فرهنگ مصادیق:گناهی که شیطان هم ازآن بیزار است
انسان تهمت زن، بدترین مردم است. دیروز داستانی را منتشرکردم که برخی آن را دروغ خواندند و برخی بدرستی به نتیجه اخلاقی آن توجه دادند.... من داستانهای واقعی تر هم سراغ دارم و اساسا جرقه انتشارمطلب دیروز درپی تلفن شخصی بود که داستانی واقعی زوجی را بیادم آورد کارشان همین تهمت بستن و بهتان زدن و آبرو بردن بود و امروز مرد فلج شده و همسر نابکارش از او طلاق گرفته، غیرانسانیترین کار این زوج تهمت زن، تهمت به کسی بود که درپی اخراج مرد، میلیونهابه آنها کمک کرد و زن درپی ناکامی ازگرفتن کمک جدید(=تلکه) متهم به سوء نظرش کرد.شاید ریشه "اتق شر من احسنت الیه"(ازشرکسیکه به او نیکی کردهای بپرهیز!!)همین کارهابوده است و چقدر ازین موارد سراغ داریم؟ مثلا زنی که شوهرش اموالی بنامش کرده و او به اتکای ثروت بادآورده به فکرجدایی افتاده وبرای توجیه عمل غیرانسانی خود آبروی شوهر را با افشای رازهای او و تهمت برده...
با اینکه همه میدانیم و بارها خواندهایم که احترام مؤمن از احترام کعبه بزرگتر است و حتی سوء ظن به او روا نیست (قال الصادق(ع): «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَهً مِنَ الْکَعْبَه» (طبرسی، مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، ص۸۳؛ نیز: ان رسول الله (ص) نظر الی الکعبه فقال: مرحبا بالبیت ما اعظمک و ما اعظم حرمتک علی الله! والله للمؤمن اعظم حرمه منک لان الله حرم منک واحده و من المؤمن ثلاثه: ماله و دمه و ان یظن به ظن السوء (مشکاه الانوار ص ۷۸ ؛ بحار ج۶۴ ص ۷۱)) و در آیات قرآن ربا بعنوان جنگ و محاربه با خدا و پیامبر تعبیر شده است، اما با این حال در روایت نبوی آمده: "ربا هفتاد و سه قسم است: پایینترین مرتبهٔ معاملات رَبَوی برابری میکند با گناه زنایِ با مَحارم ، و بالاترین مرتبهٔ گناه در معاملات رَبَوی ، برابر است با تجاوز به آبروی یک مسلمان "( نهج الفصاحه ح۱۶۸۳). اما براحتی دست به تهمت میزنیم و براحتی آبروی افراد را میبریم درحالی که میدانیم گناه کبیره است و انسان را قطعا درآتش جهنم خواهد انداخت.
تفکر دراین نتیجه وحشتناک میتواند مانع انجام چنین عملی گردد
وآنگاه که انسان در حق غیر به چیزی که راضی نیست دروغ بگوید به عبارت دیگر چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده به انجام آن متهم کند و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب، تهمت بسته و بهتان زده است و آنگاه که مۆمن به برادر مۆمنش تهمت زند، ایمان در دل او ذوب میشود؛ همان گونه که نمک در آب ذوب میشود:
اذا اتهم المۆمن اخاه انماث الایمان من قلبه کما ینماث الملح فی الماء(الکافی ج۲ص361)
آبرو و حیثیت یک فرد مسلمان بسان جان و مال او دراسلام محترم است پیامبر گرامی اسلام[ ص] میفرمایند:
ان الله حرم علی المسلم دمه و ماله و عرضه وان یظن به سوء الظن [ خداوند بر هر مسلمانی جان و مال و عرض مسلمان دیگر و بدگمانی درباره او را حرام کرده است].
کسی که مرتکب این عمل شود گناه کبیرهای انجام داده که وعده عذاب بر آن داده شده است. خلاصه هتک عرض مومن بهر نحوی که باشد جایز نیست خواه بوسیله استهزاء و مسخره کرده باشد و خواه بوسیله سرزنش و سبک شمردن و یااهانت و یا لعن و تکفیر که بارزترین نمونه هتک شخصیت است.
و امام جعفر صادق (علیه السلام ) فرمود:
من اتهم اخاه فی دینه فلا حرمه بینهما و من عامل اخاه بمثل ما عامل فهو بریء مما ینتحل [ هر کس برادر دینی خود را تهمت زند احترامی بین آن دو بجا نماند و هر که با برادر دینی خود مانند سایر مردم برخورد کنداو از آنچه خود را بدان بسته (مذهب ) برکنار شده است].
ونیزفرمودند:
من روی علی مۆمن روایه یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الی ولایه الشیطان ،فلا یقبله الشیطان (الکافی ج۲ ص 358)
اگر کسی سخنی را بر ضد مۆمنی نقل کند و قصدش از آن ، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعی اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بیندازد، خداوند او را از ولایت خود خارج میکند و تحت سرپرستی شیطان قرار میدهد؛ ولی شیطان هم او را نمیپذیرد!
این راباید بدانیم که عمل همه انسانها راباید حمل برصحت نمود و از بدبینی وسوء ظن پرهیز کرد زیرا همین سوء ظن ممکن است باعث شود که درمقابل افراد جبهه گیری نماید
اتهام به مؤمن
تهمت یعنی دیگران را به آنچه در آنها نیست نسبت دادن دراسلام از این عمل بشدت نهی شده و جزء گناهان کبیره بشمار آمده است. اتهامات و نسبتهای نارواانواع واقسام دارد که در هر صورت اتهام به بی دینی از بدترین نوع آن است که روایات تهمت شامل آن است.
قال النبی[ ص] من بهت مؤمنا او مؤمنه او قال فیه مالیس فیه اقامه الله عزوجل یوم القیامه علی تل من نار حتی یخرج مما قال فیه.
کسی که به مرد یا زن مؤمن بهتان وارد سازد و یا چیزی بگوید که دراو نیست خداوند او را در روز قیامت بر تلی از آتش نگه میدارد تا از عهده آنچه گفته بر آید.
استاد شهید مطهری درکتاب آشنایی با قرآن(ج ۴، ص ۵۲ و ۵۳) مینویسند:
پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم یک وقت در حضور اصحاب فرمودند:
«الا اخبرکم بِشَرِّ الناس، آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع میکند و هر چه دارد تنها برای خودش میخواهد. آنهایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد کسی نیست.سپس فرمود: آیا میخواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا میخواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان فحاش تهمت زن و آبروبرند. اینجا دیگر حضرت توقف کرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد.
مؤمن و بی احترامی به او (اینجا)
یکی از چیزهایی که در روایات مورد تأکید و سفارش قرار گرفته، احترام به مؤمنین است. حضرت علی(ع) در روایتی می فرمایند: هر زن و مرد مؤمنی از شیعیان ما از رحم و خویشاوند محمد(ص) محسوب میشود، احترام و بزرگداشت آنها، احترام و بزرگداشت محمد(ص) است. وای به حال کسی که احترام و حرمت محمد(ص) را کوچک و سبک بشمارد و خوشا به حال کسی که حرمت او را بزرگ بشمارد و رحم او را اکرام کند.[۱]
کسی که در برخورد با انسانهای خوب و مؤمن چه در محیط خانه و خانواده و چه در محل کار و زندگی، با بی ادبی و بی احترامی برخورد می کند و نسبت به مسائل و مشکلات آنها با بی اعتنایی برخورد می کند، به اعلام جنگ و دشمنی با خداوند پرداخته است، چنین شخصی نه تنها از ارزشهای والای انسانی به دور مانده؛ بلکه از رحمت و لطف خداوند نیز دور خواهد ماند. امام صادق(ع) از خداوند متعال نقل میکنند، که خداوند می فرماید:
«لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ»[۲]
خود را آماده مبارزه با من نموده و یا اعلان به مبارزه با من داده، آنکه بنده مؤمن مرا پست شمارد یا او را خوار و ذلیل گرداند، و از غضب و خشم من در امان است، آنکه بنده مؤمن مرا تجلیل و احترام کند.[۳]
یکی از اصحاب امام صادق(ع)می گوید: درمحضر امام صادق(ع) بودیم، امام به جمعی رو کرد و فرمود: چرا ما را سبک می شمرید؟ و به ما اهانت می کنید؟
مردی از اهالی خراسان برخاست و عرض کرد: پناه می برم به خدا که من تو را سبک بشمرم و احترام تو را حفظ ننمایم.
امام صادق(ع) فرمودند: آری تو یکی از آن افرادی هستی که مرا سبک انگاشتی.
آن مرد عرض کرد: پناه می برم به خدا از اینکه شما را سبک بشمرم و به چشم حقارت به شما بنگرم.
امام فرمودند: عزیزم! به یاد داری که فلان شخص در جحفه (میقاتگاه حاجیان در نزدیکی مدینه) به تو گفت مرا نیز سوار مرکب خود کن و به مقدار یک میل (دو کیلومتر) به سوی (مکه) ببر، به خدا سوگند از پیاده روی خسته شدهام؛ سوگند به خدا تو حتی سرت را بلند نکردی و به او اعتنا ننمودی و مقام او را کوچک شمردی؛ بنابراین «و من استخفّ بمؤمن فینا إستخف و ضیّع حرمهالله» و کسی که مؤمن در راه ما را سبک بشمارد (و تحقیرکند)، حرمت خدا را سبک شمرده و تباه ساخته است.[۴]
پانویس
- ↑ مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفا، 1404هق، ج23، ص266، باب 15، تأویل الوالدین
- ↑ حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسایل الشیعه، قم، مرسسه آل البیت، 1409هق، ج12، ص269.
- ↑ ابن بابویه قمی، محمدبن علی بن حسین(شیخ صدوق)؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، علی اکبر غفاری، تهران، کتابفروشی صدوق، چاپ اول، بی تا، ص541.
- ↑ محمدی اشتهاردی، محمد؛ داستان دوستان، قم، بوستان کتاب، 1386، ویرایش دوم، ص41، به نقل از: روضه کافی محمد بن یعقوب کلینی، ص102







