فرهنگ مصادیق:کم فروشی از منظر اسلام و قرآن

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
کم فروشی از منظر اسلام و قرآن

آثار کم فروشی و پیامدهای آن در زندگی

در شرایط کنونی عمده مشکلات مردم در بازار مربوط به کم فروشی و کمیت و کیفیت کالاهای بسته بندی شده، است. گذشته از گرانی و تورم و افزایش عجیب و غریب قیمت خواربار و مایحتاج مردم، در این میان تقلب و کم فروشی تولیدکنندگان و فروشندگان مسئله مهم دیگری است که مردم را آزار می‌دهد.تقلب و کم فروشی شاید قدمتی به اندازه عمر انسان داشته باشد ولی تا همین چند سال پیش عمدتا در زمینه‌هایی تقلب می‌شد که تاثیر مستقیم بر زندگی و بهداشت مردم نمی‌گذاشت. ولی امروز این پدیده زشت به طور گسترده در جوامع مختلف توسط افراد سودجو به طور حساب شده در بخش گسترده‌ای از کالاها اعمال می‌شود، که فقط کشورهایی که استاندارد مناسب و قوانین و مقررات سختی برای مبارزه با متخلفان وضع کرده‌اند و با قدرت، آن‌ها را اعمال می‌کنند، از این گرفتاری‌ها تا حدی در امان هستند.
در این بین گاهی ممکن است افراد سودجو و متقلب به فکر استفاده از بازار پرفروش و پر رونق مواد غذایی که همواره مشتری زیاد و کاربرد عمومی دارد، بیفتند و برای کم کردن هزینه‌های تولید(به ویژه در شرایط دشوار کنونی) و به دست آوردن سود بیشتر دست به تقلب در مواد غذایی بزنند که از این راه سلامت مردم را به خطر می‌اندازند. بیشتر این تقلب‌ها در بازار خرده فروشی است، اما گاه ممکن است به بازار فروش مواد اولیه هم سرایت کند.در آیاتی از قرآن کریم به موضوع کم فروشی اشاره شده وبرای درس عبرت جهانیان خداوند متعال عاقبت قومی را که چنین اعمال ناشایستی مرتکب می‌شدند و هیچ پندی نمی‌گرفتند را به وضوح بیان فرموده است.
در قرآن مجید که کتاب آسمانی و کلام الهی است به طور صریح و مکرربه کم فروشی اشاره شده و به شدت تقبیح گردیده است و بالاتر از آن قرآن کریم کم فروشی را موجب ویران شدن شهر مدین و نابود شدن قوم آن معرفی کرده است، در شش سوره از ۱۱۴ سوره قرآن کم فروشی مورد مذمت قرار گرفته است.
در قرآن مجید کرارا روی مسأله مبارزه با کم فروشی و تقلب در وزن و پیمانه تکیه و تأکید شده است. در یک جا رعایت این نظم را در ردیف نظام آفرینش در پهنه جهان هستی گذارده می‌گوید: «وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ، أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ؛[۱] خداوند آسمان را برافراشت و میزان و حساب در همه چیز گذاشت، تا شما در وزن و حساب تعدی و طغیان نکنید.» اشاره به اینکه مساله رعایت عدالت در کیل و وزن مساله کوچک و کم اهمیتی نیست، بلکه جزئی از اصل عدالت و نظم است که حاکم بر سراسر هستی است.
در جایی دیگر با لحنی شدید و تهدید آمیز می‌گوید: «وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ، الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ، وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ، أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ، لِيَوْمٍ عَظِيمٍ؛[۲] وای بر کم فروشان! آنها که به هنگام خرید، حق خود را بطور کامل می‌گیرند، و به هنگام فروش از کیل و وزن کم می‌گذارند، آیا آنها گمان نمی‌کنند که در روز عظیمی برانگیخته خواهند شد، روز رستاخیز در دادگاه عدل خدا».
حتی در حالات بعضی از پیامبران در قرآن مجید می‌خوانیم که لبه تیز مبارزه آنها بعد از مساله شرک متوجه کم فروشی بود، و سرانجام آن قوم ستمگر اعتنایی نکردند و به عذاب شدید الهی گرفتار و نابود شدند. اصولا حق و عدالت و نظم و حساب در همه چیز و همه جا یک اصل اساسی و حیاتی است، و همان گونه که گفتیم اصلی است که بر کل عالم هستی حکومت می‌کند، بنابراین هر گونه انحراف از این اصل، خطرناک و بد عاقبت است، مخصوصا کم فروشی، سرمایه اعتماد و اطمینان را که رکن مهم مبادلات است از بین می‌برد، و نظام اقتصادی را به هم می‌ریزد.
قرآن کریم در خصوص نحوهٔ خرید و فروش مردم با یکدیگر می‌فرماید: «وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا»[۳] وقتی با پیمانه دادو ستد می‌کنید، پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن کنید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است.«قِسطاس»، مرکّب از دو کلمه «قِسط» به معنای عدل و «طاس» به معنای کفه ترازو است.(تفسیر المیزان، ذیل آیه شریفه) در حدیث آمده که امام معصوم، نمونه و مصداق «القِسْطَاسِ المُسْتَقِیم» در جامعه اسلامی است.امام موسی کاظم از پدر خود امام صادق علیهما السلام نقل می‌کنند که آن حضرت فرمود: «وَ أَمَّا الْقِسْطَاسُ فَهُوَ الْإِمَامُ وَ هُوَ الْعَدْلُ مِنَ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ وَ هُوَ حُکْمُ الْأَئِمَّهِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا قَالَ اللَّهُ هُوَ أَعْرَفُ بِتَأْوِیلِ الْقُرْآنِ وَ مَا یَحْکُمُ وَ یَقْضِی»(بحارالانوار، ج ۲۴، ص ۱۸۷)
رعایت حقوق مردم در معاملات، چنان مهم است که بزرگ‌ترین آیه قرآن، (۲۸۲ بقره) دربارهٔ آن و سوره‌ای به نام «مطفّفین» در نکوهش کم فروشان نازل شده است.محور دعوت بعضی پیامبران، هم چون حضرت شُعیب نیز ترکِ کم فروشی بوده است.(شعراء: ۱۸۱- ۱۸۳)
گاه می‌بینیم غیرمسلمانان در رعایت این اصل از بعضی از مسلمانان وظیفه ناشناس، پیشقدم ترند، و سعی می‌کنند اجناسشان را درست با همان وزن و پیمانه‌ای که روی آن نوشته‌اند بی کم و کاست به بازارهای جهان بفرستند و اعتماد دیگران را از این راه جلب کنند. آری آنها می‌دانند که اگر انسان اهل دنیا هم باشد راهش همین است که در معامله خیانت نکند.
این موضوع نیز قابل توجه است که از نظر حقوقی کم فروشان ضامن و بدهکار در برابر خریداران هستند و به همین جهت توبه آنها جز به ادای حقوقی را که غصب کرده‌اند ممکن نیست، حتی اگر صاحبانش را نشناسند باید معادل آن را به عنوان رد مظالم از طرف صاحبان اصلی به مستمندان بدهند.
پیام‌های آیه:
۱- بازار مسلمانان، باید از تقلّب و کم فروشی به دور باشد: «أَوْفُوا الْكَيْلَ».[۴]
۲- پرکردن پیمانه، از نمونه‌های وفای به پیمان است زیرا معامله، نوعی معاهده است: «أَوْفُوا بِالْعَهْدِ[۵]... أَوْفُوا الْكَيْلَ».[۶]
۳- ترازو و وسایل سنجش و محاسبات تجاری، باید سالم و دقیق باشد: «وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ».[۷]
۴- دقّت در ترازو، توزین و محاسبه، عامل خیر و برکت است، چنان که کم فروشی، خیر و برکت را می‌برد: «ذلک خیرٌ».
۵- فلسفه فرمان‌های الهی، خیر خود انسان هاست نه نیاز خداوند: «اوفوا... ، وزنوا... ذلک خیر».
۶- درستکاری اقتصادی، برتر از کسب مال از راه کم فروشی است. نتیجه دادو ستد درست و رعایت حقوق مردم، به خودِ انسان باز می‌گردد، چون ایجاد اعتماد می‌کند؛ ولی کم فروشی و نادرست بودن میزان و حساب، جامعه را به فساد مالی و سلب اعتماد می‌کشاند؛ پس پایان و پیامد خوب، در گرو درستکاری است: «ذلک خیر».
۷- کسب صحیح، موجب خوش عاقبتی است: «احسن تأویلًا»کم فروش گرچه به سود موقّت می رسد، ولی از دست دادن اعتبار دنیوی و فراهم شدن عذاب اخروی، کار او را بدفرجام می کند.

عوارض کم فروشی

اساس زندگی اجتماعی، بر مبادله و داد و ستد است. بدین جهت افراد اجتماع در شئون اقتصادی زندگی، به ناچار باید دارای روحیه تعاون و همکاری باشند. از روشن‌ترین مصادیق این مبادله و داد و ستد، معاملات مالی است، به خصوص معاملاتی که کالای آن دارای وزن و حجم است.پس معاملات و خرید و فروش، از ارکان حیات اجتماعی انسان است. حال اگر در معامله‌ای از راه کم فروشی و ندادن حق مردم، به کسی خیانتی شود، تدبیر او در زندگی اش تباه و محاسبه و اندازه گیری او در مسائل مادی زندگی اشتباه می‌شود.
اگر این مرض (کم فروشی و ندادن حق مردم) همگانی شود کل تدبیر و نظام معیشتی اجتماع، دچار فروپاشی می‌شود، بنابراین، ارکان حیات زندگی اجتماعی متلاشی خواهد شد. (المیزان، ج ۱۰، ص ۵۴۳) از طرف دیگر اعتماد عمومی از میان می‌رود و جامعه از نظر اخلاقی و اجتماعی دچار تزلزل می‌گردد و سقوط می‌کند.

مهمترین موانع برای کم فروشی

مهم‌ترین عامل در عدالت از جمله عدالت در خرید و فروش و ایجاد امنیت و اعتماد عمومی، دین و ایمان است. خداوند در آیاتی از جمله ۱ تا ۶ سوره مطففین اعتقاد به خدا را مهم‌ترین عامل در عدالت اقتصادی و مانع جدی در برابر کم فروشی معرفی می‌کند و در آیات ۸۵ و ۸۶ سوره هود به ایمان به عنوان مهم‌ترین بازدارنده از کم فروشی انسان‌ها توجه می‌دهد.
در حقیقت عناصر دین و دینداری (هود، آیه ۸۷ و نیز مجمع البیان، ج ۵ و ۶، ص ۲۸۶) و نماز با اخلاص (مجمع البیان، همان، ص ۲۸۴) و تقوا (شعراء، آیات ۱۸۱ تا ۱۸۴) مهم‌ترین عوامل بازدارنده از کم فروشی و گرایش به عدالت در همه حوزه‌ها از جمله اقتصادی است.
گاهی مساله کم فروشی تعمیم داده می‌شود به گونه‌ای که هر نوع کم کاری و کوتاهی در انجام وظائف را شامل می‌شود، به این ترتیب کارگری که از کار خود کم می‌گذارد، آموزگار و استادی که درست درس نمی‌دهد کارمندی که به موقع سر کار خود حاضر نمی‌شود و دلسوزی لازم را نمی‌کند، همه مشمول این حکمند و در عواقب آن سهیمند.یکی از مصادیق کم فروشی، کم کاری است، یعنی هر کسی که تعهد خدمت در سازمانی می‌دهد در حقیقت بخشی از ساعات فعال عمر خود را به آن سازمان می‌فروشد، حال اگر در این مدت، کم کاری کند، در واقع از وقت فروخته شده خود، کم گذاشته است.متأسفانه مسأله کم کاری، دامن گیر جامعه ما بخصوص بعضی از افراد شاغل در ادارات و ارکان‌های دولتی است.
باید دانست، شخصی که در قبال مثلاً هشت ساعت کار، فلان مقدار حقوق می‌گیرد، باید هشت ساعت کار کند وگرنه از نظر شرعی در مقابل حقوقی که از بیت المال مسلمین می‌گیرد مسئول است.
اگر جامعه‌ای بخواهد به سوی کم فروشی نرود و عدالت اقتصادی بلکه عدالت جامع را تجربه کند می‌بایست بر این عناصر بینشی و نگرشی تأکید و توجه داشته باشد وتنها با افزایش مأموران نظارتی نمی‌توان به این مهم دست یافت؛ چرا که انسان باید وجدانی به نام فطرت الهی بیدار، داشته باشد تا بتواند از درون، خود را نظارت و مدیریت و مهار نماید؛ زیرا اگر چنین پلیس داخلی و پاسبان نفس نباشد نمی‌توان امید داشت که از کم فروشی رهایی یافت؛
چرا که پس از رفتن مأموران بیرونی، شخص دوباره به همان بی عدالتی و کم فروشی گرایش می‌یابد و آن را مرتکب می‌شود. از این رو خداوند و پیامبران همواره بر مأموران درونی از بینش توحیدی و معاد و حسابرسی قیامت و نماز و تقوا توجه داده‌اند و آن را مهم‌ترین ابزارهای مبارزه با بی عدالتی معرفی کرده‌اند.

فهرست منـابـع

۱- ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- ج ۱۲ صفحه۱۱۴/
۲- سیدهاشم بحرانی- تفسیر برهان- ج۴ صفحه ۳۸/
۳- مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن ۶ صفحه ۲۱-۲۰
۴- تفسیر آیات برگزیده، ص: ۱۹۴-۱۹۳-قرائتی.

پانویس

  1. رحمن؛ آیات ۷ و ۸
  2. مطففین؛ آیات ۱- ۴
  3. إسراء؛ ۳۵
  4. شعراء؛ آیه 181
  5. اسراء؛ آیه 34
  6. شعراء؛ آیه 181
  7. اسراء؛ آیه 35