فرهنگ مصادیق:چگونگی برخورد و مبارزه با بدعتها
مبارزه با بدعتها و تحریفها؛ مهمترین وظیفه علما
حدیث معروفی است از پیامبر اکرم(ص): ((اذا ظهرت البدع فعلی العالم ان یظهر علمه و الا فعلیه لعنه الله و الملائکه و الناس اجمعین)) اگر بدعت ظاهر شد در میان مردم، بر شخص عالم است که اظهار بکند و بگوید و گرنه لعنت خداو ملائکه و همه مردمان بر او خواهد بود. این حدیث شریف، وظیفه احیاء دین را که در درجه اول بر عهده طبقه علما است بیان میکند، از راه مبارزه با بدعتها و تحریفها.
گروهی از علمای امامیه، ایمان را از شروط قبول خبر راوی میدانند و روایات کسانی را که از بدعتهای قولی پیروی میکنند و این بدعت آنان را به فرقهای دیگر، چه فرقههای شیعی و چه غیر آن، منسوب میسازد، نمیپذیرند. هم چنین بدعتهای عملی اگر در دین فسق تلقی شود، عدالت راوی را زایل میکند و منقولات او مقبول واقع نمیگردد.
اهتمام جدّی علمای اسلام نسبت به بدعت، گذشته از آن که به منظور حراست از حریم دین و پیش گیری از هر گونه دگرگونی در آن صورت میگیرد، ناشی از احادیث بسیاری است که در نکوهش بدعت روایت شده است.
بنابر احادیث، هیچ چیز مثل بدعت، دین را نابود نمیکند و بدعت گذاری در دین نوعی شرک و کفر است و بدعت گذاران از بدترین و زیان کارترین آفریدگان و مغضوبترین آنها در پیشگاه خدا هستند که شیطان بر آنها چیره شده است و در نتیجه به مخالفت با خدا و پیامبر و قرآن برخاستهاند. عمل دینی بدعت گذار، تا زمانی که از بدعت خود دست برندارد، پذیرفته نیست، هم چنان که قبول توبهٔ او مشروط به بازگرداندن همهٔ گمراه شدگان از انحراف است.
از سوی دیگر، مقابله با بدعت گذاران و برحذر داشتن مردم از ایشان وظیفهٔ عالمان دین است و اگر عالمی در برابر بدعتها نایستد و دانش خود را عرضه نکند، به نفرین خدا دچار میشود. برای آن که افراد ناآگاه و ضعیف به دام بدعت گذاران نیفتند، در هر روزگار شخصی از خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم وجود دارد که در برابر بدعتها میایستد و حق را آشکار میکند.
در این رابطه مرحوم شهید مطهری(ره) در کتاب حماسه حسینی، ضمن اشاره به این حدیث میگوید: بالاتر از این را خود قرآن کریم فرموده است:((ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون)) آن دانایانی که حقایقی را که ما گفتهایم، میدانند ولی کتمان میکنند و میپوشانند، اظهار نمیکنند، لعنخ خدا و لعنت هر لعنت کنندهای بر آن باد. وظییفه علما در دوره ختم نبوت، مبارزه با تحریف است. خوشبختانه ابزار این کار در دست است و در میان علما بوده و هستند افرادی که با این نقطه ضعف مبارزه کرده و میکنند. وظیفه علما است که با اکاذیب مبارزه کنند، وظیفه علما است که مشت دروغ گویان را باز کنند.
همچنین آیت الله جوادی آملی در این رابطه میگویند: هنگام شروع بدعتها در میان امت اسلام، عالم باید با بهره گیری از سلاح علم، با آنها مبارزه کند وگرنه - طبق حدیث نقل شده- خداوند و فرشتگان و همه مردمان بر او لعنت میفرستند. اگر افراد عادی به حال خود وا نهاده شوند، از راه راست منحرف خواهند شد.
اما چگونه باید با بدعت برخورد نمود؟
اما سوال مهم و اساسی در اینجا، این است که در مواجهه با بدعتها باید از چه شیوهای استفاده نمود و آیا در برخورد با آنها میتوان دبا تساهل و تسامح برخورد کرد؟
پاسخ مرحوم شهید مطهری(ره) این است:
((افرادی پیدا میشوند که در دین بدعت ایجاد میکنند. یک کسی میآید میگوید من نایب خاص امام زمان هستم، مثل علیمحمد باب. این را ” اهل بدعت ” میگویند. در حدیث است اگر اهل بدعت پیدا شدند، با اهل بدعت مبارزه کنید و عالم باید مبارزه کند و حق ندارد ساکت باشد، و در یک حدیث تعبیر چنین است:((و باهتوهم)): یعنی مبهوتشان کنید، بیچاره شان کنید، یعنی با آنها مباحثه کنید و دلیلهایشان را بشکنید.(( فبهت الذی کفر: در نتیجه آن کفر پیشه مبهوت ماند))( بقره/۲۵۸)، چنانکه ابراهیم، آن کافر زمان خودش را مبهوت کرد، شما هم مبهوتش کنید.
بعضی آدمهای کم سواد این ((باهتوهم)) را این جور معنی کردند: به آنها تهمت بزنید و دروغ ببندید. بعد میگویند: اهل بدعت دشمن خدا هستند و من دروغ علیه او جعل میکنم. با هر کسی هم که دشمنی شخصی داشته باشد میگوید: این ملعون، اهل بدعت است. صغری و کبری تشکیل میدهد، بعد هم شروع میکند به دروغ جعل کردن علیه او. شما ببینید اگر جامعهای به این بیماری مبتلا باشد که دشمنهای شخصی خودش را اهل بدعت بداند و حدیث((باهتوهم)) را هم چنین معنی کند که دروغ جعل کن، با دشمنهای خودش چه میکند! آن وقت است که شما میبینید دروغ اندر دروغ جعل میشود.
یک وقتی یک مرد عالم و بزرگی ( عالم هم گاهی اشتباه میکند ) به من رسید و گفت شنیدهام فلان کس ( یک آدمی که یک مسلمان کامل عیار است ) العیاذ بالله، اصلا من نمیتوانم حتی این را به زبان بیاورم، حالا از باب موعظه است، برای اینکه بدانید چه اجتماع ننگینی ما داریم، البته آن عالم شنیده بود و مرد خوبی است، گفت شنیدهام فلان کس گفته است چقدر خوب شد العیاذ بالله که محسن حضرت زهرا سقط شد، برای اینکه اگر او هم میماند دوازده مصیبت برای اسلام درست میکرد! گفتم: تو آخر چرا این حرف را میزنی؟! او یک مسلمان است، من او را از نزدیک میشناسم، او وقتی فضائل ائمه گفته میشود، اشکش میریزد. ببین تا کجاها علیه یکدیگر جعل میکنند. آن وقت اینچنین جامعهای که کارش جعل است، کارش بهتان و تهمت زدن است، قرآن کریم وعده عذاب داده است.))







