنایت علیه اسلام و بزرگترین محاربه به حساب نمیآید؟
مگر جرم مرتد که از نظر اسلام محکوم به اعدام میشود این نیست که شخص مرتد بنابر سیاست یهودیان در صدر اسلام به دروغ اظهار اسلام میکرد و پس از چندی اظهار کفر و ارتداد میکرد تا این طور بنمایاند که اسلام دین ناکارآمدی است و این طور القاء شود که؛ " ما رفتیم و دیدیم چیزی که باعث جذابیت و بقاء ما در اسلام باشد وجود نداشت، پس شما زحمت مسلمان شدن به خود ندهید".
و اسلام هوشیار برای خنثی کردن این توطئه و تهمت با تشریع حکم شدید ارتداد جلوی این جریان مخرب را گرفت.
آیا تأثیری که این اختلاسها و عدم برخورد قاطع با این چپاولگران بیت المال در روحیه مردم و ناامیدی آنان از انقلاب و بدبینی آنان نسبت به نظام و روحانیت داشته میلیونها برابر فعالیت ناموفق منافقین نبوده است؟! قطعاً چنین بوده است.
منافقین و محاربین نظامی و مسلح علیه نظام نه تنها موفق نشدند مردم را از نظام اسلامی جدا کنند بلکه با رفتار جنایتکارانه اما آشکار خود باعث شدند مردم پی به ماهیت پلید آنان برده و وابستگی آشکار آنان به امپریالیسم، موجب نفرت مردم از آنان شده و اعتقاد مردم روز به روز نسبت به انقلاب راسختر و ایمانشان مستحکم تر گردید.
ولی یک آمارگیری ساده نشان خواهد داد بزرگترین ضربهای که نظام مقدس جمهوری اسلامی خورده است و بزرگترین بهانهای که اکنون در دست دشمنان نظام است. نه بمب گذاری در حرم امام رضاست بلکه تکرار اختلاسهای میلیاردی و ارقام نجومی است که مردم را روز به روز نا امیدتر و عصبانی تر کرده است.
۴-آیا این همه چپاول بیت المال مسلمین به اندازه چند عدد اسب و الاغی نیست که چپاول آنان حکم محارب را بر راهزن اطلاق کرده و آن راهزن را مستحق اعدام نموده است.
۵-آیا چپاول بیت المال با این ارقام نجومی به اندازه آن گردن بندی نیست که دختر حضرت علی(ع) به امانت از خزانه بیت المال گرفته بود و حضرت علی (ع) فرمود: اگر چیزی به گرو به خزانه دار نداده بودی من دست تو را به جرم دزدی از بیت المال قطع میکردم.
آیا اینها افسانه است یا ما استحاله شدهایم؟
۶- آیا چپاول بیت المال توسط کسانی که در سطحی از مدیریت جامعه هستند که بر تمام قربانهای مملکت مسلط و به همه اسرار نظامی و اقتصادی مشرف هستند و سپس به کشورهای محاربی فرار میکنند که هر روز با نظام جمهوری اسلامی در ستیز میباشند کمتر از جاسوسی یک جاسوس است که انبار شمشیرها را به دشمن نشان داده است؟ حکم او از نظر اسلام اعدام است.
۷-آیا چپاول بیت المال در حد بودجه یک کشور و واریز کردن آن به بانکهای خارجی کشورهای معاند نظام جمهوری اسلامی یک جنگ رسمی و تمام عیار و مصداق اتم و اکمل محارب با خدا و رسول خدا و دین ملت نیست.
۸-آیا اختلال در نظام اقتصادی مملکت و به دنبال آن تأثیر در بیکار شدن هزاران جوان و پدید آمدن هزاران بزه و فاصلههای طبقاتی از طریق مال حرام و کسب نامشروع محاربه با نظام اسلامی نیست؟
۹-آیا کسب مال نامشرع در این حدّ و عدم برخورد قاطع با آن باعث جری شدن دیگران و نتیجتاً شیوع لجبازی وحرام خواری و فسادی نمیشود که خداوند سرنوشت جامعه فاسد را نهایتاً هالکت میداند، محاربه با خدا و رسول خدا نیست؟
۱۰-پس اگر چپاولهای با این عظمت و اختلال در نظام اقتصادی و سلب آرامش و امنیت روحی و روانی و شغلی از ملت و متهم کردن اسلام و نظام به ناکارآمدی و بی عرضگی و سلب اعتماد مردم از اسلام و نظام و متهم کردن روحانیت به همکاری با مفسدان اقتصادی و خلاصه چپاول اموال مردم و حرامخواری آشکار و همکاری با سرویسهای اطلاعاتی و نهایتاً پناهنده شدن به آمریکا و خانه او سوئیس و انتقال ثروت ملی مسلمین به کشورهای معاند ، محاربه با خدا و رسول خدا نیست؟ حضرات بفرمایند محاربه با خدا و رسول خدا چیست؟
۱۱-جرم انکار ضروری دین بیشتر است که شخص منکر مرتد میشود یا جرم کسی که باعث انکار ضروری دین میشود و مردم را از دین و نظام بری و متواری میکند؟!
۱۲-جرم اهانت به مرجه تقلید و امام و معصوم بیشتر است که به خاطر آن در قم طوفان به پا میشود که صد البته باید به پا شود یا جرم کسی که باعث توهین و تحقیر و تمسخر دین میگردد؟
اختلاس بدتر است یا بدحجابی؟
اختلاس بدتر است یا عرقخوری؟
اختلاس بدتر است یا چاقوکشی؟
اختلاس بدتر است یا فساد و فحشائی که تماماً ناشی از همین حرامخواریها میباشد؟
ما ریشه این مفاسد که در واقع ناعدالتی و چپاول بیت المال است را رها کردیم و به جرائم کوچکی میپردازیم که حامی ندارند!
یک عرق خور مفسد فی الارض میشود که البته باید بشود ولی اختلاس چندین هزار میلیاردی که هزاران عرق خور و ضد خدا و پیغمبر میسازد و اسلام و انقلاب و نظام را به جنگ فراخوانده است و بزرگترین ضربه اقتصادی و حیثیتی را به نظام و اسلام زده است، با الف-م و ب-ج و د مورد بررسی قرار میگیرد. در حالی که سه تا از بزرگترین جرائم ضدبشری که هر سه به عنوان محارب را دادهاند در اختلاس جمع است:
۱-تعدی به جان ومال و ناموس مردم(راهزن محارب)
۲-همکاری با دشمن و تقویت کفار در حال جنگ با نظام(جاسوسی)
۳-روی گردانی از اسلام و متهم کردن اسلام به ناتوانی( ارتداد)
•ملا علیکنی و حکم ارتداد یک چپاولگر بیت المال و دلال انگلیسی
مشیر الدوله بانی قرارداد ننگین رویتر همچنان از جانب علماء تکفیر شده باقی بود تا اینکه در سال ۱۲۹۱ ه.ش از رشت به تهران احضار شد و او را وزیر دول خارجه کردند و پس از آن سپهسالاری اعظم را به آن شغل خطیر افزودند. اما مشیر الدوله دانست که حفظ مقام و مسند او وابسته به همنوا بودن با جماعت است لذا در مقام جلب قلوب و جذب میل خواص (روحانیون) برآمد.
بسیاری از کسانی که مشیر الدوله را تکفیر کرده بودند از حکم خود برگشتند. بعضی او را تعدیل کردند جز مرحوم ملاعلی کنی که این شخص بزرگ از حکم خود برنگشت و هر چه مشیر الدوله اصرار کرد تا یک مجلس با مرحوم حاجی ملاقات کند راضی نشد و اذن نداد، حتی مشیر الدوله برای مرحوم حاجی ملاعلی پیغام داد: که اذن بدهید در حمام خدمت شما برسم، آن مرحوم اذن نداد و با مشیر الدوله تا زنده بود ملاقات نکرد. ایستادگی حاجی ملاعلی باعث شد که باز مشیر الدوله را از کار برکنار و معزول نموده به قزوین فرستادند.
این است گوشهای از خیانتهای روشنفکر مأبان غرب زده وطن فروش مدعی تمدن و ترقی و مبارزه با کهنه پرستی در مقابل علمائی که زندگی خود را وقف خدمت به این مرز و بوم نمودهاند و این است دلیل تنفر و انزجار آمریکا و انگلیس و مزدوران قلم به مزد داخلی آنها از روحانیت، چرا نباید جریان شبه روشنفکری به مانند خوک دندان قروچه نکند و از حکم تکفیر نهراسد و آنرا به باد ناسزا نگیرد و بر علماء بزرگی چون علامه مجلسی و امثال ایشان نتازد و از قدرت روحانیت شیون سر ندهد؟! همه به این دلیل است که صدای سیلیهای روحانیت به دنبال این قیامها و جدیت افرادی همچون آیت الله حاج ملا علی کنی بود که بالاخره شاه مجبور به ابطال این امتیاز گردید. البته نباید تأثیر روسها را هم از نظر دور داشت ولی آنچه مسلم است و باعث اصلی لغو این قرارداد گردید همان ترس ناصرالدین شاه از قیام مردم و از دست دادن تاج و تخت بود.
به دنبال لغو قرار داد رویتر که متحمل هزینههای سنگینی شده بود، سالها ادعای غرامت از ایران داشت تا اینکه با مداخله وُلف وزیر مختار انگلیس و تصویب شورای وزیران ایران و موافقت شاه و اتابک امتیاز تأسیس بانک و بهره برداری از معادن به پسر او داده شد.
نتیجتاً اینکه مشیرالدوله با همان اسلامی که از قرآن و نهج البلاغه و سیره ائمه اطهار علیهم السلام میشناسیم و روش میرزای شیرازی و مدرس و شیخ فضل الله نوری و ملاعلی کنی و امام خمینی(ره) نیز متبلور از آن است محکوم به ارتداد شد نه اسلام عوض شده شده است و نه اختلاس این مختلسین محترم!
ایا میتوان امید داشت که یک میرزای شیرازی یا ملاعلی کنی دیگری پیدا شود و اسلام و نظام اسلامی و روحانیت را از این مهجوریت و مظلومیت و اتهام معامله گری در آورده و به استغاثه رهبری در برخورد با مفسدین اقتصادی لبیک گوید. و قاطعیت اسلام را در دفاع از حقوق مردم یک بار دیگر به رخ جهانیان بکشد و آن چنان شوری در مردم ایجاد کند که مردم به شکرانه آن به سجده بیافتند و به اسلام و روحانیت ظلم ستیز خود افتخار کنند؟! و طعم عدالت علوی را در قرن بیست و یکم چشیده و به جهانیان اعلام کنند، اسلام کارآمد است و نظام اسلامی ما تابلوی ناب محمدی و علویست.
و یا آنکه این لکههای ننگ بزرگتر از کوه دماوند که نشانه اسلام اشرافیت و اسلام آمریکایی است بر دامان نظام بماند و اتهام و داستان علی و عدالت علوی به اساطیر بپیوندد!
آنگاه مردم با چه امیدی از نظامشان دفاع کنند، نظام مردم یا نظام سرمایه داران؟!
پا نویس







