آیا امر به معروف و نهی از منکر دخالت بیجاست؟
نویسنده: قاسم سوری
محتویات
- ۱ کجای دین گفته در زندگی مردم سَرک بکشید؟
- ۲ امر به معروف و نهی از منکر محبت است نه دخالت
- ۳ فرد با ارتکاب به گناه علنی، خودش سبب آبروریزی میشود
- ۴ آن که عیب مرا گوشزد میکند، دشمن من نیست
- ۵ خیلی وقتها امر به معروف و نهی از منکر اثر ندارد پس چرا باید امر و نهی کنیم؟
- ۶ اگر بدانید یا احتمال دهید که امر و نهی فرد با تکرار مؤثر میشود، واجب است تکرار کنید
- ۷ تأثیر امر به معروف و نهی از منکر تدریجی است نه آنی
- ۸ رسالت اولیه امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری از گناه علنی و آشکار است
- ۹ آمر و ناهی، مأمور است گناه] را از «جلوت» به «خلوت» بکشاند
کجای دین گفته در زندگی مردم سَرک بکشید؟
گفت: حاجی امروز یکی برگشت و به من گفت شما مذهبیها چقدر فضول هستید؛ چرا این قدر در کار مردم دخالت میکنید، کجای دین گفته در زندگی مردم سَرک بکشید، آیا در امور مردم دخالت کردن گناه نیست و فقط چند لاخ مو بیرون آمدن گناه است.
در حالی که میخندیدم و به آرامی نگاهش میکردم گفتم: خب راست میگه بنده خدا چرا در هرکاری دخالت میکنی و نخود هر آشی میشی به نظر بنده که اون شخص خیلی آدم روشنفکری بوده که توانسته به تو بفهماند، دخالت کردن در امور مردم بد است.
همین طور که از جملات من تعجب کرده بود با حالت شاکی، گفت: حاجی یعنی امر به معروف و نهی از منکر هم دخالت است، پس خدا چرا گفته دخالت کنید؟، با خنده گفتم نه، دخالت نیست من شوخی کردم. حالا بگو شما چه جوابی به او دادی؟.
گفت: اگر جوابی داشتم که سراغ شما نمیآمدم، دوباره خندیدم و گفتم: عزیزم همین دیگه، وقتی بدون سلاح وارد رزم و بدون داشتن علم کافی وارد گود شوی، محکومت میکنند و باید به هم بریزی.
چرا نباید جوابی داشته باشی؟، چرا نباید مسلح به معرفت کارت باشی؟، مگر جز این است که در ابتدای رسالههای عملی مراجع نوشتهاند: «مسائلی که انسان به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد».
البته مشکل فقط این نیست، وقتی شما جوابی محکم و دقیق به خطاکار ندهی، او گمان میکند که کارش درست است که شما پاسخی برایش نداشتی از این رو در مسیر خطا و گناهش استوارتر و محکم تر قدم برمی دارد ولی ناراحت نباش؛ چند دقیقهای حرف میزنیم تا گوشهای از آن چه باید بدانیم را مرور کنیم.
امر به معروف و نهی از منکر محبت است نه دخالت
هرآدم منصفی میداند که امر به معروف و نهی از منکر دخالت نیست بلکه محبت است، محبت آمر و ناهی نسبت به گنهکار و خاطی؛ ممکن است بگویی چه محبتی، وقتی به کسی اشکال میکنی و عیبش را میگویی، مخاطب به طور طبیعی ناراحت میشود و حتی گاهی واکنش تند نشان میدهد پس این کجایش محبت است؟
در پاسخ باید گفت: ما دو نوع محبت داریم، محبتی که گیرنده اش لذت محبت را درک میکند و دیگر محبتی که مخاطب، درد محبت را درک میکند؛ بعضی محبتها لذتش روشن و واضح است، مثل محبت گرفتن یک گل، شنیدن یک سخن زیبا، نوازش شدن یا تعریف و تمجید شدن و... ولی برخی دیگر درد آن بیشتر دیده میشود مثل محبت پرستاری که با سوزن زخم شما را بخیه میزند، و یا کسی که برای نجات جان شما از خطر تصادف شما را هل میدهد که اگرچه دست و پایت زخمی ولی جانت حفظ میشود.
امر به معروف و نهی از منکر، محبتی درد آور است چرا که نفس انسان از شنیدن عیب خود، دردش میگیرد ولی باید دانست که این دردها از سوی شخص آمر و ناهی نیست بلکه از ناحیه عیب و گناه خود فرد است، چنان که وقتی پرستار بخیه میکند، رفتار پرستار درد آور نیست بلکه آن زخم بدن دردناک است.
فرد با ارتکاب به گناه علنی، خودش سبب آبروریزی میشود
همین جا یک نکته را بگویم؛ برخی میگویند وقتی شما به یک فرد گنهکار، امرو نهی میکنید و آن هم در جمع، شما آبروی او را میبرید و این خود گناه است ولی در پاسخ باید گفت اگر گناه او درخلوت بوده و تنها من دیدهام باید در خلوت تذکر داده شود ولی اگر گناهش در جمع بوده و تظاهر به گناه کردن، تذکر در جمع اشکال ندارد چرا که او تظاهر به گناه کرده و اگر شما او را از گناهش نهی کنی، شما سبب آبروریزی نیستید بلکه خود فرد با ارتکاب به گناه علنی اش سبب ریخته شدن آبرویش شده است.
آبروریزی وقتی است که او گناهی کرده و کسی خبر ندارد و شما که با خبر شدی آن را در جمع مورد خطاب قرار دهی و آبرویش را ببری البته در احکام امر به معروف و نهی از منکر آمده است که چنان چه در خلوت گفته شدن اثر دارد باید در خلوت گفته شود و چنان چه اگر گناه در خلوت انجام شده و شما تمام مراحل را رفتهاید یعنی در خلوت امر و نهی کردهاید ولی اثر نکرده و اگر در جمع بگویی اثر میکند پس باید در جلوت امر به معروف و نهی از منکر کنی.
بگذریم داشتیم میگفتیم که امربه معروف و نهی از منکر، محبت به گنهکار است و به تعبیر دیگر در واقع حق گنه کار است (یعنی این امر و نهی حق آمر و ناهی نیست بلکه حق گنهکار است) حق اوست که وقتی میخواهد به چاه بیفتد، دستش را بگیریم و اگر چنین نکنیم در آسیب دیدن او شریک خواهیم بود.
تصور کنید ذرهای از غذا در گوشهای از لبم باقی مانده و حالت بدی را به نمایش گذاشته و من با همین حالت در جمعی حاضر شدهام، به نظر شما چه اتفاقی میافتد؛ از دو حالت خارج نیست یا این جمع بی تفاوت و حتی مغرضانه عیب من را گوشزد نمیکنند تا مورد تمسخر دیگران قرار بگیرم یا این که از سردلسوزی با هر وسیلهای (پیامکی، نوشتن کاغذ، ایما و اشاره) مرا متوجه میکنند که لبم را تمیز کنم، ممکن است این زبان اشاره و تذکر آنها مرا به درد بیاورد ولی، نه از لطف آنها بلکه از عیب خودم که چرا متوجه نبودم.
آن که عیب مرا گوشزد میکند، دشمن من نیست
بدون شک آن که عیب مرا گوشزد میکند، دشمن من نیست بلکه چون مرا دوست دارد و نمیخواهد من در این وضع باقی بمانم چنین امر و نهی را انجام میدهد و بنابراین اگر بنده آدم منصفی باشم باید از او تشکر کنم، نه این که ناراحت شوم و حتی اعتراض کنم که چرا نگذاشتی به چاه بیفتم و یا دیگران مسخرهام کنند.
ممکن است بگویی، خیلیها دوست دارند گناه کنند، آن وقت چه؟؛ پاسخ واضح است، بچه دوست دارد با چاقو بازی کند و هرچه مادر میگوید دست نزن، میگوید دوست دارم، این جا مادر که مادر است و مظهر لطف و محبت، چاقو را از بچه میگیرد ولو به زور و یا با این که اشک بچه را درآورد چرا که بچه ناراحت شود بهتر است از این که خود را زخمی و مجروح کند.
خیلی وقتها امر به معروف و نهی از منکر اثر ندارد پس چرا باید امر و نهی کنیم؟
حاج آقا! یک سؤال جدی همیشه ذهنم را به خودش مشغول کرده و آن این است که خیلی وقتها امربه معروف و نهی از منکر اثر ندارد پس چرا باید امر و نهی کنیم؟
به نظر میرسد باید معنای اثر را در فرایند امر به معروف و نهی از منکر بیشتر مورد بررسی قرار بدهیم، بسیاری از ما معنای دقیقی از اثر گذاشتن را نداریم ما فکر میکنیم اثر گذاشتن به این معناست که تا به شخص گنه کار گفتیم چنین نکن، او بگوید چشم و دیگر تکرار نکند در حالی که این توقع به طور طبیعی توقعی بی جا و اشتباه به شمار میرود بلکه ممکن است کسی متوجه گناه کردن خودش نباشد و تا شما بگویی، بگوید چشم و خوشحال هم بشود بابت این تذکر اما در جایی که گنهکار، گناه را انجام میدهد و آن را گناه نمیداند و یا حتی گناه را میداند ولی به طور عمدی مرتکب میشود، در این جا دیگر یک توقع بی جاست که با یک جمله او تغییر رفتار دهد.
سؤال اینجاست، اگر با یک جمله تغییر رفتار نمیدهد آیا به معنای بی اثر بودن است؟، خیر، برای بهتر متوجه شدن مطلب یک مثال میزنم؛ فرض کنید قرار است شما یا یک تبر درختی را قطع کنید، آن هم یک درخت تنومند و قطور، شما اولین ضربه را میزنید آیا درخت میافتد نه، به طور قطع این طور نیست.
حال اگر با یک ضربه نیفتاد یعنی آن ضربه شما اثر نداشته است؟، خیر، چرا که آن ضربه اثر داشته و وقتی به درخت نگاه میکنی میبینی قسمت کوچکی از آن از تنه جدا شده است و این خودش همان اثر است که اگر شما به طور مثال ۹ ضربه دیگر بزنید و هر ضربه اثر خودش را داشته باشد، مجموع ۱۰ ضربه درخت را قطع میکند.
وقتی کسی امر به معروف و نهی از منکر میکند باید بداند که همان یک جمله قاطع ولی محترمانه مانند همان ضربه اول تبر، پیکره گناه را زخم میکند و اگر همین ضربههای کوچ (سخنان قاطع محترمانه) تکرار شود، بدون شک گنهکار در نهایت ترک گناه خواهد کرد.
اگر بدانید یا احتمال دهید که امر و نهی فرد با تکرار مؤثر میشود، واجب است تکرار کنید
رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی هایشان فرمودند: اگر خلافی دیدی به خلافکار بگویید، این از نظر اسلام خلاف است چرا انجام میدهی، گفتن همین یک کلمه مؤثر است، اگر زبانهای مختلف و نفسهای گوناگون گناه را تذکر بدهند، گناهکار به طور غالب از گناه و تخلف دست خواهد کشید. (۱۹دی ماه ۶۸ در جمعه مردم قم)
شما فقط موظف به گفتن هستید، شما چه کار دارید، حرف خود را بگویید، شما نمیگویید چون خیال میکنید اگر بگویید، نمیشود، امتحان کنید، بگویید و بلکه دو بار هم بگویید البته یک نفر بگوید، معلوم است که اثر نمیکند پس دیگران را نیز وادار کنید که بگویند چرا که خود گفتن اثرش به مراتب از مشت بیشتر است حتی گاهی از اخمها هم اثرش بیشتر است با این که اخم اثر سازنده دارد و مثل مشت نیست (سال ۷۷ جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران)
در این جا بد نیست به فتوای امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله هم اشاره کنیم که فرمودند: «اگر بدانید یا احتمال دهید که امر و نهی او با تکرار مؤثر میشود، واجب است تکرار کنید» (این یعنی اثر در مجموع تکرار خواهد بود، پس بی اثر نیست)
بدنیست این را هم بدانیم که حتی وقتی گنه کار به خاطر امر و نهی شما حرف زشتی میزند، خود این حرف زشت یعنی اثر کردن حرف شما یعنی با حرف شما دردش آمد که ناسزا میگوید، این واکنش ولو به شکل ناسزا یعنی همان اثر اولیه است، حال اگر نفر دوم هم امر و نهی کند ناسزای فرد گنه کار کم رنگ تر خواهد شد و در نفر سوم و چهارم و پنجم طوری میشود که دیگر خبری از ناسزا نخواهد بود بلکه اوست که مرعوب و مجبور به ترک گناه خواهد شد.
تأثیر امر به معروف و نهی از منکر تدریجی است نه آنی
جالب است که امام در تحریرالوسیله میفرمایند: اگر بداند که نهی از منکرش فعلاَ هیچ اثری ندارد (به تعبیر بنده ناسزا هم میگوید) ولی در آینده اثر میگذارد، واجب است نهی از منکر را انجام دهید یعنی امام معتقد بودند، اثر قرار نیست آنی باشد بلکه اگر فرد به ظاهر ناسزایی هم گفت با تکرار امر یا نهی، اثرش در آینده اتفاق میافتد.
امام (ره) در جایی دیگر میفرمایند: اگر امر و نهی شما سبب شود که او کمتر معصیت کند ولی ریشه معصیت خشک نشود بازهم واجب است امر به معروف کنید (به این معنا که به طور مثال خانم بدحجاب است و با نهی شما، همان لحظه بپوشاند ولی چند دقیقه کوتاه و بعد از عبور از شما دوباره گناه را مرتکب شود و یا این که بخشی از مو را بپوشاند ولی همه آن را نپوشاند، بازهم امرو نهی از واجب است)
حاجی همین جا یک نکته بگویم؛ این مطالب که شما گفتید تأثیری واقعی نیست چرا که گنهکار به خاطر شرایط اجتماعی و به زور، گناهش را ترک میکند، نه از روی معرفت و برای رضای خدا. پس آیا این باعث نمیشود که نفاق زیاد شود و یا گنهکار گناهش را درخفا و پنهانی انجام دهد؟
رسالت اولیه امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری از گناه علنی و آشکار است
به نکته خوبی اشاره کردی، بله درست است؛ نفاق و پنهان شدن گناه نتیجه اولیه امربه معروف و نهی از منکر است ولی با این وجود خداوند در قرآن امر به چنین فریضهای کرده است؛ اما چرا خداوند که حکیم و علیم است و میداند با امر به معروف و نهی از منکر، گناه از ریشه کنده نمیشود بلکه پنهان میشود و شخص گنهکار منافقانه عمل میکند یعنی در ظاهر گناه نمیکند ولی در خلوت به گناه میپردازد، با این وجود انجام چنین فریضهای را به ما حکم کرده است.
پاسخ این است که رسالت اولیه امر به معروف و نهی از منکر، رسالت تربیت باطن آدم نیست، گرچه مجموعه دستورات خداوند باطن انسان را تربیت میکند ولی هر واجبی یک رسالت ذاتی خودش را دارد.
امر به معروف هم رسالت اولیه اش جلوگیری از گناه علنی و آشکار است یعنی آمر و ناهی باید نگذارند در جامعه گناه علنی انجام شود، بدون شک وقتی علنی انجام نداد در خلوت مرتکب آن میشود، آن وقت چه باید کرد؛ این جا مأموریت فرد آمر و ناهی تمام شده و مأموریت دیگران شروع شده تا باطن و ذهن گنهکار را تربیت کند و گناه در عمق هم بخشکد و این جاست که مأموریت (پدرها و مادرها، معلمین، اساتید و حوزههای فکری و فرهنگی جامعه) شروع میشود.
ما میدانیم وقتی شما به یک فرد گنهکار برای مثال بدحجاب، تذکر میدهی، اگر هم انجام داد از معرفت او نیست بلکه از ترس یا کنترل اجتماعی اش میجوشد و ما باور داریم که تنها با گفتن یک جمله کوتاه، شخص با معرفت نمیشود بلکه باید ساعتها فلسفه حجاب، خطرات بی حجابی و عواقب دنیای و اخروی آن و افزون بر این که محیط مساعد و مناسب به همراه دوستان صالح و دهها بایسته دیگر فراهم شود تا او به معرفت حجاب برسد در غیر این صورت، صرف گفتن یک جمله به عمق ترک گناه نخواهد رسید.
آمر و ناهی، مأمور است گناه] را از «جلوت» به «خلوت» بکشاند
امر به معروف وظیفه تربیتی ندارد بلکه وظیفه کنترلی دارد به عنوان مثال، دستور پلیس راهنمایی که امر میکند باید کمربند بسته شود و گرنه جریمه میشود و بدون شک همه میدانیم تمام کسانی که کمربند میبندند از روی معرفت نیست بلکه از روی اجبار است. یعنی پلیس به اعتقاد داشتن یا نداشتن تو نسبت به کمربند کاری ندارد بلکه نسبت به بسته شدن آن مأموریت دارد؛ امر به معروف و نهی از منکر نیز همین است، چرا که هیچ آمری و ناهی نمیتواند با یک جمله کسی را تربیت کند، او فقط مأمور است گناه را از «جلوت» به «خلوت» بکشاند و بقیه اش با دیگران است که وظیفه تربیتی دارند.







