فرهنگ مصادیق:چهل حدیث درباره حُسن ظن و خوشبینی
احادیث
۱ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
إنَّ حُسنَ الظَّنِّ مِنَ العِبادَهِ.
حسن ظن و خوش بینی انسان خود یکی از مصادیق عبادت است.[۱]
۲ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
أَفضَلُ الوَرَعِ حُسنُ الظَّنِّ.
حسن ظن و خوش بینی بالاترین مرتبه تقوی و پرهیزکاری است.[۲]
۳ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
حُسنُ الظَّنِّ راحَهُ القَلبِ وَ سَلامَهُ البَدَنِ.
خوش بینی، مایه راحتی جان و سلامتی تن آدمی است.[۳]
۴ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
اِحتَرِسوُا مِنَ النّاسِ بِسُؤالظَّنِّ.
از سوء ظن و بدگمانی نسبت به مردم بپرهیزید.[۴]
۵ـ «امام جعفرصادق (علیه السلام)»:
حُسُن الظَّنِّ اَصلُهُ مِن حُسنِ ایمانِ المَرءِ و سَلامَهِ صَدرِهِ.
اصل و ریشه حسن ظَن، ایمان نیکوی شخص و صفای باطنی او است.[۵]
۶ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
اِنّ اللهَ تَعالی حَرَّمَ مِنَ المُسلِمِ دَمَهُ وَ مالَهُ وَ أَن یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوءِ.
خداوند متعال، تعرض به جان و مال مسلمان و سؤظن و گمان بد بردن به او را حرام فرموده است.[۶]
۷ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
اِتَّقوا ظُنونَ المُؤمنینَ فَاِنّ الله تعالی جَعَلَ الحَقَّ عَلَی اَلسِنَتِهِم!
از ظن و فراست مؤمنان برحذر باشید که خداوند متعال حقیقت را بر زبان آنان جاری ساخته است![۷]
۸ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
اِطرَحوا سُوءَ الظَّنِّ بَینَکُم فَاِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ نَهی عَن ذلِکَ.
سؤ ظن و حس بدبینی را نسبت به همدیگر از خود دور کنید. این یک وظیفه و دستور خداوند متعال است[۸].
۹ـ «امام جعفرصادق (علیه السلام)»:
أَحسِنوا ظنُونَکُم بِاِخوانِکُم تَغَتَنِموا بِها صَفاءَ القَلبِ وَ نَقاءَالطَّبعِ.
در حق برادران خود حسن ظن داشته باشید که برای شما صفای دل و پاکیزه طبعی به دنبال خواهد داشت[۹].
۱۰ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
مَن ظَنَّ بِکَ خَیراً فَصَدِّقْ ظَنَّهُ.
کسی که به تو حُسن ظن دارد تو نیز این خوش باوری او را نسبت به خود بپذیر[۱۰].
۱۱ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
مَن لَمْ یُحِسنْ ظَنَّهُ اِستَوَحشَ مِن کُلِّ اَحَدٍ!
کسی که حسّ بدبینی دارد از همه کس وحشت دارد![۱۱]
۱۲ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
سُوءُ الظَّنِّ بِمَن لایَخونُ مِنَ اللُّؤْمِ.
سؤظن بردن به کسی که اهل دغل و خیانت نیست نشانه لئامت و فرومایگی است[۱۲].
۱۳ـ «مولی امیرالمؤمنین علیه السلام»:
مَن ساءَ ظَنُّهُ بِمَن لایَخونُ حَسُنَ ظَنُّهُ بِما لایَکونُ!
کسی که به شخص امینی که اهل خیانت نیست گمان بد ببرد (در عوض) به آنچه که واقعیت ندارد خوش گمان خواهد بود![۱۳].
۱۴ـ «امام رضا (علیه السلام)»:
مَن عَرَّضَ نَفسَهُ لِلتُّهمَهِ فَلایَلومَنَّ مَن أساءَ الظَّنَّ بِه.
کسی که خود را در معرض تهمت قرار میدهد، دیگر حق ندارد کسانی که به او بدگمان میشوند ملامت نماید[۱۴].
۱۵ـ «امام جعفرصادق (علیه السلام)»:
اذاَ اتَّهمَ المُؤمنُ اَخاهُ اِنْماثَ اَلاِیمانُ فی قَلبهِ کَمایَنماثُ المِلحُ فی الماءِ!
هرگاه مؤمن برادر دینی خود را تهمت بزند، ایمان او همانند نمک که در آب حل میشود ذوب و مضمحل میگردد![۱۵]
۱۶ـ «امام محمدباقر (علیه السلام)»:
ایّاکُم وَ الظَّنَّ، فإنَّ الظّنَ اَکذَبُ الکِذبِ!
به هوش باشید و از گمانهای بی پایه بپرهیزید و بدانید دروغ بودن گمان، بیش از هر دروغی دیگر حقیقت دارد![۱۶]
۱۷ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
مَخرَجُ المُؤمِنِ مِنْ سُؤِ الظَّنِّ أَنْ لایُحقِّقَهُ.
مؤمن، برای رهایی از بدگمانی، باید که سؤظن خود را (هیچگاه در خارج) به فعلّیت نرساند[۱۷].
۱۸ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
حُسنُ الظّنِّ أَن تُخلِصَ العَمَلَ وَ تَرجُوَمِنَ الله أَن یَعفُوَ عَنِ الزَّلَلِ.
حسن ظن (به خدا) آن است که تو (اوّل) عمل را خالص کنی بعد امید داشته باش که خدا از خطاهایت درگذرد.[۱۸].
۱۹ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
ماکَرِهتَهُ لِنَفسِکَ فَاکرَهْ لِغَیرِکَ وَ ما اَحبَبتَهُ لِنَفسِکَ فَأَحِبَّهُ لِأَخیک.
چیزی که برای خودت خوش نداری برای دیگران هم خوش مدار و آنچه برای خودت دوست میداری برای برادر دینی ات هم دوست بدار[۱۹].
۲۰ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
المُریبُ اَبداً عَلیلٌ!
آدم شکّاک و بدگمان همیشه مریض است![۲۰]
۲۱ـ امام جواد (ع):
مَن لَم یَرضَ مِن اَخیهِ بِحُسنِ النَّیَّهِ لَم یَرضَ مِنُه بِالعَطِیَّهِ.
کسی که از حُسن نیّت برادر دینی اش خشنود نباشد از محبّت و عطاهای او نیز خوشنود نخواهد بود. [۲۱]
۲۲ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
لادینَ لِمُسیءِ الظَّنِّ!
کسی که حسّ بدبینی دارد، دین و ایمان ندارد![۲۲]
۲۳ـ «امام رضا (علیه السلام)»:
اِعلَمْ أَنّ الجُبنَ وَ البُخلَ وَ الحِرصَ غریزهٌ یَجمَعُها سُؤُالظَّنِّ.
این را بدان که (این سه صفت) ترس و بخل و طمع، غریزههایی هستند که منشأ همه آنها سؤظن و بدبینی است.[۲۳]
۲۴ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
لایَغلِبَنَّ عَلَیک سُؤُالظَّنِّ فاِنَّهُ لایَدَعُ بَینَک وَ بَینَ خَلیلٍ صُلحاً!
هیچ وقت به سؤ ظن و بدگمانی گرفتار مشو و الّا با هیچ دوست و رفیقی جای آشتی برایت نخواهد گذاشت![۲۴]
۲۵ـ مولی امیرالمؤمنین (ع):
مَن ساءَ ظَنُّهُ ساءَت طَوِیَّتُهُ!
آن کس که حس بدگمانی دارد از بدی باطن خود حکایت میکند![۲۵]
۲۶ـ «امام جعفرصادق (علیه السلام)»:
لاتَطلُبَنَّ بِکَلِمَهٍ خَرجَتْ مِنَ أخیکَ سُؤاً و اَنتَ تَجِدُلَها فی الخَیرِمَحمِلاً.
سخن برادرت را مادامی که حمل بر خیرخواهی توانی کرد هیچگاه آن را بر بدبینی و غرض ورزی حمل مکن.[۲۶]
۲۷ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
اِیّاکَ أَن تُسیءَ الظَّنَّ فَإنَّ الظّنَّ یُفسِدُ العبادَهَ و یُعْظِمُ الوِزرَ.
برحذر باش و به کسی سؤظن مَبَر. سؤظن عبادتها را فاسد میکند و بار باعظمت گناه را سنگین مینماید.[۲۷]
۲۸ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
مَن دخَل مداخِلَ السُّوءِ اُتُّهِمَ.
کسی که در اماکن نامطلوب و بدنام قدم بگذارد مورد اتّهام و سؤظن قرار خواهد گرفت.[۲۸]
۲۹ـ «امام جعفرصادق (علیه السلام)»:
لاتَطلُبِ النُّصحَ مِمَّن صَرَفتَ سؤَظَنِّکَ بِه.
از کسی که نسبت به او سؤ ظن داری نصیحت و خیرخواهی مخواه.[۲۹]
۳۰ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
اَلطِّیَرهُ لَیسَتْ بِحقٍّ.
فال بد زدن حقیقت ندارد.[۳۰]
۳۱ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
حُسنُ الظَّنِّ بِاللهِ مِن عِبادهِ الله.
خوش گمانی نسبت به خدا، خود یکی از عبادتهای الهی است.[۳۱]
۳۲ـ امام هادی (ع):
اذا کانَ زمانُ الجَورِ فیهِ أغلبُ مِنَ العَدْلِ فَلَیسَ لِأَحدٍ أَن یَظُنَّ بِأَحدٍ خیراً حتی یَبدُوَ ذلِکَ مِنهُ.
زمانی که ظلم و تعدی در جامعه بر حق و عدالت غلبه داشت دیگر کسی نباید دربارهٔ کسی دیگر خوش بین و خوش گمان باشد مگر خلاف آن ثابت گردد.[۳۲]
۳۳ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
سؤُالظَّنِ بِالمُحسنِ شرُّ الاِثِم وَ أقبَحُ الظُّلمِ.
به آدم نیکوکار گمان بد بردن، بدترین گناهان و قبیحترین ستمها است.[۳۳]
۳۴ـ «امام محمدباقر (علیه السلام)»:
وَ اللهُ الَّذی لااِله الاّ هُوَ لایَحسُنُ ظَنُّ عَبدٍ مؤمنٍ بِاللهِ اِلاّ کانَ اللهُ عِندَ ظَنِّ عَبدِهِ المؤمِنِ.
سوگند به «الله» که خدایی جز او نیست هر بنده مؤمنی که نسبت به خدا گمانش نیکو باشد خداوند با همان گمان او با وی رفتار (نیکو) خواهد داشت.[۳۴]
۳۵ـ «پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم»:
إنَّ حُسنَ الظَّنِ بِالله ثَمَنُ الجَنّهِ.
خوش گمانی نسبت به خدا، بهای بهشت است.[۳۵]
۳۶ـ «امام جعفرصادق (علیه السلام)»:
حُسنُ الظّنِّ بِاللهِ أَنْ لاتَرجُوَ اِلاّ اللهَ و لاتَخافَ الاّ ذَنبَکَ.
خوش گمانی نسبت به خدا آن است که امیدی به غیر از او نداشته باشی و جز از گناه خود از هیچ چیز نهراسی.[۳۶]
۳۷ـ «امام رضا (علیه السلام)»:
إنَّ اللهَ عزَّوَجَلَّ یَقولُ: اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِیَ المُؤمنِ بی: إنْ خَیراً فَخیراً وَ إنْ شَرّاً فَشَرّاً.
خداوند متعال میفرماید: من به همراه گمان بنده مؤمن خود هستم: اگر گمانش نسبت به من نیکو است پاداش او هم نیکو و اگر نکوهیده پاداش و کیفرش هم نکوهیده خواهد بود.[۳۷]
۳۸ـ «امام محمدباقر (علیه السلام)»:
وَاللهُ الّذی لا اِلهَ اِلاّ هُوَ لا یُعَذِّبُ اللهُ عزَّوجَّل مُؤمناً بَعذابٍ بَعَدالتَوبَهِ و الاِستغفارِ لَهُ اِلاّ بِسُوءِ ظَنِّهِ بِالله عزّوجَلّ وَ اغتیابِه لِلمؤمنین!
سوگند به «الله» که خدایی جز او نیست خداوند متعال هرگز مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمیکند مگر به واسطه (این دو چیز): بدگمانی نسبت به خدای متعال و غیبت کردن مؤمنان است![۳۸]
۳۹ـ «مولی امیرالمؤمنین (علیه السلام)»:
طَهِرّوا قُلوبَکُم مِنَ الحِقدِ فَاِنّهُ داءٌ وَ بیءٌ.
دلهایتان را از بغض و کینه پاکیزه کنید. کینههای درونی همانند «وبا» یک بیماری کشنده است.[۳۹]
۴۰ـ امام موسی بن جعفر (ع):
کَذِّبْ سَمعَکَ و بَصَرَکَ عَن أخیکَ، فَاِنْ شَهِدَ عِندَکَ خَمسونَ قَسامهً وَ قال لَکَ قَولاً فَصَدِّقهُ وَ کَذِّبهُم!
چشم و گوش خود را نسبت به برادر دینی ات تکذیب کن آنچنان که اگر پنجاه نفر دربارهٔ او حرفی زدند و او خلاف آنها را گفت تو حرف او را قبول کن و دیگران را تکذیب نما! (به او کمال خوش بینی داشته باش)[۴۰]
منبع
شکوفههای حکمت
پانویس
- ↑ شهاب الاخبار، ص ۳۵۷.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۶.
- ↑ شرح غرر، ج ۳، ص ۳۸۴.
- ↑ تحف العقول، ص ۵۳.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۱۹۶.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۲۰۱.
- ↑ نهج البلاغه، کلمه ۳۰۱.
- ↑ خصال، ج ۲، ص ۱۶۳.
- ↑ بحار، ج ۵، ص ۱۹۶.
- ↑ نهج البلاغه، کلمه ۲۴۰.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۷.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۷.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۸.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۹۱.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۱۹۸.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۲۵۲.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۲۱.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۷.
- ↑ بحار، ج ۷۷، ص ۶۷.
- ↑ فهرست غرر، ص ۱۴۶.
- ↑ بحار، ج ۷۸، ص ۳۶۵.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۸.
- ↑ مواعظ صدوق، ص ۱۰۹.
- ↑ تحف العقول، ص ۷۷.
- ↑ فهرست غرر، ۱۶۲.
- ↑ بحار، ج ۷۸، ص ۲۵۱.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۲۷.
- ↑ نهج البلاغه، کلمه ۳۴۱.
- ↑ بحار، ج ۷۸، ص ۳۶۹.
- ↑ نهج البلاغه، کلمه ۳۹۲.
- ↑ بحار، ج ۷۷، ص ۱۶۶.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۱۹۷.
- ↑ فهرست غرر، ص ۲۷۷.
- ↑ اصول کافی، ج ۳، ص ۱۱۵.
- ↑ سفینه، ج ۲، ص ۱۰۹.
- ↑ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۷۴.
- ↑ مُسندالامام الرضا علیه السلام، ج ۱، ص ۲۷۳.
- ↑ بحار، ج ۷۵، ص ۲۵۹.
- ↑ فهرست غرر، ص ۷۳.
- ↑ سفینه، ج ۲، ص ۱۱۱.







