فرهنگ مصادیق:یادگیری مهارت ها و حرف
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده:سید فرید قهستانی
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-96/1/21
محتویات
- ۱ تعریف لغوی واژگان
- ۲ انواع حرف و مشاغل و دسته بندیهای آن
- ۳ مقتضیات جامعه اسلامی در شرایط مختلف
- ۴ نیاز به مشاغل و یادگیری آن
- ۵ آیات و روایات و یادگیری مشاغل
- ۶ فرهنگ سازی در زمینه کار و اشتغال
- ۷ صنعت و صنایع کوچک و بزرگ
- ۸ ضرورت آموزشگاههای فنی و حرفهای
- ۹ ضرورت تعامل دانشگاه و صنعت
- ۱۰ کار آفرینی و ایجاد مشاغل
- ۱۱ اقتصاد مقاومتی و مشاغل
- ۱۲ یادگیری مشاغل مورد نیاز جامعه در فقه
- ۱۳ ارزش مشاغل مورد نیاز جامعه از منظر عقل
- ۱۴ راه کارهای تشویق به یادگیری مشاغل
- ۱۵ کتب برای مراجعه بیشر
- ۱۶ مقالات و تارنماهای برای مراجعه بیشتر
- ۱۷ فهرست منابع
- ۱۸ پانویس
تعریف لغوی واژگان
یادگیری
تَعلُّم به معنای یاد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان که تعلیم به معنای آموختن و آموزش دادن است [۱].
مشتقات واژه علم در قرآن کریم بسیار آمده است. در برخی آیات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفی کرده است. به عنوان نمونه در آیه دوم سوره الرحمن میفرماید: «الرَحمَن عَلَّمَ القُرآنَ»؛ (خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعلیم داد.) و یا در سوره علقش آیات چهارم و پنجم میفرماید: «اِقرَء وَ رَبُّکَ الأَکرَم* الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ عَلَّمَ الإنسانَ مَالَم یَعلَم»؛ (بخوان! و پروردگار تو بس گرامی است همان کسی که با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چیزی را که نمیدانست، آموخت).
حرفه و شغل
حرفه واژهای عربی است که به معنای صناعت (پیشه وری) و منبع کسب درآمد است. به فردی که شغل معادل فرد دیگر دارد و در همان صنف شغلی کار میکند«حَرِیفُ الرجل» اطلاق میگردد. از این واژه کلمه «احتراف» به کار میرود که به معنای این است که بر کسب درآمد و شغلهای مختلف، عالمانه، نظارت داشته باشد. این واژه در احادیث نیز به کار رفته است. از جمله این که در روایتی حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله، در مورد فردی که شغلی نداشت، فرمودند:«از چشم ام افتاد!». [۲]
در زبان فارسی، از این واژه، با تعابیری هم چون « شغل، کار، کسب »یاد میگردد [۳]. گاهی این واژه به صورت اضافه به «ای» [حرفهای] به کار میرود که به معنای «چیره دست و ماهر» است.
واژه شغل، نیز واژهای عربی است که به چهار صورت تلفظ میگردد:« شُغْلٌ و شَغْلٌ و شَغَلٌ و شُغُلٌ» و به معنای مشغولیت داشتن یا مشغول شدن به کاری است [۴]. معنای این واژه در زبان فارسی معادل کار و کسب و حرفه است در حالی که در عربی به معنای مشغولیت داشتن و یا مشغول شدن به یک امر است، اعم از این که حرفه او باشد و یا نباشد.
در زبان فارسی، از این واژه با تعابیری هم چون « کار، ضد فراغ، سرگرمی، آن چه مایه مشغولیت باشد»یاد میگردد [۵].
حرفه و شغل در لغت و در اصطلاح
در تعریف شغل و حرفه تعابیر گوناگون به چشم میخورد:
۱- «شُغل فعالیتی منظم است که در ازای دریافت پول انجام میشود. یک فَرد عموماً یک شغل را با کارمندی، داوطلبی، یا شروع کسب وکار آغاز میکند. مدت زمان یک شغل میتواند از یک ساعت (درمورد کارهای خاص) تا تمام طول عمر (مثلاً درمورد برخی قاضیها) به درازا بکشد. اگر یک فرد برای نوع مشخصی از شغل تربیت شده باشد، بدان حرفه یا پیشه میگویند». [۶]
۲- گاهی معنای شغل، خصوصا در مورد قوانین، معطوف به اشتغال در دستگاههای دولتی و یا خصوصی است: «منظور از شغل عبارت است از وظایف مستمر مربوط به پست ثابت سازمانی، یا شغل یا پستی که به طور تمام وقت انجام میشود» [۷].
۳- «شغل عبارت است از کار یا مجموعه فعالیتهایی که شخص به منظور کسب سود یا اخذ دستمزد انجام میدهد. بنابراین هر کاری که شخص برای تأمین معیشت خود انجام میدهد شغل محسوب میشود» [۸].
اما در مورد تعریف حرفه شاید این تعریف را مناسب دید:
«حرفه به موضوع کاربردی و کارشناسی یک شغل اطلاق میشود که پیرامون آن امکان آموزش تخصصی و ایجاد کسب و کار وجود دارد. حرفهها معمولاً دارای آموزش تکمیلی و دانشگاهی در موضوع خود هستند. هدف حرفهها ارائه خدمات و تولید است. در حال حاضر بیشتر رشتههای دانشگاهی حرفه مستقل خود را دارا هستند» [۹].
در هر صورت در دیدگاه عرفی، شغل و حرفه در بسیاری موارد مترادف یکدیگر به کار میروند و میتوان برای هر دو یک تعریف در نظر گرفت. در شغل و حرفه، کسب در آمد از راه تخصص و مهارت فرد صورت میگیرد که در دستههای مشاغل و حرف توزیعی، تولیدی، عمومی، فنی و آموزشی جای میگیرد.
انواع حرف و مشاغل و دسته بندیهای آن
بر اساس طرح "طبقه بندی مشاغل در برنامه دوم توسعه اقتصادی ـ اجتماعی ایران" که به تصویب مجلس شورای اسلامی [۱۰] رسیده و از سوی دولت به سازمانها ابلاغ شده است ، مشاغل در ایران ، در یکی از هشت گروه زیر ، قابل طبقه بندی است:
۱. رشته امور آموزشی و فرهنگی و هنری (شامل کلیه مشاغل معلّمی ، تدریس ، تولید ادبی و هنری ، روابط عمومی ، تبلیغات ، مطبوعات و رسانهها ، و ... و برنامه ریزیها و مدیریتهای مربوط)؛
۲. رشته اداری و مالی (شامل کلیه مشاغل حسابداری ، حسابرسی ، اداری ، مالی ، بیمه ، بانکداری ، بورس ، آمار اقتصادی و ... مدیریتها و برنامه ریزیهای مربوط)؛
۳. رشته امور اجتماعی (شامل کلیه مشاغل پژوهشهای میدانی روان شناسی و جامعه شناسی و علوم سیاسی و روابط بین الملل و تحلیلگری و آمار اجتماعی و مشاوره و علوم تربیتی و ... و برنامه ریزیها و مدیریتهای مربوط)؛
۴. رشته بهداشتی و درمانی (شامل کلیه مشاغل پزشکی و دندان پزشکی و پیراپزشکی و پرستاری و مامایی و داروسازی و کاربری سیستمهای جدید در درمان و بهداشت و تولید داروها و واکسنها و ... و تحقیقات و برنامه ریزیها و مدیریتهای مربوط)؛
۵ . رشته خدمات (شامل کلیه مشاغل دلّالی و واسطه گری و فروشندگی و بازرگانی و توزیع کالا و خدمات و ورزش و توریسم و سرگرمی و تغذیه و ساخت و ساز بنا و حرفههای اصلاح و تعمیر و ... و برنامه ریزیها و مدیریتهای مربوط)؛
۶. رشته کشاورزی و محیط زیست (شامل مشاغل کشت و داشت و برداشت محصول و پژوهشهای مربوط به هر مرحله ، پرورش انواع جانوران سودمند و مطالعات وابسته ، دامپزشکی ، گیاه شناسی ، مطالعات جنگل و آب و هوا ، بیابان زدایی ، و ... و برنامه ریزیها و مدیریتهای مربوط)؛
۷. رشته فنی و مهندسی (شامل کلیه مشاغل سخت افزار و نرم افزار صنعت و تکنولوژی ، اختراع و تولید صنعتی ، کارگری صنعت ، کارگاهها و آزمایشگاهها ، و ... برنامه ریزیها و مدیریتهای مربوط)؛
۸ . رشته فرآوری دادهها (شامل کلیه م۳شاغل مربوط به اطلاع رسانی ، کتابداری ، تولید نرم افزارهای اطلاعاتی ، گسترش اطلاعات ، شبکه اینترنت ، انتقال و تلفیق اطلاعات ، ارزیابی دادهها ، حفاظت دادهها ، و ... و مدیریتها و برنامه ریزیهای مربوط).
در یک تقسیم بندی کلی تر، میتوان مشاغل را در دستههای تولیدی، توزیعی، آموزشی-فرهنگی و خدماتی تقسیم بندی نمود [۱۱].
مقتضیات جامعه اسلامی در شرایط مختلف
اسلام در پی سعادت دنیا و آخرت تک تک آحاد بشر است. برای این مهم، آبادانی دنیا، در جهت آخرت معرفی شده است و از همگان دعوت شده است که برای آبادانی زمین تلاش کنند: « هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الأَرضِ وَاستَعمَرَکُم فیها »(سوره هود:۶۱)« اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت». در اینباره مقام معظم رهبری میفرمایند:« در آیه دیگر میفرماید: «وَ استَعمَرَکُم فیها» خداوند متعال که خالق این زمین و خالق شما است، شما را موظّف کرده است که این زمین را آباد کنید؛ یعنی ظرفیّتهای موجود در این مجموعه ی کره ی ارضی را به فعلیّت برسانید. خیلی از ظرفیّتها هست که ناشناخته است، بعد شناخته میشود و بعد اهمّیّت آنها و ارزش آنها فهمیده میشود؛ این کار کار شما است؛ شما باید بکنید. امروز هم که ما خیال میکنیم از همه ظرفیّتهای زمین داریم استفاده میکنیم، حقیقت مطلب این نیست؛ ممکن است میلیونها برابرِ آن چه امروز شما از آب و از خاک و از هوا و از موادّ زیرزمینی و از محصولات روی زمین استفاده میکنید، بشود به نحوی استفاده کرد که امروز ما از آن خبری نداریم. باید بشر به طور دائم ظرفیّتهای جدیدی را پیدا کند؛ از این ظرفیّتها به نفع زندگی بشر استفاده کند» [۱۲].
این استفاده از منابع عظیم میسر نخواهد شد مگر آن که در پرتو علم و دانش، مشاغل متعددی شکل بگیرد که توانایی بالقوه استفاده از منابع بی نهایت الهی را ممکن سازد. اما سوال این است که مگر کفار همین کار را انجام نمیدهند؟ چه تفاوتی میان مومن و کافر در انجام این گونه فعالیتهای وجود دارد؟
آنچه باعث تفاوت میان فرد مؤمن و کافر میگردد ، جهان بینی آنهاست. انسان معتقد به خداوند دارای جهان بینی الهی است ؛ بدین معنا که، او خداوند را آفریننده و علت ایجادی جهان هستی میداند و سرانجام کار خود را نیز بدو ختم یافته میشمارد. از این رو ، در تمام کار و فعالیتش این جهان بینی حضور دارد ، اگر با قوانین فیزیک یا شیمی سروکار دارد ورای مادیات همواره علت و آفرینندهای غیر مادی و توانا حضور دارد.
اما فرد کافر خود را تنها به ماده و عالم مادی محدود کرده است و ورای آن را چیزی نمیداند. چنین نگاه و جهان بینی ای توان کشف حقیقت و پرده برداری از سیمای آن را ندارد و چنین فردی رفته رقته در عالم مادی و مادیات غرق میگردد و همچون کرم ابریشمی هرچه به پیش میرود بر پیکر خود بیشتر حصار میکشد تا سرانجام در اثر فشار آن در گرداب یأس و پوچی گرفتار میآید و خود با دستان خویش به چنین زندگیی خاتمه میدهد.
البته باید خاطر نشان کرد که ، چون عمدتا چنین نگرشی – با شدت و ضعف آن – در غرب وجود دارد دستاوردهای علمی و مشاغل بر اساس آنها هیچ گاه موجب درک حقیقت و رسیدن به آرامش نمیگردد.
از نظر اسلام وجود برخی مشاغل واجب کفایی است که عداهای باید دنبال آن بروند که برای حفظ نظام بقای بشر و پیشرفت جامعه لازم است.در دورههای گوناگون زندگی بشر بنا به نیاز وی، ممکن است این مشاغل و نوع آنها تغییر پیدا کند که آن چه مهم است وجود ملاک و اصل «نیاز جامعه اسلامی» به وجود چنین مشاغلی است. بنابراین بسیاری از مشاغل مختلف صنعتی ، خدماتی ، پزشکی و ...برای عدهای که از عهده آن بر میآیند واجب کفایی و لازم است و بعنوان یک وظیفه شرعی میباشد علاوه بر آنکه انسان با نیت و قصد الهی همه امور را میتواند به عبادت تبدیل کند.
گرایش به انجام کار و داشتن یک شغل، به انگیزههای مختلف صورت میگیرد و به طور معمول نیازهای اولیه حیاتی و طبیعی و محسوس جاذبههای بیشتری برای انسانها دارد. لذا برای فراهم سازی بیشتر آسایش و تسلط بیشتر بر طبیعت، گرایشهای مختلف علمی و تخصصهای فراوان به وجود آمده است. اما مهمترین رسالت دین ایجاد انگیزه فراطبیعی در میان انسانها و جهت دهی صحیح به تلاشهای روزانه است به طوری که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره زندگی، به هدفمندی و تلاش برای دستیابی به مقصود هستی اقدام کند. از این رو در فرهنگ اسلامی تمام مشاغل مورد نیاز برای زندگی بشری دارای اهمیت است و توصیه شده به مقدار لازم و نیاز جامعه، مردم برای فراگیری آن اقدام کنند و از آن به «واجب کفایی» تعبیر شده است.
نیاز به مشاغل و یادگیری آن
ارزش و جایگاه کار در اسلام
حقیقت این است که هم فرهنگ دینی ما و هم فرهنگ ملی مامشوق کار و کوشش است و فرهنگ کار فعلی ما باباورهای دینی و ملی متضاد است . پیامبرعظیم الشان اسلام حضرت محمد مصطفی (ص )دست کارگر را میبوسید و از افراد بیکار و تنبل خشنود و راضی نبود و همواره در کارکردن ازدیگران پیش میگرفت .
در میان ادیان الهی، اسلام به عنوان آخرین و کاملترین دین الهی، توجه ویژه و فراوانی به کار و تلاش دارد، تا جایی رسول اکرم (ص) میفرماید: «العبادهُ عشرهُ اجزاءٍ تسعهُ اجزاءٍ فی طلب الحلالِ: عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب روزی حلال است.» [۱۳]. هم چنین از امام صادق علیه السلام روایت شده است « الْکَادُّ عَلَی عِیَالِهِ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ: کسی که برای کسب هزینه ی خانواده اش زحمت میکشد، مانند مجاهد راه خداست.» [۱۴]. علاوه بر این روایات مهم در تبیین ارزش و جایگاه کار و کوشش در نزد خداوند، در سیره عملی انبیای الهی و حضرات معصومین نیز توجه به کار را میبینیم و با مطالعه ی تاریخ زندگانی آنها درمی یابیم که همه ی آنها اهل کار و تلاش بودند و هزینه ی زندگی خود را از دسترنج خود تأمین میکردند. از امام صادق (ع) روایت شده: «ان الله جعلَ ارزاقَ انبیائِه فی الزرعِ و الضَرع: خداوند روزی پیامبران خود را در کشاورزی و دامداری قرار داد.» [۱۵]. و در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) آمده است که: «داوود پیامبر جز از دسترنج خود نخورد.»« إنّ داوودَ النَّبیَّ کانَ لا یَأکُلُ إلاّ مِن کَسبِ یَدِهِ» [۱۶]. روایت شده است که روزی یکی از یاران حضرت با مشاهده انبوه هستههای خرما نزد ایشان پرسید: اینها را برای چه میخواهید؟ امام فرمودند: به اذن خدا، اینها تبدیل به درخت خرما خواهد شد و چنین شد: امام علیه السلام نخلستانی پدید آوردند با انبوهی از درختان. (قَالَ لَهُ رَجُلٌ وَ رَأَی عِنْدَهُ وَسْقَ نَوًی مَا هَذَا یَا أَبَا الْحَسَنِ قَالَ مِائَهُ أَلْفِ نَخْلٍ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَغَرَسَهُ فَلَمْ یُغَادَرْ مِنْهُ نَوَاهٌ وَاحِدَه) [۱۷]. امام باغها و نخلستانهایی را که ایجاد کرده بودند، وقف استفاده نیازمندان نمودند. این باغها متعدد و در مناطق متنوعی بودند، همچون منطقه خیبر، ابی نیزر، بغیبغه، ارباحاو. . . همچنین چاههایی را که امام حفر و وقف نمودند، بیش از یکصد حلقه ذکر کردهاند [۱۸].
ملاک نیاز به مشاغل
اسلام در پی سعادت جمیع بشریت در تمامی ابعاد است. از این رو در جهتی گام برمی دارد تا مجموعه کلان، بنام حکومت اسلامی و بعد از آن تمدن اسلامی، تمامی عرصههای حیات وزندگانی را در نوردد. از این رو ماهیت تمدن اسلامی، همه ابعاد سیاسی و فرهنگی و اقتصادی را در برمی گیرد. این تعریف، همه ابعاد وجودی فرد و جامعه را میتواند پوشش بدهد؛ مثلا رفتارهای انسان اعم از رفتار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، و نحوه گفتمان افراد اعم از گفتمان فردی و گفتمان کلان اجتماعی و حتی گفتمان جهانی، و از این بالاتر، محصولاتی که نمونه عینی و تحققی یک جامعهاند؛ یعنی محصولات تکنولوژیکی و صنعتی. همه اینها در حدود تمدن جای دارند. ساختار شهرسازی ارتباط مستقیمی با تمدن دارد، ساختار معماری نیز همین طور. مبانی علمی و نرم افزاری نیز همین طور و محصولات هنری که متکی بر این نرم افزارها شکل میگیرند. در این صورت، این تمدن الهی را باید در همه زوایا و ابعاد حیات فرد و جامعه نفوذ دهیم. اگر چنین باشد، آن وقت باید بنیانهایی را که این تمدن را شکل میدهند، بررسی و ساماندهی کنیم. بخشی از این بنیانها در مفاهیم اقتصادی میگنجند و بخشهایی نیز در روان شناسی و جامعه شناسی و خلاصه، همه علومی را که با عینیت گرایی و تجربه ارتباط دارند، شامل میشوند.
مشاغل و حرف در سطح جامعه، نمود عملیاتی این تمدن در عرصه کار و فعالیتند. هر شغل و هر حرفهای که بتواند نیازهای انسان را برای الهی شدن در دار دنیا برطرف نماید، هم مطلوب است و هم مُبرم. از این رو نیاز همه جانبه حیات طیبه اسلامی، ملاک انتخاب شغل و حرفه یک مسلمان است. البته مواردی مانند سطح درآمدی، موقعیت و جایگاه اجتماعی و مسائلی از این دست، در درجه اهمیت بعدی قرار میگیرد که در پارهای موارد، در برابر این ملاک مهم، اهمیت ناچیزی دارند.
آیات و روایات و یادگیری مشاغل
نباید از این نکته غافل بود که در دیدگاه فقهی مشاغل بر ۴گونهاند:
۱- مشاغل واجب (کفائی) [۱۹]
مشاغل حرام: مانند بانکداری مبتنی بر ربا و رباخواری: [۲۰] چون مردار فروشی، سگ فروشی [۲۱]، تن فروشی و فحشا، رشوه گیری در داوری و غیبگویی[کهانت و رمالی] به دست میآید حرام اند [۲۲].
۳- مشاغل مکروه: هم چون برده فروشی، قصابی و کفن فروشی. [۲۳]
۴- مشاغل مستحب [۲۴].
۵- کسبهای مباح: کسبهایی که غیر از موارد بالا باشد. [۲۵]
پس از بیان این مقدمه به نگاه اسلام به مشاغل مختلف میاندازیم و پارهای از روایات ذیل آن را بیان مینماییم.
فرهنگ سازی در زمینه کار و اشتغال
"تشویق یک امر، و بیان اهمیت دنیوی و اخروی آن، تشویق آحاد جامعه به یادگیری هرچه بهتر و بیش از پیش آن است، به عبارت دیگر این روش اهل بیت علیهم السلام، به نوعی همان شیوه تشویق غیر مستقیم یا فرهنگ سازی است که از بهترین مشوقهای تعلیمی است. از این رو، کسی که ثواب عظیم و قرب کثیر کشاورزی را به عنوان نمونه میشنود بی درنگ آستین بالازده و کمر همت میبندد و به دنبال انجام و قبل از آن یادگیری مهارتهای آن میرود. از این رو تاکید میشود که مشاغلی که اسلام بر روی آن تاکید نموده است عمدتا با بیان اهمیت آنها و جهت نیاز جامعه اسلامی و قربی که شاغل آن مشاغل نزد خدا میبرد، بیان شده است.
برخی از مشاغل مورد تاکید اسلام از این قرارند:
الف: کشاورزی
این کار نه تنها در کلمات آن بزرگان مورد بیشترین تاکید قرارگرفته، بلکه اکثر پیامبران الهی، پیشوایان معصوم و بندگان صالح عملا به این کار پرداخته و به آن افتخار کردهاند. آن بزرگان کشاورزان را انسانهایی ارزشمند، متوکل، نیکوکار، صاحب پاکترین و حلالترین شغلها و سودمند به حال جامعه معرفی کرده،در جهان آخرت، صاحب بهترین مقامات دانستهاند. اهمیت و ارزش دادن به کشاورزی در فرهنگ غنی اسلام تا آنجا پیش رفته که ذات مقدس باری تعالی در قرآن خودش را کشاورز معرفی کرده، خطاب به مردم میفرماید:
«أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّارِعُونَ »( واقعه، آیات ۶۳ و ۶۴) آیا ندیدید تخمی را که در زمین میکارید؟ آیا شما کشاورزید یاما؟ آری، کشاورز حقیقی منم!
یزید بن هارون از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمود: «کشاورزان گنجهای یک جامعه هستند. آنان چیزهای پاک و حلال رامی کارند. خداوند متعال آن را از زمین رویانده، خارج کرده ورشد میدهد. اینان روز رستاخیز بهترین مقام را در میان دیگرمردم خواهند داشت. از همه به درگاه خداوند نزدیکترند و نامشان به مبارکی برده خواهد شد.» [۲۶]( سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ الزَّارِعُونَ کُنُوزُ الْأَنَامِ- یَزْرَعُونَ طَیِّباً أَخْرَجَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ هُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَحْسَنُ النَّاسِ مَقَاماً- وَ أَقْرَبُهُمْ مَنْزِلَهً یُدْعَوْنَ الْمُبَارَکِینَ)
مردی به امام صادق(ع) عرضه داشت: فدایت گردم. شنیدهام گروهی هستند که کشاورزی را دوست ندارند و میگویند شغل خوبی نیست. حضرت پاسخ داد، کشت کنید و درخت بکارید. به خدا سوگند،مردم کاری پاکتر و نیکوتر از آن انجام نمیدهند. (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ- أَسْمَعُ قَوْماً یَقُولُونَ إِنَّ الزِّرَاعَهَ مَکْرُوهَهٌ- فَقَالَ لَهُ ازْرَعُوا وَ اغْرِسُوا- فَلَا وَ اللَّهِ مَا عَمِلَ النَّاسُ عَمَلًا أَحَلَّ وَ لَا أَطْیَبَ مِنْهُ) [۲۷]
حضرت امام صادق(ع) فرمود: آن روز که آدم ابوالبشر از بهشت به زمین رانده شد و نیاز به غذا و آب پیدا کرد، با حضرت جبرئیل به مشورت پرداخت واز او یاری طلبید. جبرئیل آدم راچنین راهنمایی کرد: « یَا آدَمُ کُنْ حَرَّاثاً» ای آدم، اگر میخواهی نیازمندیهای خود را بر طرف کنی، کشاورز باش و به زراعت بپرداز. (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا أُهْبِطَ آدَمُ إِلَی الْأَرْضِ إِلَی أَنْ قَالَ- فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا آدَمُ کُنْ حَرَّاثاً) [۲۸]
برخی شیوههای کشاورزی و باغداری را پیامبران سابق و ائمه معصومین علیهم السلام به مردم آموزش دادهاند. یکی از موارد آن شیوه نهال کاری است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «برادرم حضرت عیسی علیه السلام از شهری میگذشت، میوههای آن شهر خراب و کرم گرفته بود. مردم از این وضع به آن حضرت گله کردند آن حضرت فرمودند: داروی این مرض همراه شما است و خودتان نمیدانید. شما وقتی درختان را غرس میکنید، فقط خاک میریزید و این صحیح نیست بلکه اول آب به ریشههای درخت بریزید سپس خاک اطراف آن بریزید تا کرم نگیرد. مردم به دستور آن حضرت عمل کردند دیگر میوه درختان، کرم نگرفت».( أَنَّ النَّبِیَّ ص قَالَ: مَرَّ أَخِی عِیسَی ع بِمَدِینَهٍ وَ إِذَا فِی ثِمَارِهَا الدُّودُ- فَشَکَوْا إِلَیْهِ مَا بِهِمْ- فَقَالَ دَوَاءُ هَذَا مَعَکُمْ وَ لَیْسَ تَعْلَمُونَ- أَنْتُمْ قَوْمٌ إِذَا غَرَسْتُمُ الْأَشْجَارَ صَبَبْتُمُ التُّرَابَ- وَ لَیْسَ هَکَذَا یَجِبُ- بَلْ یَنْبَغِی أَنْ تَصُبُّوا الْمَاءَ فِی أُصُولِ الشَّجَرِ- ثُمَّ تَصُبُّوا التُّرَابَ لِکَیْلَا یَقَعَ فِیهِ الدُّودُ- فَاسْتَأْنَفُوا کَمَا وَصَفَ فَذَهَبَ ذَلِکَ عَنْهُمْ.) [۲۹]
۲ روایت زیبای دیگر نیز وجود دارد که شیوه نهال کاری توسط معصوم به راوی آموزش داده شده است. [۳۰]
ب: دامداری
اهمیت دام و دامداری بر کسی مخفی نیست. از ارزش آن در زندگیهای امروزی اگر چه در ظاهر کاسته شده است، اما وابستگی به دام، بیشتر در بخش حمل و نقل بوده است، که تحت تاثیر واقع شده است. خداوند متعال در قرآن در توصیف دامداری و اهمیت آن در سوره نحل میفرماید: وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ(۵) وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ(۶) وَتَحْمِلُ أَثْقَالَکُمْ إِلَی بَلَدٍ لَّمْ تَکُونُواْ بَالِغِیهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ(7)
چهار پایان را برایتان بیافرید، شما را از آنها حرارت و دیگر سودهاست و از گوشتشان میخورید(۵) و چون شب هنگام باز میگردند و بامدادان بیرون میروند، نشان تجمل شمایند، (۶) بارهایتان را به شهرهایی که جز به رنج تن بدانها نتوانید رسید، حمل، میکنند، زیرا پروردگارتان رئوف و مهربان است (7)
در این آیات، بر فوائدی هم چون تغذیه از دام، پوشاک تهیه شده از دام، آرامش روحی و روانی که از داشتن آن حاصل میشود و کمک به حمل و نقل انسانها اشاره شده است.
اهمیت دام و نقش مهم آن در عالم به حدی است که بهترین بندگان الهی هم روزی خود را از زمین یا از دام تهیه مینمودند: از امام صادق (ع) روایت شده: «انَّ اللهَ جعلَ ارزاقَ انبیائِه فی الزَّرعِ و الضَّرعّ: خداوند روزی پیامبران خود را در کشاورزی و دامداری قرار داد.» [۳۱]
اگر کسی که به دنبال کسب روزی حلال است بداند که « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لَیْسَ مِنْ نَبِیٍّ إِلا وَ قَدْ رَعَی الْغَنَم [۳۲]» (هیچ پیامبری نبوده است مگر این که چوپانی کرده است) حتما با کمال و اشتیاق زایدالوصفی به دنبال این کار میرود، چرا که یادگیری این کار، یادگیری شغل اولیه انبیا، خصوصا قبل از بعثت شان است. علاوه بر تشویق به چوپانی، به خرید احشام و دام نیز تشویق شده است و در روایات آمده است که نه دهم روزی از آن کسی است که صاحب احشام است و دامداری مینماید:« قَالَ الصَّادِقُ ع: تِسْعَهُ أَعْشَارِ الرِّزْقِ مَعَ صَاحِبِ الدَّابَّهِ [۳۳]».
آموزش دامداری و چگونگی این مهم در سخنان معصومین علیهم السلام نیز به چشم میخورد: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: نَظِّفُوا مَرَابِضَ الْغَنَمِ وَ امْسَحُوا رُغَامَهُنَّ فَإِنَّهُنَّ مِنْ دَوَابِّ الْجَنَّهِ [۳۴]». در این روایات آمده است: که طویله گوسفندان را تمییز کنید و خاک زیر پای آنها را نیز پاکیزه نمایید چرا که گوسفندان از حیوانات بهشتی اند.
ج: تجارت و بازرگانی
تجارت یا دادوستد انتقال مالکیت کالا و خدمات از یک شخص یا نهاد به دیگری به ازای دریافت چیزی از خریدار است. به طور کلی شغلی که کارش واگذاری هرگونه عمل(قابل سنجش و اندازه گیری مادی) در مقابل کالا یا خدمت دیگری است و هر دو طرف به هنگام این عمل راضی باشند تجارت گفته میشود. در زمینه اهمیت تجارت از دیدگاه اسلام همان بس که خداوند متعال در قرآن کریم بر انسان منت مینهد که راه تجارت داخلی و خارجی را برای او مهیا ساخته و ارتباطات دریایی را که اکنون نیز بزرگترین تجارتهای بین المللی از طریق آن انجام میگیرد، در اختیار انسان قرار داده است؛ چنان که میفرماید: «وَتَرَی الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ کشتی را در آن، دریا شکاف میبینی تا در طلب روزی مقرر از جانب او برانید و باشد که سپاس بگزارید.» (فاطر:۱۲).
در دین مبین اسلام بر یادگیری احکام تجارت و معاملات ، ازهر نوعی که باشد تاکید شده است. علاوه بر آن بر انجام تجارت و اهتمام به آن نیز تاکید شده است. گاهی بیان شده است که شغل برخی انبیای عظام مانند هود علیه السلام تجارت بوده است(کان هودٌ تاجراً) [۳۵]. پیامبر اسلام صل الله علیه و اله و امام صادق علیه السلام و سایر اهل بیت یا خود تجارت کردهاند و یا به آن با دادن سرمایه و امکانات لازم تشویق نمودهاند. [۳۶] اما تشویق به یادگیری تجارت و تعلیم احکام آن نیز همیشه در برنامه ایشان بوده است: « أَعْطَی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَبِی أَلْفاً وَ سَبْعَمِائَهِ دِینَارٍ فَقَالَ لَهُ اتَّجِرْ بِهَا ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ لِی رَغْبَهٌ فِی رِبْحِهَا وَ إِنْ کَانَ الرِّبْحُ مَرْغُوباً فِیهِ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَرَانِیَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ مُتَعَرِّضاً لِفَوَائِدِهِ [۳۷]» امام صادق علیه السلام هزار و هفتصد دینار به پدرم داد و به او فرمود : با این مبلغ، برای من تجارت کن. سپس فرمود: بدان که من رغبتی به سود آنها ندارم، هر چند سود مطلوب است. بلکه دوست دارم خداوند عزّ و جلّ، ببیند که جویای بهره مندی از فضل و فواید او هستم.
در عین تشویق به اصل تجارت، به یادگیری اصول و قوانین شرعی آن نیز بسیار توجه شده است: « یَا مَعْشَرَ التُّجَّار الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ وَ اللَّهِ لَلرِّبَا فِی هَذِهِ الْأُمَّهِ أَخْفَی مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَی الصَّفَا» ای گروه تاجران! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! ابتدا احکام را یاد بگیرید، سپس تجارت کنید! به خدا قسم که ربا در میان این امت ناپیداتر از حرکت مورچه بر روی تخته سنگ است» [۳۸].
در برخی از توصیهها و تعالیم در مورد تجارت آمده است که تجارت در وطن مایه سعادتمندی انسان است « إِنَّ مِنْ سَعَادَهِ الْمَرْءِ أَنْ یَکُونَ مَتْجَرُهُ فِی بِلَادِهِ» [۳۹]. گاهی فرمودهاند :« إِذَا رُزِقْتَ مِنْ شَیْ ءٍ فَالْزَمْهُ» اگر روزی تو از شغلی تامین میشود، آن را حفظ کن و تغییر مده و در مقابل آن نیز گفته شده است:« إِذَا نَظَرَ الرَّجُلُ فِی تِجَارَهٍ فَلَمْ یَرَ فِیهَا شَیْئاً فَلْیَتَحَوَّلْ إِلَی غَیْرِهَا» [۴۰]
اگر بازرگان از تجارتی سودی نمیبرد، به تجارت دیگری روی آورد.
همان گونه که قبلا بیان شد، از مجموع این روایات میتوان به این نتیجه مهم دست پیدا نمود که تشویق به تجارت همراه با رعایت اصول شرعی و عرفی آن، تشویق جامعه اسلامی برای ورود در این عرصه و شکوفاکردن اقتصاد جامعه اسلامی است.
د: صنعت
بهره گیری هوشمندانه از منابع علمی تمدن اسلامی، به ویژه توجه به متون دینی و استنتاج اصول و قواعد علمی در رشتههای مختلف، میتواند در بومی سازی منابع آموزشی و کمک آموزشی راهگشا باشد. تصور عمومی و اولیه بر آن است که پیشوایان دین مبین اسلام بیشتر به حوزه فقه، اخلاق، عرفان و بخشهایی از علوم عقلی محض پرداخته، و نسبت به دانش تجربی به ویژه حوزههای کاربردی آن بی توجه بودهاند. از جمله این صنایع، صنعت فلزات و به خصوص آهن است که بسیار مورد توجه قرآن قرار گرفته است.
امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر میفرمایند: «کار مردمان استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که هر صنفی امکاناتی فراهم میآورند و بازارها را برپا میدارند و چیزهایی را که مردم خود نمیتوانند فراهم کنند فراهم میکنند و کار مردم را راه میاندازند»: «وَ لاَ قِوَامَ لَهُمْ جَمِیعاً إِلاَّ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی اَلصِّنَاعَاتِ فِیمَا یَجْتَمِعُونَ عَلَیْهِ مِنْ مَرَافِقِهِمْ وَ یُقِیمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ وَ یَکْفُونَهُمْ مِنَ اَلتَّرَفُّقِ بِأَیْدِیهِمْ مَا لاَ یَبْلُغُهُ رِفْقُ غَیْرِهِمْ » [۴۱]
قرآن مجید ضمن تأکید بر آموزش بسیاری از صنایع، آنان را به منزله بخشش و فضل خداوند یاد میکند. در آیات ۱۰ و ۱۱ سوره سبأ میفرماید:... وَ أ لَنَّا لَهُ الْحَد یدَ * أ ن اعْمَلْ سَابغَات وَقَدِّرْ فی السَّرْدِ ... .... و آهن را برای او نرم کردیم که زرههای فراخ بساز و بافت آن را یکنواخت کن ... .
در این آیات سه نکته اساسی نهفته است: الف: بیان «فراوری آهن»؛ یعنی عملیاتی که به آماده سازی آهن برای استفادههای کاربردی (ساختن اشیا) میانجامد. در این آیه شریف به عنوان نمونه، آماده سازی آهن، «نرم کردن»، برای ساختن «زره» بیان شده است. ب) استفاده از مواد اولیه و طبیعی برای ساختن اشیا و مصنوعات، در اینجا ساخت و کاربرد زره به مثابه وسیلهای برای حفظ انسان در برابر تهاجم دشمن بیان شده است؛ چراکه زره به عنوان مصنوع، از آهنِ استخراج شده از سنگهای آهن، ساخته میشود. ج) در ساختن اشیا باید به اندازه و شکل، موزونیت و هماهنگی، استحکام و راحتی و تناسب با هدفِ ساخت آن، توجه شود. به عبارت دیگر، در ساخت مصنوعات رعایت نکات فنی، انسانی، اقتصادی، و نظایر آن الزامی است.
در آیه ۸۰ سوره انبیا میفرماید:وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَهَ لَبُوس لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأ سِکُمْ فَهَلْ أ نْتُمْ شَاکِرُونَ.و برای شما به داوود فن زره سازی آموختیم تا شما را از آسیبهای جنگتان حفظ کند پس آیا سپاسگزار هستید.افزون بر نکات سه گانه فوق چند نکته دیگر از این آیه شریف قابل استنتاج است.
د) صنعت، ساختن و پرداختن، در گرو تعلیم و انتقال دانش و مهارتِ ساخت است. خداوند متعال به منزله معلم اول، میآموزد تا بندگان نیز در میان خود تعلیم دهند و تعلیم گیرند.
و نیز در آیه ۲۵ سوره حدید میفرماید:... وَأ نْزَلْنَا الْحَد یدَ فِیهِ بَأ سٌ شَد یدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاس .... و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است.
مشخصا در این بیان میگردد که مصنوعات افزون بر اهداف موضعی و خاص، اهداف عمومی تر و والاتری نیز دارند که در راستای هدفهای متعالی انسانی و اسلامی (مانند قیام به قسط و عدالت) است.
صنعت و صنایع کوچک و بزرگ
تغییر سریع و گسترده فناوری تولید در دهههای اخیر و فاصله گرفتن از تولید انبوه در صنایع بزرگ و گرایش به سمت تولید انعطاف پذیر در صنایع کوچک و متوسط، هر چند توانایی رقابت فعالیتهای صنعتی کوچک را افزایش داده و منجر به انتقال فعالیتهای اقتصادی از صنایع بزرگ به سمت صنایع کوچک شده، لیکن این موضوع به معنای حذف صنایع بزرگ و جایگزینی آن با صنایع کوچک نبوده؛ بلکه روند حرکت، به سوی تعامل هر چه بیشتر این دو با یکدیگر و در قالب یک زنجیره تولید بوده است. به گونهای که تقسیم کار میان صنایع کوچک و بزرگ به شکلی صورت پذیرفته که آنها به جای رقابت با هم، یکدیگر را کامل میکنند.
بر همین اساس رویکردهای حمایت از بنگاههای کوچک و متوسط به ویژه حمایتهای مالی در اقتصاد ایران باید با لحاظ کردن فضای اقتصاد کلان و جایگاه بنگاههای کوچک و متوسط در کل اقتصاد مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد [۴۲].
اما متاسفانه در کشور ما کار و مشاغل در صنایع کوچک و متوسط همواره با مشکلات گریبان گیر بوده است. از این رو سازمان توسعه صنعتی ملل متحد در گزارش سال ۲۰۰۳ خود درباره موانع توسعه صنایع کوچک و متوسط ایران عوامل مانع شکوفایی و توسعه این صنایع در ایران را به چهار گروه تقسیم می کند: موانع بازار :وجود خریدهای انحصاری در بازار، قراردادهای یک جانبه و غیرقابل تغییر با بنگاههای بزرگ، نوسانات شدید در عرضه و تقاضا (به ویژه صنایع غذایی)، ضعف در دسترسی به کانالهای توزیع ملی و بین المللی. موانع مالی: فقدان بانکهای تخصصی ویژه بنگاههای کوچک و متوسط، مشکل تامین وثیقهها برای دریافت تسهیلات، سیاستهای انقباضی منجر به فشار نقدینگی در بنگاههای کوچک، فقدان سرمایه گذاری مشترک، دسترسی نداشتن به اطلاعات، ضعف در اطلاعات بازاریابی و دسترسی به نمایشگاههای بین المللی و داخلی، فقدان اطلاعات سرمایه گذاری داخلی و خارجی در صنایع کوچک، ضعف در دسترسی به اطلاعات علمی و تحقیقاتی، ضعف در سیاستهای دولتی، اشتباهات اهمالی و ارتکابی، دیوان سالاری و فرآیندهای اداری، انواع عوارض و مالیاتها و... ، تفاوت نداشتن قوانین ثبتی، کار و... در خصوص بنگاههای کوچک و متوسط [۴۳].
در فرهنگ اسلامی ما اگر توسعه مشاغل و حرف مبتنی بر آموزش و حرف و مدیریت صحیح آن باشد حتما باید این موانع از سرراه صنایع و به خصوص صنایع کوچک برداشته شود. اما از آموزش و پرهیز از تمرکز بر روی بحثهای تئوری نیز نباید غافل گشت:
ضرورت آموزشگاههای فنی و حرفهای
آموزشهای فنی و حرفهای انجام فعالیتهایی است که میتواند فرد را برای احراز شغل ، حرفه و کسب و کار آماده کند یا کارایی و توانایی وی را در انجام آن افزایش دهد. این آموزشها کسب مهارتها را در راستای تکنولوژی و علوم وابسته به همراه دانشهای خاص مربوط به شغل و در بخشهای مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ارائه میدهد .
توسعه آموزشهای فنی وحرفهای در شرایط کنونی برای اقتصاد و فرهنگ ایران و به ویژه شتاب دهی به فرایند تولید امری حیاتی است ؛ زیرا سرمایه گذاریهای زیربنایی و افزایش ابزار و تجهیزات و به طور کلی سرمایه فیزیکی بدون سرمایه انسانی بلااستفاده مانده یا به نحو اقتصادی و کارآمد مورد بهره برداری قرار نمیگیرد .
هدف از این آموزشها ، افزایش تواناییهای دانش ، مهارت و قدرت درک افراد و انجام مطلوبتر کار در محدوده وظایف شغلی است . از آنجایی که موضوع بیکاری یکی از مهمترین مسائل و مشکلات جهان است و در کشورهای در حال توسعه با توجه به فقدان توازن ساختارهای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی سهم بیشتری را بر توسعه دارد و با توجه به اینکه یکی از دلایل بیکاری در کشور فقدان مهارتهای مورد نیاز بازار کار از سوی جویندگان کار است، انتظار میرود سازمان آموزش فنی و حرفهای با ارائه آموزشهای مهارتی بتواند نقش بسزایی در کاهش میزان بیکاری ایفا کند.
در واقع خصیصه این آموزشها ، نوعی پرورش “کارآفرین” است ، به این معنی که افراد پس از کسب مهارت و تخصص دانش فنی قادر خواهند بود که فرصتهای شغلی مناسبی را به دست آورند یا در نهایت فرصت شغلی ایجاد کنند .
از این رو کار محور بودن آموزشهای فنی و حرفهای که فرایند یادگیری فراگیران را از طریق محیطهای کار ، برای آن مراکز و در درون آنها طراحی و اجرا میکند و محتوای آموزشها را با تغییرات و پیشرفتهای حوزه تکنولوژی و به تبع آن در کارکرد نهادهای اقتصادی جامعه هماهنگ میسازد ، سبب شده است که این آموزشها به عنوان یکی از عناصر کلیدی برای تحقق پیشرفتهای اقتصادی محسوب شود و از جمله عوامل موثر در موفقیت کشورهای توسعه یافته تلقی شود .
چرا که آموزش نظری همگام با کار عملی موجب تربیت نیروی انسانی خلاق و فعال میشود و همچنین این نیروها با نفوذ در جامعه سبب به کارگیری بخش عظیمی از نیروهای غیرخلاق میشود .
لذا اگر آموزش فنی و حرفهای در کشور نادیده گرفته شود ، در واقع باعث سوق دادن آموزش کشور به طور غیرمستقیم به آموزش اشتغال کاذب و درآمدهای سهل الوصول و ناپایدار میشود و به تدریج آسیب جدی به کشور وارد میسازد .
به همین علت است که میبینیم یکی از اولویتهای مهم در سرمایه گذاریهای آموزشی در تمامی جوامع صنعتی ، توسعه و گسترش آموزشهای فنی و حرفهای است و این مهم هم از سوی نهادهای ذیربط بین المللی نظیر یونسکو و بانک جهانی به منزله یک استراتژی مهم به کشورهای در حال توسعه توصیه میشود .
در سازمان آموزش فنی و حرفهای هم نظیر سایر موسسات آموزشی رسمی و غیررسمی ، غیر از آموزش علم و مهارت مواردی از قبیل انضباط ، تقلید ، تعهد ، احساس مسئولیت ، وظیفه شناسی هم جزء محتوای آموزشی به افراد آموخته میشود . از این رو این نظام آموزشی از طریق تحول در فرهنگ جامعه میتواند در بالا بردن کارایی و بهره وری نقش موثری ایفا کند
نقش این آموزشها در تغییرات اجتماعی ، فرهنگی به دلایل مشروحه زیر بسیار مهم ارزیابی میشود :
کاهش سطح بیکاری ، میزان اعتبار بین المللی مدارک فنی و حرفهای ، کاهش معضلات اجتماعی ، کمک در جلوگیری از مهاجرت بی رویه جوانان به شهرهای بزرگ ، کاهش تبعات منفی بیکاری ، بازسازی و نوسازی آموزشی ، توانمندسازی افراد برای زندگی بهتر ، افزایش سلامت و بهداشت روانی ، افزایش امید به زندگی ، توسعه عرصه زندگی ، کار و حرفه ، بهبود روابط اجتماعی و مناسبات انسانی ، انتقال ارزشها و هنجارهای اجتماعی ، جامعه پذیر کردن افراد …
در رویکردی دیگر به آموزشهای فنی و حرفهای، توجه به نقش و جایگاه این آموزشها در تولید و انتقال فناوری و تقویت رویکرد توجه به مهارتهای برتر و پیشرفته در آموزشهای فنی و حرفهای ضروری است؛ در همین زمینه باید سهم آموزشهای فنی و حرفهای در تقویت قابلیتهای فناورانه کشور به ویژه فناوریهای نوین و راهبردی مشخص شود.
هم راستا کردن نظام آموزش مهارتی با توجه به نقشه جامع علمی کشور، تسریع و تقویت ارتباط بین آموزشهای مهارتی، شایستگی و نیاز بازار کار، طراحی و تدوین نظام صلاحیت حرفهای، دیپلماسی مهارت، اجرای الگوهای نوین آموزشی از جمله آموزش بازار محور، تشکیل شبکه ملی نخبگان و استعدادهای برتر مهارتی، برنامه ریزی برای راه اندازی «فراکسیون مهارت آموزی و ارتقاء بهره وری» در مجلس شورای اسلامی، تجاری سازی ایدههای مهارت آموختگان، نظام نوین مشاوره و هدایت شغلی از جمله اقدامات مهمی است که این سازمان در انجام آن باید کوشا باشد. [۴۴]
ضرورت تعامل دانشگاه و صنعت
ارتباط صنعت و دانشگاه در هر کشوری میتواند تأثیری تعیین کننده در رشد اقتصادی آنجا داشته باشد. در راستای این تعامل وظیفه عمده دانشگاهها عبارت است از: ۱- آموزش و ارتقای دانش دانشجویان و آماده کردن آنان برای حضور در بازار کار
۲- شناخت و برطرف کردن نیازهای تحقیقاتی بخش صنعت و به روز نگهداشتن آن.
از سوی دیگر بخش صنعت هم وظایفی دارد :
۱- نتایجی را که به کمک تحقیقات از حوزه فناوری به دست آمده در عملیات تولید محصول خود دخالت دهد. ۲-فراهم آوردن بازار کار و اشتغالزایی مفید برای جوانان و افرادی که آموزشهای مرتبط را در دانشگاهها گذراندهاند.
امروزه متاسفانه فاصله قابل توجهی بین پتانسیلهای علمی کشور با نیازهای بخش صنعت وجود دارد که باید شکاف موجود با تعامل بیشتر صنایع و مراکز علمی و دانشگاهی پر شود. در حال حاضر، دانشگاههای ما به طور عمده بر انتقال دانش تأکید دارند یعنی یک سری دانش را از کشورهای دیگرگرفته و به دانشجو انتقال میدهند . جالب اینکه بسیاری از دانشهای اخذ شده نیز بدون بومی شدن در اختیار دانشجویان قرار میگیرند! متاسفانه در دانشگاهها به تولید دانش کمتر توجه میشود. در کشورهای توسعه یافته، ارتباط مستمر و پویای صنعت و دانشگاه سیکل مثبتی را به وجود آورده که از طریق آن، این دو نهاد به توسعه و رشد همدیگر کمک میکنند، ولی در کشورهای توسعه نیافته این ارتباط وجود ندارد و دانشگاه به طور عمده به انتقال دانش به دانشجویان میپردازد و صنعت هم کار خودش را انجام میدهد.
چنین کشورهایی اگر بخواهند به یک سازمان جهانی مثل سازمان تجارت جهانی بپیوندد بسیار آسیب پذیر و شکننده خواهند بود. هرجامعهای برای رسیدن به توسعه حقیقی و پایدار، نیازمند یک تعامل تعریف شده بین سه نهاد علمی، سیاسی و فنی است که در قالب دانشگاه ، دولت و صنعت شکل میگیرد. باتوجه به روابط ارگانیک این نهادها که یک سیستم واحد را تشکیل میدهند، نقص درهرکدام از اجزا ، نقص در کل سیستم را بوجود خواهدآورد. هریک از این نهادها ، خود دارای اجزأ و عناصر خاص خود بوده که بدون داشتن روابط و تعامل درست در درون آنها قادر نخواهدبود در تعامل با دو نهاد دیگر ایفای نقش کند [۴۵].
کار آفرینی و ایجاد مشاغل
کار آفرینی و ایجاد اشتغال در نگاه اول ظاهری غربی دارد در حالی که با اندکی دقت متوجه میشویم که کار افرینی جزئی فراموش شده از فرهنگ دینی خود ماست که بی توجهی به آن آسیبهای زیادی برای ما ایجاد کرده است. از نگاه اسلامی، ایجاد کار و وسیله کسب حلال با رعایت کرام ت اناسن و اخلاق اسلامی، بالفعل نمودن ظرفیتهای بالقوه و شکوفا کردن خلاقیتها، از مبانی و مبادی اساسی نگاه به معیشت در اسلام است. دیدگاههای غیر اصولی و غلط به کار آفرین و کار آفرینی به دلیل تبلیغات ماهرانه و بدخواهانه بدخواهان و قدرتهای استعماری ایجاد شده است.
در شریعت اسلامی همواره فعالیت مثبت و سازنده مورد تایید بوده است و در همه زمینهای اقتصادی و علمی مورد تمجید فراوان بوده است و اشاعه چنین فرهنگی موجب توسعه و پویایی و نشاط جامعه میگردد. در شرایط فعلی کشور ما نیز، یکی از بهترین روشهای اشتغال و حل مسئله بیکاری توسعه فرهنگ کار آفرینی در جامعه است. نکته حائز اهمیت در رواج این فرهنگ، عملکرد نظام تعلیم و تربیت است. طرح ریزی و بنیان گذاری یک برنامه صحیح تعلیم و تربیت میتواند روحیه ایده آفرینی و به دنبال آن، کار آفرینی را در جامعه ا تقویت کند. این کار میتواند با یک حرکت ساده و گنجاندن یک درس با مضمون خلق ایده و کاربردی نمودن آن در تمامی سطوح تحصیلی از ابتدائی تا تحصیلات دانشگاهی آغاز شده و در مارحل بعد، دامنه آن به سایر درسها نیز کشیده شود [۴۶].
اقتصاد مقاومتی و مشاغل
قطع وابستگی از بیگانگان در جنبههای مختلف، خصوصاً در بُعد اقتصادی از مواردی است که امام خمینی(ره) در بیانات و نوشتههای خود، آن را از مردم و مسئولین انتظار داشته و همواره مورد تأکید قرار میدادند [۴۷].
بی تردید، کوشش برای رسیدن به خودکفایی، بهترین راه مقابله با تحریمهای اقتصادی دشمن است و تا زمانی که دست نیازمان به سوی بیگانگان دراز باشد، بیگانگان نیز از تحریم به عنوان وسیلهای برای فشار آوردن بر ما استفاده خواهند کرد.
لازم است با اتّکا به توانمندیهای خودی، همه تلاشمان را برای رسیدن به خودکفایی و استقلال اقتصادی بکار بندیم و به این طریق است که هم امکان رهایی از فشارهای اقتصادی فراهم میشود و هم میتوانیم، دین، هویّت و استقلال خودمان را حفظ کنیم. ملت ایران دستیابی به خودکفایی را از طریق دستیابی دانشمندان ایرانی به فنّاوری پیچیده هستهای آزمودهاند و میدانند که با سختکوشی و حرکت جهادی و استقامت، پیمودن راه سخت و پر فراز و نشیب خودکفایی امکان پذیر است و میتوانند این راه را به سرانجام خود برسانند.
آنچه در بیان امام خمینی(ره)، خودکفایی و استقلال اقتصادی نامیده شده است، در زبان رهبر معظم انقلاب اسلامی(مدّظلّه العالی)، «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» است که پیشتر از آن «اقتصاد مقاومتی» نام نهاده شد.
اقتصاد مقاومتی را میتوان اقتصادی دانست که از توانایی خنثی سازی منویّات مستکبرین در تحریمهای اقتصادی آنها علیه ملت ایران برخوردار است. برای ایجاد چنین اقتصادی لازم است همه ملت ایران، بخشهای دولتی، تعاونی و خصوصی اقتصاد، مراکز و مجامع علمی و دانشگاهی، اقتصاددانان، دستگاهها و شخصیتهای فرهنگی کشور در یک حرکت شتابنده و جهادی سهیم باشند. البته، مقاومت در مقابل سختیها و مشقّات نیز لازمه شکل گیری اقتصاد مقاومتی است.
اقتصاد مقاومتی، مصرف را مدیریت میکند، برای این منظور، اقتصاد مقاومتی بر اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف، ترویج مصرف کالاهای داخلی، همراه با برنامه ریزی برای ارتقای کیفیّت و رقابت پذیری در تولید، تأکید خواهد کرد. برای تحقق چنین منظوری، همکاری تولیدکنندگان و آحاد مختلف مردم ضروری میباشد. در اقتصاد مقاومتی، هرآنچه که سبب وابستگی اقتصادی کشور شود، طرد شده است.
یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی توجه بیش از پیش به مشاغل و حرفی است که نقش تولیدی، توزیعی و یا خدماتی را ایفا میکنند. این مشاغل با کار خود وتولید درون زا با نگاه به صادرات به خارج، زمینه حرکت روز افزون و غیر شعاری اقتصاد مقاومتی را فراهم مینمایند.
یادگیری مشاغل مورد نیاز جامعه در فقه
در اسلام بیکاری مطرود و مردود است و کار به عنوان یک امر مقدس شناخته شده است.فعالیتهای تولیدی ، عنصر اساسی در طلب روزی است ، اهمیت و تشویق به کار را میتوان از آیات متعدد استفاده کرد. قرآن کریم به تصرف در عوامل تولید که خداوند برای بشر خلق کرده ، توصیه و به شکر این نعمتها و استفاده درست و مناسب از آنها تأکید و دوری کردن از تصرف در عوامل تولید را پیروی از گام شیطان دانسته و نکوهش میکند. خداوند متعال در آیات مختلف با یادآوری اینکه او منابع و امکانات را برای انسانها آفریده و آنها را مسخر ایشان قرار داده است ، به جستجو در زمین ، بهره مندی از منابع آن ، آباد کردن و برطرف ساختن نیازهای معیشتی بوسیله امکانات نهفته در آن تشویق و با بیانهای مختلف ، اهمیت آن را گوشزد کرده و میکند. بدین ترتیب میتوان پی برد که اقدام به عملیات تولیدی ، امکان دارد مظهری از مظاهر عبودیت حق باشد و هم چنین میتوان به خطا بودن ذهنیت افرادی متوجه شد که اشتغال به امور معیشت را از قبیل پرداختن به امور مادی و منقطع از دین و تدین را جدا شدن از مظاهر مادی دانسته و رهبانیت را پیشه خود میکنند ، قرآن کریم با متذکر شدن این که خداوند نعمتها و منابع را برای شما آفریده است ،به جستجو در زمین برای طلب روزی،امر و به تهیه قوه (توان و نیرو) دستور داده، خواستار آبادانی در زمین شده و با بیانهای مختلف اهمیت تولید و تشویق به آن را گوشزد نموده است. مجموعهای از آیات به جستجوی روزی و طلب از فضل خداوند امر میکنند.یکی از شیوههای بارز جستجو از فضل خداوند ،فعالیتهای تولیدی به شمار میرود ،نکته مهم در فعالیتهای تولیدی برای گسترش روزی ،دامنه این فعالیتهاست ،نه تنها خشکی بلکه سراسر زمین و آسمان قلمرو فعالیتهای تولیدی بشر هست،نمونه آن ،آیات تسخیر زمین،آسمان و دریاست تا بشر بتواند از همه نعمتهای الهی بهره مند شود. نکته نهفته در تسخیر آسمان و زمین ، بهره مند شدن از نعمتهای آن بدون تولید ابزارهای لازم و وسایل مدرن و فن آوری نوین میسر نیست ،در واقع تشویق به تولید ،ترغیب به فراهم سازی زمینه تولید نیز هست.
با توجه به این اصل مهم مشاغل در چهار دسته کلی ، حرام، واجب، مکروه ، مستحب و مباح دسته بندی میشود. با تبیین حکم هر یک، حکم یادگیری هر یک از آنها مشخص میگردد. چرا که یادگیری مشاغل واجب، واجب کفائئ است و یادگیری مشاغل مستحب نیز مستحب خواهد بود و یادگیری مشاغل مباح نیز مباح خواهد بود.
۱. کسبهای واجب: کسبهای واجب آن کسبهای حلالی هستند که فرد آن را شغل و پیشه خود قرار داده و غیر از آن درآمد دیگری برای زندگی ندارد؛ مانند کسب و کار و تلاش برای زندگی از طریق تجارت، زراعت، صنعت و مانند آن برای کسانی که مخارج همسر و فرزند خود را ندارند [۴۸]، همچنین کسب و کار برای حفظ نظام و تأمین احتیاجات جامعه ی اسلامی..
۲. کسبهای مستحب: کسبهایی که برای کارهای مستحبی انجام شود؛ مانند کسب برای وسعت و گشایش روزی بر خانواده (زیادتر از هزینه واجب)، و یا برای دستگیری از فقرا. [۴۹]
۳. کسبهای حرام: درآمدهایی که فرد آن را از راه حرام به دست میآورد و این به شکلهای مختلفی امکان پذیر است؛ مانند کسب به ابزار موسیقی حرام، کسب به ابزار قمار و مانند اینها.
۴. کسبهای مکروه: کسبهایی که به جهت آثاری که دارد، انجام آن، شایسته نیست؛همان طور که در روایاتی از شغل هایی؛ مانند: صرافی، کفن فروشی، طعام فروشی، بنده فروشی، قصابی، حجامت کردن و کسب به آن. [۵۰] نکوهش شده است.
برخی مراجع عظام در توضیح علت کراهت این مشاغل بیان داشتهاند:«بعضی از معاملات[که اگر شغل قرار بگیرند حتما همین حکم را دارند] مکروه عبارتند از: کسب کردن به چیزهایی که غالباً به حرام یا مکروه میانجامد، مثل مواردی که غالباً ابتلا به ربا در آن است، فروختن غذا به کسی که برای وقت گرانی احتکار میکند، شغل خود را سر بریدن حیوانات قرار دادن، معامله کردن با کسانیکه عادت بر اجتناب از محرمات ندارند و همچنین با اطفال، که اصل معامله با آنها شرعاً صحیح ولی مورد شبهه است» [۵۱].
۵. کسبهای مباح: کسبهایی که غیر از موارد بالا باشد و نسبت به انجام و یا ترک آن هیچ رجحانی نباشد.
گفتنی است؛ برخی از کسبهای مستحب، یا مکروه و یا مباح میتواند به جهت نیازهای ضروری زندگی واجب شود.
ارزش مشاغل مورد نیاز جامعه از منظر عقل
کار در مشاغل و حرف مختلف، به همکاری آدمی با طبیعت و لمس کردن قوانین آن میانجامد تا از این راه مواهب طبیعی را استخراج کند و با رموز طبیعت انس گیرد پس انسان –با کار خود- به همکاری با طبیعت و مظاهر و نمودهای آن بر میخیزد و طبیعت نیز با انسان همکاری میکند و در او آثار مثبت بزرگی پدید میآورد که سبب پرورده شدن و گسترش یافتن افقهای وجودی انسان و تجارب او میشود.
انسان در ضمن کار در حرف مختلف چیزهایی را کشف میکند که پیش از آن برای وی مکشوف نبوده است. پس کار، آموزشگاه شناخت و تجربه است چون که چیزهایی را که نمیدانسته است به او میآموزد و برای او از روی قوانین طبیعت پرده بر میدارد و همچون عقل عملی نیرومندی میشود که به وسیله آن بر آفاق تسلط پیدا میکند زیرا که چشمان وی بر روی طبیعت و آنچه در آن است باز میگردد و از تلاشهای سنگین و افزار و ادوات دقیقی که برای بهره برداری از طبیعت و مسخر کردن آن ضرورت دارد آگاه میشود و از این راه پیوندهای ثانوی و اسرار پیچیده موجود در جهان برای انسان مکشوف میگردد که چه بسا بدون پرداختن به کار اکتشاف آنها غیر ممکن میکرد.
بنابر این میتوان چنین گفت که علم حاصل شده برای بشر از راه کار و تلاش مستقیم از روزگار دیرین تا هم اکنون ارزشی دارد که نباید در زندگی انسان و تکامل شگفت انگیز آن کم اهمیت شمرده شود.
کار، فرد را از بیکاری و تنبلی جدا کرده و انگیزه سعی و کوشش رادر آدمی زنده میسازد و باعث تربیت اخلاقی و پرورش شخصیت فرد میگردد. کارکیمیاست و مس وجود انسان را به طلا تبدیل مینماید. انسان مجاهد با دوری از بیکاریفاسد کننده، خود را به تعالی اخلاقی و جهاد معنوی نزدیک میسازد.
یکی از رکنهای اساسی در زندگی اجتماعی، کار و کوشش انسانها میباشد. کار و فعالیت در جامعه دارای نقش و کارکرد اساسی است. کار و تلاش، یک جامعه را به مرزهای توسعه و ترقی نزدیک ساخته و باعث آبادانی و رشد آن سرزمین میشود.
کار و تلاش یک ضرورت اجتماعی است و کارگر با نتیجه کار و تولید خویش هم به اجتماع سود میرساند و هم خود از کارها و تولیدات خود و دیگران بهره میبرد بدین گونه از رکود و سکون و مهمل بودن و از مردمان دور بودن بیرون میآید و به حرکت و فعالیت و تحمل رنج و انس گرفتن با دیگران دست مییابد بنابر این بار خود را بردوش دیگران نمیگذارد و از مردمان جدا نمیماند. چنین انسانی احساس امید میکند و به آینده همچون فردی امیدوار و با نشاط مینگرد و از چنگال نومیدی و اهمال و بیهودگی و تکرار ملال انگیز و دیگر آثار منفی بیکاری و مفاسد فراغت رهایی پیدا میکند.
بدین گونه اگر انسان از پرداختن به کاری آسوده باشد (و بدون کار زندگیش تأمین گردد)، از ناسپاسی و سرمستی به جایی میرسد که زیان آن برای او و نزدیکانش بس بزرگ خواهد بود؛ مثلاً کسی را در نظر بگیرید که در دارایی و آسایش و رفاه زدگی و دسترس داشتن به همه چیز بزرگ شده است و سرانجام کارش به کجا کشیده است.
بدین سان کار یک ضرورت فردی و اجتماعی و حکومتی است که یادگیری و تعلیم و تعلم آن، مقدمه انجام آن است، چرا که آن که کاری را آموزش نبیند قطعا این سلسله آثار مثبت که از لحاظ عقلی متصور است در مورد او سودی نخواهد داشت.
راه کارهای تشویق به یادگیری مشاغل
راهکارهای تشویق به یادگیری مشاغل مختلف در جامعه:
۱- دولت باید خود را مکلف بداند حداقل حقوق و دستمزد کلیه کارکنان و کارگران را با هر قراردادی که کار میکنند را هر سال برای تمامی رشتههای شغلی متناسب با گرانی و تورم موجود در جامعه و حداقل مساوی با آن افزایش دهد. این کار ضمن برخورداری تمامی اقشار از بیت المال به نحو یکسان، راه را برای جذب جوانان جویای اشتغال هموارتر میکند. البته این در شرایطی است که دولت، سقف حداقل حقوق کارگران و سایر مشاغل را در بخشهای دولتی و خصوصی تعیین نماید.
۲- در اجرای اصل بیست و نهم (۲۹) قانون اساسی، به منظور توسعه عدالت اجتماعی، نظام تأمین اجتماعی با هدف حمایت از اقشار مختلف جامعه در برابر رویدادهای مختلف ناگوار، حقی است همگانی و دولت مکلف است طبق قوانین، از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای تمامی شاغلین و کار آموزان مختلف، تأمین کند. اجرای تامین اجتماعی همگانی و به خصوص در مورد مشاغل گوناگون موجب تشویق بیشتر برای روی آوردن جامعه به مشاغل مورد نیاز است.
۳- در تمامی برنامههای اشتغال زایی و اعطای امتیازات و تسهیلات، شاغلان به مشاغل سخت و یا مشاغلی که از اقبال کمتری برخوردارند و یا مشاغلی که مورد نیاز جامعه است اما مورد بی مهری واقع میگردد، باید در اولویت باشد و دولت موظف باشد حمایتهای لازم در حفظ و تثبیت موقعیت شغلی اصحاب این مشاغل را، به منظور دلجویی و دلگرمی آنان اعمال نماید.
۴- با توجه به این که اکثر نیروی کار و هم چنین آماده به کار از قشر جوان هستند نباید نقش سازمان ملی جوانان و وزارت ورزش و جوانان را در گسترش فرهنگ کار و یادگیری مشاغل مختلف نادیده انگاشت. این گونه سازمانهای و وزارت خانهها موظف اند برنامه جامع ملی ساماندهی امور جوانان کشور با عنایت به جایگاه نقش و مأموریتهای اساسی دستگاههای مختلف دولتی وغیردولتی مرتبط با امور جوانان نظیر نیروی مقاومت بسیج و توجه اساسی به نیازهای جوانان در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، شغلی، علمی، تفریحی و تحصیلی را تهیه و تدوین نمایند. اما امروزه متاسفانه شاهد این هستیم که امثال این وزارت خانه به جای پرداختن عمیق و ریشه به مشکلات اساسی جوانان -که بحث اشتغال و کار است- به سایر مسائل حاشیهای میپردازد.
۵- در راستای تعمیق فرهنگ کار و آموزش که منجر شدن به ایجاد مشاغل حرفهای جدید، باید نظام بانکی کشور را موطف کرد به نحوی برنامه ریزی و اقدام نماید که همواره از منابع قرض الحسنه یا وامهای با بهره کم، برای تهیه ابزار کار و ایجاد محل اشتغال جدید، در اختیار کسانی قرار گیرد که برای کار کردن امکان تهیه وسائل کار خود را ندارند.نباید از نظر دور داشت که بیکاران ساکن در روستاها و زنان بیکار سرپرست خانوار و همچنین حرفه آموختگان بخشهای فنی و حرفهای دولتی و غیر دولتی میبایست از اولویت برخوردار باشندالبته نباید از نظر دور داشت که بازپرداخت وجوه وام داده شده را به نحوی معین کند که واقع بینانه و مطابق با شرایط اقتصادی وام گیرنده باشد.
۶- صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران وظیفه دارد با همکاری سازمانها و وزارتخانهها و مؤسسات ذیربط در امر اشتغال و همچنین بخش غیر دولتی برنامههای لازم به منظور آموزش نحوه پرداختن به حرف و مشاغل مختلف کوچک که احتیاج به سرمایه کم دارد را از شبکههای مختلف خود به مردم آموزش دهد. در این آموزشها تکیه بر استفاده از امکانات و تسهیلات و مواد اولیه و بازارهای محلی، یک اصل قلمداد خواهد شد.
هم چنین برای افزایش امکان دسترسی جامعه به آموزشهای عمومی و فنی و حرفهای و ترویجی و آموزشهای عالی، با همکاری دستگاههای مختلف نسبت به تدوین برنامههای لازم اقدام کرده وا ز طریق شبکههای موجود و ایجاد شبکههای آموزشی و ارتباط متقابل باتوجه به مفاد اساسنامه سازمان صدا و سیما نسبت به توسعه و بهبود کیفیت آموزشهای مختلف اقدام کند. برای پشتیبانی علمی برنامه آموزشی، سازمان صدا و سیما با هریک از دستگاههای مربوطه کمیته لازم را تشکیل میدهد.
۷- دولت باید خود را موظف بداند به منظور توسعه کمّی و کیفی مهارتهای فنی و حرفهای نیروی کار و ارائه آموزشهای متنوع مهارتی به گروههای مختلف، نسبت سرمایه گذاری خود یا بخش خصوصی و تعاونی، در زمینه ایجاد آموزشگاههای آزاد فنی و حرفهای و دانشگاههای علمی و کاربردی اقدام نماید. اولویت با رشتههایی خواهد بود که نیاز جامعه به آن مبرم تر باشد.
۸- دولت میتواند قسمتی از سود تسهیلات اعطائی به سرمایه گذاران و تعاونیها و... و در آمد ناشی از بهره برداری از منابع طبیعی را به طرحهای خود اشتغالی پرداخت کند که مشوقی عظیم در جهت تربیت و تحصیل نیروی جویای کار است.
۹- برای تشویق به یادگیری حرفهای مشاغل مختلف، وزارت کشور باید ترتیبی اتخاذ نماید که کلیه افراد و شاغلین فاقد پروانه کار را جمع آوری نموده و نسبت به آموزش و اعطای گواهی نامه فنی و حرفهای اقدام نماید.
۱۰- به منظور تشویق کارفرمایان به استخدام نیروی کار جدید تحصیل کردن، دولت میتواند کارفرمایانی را که مبادرت به استخدام نیروهای آموزش دیده و تحصیل کرده در مشاغل مختلف، میکنند مشمول تخفیفاتی قرار دهد هم چون:
میزان حق بیمه سهم کار فرما، کاهش مالیات کارفرمایان این گونه کارگاهها و صنایع به میزان مالیات بر حقوق دریافتی از کارکنان جدیدالاستخدام.
۱۱- دولت موظف است در جهت حمایت از تولیدات داخلی، کالاها و خدمات موردنیاز خود را با اولویت از تولیدکنندگان داخلی خرید نماید. دولت به عنوان یک خریدار کلان در سطح جامعه، با این اقدام خود از مشاغل گوناگون حمایت عملی مینماید و زمینه ورود نیروی جدیدکار آموزش دیده و حرفهای را فراهم مینماید.
۱۲- ـ دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و تحقیقاتی باید از ظرفیت مازاد بر سهمیه آموزش رایگان خود و یا ظرفیتهای جدیدی که ایجاد میکنند، برای تولیدنیروی کار آموزش دیده و متخصص در تمامی رشتهها در مقاطع مختلف دانشجو بپذیرند.
۱۳- فرهنگ کار به عنوان شیوه زندگی، نقش بنیادی و زیربنایی در ارتقای سطح پویایی جوامع دارد. در مقایسه با مفاهیمی همچون فرهنگ سازمانی، فرهنگ عمومی و نظایر آن، مفهوم فرهنگ کار کمتر تعریف شده است. فراهم آوردن امکان تصمیم گیری براساس عقل و درایت در تمام مراحل زندگی، به ویژه از دوران کودکی، از جمله بنیانهای اصلی و تأثیرگذار در ایجاد و تقویت فرهنگ کار محسوب میشود. بررسیهای کارشناسان مسائل اجتماعی ایران نشان میدهد که فرهنگ کار در ایران در مقایسه با جوامع پیشرفته در سطح پایین تری قرار دارد. این در حالی است که در جهان پیشرفته، با وقوف بیشتر به نقش استراتژیک نیروی انسانی و نگر شهای آن به کار و تولید، مفهوم فرهنگ کار از اهمیت فزایندهای برخوردار شده است. زمانی که فرهنگ کار نهادینه شود، کار به عنوان یک ارزش تلقی میشود و همه افراد جامعه در سطوح مختلف کار کردن را مسیر توسعه موزون جامعه دانسته و از طریق درست کار کردن به توسعه اقتصادی کمک میکنند. با وجود این فرهنگ، یادگیری مشاغل و حرف گوناگون رونق بیشتری خواهد یافت.
۱۴- برای تشویق هر چه بیشتر به یادگیری مشاغل و حرفههای مورد نیاز از عوامل فرهنگی و اجتماعی نباید غفلت نمود:
این عوامل اگر برطرف نگردد، نیروی کار به جای یادگیری و تحصیل فرهنگ حرفهای ، از گردونه کار نیزخارج خواهد شد. برخی از عوامل که مستقیم در روند گرایش به کار و فرهنگ حرفهای درجامعه ما اثر سوء میگذارد عبارت است از:
- تلقی غلط از فرهنگ کار (نگاه شخصی و منفعت طلبانه به کار به جای رویکرد ملی و راهبردی، اهتمام به مشاغل کاذب همچون دلالی و کارچاق کنی به جای کارهای مفید و تولیدی و…)
- مصرف گرایی و رفاه طلبی
- ضعف کار جمعی و سازمانی
- ناهمخوانی تخصص (مدرک تحصیلی) و کار
- ضعف بهره گیری از علوم و فن آوریهای روز
- تبعیض و شکاف طبقاتی
- ضعف کار آموزشی و رسانهای و تبلیغی
- دور شدن از فرهنگ ملی و معارف دینی (فقدان ارزش مداری کار)
۱۵- از نقش خانواده نباید غفلت نمود. اگر خانواده را از دیدگاه نهادی مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه میرسیم که خانواده از نظر کمی و کیفی میتواند کانون اصلی اندیشه کار و تلاش و پرورش روحیه خلق ایده و کار در افراد باشد. تحقق این امر مستلزم توجه ویژه والدین به ابعاد و ساحتهای حیات فردی فرزند از هنگام تولد تا زمان تکوین شخصیت اوست. وقتی پدر و مادر همچون الگویی تلاشگر و موثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب مینماید تا ذهن خود را به صورتی منسجم و ثمر بخش به ادامه شغل والدین و یا حرفهای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید ارزش تلقی میشود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون ذهن فرد را نسبت به خلق ایدهای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت دگرگون میسازد. در این مرحله نوجوان یا جوان ایده کاری خود را با خانواده در میان میگذارد چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالا حمایت مالی و اجتماعی انها بهره مند شود. این جاست که معیارها و ارزشهای خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسیر کار وتلاش واقع میشود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب آغاز توام با موفقیت را در راه اندازی کسب وکار به همراه خواهد داشت.
میزان تحصیلات نوع شغل والدین ساخت خانواده روابط خانوادگی (خصوصا رابطه والدین با فرزندان) درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل گیری فرهنگ کار در خانواده میتواند تاثیر داشته باشد. انسانهای متفاوت توانمندیهای متفاوتی دارند که اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند میتوانند با خلق ایدههای جدید خود تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرایند تکنولوژی را آسان میکند.
به هر صورت نقش و اهمیت خانواده به عنوان کانون اندیشه نوگرایی در ایجاد روحیه خلاقیت و نو آوری در افراد گسترش روحیه کار آفرینی و توسعه کسب و کار جدید در جامعه انکارناپذیر است. به طوری که در زمینه فعالیت اقتصادی خانواده میتواند اندیشه افراد تحت نفوذ خود را به سمت و سویی سوق دهدکه آنها را از مشکلات پیش رو از جمله بیکاری فقر اعتیاد فساد و... برهاند و آنها را در مسیرهای شغلی که مولد سرمایه وفرصتهای جدید است هدایت نماید زیرا خانواده علاوه بر نقش تولید نسل و پرورش ابعاد عاطفی و اخلاقی فرزندان به عنوان کانونی برای رشد و پرورش اندیشه خود باوری اعتماد به نفس و خود شکوفایی در فرزندان نقش بسیار موثری در راه اندازی کسب و کار اقتصادی و توسعه فعالیتهای شغلی در جامعه خواهد داشت.
کتب برای مراجعه بیشر
کتابهای احکام صرافی، بیمه و تأمین اجتماعی، پوشاک، آژانس تلفنی، آداب و احکام رانندگان، سوپرمارکتها، میوه و تبار و احکام عمومی بازار و ... از مجموعه کتابهای فقه و زندگی پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم.
رساله توضیح المسائل مراجع معظم تقلید: بخش معاملات + کسب در آمد + احکام معاملات.
برنامه اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم توسعه، بخش توسعه مشاغل و بستر سازی فرهنگی این امر
راهنمایی و مشاوره تحصیلی و شغلی (مفاهیم و کاربردها) ، عبدالله شفیع آبادی
انتخاب رشته، انتخاب شغل: راهنمای مشاورین و مراجعین، احمد امامی راد
دانلود کتاب راهنمای انتخاب بهترین شغل برای شما، حسین اکبرپور
مقالات و تارنماهای برای مراجعه بیشتر
سایت میگنا
http://www.migna.ir/vdcd.50x2yt0noa26y.html
سایت تبیان
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=157743
سایت: ای استخدام
http://www.e-estekhdam.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84/
فهرست منابع
لغت نامه دهخدا، دهخدا، علی اکبر، تهران : موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران، 1377.
فرهنگ فارسی، محمد معین، امیر کبیر، انتشار: ۱۳۶۴ - دوره چاپ: 4
الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه، جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه، ۶ جلد، دار العلم للملایین، بیروت - لبنان، اول، ۱۴۱۰ ه ق
بحارالانوار، ج ۱ و ج ۵۲ محمد باقر مجلسی، بیروت: دار احیاء التراث العربی،
اصل الشیعه و اصولها، تألیف علامه کاشف الغطاء، موسسه الاعلمی، بیروت.
وسائل الشیعه، محمد بن الحسن حرّ عاملی، (۱۱۰۴ ه)، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۴ ه./ ج 27.
اصول کافی(ط - الإسلامیه) ، کلینی، محمد بن یعقوب، تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
توضیح المسائل (امام خمینی)؛ خمینی، سید روح اللّٰه موسوی، توضیح المسائل (امام خمینی)، در یک جلد، اول، ۱۴۲۶ ه
صاحب بن عباد، کافی الکفاه، اسماعیل بن عباد، المحیط فی اللغه، ۱۰ جلد، عالم الکتاب، بیروت - لبنان، اول، ۱۴۱۴ ه ق
تعلیم و تربیت در اسلام نویسنده : شهید استاد مرتضی مطهری ، انتشارات صدرا، تهران. ایران.
میزان الحکمه (ترجمه فارسی) محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، انتشارات دارالحدیث، قم، چ دوم، 1379.
جامع الاخبار ، الشعیری، محمدبن محمد، المطبعه الحیدریه، النجف الاشرف، 1392.
قصص الانبیاء، قطب الدین سعید بن هبه الله راوندی، آستان قدس رضوی - موسسه چاپ و انتشارات، مشهد، ۱۳۶۸ش .
عاملی، بهاء الدین، محمد بن حسین و ساوجی، نظام بن حسین، جامع عباسی و تکمیل آن (محشّی، ط - جدید)، در یک جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۲۹ ه ق
برقی، ابو جعفر، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن (للبرقی)، ۲ جلد، دار الکتب الإسلامیه، قم - ایران، دوم، ۱۳۷۱ ه ق
قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ۴ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، دوم، ۱۴۱۳ ه ق
خمینی، سید روح اللّه موسوی، نجاه العباد (امام خمینی)، در یک جلد، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، تهران - ایران، اول، ۱۴۲۲ ه ق
پانویس
- ↑ لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسی ج 1 ص 1103، الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه؛ ج 5، ص: 1990
- ↑ لسان العرب، ج 9، ص: 44 :« إنی لأَری الرجل یُعْجِبُنی فأَقول: هل له حِرْفَه؟ فإن قالوا: لا، سَقَطَ من عینی »
- ↑ فرهنگ دهخدا، ذیل واژه حرفه.
- ↑ المحیط فی اللغه، ج 4، ص: 540
- ↑ فرهنگ دهخدا، ذیل واژه حرفه.
- ↑ https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%BA%D9%84
- ↑ (تبصره 2 قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل مصوب 11/10/1373).
- ↑ http://mashaghel0423.persianblog.ir/post/2/
- ↑ http://karafariran.com/home-plans/999-job-and-profission.html و https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87
- ↑ www.mefa.ir/portal/File/ShowFile.aspx?ID=295c640f-de90.
- ↑ تاحدودی بند"م " قانون مدیریت خدمات کشوری به این تقسیم بندی اشاره دارد.
- ↑ ۱۳۹۳/۱۲/۱۷ ، بیانات در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعی و فضای سبز
- ↑ جامع الأخبار(للشعیری)، ص: 139
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه) / ج5 ، ص : 88
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه)، ج5، ص: 260، ح 2
- ↑ محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج11، ص5177، ش 17628)
- ↑ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج41، ص: 32
- ↑ بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج41، ص: 32
- ↑ توضیح آن در ادامه خواهد آمد.
- ↑ (کلینی، ج 5: ح1: 124) حضرت رسول صل الله علیه و آله فرمودند: ««إنَّ أخوَفَ ما أخافُ علی اُمَّتی مِن بَعدی هذهِ المَکاسِبُ الحَرامُ، و الشَّهوَهُ الخَفیهُ، و الرِّبا؛ بیشترین چیزی که پس از مرگم، از آن بر امتم بیم دارم، این کسبها و درآمدهای حرام و شهوت ناپیدا و ربا خواری است»».
- ↑ خرید و فروش سگ نگهبان و سگ گله و سگ شکاری اشکال ندارد ولی در غیر این موارد جایز نیست.
- ↑ «« عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: السُّحْتُ ثَمَنُ الْمَیْتَهِ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ مَهْرُ الْبَغِیِّ- وَ الرِّشْوَهُ فِی الْحُکْمِ وَ أَجْرُ الْکَاهِنِ.»: وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج17، ص93، ابواب مایکتسب به، باب5، ح5، ط آل البیت.
- ↑ توضیح المسائل (امام خمینی)، ص: 421
- ↑ توضیح المسائل (امام خمینی)، ص: 420 تجارت و کسب و کار که مستحب و سنت است تا وضعیت مالی او بهتر شود یا به فقرا کمک کند. توضیح آن در آینده بیشتر خواهد امد.
- ↑ جامع عباسی و تکمیل آن(محشی)، ص 476
- ↑ وسائل، ج 19، ص 35، ح 7
- ↑ وسائل الشیعه، ج 19، ص: 33
- ↑ وسائل الشیعه، ج 19، ص: 36، ح2
- ↑ وسائل الشیعه، ج 19، ص: 32، ح 1.
- ↑ « قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ أَرَادَ أَنْ یُلَقِّحَ النَّخْلَ- إِذَا کَانَ لَا یَجُودُ عَمَلُهَا وَ لَا یَتَبَعَّلُ «7» النَّخْلُ- فَلْیَأْخُذْ حِیتَاناً صِغَاراً یَابِسَهً فَلْیَدُقَّهَا بَیْنَ الدَّقَّیْنِ- ثُمَّ یَذُرُّ فِی کُلِّ طَلْعَهٍ مِنْهَا قَلِیلًا- وَ یَصُرُّ الْبَاقِیَ فِی صُرَّهٍ نَظِیفَهٍ- ثُمَّ یَجْعَلُ فِی قُلْبِ النَّخْلِ تَنْفَعُ بِإِذْنِ اللَّهِ. »(وسائل، ج19، ص 38) + « قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَدْ رَأَیْتُ حَائِطَکَ فَغَرَسْتَ فِیهِ شَیْئاً بَعْدُ قَالَ قُلْتُ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ آخُذَ مِنْ حِیطَانِکَ وَدِیّاً قَالَ أَ فَلَا أُخْبِرُکَ بِمَا هُوَ خَیْرٌ لَکَ مِنْهُ وَ أَسْرَعُ قُلْتُ بَلَی قَالَ إِذَا أَیْنَعَتِ الْبُسْرَهُ وَ هَمَّتْ أَنْ تُرْطِبَ فَاغْرِسْهَا فَإِنَّهَا تُؤَدِّی إِلَیْکَ مِثْلَ الَّذِی غَرَسْتُهَا سَوَاءً فَفَعَلْتُ ذَلِکَ فَنَبَتَتْ مِثْلَهُ سَوَاءً.» (الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 263)
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 260
- ↑ کافی، ج 3، ص 231.
- ↑ کافی، ج 6، ص 535.
- ↑ المحاسن، ج 2، ص 641
- ↑ بحار، ج 100، ص 56
- ↑ کافی ، ج5، ص 76.
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 76
- ↑ کافی(ط-الاسلامیه) ج 5 ، ص 150
- ↑ من لایحضره الفقیه، ج3، ص 164
- ↑ الکافی (ط - الإسلامیه)، ج 5، ص: 168
- ↑ نهج البلاغه ، نامه 53، نامه به مالک اشتر نخعی.
- ↑ http://isipo.ir/?part=menu&inc=menu&id=67
- ↑ http://www.fardanews.com/fa/news (دنیا به سوی صنایع کوچک، ما به دنبال صنایع بزرگ!)
- ↑ http://www.ettelaat.com (آموزش فنی و حرفهای، کلید اشتغال پایدار) ، http://etvt.blogfa.com/post-34.aspx (ضرورت تعریف مهارتهای جدید به منظور توسعه اشتغال)
- ↑ http://www.tebyan.net (ضرورت تعامل دانشگاه و صنعت)
- ↑ نوآوری و کار آفرینی از دیدگاه اسلام، علی خوزین، دومین کنفرانس ملی خلاقیت شناسی و مهندسی و مدیریت نوآوری. www.iranci.com
- ↑ - امام خمینی(ره)، صحیفه نور، جلد 20.، امام خمینی(ره)، وصیت نامه سیاسی- الهی، موسسه چاپ و نشر آثار امام خمینی ره.
- ↑ توضیح المسائل (امام خمینی)، ص: 420، جامع عباسی و تکمیل آن (محشی، ط - قدیم)، ج 2، ص: 198
- ↑ نجاه العباد (امام خمینی)، ص: 224
- ↑ نجاه العباد (امام خمینی)، ص: 224، البته در مورد هر یک توضیحات خاصی وجود دارد که باید به کتب جامع احکام هر یک مراجعه نمود.
- ↑ رساله توضیح المسائل (بهجت)، ص: 320







