فرهنگ مصادیق:احادیث موضوعی نفاق

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از احادیث موضوعی نفاق)
پرش به: ناوبری، جستجو
احادیث موضوعی نفاق

حدیث (۱) امام علی علیه السلام :

مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَ مَن نَهی عَنِ المُنکَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَ أَمِنَ کَیدَهُ؛ هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو می‌بخشد و هر کس نهی از منکر نماید بینی منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان می‌ماند.

[۱] حدیث (۲) امام صادق علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ یَغبِطُ وَ لا یَحسُدُ وَ المُنافِقُ یَحسُدُ وَ لاَ یغبِطُ؛ مؤمن غبطه می‌خورد و حسادت نمی‌ورزد، منافق حسادت می‌ورزد و غبطه نمی‌خورد.
(غبطه آن است که آرزو کنی آنچه دیگری دارد، داشته باشی بدون اینکه آرزوی نابودی نعمت دیگری را داشته باشی و حسد آن است که بخواهی نعمتی را که دیگری دارد، نداشته باشد).

[۲] حدیث (۳) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

اَلغَیرَةُ مِنَ الایمانِ وَ المِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛ غیرت از ایمان است و بی بند و باری از نفاق.
[۳] حدیث (۴) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

اَلمُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَةِ أَهلِهِ، اَلمُنافِقُ یَأکُلُ أَهلُهُ بِشَهوَتِهِ؛ مؤمن به میل و رغبت خانواده اش غذا می‌خورد ولی منافق میل و رغبت خود را به خانواده اش تحمیل می‌کند.

[۴] حدیث (۵) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

اَلمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانی.

[۵] حدیث (۶) پیامبر صلی الله علیه و آله :

نِیَّةُ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عَمَلِهِ و نِیَّةُ المُنافِقِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ؛

نیّت مؤمن بهتر از عمل او و نیت منافق بدتر از عمل اوست.

[۶] حدیث (۷) پیامبر صلی الله علیه و آله :

عَلیٌّ یَعسوبُ المُؤمِنینَ وَ المالُ یَعسوبُ المُنافِقینَ؛

علی پیشوای مؤمنان و ثروت پیشوای منافقان است.

[۷] حدیث (۸) پیامبر صلی الله علیه و آله :

اَلمُؤمِنُ یَاکُلُ فی مِعاءٍ واحِدَةٍ وَ المُنافِقُ یَاکُلُ فی سَبعَةِ أمعاءٍ؛

مؤمن کم خوراک است و منافق پرخور.

[۸] حدیث (۹) پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِنَّ المُؤمِنَ هِمَّتُهُ فِی الصَّلاةِ وَالصِّیامِ وَالعِبادَةِ وَالمُنافِقُ هِمَّتُهُ فِی الطَّعامِ وَالشَّرابِ کَالبَهیمَةِ؛

همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشیدن؛ مانند حیوانات.

[۹] حدیث (۱۰) پیامبر صلی الله علیه و آله :

مَثَلُ المُؤمِنِ کَمَثَلِ خامَةِ الزَّرعِ تُکفِئُهَا الرِّیاحُ کَذا و کَذا وکَذلِکَ المُؤمِنُ تُکفِئُهُ الوجاعُ وَالمراضُ و مَثَلُ المُنافِقِ کَمَثَلِ الرزَبَّةِ المُستَقیمَةِ الَّتی لایُصِیبُها شَیءٌ حَتّی یَتیهِ المَوتُ فَیَقصِفَهُ قَصفا؛

مَثَل مؤمن مانند ساقه کاشته است که بادها آن را به این سو و آن سو خم می‌کند هم چنین مؤمن را دردها و بیماریها خم می‌کند و مثل منافق مانند عصای آهنی است که چیزی به او نمی‌رسد تا اینکه مرگ او فرا رسد و او را سخت می‌شکند.

[۱۰] حدیث (۱۱) پیامبر صلی الله علیه و آله :

إنَّ لِسانَ المُؤمِنَ وَراءَ قَلبِهِ فَإِذا أَرادَ أَن یَتَکَلَّمَ بِشَیءٍ یُدَبِّرُهُ قَلبُهُ ثُمَّ أمضاهُ بِلِسانِهِ وَ إنَّ لِسانَ المُنافِقِ أمامَ قَلبِهِ فَإِذا هَمَّ بِشَیءٍ أمضاهُ بِلِسانِهِ وَلَم یَتَدَبَّرهُ بِقَلبِهِ؛

زبان مؤمن در پس دل اوست، هرگاه بخواهد سخن بگوید دربارهٔ آن می‌اندیشد و سپس آن را می‌گوید اما زبان منافق جلوی دل اوست هرگاه قصد سخن کند آن را به زبان می‌آورد و دربارهٔ آن نمی‌اندیشد.

[۱۱] حدیث (۱۲) امام علی علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ إذَا استَغنی شَکَرَ... وَ المُنافِقُ إِذَا استَغنی طَغی؛

مؤمن هنگام بی نیازی شکر می‌گزارد و منافق هرگاه بی نیاز شود طغیان می‌کند.

[۱۲] حدیث (۱۳) امام علی علیه السلام :

إنَّ المُؤمِنَ إذا تَکَلَّمَ ذَکَّرَ... والمُنافِقُ إذا تَکَلَّمَ لَغا؛

مؤمن هرگاه سخن گوید یاد (خدا) می‌کند و منافق هرگاه سخن گوید بیهوده گویی می‌کند.

[۱۳] حدیث (۱۴) امام علی علیه السلام :

إنَّ المُؤمِنَ مَن یُری یَقینُهُ فی عَمَلِهِ، وَ المُنافِقُ مَن یُری شَکُّهُ فی عَمَلِهِ؛

در عمل مؤمن یقین دیده می‌شود و در عمل منافق شک.
[۱۴] حدیث (۱۵) امام علی علیه السلام :

شُکرُ المُنافِقِ لا یَتَجاوَزُ لِسانَهُ؛

سپاسگزاری منافق از زبانش فراتر نمی‌رود.

[۱۵] حدیث (۱۶) امام علی علیه السلام :

عَلی لِسانِ المُؤمِنِ نُورٌ یَسطَعُ وَعلی لِسانِ المُنافِقِ شَیطانٌ یَنطِقُ؛

بر زبان مؤمن نوری (الهی) است و درخشان و برزبان منافق شیطانی است که سخن می‌گوید.

[۱۶] حدیث (۱۷) امام علی علیه السلام :

إنَّ کَثرَةَ المالِ عَدُوٌّ لِلمُؤمِنینَ و یَعسُوبُ المُنافِقینَ؛

ثروت فراوان، دشمن مؤمنان و پیشوای منافقان است.
[۱۷] حدیث (۱۸) امام علی علیه السلام :

اَلمُنافِقُ مَکُورٌ مُضِرٌّ مُرتابٌ؛

منافق، نیرنگباز، زیانبار و شکّاک است.

[۱۸] حدیث (۱۹) امام علی علیه السلام :

المُنافِقُ وَقِحٌ غَبیٌّ مُتَمَلِّقٌ شَقیٌّ؛

منافق، بی شرم، کودن، چاپلوس و بدبخت است.

[۱۹] حدیث (۲۰) امام علی علیه السلام :

وَرَعُ المُنافِقِ لایَظهَرُ إلاّ عَلی لِسانِهِ؛

پرهیزکاری منافق جز در زبانش ظاهر نمی‌شود.
[۲۰] حدیث (۲۱) امام علی علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ إِذا نَظَرَ اعتَبَرَ... وَالمُنافِقُ إِذا نَظَرَ لَها؛

نگاه مؤمن عبرت آمیز و نگاه منافق سرگرمی است.
[۲۱] حدیث (۲۲) امام علی علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ... إذا سَکَتَ فَکَّرَ... وَالمُنافِقُ إِذا سَکَتَ سَها؛

سکوت مؤمن تفکر و سکوت منافق غفلت است.

[۲۲] حدیث (۲۳) امام علی علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ... إذا أَصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَرَ... وَالمُنافِقُ إِذا أصابَتهُ شِدَّةٌ ضَغا؛

مؤمن در گرفتاری صبور است، و منافق در گرفتاری بی تاب.

[۲۳] حدیث (۲۴) امام علی علیه السلام :

عِلمُ المُنافِقِ فی لِسانِهِ وَعِلمُ المُؤمِنِ فی عَمَلِهِ؛

دانش منافق در زبان او و دانش مؤمن در کردار اوست.

[۲۴] حدیث (۲۵) امام علی علیه السلام :

إِنَّ المُنافِقَ إذا مَرِضَ ثُمَّ اُعفِی کانَ کَالبَعیرِ، عَقَلَهُ أهلُهُ ثُمَّ أَرسَلُوهُ فَلَم یَدرِ لِمَ عَقَلُوهُ و لِمَ أَرسَلُوهُ؛

منافق هرگاه مریض شود سپس سلامت یابد، مانند شتری است که صاحبش او را بسته است و سپس رهایش کرده‌اند او نمی‌داند برای چه او را بسته‌اند و برای چه رهایش کرده‌اند.

[۲۵] حدیث (۲۶) امام علی علیه السلام :

لَو ضَرَبتُ خَیشُومَ المُؤمِنِ بِسَیفی هذا عَلی أن یُبغِضَنی ما أبغَضَنی ولَو صَبَبتُ الدُّنیا بِجَمّاتِها عَلَی المُنافِقِ عَلی أن یُحِبَّنی ما أَحَبَّنی؛

اگر با این شمشیرم بر بینی مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد با من دشمنی نمی‌کند و اگر همه دنیا را به منافق بدهم تا مرا دوست بدارد هیچگاه دوستم نخواهد داشت.

[۲۶] حدیث (۲۷) امام علی علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ فَهُوَ قَرِیبُ الرِّضی بَعیدُ السَّخَطِ... وَ المُنافِقُ فَهُوَ قَریبُ السَّخَطِ بَعیدُ الرِّضی؛

مؤمن زود خشنود و دیر ناراحت می‌شود و منافق زود ناراحت و دیر خشنود می‌گردد.
[۲۷] حدیث (۲۸) امام علی علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ یُرضِیهِ عَلَی اللّه الیَسیرُ و لا یُسخِطُهُ الکَثیرُ... وَ المُنافِقُ یُسخِطُهُ عَلَی اللّه الیَسیرُ و لا یُرضِیهِ الکَثیرُ؛

مؤمن از اندک خدا خشنود می‌شود و بسیارش او را ناراحت نمی‌کند و منافق از اندک خدا ناخشنود می‌شود و بسیارش هم او را خشنود نمی‌سازد.

[۲۸] حدیث (۲۹) امام حسین علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ لا یُسیی ءُ و لا یَعتَذِرُ، وَ المُنافِقُ کُلَّ یَومٍ یُسیی ءُ وَ یَعتَذِرُ؛

مؤمن نه بدی می‌کند و نه معذرت می‌خواهد و منافق هر روز بدی می‌کند و معذرت می‌خواهد.

[۲۹] حدیث (۳۰) امام صادق علیه السلام :

إِنَّ المُنافِقَ لا یَرغَبُ فِیما قَد سَعِدَ بِهِ المُؤمِنونَ وَ السَّعیدُ یَتَّعِظُ بِمَوعِظَةِ التَّقوی وَ إن کانَ یُرادُ بِالمَوعِظَةِ غَیرُهُ؛

منافق به آنچه مؤمنان بواسطه آن خوشبخت می‌شوند، میلی ندارد، ولی خوشبخت سفارش به تقوا را می‌پذیرد هر چَند مخاطب موعظه، کس دیگری باشد.
[۳۰] حدیث (۳۱) امام صادق علیه السلام :

إنَّ الحِکمَةَ لَتَکُونُ فی قَلبِ المُنافِقِ فَتُجَلجِلُ فی صَدرِهِ حَتّی یُخرِجَها فَیُوعِیَهَا المُؤمِنُ وَتَکُونُ کَلِمةُ المُنافِقِ فی صَدرِ المُؤمِنِ فَتُجَلجِلُ فی صَدرِهِ حَتّی یُخرِجَها فَیَعِیَهَا المُنافِقُ؛

به راستی حکمتی که در قلب منافق جا می‌گیرد، در سینه اش بی قراری می‌کند تا از آن بیرون آید و مؤمن آن را بر گیرد و سخن منافقانه (لغو و بیهوده) در سینه مؤمن بی قراری می‌کند تا از آن بیرون برود و منافق آن را برگیرد.

[۳۱] حدیث (۳۲) امام کاظم علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ قَلیلُ الکَلامِ کَثیرُ العَمَلِ، وَ المُنافِقُ کَثیرُ الکَلامِ قَلیلُ العَمَلِ؛

مؤمن کم حرف و پر کار است و منافق پر حرف و کم کار.

[۳۲] حدیث (۳۳) امام رضا علیه السلام :

إِنَّ اللّه یُؤَخِّرُ إِجابَةَ المُؤمِنِ شَوقا إلی دُعائِهِ وَیَقُولُ: صَوتٌ اُحِبُّ أَن أَسمَعَهُ، وَیُعَجِّلُ إجابَةَ دُعاءِ المُنافِقِ وَیَقُولُ: صَوتٌ أَکرَهُ سَماعَهُ؛

خداوند اجابت دعای مؤمن را به شوق (شنیدن) دعایش به تأخیر می‌اندازد و می‌گوید: «صدایی است که دوست دارم آن را بشنوم» و در اجابت دعای منافق عجله می‌کند و می‌گوید: صدایی است که از شنیدنش بدم می‌آید.

[۳۳] حدیث (۳۴) امام هادی علیه السلام :

[اَلمُؤمِنُ] یُحسِنُ وَیَبکی کَما أَنَّ المُنافِقُ یُسیی ءُ وَ یَضحَکُ؛

مؤمن خوبی می‌کند و می‌گرید، ولی منافق بدی می‌کند و می‌خندد.

[۳۴] حدیث (۳۵) امام عسکری علیه السلام :

إِنَّ المُؤمِنَ نَعرِفُهُ بِسیماهُ، وَ نَعرِفُ المُنافِقَ بِمیسَمِهِ؛

مؤمن را از سیمایش می‌شناسیم و منافق را از نشانه‌هایش.
[۳۵] حدیث (۳۶) امام صادق علیه السلام :

اَلمُؤمِنُ لا یُخلَقُ عَلَی الکِذبِ وَ لا عَلَی الخیانَةِ وَ خِصلَتانِ لا یَجتَمِعانِ فِی المُنافِقِ، سَمتٌ حَسَنٌ وَ فِقهٌ فِی السُّنَّةِ؛

مؤمن در سرشتش دروغ و خیانت نیست و دو صفت است که در منافق جمع نگردد: سیرت نیکو و دین شناسی.

[۳۶] حدیث (۳۷) لقمان حکیم علیه السلام :

عَلَیکَ بِقَبُولِ المَوعِظَةِ وَ العَمَلِ بِها فَإِنَّها عِندَ المُؤمِنِ أَحلی مِنَ العَسَلِ الشَّهدِ و عَلَی المُنافِقِ أَثقَلُ مِن صُعُودِ الدَّرَجَةِ عَلَی الشَّیخِ الکَبیرِ؛

موعظه را بپذیر و به آن عمل کن، زیرا موعظه نزد مؤمن از عسل ناب شیرین تر است و برای منافق از بالا رفتن از پله بر پیر مرد کهنسال دشوارتر است.

[۳۷] حدیث (۳۸) امام موسی کاظم علیه السلام :

اَداءُ الاَمانَةِ وَالصِّدقُ یَجلِبانِ الرِّزقَ، وَالخیانَةُ وَالکَذِبُ یَجلِبانِ الفَقرَ وَ النِّفاقَ؛

ادای امانت و راستگویی روزی را زیاد می‌کند و خیانت و دروغگویی باعث فقر و نفاق می‌شود.

[۳۸] حدیث (۳۹) رسول اکرم صلی الله علیه و آله :

ثَلاثٌ مَن کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّی وَحَجَّ وَاعتَمَرَ وَقالَ «اِنّی مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛

سه چیز است که در هر کس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره کند و بگوید من مسلمانم، کسی که هنگام سخن گفتن دروغ بگوید و وقتی که وعده دهد تخلف نماید و چون امانت بگیرد، خیانت نماید.

[۳۹] حدیث (۴۰) امام علی علیه السلام :

اِنَّ لِسانَ المُؤمِنِ مِن وَراءِ قَلبِهِ وَ اِنَّ قَلبَ المُنافِقِ مِن وَراءِ لِسانِهِ، لاَنَّ المُؤمِنَ اِذا اَرادَ اَن یَتَکَلَّمَ بِکَلامٍ تَدَبَّرَهُ فی نَفسِهِ، فَاِن کانَ خَیرا اَبداهُ وَ اِن کانَ شَرّا واراهُ وَ اِنَّ المُنافِقَ یَتَکَلَّمُ بِما اَتی عَلی لِسانِهِ لا یَدری ماذا لَهُ وَ ماذا عَلَیهِ؛

زبان مؤمن، در پشت دل اوست و دل منافق، در پشت زبان او، زیرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنی بگوید، ابتدا دربارهٔ آن می‌اندیشد، اگر خوب بود اظهارش می‌کند و اگر بد بود آن را پنهان می‌دارد. اما منافق هر چه به زبانش آید می‌گوید، بی آن‌که بداند چه سخنی به سود او و چه سخنی به زیان اوست.
[۴۰] حدیث (۴۱) امام صادق علیه السلام :

الغِناءُ یورِثُ النِّفاقَ.
غِنا از خود نفاق بر جای می‌گذارد.

[۴۱]

پانویس

  1. کافی(ط-الاسلامیه)، ج2، ص51.
  2. کافی(ط-الاسلامیه)، ج2، ص307، ح7.
  3. من لا یحضر الفقیه ، ج3 ،ص 444 - نهج الفصاحه ، ص587 ، ح 2045.
  4. کافی(ط-الاسلامیه)، ج4، ص12، ح6.
  5. تحف العقول، ص 496.
  6. مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل، ج 1، ص 91.
  7. امالی (طوسی) ص 355.
  8. وسائل الشیعه ج 24، ص 241.
  9. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (معروف به مجموعه ورام) ،ج1، ص 99.
  10. الکافی(ط-الاسلامیه)، ج2، ص 258.
  11. تنبیه الخواطر و نزهه النواظر (معروف به مجموعه ورام)، ج1، ص 106.
  12. تحف العقول، ص212.
  13. تحف العقول، ص212.
  14. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم ج2 ، ص 544 ، ح3551.
  15. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم ج4 ، ص 159 ، ح3551.
  16. شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحدید، ج20، ص280، ح 218.
  17. التمحیص، ص48.
  18. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ، ج 1 ، ص340 ، ح 1289.
  19. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ، ج 2 ، ص65 ، ح 1853.
  20. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم ، ج 6 ، ص241 ، ح 10130.
  21. تحف العقول، ص212.
  22. تحف العقول، ص212.
  23. تحف العقول، ص212.
  24. شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم و درر الکلم، ج 4 ، ص 350، ح 6288 و ح 6289.
  25. النهایهفی غریب الحدیث و الاثر ، ج3 ، ص 266.
  26. نهج البلاغه(صبحی صالح)، ص 477 ، حکمت 45.
  27. تحف العقول، ص212.
  28. تحف العقول، ص212.
  29. تحف العقول، ص 248.
  30. الکافی(ط-الاسلامیه)، ج8 ، ص151، ح132.
  31. بحارالأنوار(ط-بیروت)، ج2، ص 94، ح28.
  32. مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ، ج 9 ، ص 18 - تحف العقول، ص397.
  33. مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ، ج 5 ، ص 194 - فقه الرضا علیه السلام ، ص 345.
  34. ارشاد القلوب الی الصواب (دیلمی )ج1 ص 135.
  35. الخرائج والجرائح، ج2، ص 737، ح50.
  36. تحف العقول، ص367.
  37. اعلام الدین فی صفات المومنین، ص93.
  38. تحف العقول ، ص 403 - بحارالأنوار(ط-بیروت)، ج 75، ص 327.
  39. نهج الفصاحه ، ص422 ،ح 1280.
  40. نهج البلاغه(صبحی صالح)، خطبه 176 ، ص 253.
  41. وسایل الشیعه ، ج17 ، ص309 - کافی (ط-دارالحدیث) ،ج12 ،ص 780 - بحار الانوار(ط-بیروت) ، ج76 ، ص 241.
منبع: وبسایت شهید آوینی - تاریخ برداشت: 95/05/08
بازگشت به نفاق و دو رویی