فرهنگ مصادیق:کارگشائی و خدمت به مردم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث امروز پیرامون خدمت به مردم و کارگشایی از مردم است. زن و شوهر به یکدیگر و همسایه و دانشجو و قبیله به قبیله بسیار مهم است. عناوین مباحث امروز عبارتند از: ۱- اهمیت خدمت ۲- به چه کسی خدمت کنیم ۳- انواع خدمت ۴- در هر حال خدمت کنیم. ۵- چگونگی خدمت. ۶- فرار از خدمت. ۷- توجیه فرار. واما اهمیت خدمت. قرآن میفرماید «تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ»[۱] واجب است که در کارهای خیر به یکدیگر کمک کنید همین کمکی که شما در جهاد سازندگی نمونه آن را میبینید. حمایتهای مردمی به جبههها، حمایت نیروهای ارتشی از سپاه وبسیج. قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» [۲] خدا احسان شدگان را دوست میدارد و چقدر خوب است که انسان محبوب خدا باشد. مادر به دخترش کلی جهازیه میدهد تا داماد وخانوادهاش خشنود و راضی باشند یا زن کلی زحمت میکشد تا مهمان از غذا وپذیرای راضی باشد واگر میخواهیم خدا راضی باشد، خدا میفرماید: به همدیگر خدمت کنید تاخدا دوستتان داشته باشد. امام حسن مجتبی(ع) در حال اعتکاف بود، اعتکاف عملی است که چندین روز به مسجد میروند و بیرون نمیآیند. و اعتکاف از عبادات اولیای خداست(بنزینگیری اولیاء خداست)کسی سراغ ایشان آمد وبا ایشان کار داشت و امام هم اعتکاف خود را برید. از ایشان پرسیدند که شما معتکف هستی ونباید از مسجد بیرون بیایی، وایشان فرمود: من اعتکاف خود را بر هم میزنم تا مشکل ایشان را حل کنم. اگر روزه مستحبی بودید وکسی شما را به خانهاش دعوت کرد، نگویید روزه هستید، بروید و بخورید، خدا ثواب روزه را به شما خواهد داد چون دل مسلمانی را شاد کردید. پیامبرفرمود: اگر میخواهید خدا به شما کمک کند شما هم کمک مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُؤْمِنِ مَا کَانَ الْمُؤْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ»[۳]اگر دیدید وضع مالی خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر میخواهید کارتان راه بیفتد کار دیگران را راه بیندازید. روایت داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ قَضَی لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ حَاجَةً کَانَ کَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً»[۴]کسی به دیگری خدمت کند «کَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً» یعنی مثل کسی است که عمری خدا را بندگی نماید. حدیث داریم(فقد شرافته) یعنی خدا را مسرور کرده است وحدیث دیگری «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ یَسْعَوْنَ فِی حَوَائِجِ النَّاسِ هُمُ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»[۵] یعنی اگر کسی به مسلمانان خدمت کند در روز قیامت در امان است. اکثر حدیثها مفصل است ولی من قسمتی از آن را برای شما میگویم تا اگر کسی هم میخواهد از تلویزیون بنویسد بتواند. حدیث دیگر داریم که(کالمجاهد فی سبیل الله) یعنی کسی که به مردم خدمت کند مثل مجاهد فی سبیل الله است. حدیث دیگر داریم «مَنْ مَشَی فِی حَاجَةٍ لِأَخِیهِ الْمُسْلِمِ حَتَّی یُتِمَّهَا أَثْبَتَ اللَّهُ قَدَمَیْهِ یَوْمَ تَزِلُّ الْأَقْدَامُ»[۶]خداوند در پل صراط قدمهای اورا بر روی پل صراط ثابت میکند. حدیث دیگر داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «مَنْ قَضَی لِمُؤْمِنٍ حَاجَةً قَضَی اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ کَثِیرَةً»[۷]یعنی توکه مشکلات دیگران راحل کردی خداوند مشکل تو را حل خواهد کرد و خوشابه حال این افراد. امام حسین(ع) میفرماید: وقتی کسی میآید و از تو کمک میخواهد این نعمت خداست که در خانه تو را زده است پس خلق خود را تنگ نکن. قَالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع: «إِنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْکُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَم»[۸]یعنی حاجتهای مردم نزد شما از نعمتهای خداست و این است پام امامی که برای او گریه میکنیم. پس خواهرها و برادرها هر کس هر کاری میتواند برای دیگران بکنید و منتظر شرح وظایف وآئین نامه نباشید. پس بدون چشم داشت و خارج از ساعت اداری، عاشقانه کار کنید و اینهایی که گفتیم ارزشهای خدمت به مردم است. واما به چه کسانی خدمت کنیم. قرآن میفرماید به کسانی خدمت کنید که «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» [۹] یعنی به کسانی خدمت بکنید که وقتی انسان جاهل آنها رامی بیند بگوید از اغنیا هستند. یعنی کسانی که از وضع او خبر ندارند، بگویند وضعش خوب است. یعنی انسانهای آبرو دار که با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند. «مِنَ التَّعَفُّفِ» یعنی اینقدر عفت دارد که کسی که از حال او باخبر نیست گمان میکند وضع او خوب است و این افراد بسیارند. به خصوص افراد عیالمند و دختر دار. حدیث داریم در مورد کسانی که ۴ دختر دارند و امام بسیار دراین فرماید(اَلا) یعنی توجه توجه که به او وام بدهید و احوال او بپرسید. معلوم میشود که فقیر، غریب، پیر مرد، یتیم و. . . در همه کوچهها هستند و لازم هم نیست بگویید پول نداریم ممکن است انسان پول نداشته باشد ولی میتواند قصه بگوید. قرآن گاهی میفرماید: «ارْزُقُوهُمْ فیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً» [۱۰] مساله تنها خوراک و پوشاک دررزق نیست و اینها یک شاخه هستند و کاهی اینها از توان انسان خارج است ولی میتواند برای او حرف بزند. استاد دانشگاه میتواند برای دانشجویان یک جلسه به جای درس دادن تلخیهای دوره دانشجویی خودش را بگوید و دانشجو وقتی دید استاد او چه مشکلاتی داشته در برابر مشکلات خودش آرامتر خواهد شد. پیامبر وقتی ناراحت بود خداوند برای او قصه پامبران قبلی را میگوید تا دل پیامبر آرام شود. و اگر آیت الله هم برای ماطلبهها مشکلات خودش را بگوید آرام بخش است چون ما گمان میکنیم استاد دانشگاه وآیت الله یک مرتبه به اینجا رسیدهاند. در هر حال ونسبت به همه مردم. برخی میکویند فلانی انسان بدی است پس به او کمک نمیکنم. گاهی اگر انسان حتی به آدم یک کمک کند ممکن است خوب شود. کسی آمده بود دفتر نماز و به ما میگفت برادر یا خواهر خانم ما تارک الصلوة است، آیامنزل ایشان برویم یاخیر؟ و روابط خانوادگیمان راچه کنیم؟ من گفتم این مربوط به اثر است وگاهی ممکن است ایشان با محبت خوب بشود وما افرادی را داشتیم که خدمت امامان مامی آمدند و حتی جملات زشتی میگفتند و حسادت میکردند اما در مقابل کلمات محبتآمیز امام عذر خواهی میکردند. قرآن میفرماید: «وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ» [۱۱] یعنی مومنین کسانی هستند که بدی راباخوبی دفع میکنند. البته داریم «وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها» [۱۲]جزای بدی، بدی است و جزای کلوخ انداز سنگ است، ولی گاهی هم میگویند جزای سنگ، سکوت است پس بالاخره کدام درست است؟ مواردشان فرق میکند. برخی خوب هستند و بدی از دستشان در میرود و تصادفی است و باید در اینجا باز کار و عمل بد ایشان چشم پوشید. «فَأَسَرَّها یُوسُفُ فی نَفْسِهِ وَ لَمْ یُبْدِها لَهُمْ» [۱۳] یعنی شتر دیدی، ندیدی و زیر سیبلی رد کن. اما افرادی هستند که جزای بدیشان بدی است و اگر دماغ بریده، دماغش را باید برید. و برخی موارد هم انسان باید سکوت کند «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنی ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ» [۱۴]حضرت آدم دو پسر داشت، هابیل و قابیل. یکی چاقو کشید تا دیگری رابکسد ول دیگری گفت: اگر تو چاقو هم بکشی من برای تو چاقو نخواهم کشید. «ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ» یعنی انسان با برادر خود به گونهای دیگر برخورد میکند. مثل دو برادر و یا خواهری که در خانه دعوی میکنند و من گویند او زد، من هم زدم در صورتی که این قانون برای غریبههاست. قرآن میفرماید: برادر گفت که اگر تو هم چاقو بکشی من این کار را نمیکنم. پس در هر جایی باید بنابه مورد رفتار کرد اما، ما در مقابل یک کیلو بدی، دو کیلو بدی میکنیم. اگر یک سیلی زده از مشرق و مغرب و شمال و جنوب به او چهار سیلی میزنیم. پس آیات قران برای هر مطلبی آیه و دستور دارد اگر با قران آشنا باشیم. پس اگر برادر یا فامیل شما بدی کرد کوتاه بیاید و از آیه هابیل و قابیل استفاده کنیم. جواب کلوخ انداز، سنگ است چون عادلانه نیست مورد قبول نیست. «وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها» برای افراد بیگانه است. و جواب خوبیهایی را که تصادفاً بدی میکنند را هم با خوبی جواب میدهیم. واما چگونگی خدمت(انواع خدمت)، خدمت از طریق آبرسانی، بنایی، وام دادن، از طریق قلم، زبان، با وسایل خانواده، با شمشیر، با دارو و درمان، مسکن، با آزاد کردن، که برای همه این انواع خدمت کردن آیه داریم. حال یک به یک به هر یک ازاین موارد میپردازیم. باآبرسانی، حضرت موسی(ع) تحت تعقیب فرعون بود. موسی در حال فرار بود البته کارهای حضرت موسی تشکیلاتی بود و جاسوس هم داشت چون کاخ فرعون بیرون از شهربود و فرعون تصمیم گرفت موسی راتعقیت کند و جاسوس موسی در دربار آمد و گفت «قالَ یا مُوسی إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوک» [۱۵] حکومت دنبال تو میگردد تا تو را بکشد پس فرار کن و موسی هم فرار کرد تا اینکه به چاه آبی رسید و دید چوپان و گله و. . . هستند و در حال آب دادن به حیوانات هستند. سر چاه شلوغ بود و دو دختر کنار ایستاده بودند. موس با انکه تحت تعقیب بود آمد و به این دخترها گفت چرااینجا ایستادهاید. گفتند: «وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبیرٌ» [۱۶] پدرمان پیر است و مامجبوریم به جای او چوپانی کنیم و الان هم میخواستیم به گوسفندان آب بدهیم شلوغ بود کنار ایستادهایم تا مردان رد شوند سپس مابیایم. موسی گفت گوسفندان دا به من بدهید تا به آنهاآب بدهم. خلاصه گوسفندان را آب داد و به دختران داد و آنها به خانه خود رفتند و پدر آنها شعیب پیامبر بود و از آنهاپرسید چرا امروز زود آمدید و آنها ماجرا را تعریف کردند و حضرت شعیت فرمود به او بگویید نزد من باید چون فهمیده بود جوان کیست. و آنها گفتند پدرمان گفته بیا تا پول سقاییات را بدهد. در اینجا اگرچه برای خدا کار کرد ولی به او پول میدهد. یعنی نباید بخاطر پول کار کرد ولی شما به او پول بدهید و نگویید او برای خدا و هیأتی کارکرده است و مثل حضرت شعیب رفتار کنید. میگویند طلبهای هر جا منبر میرفت کسی به او پول نمیداد بالاخره یک بار به صاحب مجلس گفت استاد مابه ماگفته است وقتی جایی میروید پول نخواهید ولی آیابه شما هم گفته است که پول ندهید؟ خلاصه حضرت شعیب گفت او را صدا کنید. او هم آمد و گفت: «قالَتْ إِنَّ أَبی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا» [۱۷] پدرمان گفته بیا تا اجر آب دادن به گوسفندان را به تو بدهد. و او هم آمد و هر چند تحت تعقیب بود ولی لطف خدا شامل او شد و یکی از دختران حضرت شعیب را به همسری گرفت. پس اگر به کسی برای خدا کار کند خدا جبران میکند. و این است کمک آبرسانی و گمان نکنید آب دادن به حیوان ثواب کمی دارد. حدیث داریم زنی گربهای را نگه داشت تا گربه از تشنگی مرد و خدا او را غضب کرد و زن به همین خاطر مشمول قهر خداوند شد. و حتی حدیث داریم اگر کسی به درخت تشنه آب بدهد مثل این است که به مومن آب داده است. «مَنْ سَقَی طَلْحَةً أَوْ سِدْرَةً فَکَأَنَّمَا سَقَی مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإٍ»[۱۸] واین آبرسانی اعم است از آب دادن به حیوان تا لوله کشی یک شهر و ساختن سد، تعمیر و بنایی. قرآن میفرماید: حضرت موسی و خضر دو پیامبر بودند و به قریهای رفتند و از مردم آن شهر خواستند تا به آنها چیزی برای خوردن بدهند و آنها گفتند نمیدهیم. قرآن میفرماید «فَأَبَوْا أَنْ یُضَیِّفُوهُما فَوَجَدا فیها جِداراً یُریدُ أَنْ یَنْقَضَّ فَأَقامَهُ» [۱۹]ضیافت نکردند و چیزی ندادند. حضرت موسی در حال رفتن است و میبینید دیواری خراب است حضرت خضر میگوید بیا این دیوار را بناییکنیم. موسی میگوید اینها به ما غذاندادند حال ما برایشان کار گری مجانی بکنیم. لااقل از آنها پولی بگیریم ولی حضرت خضر فرمود باید انجام بدهیم. قرآن میفرماید: « فَوَجَدا فیها جِداراً یُریدُ أَنْ یَنْقَضَّ» دیواری در حال کج شدن است «فَأَقامَهُ» البته این دیوار برای دو بچه یتیم بود و پدرش انسان خوبی بود و زیر دیوار گنجی بود که اگر دیوار خراب میشد گنج پیدا میشد و مردم آن را میبردند و خدا به خضر گفت برای اینکه این پول به پسران این پدر خوب برسد شما دیوار را بنایی کنید تا پسرها بزرک شوند. قصه مفصل است که به آن کاری نداریم. پس جهادسازندگی گاهی برای سازندگی به روستایی میرود نگوید مردم این شهر به ما محبت نکردند پس ما هم به آنها محبت نمیکنیم. اگر انسان را تحویل بگیرند و محبت کنند و انسان کار کند باید در اخلاص خود شک کند چون اخلاص جایی است که انسان را تحویل نگیرند و کار کند. در مورد وام آیات زیادی داریم «مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَةً» [۲۰]کسی به مردم وام بدهد گویی به خدا قرض داده است و ثواب وام دادن ۱۸ برابر است در حالی که ثواب بخشیدن ۱۰ برابر است و ثواب وام دادن از بخشیدن بیشتر است. «قَرْضاً حَسَناً» یعنی کسی نفهمد و سریع باشد و مخفی باشد ولی منت باشد و مجمع انسان برای «قَرْضاً حَسَناً» ۱۰ کمال بیان نموده است که قرض نیکو چه صفاتی باید داشته باشد و همچنین باید به انسان مومن بدهی و موردنیار واقعی فرد باشد. خدمت با قلم. (لایاب کاتب ان یکتب) کار تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش و همچنین نهضت سوادآموزی. اگرچه زندگی معلم کم رنگ است ولی مقام معلم جداست و به خصوص معلم کلاس اول. میگویند کسی کتابخانه مهمی داشت و یک کتاب را در جعبه قرار داده بود و همه از آن کتاب میپرسیدند و هر کس گمان میکرد کتاب بسیار مهم و با ارزشی در آن باشد و در جعبه کتاب آب، بابا بود و وقتی از علت این امر پرسیدند. او گفت اگر این کتاب را نمیخواندم هیچ کتاب دیگری را نمیتوانستم بخوانم. و معلم کلاس اول در همه کارها شریک است در حالی که حتی استاد دانشگاه در همه کارها شریک نیست. خدمت با «وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ» [۲۱] یعنی اگر از شما خواستند نامهای بنویسید بخل نکنید و ادارات اگر بخواهند کار مردم را راه بیندازند کار یک ماهه را یک روزه انجام خواهند داد و شاهد آن هم این است که اگر بخواهند کار شخص خاصی راانجام بدهند در نصف روز انجام میدهند. حال اگر رسول الله به اداره بیاید مگر کارش را راه نمیاندازند. حدیث از رسول خداست که(هرکس میخواهد به من محبت کند به مردم محبت کند) و اگر اینطور فکر کنید به کسی نخواهید گفت برو فردابیا. امام کاظم(ع) فرمود: «مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ أَنْ یَصِلَنَا فَلْیَصِلْ فُقَرَاءَ شِیعَتِنَا»[۲۲]هرکس نمیتواند ما را خوشحال کند هر گاه مستضعفی از شیعیان ماآمد به او برسد. با زبان. حدیثی که من میخوانم که درسی که شما میدهند خدمت است و همینطور آشتی دادن دو نفر که باهم قهر هستند و حتی حدیث داریم که آشتی دادن دو نفر که با هم قهر هستند از تمام نمازهای مستحبی ثوابش بیشتر است و همینطور ثوابی بیشتر از همه کارهای مستحبی دارد. و اگر از شما بخواستند برای امری شهادت بدهید نگویید حوصله ندارم «وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا» [۲۳] واین زبان چقدر کمکها میتواند بکند. یا کتمان کردن. علمای یهود و مسیح میدانستند که پیابر همان کسی است که در تورات و انجیل اشاره شده است ولی کتمان کردند یا پزشک وقتی مرض را نمیفهمد بگوید نفهمیدم و کتمان نکند و بی جهت دارو بدهد. یا این پیرزن هان قدیمی که همه پزشک میشوند وطبابت میکنند. کمک از طریق وسایل خانه «وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ» [۲۴] ماعون یکی از سورههای قرآن است «أَ رَأَیْتَ الَّذی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ» [۲۵] «فَذلِکَ الَّذی یَدُعُّ الْیَتیمَ» [۲۶] و. . . و«وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ» حال ماعون چیست؟ ماعون جمع معن است به معنای چیزهای کوچکی که همسایهها به ما میدهند مثل ظرف و دیگ و. . . و قرآن انتقاد میکند از کسانی که حتی چیزهای خانه را به همدیگر نمیدهند. با شمشیر. این برای حکومت است. ما چند سال با حزب بعث عراق جنگ داشتیم ولی کشورهای اسلامی حتی بسیاریشان تکان هم نخوردند. در حالی که قرآن میفرماید اگر شما مسلمان هستید و بین دو گروه مسلمان اختلاف پیش آمد «فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتَّی تَفیءَ إِلی أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ» حجرات/۹ شمشیر دست گیرید و ببینید متجاوز کیست؟ البته ابتدا «فَأَصْلِحُوا» ولی اگر یکی از آنها گردن کلفتی کرد باید شمشیر به دست بگیرید و این از آیاتی است که هیچکدام از کشورهای اسلامی به آن عمل نکردند. کمک به مردم. در قرآن آمده است نزد ذالقرنین آمدند و گفتند قوم یاحوج و ماحوج ما را اذیت میکنند و شما دیواری بساز که شر این قوم از ما رفع شود و حضرت ذی القرنین هم برای اینها سدسازی کرد. خداوند به موسی و هارون میفرماید «أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً» [۲۷] موسی برای مردم هانه بساز. حضرت موسی بزغالههای شعیب را آب میداد، دیوار مردم را درست میکرد و مامور میشد برای مردم خانه بسازد. و انبیا فقط برای مردم حدیث نمیگفتند و به مشکلات مردم هم میرسیدند «اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ» [۲۸] آب برای مردم در بیاور. و گاهی هم مردم را آزاد کنید «وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذی آتاکُمْ»[۲۹] در سابق بردهداری بوده و وقتی در جنگ پیروز میشدند اسرای جنگی را برده خود میکردند و یکی از راههای آزاد کردن این بود که خود برده کار میکرده است تا قیمت خودش را بپردازد و آزاد شود. بعد قرآن همین آیه را میفرماید، یعنی مقداری از این قیمت خودش را به خودش ببخش. الان برده نداریم ولی سربازی هست که از سربازی آمده است و جوانی است که برای داماد شدن چیزی ندارد. در اسلام داریم که برده را آزاد کن حالا اینکه هم آزاد است و هم قبل از سربازی شاگرد تو بوده است چرا مقداری از زندگی خودت قیچی نمیکنی و به این نمیدهی مثل یک قطعه زمین و یا ماشین و وانت. پس او را رها کن. چون دیگر این جوان مسلمان از کافر، اسیر و برده که بدتر نیست. برخی میگویند وضع خودمان خوب نیست ولی قرآن میفرماید «الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاء»[۳۰](سرّاء) یعنی وقتی که وضعت خوب است و(ضرّاء) یعنی وقتی وضعت خراب است و در هر حال انفاق کن. کیفیت کمک این است که «من غیر استخفاف منه»[۳۱] یعنی اگر کمک کنید آن را خفیف نکنید مثلاً به فقیر میخواهند پول بدهند میگویند آواز بخوان و او را دلقک میکنند. حدیث داریم پول به فقیر میدهی دستت راببوس چون احترام دارد و قبل از اینکه ققیر بگیرد خدا گرفته است. حدیث دیگر داریم(استصغارها) یعنی کمک خود را بزرگ نشمار و آن را هر چند برزگ است نزد خود کوچک بدان. (واستکمامها) یعنی آن را کتمان کن و سریع هم کمک کن. و آخرین حدیث هم که مشکل است و برای من هم تازگن داشت این است که، اگر کسی عمری نماز شب بخواند و گریه کند و تمام عبادات را در زمین انجام بدهد ولی به مردم کمک نکند بی دین خواهد مرد. امام کاظم(ع) فرمود: «إِنَّ خَوَاتِیمَ أَعْمَالِکُمْ قَضَاءُ حَوَائِجِ إِخْوَانِکُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ مَا قَدَرْتُمْ وَ إِلَّا لَمْ یُقْبَلْ مِنْکُمْ عَمَلٌ حَنُّوا عَلَی إِخْوَانِکُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ تَلْحَقُوا بِنَا»[۳۲] خاتمه کارهایتان این است که چقدر مشکلات مردم را حل کردهاید و اگر مشکل مردم را حل نکنی هیچ عملی از تو قبول نخواهد شد. سپس میفرماید: اگر روز قیامت میخواهید به ما برسید «حَنُّوا عَلَی إِخْوَانِکُمْ وَ ارْحَمُوهُمْ» به برادران دینی خود کمک کنید، روز قیامت جایتان پیش ماست. اما اینهایی که به مردم کمک نمیکنند(ماآمن بالله ماآمن بمحمد ماآمن بعلی) یعنی به خدا و پیامبر و علی(ع) ایمان ندارند و این کسی است که وقتی به او میگویند گرهای را از مشکلی را باز کن در حالی که میتواند انجام نمیدهد. حرفهایمان تمام شد ولی اگر میتوانید مشکلی را حل کنید کوتاهی نکنید. اگر میتوانید به دخترن جهاز بدهید یا پسری را داماد کنید یا چرخ خیاطی بدهید.
خدایا به حق محمد و آل محمد ما را به وظایفمان آشنا بنما.
برای شادی روح حضرت امام و شهدا صلواتی بفرستید. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) از نهضت خمینی محافظت بفرما خامنهای رهبر به لطف خود نگهدار.
«والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
پانویس
- ↑ مائده/2.
- ↑ بقره/195.
- ↑ (ثوابالأعمال، ص135) .
- ↑ (بحارالأنوار، ج71، ص302) .
- ↑ (کافی، ج2، ص197).
- ↑ (المؤمن، ص54) .
- ↑ (قربالإسناد، ص56) .
- ↑ (کشفالغمة، ج2، ص29) .
- ↑ بقره/273.
- ↑ نساء/5.
- ↑ رعد/22.
- ↑ شوری/40 .
- ↑ یوسف/77.
- ↑ مائده/28 .
- ↑ قصص/20.
- ↑ قصص/23.
- ↑ قصص/25.
- ↑ (وسائلالشیعة، ج17، ص42).
- ↑ کهف/77 .
- ↑ بقره/245 .
- ↑ بقره/282.
- ↑ (کافی، ج4، ص59) .
- ↑ بقره/282.
- ↑ ماعون/7.
- ↑ ماعون/1.
- ↑ ماعون/2.
- ↑ یونس/87.
- ↑ بقره/60.
- ↑ نور/33.
- ↑ آل عمران/134.
- ↑ (مشکاةالأنوار، ص323).
- ↑ (بحارالأنوار، ج72، ص379).







