فرهنگ مصادیق:کلید طلایی تقویت ترس از خدا

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
کلید طلایی تقویت ترس از خدا

چرا باید از خدا ترسید؟ مگر خدا موجود ترسناکی است؟ ترس از خدا به چه معنا است و چگونه حاصل می‌شود؟

قیامت

ابتدا باید توجه کنیم که معنای ترس از خدا چیست؟ ترس از خدا به معنای ترس از مسؤولیت‌هایی است که انسان در برابر او دارد . ترس از این که در ادای رسالت و وظیفه خویش کوتاهی کند و به خوبی وظیفه اش را انجام ندهد و به عبارتی، ترس از گناهان خود است. حضرت علی(علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید: «وَ لَا يَخَافَنَّ إِلَّا ذَنْبَه‏؛ هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش.»(نهج البلاغه، کلمه قصار 82 )
در کتاب‌های اخلاقی علمای ما بسیار آمده است که باید از خدا ترسید و این خوف از خدا یعنی شناختن او و درک عظمتش و از طرف دیگر هم شاهدیم که همین نترسیدن مردم از خداوند متعال باعث گستاخی انسان‌ها شده و سر به طغیان برداشته‌اند .
مشکل اینجاست که خیلی از مردم رحمت خداوند را به خوبی لمس کرده‌اند و به همین خاطر در کرم و بخشش او طمع می‌کنند این طمع در رحمت خدا از مکرهای شیطان است مسأله امید همراه با شناخت و عمل بسیار متفاوت از طمع بدون عمل است اینها دو مقوله جدایند یکی از فضایل و نیکی هاست و دیگری از رذایل است .
اکنون باید دید چگونه ما انسان‌های طمع کار می‌توانیم ترس از خدواند متعال را در وجود خود بارور کنیم چگونه می‌توانیم پیش از آنکه آن روی سکه به ما نشان داده شود خود با در دل داشتن ترس از خدا بیمه کنیم؟
خوف از خدا ممکن است منشأ فراوانی داشته باشد، ولی سرچشمه های عمده آن سه چیز است:
۱ـ معرفت اللّه، انسان وقتی کنار کوه بلندی و یا دریای وسیع و خروشانی قرار می گیرد، خوفی در دل او ایجاد می شود وحشتی به او دست می دهد، نه به خاطر اینکه ضرری متوجه او می شود، بلکه این درک عظمت است، موجود کوچک وقتی عظمت موجود بزرگی را درک کند خائف می شود، مثلا وقتی ساختمان عظیمی را می بینیم و آسمانخراشی را ملاحظه می کنیم، خائف می شویم. این برای چیست؟ چرا وقتی در برابر بزرگی قرار می گیریم با اینکه فرد خوبی است ولی خود را باخته و خوفی در خود احساس می کنیم، چرا ابهّت او ما را می گیرد؟ این چیزی به جز درک عظمت نیست.
حال اگر انسان درک بلندای عظمت الهی و دریای خروشان ازلی و ابدی سرمدی او را کرد، و در علم و قدرت و شوکت و جلالت و عزت او غرق شد، چیزی جز او نمی بیند، و در نتیجه خائف می شود، چنان می شود که وقتی نام خدا می شنود و یا ذکری از او می شود قلبش به هراس می افتد (إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ):[۱] در دو جای قرآن این تعبیر آمده است یکی در سوره انفال آیه 2 (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ[۲] .... أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا[۳]) و یکی در سوره حج، آیه 35.</ref> اینان مؤمنان راستین و حقیقی در لسان قرآنند.(أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا)[۴]
معرفت اللّه، انسان وقتی کنار کوه بلندی و یا دریای وسیع و خروشانی قرار می گیرد، خوفی در دل او ایجاد می شود وحشتی به او دست می دهد، نه به خاطر اینکه ضرری متوجه او می شود، بلکه این درک عظمت است، موجود کوچک وقتی عظمت موجود بزرگی را درک کند خائف می شود
ذکر و یاد خدا، تداعی معانی بسیار برای او می کند و خود را در پیشگاه با عظمت او ضعیف و ذلیل می بیند و چه سرمایه ای برای ضعیف، جز ترس می توان یافت!
۲ـ ترس از دادگاه خدا، و به عبارت دقیق تر، ترس از پرونده اعمال خود و به بیانی ظریف تر، ترس از عاقبت خود، نمی داند چکاره است و به کجا می رود!
عارف و پرهیزگار حقیقی، از عبادت خود هم ترسناک است، زیرا انتظاری که از عالم است از جاهل نیست، انتظاری که از پیر هست از جوان نیست، عبادت مراتب دارد، مسلم است که «ممکن» حق واجب و خالق را نمی تواند اداء کند، زیرا پیامبرش هم اقرار می کرد که: «ما عَبَدْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ، ما عَبَدناکَ حَقَّ عِبادَتِک» چون او هم ممکن است و مخلوق، ولی توقعّی که از او هست، از ما نیست، ولی پیامبر (صلی الله علیه وآله) هم خائف بود که شاید نتوانسته آن طور که باید اداء وظیفه کند؛ افراد بزرگ هم خوفشان این چنین خوفی است.
۳ـ ترس از معاصی و صحیح تر ترس از عدالت خداوندی، خدا می تواند برای یک معصیت عذاب کند، و این خلاف عدل نیست، ولو تمام عمر را شخص عبادت کرده باشد. در روایات داریم که در قیامت سه دیوان باز می کنند: دیوان نعم، و دیوان عبادت و دیوان معاصی، دیوان عبادت مقابله و برابری با دیوان نعم نمی کنند؛ علاوه بر این که دیوان معاصی بلاعوض باقی می ماند.
این سه سرچشمه خوف، و به عبارت دیگر سه نوع خوف از بالا به پائین که می آئیم درجه شخص می شود یعنی پرهیزگاران و خائفین سطح بالا خوف نوع اول را دارند؛ گرچه جمع این خوفها منافاتی با هم ندارد.
عارف و پرهیزگار حقیقی، از عبادت خود هم ترسناک است، زیرا انتظاری که از عالم است از جاهل نیست، انتظاری که از پیر هست از جوان نیست، عبادت مراتب دارد، مسلم است که «ممکن» حق واجب و خالق را نمی تواند اداء کند
آن کس که از خدا ترسید، بهشت جایگاه او است (وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى، فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى): [۵] و اما کسی که از مقام[۶] پروردگارش ترسید و نفس را از اتّباع و پیروی هوی بازداشت، همانا بهشت جایگاه او است.
برادرم اشک خون بریز که هر قطره آن درّی درخشان است، در روایت بسیار جالبی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) چنین رسیده است: «َ مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمْعٍ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ- أَوْ قَطْرَةِ دَمٍ أُهَرِيقَتْ فِي سَبِيلِ اللَّه‏» «هیچ قطره ای محبوب تر در نزد خدا از قطره اشک از خوف خدا یا قطره خون ریخته شده در راه خدا نیست».[۷]
چه زیبا و چه بلند است کلام آن زیبای بلندمرتبه که دو گوهر گرانبها را مثل آورده که یکی مثل دُرّ سفید و دیگری چون یاقوت است.

منبع

سایت رسمی آیت الله مکارم شیرازی

پانویس

  1. سوره انفال؛ آیه 2
  2. سوره انفال؛ آیه 2
  3. سوره انفال؛ آیه 4
  4. سوره انفال؛ آیه 2
  5. سوره نازعات، آیه 40 و 41
  6. «مقام ربّ» را تفسیرهای متعددی کرده‌اند که به تعدادی از آنها اشاره می کنم: 1ـ مراد مواقف قیامت است که انسان برای حساب نزد خداوند می ایستد پس مقام ربّه یعنی مقامه عند ربّه (ایستادن در پیشگاه خدا). 2ـ مقام علم و مراقبت خدا.ـ عدالت خداوند (تفسیر نمونه، جلد 26، ذیل همین آیه، صفحه 108). تفسیر چهارمی هم شده که مقام جلالت پروردگار باشد (تفسیر نمونه، جلد 27، صفحه 161) طبق نظر بعضی ممکن است همه اینها مراد آیه باشد
  7. شرح ابی الحدید، جلد 10، صفحه 147.
منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت :۹۵/۳/۱۱
بازگشت به خوف از عدل الهی