فرهنگ مصادیق:کمک کردن به گناه دررسانه

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
کمک کردن به گناه در رسانه

درسی از استاد حجت الاسلام محمد علی حیدری
بررسی مسائل مستحدثه رسانه‌های جدید
به اهتمام: بشیر خالقی پور

مقدمه

رسانه پردازی با کارکرد محوری اطلاع رسانی به عنوان فعلی از افعال مکلفین مبتنی بر بایدها و نبایدها فقهی است که طبیعتا با مدد از شاخه‌های چون اصول فقه و قواعد فقه که برپایه کتاب، سنت، عقل و اجماع قوام یافته‌اند تحصیل می‌گردد. فقه رسانه از جمله فقه‌های مضافی است که چه در زمینه اهمیت و ضرورت مباحث مطروحه چه در زمینه کمی و کیفی و چه در زمینه ریز محورها و مسائل مبتلی به کمتر مجال پژوهش و طرح یافته است.
محمد علی حیدری، پژوهشگر و مدرس حوزه و دانشگاه، موضوع فقه ارتباطات و حوزه‌های ورود به این مسئله را در سه محور بررسی کرده است. ایشان فقه ارتباطات را درواقع فقه روابط میان فردی می‌داند که در مورد رسانه و ارتباطات جمعی مطرح می‌شود. حوزه‌های مرتبط با فقه رسانه را می‌توان به سه دسته زیر تقسیم کرد:
۱- یافتن و بیان مصادیق موضوعات فقهی در رسانه؛
۲- تحلیل موضوعات؛
۳- بررسی مسائل مستحدثه‌ای که رسانه‌های مدرن ایجاد کرده‌اند.
این پژوهشگر حوزوی در بیان مصادیق موضوعات فقهی، موضوع غیبت در رسانه، کذب و انواع تکنیک‌هایی که به کذب منجر می‌شود و مواردی از این دست را موضوعات نیازمند مطالعه دانسته و مزیت این بررسی و بیان ادله را ایجاد گفتمان در میان اهالی رسانه و شناخت آنها از حلال و حرام‌های الهی و واجبات در عرصه رسانه شمرده است. وی در تحلیل موضوعات فقهی معتقد است باید به تبیین مباحثی دست زد که مصادیق گوناگونی از آن حکایت می‌کنند، اما در حکم فقهی متفاوت اند. برای مثال تفاوت طنز انتقادی در سیما با تمسخر، مسئله‌ای است که در این حوزه بحث و بررسی می‌شود و پاسخ به اینکه کدام عناصر مصداق تمسخر در رسانه به شمار می‌آیند، نیازمند تحلیل است. وی در ادامه، حوزه سوم فقه رسانه را تبیین فقهی مسائل مستحدثه‌ای دانسته است که رسانه‌های جمعی جدید ایجاد کرده‌اند. ایشان مثال همسریابی اینترنتی و مطلق نبودن شرایط خواستگاری مانند نگاه به مو و چهره نامحرم و محدود بودن موضوع را از جمله این مسائل شمرده است که باید به تفصیل بیان گردد. یکی دیگر از مسائل مستحدثه‌ای که در رسانه به وفور مشاهده می‌شود و مصادیق متفاوتی دارد، موضوع «اعانه بر اثم» یا کمک نمودن به گناه است، که ممکن است هر فعالیت و انتقال پیامی در رسانه از موارد این مسئله باشد. تبیین حکم اعانه بر اثم موضوع یکی از سلسله جلسات فقه ارتباطات ایشان است که در ادامه تقدیم شما شده است.
پیش از ورود به مطلب باید رسانه و مقوله ارتباطات را شناخت؛ زیرا رسانه ابزاری است که در بستر ارتباطات خودنمایی می‌کند.
پروفسور حمید مولانا، معتقد است: ارتباطات یک جریان بین دو یا چند نقطه است و تعامل دو یا چند فرد، سازمان، گروه یا دو جامعه را شامل می‌شود.
اما به ارتباطات باید به دید یک فعالیت پویا نگاه کرد؛ فعالیتی که افراد در حال ارتباط نه تنها اطلاعات را به یکدیگر منتقل می‌کنند، بلکه بستر تعامل و تبادل احساسات، عواطف و افکار و نگرش‌های یکدیگر هم شمرده می‌شود. تصور جامعه‌ای بدون ارتباطات ناممکن است.
اما رسانه تنها ابزاری است که می‌تواند بستر ارتباطات عده‌ای یا گروهی را با توده‌ای از مردم و قشرهای گوناگون از آنها فراهم کند.
رسانه بُعد فیزیکی ارتباطات است و البته منحصر به تلویزیون، رادیو، سینما و روزنامه نیست. عده‌ای معتقدند یک فرد یا یک خطیب، زمانی که ارتباطات گسترده و تأثیرگذار دارد، نیز می‌تواند همچون یک رسانه عمل کند. اما مفهوم آنچه در موضوع فقه ارتباطات بدان توجه می‌شود، به معنای رایج آن، یعنی رسانه‌های جدید از روزنامه تا اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، را شامل می‌شود و در این بخش فقه رسانه‌های سنتی در نظر نیست.

کمک کردن بر گناه در رسانه

ضرورت طرح و تبیین مسئله «اعانه بر اثم» در فقه ارتباطات به آن دلیل است که مصادیق آن در رسانه بسیار مشاهده می‌شود. اما اینکه آیا هر اعانه بر اثمی حرام است یا خیر باید به بحث گذاشته شود. جایگاه اعانه بر اثم در فقه شیعه در مکاسب محرمه مطرح است و این بحث از زمان مرحوم شیخ انصاری به بعد در ذیل مسئله فروش انگور به کسی که قصد ساختن خمر دارد، قرار می‌گیرد. درواقع دانستن این قصد از سوی فروشنده محل توجه است و این پرسش مطرح می‌شود که آیا فروش انگور به کسی که می‌دانیم آن را به خمر تبدیل می‌کند حرام است یا خیر. در واقع موضوع این مسئله مانند اجاره وسیله‌ای به شخصی است که می‌دانیم قصد استفاده حرام از آن را دارد، در این صورت آیا کار شخص اجاره دهنده که مالک این وجه الاجاره است حرمت دارد؟
در پاسخ باید از دو ناحیه این مسئله را بررسی کرد؛ یکی اینکه آیا روایات خاصه‌ای بر این مسئله داریم یا خیر و دومین دلیلی که در صورت نبود هیچ روایتی می‌توان اقامه کرد قاعده «اعانه بر اثم» است. برای مثال فروش انگور به فردی که خمر می‌سازد و فروشنده اطلاعی از فعل خریدار ندارد، اعانه بر اثم است یا خیر و آیا اعانه بر اثم از این رو که موضوعاً حرام است، حکماً هم حرام شمرده می‌شود.
مصادیق اعانه بر اثم در رسانه اگر از این مصداق پر رنگ تر نباشد، حداقل کم رنگ تر نیست. فرهنگ سازی‌هایی که در رسانه انجام می‌شود، اگر به فعل حرام منجر شود، اعانه بر اثم است. مثال آن برخی حرکات فریبکارانه در ورزش است که داور متوجه نمی‌شود و سبب می‌شود بازیکن امتیازی به نفع تیم کسب کند یا نوعی بازی ناجوانمردانه داشته باشد و خطایی کند که داور نبیند. چنین جرمی دیگر متوجه موقعیت مکانی بازیکن خاطی یعنی زمین بازی نیست، بلکه حتی در زمان پس از بازی نیز فرد و تیم خاطی توبیخ می‌شود. فقه ما نیز از این ویژگی برخوردار است. مبنای ما نقل است که هر اقدامی را به مستطیل سبز محدود نکرده است. بر این اساس اگر قواعد بازی را بپذیریم، نمی‌توانیم هر اقدامی که خواستیم انجام دهیم و اگر توانستیم، فریب دهیم و پیروزی را کسب کنیم. نقل ما می‌گوید که اگر فریب موجب اضرار به غیر می‌شود، ممنوع است. حال اگر گزارشگر بازی پس از مشاهده این خطا از این رو که تیم مقابل نتوانسته است به امتیازی دست یابد، خوشحال شود و بازیکن خاطی را تشویق کند، چون در موضع فرهنگ سازی عمومی است، آیا اعانه بر اثم انجام داده است یا خیر؟ تمام موارد فرهنگ سازی در رسانه، اگر موجب اعانه بر اثم شود، حرام است، اما باید بررسی شود که آیا قصد دخیل است و آیا اعانه به طور کلی صدق می‌کند یا خیر؟

تعریف کمک کردن به گناه

در تعریف اعانه باید دید که حقیقت آن چیست؟ در تعریف اعانه بر اثم گفته‌اند: «مجرد ایجاد مقدمه‌ای از مقدمات فعل غیر، اگرچه از روی قصد نباشد». برای مثال اگر فردی قصد شکستن شیشه منزلی را داشته، اما سنگی نداشته باشد و شما با فراهم کردن قطعه سنگی، که فقط یکی از مقدمات این اقدام است، به این فعل کمک کرده باشید، فعل شما مصداق اعانه بر اثم است.
در تعریف دیگر، اعانه به معنای «ایجاد مقدمه‌ای از مقدمات فعل غیر به قصد حصول فعل از شخص معان [۱] و انجام شدن فعل معان در خارج» است؛ برای مثال شخصی که می‌داند و یقین دارد که خریدار انگور قصد ساختن خمر دارد، اما به دلایلی این فعل حرام محقق نمی‌شود، اعانه بر اثم نداشته است.
در تعریف سوم، صدق کمک کردن برابر «صدق عرفی» است؛ یعنی گاهی قصد کمک نیست، اما کمک صدق می‌کند و گاهی قصد هست و اعانه نیست. برای مثال اگر فردی تقاضای چاقو از فرد دیگری دارد و به وسیله همان چاقو کسی را می‌کشد، آن زمان عرف می‌گوید فرد دهنده چاقو مسبب این قتل شده است.
در تعریف دیگر کمک رسانی به معنای «انجام حداقل یکی از مقدمات قریبه و نه بعیده» است. اما عده‌ای دیگر این گونه تعریف کرده‌اند که «هیچ کدام از شرایط فوق در صدق اعانه دخیل نیست، الا حصول و تحقق فعل معان در عالم خارج»؛ به این معنا که تنها زمانی می‌توان گفت شخص به گناه کمک کرده است که آن گناه واقعاً محقق شده باشد.
بنابراین در مثالی که فردی زمینی را آماده می‌کند و به فردی دیگر می‌فروشد و او انگور می‌کارد، اما پس از چند سال محصول را به تولید کننده خمر می‌فروشد، پاسخ این پرسش که «آیا با اینکه مقدمات بعیده است و قصد اعانه بر تولید خمر به مثابه اثم هم نیست، اعانه صدق می‌کند و فرد اول هم در تولید خمر دست دارد؟» منفی است؛ یعنی کمک رسانی به گناه صدق نمی‌کند.
البته ما تعابیر استعاری هم دربارهٔ کمک کردن داریم؛ برای مثال آیه شریفه ۴۵ سوره بقره
«واستعینوا بالصبر و الصلاه؛ از شکیبایی و نماز یاری جویید» تعبیری استعاری است و در روایات مربوط به این آیه، صبر، روزه معنا شده و منظور از آن کمکی است که روزه و نماز به فرد می‌کند. البته روزه و نماز در عالم خارج به صورت موجودی خارجی وجود ندارند، بلکه فرد در حال انجام فعل نماز خواندن است و چون دارد این فعل را انجام می‌دهد روحیه انجام دادن کار دیگری را می‌یابد. درواقع این چنین نیست که صبر و صلاه کمک کنند و موجوداتی باشند که نه اطلاع دارند و نه قصدی داشته باشند، بلکه اینها تعابیری استعاری است.
عبارت دیگری وجود دارد که می‌گوید هرکس مؤمنی را بکشد ولو با یک کلمه، در روز قیامت بر پیشانی اش نوشته می‌شود مأیوس از رحمت خدا. اما اگر فردی اطلاعی نداشته باشد و احتمال هم ندهد که با آن کلمه مؤمنی کشته می‌شود، آیا چنین مجازاتی دارد و آیا مصداق ظلم نیست؟ ما از مناسبت این حکم می‌فهمیم که موضوع آنجاست که فرد با آگاهی از این موضوع و به قصد، چنین کلمه‌ای را نوشته باشد که در این صورت اعانه از روی قصد روی داده است.
در مثال پخش فوتبال از رسانه، زمانی که بازیکنی خطایی بر بازیکن تیم مقابل از کشوری دیگر انجام می‌دهد و سبب جلوگیری او از گل زدن می‌شود، گزارشگر ایرانی از فرط خوشحالی اقدام این فرد را ستایش می‌کند و می‌گوید که اگر این کار او نبود، معلوم نبود که چه بر سر تیم ما می‌آمد. آیا این جمله او اعانه بر اثم است؟
در پاسخ باید دید که آیا گزارشگر با قصد اعانه بر اثم این جمله را بیان کرده است یا خیر. اگر احتمال نمی‌داد که تشویق وی مصداق اعانه بر اثم است، حکم اعانه بر اثم هست اما کمک رسانی به گناه او عقوبت و مجازات ندارد، اما اگر احتمال می‌داد که تشویق نابه جای او موجب اعانه بر اثم می‌شود، از این رو که با قصد بوده است، عمل او کمک به گناه است و مجازات هم دارد.

موضوع کمک کردن به گناه

شارع اعلام کرده که اعانه بر اثم حرام است، اما چیستی کمک کردن به گناه موضوعی است که مشخص نشده است؛ زیرا شارع موضوعات را بیان نمی‌کند. اعانه بر اثم یا همان گناهی که فرد یا افرادی به رخ دادنش کمک کرده‌اند، باید در خارج اتفاق بیفتد تا کمک کردن به گناه مصداق یابد و اگر آن گناه در عالم خارج اتفاق نیفتد، اصلاً کمک کردن و اعانه‌ای در کار نیست؛ زیرا اعانه یعنی ایجاد کردن یکی از علت‌ها در سلسله علل رخ دادن گناه.
در موارد «فردی» به راحتی می توان دید که «معان علیه» (گناهی که فرد یا افرادی به رخ دادنش کمک کرده‌اند)، در عالم خارج اتفاق افتاده است یا نه، اما آیا در مسائل اجتماعی می‌توان ثابت کرد که معان علیه اتفاق افتاده است یا خیر؟ مشخص کردن اعانه به اثم در حوزه اجتماع کار بسیار مشکلی است. برای مثال اگر فردی در رسانه موضوعی را بیان کند که به نظر عده‌ای فرهنگ نادرستی را در جامعه پدید آورد، آیا به راحتی می‌توان عمل او را مصداق کمک به گناه شمرد؟
در رسانه اگر تصور کنیم که ممکن است با اعلام پیامی کمک به گناه کنیم، نباید آن پیام را اعلان نماییم؛ زیرا ممکن است پیام یادشده حتی برای یک نفر از میان میلیون‌ها نفر مخاطب مضر باشد و سبب شود آن فرد به گناه بیفتد. ازآنجا که احتمال دارد این اتفاق در مورد هر پیامی بیفتد و بر اثر آن فردی دچار گناه شود، آیا نباید پیام را تولید و ارسال کرد؟
برای روشن تر شدن بحث می‌توان به مثال حضور خانم محجبه‌ای در اجتماع اشاره کرد که گرچه همه شئونات را حفظ کرده، بااین حال ممکن است فردی به خاطر دیدن او به گناه بیفتد. آیا به دلیل احتمال گناه فرد، چنین خانمی نباید هیچ گاه به اجتماع وارد شود؟
در پاسخ باید این مسئله را روشمند بررسی کرد.
پیش از این گفته شد که اعانه بر اثم به معنای ایجاد کردن یکی از علل گناه است و به همین دلیل در اسلام نیز عملی حرام شمرده شده است. در عالم واقع یکی از علت‌های به گناه افتادن فرد، حضور خانمی در اجتماع بوده که تمام شئونات اسلامی را رعایت کرده و با حفظ حجاب وارد جامعه شده است. اگرچه این خانم احتمال داده که ممکن است شخصی با دیدن او به گناه بیافتد، اما اگر باید از حضور در هر جایی که احتمال اعانه بر اثم هست پرهیز کرد، دیگر نمی‌توان قدم از قدم برداشت و هیچ اقدام و فعلی انجام داد.
در رسانه‌های جمعی نیز با توجه به وسعت و کثرت مخاطبان، این مسئله مصداق دارد؛ یعنی در آنها نیز ممکن است انتقال هر پیامی مصداق عمل اعانه بر اثم باشد، اما اگر با این احتمال از انتقال هر پیامی جلوگیری شود، دیگر رسانه کارایی خود را از دست می‌دهد. درواقع نمی‌شود به دلیل احتمال کمک کردن به گناه پیام رسانی نکرد. اما پرسش این است که در هنگام احتمال کمک کردن به خطا چه اقدامی باید انجام داد؟ در پاسخ باید گفت که اگر پیامی که تولید و ارسال شده است از موارد مورد اهتمام شارع باشد ــ یعنی از جمله مسائلی باشد که خلاف ضروریات دین اسلام است ــ مجازات دارد و در غیر این صورت دیگر احتمال کمک کردن به گناه از میان می‌رود. موارد مورد اهتمام شارع حفظ جان، دماء و حفظ ناموس است و البته بحث دین و از میان رفتن آن نیز در این دایره قرار می‌گیرد. در این موارد بحث «دفع منکر» مطرح می‌شود.
دفع منکر تکلیفی است که هنگام اتفاق افتادن منکر واجب می‌شود. در این حالت مؤمنان مکلف اند که از ادامه منکر جلوگیری کنند. اما چنین تکلیفی، یعنی از میان برداشتن منکر، در همه جا واجب نیست. وجوب این حکم همان گونه که گفته شد، در مواردی است که شارع اهتمام دارد. با توجه به این موضوع، هنگام پیام رسانی در رسانه، تکلیف آن است که محتوای پیام بررسی شود و تقین حاصل گردد که چنین مواردی در آن وجود ندارد. به سخن روشن تر باید مرزها و حدود اعانه بر اثم در پیام رسانی در رسانه مشخص و تعیین شود.

حکم کمک کردن به گناه

در آیه شریفه «وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ؛ در گناه و تعدی دستیار هم نشوید» [۲] خداوند مؤمنان را از کمک کردن به گناه نهی کرده است. ظهور اولیه نهی حرمت است، اما آیا با این حساب می‌توان گفت اعانه بر اثم حرام است؟ مرحوم آقای خویی معتقد است مراد از تعاون، اجتماع عده‌ای برای ایجاد امر خیر یا شر است. در این حالت همه به کمک هم آن عمل خیر یا شر را انجام می‌دهند. برای مثال همکاری عده‌ای با هم برای بنا کردن ساختمانی مصداق تعاون است، اما اگر فردی به فرد دیگری در ساختمان سازی کمک کند، این عمل تعاون خوانده نمی‌شود، بلکه اعانه نام دارد. از نظر آقای خویی ازآنجاکه تعاون با اعانه تفاوت دارد و در این آیه شریفه تعاون بر اثم حرام شمرده شده است، این حکم، اعانه بر اثم را شامل نمی‌شود و حکم اعانه بر اثم مشخص نیست. اما امام خمینی در پاسخ به آیت الله خویی فرموده است: تعاون از واژه عون می‌آید و به معنای مشارکت در کمک کردن است؛ بنابراین میان تعاون و اعانه تفاوتی وجود ندارد. از نظر ایشان، تعاون بر اثم به معنای مشارکت در کمک کردن است و مشارکت در کمک کردن فعل حرام شمرده می‌شود؛ یعنی از آنجا که خود کمک کردن حرام است، مشارکت در آن هم حرام شمرده می‌شود و تمایز گذاشتن میان آنها صحیح نیست.

دربارهٔ این آیه، مرحوم ایروانی معتقد است که به «قرینه مقابله» تعاون بر گناه اصلاً حرام نیست. او در توضیح فرموده است: در این آیه از یک سو، مؤمنان از همکاری در کار شر دور شده و از سوی دیگر به امر خیر سفارش گردیده‌اند و این دلیل بر وجوب یک طرف و حرمت طرف دیگر نمی‌شود؛ مانند اینکه بگویند ازدواج کنید و عمل نامشروع انجام ندهید؛ آیا ازدواج الزاماً واجب شده است؟ در این آیه هم، در سوی دیگر بیان شده است: «تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى؛ در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید» [۳]؛ پس همکاری در انجام دادن فعل گناه حرام نیست. در پاسخ به مرحوم ایروانی باید گفت که اگر از یک سو بگویند فلان کار را انجام دهید و فلان کار را انجام ندهید، حکم وجوب و استحباب این امر کاملاً عرفی است و پاسخ اینکه آیا یک طرف واجب و طرف دیگر حرام است بر عهده عرف قرار دارد. امام خمینی نیز در پاسخ به ایشان چنین فرموده است: به مناسبت حکم و موضوع، نهی تنزیهی [۴] نیست و صرفاً نمی‌خواهد مکروه بودن همکاری در گناه را بیاورد، بلکه تحریمی است و همکاری در گناه را حرام می‌داند؛ بنابراین حکم اعانه بر اثم حرام است، البته باید به مصادیق آن توجه شود.

پانویس

  1. فرد کمک گیرنده
  2. مائده/۲
  3. مائده/۲
  4. کراهتی
منبع:سایت کانون اندیشه جوان تاریخ برداشت:94/10/29
بازگشت به تعاون بر گناه