فرهنگ مصادیق:کج رویها و لغزشگاههای بیت المال
محتویات
مقدمه
یکی از مباحث کلیدی و کاربردی در باره بیت المال شناخت آسیب گاه هاو نقاط انحراف آن است ، رسول خدا- صلی الله علیه و آله - میفرمود:
«لکل شی ء آفه.»
«هرچیزی آفتی دارد.»
در میان آفتهایی که زندگی بشر راتهدید میکند، آفت اقتصادی و مالی از همه خطرناکتر است. امام علی - علیه السلام - میفرمود:
«المال ماده الشهوات.»
«مال وثروت سرچشمه همه شهوات هاست.»
عالم هستی برای بشر خلق شده و همه نعمتهای آن در جهت تأمین نیازهای اوست تا اوبه سوی رشد و تعالی حرکت کند. قرآن کریم میفرماید:
«وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ * وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِينَ».
«زمین راگستردیم و در آن کوههای ثابتی افکندیم و از هر گیاه موزون در آن رویاندیم وبرای شما انواع وسائل زندگی در آن قرار دادیم و برای کسانی که شما نمیتوانید به آنها روزی دهید.»
اصل تعادل و توازن حکم میکند انسان نیازهای دنیا وآخرت را مورد توجه قرارداده و دنیا را وسیله و معبری برای کسب آخرت قرار دهد. قرآن کریم میفرماید:
«وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ»
«درآنچه خدا به توداده است سرای آخرت را بطلب و بهره ات را از دنیا فراموش نکن و همان گونه که خدا به تونیکی کرده، نیکی کن.»
ازدیدگاه اسلام، ثروت ارزش استقلالی ندارد و بایستی به عنوان وسیله به آن نگریسته شود. ثروت به دلیل جذابیت ظاهری که دارد، به سرعت موجب انحراف وکج روی رافراهم میسازد. قرآن کریم ضمن انتقاد از دانشمندان یهود که از طریق مال به انحراف کشیده شدند، میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! بسیاری ازعلمای اهل کتاب و راهبانان اموال مردم را به باطل میخورند و آنان را از راه خدا بازمی دارند.»
قرآن کریم چنین مالی راکه از طریق حرام تبدیل به ثروت شده، وسیله سوختن درآتش دوزخ میداند و میفرماید: «این ثروت، صاحبان آن را داغ خواهدکرد.»
«يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ».
«در آن روز آنها را در آتش جهنم گرم وسوزان کرده و با آن صورت، پهلوها و پشتهایشان را داغ میکنند و میگویند: این همان چیزی است که برای خود گنجینه ساختید. پس بچشید چیزی راکه برای خود اندوختید».
اباذر غفاری، قهرمان ربذه، باکمال شجاعت دربرابرمعاویه که بیت المال مسلمانان را عرصه توسعه طلبی خود قرارداده و آن گونه که میخواست اقوام، عشیره و بنی امیه را از آن بهره مندمی ساخت، با این آیات مورد خطاب قرارداد و ضمن قرائت آن هرصبح و شام فریاد میزد:
«بشّر اهل الکنوز بکّیٍ فی الجباه وکّی بالظهور ابداً حتی یتردد الحّر فی اجوافهم».
«به گنج اندوزان بشارت ده که هم پیشانی آنها را با این اموال داغ میکنند هم پهلوها و هم پشتهایشان تا سوزش گرما در درون آنها به حرکت درآید».
وجود ثروتی انبوه در محلی به نام بیت المال برای افراد حریص به ویژه آنان که امکان دستیابی مستقیم و آسان به آن را دارند، وسوسه انگیز بوده و درصورت فقدان تقوا وخویشتن داری زمینه انحراف را فراهم میآورد. ریشه یابی آسیبها و انحرافها در بیت المال برای همگان به خصوص دولتمردان و متصدیان مالی حکومت ضروری بوده و آنان را در برنامه ریزی و نظارت دقیق و سپردن اداره اموال عمومی به متخصصان متعهد وایجاد روشهای نظارت و کنترل، یاری خواهد کرد.
در این جا به بررسی اجمالی عمدهترین لغزش گاههای بیت المال میپردازیم:
خیانت
خیانت به هر شکل و از سوی هر فردی مذموم و ناپسند و مورد نهی قرآن و روایات معصومان قرارگرفته است. قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و در امانت نیز خیانت موزرید.»
ترک خیانت در امانت از وظایف و حقوق انسانی بوده و اصلی جهانی محسوب میشود، حتی اگر صاحب امانت مسلمان نباشد، خیانت به امانت او جایز نیست .
پیامبرگرامی اسلام - صلی الله علیه و آله - هنگامی که مکه رافتح کرد، تصمیم گرفت بتهای درون کعبه راشکسته وکعبه را از وجود آنان پاکسازی کند. به این منظور، کلید را به عنوان امانت از عثمان بن طلحه که پست کلیدداری خانه خدا را داشت، گرفت و پس از انجام این مقصود، عباس عموی پیامبر نزد حضرت آمده و تقاضا کرد مقام کلیدداری خانه خدا به او سپرده شود. دراینجا این آیه نازل شد.
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا»
«خدا فرمان میدهد امانتها را به صاحبان آنان برگردانید.»
امام علی - علیه السلام - میفرمود:
«شر الناس من لایعتقد الامانه ولا یجتنب الخیانه.»
«بدترین مردم کسی است که به امانتداری اعتقاد نداشته و از خیانت اجتناب نکند.»
انسان خیانتکار مورد بغض و دوری از خداوند تبارک و تعالی است، قرآن میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ»
«خداوند هیچ خیانتکار کفران کننده را دوست ندارد.»
بدترین نوع خیانت،خیانت به چیزی است که متعلق به همه مردم میباشد. امام علی - علیه السلام - میفرمود:
«ان اعظم الخیانه خیانه الامه.»
«بدترین نوع خیانت، خیانت به مردم است.»
امام علی - علیه السلام - در زمان خلافت ظاهری خود با کارگزارانی که به بیت المال خیانت میورزیدند، به شدت برخورد، و آنان را توبیخ میکرد. برخی از مسئولان که امام در باره خیانت به اموال عمومی و بیت المال به آنان نامه نوشته عبارتند از:
منذربن جارود
او از کارگزاران فارس بود که در منطقه اصطخر مسئولیت فرمانداری را بر عهده داشت. منذر از صحابه نیست، پدرش جارود در سال نهم هجری نزد پیامبر آمد و از نصرانیت دست برداشت و مسلمان شد. ابن میثم مینویسد: منذر با پدرش درچهار جهت تفاوت داشت:
یک - درتمام چیزها و امور پیرو هوای نفس خود بوده است؛
دو - از آنچه ذخیره آخرت است که عبارت از عمل صالح است، روی گردان بود؛
سه - دنیای خود را با خراب کردن آخرت به واسطه خوردن حرام آباد کرده است؛
چهارم - باخویشاوندان خودپیوندی برقرارکرده که باعث نابودی دین او شده است.
منذربن جارود ۳۰ هزار درهم اختلاس کرد، به دنبال این خیانت امام علی- علیه السلام - به او نوشت:
«ان صلاح ابیک غرّنی منک وظننت انک تتبع هدیه وفعله... بلغنی انک تدع عملک کثیرا وتخرج لاهیا متنزها متصیدا وانک قد بسطت یدک فی مال الله لمن اتاک من اعراب قومک کافه تراثک عن ابیک و امک وانی اقسم بالله ولئن کان ذلک حق الجمل اهلک وشسع نعلک خیر منک وان اللعب واللهو لایرضاهما الله وخیانه المسلمین تضیع اعمالهم مماسخط ربک.»
«همانا خوبی پدرتومرافریب داد،گمان کردم تو از شیوه و رفتار او پیروی میکنی. به من خبر رسید که کارهای بسیاری را بر زمین میگذاری و برای سرگرمی و تفریح و صید بیرون میروی و در ثروت خداوند نسبت به بادیه نشینان قبیله ات گشاده دستی میکنی، گویا میراث پدر و مادر توست، به خدا سوگند! اگر این گزارشها درست باشد، شتر قبیله ات و بند کفشهایت از تو بهترند، خداوند لهو و لعب را نمیپسندد و خیانت به مسلمانان وتباه کردن کارهای آنان، خداوند را به خشم میآورد.»
ابن هرمه
او مامور بازار اهواز بود که خیانت کرد. امام به رفاعه، فرماندار آنجا نوشت به محض رسیدن نامه من ابن هرمه را برکنار و او را بازداشت و زندانی کن و ضمن اعلام این خبر به عموم، روز جمعه او را از زندان بیرون بیاور،۳۵ضربه تازیانه بزن و در بازار بچرخان، اگر کسی از او شکایت کرد و شاهد آورد او را سوگند بده و از کسب ابن هرمه پرداخت نما.
مصقله بن هبیره
او از جانب امام علی- علیه السلام - به کارگزاری منطقه اردشیرخره از شهرهای فارس برگزیده شد. ظاهراً این محل همان فیروزآباد فارس است.
مصقله دربیت المال تصرف ناروا کرد و آن را به مصرف خویشان خود رسانید. امام در نامهای او را از این خیانت برحذر داشته و طبق نقلی از کار برکنار نمود. بنابر نقل شیخ طوسی در آخر کار به معاویه پیوست.
امام درنامهای که به او نوشت چنین آورده است:
«بلغنی عنک امر ان کنت فعلته فقد اسخطتَ الهک و عصیتَ امامک انک تقسم فَیْ ءَ المسلمین الذی حازتهم رماحهم وخیولهم واریقت علیه دمائهم فیمن اعتامک من اعراب قومک فوالذی فلق الحبه وبرأ النسمه لئن کان ذلک حقاً لتجدن لک علَیّ هواناً ولتخفن عندی میزاناً.»
«گزارشی ازتوبه من داده اندکه اگر چنان کرده باشی، خدا را به خشم آوردهای و امام خویش را نافرمانی کردهای. خبر رسیده که تو غنیمت مسلمانان را که نیزهها و اسبهاشان گردآورده و با ریخته شدن خونهایشان به دست آمده به اعرابی که خویشاوندان تو هستند و تورا برگزیدند میبخشی. به خدایی که دانه را شکافت و پدیدهها را آفرید اگر این گزارش درست باشد در نزد من خوار شده و منزلت تو سبک گردیده است.»
زیاد بن ابیه
زیاد کارگزار امام علی - علیه السلام - در بصره بود. او مدتها در این شهر کاتب ابن عباس بود و به عنوان قائم مقام او نیز فعالیت میکرد. در این زمان کارهای ناپسندی از او سرزد، از جمله خیانت به بیت المال که امام درنامهای به او چنین نوشت:
«وانی اقسم بالله قسماً صادقاً لئن بلغنی انک خنتَ من فی ءٍ المسلمین شیئاً صغیراً أو کبیراً لاشدَّنَّ علیک شده تدعک قلیل الوفر، ثقیل الظهر، ضئیل الامر.»
«به راستی به خدا سوگند میخورم که اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردهای، کم باشد یا زیاد آن چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه عیال خود در مانده و خوار و سرگردان شوی.»
«زیاد» در سال ۳۹ ق. به استانداری فارس منصوب شد، اما در نهایت بعد از شهادت امام علی- علیه السلام - به معاویه پیوست.
نعمان بن عجلان زرقی
وی کارگزار امام علی ـ علیه السلام ـ در بحرین و عمان بود. او از خلافت ابوبکر و قضایای سقیفه انتقاد نموده و از امام علی ـ علیه السلام ـ حمایت کرد. نعمان در زمان فرمانداری خویش با مشاهده اموال انبوه بیت المال دچار انحراف شد و طبق نقل ابن اثیر هر کسی از بنی زریق میآمد به او چیزی از بیت المال میداد. امام در نامهای به او این موضوع را تذکر داد:
«اما بعد فانه من استهان بالامانه ورغب فی الخیانه ولم ینزه منها نفسه ودینه فقد خل بنفسه فی الدنیاومایشفی علیه بعد امر وابقی واطول واشقی فخف الله انک من عشیره ذات صلاح فکن عند صالح الظن بک وراجع ان کان حقاً مابلغنی عنک.»
«کسی که نسبت به امانت کوتاهی کند و در خیانت رغبت نشان دهد و نفس و دین خود را پاکیزه ننماید به خود در دنیا ضرر رسانده و آنچه بعداً بدان گرفتار میشود تلختر و با دوام تر و بدتر و طولانی تر خواهد بود. پس از خدا بترس! تو از قومی هستی که دارای شایستگی هستند، رفتارت به گونهای باشد که من نسبت به توظن نیکو داشته باشم و از آنچه به من خبر رسیده اگر حق باشد، برگرد.»
نعمان با دریافت نامه امام علی ـ علیه السلام ـ به معاویه پیوست و به آن حضرت پشت کرد.
آنچه ذکرشد نمونهای از برخورد امام با خائنان بیت المال بود. آن حضرت درمواردی که افراد به بیت المال خیانت میکردند ضمن تذکر و برگرداندن مبالغ اختلاس شده گاهی آنها را برکنار و گاه زندان میکرد. همچنین کارگزاران امین و صادق را تشویق نموده و از آنان قدردانی میکرد تا افراد دیگر نیز نسبت به درستکاری و امانتداری ترغیب شوند، به عنوان مثال در نامهای که به سعد بن مسعود ـ فرماندار مداین ـ که فردی درستکار و مورد اعتماد بود و نسبت به جمع آوری خراج و حفظ بیت المال اهتمام ویژهای داشت، نوشت:
«اما بعد، ای سعد، خراجت راپرداخت کردهای، ازپروردگارت اطاعت نموده ورهبروامامت راخشنودکردهای، مانند کار مرد ضابط ونیکوکار، پرهیزکار ونجیب، پس خداوندگناهان تورابیامرزد، کوشش توراقبول کندوعاقبت تورانیکوگرداند.»
پیامدهای خیانت به بیت المال
قطع نظرازحرمت خیانت وعذاب اخروی آن، خیانت به بیت المال آثار و پیامدهایی در همین دنیا به دنبال دارد. قرآن کریم در آیات متعدد به آثار و تبعات سوء اعمال ناشایست در این جهان اشاره کرده است:
«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ»
«خداوند برای آنها که کفران نعمت می کنندمثلی زده است: منطقه آبادی راکه امن و آرام ومطمئن بوده وهمواره روزیش به طور وافر از هر مکانی فرا میرسیده، اما نعمت خدا را کفران کردند و خداوند به خاطراعمالی که انجام میدادند لباس گرسنگی وترس را در اندامشان پوشانید.»
مفسران در مورد شأن نزول این آیه احتمالات مختلفی را ذکر کردهاند. اما آنچه قابل توجه است این که کفران نعمت، اسراف، تبذیروهدردادن مواد غذایی و نعمتها چتر نا امنی، گرسنگی وبدبختی برسرجامعه افکنده وفقروفلاکت از هر سو آنان را احاطه میکند. بین خیانت و فساد رابطه مستقیمی وجود دارد. در نقطه مقابل، بین تقوا وصلاح، بین ایمان وفراوانی نعمتهاوبرکات ارتباط وثیقی وجود دارد. قرآن کریم ایمان وتقوا را عامل برخورداری از الطاف الهی ونزول برکات میداند:
«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ»
«اگر آنها که در شهرها وآبادیها زندگی میکنند ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند، برکات آسمانها و زمین را به روی آنها میگشاییم، ولی آیات ما را تکذیب کردند ما نیز آنها را به مجازات اعمالشان گرفتیم.»
خیانت به بیت المال آثار و تبعات وضعی فراوان دارد که دراین قسمت به برخی از آنها از منظر امام علی ـ علیه السلام ـ اشاره میکنیم.
یک: سلب برکت
امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«اذا ظهرت الجنایات ارتفعت البرکات.»
«هرگاه جنایتها و خیانتها آشکار شود، برکات برداشته میشود.»
برکات جمع برکت ازریشه «برک» به معنای ثبات واستمرارچیزی است ومرادهرنعمتی است که پایداربوده وبه سرعت ازبین نمیرود. حضرت نوح بعد از سوار شدن برکشتی و وقوع طوفان وسیل عظیم به خداعرضه میدارد:
«قُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»
«خدایا مرا در محلی با برکت فرودآور که تو بهترین فرودآورندگانی.»
سرزمین با برکت جایی است که نعمتهای فراوان وبادوام در آن وجود داشته باشد.
قرآن کریم باران را وسیله برکت میداند شب قدر را شب مبارک خوانده است.
همچنین خود قرآن کتاب بابرکت معرفی شده است.
مال اندک بابرکت ثمره اش بیش ازمال فراوان بدون برکت است. خیانت دراموال عمومی وبیت المال زمینه بی برکتی رادرجامعه فراهم میآورد.
دو: سلب اعتماد مردمی
مردم، دولت را نگهبان وحافظ بیت المال میدانند و بر اساس همین اعتماد است که مالیات میپردازند. تباه شدن اموال عمومی، اختلاس واستفاده ناروا از آن موجب سلب اعتماد مردمی شده و به جای حمایت از دولتمردان به آنان به عنوان خیانتکارمی نگرند. مهمترین سرمایه برای حکومت اسلامی پشتوانه مردمی وحمایت آنان است. زمامدارانی که به اموال عمومی خیانت کنند این پشتوانه وحمایت را از دست خواهند داد. هرگز کارگزاران نباید برای رضایت و خوشایند خواص، عموم را از خود ناراضی کنند؛ زیرا در صحنههای مختلف این عامه مردمند که ارکان حکومت راحفظ میکنند. امام علی ـ علیه السلام ـ در نامهای به مالک اشتر ضمن تاکید بر این نکته نوشته است:
«لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق واعمها فی العدل واجمعها لرضی الرعیه فان سخط العامه یجحف برضی الخاصه وان سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه انما عماد الدین وجماع المسلمین والعده للاعداء العامه من الامه فلیکن صغوک لهم ومیلک معهم.»
«باید دوست داشتنیترین کار نزد تو میانه آنها در حق باشد و فراخترین آن در عدل وجامعترین آن برای خشنودی عمومی؛ چرا که ناخشنودی عمومی، خشنودی خواص را بی اثر ساخته وخشم خواص با خشنودی همگانی بخشیده است. همانا پشتیبان دین وموجب انبوهی مسلمانان و آمادگی پیکار با دشمن، عامه مردمانند. پس باید گرایش تو به آنان ومیل تو به سوی ایشان باشد.»
امام مشروعیت سیاسی ومقبولیت مردمی را در نهج البلاغه
«انی لم اردالناس حتی ارادونی ولم ابایعهم حتی بایعونی.»
«من قصدمردم نکردم تا اینکه مردم قصدمن کردندوبه سویم آمدند. من برای بیعت به سوی آنان دست در از نکردم تا اینکه آنهادست درازکردند و با من بیعت کردند.»
نظام اسلامی براساس تربیت و رشد انسانها به سوی تعالی شکل میگیرد، حاکمان اسلامی باید الگوی ارزشهای والای مکتب اسلام باشند. در این نظام مردم محور، حاکمان وکسانی که در هرم قدرت قراردارند اگر از وظایف خود غفلت کنند ومرتکب خیانت شوند، نه تنها حمایت مردمی را از دست خواهند داد بلکه مانع رشد و تعالی مردم خواهند شد.
سه: رسوایی دردنیا
خیانت به بیت المال موجب رسوا شدن خیانتکار وخواری او در دنیا میشود. خیانتکاران هر چه مخفی کاری کنند اما در نهایت دست انتقام الهی آنان را رسوا نموده و خیانتشان را آشکار میسازد. امام علی ـ علیه السلام ـ درنامهای که به برخی از مأموران مالیاتی خود. در سال ۳۶ ق. خطاب به مخنف بن سلیم ـ فرماندار اصفهان ـ نوشته، آورده است
«ومن استهان بالامانه ورفع فی الخیانه ولم ینزه نفسه ودینه عنها فقد أحل بنفسه الذل والخزی فی الدنیا.»
«کسی که امانت الهی بیت المال را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند، خود و دین خود را پاک نساخته ودرهای خواری در دنیا را به روی خودگشوده است.»
چهار: شورش عمومی
بی گمان مردم تازمانی ازحکومت حمایت خواهند کرد که حاکمان را امین خود بدانند. یکی ازوظایف حاکم اسلامی جلب رضایت عمومی براساس موازین شرعی وعقلی است. امام علی ـ علیه السلام ـ در بیان اهداف حکومت اسلامی فرمود:
«خدایا! تومی دانی که جنگ ودرگیری ما برای به دست آوردن قدرت وحکومت دنیا و ثروت نبود، بلکه میخواستیم نشانههای حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهرکنیم تابندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات فراموش شده تو بار دیگر اجرا شود.»
از مهمترین آفاتی که مسئولان را تهدید میکند این است که از مردم فاصله گرفته و به بهانه اشتغالات، مشکلات مردم را گوش نکنند. امام علی ـ علیه السلام ـ به قثم بن عباس، فرماندار مکه فرمود:
«در میان تو و مردم نباید واسطه و سفیری جز زبانت و جز چهره ات پردهای باشد.»
یکی از وظایف مهم زمامدار ایجاد امنیت اقتصادی برای مردم است. خیانت به بیت المال و ناامنی اقتصادی نارضایتی عمومی و به تدریج شورش مردم را به دنبال خواهد داشت. یکی از دلایل اصلی شورش مردم علیه عثمان، ریخت و پاشهای مالی او و بخششهای ناعادلانه به اطرافیان، خویشان و والیان بود. این شورش در نهایت منجر به قتل عثمان شد. امام علی ـ علیه السلام ـ در بیان ریشه سقوط حکومت عثمان فرمود:
«انا جامع لکم امره استأثر فاساء الاثره و جزعتم فاسأتم الجزع و لله حکم واقع فی المستأثر و الجازع.»
«من جریان عثمان را برایتان خلاصه میکنم. عثمان استبداد و خودکامگی پیشه کرد و شما بی تابی کردید و از حد گذراندید؛ خدا در خودکامگی و ستمکاری و در بی تابی و تندروی حکمی دارد که تحقق خواهد یافت.»
اسراف و تبذیر (ریخت و پاش مالی)
یکی از آفتهای زیان بارکه بخشهای مختلف جامعه به ویژه بخش اقتصادی و مالی را مورد هجوم و تهدید قرار میدهد، آفت اسراف و تبذیر است. در حالی که میلیونهاتن مواد غذایی هر روزه در دنیا تلف شده و به دور ریخته میشود، فقر و گرسنگی هزاران نفر رابه کام مرگ میبرد. بی انضباطی اقتصادی و عدم تعادل در مصرف، آثار جبران ناپذیری بر جای گذاشته و حیات مادی و معنوی انسانها را در معرض زوال و نابودی قرار داده است.
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال ۱۳۷۴ فرمود:
«انضباط اقتصادی و مالی یعنی مقابله با ریخت و پاش، زیاده روی، اسراف، ریخت و پاش مالی و زیاده روی در مصرف کردن، این نه اسمش جود و سخاوت است، نه کرم و بزرگ منشی، فقط اسمش بی انضباطی اقتصادی و مالی است.»
از لغزشگاههای مهم بیت المال، اسراف در اموال عمومی است. در این قسمت اشارهای گذرا بر این آفت داریم:
اسراف و تبذیر در لغت: اهل لغت بیش از سی معنا برای واژه اسراف ذکر کردهاند. بابررسی این اقوال چنین به دست میآید که اسراف هر گونه تجاوز از حد و زیاده روی در مصرف است. اسراف از ریشه سُرَفَه است و سُرَفَه در لغت کرمی را گویند که ریشه درختان را میخورد و فاسد میکند.
تبذیر نیز از ریشه بذر به معنای تلف کردن و از بین بردن مال است. جزایری در فروغ اللغات مینویسد:
«اسراف تجاوز از حد است در مصرف کردن مال، و تبذیر از بین بردن مال در غیر مورد آن است. پس گناه تبذیر از اسراف بزرگتر است. گفته شده اسراف تنها متعلق به مال نیست بلکه هر چیزی که در محل و موضع غیر مناسبش قرار گیرد، اسراف است.»
پیامدهای اسراف
در آیات و روایات آثار و عواقب اسراف مورد توجه قرار گرفته است که ذکر آن میتواند عامل بازدارنده از این خطر محسوب شود و زمینه ساز میانه روی در مصرف باشد، برخی از این آثار عبارتند از:
یک. فقر و گرسنگی
امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«سبب الفقر الاسراف.»
«اسراف، عامل فقر است.»
رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله ـ فرمود:
«من بذر افقره الله.»
«کسی که مالش رابیهود هدر دهد، خدا او را فقیر گرداند.»
فقر، عوامل مختلفی دارد که یکی از موثرترین آنها عدم رعایت الگوی مصرف و زیاده روی در مخارج است. بادهای سیاه اسراف و تبذیر ابر فقر و گرسنگی را بر بخشهای زیادی از جامعه کشیده و باران فلاکت و بدبختی را بر سر مردمان فرود خواهد آورد. اسراف کاری نسلی در منابع و اموال عمومی، فقر و نیازمندی نسلهای بعدی را در پی خواهد داشت. ولخرجی در قسمتی از جهان بدبختی و نیازمندی بخش دیگر راموجب خواهد شد، فاصله عمیق و شرم آور طبقاتی در جامعه نتیجه ریخت و پاشهای مالی است. بی تردید مصرف صحیح، منطقی و معقول منابع عمومی بیت المال امکان بهره مندی همگان را از نعمات و مواهب الهی فراهم میکند. میانه روی در مصرف و رعایت اولویت در برداشت از منابع عمومی ضامن سلامت اقتصادی جامعه است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«ضمنت لمن اقتصد ان لایفتقر.»
«کسی که در زندگی میانه رو باشد، من ضمانت میکنم فقیر نشود.»
دو. کفران نعمت و سلب آن
سپاس و شکرنعمتهای الهی موجب افزونی و توسعه آن میشود. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«شکرالنعمه یضاعفهاو یزیدها.»
«شکر نعمت، آن را دو برابر و افزون میکند.»
شکر اقسامی دارد:
شکر زبانی که عبارت است از جاری کردن حمد خدابر زبان؛
ب
شکر قلبی عبارت است از انتصاب نعمت به خدا؛
شکر عملی عبارت است از به کار بردن نعمت در مسیری که برای آن آفریده شده است.
شاکر واقعی کسی است که نعمت را درست و به جامصرف کند. امام کاظم ـ علیه السلام ـ فرمود:
«من بَذَّر و اسرف زالت عنه النعمه.»
«کسی که اسراف و تبذیرکند، نعمت از او سلب میشود.»
سه. وابستگی اقتصادی
گسترش روحیه اسراف، زیاده روی و مصرف گرایی ملتها از شیوههای استعمارگران برای وابسته کردن کشورهاست. ملتی که به جای تولید و افزایش درآمد بر سر سفره سرمایههای ملی بنشیند و بدون تفکر و برنامه ریزی برای آینده به مصرف بی رویه بپردازد، هویت خود راباخته و استقلال اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خود را از دست میدهد، چنین ملتی به سادگی استثمار شده و تن به ظلم و ستم میدهد. رسول خدا ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ فرمود:
«حسن التدبیر مع العفاف خیر من الغنی مع الاسراف.»
«برنامه ریزی نیکو و با عفت بهتر از بی نیازی با اسراف است.»
ملتهای اسراف کار با اندک فشاری از سوی استعمارگران از پای در آمده و مجبور به معامله بر سر ارزشهای خود میشوند. سید جمال اسدآبادی میگوید:
«مردم مشرق در املاک و معادن و آبادیهای خود مانند آدم سفیه و مبذّر مصرف کردند و همه را هدر دادند تا کار به آنجا رسید که غرب آقا بالا سر آنان شد و غرب هیچگاه مصلحت خود نمیداند که روش و فرهنگ شرق اصلاح شود و این سفاهتکاری پایان پذیرد، بلکه غرب آرزویش این است که شرق در همین گمراهی و اسرافکاری غرق بماند تابتواند قرنها او را در همین محرومیت و ممنوعیت از تصرف در اموال خود نگاه دارد و خود مالک سرنوشت آنان باشد.»
از پیامدهای شوم وابستگی اقتصادی شکوفا نشدن استعدادها، احساس حقارت و خود کم بینی، هویت باختگی، عقب ماندگی سیاسی، اقتصادی و دخالت استعمارگران در کشورهاست.
قابل ذکر است که اسراف آثار سوء دیگری مانند سقوط اخلاقی، لشکر شیطان شدن، مبغوضیت الهی، فساد، سستی ایمان را در پی دارد.
اسراف در بیت المال و اموال عمومی
امام علی ـ علیه السلام ـ هنگامی که در مورد تقسیم عادلانه بیت المال مورد انتقاد و اعتراض برخی افراد قرار گرفت که تحمل عدالت آن حضرت را نداشتند، فرمود:
«لو کان المال لی لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله الا وان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه عند الآخره و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله و لم یضع امر ماله فی غیر حقه و لا عند غیر الله الا حرّمه الله شکرهم.»
«اگر این اموال از خودم بود به گونهای مساوی در میان مردم تقسیم میکردم تا چه رسد که جزو اموال خداست، همانا بخشیدن مال به آنها که استحقاق ندارند، زیاده روی و اسراف است؛ ممکن است در دنیا مقام بخشنده آن را بالا ببرد، اما در آخرت پست خواهد کرد؛ ممکن است مردم گرامیش بدارند، اما در پیشگاه خدا خوار است، کسی مالش را در راهی که خدا اجازه نفرمود، مصرف نکرد و به غیر اهل آن نپرداخت، جز آنکه خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود.»
امام در نامهای به زیاد بن ابیه، جانشین ابن عباس در بصره نوشت:
«فدع الاسراف مقتصداً واذکر فی الیوم غداً وامسک من المال بقدر ضرورتک و قدّم الفضل لیوم حاجتک.»
«از اسراف بپرهیز و میانه روی را برگزین از امروز به فکر فرداباش و از اموال دنیا به اندازه کفاف خویش نگه دار و زیاده روی را برای روز نیازمندیت در آخرت پیش فرست.»
اسراف در بیت المال و منابع عمومی در طول تاریخ یکی از بلاهای عظیم بوده که مانند موریانه پیکره جامعه اسلامی را تهی نموده و آسیبهای فراوانی را بر آن وارد کرده است. خلفا و حاکمان در طول تاریخ، خود را منشأ همه اختیارات دانسته و هر گونه میخواستند در اموال عمومی تصرف میکردند. مهدی عباسی برای بنای گردشگاهی شخصی ۵۰ میلیون درهم از اموال مسلمانان هزینه کرد؛ متوکل عباسی برای ساختن قصر معروف به «ماحوزه» همین مبلغ را مصرف کرد؛ او برای ساختن کاخ عروس ۳۰ میلیون درهم از اموال عمومی برداشت کرد. در این کاخها میهمانیها، اجتماعات و برنامههای پرخرج بر پامی شد. هزینه ازدواج مأمون عباسی با پوران دختر حسن بن سهل به ۳۸میلیون درهم بالغ گردید. در سال ۳۰۲ ق. مقتدر عباسی برای ختنه کنان پسرانش ۵ هزار دینار هزینه و یکصد هزار درهم برآنها شادباش کرد و هزینه جشن به ۶۰۰ هزار درهم بالغ گردید.
همه این ولخرجیها از اموال عمومی بود و معقول نیست که خلفااین میزان مال شخصی داشته باشند؛ گرچه اگر از اموال شخصی هم باشد، اسراف است. این آمار که بخش کوچکی از ریخت و پاشهای مالی است نشان میدهد که چگونه ملتها دستخوش بی برنامگی و افزون طلبی افراد نالایق شدهاند.
نمونههای اسراف در اموال عمومی و منابع طبیعی
هر گونه زیاده روی در مصرف، و اسراف مذموم و حرام بوده و پیامدهای جبران ناپذیری دارد؛ اعم از اسراف در امور شخصی یا اموال عمومی و دولتی. آنچه در این نوشتار مورد بحث ماست به اقتضای مباحث حیف و مال در منابع طبیعی و اموال عمومی است که به برخی از مصادیق آن اشاره میشود:
یک. اسراف در آب
آب مادهای است که حیات همه موجودات وابسته بدان است و در روایات از اسراف و زیاده روی در مصرف آن به شدت نهی شده است:
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:
«ان الاسراف هراقه فضل الاناء وابتذال ثوب الصون والقاء النوی.»
«کمترین درجه اسراف ریختن آب اضافی، پوشیدن لباس میهمانی در منزل و دور انداختن هسته خرماست.»
«مَرَّ رسول الله ـ صلی اللّه علیه وآله ـ بسعد وهو یتوضأ، فقال: لاتسرف یا سعد! قال: افی الوضوء سرف؟ قال: نعم وان کنت علی نهرٍ جارٍ.»
«رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله ـ از راهی میگذشت که سعد را در حال وضو گرفتن دید، فرمود: ای سعد! اسراف مکن. سعد گفت: ای پیامبر خدا! آیا در وضو هم اسراف است؟ حضرت فرمود: آری گرچه در کنار نهری باشی.»
اگر در مصرف آب برای وضو، آن هم در کنار نهر جاری و یا در دور ریختن باقی مانده آب در ظرف اسراف است، پس به طریق اولی باز گذاشتن شیر آب و هدر دادن آن اسراف محسوب میشود؛ به ویژه در حال حاضر که به دلیل محدودیت منابع آبی کشور ما در مرز بحران قرار داد و اگر در مصرف بهینه آن تلاش همگانی و همه جانبهای صورت نگیرد، باید منتظر بحرانهای شدیدتری باشیم.
آب لوله کشی شهری که با کمترین چرخش شیر بر دست ما روان میشود، حاصل تلاشها و هزینههای کمرشکنی است که مبلغ اندکی از آن باپرداخت آب بها، به دولت باز میگردد و این بهای ناچیز مجوز مصرف بی رویه در آن نمیشود. زیاده روی در مصرف آب علاوه بر صدق عنوان اسراف، از جهت ضرر به جامعه و بیت المال نیز حرام است.
امام خمینی در این باره فرمود: «زیاده روی در مصرف آب حرام است و موجب ضمان میگردد.»
دو. اسراف در برق
از اکتشافات مهم بشری که تحولات شگرفی را در پی داشت، صنعت برق است. این منبع نور و گرما را که بشر با قدرت تفکر خدادادی کشف کرد. آن چنان تاثیر چشمگیری در زندگی او گذاشت که شاید تاکنون کمتر اختراعی چنین نقشی را ایفاکرده باشد.
برق مانند صاعقهای در ظلمت و تاریکی جهان درخشید و امروزه از سادهترین وسایل زندگی تا پیچیدهترین آنها چون کارخانهها، بیمارستانها و... به وسیله نیروی برق به حرکت در میآیند. صنعت برق از صنایع ملی محسوب میشود که با هزینه گزافی راه اندازی میشود. زیاده روی در مصرف برق علاوه بر آنکه ضررهای فراوانی به بیت المال وارد میسازد، محرومیت عدهای از هموطنان ما را نیز در برخورداری از این نعمت بزرگ موجب میشود.
روایاتی که به طور کلی از اسراف نهی کردهاند شامل این قبیل موارد نیز میشوند، نظیر «کل مازاد علی الاقتصاد اسراف»؛ «آنچه بیش از میانه روی باشد، اسراف است» و یا «آنچه بیش از حد کفاف باشد، اسراف است.»
بنابراین، روشن کردن دهها لامپ، استفاده از چندین نوع وسیله برقی و...از مصادیق روشن اسراف خواهد بود.
مواد انرژی زای دیگر مانند نفت، گاز و غیره نیز در حکم اسراف، با برق یکسانند.
سه. اسراف درجنگل ومراتع
از مهمترین نعمتهایی که خداوند سبحان به ماعنایت فرموده است گیاهان و درختانند. جنگلها و مرتعها، نقش تعیین کنندهای در زندگی بشردارند. تولید اکسیژن وتصفیه هواکه سلامت و ادامه حیات جانداران بدان وابسته است، جلوگیری از فرسایش خاک، تأمین خوراک، پوشاک و بسیاری از لوازم و ابزار زندگی، راه اندازی صنایع بزرگ چوبی و در نتیجه اشتغال زایی سودمند، تهیه داروهای گیاهی و شیمیایی، تامین ماده خام کاغذ و... نمونههایی از آثار ارزشمند آنهاست که بررسی یکایک این آثار حیاتی پژوهشی درخور و مستقل را میطلبد.
بی گمان اسراف در این نعمت الهی که بخش عظیمی از نیازهای انسان را برمی آورد ناروا و مورد غضب خداوند متعال خواهد بود. چنان که او جل شأنه در قرآن کریم فرمود:
«هو الذی انشأ جنات معروشات وغیر معروشات والنخل والزرع مختلفاً اکله والزیتون والرمان متشابهاً وغیر متشابه کلوا من ثمره اذا اثمر وآتوا حقه یوم حصاده ولاتسرفوا انه لایحب المسرفین»
«او کسی است که درختان و باغهای خودرو و ناخودر رویانده وخرما و زراعت راکه خوردنیهای آنهاگوناگون است وزیتون وانارشبیه به هم وغیرشبیه به هم را بیافرید. پس از میوههای آنها هنگامی که میوه دهند، بخورید و حق آن را روز چیدن ودروکردنش بدهید و اسراف مکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد.»
دراین آیه شریفه به دونکته مهم توجه داده شده است:
یک: خدای سبحان، درختان ومیوههای آنها را از مواهب الهی ونعمتهای ارزنده قلمداد کرده است؛
دو: با قاطعیت از اسراف و زیاده روی درمصرف آنها نهی نموده و بدین نهی صریح نیز اکتفا نکرده و در پایان میفرماید: خدا اسراف کنندگان را دوست ندارد.
اکنون که بشر بر اثر نابودی جنگلها و مراتع با فاجعه گسترش بیابانها و کویرها، روبه روست، حکمت نهی صریح قرآن از اسراف در این مورد روشن میشود. متأسفانه کشور ما نیز از فاجعه اسراف در نابودی جنگها و مراتع بی نصیب نبوده وبرپایه برخی آمارها در هر ثانیه ۳۰۰ متر مربع بر کویرهای کشورافزوده میشود. تاکنون صدها هزار هکتار از جنگلهای شمال به صورت مخروبه درآمده است.
چهار. اسراف درخاک
خاک یکی دیگر از نعمتهای بزرگ الهی است. خداوند در قرآن کریم باتعبیراتی ویژه از آن یادکرده است، گاه از آن باصفت طیب وپاکیزه نام میبرد وگاه گونهای دیگربدان تقدس بخشیده واعلام می نمایدکه اشرف مخلوقات عالم را از خاک آفریده است.
خاکها حاصل عناصر حیاتی فراوانی هستند که سلامت زندگی انسان وحیوانات بدا نها وابسته است، این عناصر از طریق ریشههای گیاهی جذب شده وپس از آن به مصرف انسان وحیوان میرسند. اسراف در این نعمت الهی که درواقع ازمهمترین ثروتهای هر کشور است، حرام ومذموم است.
بی گمان مصرف بی محاسبه وبی رویه خاکهای حاصلخیز در امور ساختمانی وصنعتی، فرسایش آبی خاک بر اثر مهار نکردن آبها و سیلابها یا فرسایش بادی آن بر اثر از بین بردن پوششهای گیاهی زمین ونابودی رستههای نباتی از بارزترین مصادیق اسراف بلکه تبدیل نعمت به نقمت است .
پنج. اسراف درنان
اسراف درهمه موادغذایی مذموم است، اما نان دراین میان ویژگی خاصی دارد، از طرفی تهیه نان هزینه زیادی در برداشته ویارانه فراوانی برای آن پرداخت میشود، از سوی دیگرنان از ارکان غذایی خانوادههای ایرانی است ودرعین حال بیشترین اسراف نیزدرمصرف نان صورت میگیرد.
پیامبر اکرم ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ فرمود:
«اکرموا الخبز فانه قد عمل فیه مابین العرش الی الارض وما بینهما.»
«نان راگرامی دارید؛ زیرا عرش تا زمین و آنچه در میان آن دواست برای به دست آوردن آن تلاش کردهاند.»
ابر و باد و مه وخورشید و فلک درکارند تا تونانی به کف آری وبه غفلت نخوری
شش. اسراف درسایر اموال عمومی
اموال عمومی تنها در نمونههای مورد اشاره منحصر نمیشود، بلکه دایره آن وسیع بوده و شامل همه اموال ملی که مردم به شکلی با آن در ارتباطند میشود.
دایره اموال عمومی از کودک «مهد کودک» تا محصل «مدرسه» و دانشجوی «دانشگاه» را در برمی گیرد و نیز از کارمند سطح پایین تا رئیس ومدیر کل سازمان و وزیر وزارتخانه، تشکیل «جلسات» کوچک تا «همایشهای» مهم، از «تلفن عمومی» کنار خیابان و «اتوبوس شهری» تا دستگاههای عظیم و «اموال» و وسایل دولتی دراختیار مسئولان را در خود جای میدهد.
بنابراین، برهمگان لازم است که برای اموال دولتی وملی که متعلق به همه جامعه است، بیش ازاموال شخصی اهمیت قایل شده و از اسراف در آن بپرهیزند.
توزیع ناعادلانه
در باره چگونگی صرف وجوه مختلف بیت المال بین فقها وحدت نظر وجود ندارد، اما همه براین مطلب اتفاق نظردارندکه این وجوه در دو زمینه خاص وعام مصرف میشود. بخش نخست برای عناوین خاص مانند: فقیران، مسکینان، بدهکاران، حقوق کارگزاران، نظامیان و... صرف شده وبخش دوم باید در مصالح عامه مسلمانان هزینه شود، که درصدر اسلام این بخش بین مردم تقسیم میشد. توزیع ناعادلانه و سلیقهای که دربخش دوم صورت گرفت یکی ازلغزشگاههای بیت المال محسوب میشود.
توزیع نامناسب امکانات بین مردم، ناملایمات و عوارض نامطلوبی را در پی دارد. ثبات در استمرار حکومت به رعایت عدالت درهمه زمینهها به ویژه اموراقتصادی است. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:
«ثبات الدول بالعدل.»
«دولتها با دادگری استوارمی مانند.»
نگاهی به کشورهای جهان سوم وفقرحاکم بر برخی ازمناطق و مرگ هزاران کودک بر اثر گرسنگی در حالی که جامعه جهانی امکانات مالی فراوانی در اختیار دارد، مبین این نابرابری و بی عدالتی درتوزیع جهانی است. مردمی که خود بر روی معادن و منابع غنی زندگی میکنند، بیشترین محرومیت را دارند.
حاکم اسلامی بایستی درمصرف بیت المال مصلحت جامعه مسلمانان را در نظرگرفته و از تک روی و اختصاص بودجه به اقشار یا افراد خاص پرهیزکند. متأسفانه با خارج شدن خلافت از مسیر اصلی خود پس از پیامبر اکرم ـ صلی اللّه علیه وآله ـ انحراف فراوانی دراین زمینه مشاهده میشود. این انحراف درزمان عثمان به اوج خود رسید تا آنجا که به تدریج قشرثروتمند و مرفه در جامعه پدید آمد. افرادی دارای ثروتهای هنگفت با ارقام نجومی شدند.
علامه امینی مینویسد: عثمان رای آزادی دربارهٔ بیت المال ومستحقان آن داشت. او معتقد بود که مال، مال خداست وخودش را نیز ولی مسلمانان میشمرد. بدین سبب بیت المال را در هر جاکه میخواست هزینه میکرد و هر گونه که میخواست عمل میکرد. ثروت اوبه هنگام کشته شدن بالغ برمیلیونها دینار میشد
روند عملکرد خود کامانه وتوزیع ناعادلانه دردوران خلفای بنی امیه وبنی عباس نیز ادامه یافت. یکی ازخلفای بنی امیه هنگامی که عبدالله ابن جعفر بر او وارد شد، پنج میلیون درهم به او بخشید. به او گفته شد: ای امیر! بیت المال مسلمانان را به یک نفر بخشیدی؟
پاسخ داد: من به مردم مدینه بخشیدم. هنگامی که هادی وهارون پس از اختلاف ومناقشه آشتی کردند، هادی به خزانه دارانش دستور داد یک میلیون دینار برای برادرش ارسال دارند.
هارون تمام خراج موصل را بین کنیزانش پخش کرد. مأمون در دمشق بود که سی میلیون درهم برای او فرستاده شد، او دستور داد بیست وچهارمیلیون آن را بین اصحاب و باقی را بین سپاهیانش تقسیم کنند.
رعایت عدالت درتوزیع، موقعیت شناسی وتشخیص نیازهای ضروری (اولویت سنجی) بایستی درهزینه کردن بیت المال موردتوجه قرارگیرد. سیره معصومان به ویژه امام علی - علیه السلام - نشان میدهد که آنان از انبارکردن پول واجناس دربیت المال اجتناب کرده وسعی در توزیع مناسب وبه موقع داشتند.
راکد گذاشتن سرمایههای ملی از نظر شرعی و عقلی امری مذموم است، به ویژه اگرمردم به آن نیازمند باشند. امام علی ـ علیه السلام ـ هر هفته اموال بیت المال را به مستحقان میرساند، سپس همان جا دو رکعت نمازمی خواندو میفرمود:
«لیشهد لی یوم القیامه.»
«روزقیامت برای من شهادت دهد.»
اباذرغفاری، قهرمان زبده، مرتب به توزیع نامناسب وسلیقهای خلیفه سوم اعتراض میکرد. روزی واردخانه خلیفه شد، یکصدهزاردرهم درمقابل او دید، پرسید: این پول هاچیست؟
عثمان گفت: بیت المالی است که از بعضی نواحی به دستم رسیده است، منتظرم همین مقدار نیز فردا برسد تا آنها را در جایی ذخیره کنم. اباذر گفت: چهار دینار زیاد است یا صدهزار درهم؟
عثمان پاسخ داد: معلوم است که یکصد هزار درهم بیشتراست.
اباذرگفت: آیا به یادداری ازعلت اندوه روز قبل و خوشحالی امروز سؤال کردیم، پیامبر فرمود:
«نعم کان قد بقی عندی من فَی ءِ المسلمین اربعه دنانیر لم اکن قسمتها و خفت ان یدرکنی الموت وهی عندی وقد قسمتها الیوم واسترحت منها.»
«آری مبلغ چهار دینار از بیت المال در اختیار من باقی مانده بود که آنها را بین مسلمانان تقسیم نکرده بودم ومی ترسیدم مرگ من فرارسد و آنها در ذمه من بماند و چون امروز آنها را توزیع کردم و از مسئولیتش راحت شدم، اینک خوشحالم.»
ابن ابی الحدید در مورد تقسیم بیت المال بصره بعد از جنگ جمل مینویسد:
«امام علی ـ علیه السلام ـ به بصره آمد، در محل بیت المال، اموال آن را پانصد درهم، پانصد درهم بین مردم تقسیم کرد و برای خودش نیز یک سهم پانصد درهم برداشت. درپایان تقسیم، شخصی از راه رسید و عرض کرد: من اگرچه خودم درمیان شمانبودهام ولی قلبم درکنار شما بوده است اینک درخواست دارم چیزی از این بیت المال را به من بدهید. امام علی ـ علیه السلام ـ سهم خویش راکه پانصد درهم بود به او داد وبرای خودهیچ باقی نگذاشت.»
امام علی ـ علیه السلام ـ عمار بن یاسر وابو میثم بن تیهان را مسول بیت المال مدینه کرده وبه آنان نوشت:
«العربی والقریشی والانصاری والعجمی وکل من کان فی الاسلام من قبائل العرب واجناس العجم سواءٌ.»
«عرب و قریش و انصار و غیرعرب و هر که در زمره مسلمانان است ازقبیلههای عرب وتیرههای غیر عرب برابرند.»
ابی مخنف گزارش میکند گروهی ازشیعیان نزد امام علی ـ علیه السلام ـ آمدند و عرض کردند: ای امیرمؤمنان! مناسب است این اموال بیت المال را میان اشراف و بزرگان تقسیم کنی و آنان را بر ما برتری دهی تا هنگامی که برکارهامسلط شوی، آنگاه به بهترین خصلتهایی که خداوند تو را به آن عادت داده، بازگشته وبیت المال را به صورت مساوی وعادلانه تقسیم کنی.
امام فرمود:
«اتأمرونی ویحکم ان اطلب النصر بالظلم و الجور فیمن ولیت علیه من اهل الاسلام و الله لایکون ذلک ماسمر السمیر و مارأیت فی السماء نجماً والله لو کانت اموالهم مالی لساویت بینهم فکیف وانما هی اموالهم.»
«وای بر شما! مرا وامی دارید که پیروزی را باستم و جور بر مسلمانانی که بر آنها حکومت یافتم، طلب کنم؟ نه! به خداسوگندچنین نخواهد شد تا روزگار باقی است و تا زمانی که در آسمان ای ستاره ببینم. به خدا قسم اگر این اموال ثروت شخصی ام بود، به تساوی بین مردم رفتار میکردم چه رسد که اینها اموال خودشان است.»
ابواسحاق همدانی نقل میکند: دوزن هنگام تقسیم بیت المال نزد امام علی - علیه السلام - آمدند، یکی عرب ودیگری کنیزی آزاد شده، امام به هرکدام ۲۵درهم پول و پیمانهای غذا داد. زن عرب گفت: ای امیر مؤمنان! من زنی عربم و این زن غیر عرب است، چرامساوی تقسیم کردید؟
امام فرمود: به خدا سوگند! من برای فرزندان اسماعیل برتری و فضیلتی برفرزندان اسحاق در این غنیمتها نمیبینم.
سیاست توزیع عادلانه امام به حدی دقیق بود که یکی ازاصحاب به نام کلیب میگوید:
«مالی را از اصفهان برای امام آوردند، آن رابه هفت قسمت تقسیم کرد و در میان آنها تکه نانی یافت آن را نیز هفت قسمت کرد و برای هرسهمی ازمالها تکه نانی قرارداد، آنگاه بزرگان گروهها را فراخواند و در میان آنها قرعه زد که از کدامیک آغاز شود.»
راستی چنین عدالت گستردهای درکجایافت میشود؟
این قسمت را با ذکر حدیثی از امام علی ـ علیه السلام ـ به پایان میبریم:
«عن ابی عبدالله ـ علیه السلام ـ قال قال امیرالمومنین ـ علیه السلام ـ لعمر بن الخطاب: ثلاث ان حفظتهن وعملت بهن کفتک ماسواهن وان ترکتهن لم ینفعک شی ء سواهن قال: و ماهنَّ یااباالحسن؟ قال: اقامه الحدود علی القریب والبعید والحکم بکتاب الله فی الرضا والسخط والقسم بالعدل بین الاحمر والاسود. قال عمر: لقد او جزتَ وابلغتَ.»
«امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: امام علی ـ علیه السلام ـ به عمر فرمود: اگر سه چیز را حفظ کرده و عمل کنی، تو را از سایر چیزها بی نیاز میسازد و اگر آنها را به کار نگیری سایر چیزها نیز فایده نخواهد داشت، عمر پرسید؛ آنها چیست؟ امام فرمود: اجرای حدود بر دور و نزدیک، حکم بر اساس کتاب خدا؛ در حالت خشم وخشنودی، ومراعات درتقسیم بین افراد سرخ وسیاه. عمرگفت: سوگند به جانم عبارتی کوتاه و رسا فرمودی.»
سوء مدیریت و بی لیاقتی کارگزاران
عدم برخورداری مسؤلان اقتصادی وکارگزاران بیت المال از دانش کافی وتعهد لازم موجب هدر رفتن سرمایههای ملی و انحطاط ملتها میشود. امانتداری، حسن تدبیر و کفایت کارگزاران در همه بخشها به ویژه بخش اقتصادی زمینه رشد، ترقی و تحکیم نظام را فراهم میسازد.
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرمود:
«دو دسته از امت من اگر اصلاح شوند، بقیه مردم اصلاح میشوند و اگر فاسد شوند، بقیه نیز فاسد میشوند. سوال شد: ای رسول خدا! این دوگروه کیانند؟ فرمود: فقیهان وحکمرانان.»
مراد از فقیه در اینجا معنای امروزی آن نیست، بلکه صاحب هر فهم ودانشی راشامل میشود، چنان که قرآن کریم نیز عدم تفقه را به معنای عدم فهم و درک به کاربرده است.
احبار و دانشمندان یهود و نصاری به نام دین از مردم پول دریافت میکردند اما به دلیل عدم تعهد، بی کفایتی و بی تقوایی، اموال عمومی را در راه منافع شخصی خود خرج کرده و مانع هدایت مردم نیزمی شدند. قرآن کریم میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ»
«ای اهل ایمان! بسیاری ازعلما و راهبان اموال مردم را به باطل طعمه هوس خود میکنند و مردم را از خدا باز میدارند.»
افرادی که برای مسئولیتهای مختلف از جمله امور اقتصادی درنظرگرفته میشوند، بایستی علاوه برتعهد، ازدانش کافی نیز برخوردار باشند. قرآن کریم از زبان حضرت یوسف نقل میکند: او پیشنهاد اداره امور اقتصادی داد به دلیل آنکه دوویژگی آگاهی وتعهد را در خود یافت: «قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»
امام علی ـ علیه السلام ـ حسن مدیریت و تدبیردر امور اقتصادی را عامل رشد و ترقی اموال دانسته وعدم آن را زمینه ساز نابودی و از بین رفتن سرمایههای ملی میداند و میفرماید:
«حسن التدبیر ینمی قلیل المال وسوء التدبیر یفنی کثیره.»
«تدبیر نیکو، مال اندک را رشد میبخشد و اداره بد مال زیاد را نابود میکند.»
ایشان درسخنی دیگر چهار چیز را عامل سقوط دولتها و سیر نزولی آنان میداند و میفرماید:
«یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول والتمسک بالفروع وتقدیم الاراذل وتأخیر الافاضل.»
«سقوط دولتها به چهار چیزاست: ۱ - ضایع کردن اصول؛ ۲ - چسبیدن به کارهای فرعی؛ ۳ - مقدم داشتن افراد پست؛ ۴ - مؤخر داشتن افراد با فضیلت.»
امام صادق ـ علیه السلام ـ بی لیاقتی مسؤلان اقتصادی وکارگزاران اموال عمومی را عامل نابودی و فنای اسلام خوانده ومی فرماید:
«ان من بقاء المسلمین وبقاء الاسلام ان تصیر الاموال عند من لایعرف فیها الحق ویصنع المعروف وان من فناء الاسلام وفناء المسلمین ان تصیر الاموال فی ایدی من لایعرف فیها الحق ولایصنع فیهاالمعروف.»
«از اسباب پایداری اسلام ومسلمانان این است که اموال دردست کسانی قرار گیرد که حق آن را بدانند و نیکو عمل کنند و از وسایل نابودی اسلام و مسلمانان آن است که اموال در دست کسانی قرار گیرد که حق ندانسته وبه نیکی رفتار ننمایند.»







