فرهنگ مصادیق:چیستی تمسخر و استهزاء
محتویات
دربارهٔ معنای تمسخر سوال داشتم؟
بیشتر واژه شناسان و مفسران قرآن، استهزا را هم معنای تمسخر میدانند. معنای این واژه آن است که کسی را تحقیر کنند و شأن و منزلت او را پایین آورند.[۱]و یا یکی از مبانی، اصول و آموزههای انسانی و دینی را بی ارزش جلوه دهند و آن را به ریشخند بگیرند.
کلمه "سخریه" که مبدأ اشتقاق کلمه "یسخر" است، به معنای استهزا بوده، و استهزا عبارت است از: این که انسان چیزی بگوید که با آن، کسی را حقیر و خوار بشمارد، حال چه این که چنین چیزی را به زبان بگوید و یا به این منظور اشارهای کند، و یا عملا تقلید طرف را در آورد، به گونهای که بینندگان و شنوندگان به طور طبیعی از آن سخن، یا اشاره و یا تقلید، بخندند.[۲]
این دو معنا از قرآن کریم قابل استفاده است؛ مانند آیات زیر:
۱. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ..."؛[۳] ای کسانی که ایمان آوردهاید، مباد که گروهی از مردان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخرهشدگان بهتر از آنها باشند. و مباد که گروهی از زنان گروه دیگر را مسخره کند، شاید آن مسخرهشدگان بهتر از آنها باشند. و از هم عیب جویی مکنید و یکدیگر را به القاب زشت نخوانید... .
۲. "قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ"؛[۴] بگو آیا خدا و آیات او و پیامبرش را تحقیر میکنید؟!
انواع تمسخر
تمسخر نیز مانند بسیاری از چیزهای دیگر، گونههای مختلف دارد. این عمل گاه در قالب نگارش جملههای طنز آمیز و نسبت دادن القاب زشت و ناپسند، یا مقاله، گاه با کشیدن کاریکاتور، گاهی از طریق نمایش و تقلید گویشها و لهجههای اقوام و ملتها و... میباشد که این امور معمولاً از رسانههای مکتوب؛ مانند روزنامهها و نشریات، رسانههای صوتی و تصویری از قبیل رادیو، تلویزیون، و... به دیگران انتقال داده میشود.
همان گونه که بیان شد، استهزا و تمسخر، گاه با زبان است و گاه با عمل؛ مانند اشاره، کنایه، تعریض و تقلید حرکات و گفتار؛ به گونهای که بینندگان و شنوندگان به طور طبیعی از آن سخن، اشاره و یا تقلید بخندند. البته، در کاربردهای قرآنی واژههای دیگری هم هستند که با واژه تمسخر از نظر موضوع مرتبط اند؛ مانند؛ همزه، لمزه و تنابز که در این فرصت مجال پرداختن به آنها نیست و شما را به تفاسیر قرآن ارجاع میدهیم.[۵]
انگیزهها و ریشههای تمسخر
از نگاه قرآن تمسخر و استهزا مانند دیگر رفتارهای ناپسند آدمی، عوامل و ریشههای گوناگون دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره میشود:
خود برتر بینی
برتر دیدن خود و یا قوم، تبار و ملت خود، یکی از ریشههای استهزای افراد، از اقوام و ملل دیگر است. بسیاری از طنزها که متوجه نژادها و فرهنگهای دیگر اقوام است، از این قبیل است. آنجا که قرآن میفرماید: "... نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را استهزا کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند،...".[۶] از این "شاید آنها از اینها بهتر باشند"، استفاده میشود که سرچشمه استهزا و تمسخر، همان حسّ خود برتر بینی و کبر و غرور است.[۷]
دنیاطلبی و دنیا مداری
در مضامین دینی، فریفتگی و دل بستگی کافران به دنیا، یکی از عوامل تمسخر و استهزای مؤمنان معرفی شده است: "زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است؛ از این رو، افراد با ایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره میکنند، در حالی که پرهیزگاران در قیامت بالاتر از آنان هستند (چرا که ارزشهای حقیقی در آن جا آشکار میگردد و صورت عینی به خود میگیرد) و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزی میدهد".[۸]
جهل و نادانی
بسیاری از مردم بر اثر ندانستن حکم و آثار سوء دنیوی و اخروی استهزا و تمسخر، صرفاً برای سرگرم کردن خود دست به چنین کاری میزنند، در حالی که در روایات، جهل و ندانستن، مذمت و در باره آثار سوء آن بارها هشدار داده شده است. امام علی (ع) در این باره میفرماید: "أسوأ السقم الجهل"؛[۹] بدترین بیماری، ندانستن است.
ارتکاب گناه
از جمله ریشههای استهزا، غرق شدن در گناهان است؛ زیرا گناه قلب انسان را تیره و از ارزشها گریزان میکند؛ از این رو، در مواجهه با آیات الاهی، به استهزای آنها میپردازد و آنها را به باد تمسخر میگیرد. قرآن کریم دربارهٔ این گروه میفرماید: "و سرانجامِ کسانی که بدیها را به بدترین وجه مرتکب میشدند، این بود که آیات خدا را تکذیب و آنها را استهزا کنند".[۱۰]
آثار استهزا و تمسخر
قبح، بدی و حرمت استهزا، تمسخر، نسبتهای ناروا به افراد، عیب جویی و افشای اسرار مردم، امری مسلم است، چه از طریق رسانه باشد و چه در محاورات و روابط اجتماعی دیگر، گر چه قبح و حرمت آن در رسانه بیشتر است؛ زیرا آثار سوء آن افزون تر است. در این جا به دو نمونه از آثار سوء فرهنگی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی آن اشاره میکنیم:
به خطر افتادن آبروی افراد
یکی از مشکلاتی که در زمان حاضر با آن مواجه هستیم، رواج پیامکها و بلوتوثهایی است که به وسیله آن، مسائل غیر اخلاقی، هجویات، مسخره کردن قشرهای مختلف جامعه و... را منتشر میسازند، در حالی که در آموزههای دینی، حرمت انسان مؤمن بالاتر از حرمت خانه خدا است: "عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْکَعْبَةِ"؛[۱۱] امام صادق (ع) فرمود احترام و شخصیت مؤمن از حرمت کعبه بالاتر است.
فراموش کردن خدا
از جمله آثار سوء استهزا و تمسخر، و سرگرم شدن به این امور، علاوه بر تضعیف غیرت دینی، و سست شدن مبانی اعتقادی مردم، غفلت از یاد خدا را در پی خواهد داشت: "فَاتّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیا حَتّی أَنْسَوْکُمْ ذِکْری وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ"؛[۱۲] اما شما آنها را به مسخره گرفتید و این برخورد، شما را از یاد من غافل کرد و شما به آنها میخندیدید!.
این آیه معنایش این است که همین اشتغال و سرگرم شدن به تمسخر مؤمنان، و ریشخند زدن به اعتقادات، باورها، رفتار و کردارشان، باعث میشود که انسان از ذکر و یاد خدا غافل شود، و سرانجام فراموشی و غلفت از یاد خدا، گرفتار شدن به عذاب الاهی خواهد بود.
بخش دوم: کاریکاتور
در دنیای کنونی، کاریکاتور به عنوان یک هنر در کنار دیگر هنرها؛ مانند طنز سیاسی و.... زبانی است برای انعکاس مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... امروزه کاریکاتوریستها با هنر خود بسیاری از مشکلات و کمبودهای اجتماعی را در قالب کاریکاتور منعکس میکنند. آنان نیز مانند دیگر افراد و گروهها از این طریق به رسالت فرهنگی و تعهدات اجتماعی و دینی خود عمل میکنند.
به عنوان نمونه، اگر کاریکاتوریست یکی از تشبیهات قرآن را در قالب کاریکاتور ترسیم کند؛ نظیر این آیه: "کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم میخورند، (در حقیقت،) تنها آتش میخورند... ."،[۱۲] حال اگر این آیه در شکل فردی که مشغول خوردن آتش است، ترسیم شود. و یا آیه: "وای بر ... همان کس که مال فراوانی جمعآوری و شماره کرده (بیآنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)". را که تهدید و انذار خداوند نسبت به ثروت اندوزان است، به صورت کاریکاتور در آورد!؟ آیا این عنوان تمسخر پیدا میکند؟ قطعاً این گونه نیست، بلکه دقیقاً عمل نمودن به رسالت دینی و فرهنگی است.
به هرحال، این کار (کاریکاتور) اگر برای تخریب و نشان دادن عیب اشخاص با هدفی غیر اخلاقی، عقلایی و شرعی[۱۳] باشد و یا در جهت تخریب فرهنگی و... باشد، عنوان تمسخر پیدا میکند و طبیعی است که جایز نیست، اما اگر در خدمت افکار عمومی باشد، برای انعکاس ضعفهای اجتماعی و بیان مشکلات مردم و جامعه، بدیهی است که عنوان تمسخر بر او صادق نخواهد بود، بلکه رسالتی از سوی اهل هنر برای گوشزد نمودن مشکلات اجتماعی - سیاسی، اعم از مسائل اقتصادی، تبعیضها، نابرابریها و... به متولیان امور و دست اندرکاران خواهد بود.
پانویس
- ↑ فهری، سید ابوالحسن، فرهنگ المحیط، واژه "تمسخر"؛ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 11، ص 256؛ قرشی، علی اکبر، قاموس قرآن، ج 7، ص 154، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1371ش
- ↑ طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 321، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417ق
- ↑ حجرات، 11
- ↑ توبه، 65
- ↑ به عنوان نمونه ر. ک: تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج27، ص 309، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1372؛ قاموس قرآن، ج 7، ص 164
- ↑ حجرات، 11
- ↑ تفسیر نمونه، ج 22، ص 179
- ↑ بقره، 212
- ↑ تمیمی آمدی، عبد الواحد، غررالحکم، ص 73، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، 1366ش
- ↑ روم، 10
- ↑ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 64، ص 71، موسسة الوفاء، بیروت، 1409ق. [12] مؤمنون، 110
- ↑ نساء، 10
- ↑ اگر با هدف امر به معروف و نهی از منکر باشد، عنوان تمسخر پیدا نمیکند







